سلام.
در یک تاپیکی، حرف زده شد بین بنده و استاد مسلم...
بنده می گفتم...آدم عاقل می گوید که خدا، نه اون زجر و بلا و مصیبتهاتو می خوام، نه اون بهشت برین و جاودان و حوری و شراب و عسلت رو...ولی استاد مسلم می گفتن...نه خیر، آدم عاقل همیشه، حاظره برای یک خیر کثیر، سختی های فراوان بکشه....و سختی ها را به جون بخره...البته شاید من آلان یادم رفته باشه و چیزی رو از قلم بیاندازم...خود استاد مسلم هستن، تصحیح می کنن....استاد مسلم می گفتم این یک قاعده عقلی است....ولی بنده می گفتم...نه، عدم و نیستی...بدون آنکه لحظه ای پا در این دنیا بگذاری...بدون اونکه لحظه ای طعم هستی رو بچشی...خیلی مقبول تر از اونه که بدنیا بیایی، یک دوره ای در سختی و مشقت و سختی بگذرونی که بعدش، به بهشت برسی....
[SPOILER]که باید بیشتر توضیح بدم، اگر من منظورم این بود که همچین ذهنیتی مقبول تره، منظوم این بود که شخص عاقل در هنگام خلقت و هنوز پاش به بهشت نرسیده، همچین رای و انتخابی می کنه...بله اگر پاش به بهشت برسه...و هم آغوش حوریان و سرگرم عسل و میوه های بهشتی بشه...چه بسا، صد ها بار بگه، کاش من به جای صد سال، هزار سال در دنیا مصیبت و سختی می کسیدم...اصلا چه باکی بود!!!البته اگر از همچین شخصی می پرسیدیم که شما حاظر بودی برای رسیدن به این سرخوشی و لذت، سر بچه خودت رو هم ببری و شکنجش بدی، این کار رو می کردی...پاسخ می داد...چرا که نه، سر بچمو گوش تا گوش می بریدم و می کوبیدم به دیوار...چرا چون الان در یک حال سرخوشی و لذتی وصف ناپذیره...این، ذات انسان و آدمیزاده...این ذات آدمیزاده که دنبال لذت و آرامش شخصیه....حتی اونجا که دوس نداره که بچش رنجیده خاطر بشه، بازم دنبال لذت و آرامش شخصی خودشه....حتی اونجا هم که براای خاطر امام حسین می ره جونشو می ده هم به خاطر لذت و آرامش شخصی خودشه...[/SPOILER]
حرف من اینه که شخص هنوز پا در بهشت نذاشته و یا اگر هم گذاشته، بتونه از اون اوج لذت بیرون بیاد و دو کلام منطقی فکر کنه...او هم حتما خواهد گفت..خدا قربونت، من نه اون زجر و مصیبتتاتو می خوام یا می خواستم نه اون بهشت برینت رو...پس با این توضیح، از یک آدم که هنوز پا در این عالم هستی نذاشته اگر می شد که سوال کرد ازش، در پاسخ می گفت...من حاظر نیستم پا به این عالم بذارم که چی...که یک عمر سختی و مصیبت و رنج ببینم که بعد بهشت برین نصیبم بشه.....دیگه البته ما بحث نمی کنیم که اون آدم در ابتدا خبر نداره که در آیا جهنمی خواهد شد یا نه...اگر احتمال جهنمی بودنش رو هم در نظر بگیریم و این جهنمی شدن رو هم در نظر بگییریم و ازش سوال کنیم که دیگه قوز بالا قوز می شه.چون گسی اگر احتمال بدهد که جهنمی خواهد شد، آن هم جاودانه ولو فقط نیم درصد احتمال بدهد، هیچوقت پا در جهان نگذاشت....نیم درصد ولو کمتر از نیم درصد هم به ریسکش نمی ارزد...بحث مریض شدن مثلا فلج شدن برای چند سال گذرا نیست...بحث جاودانه در جهنمی شدن است که آدم از توصیفش هم خوف داره...یک صدم درصد هم احتمال همچین جهنمی به ریسکش نمی ارزه...
پس من از استاد مسلم می خوام ثابت کنن اگر شدنیه که چرا آدم عاقل در هنگام خلقت اگر ازش سوال بشه که به این دنیا می آیی یا نه، پاسخ خواهد داد، که با تمام میل خواهم آمد!!!!
ممنون