کمرویی

فرزند من سرویس مدرسه اختصاصی می خواهد

به نام خدا
سلام
دخترم کلاس پنجم است. مدرسه اش با خانه مان فاصله زیادی ندارد ولی چون وضع جامعه را مناسب نمی دانم ، نمی خواهم پیاده به مدرسه برود. مشکلی که دارم این است که او چند روز برای مدرسه از مینی بوس به عنوان سرویس ایاب و ذهاب استفاده کرد اما آخرش با چشم گریان به من گفت که بچه ها نمی گذارند من روی صندلی بنشینم و مرا از جایم بلند میکنند و خودشان روی صندلی من می نشینند و می گویند: چون ما اول سال روی این صندلی نشسته ایم ، پس همیشه این صندلی جای ماست. منم زورم به آنهها نمی رسد و ناچارا تا منزلا تمام طول راه را سر پا می ایستم.

از سال دوم دبستان که من برای او سرویس مینی بوس گرفتم ، این مشکل بروز کرد و من با این فکر که او کلاس دوم است و اکثر دانش آموزان از او بزرگترند (کلاسهای سوم تا پنجم) ، برای او سواری گرفتم. با خودم گفتم بگذار بزرگتر شود ، دو سال پایانی دبستان که دیگه او جزء ارشدهای مدرسه است ، برایش مینی بوس می گیرم. آن موقع او بزرگتر است و اکثر بچه ها از او کوچکترند و بنابراین اگر مشکلش حل هم نشود ، لااقل کمتر خواهد شد.

با این فکر ، کلاس دوم تا چهارم را برای او سرویس سواری گرفتم. اما سال پنجم که خواستم برایش مینی بوس بگیرم ، باز هم این مشکل بروز کرد و او با چشم گریان و ناراحتی ، ابتدا به مادرش و نهایتا به من مساله را گفت. جوری بود که گوشه خانه می نشست و زانو به بغل می گرفت و گریه می کرد. باز هم برای او سواری گرفتم.

حالا می خواهم برای کلاس ششم او مینی بوس بگیرم تا او در تماس با همسن و سالهای خود باشدذ و کم کم یاد بگیرد که چگونه از خود دفاع کند. منطقی نیست که همیشه من اسباب راحتی او را فراهم کنم و او را از بقیه جدا نگه دارم تا مشکلی برایش ایجاد نشود.

آیا این کار (مینی بوس گرفتن) کافی است؟
این اقدام من که او را در شرایط واقعی اجتماعی قرار بدهم تا کم کم یاد بگیرد ، باعث می شود که او قطعا سال آینده هم با این مشکلات روبرو شود. آن وقت چه کنم؟ بروم با آن دانش آموزانی که به او زور می گویند صحبت کنم ( چندین نفرند ، نه یکی دو نفر) ؟ یا با مسئولین مدرسه صحبت کنم؟ مسئولین میگویند رفتارهای بچه ها بین خودشان است و به ما ربطی ندارد. اینها بچه اند و .... .

چه کار کنم که او تعامل با همسالان خود و دفاع از حق خود را یاد بگیرد؟

ضمناً او این صفت روحی اش را از خودم به ارث برده است.

درمان کم رویی نوجوان با این روشها

انجمن: 

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:

نقل قول:


سلام
دخترم کلاس پنجم دبستان است. مشکلی که داریم این است که سرویس مدرسه او ، یک مینی بوس است. دخترم با گریه به من اصرار میکند که برایش سرویس سواری بگیرم زیرا در مینی بوس همه اش سرپا می ایستد و هر وقت هم که صندلی خالی باشد و بنشیند ، سایر دانش آموزان او را از جایش بلند میکنند و خودشان می نشینند. دخترم میگوید: حتی اگر موقع سوار شدن به مینی بوس ، صندلی خالی وجود داشته باشد ، من آنجا نمی نشینم و سر پا می ایستم. چون میدانم چند کوچه جلوتر وقتی بچه های دیگری سوار شدند ، مرا از جایم بلند می کنند و می گویند: ما اول سال اینجا نشستیم و این صندلی همیشه مال ماست.

دخترم سال اول دبستان که بود ، این مشکل سرویس مدرسه بروز کرد. من فکر کردم که او کوچک است ( کلاس اولی) و اکثر دانش آموزان مدرسه از او بزرگتر هستند. لذا سرویس سواری برایش گرفتم. تا پایان سال چهارم سرویسش سواری بود. اما موقعی که به کلاس پنجم رفت ، با خودم فکر کردم که او الان جزء دانش آموزان ارشد مدرسه است و موقع مناسبی است که سرویس مینی بوس استفاده کند تا با محیط اجتماعی و دفاع از حق خود و ... بیشتر آشنا شود. زیرا اگر او را در حالت ایزوله قرار می دادم (سواری) او با این شرایط روبرو نمیشد و طبیعتاً مشکلش حل نمی شود... اما حالا که میخواهم با محیط بزرگتر و شرایط فغوق روبرو شود ، باز هم می بینم مشکل فوق وجود دارد.

بله. دخترم شدیداً کمرو است. البته این ویژگی را از خودم به ارث برده. من تا پایان دوره کارشناسی در دانشگاه همینطور بودم اگر سرویس دانشگاهمان که از خوابگاه حرکت می کرد ، و در مسیر از چند دانشکده می گذشت ، اگر کسی از همدانشکده ای های من در سرویس بود تا موقع رسیدن به دانشکده بگوید" آقا نگهدار" ، منم با او پیاده میشدم. اگر نبود ، راننده از دانشکده ما می گذشت و من تا دو یا سه دانشکده بالاتر که کسی پیاده شود ، باید صبر می کردم... اصلاً صدایم در نمیامد که بگویم "آقا نگهدار". یکبار امتحان کردم و کنار راننده ایستادم و موقعی که به دانشکده رسیدیم به راننده گفتم "آقا نگهدار". با وجودیکه فاصله سرم با سر راننده شاید سی سانت هم نبود ، اما صدایم آنقدر لرزان و ضعیف بود که احساس می کردم به گوش راننده نمیرسد.... اگر هم کسی صدایم را می شنید ، شاید از شدت مظلومیت و ضعف من ، متعجب میشد و باعث تمسخر خودم می شدم....

با یک پزشک اعصاب و روان درباره دخترم صحبت کردم. گفتند: سرویس سواری برایش بگیر. زیرا اضطراب مینی بوس مانع درسش می شود. گفتم: اگر ایزوله باشد و با شرایط اجتماعی روبرو نشود مشکلش حل نمی شود. گفتند: تو کمکش نکرده ای که حالا ازش انتظار داشته باشی که مشکلش را حل کند. گفتم پس چه کار کنم؟ گفتند: دارودرمانی لازم ندارد. باید مشاوره بدهیم و از نوروفیدبک و روش tdcs هم استفاده کنیم.

خود پزشک متخصص روانپزشکی هم که مرا از نزدیک میشناخت ، می دانست که منم این مشکل را دارم و گفت که مشکل دخترم سرشتی است و روشهای فوق برای آن مفیدند.

میخواستم نظر اساتید روانشناسی این سایت را بدانم. آیا برای حل این مشکل دخترم ، نوروفیدبک و tdcs مناسبند؟ من فکر میکنم راه مشاوره به تنهایی هم جواب میدهد ( با انجام دستورهای مشاور)

با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید