[=arial]بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الرب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
نقل قول:
ای متوهم دروغگو این فیلم را نشانمان بده اگر راست میگویی و گفتی که عده ای این فیلم را دیده اند پس فیلم موجود است یا اینکه دارند علنا دروغ میگویند و تو دروغ انها را بازنشر میدهی پس فیلم را نشانمان بده و فیلم تبدیل نشود به فایل صوتی چون فایل صوتی بحد کافی وجود دارد!
آقای خادم مدعی یمانی بنده گفتم دیگران آن فیلم را دیدند و اخبار زیادی از افراد ثقه زیادی نقل شده است که فیلمی از ایشان دیده اند و اگر بخواهی خبرهای متواتر را انکار کنی باید اول همه معجزات پیامبران پیشین را انکار کنی زیرا بچشم هیچ کدام از پیامبران و معجزاتشان را که مختص به زمان خودشان بوده را ندیدی ولی بروایت های اشخاص ثقه چون متواتر بوده اطمینان کردی (مطابق با احتجاج امام رضا با صاحبان ادیان). حال سند این حرفهایم را از کتاب خودتان می آورم. [=arial]از انصار در کتاب "پاسخ مختصر بر کتاب فتنه ی جدید یمانی " در زیر آمده :
صفحه 120 از قول مخالف نقل شده " در همان فيلم ، وقتى به عربى فصيح تكلم می کند ، در لحن كلام او اشتباهات زياد(نحوی و صرفى) وجود دارد، که نشان می دهد سواد كافى ندارد . اين واقعيت با ادّعاهای بزرگی که دارد سازگار نيست"
و شما( یعنی انصار ) در جوابش نوشتید" نحو وصرف راه شناخت حجت خدا نيست بلکه اهل بيت راه شناخت حجت را نشان می دهند حال شما می پذيريد يا نه مشكل شماست نه اهل بيت وراه شناخت حجت خدا در هر زمان يکی است وان ادعای وصيت و علم و حاكميت خداوند"[=arial]
خب معلوم است که فیلمی بوده که دوستانتان انکار نکردند و مخالفینتان هم از شیعیان هم معتقد بودند که او فیلمی داشته . حال من ندیده باشم همین جمله های درون کتابتان گواه است که فیلمی در کار بوده و امامتان اشتباه صرف و نحو داشتند و حتی انصار احمد الاسماعیل هم این موضوع را انکار نمی کنند.
نقل قول:
اگر کودن نیستی شبهه تناسخت را پاسخ دادم انهم با اقراری که خودت کردی
یمانی (ع) آمریکا را مصداق دجال اکبر معرفی کرده و تو هم مصداق یکی از ان دجالها میباشی و حتما حدیث دجال اصفهان با الاغ معروفش و ان قیافه عجیبش را محکم میدانی و دود و نشانه واضح اتشفشان ایسلند که مستند به آیات سوره دخان، آیات صریح از انجیل و توقیع امام مهدی(عج) به شیخ مفید میباشد را انکار میکنی به بهانه اینکه تفسیر و مصداق ایات سوره دخان را فقط توی محدث(مفسر احادیث بنفع اندیشه های یهود) باید تعیین کنی![=arial]
[=arial]
ببنید موضوع تناسخ مولایتان قطعی است و روی آفتاب هم نمی توانید گل بگیرید زیرا آنچیزی که برای مولایتان اتفاق افتاده در عالم اجساد بوده و جسم ایشان بصلیب رفته و خون از آن آمده و بخاک رفته و مولایتان هم اقرار بر نازل شدن کردند دوستتان انصار الله هم اقرار کردند که مولایتان با جسد و روح آمدند که او گنده همه شما و بزرگترین دعوت کننده یتان اندازه آقای کهندل است پس بهتره خودت بری با بزرگترت بیای که این کار در حد و اندازه فهم تو نیست تو تنها یک شیطان ضعیف هستی و خدا فرموده قطعا کید شیطان ضعیف است.
اما در مورد دجال اکبر بگویم که دجال اکبر شخصی از اهالی اصفهان از قریه یهودیه است که طی الارض می کند و سحر بزرگی به کمک خورشید و دخان می کند . و چون موضوع دجال خیلی مربوط به دخان است ابتدا مساله دخان را بیان می کنم .
ولی بیا ایات و احادیث را در مورد دخان بخوان و از تفسیر به ظن بپرهیز تا حقیقت را در مورد دخان بدانی و حق را بیابی.
خداوند در قرآن می فرماید فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبين***يَغْشَى النَّاسَ هذا عَذابٌ أَليم***رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُون***أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى وَ قَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مُبين***ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَليلاً إِنَّكُمْ عائِدُون
(ترجمه از خود انصار احمد الاسماعیل در کتاب بشارتی است) منتظر روزی باش که در آسمان دودنی آشکار پدید آید***آن دود آسمانی که عذاب دردناکی است مردم را احاطه کند***(و کافران فریاد بر آورند که) پروردگارا این عذاب را از ما برطرف ساز که البته ما ایمان می آوریم***چگونه و[=arial]از کجا متذکر می شوند و ايمان می آورند در صورتی ک فرستاده ای آشكار با دلایلی روشن به سویشان آمد(ولی ایمان نمی آورند)***پس از او روی گردانیدند و گفتند او تعلیم یافته ای دیوانه است***ما عذاب را برای مدت اندکی بر می داریم شما باز به کفر خود بر می گردید [=arial]ترجمه ای که آوردم از دوستانتان بود که توضیحاتی را در متن قرار داده بودند که برای خود شما مفید فایده است . اول چرا باید تنها برای مردم اروپا این دخان باشد ؟ در حدیث است که دخان همه جای را فرا می گیرد و آیا کسی از آن مردم بود که این دخان را عذاب بپندارد و بگوید خدایا این عذاب را بر دار که ما ایمان می آوریم ؟آیا چقدر از آن مردم خبر از آن رسول آشکار داشتند ؟ کجا مولای شما رسول اشکار برای آنها بوده ؟ مگر چند تا از آنها خبر از احمد الحسن داشته ؟ همین ایران هم بزور کسانی هستند که این دعوت شما را شنیدند با اینکه بسیار به شما نزدیک هستند و خود بنده با اینکه سالهای سال بود در به در دنبال فرقه حق بودم تازه پارسال سخنان این رسول غیر آشکار را شنیدم . ایا کدام از مردم سوئد و نروژ و روسیه و دیگر مردم اروپا گفتند که مولای شما تعلیم یافته ای دیوانه است و چرا باید فقط آنها عذاب بشوند ؟ و کدام فرد بود که بگوید این دخان عذاب است ؟ و کجا این عذاب عذاب دردناکی بود ؟
اما حال می رویم ببینیم دجال اکبر کیست و با دخان چه ارتباطی است.[=arial]بحار الأنوار، ج52، ص: 193 [=arial]خَطَبَنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ سَلُونِي أَيُّهَا النَّاسُ قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي ثَلَاثاِ[=arial] ....فَقَامَ إِلَيْهِ الْأَصْبَغُ بْنُ نُبَاتَةَ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَنِ الدَّجَّالُ فَقَالَ أَلَا إِنَّ الدَّجَّالَ صَائِدُ بْنُ الصَّيْدِ «1» فَالشَّقِيُّ مَنْ صَدَّقَهُ وَ السَّعِيدُ مَنْ كَذَّبَهُ يَخْرُجُ مِنْ بَلْدَةٍ يُقَالُ لَهَا أَصْبَهَانُ مِنْ قَرْيَةٍ تُعْرَفُ بِالْيَهُودِيَّةِ عَيْنُهُ الْيُمْنَى مَمْسُوحَةٌ وَ الْأُخْرَى فِي جَبْهَتِهِ تُضِيءُ كَأَنَّهَا كَوْكَبُ الصُّبْحِ فِيهَا عَلَقَةٌ كَأَنَّهَا مَمْزُوجَةٌ بِالدَّمِ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مَكْتُوبٌ كَافِرٌ يَقْرَأْهُ كُلُّ كَاتِبٍ وَ أُمِّيٍّ يَخُوضُ الْبِحَارَ وَ تَسِيرُ مَعَهُ الشَّمْسُ بَيْنَ يَدَيْهِ جَبَلٌ مِنْ دُخَانٍ وَ خَلْفَهُ جَبَلٌ أَبْيَضُ يَرَى النَّاسُ أَنَّهُ طَعَامٌ يَخْرُجُ فِي قَحْطٍ شَدِيدٍ تَحْتَهُ حِمَارٌ أَقْمَرُ «1» خُطْوَةُ حِمَارِهِ مِيلٌ تُطْوَى لَهُ الْأَرْضُ مَنْهَلًا مَنْهَلًا وَ لَا يَمُرُّ بِمَاءٍ إِلَّا غَارَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ يُنَادِي بِأَعْلَى صَوْتِهِ يَسْمَعُ مَا بَيْنَ الْخَافِقَيْنِ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الشَّيَاطِينِ يَقُولُ إِلَيَّ أَوْلِيَائِي أَنَا الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ قَدَّرَ فَهَدى أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى وَكَذَبَ عَدُوُّ اللَّهِ إِنَّهُ الْأَعْوَرُ يَطْعَمُ الطَّعَامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ وَ إِنَّ رَبَّكُمْ عَزَّ وَ جَلَّ لَيْسَ بِأَعْوَرَ وَ لَا يَطْعَمُ وَ لَا يَمْشِي
[=arial]عرض می کنم از حضرت امیر پرسیدند که دجال کیست ؟[=arial] يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَنِ الدَّجَّالُ و حضرت جواب دادند که او[=arial]صَائِدُ بْنُ الصَّيْدِ است و فرمودند دجال از اصفهان خروج می کند از قریه ای که به آن یهودیه می گویند و چشم راستش ممسوح و دیگری در پیشانی اوست و آن میدرخشد و شبیه علقه ممزوج به خون است و دجال همراه خورشید حرکت می کند و همراهش کوهی از دود یا دخان است و پشت سرش کوهی سفید است که مردم آن را طعام می پندارند و دجال در قحط شدیدی خروج می کند[=arial] تَسِيرُ مَعَهُ الشَّمْسُ بَيْنَ يَدَيْهِ جَبَلٌ مِنْ دُخَانٍ وَ خَلْفَهُ جَبَلٌ أَبْيَضُ يَرَى النَّاسُ أَنَّهُ طَعَامٌ يَخْرُجُ فِي قَحْطٍ شَدِيدٍ و فرمودند دجال سوار بر الاغی عجیب غریب است و ... و می گوید که من خدا هستم ولی حضرت در انکار او می فرمایند که دروغ می گوید زیرا خدا نمی خورد و راه نمی رود.
[=arial]حدیث بعدی در مورد دجال و ارتباط آن با دخان [=arial]كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص: 529 [=arial]إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص صَلَّى ذَاتَ يَوْمٍ بِأَصْحَابِهِ الْفَجْرَ ثُمَّ قَامَ مَعَ أَصْحَابِهِ حَتَّى أَتَى بَابَ دَارٍ بِالْمَدِينَةِ فَطَرَقَ الْبَابَ فَخَرَجَتْ إِلَيْهِ امْرَأَةٌ فَقَالَتْ مَا تُرِيدُ يَا أَبَا الْقَاسِمِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَا أُمَّ عَبْدِ اللَّهِ اسْتَأْذِنِي لِي عَلَى عَبْدِ اللَّهِ فَقَالَتْ يَا أَبَا الْقَاسِمِ وَ مَا تَصْنَعُ بِعَبْدِ اللَّهِ فَوَ اللَّهِ إِنَّهُ لَمَجْهُودٌ فِي عَقْلِهِ يُحْدِثُ فِي ثَوْبِهِ وَ إِنَّهُ لَيُرَاوِدُنِي عَلَى الْأَمْرِ الْعَظِيمِ فَقَالَ اسْتَأْذِنِي عَلَيْهِ فَقَالَتْ أَ عَلَى ذِمَّتِكَ قَالَ نَعَمْ فَقَالَتْ ادْخُلْ فَدَخَلَ فَإِذَا هُوَ فِي قَطِيفَةٍ لَهُ يُهَيْنِمُ فِيهَا فَقَالَتْ أُمُّهُ اسْكُتْ وَ اجْلِسْ هَذَا مُحَمَّدٌ قَدْ أَتَاكَ فَسَكَتَ وَ جَلَسَ فَقَالَ النَّبِيُّ ص مَا لَهَا لَعَنَهَا اللَّهُ لَوْ تَرَكْتَنِي لَأَخْبَرْتُكُمْ أَ هُوَ هُوَ ثُمَّ قَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص مَا تَرَى قَالَ أَرَى حَقّاً وَ بَاطِلًا وَ أَرَى عَرْشاً عَلَى الْمَاءِ فَقَالَ اشْهَدْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ فَقَالَ بَلْ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ فَمَا جَعَلَكَ اللَّهُ بِذَلِكَ أَحَقَّ مِنِّي فَلَمَّا كَانَ الْيَوْمُ الثَّانِي صَلَّى ص بِأَصْحَابِهِ الْفَجْرَ ثُمَّ نَهَضَ فَنَهَضُوا مَعَهُ حَتَّى طَرَقَ الْبَابَ فَقَالَتْ أُمُّهُ ادْخُلْ فَدَخَلَ فَإِذَا هُوَ فِي نَخْلَةٍ يُغَرِّدُ فِيهَا فَقَالَتْ لَهُ أُمُّهُ اسْكُتْ وَ انْزِلْ هَذَا مُحَمَّدٌ قَدْ أَتَاكَ فَسَكَتَ فَقَالَ النَّبِيُّ ص مَا لَهَا لَعَنَهَا اللَّهُ لَوْ تَرَكْتَنِي لَأَخْبَرْتُكُمْ أَ هُوَ هُوَ فَلَمَّا كَانَ فِي الْيَوْمِ الثَّالِثِ صَلَّى النَّبِيُّ ص بِأَصْحَابِهِ الْفَجْرَ ثُمَّ نَهَضَ وَ نَهَضَ الْقَوْمُ مَعَهُ حَتَّى أَتَى ذَلِكَ الْمَكَانَ فَإِذَا هُوَ فِي غَنَمٍ لَهُ يَنْعِقُ بِهَا فَقَالَتْ لَهُ أُمُّهُ اسْكُتْ وَ اجْلِسْ هَذَا مُحَمَّدٌ قَدْ أَتَاكَ فَسَكَتَ وَ جَلَسَ وَ قَدْ كَانَتْ نَزَلَتْ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ آيَاتٌ مِنْ سُورَةِ الدُّخَانِ فَقَرَأَهَا بِهِمُ النَّبِيُّ ص فِي صَلَاةِ الْغَدَاةِ ثُمَّ قَالَ أَ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ فَقَالَ بَلْ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ فَمَا جَعَلَكَ اللَّهُ بِذَلِكَ أَحَقَّ مِنِّي فَقَالَ النَّبِيُّ ص إِنِّي قَدْ خَبَأْتُ لَكَ خَبِيئاً فَمَا هُوَ فَقَالَ الدُّخْ الدُّخْ فَقَالَ النَّبِيُّ ص اخْسَأْ فَإِنَّكَ لَنْ تَعْدُوَ أَجَلَكَ وَ لَنْ تَبْلُغَ أَمَلَكَ وَ لَنْ تَنَالَ إِلَّا مَا قُدِّرَ لَكَ ثُمَّ قَالَ لِأَصْحَابِهِ أَيُّهَا النَّاسُ مَا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِيّاً إِلَّا وَ قَدْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ الدَّجَّالَ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أَخَّرَهُ إِلَى يَوْمِكُمْ هَذَا فَمَهْمَا تَشَابَهَ عَلَيْكُمْ مِنْ أَمْرِهِ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَيْسَ بِأَعْوَرَ إِنَّهُ يَخْرُجُ عَلَى حِمَارٍ عَرْضُ مَا بَيْنَ أُذُنَيْهِ مِيلٌ يَخْرُجُ وَ مَعَهُ جَنَّةٌ وَ نَارٌ وَ جَبَلٌ مِنْ خُبْزٍ وَ نَهْرٌ مِنْ مَاءٍ أَكْثَرُ أَتْبَاعِهِ الْيَهُودُ وَ النِّسَاءُ وَ الْأَعْرَابُ يَدْخُلُ آفَاقَ الْأَرْضِ كُلَّهَا إِلَّا مَكَّةَ وَ لَابَتَيْهَا وَ الْمَدِينَةَ وَ لَابَتَيْهَا [=arial]و بلی خداوند به این دجال که اسم او صاید بن الصید هست عمری طولانی داده و بسیاری این دجال یا صاید بن الصید را می شناختند و بعضی ها هم گفتند که او مرده است ولی پیغمبر و حضرت علی می فرمایند او در آینده خروج می کند پس معلوم است او زنده است و عمری طولانی دارد و در آینده از قریه یهودیه اصفهان خروج می کند پیغمبر به او در مورد دخان خبر می دهند زیرا دجال از طریق دخان ظاهر می شود و در همین کوه دخان طبق احادیث کشته خواهد شد و برای همین پیغمبر خبر مرگ او را بعد از کلامش یعنی دود است دود را میدهد [=arial]وَ فَقَالَ الدُّخْ الدُّخْ فَقَالَ النَّبِيُّ ص اخْسَأْ فَإِنَّكَ لَنْ تَعْدُوَ أَجَلَكَ[=arial] .و درحدیث قبل دیدی همراه دجال دود یا دخان است و این نشان می دهد بین دخان و دجال ارتباطی عمیق است که حدیث بعد دلالتی آشکار بر این مطلب دارد.
حدیث زیر حدیثی است که آقای کورانی و طبرسی و علامه مجلسی در مورد آن سخن گفته اند و بزرگان شیعه و اهل سنت این حدیث را قبول کردند و اختلافی در آن نکردند که بگوییم حدیث اهل سنت پذیرفته نیست. وگرنه اگر بخواهیم احادیث اهل سنت را برعکس عمل کنیم که در احادیث آنها ولایت حضرت امیر هم آمده باید برعکس موارد اختلافی در احادیث شیعه عمل کنیم.
(البته این سخنان قبلیم مربوط به دوستان شیعه است
ولی انصار الله چون خود علم رجال را قبول ندارند و چون خود از اهل سنت روایت می کنند این حدیث بر آنها حجت است )
[=arial]فعند ذلك يظهر الدجال . قال : قلت يا رسول الله : وما آية الدجال ؟
قال : يسمع له ثلاث صيحات ودخان يملأ ما بين المشرق والمغرب فأما المؤمن فيصيبه زكمة ، وأما الكافر فيصير مثل السكران يدخل في منخريه وأذنيه وفيه ودبره
[=arial]آری حضرت پیغمبر نشانه دجال را سه صیحه و دخانی می گویند که مشرق و مغرب را فرا می گیرد یعنی کل زمین را و مومن از این دخان زکام می گیرد و کافر از این دخان دچار یک حالت شبیه سکران می شود .
رد بر قول خادم مدعی یمانی و مدعی یمانی
[=arial]همانطوری که در احادیث قبل دیدی متوجه شدی که این دخان آشکار مشرق و مغرب را فرا می گیرد یعنی کل زمین را نه فقط اروپا را و این دخان عذاب الیمی است که کافران با آن دچار حالت سکرانی می شوند و در اتش فشان ایسلند ابدا چنین چیزی یافت نمی شد.
[=arial]حقیقت دجال و دخان: [=arial]دوستان عزیز حقیر بسیار حرفها در این مطلب دارم ولی مجبورم خیلی خلاصه و بزبان ساده توضیح بدهم و البته نمی توانم حقیقت این دخان را کاملا آشکار کنم بدلیل اینکه بسیار چیز عجیبی است. عرض می کنم گاز را هم دخان می گویند و این گاز یا دخان در آخر الزمان همه زمین را فرا می گیرد و توسط خورشید مقداری روشن می شود ولی گرمایی زیادی ندارد همانطوری که هر گازی با یک مقدار گرمایی آتش می گیرد ولی این گاز یک گاز غلیظ تری است که به آن دود یا دخان می گویند که فقط توسط خورشید مقداری روشن می شود خیلی خیلی کم و گرمای زیادی ندارد. دجال یک ساحر است که می داند روزگاری این دخان خواهد آمد طبق وعده خدا برای همین صبر می کند و صبر می کند تا دخان روزی آشکار شوند و سپس با سحر خودش توسط اجنه شکلهایی در این دخان یا گاز بوجود می آورد .زیرا اجنه از عالم آتش پنهانی یا نار یا فرو سرخ هستند برای همین مارها و گربه ها که قادرند فرو سرخ را ببیند اجنه را هم میبینند و اگر بدانی ساحران با آتش هستند که با اجنه در ارتباط می شوند زیرا هر آتش نیازمند به دود لطیف یا گاز یا دخان است و از طریق دخان است که می شود با عالم فروسرخ ارتباط بر قرار کنیم و به این راه ارتباطی با عوالم غیبی می گویند دخان . آسمان همان عالم لطیف است که در دخان ظاهر می شود و در حقیقت دخان ماده آسمان است و خداوند فرموده :[=arial]ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخان[=arial]منظور از آیه این است که ماده آسمان همان دخان است و در تفسیر این ایه آمده ً [=arial]ثُمَّ أَخْرَجَ مِنْهُ بُخَاراً كَالدُّخَانِ فَخَلَقَ مِنْهُ السَّمَاء[=arial]بحار الأنوار ، ج54، ص: 30 [=arial]اما ای دوستان من اینرا بدانید مراد از این دخان با آن دخان یا گازهایی که امروزه میبینید نیست و این دخان با آنها فرق می کند این دخان قبلا در زمان سلیمان بوده و اجنه از همان راه متجسد شدند و این دخان دخانی است که یاجوج و ماجوج از همین راه ظاهر می شوند که اگر احادیث یاجوج و ماجوج را بخوانید متوجه می شوید که این موضوع چقدر عجیب است . و همینطور این دخان عالم جابرسا و جابلقا را ظاهر می کند و همینطور سرزمین شمروخ و شمریخ و این سرزمین جابرسا و جابلقا دارای دو جنت ذکر شده در قرآن هستند که غیر از جنت آخرت هستند و این جنت همان جنتی بود که ابتدا آدم و حوا بر روی آن زندگی می کردند و آن جنت بر روی زمین است و در آن جنت است که ابلیس هم می تواند باشد برای همین آدم و حوا از ماری که ابلیس به آن تعلق گرفته بود فریب خوردند ولی در جنت آخرت ابلیس نیست.
[=arial]آری بزودی باید شیعیان آماده باشند که وقتی دخان آمد فریب دجال را نخورند زیرا دخان با فروسرخ و اجنه ارتباط دارد و با گرم شدنش توسط خورشید می تواند اثرات عالم فروسرخ را در خود توسط اجنه ظاهر کند برای همین است دجال با خورشید سیر می کند زیرا دجال اکنون در همان عالم دخان است و زنده است بمانند آدم و حوا که در بهشت دخانی زنده بودند و نازل شدند بلی دجال در عالم دخانی است و در زمین ظاهر می شود و شکل عجیب غریب و سری بسیار گنده دارد و چشمی عجیب غریب دارد و در همین دخان طی الارض می کند و در همین دخان اشکالی را به مردم نشان می دهد و مردم از این سحر فریب می خورند و فکر می کنند او خداست ولی خداوند نمی خورد و راه نمی رود و تنها راه بطلان او همین است زیرا او بسیار علمی عجیب و اعمالی غریب دارد و نباید شیعیان از این سحر غریب و عجیب تعجب کنند خداوند بر هر کار تواناست و این بزرگترین فتنه آخر الزمان است که هر پیغمبری امتش را از این شخص ترسانیده و حالا می فهمی واقعا او ترسناک است.
و والله و بالله و تالله اینها افسانه نیست و گذشگان هم بودند که مردمی احمق این موارد را افسانه می پنداشتند و خدا از سخن آنها آورده که گفتندَ[=arial] يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطيرُ الْأَوَّلين ولله بالله تالله آنچه گفتم از روی یقین است پس خواهش می کنم تعصب خود را کناری بگذار و سعی کن بفهمی چرا بین دجال و دخان ارتباط است و بفهمی تنها سوء استفاده دجال می تواند از راه فرو سرخ بر دخان یا گاز باشد و راه دیگری ندارد. خواهش می کنم فکر کن زیرا این مساله علمی است و با علم امروز هم قابل درک است . و خواهش می کنم این سخنان عجیب باعث نشود که فکر کنی من می خواهم ادعای بزرگی کنم نه والله من ذره ای بیمقدارم و دنبال هیچ چیزی نیستم ولی مجبور بودم که این حقیقت را برای بیان حق مطلب اشکار کنم پس بدون علم آنرا انکار نکن و در حدیث آمده مردم دشمن جهل خود هستند پس مراقب باش بی خودی دشمن این حقیقت نشوی .ببینید برادران بنده هر چیزی گفتم دقیقا با ظاهر حدیث تطابق داشت و ابدا معنی حدیث را عوض نکردم و همه علمی بود و ثابت کردم دقیقا ظاهر این حدیث درست است . حال سخن بنده بیشتر قابل پذیرش است یا سخن کسی که همه این حدیث را تاویل می کند و هیچ تاویلش ربطی به ظاهر این حدیث ندارد ؟
دجال از اصفهان از قریه یهودیه خروج می کند یعنی چی ؟؟؟ اسمش صائد بی الصید است یعنی چی ؟؟ این دخان که همه جا را می گیرد و نشانه دجال است یعنی چی ؟؟ این که پیغمبر با او صحبت کرده یعنی چی ؟؟ و ...
آخر اینها چه ربطی به آمریکا دارد ؟ این دجال مشخص است یک شخص است با ویژگی های تعریف شده در احادیث. [=arial]ان شاء الله ادامه دارد ....
و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
به نام یزدان بخشاینده بخشیاشگر
آقا این سید احمد یمانی دیگه چه جونوریه! یک نوع Clone از خودم!
اصلا فکرشو نمیکردم به این زودی بشناسمش فکر میکردم آدم معمولیه!
فهمیده دجال آمریکاست ؟
بدلیجات با اصل کاملا توفیر دارند!
ولی چون اصل پنهان هست و دیده نمیشود مردم فقط بدل رو میبینند!
چون زمین برای بدل امن و برای اصل نا امن است! چون شیطان و دجال بر مردم سلطه دارند!
لطفا مقاله دجال بنده رو بخونید
[=arial]بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الرب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین با سلام در این پست ان شاء الله خیلی مختصر به جواب یکی از پست های آقای خادم مدعی یمانی می پردازم و سپس اگر خدا خواست ادامه بحث دجال را بیان می کنم و لا حول و لا قوه الا بالله
نقل قول:
بنده مثل شما هر روز رنگ عوض نمیکنم!
و کلمات را دقیق و حساب شده بکار میبرم و باز هم سر اصول اعتقادیم هستم.
باز هم میگویم
رسول الله(ص) امام در مقام نبی(ص) است.
12 امام(ع) ، امام در مقام (وصی برای مقام نبی(ص)) هستند.
12 مهدی(ع) ، امام در مقام( مهدی= وصی برای مقام 12 امام ) هستند.
[=arial]برادر عزیز مگر خود ائمه دوازده گانه وصی برای ائمه قبلی نبودند ؟ خب دوازده مهدی وصی برای ائمه قبلیشان باشند مگر بقیه ائمه نبودند . در متنتان می بینیم که مثلا برای فریب دادن بندگان خدا فرق ائمه و مهدییون را در وصی بودن ائمه برای مقام نبی دانستید ولی در یک خط پایین تر تناقض گفتید.
نقل قول:
و شمارشگر پس از امام مهدی(امام دوازدهم عج) ریست میشود و وصی ایشان با اینکه سیزدهمین وصی رسول الله(ص) است اما امام سیزدهم نیست بلکه طبق وصیت ، مهدی اول یا امام اول از مقام مهدیین است.
[=arial]ببین برادر خوانندگان را احمق فرض نکن ، ببین چقدر رسوایی که به یک خط تناقضاتت نمی رسد اینجا که گفتی وصی نبی اند و بالا این امر را برای دوازده ائمه میدانستی !!!!!!!!!!!!!!. سبحان الله . گنده های دعوت کننده یتان هم در اسکدین هم در پالتاک و هم در سایت خودتان ایشان را امام سیزدهم می دانند شما برو با اونا تناقضاتتان را برطرف کن . تازه خودت گفتی مهدیون امام هستند وقتی امام باشند این مزخرفاتت چه معنی دارند ؟ وقتی امام باشند یعنی امام شما امام سیزدهم است بدون هیچ تعارفی مخالف حدیث صریحی که برات گفتم.
و خودت هم اقرار کردی که مهدیون جزو ائمه هستند که گفتی :
نقل قول:
[=arial]اگر اعتراضی دارید قبل از ایشان به معصومین(ع) بکنید که در روایاتشان از مهدیین(ع) بعنوان[=arial] امام نیز یاد کرده اند
[=arial]
خب این گفته ات چه معنی دارد ؟؟؟ داری می گویی آنها امامند پس دیگر این خزعبلات چیست که میبافی ؟؟
در زیر هم کلام مولایت است که می فرمایند مهدی اول جزو ائمه هست بنابراین این احمد الاسماعیل شما مدعی است امام سیزدهم است بدون هیچ تعارفی پس حالا آن حدیث صریحی را که قبلا برات آوردم را کامل شرح کن تا رسواییت بیش از پیش آشکار شود
نقل قول:
از اهل بيت رواياتي وارد شده است كه تعداد ائمه را 12 نفر از فرزندان علي ع و فاطمه س ميداند يعني آنان مهدي اول را هم جزو ائمه شمرده اند
[=arial]فرمودی:
نقل قول:
بیسواد کم مزخرف بگو!!
آخه بیسواد بعضی ها کجا میشود سور عمومی ؟؟؟
نقل قول:
گفتی ترم هشت کامپیوتر هستی آیا در درس ریاضیات گسسته یاد گرفتی که :بعضی ها میشود سور عمومی؟؟!!
[=arial]عزیزم شمایی که ای مگس را جزو سور عمومی قرار دادی بی سوادتری یا من ؟
بنده هم اشتباه خود را در این زمینه می پذیرم زیرا حواسم نبود و دقت نمی کردم و این جملات جزو ثقلین نیست که اشتباه بودنش اشکالی داشته باشد ،حواس پرتی و بی دقتی که گناه نیست ، متونم را داشتم سریع می نوشتم این اشتباهات امری طبیعی و متداول در میان هر کس غیر معصومی هست ،بلی در ترم دوم هم ریاضایت گسسته را پاس کردم و این امور هم مطالب ساده ای است که فکر می کنم تنها با آوردن مدرک تحصیلی ام بهانه هایت تمام شود چون از طرز کلامت از قبل و الان مشخص است که می خواهی بگویی من دروغ می گویم که رشته ام کامپیوتر است و بارها مرا جوجه شیخ متحجر خطاب کردی که یعنی من درس حوزه و از این جور چیزها می خوانم که این عکس پایین نشان می دهد که حقیر راستگویم .خلاصه خجالت دارد کسی از بی دقتیهایی که مربوط به دین نیست سوء استفاده کند و دیگری را بطور کل بی سواد بخواند .آخر مگر حقیر امامم که سهو و بی دقتی نداشته باشم ، شما که برای مولایتان هم سهو قائل هستی خوب بود که من هم به مولایت توهین می کردم که خب حالا در صدای قرائت قرآنش تلفظ قرآن و در فیلمش صرف و نحو را بلد نیست بی سواد و اینجور چیزهاست ؟؟ این هم یک عکس برای راستگوییم.
[=arial]ببین یک کسی که کامپیوتر می خونه نه متحجره و نه جوجه شیخ از اون بالای شماره دانشجوییم هم میتونی ببینی که اولش 88 است یعنی دانشجوی سال 1388 . اسم و فامیلم رو هم میبینی که راست گفتم . اونم عکسم که میبینی قیافم هم به آدمای احمق و متحجر هم نمی خوره. هیچ وقت هم بکسی دروغ نمی گم . خلاصه یک ایرادی گرفتی جوابش اینه که حواس پرتی و بی دقتی بود اگر باز ایراد داری می گم اشتباه کردم خوبه ؟ این اشتباهات جزو ثقلین نیست و ربطی هم به بی سوادی نداره چون یک بی دقتی بوده و تمام
وصلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
خدایا بتو پناه میبرم از ایمان و علمی که باعث غرور و تکبر و منیت بنده شود و پناه میبرم بر تو از اینکه علم وایمان باعث شود عاقبتم مثل شیطان(لع) و بلعم باعورا باشد که جز تو پناهگاهی نمیشناسم. آنچه از مادیات و معنویات بمن عطا فرموده ای نعمت است و انچه نداده ای حکمت است و آنقدر بمن عطا کن که باعث طغیانم نشود پس توفیقم ده در شکر نعمتهایت و صبرم بده بر مصیبتهایت و نیتم را خالصم گردان برای خودت و خدمت بندگانت و برای رضای تو و ببخش بر من گناهان و تقصیراتی که داشتم و دارم و خواهم داشت بحق عزت و جلالت و بحق محمد و ال محمد(ص) و این بنده سراپا تقصیرت را یک لحظه هم به حال خودش رها نکن و بخصوص در رعایت حق الناس همیشه نگهبانم باش و تنها برحمتت امید دارم ای ارحم الراحمین.
و اما جناب افضلی شما مرا مجبور کردی و تاکید میکنم مجبور کردی به شیوه بحث و قلمی تند در صورتیکه در بحثهایم مطلقا اهل هیاهو و جنجال نیستم و نخواهم بود انشا الله چرا که اگر اهل جنجال بودم مثلا روی مساله فیلم مانوری میدادم که تمامی نداشت اما اینکار را نمیکنم و باور کنید تناقضاتی که نشانتان دادم بخش بسیار کوچکی از تناقضات شما بود و بسیاری را چشم پوشی کردم و میکنم ولی شما متاسفانه از کوتاه امدن و مدارا و صبر بنده سو استفاده کردید و میکنید !
مروری کنیم بر بحثهایمان درتالار مهدییون که مهمان ما بودید!
نقل قول:
[=arial black]( مگر اینکه [=arial black]مشتی از چیزهایی که بخوردتان دادند را کپی می کنید [=arial black])
و جواب بنده بشما این بود:
"برادر عزیزم شخصا به شما احترام قائل هستمو هدف از بحث روشن شدن حقیقت است نه جدال و تخریب هویت و شخصیت افراد، بنابرین از بکار بردن عباراتی مانند عبارت بالا که بسیار تحقیر امیز ، توهین امیز و تخریب کننده و تحریک کننده است جدا خودداری کنیدشما خواهشا ادب مباحثه و احترام متقابل را حفظ کنید و قضاوتهای شخصیتان را برای خودتان نگه دارید"
نمونه ای از ادبیات شما
نقل قول:
[=arial]اولا شما هنوز نمی دانید جن از عالم آتش پنهانی است که در دانش امروز آنرا فرو سرخ می گویند
[=Times New Roman][=Times New Roman]این هم از جمله های حقیر نبوده بلکه گفتم [=Times New Roman][=Times New Roman]شما قدرت درک ندارید
[=arial]این هم بر شما مشتبه شده زیرا[=arial] ای جاهلاناین جسم جسمی لطیف تر از جسم فرشتگان است که متجسد شده و ظاهرا بشری مثل شماست
[=arial]بفهم چه می گویم[=arial] که اینها [=arial]حکمتهای علوی [=arial]است. [=arial]که جایی نخواهی شنید مگر از سینه های پاک که حامل علم آل محمد همان نور علم
شدند
[=arial]و حقیر هم عرض کردم [=arial]محدث بسیار جزئی هستم [=Times New Roman][=Times New Roman]و حتی این شما هستید که[=Times New Roman][=Times New Roman] در مقابل رحمتی که خداوند بر من عطا کرده[=Times New Roman][=Times New Roman] در دل چنین اعتقادی را دارید و بصورت تهمت هایتان می خواهید اثبات کنید [=Times New Roman][=Times New Roman]محدثان [=Times New Roman][=Times New Roman]هم مانند شما بشری نسناس[=Times New Roman][=Times New Roman]هستند[=Times New Roman][=Times New Roman]در حالی که [=Times New Roman][=Times New Roman]محدثان [=Times New Roman][=Times New Roman]شبه ناس یا شبه انسان[=Times New Roman][=Times New Roman] هستند و با شما تفاوت دارند
و بشما عرض کردم: "اولا برادر عزیزم در ادبیاتتان نگاه بالا به پایین و حق و عالم دانستن خود را اصلاح کنید فعلا از نظر بنده نه شما مرشد و معلم و استاد هستید و نه بنده نسبت بشما چنین ادعایی دارم و مباحثه آدابی دارد که اولین انها احترام ظاهریو نه لزوما قلبی ، به سطح علمی و عقاید طرف مناظره است."
و این بود جواب شما!!!:
نقل قول:
در زمان احقاق حق شخص باید از این تعارافات مرسومه بگذردو شمشیر به سوی دشمنش بکشد و رجز بخواند و دشمنش را خوار و ذلیل کند تا طمع در حق و اهل حق نکنند
و این اتشی بود که خود روشن کردیدو هر چه بنده اصرار کردم فضای بحث ملایم و محترمانه باشد اثر نکرد! و بر ان اتش بنزین ریختید و حالا مظلوم نمایی میکنید که:
نقل قول:
[=arial]والله و بالله این شخص از همان اول سخت سعی در تخریب بنده داشت
[=arial]البته من می خواستم خوانندگان با فحاشی شما آشنا بشوند
که اولا عرض کرده بودم آن قسمت پیام خصوصی بود تا شائبه توهین نباشد در ثانی همان هم خطاب مستقیمش شما نبودید و گفته بودم(هر مگسی که .....و شعر معروف "ای مگس عرصه سیمرغ ....." تابع همان کلیت و عمومیتی بود که با استفاده از کلمه "هر " لحاظ شده بود. و ثالثا آن جمله و شعر معرف ، در مقام تشبیه بود و تشبیه به حیوان فحش نیست و در قران هم بکار رفته است:
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا
و سبحان الله! و کلام الله مجید از هر گونه فحش و زخرف و آلودگی منزه است و تشبیه به حیوان حداکثر در مقام تحقیر(همانند ایه فوق) است و نه فحش!
و اما ادعاهایتان!
نقل قول:
[=arial]برادر عزیز مگر خود ائمه دوازده گانه وصی برای ائمه قبلی نبودند ؟
برای چه مقامی؟
مشخص است که وصایت مقام نبی(ص) اما این جانشینی درجه نبوت را شامل نمیشود
و مهدیین هم وصی برای وصی نبی(ص) میباشند. یعنی جانشینان رسول الله(ص) و وارثین علم و عصمت ایشان اما با درجه و مرتبه ای کمتر از 12 امام!
و این نفی کننده خلیفه و حجت الله بودن انها را نمیرساند چرا که 12 امام هم همه در یک رتبه و درجه نیستند و بعضی از انها نسبت به بقیه افضلترند!
پس مهدیین(ع) امامند(همانگونه که در نص صریح احادیث و ادعیه خود معصومین(ع) منعکس است) ولی با درجه افضلیتی پایین تر از 12 امام .و البته همانگونه که جایگاه اولین امام یعنی امیر المومنین(ع) جایگاهی خاص و منحصر بفرد است بطوریکه امیرالمومنین(ع) بمنزله نفس رسول الله(ص) است همین سنت در اول مهدیین هم صادق است و مهدی اول(ع) جایگاهی خاص و منحصر بفرد نسبت به سایر مهدیین(ع) دارد(بدلیل وصایت مستقیم امام مهدی(عج) و زحماتی که در مراحل دعوت و قیام به امر پدرش متحمل میشود)
و این جایگاه تقریبا و تاکید میکنم تقریبا در حد 8 امام( بغیر از امیر المومنین(ع) حسنین(ع) و امام مهدی) است و به این دلیل است که مهدی اول(ع) در بعضی احادیث از جمله لوح فاطمه زهرا(س) و چند حدیث دیگر در درجه 12 امام ذکر شده است که اگر بخواهی این احادیث را منعکس میکنم و این لینک http://mahdyeen.org/ir/14-dalayel1/50-dalayele-shiayan/161-vasi13
را بخوان و اگر توضیحی بخواهی میدهم.
نقل قول:
[=arial]متونم را داشتم سریع می نوشتم این اشتباهات امری طبیعی و متداول در میان هر کس غیر معصومی هست
دوست عزیز کسی که ادعا میکند کلی حدیث حفظ دارد و محدث است و بطور غیر مستقیم ادعای حجیت بر مردم را میکند( محدث کوچک= حجت کوچک) و خود را مسلط به فلسفه و منطق معرفی میکند دیگر بعید است در الفبای این علوم دچار اشتباه شود و بعضی ها را بگوید سور عمومی!
در صورتیکه یک دیپلم ریاضی هم این مساله برایش جا افتاده و ملکه ذهنش شده چه برسد به دانشجوی کامپیوتر!
نقل قول:
[=arial]چون از طرز کلامت از قبل و الان مشخص است که می خواهی بگویی من دروغ می گویم که رشته ام کامپیوتر است
یک لحظه هم فکر نکردم در این مورد دروغ میگویی هزاران فارغ التحصیل و دانشجوی این رشته وجود دارد یکی هم شما
وقتی به استدلال بنده از طریق منطق ریاضی گفتی:
نقل قول:
[=arial]که اگر با همان استدلالات ریاضی که بر پایه گمان است نتیجه گیری نکنید متوجه خیلی از امور بدیهی می شوید.
جواب دادم: کل دانش کامپیوتر هم سخت افزار و مدارهای منطقی آن بر پایه منطق ریاضی است و هم اصول طراحی الگوریتم و برنامه نویسی آن! که از نظر شما علمی " [=arial]برپایه گمان" است پس وقت و عمر خود را در دانشگاه و برای علمی که به اعتراف خودتان ظنی و گمانی است، تلف میکنید!
و وقتی به حکم فتوی شطرنج یمانی شبهه وارد کردی گفتم چطور درس طراحی الگوریتم را پاس کردی که بعضی مسائل کلاسیک ان مربوط به شطرنج است؟؟!!یعنی چطور رشته ای میخوانی که واحد درسی ان به گمانت مطلب علمی حرامی را شامل میشود؟!
و این که گفتم متحجری بخاطر جوابی بود که دادی و بخاطر برداشتهای افراطی و ظاهری و بسته و دگمی هست که نسبت به روایات داری !
و حتما ان حدیث معروف حضرت زهرا(س) را میدانی که فرمود: بهترین چیز برای زن انست که مردی او را نبیند و او نیز مردی را نبیند"
و ایه قران که به زنان رسول الله(ص) میفرماید "در خانه هایتان بمانید" و زنان رسول الله(ص) ، بخصوص در اهلسنت ،الگوی زنان دیگر محسوب میشوند
اما عملا در زمان ما تطبیق و اجرای چنین احکامی تقریبا محال است مگر با مدیریت و تعدیل معصوم(ع) نسبت به شرایط زمان و مکان و فاکتورهای دیگر
و اتفاقا مانوس بودن با ثقلین حسن بسیار بزرگی است اما شدیدا و بصورت افراطی غرق احادیث شده ای و متاسفانه قران را به حاشیه کشاندی !!!
در صورتیکه معصومین(ع) تکلیف ما را با احادیثی که معارض با حقیقت قران است را مشخص فرموده اند:
نقل از احمد ابن خالد برقی: از ایوب بن حر گوید: از ابی عبدالله (ع) که: (همه چیز به کتاب خدا و سنت باز می گردد و هر چه موافق قران نباشد زخرف می باشد).
و از کلیب بن معاویه اسدی نقل از ابی عبدالله (ع): (هر چه از ما نقل شده که قران آن را تصدیق نمی کند باطل است).
و از ابی عمیر از هاشمیین جمیعاً و غیر آنها که پیامبر (ص) فرموده اند: (ای مردم آنچه از من نقل شده که موافق قران باشد پس من آن را گفته ام و آنچه که از من نقل شده و مخالف قرآن است پس من آن را نگفته ام).
و نقل از ابی عبدالله (ع) که رسول خدا (ص) فرمودند: (آنچه از من ایراد شده که موافق قران است از من است و آنچه مخالف کتاب خدا بود از من نیست). محاسن احمد بن محمد بن خالد برقی ج 1ص220
و فقط در مورد سوره دخان همینقدر بگویم که :
فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ
همین صفت مبین(اشکار) در توصیف دود نشان میدهد که دود قابل لمس و قابل دیدن و دود فیزیکی است.
و در ضمن شواهد دیگری هم وجود دارد که دود اتشفشان ایسلند حداقل یکی از مصادیق این ایات سوره دخان است و میدانی که ایات قران در طول زمان جاری است و میتواند در اینده مصادیق دیگری هم داشته باشد ولی این مصداق هم قابل رد به این سادگی نیست.
این لینک http://www.askdin.com/thread27644-6.html#post353096
را بدقت بخوان و بخصوص بحث علم جفر انرا و حتما میدانی قران میفرماید: لِّيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْوَأَحْصَىٰ كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا
وعلاوه بر ایه فوق ، روایات زیادی هم وجود دارد که اهمیت و حقانیت علم جفر را بیان میکند بخصوص در زمان و توسط قائم(ع).
و بنده دیگر تمایلی به ادامه بحث با شما ندارم مگر با شرایط زیر:
-حفظ احترام متقابل و عدم هرگونه تحقیر ،توهین ، رجز خوانی ، مقدس نمایی
- هرگونه ادعایی باید مستند به ثقلین باشد و اولویت با قران ( نص صریح قران نه تفسیر به رای) خواهد بود و هر گونه برداشت و نتیجه گیری از احادیث باید مخالف نص صریح قران نباشد.
- تمرکز بحث باید بر یک موضوع مشخص باشد و در یک کامنت فقط یک موضوع مشخص مطرح شود مثلا وصیت یا دخان یا سهو و بدون بسته شدن یک مبحث ، مبحث دیگری اغاز نشود و طبیعتا نظرات قبلی ارائه شده در هر مبحث معتبر و قابل ارجاع است و از صفر شروع نمیشود.
- صورت مسئله و شبهه ای که جواب داده شده دوباره مطرح نشود و در هر مرحله جوابیه نقد و پاسخ داده شود و در غیر اینصورت و عدم رعایت این اصل ، بعنوان عدم داشتن جواب و سعی در ایجاد دور و شکست در ان مبحث و پیروزی طرف مقابل محسوب خواهد شد.
-پیروزی و شکست در هر مبحث مربوط به ان مبحث است و طرف پیروز حق جنگ روانی با استفاده از پیروزی قبلیش را در مباحث بعدی نخواهد داشت و چنین رفتاری بمنزله سعی در انحراف مبحث فعلی و ناشی از بیجوابی تلقی شده و نتیجه شکست در مبحث فعلی خواهد بود.
- ازهر طرف (انصار و مخالفین ) فقط یک نماینده باشد، مثلا شما نماینده مخالفین باشید و بنده نماینده انصار.
- هر فرد فقط یک کامنت منتشر کند و منتظر جواب طرف مقابل حداکثر تا 48 ساعت باشد و اگر شخص بدلیل اضطرار امکان ارائه جواب را نداشته باشد باید در ظرف این 48 ساعت اعلام کند تا مباحثه از موعد دیگری (حداکثر 60 روز اینده )بتوافق طرفین آغاز شود و عدم جواب در این مدت بعنوان پیروزی تلقی میشود یعنی در این 48 ساعت طرف باید یا جواب ارائه کند یا طی کامنتی کوتاه حداقل وضعیت اورژانس خود را به اطلاع طرف مقابل برساند.
-طرفین در هر زمانی میتوانند مطابق توافق همدیگر ، بطور همزمان ترک مناظره کنند و این بمنزله شکست یا پیروزی هیچ یک از طرفین نخواهد بود .
این حداقل شرایط منصفانه برای بحثی علمی و بدور از جنجال است اگر مایلید بسم الله در غیر اینصورت شما مخاطب بنده نیستید!
[=arial]بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الرب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
اما بعد همانطوری که می بینید بازار مدعیان دروغین گرم است و هر کس طالب بشیشه کردن خون شیعیان و ارضای حس ریاست طلبی و گمراه کردن بندگان است ادعایی می کند و چون احمق الا ما شاء الله زیاد است چند روزه صاحب ریاست و پولی می شود و بیچاره نمی داند عاقبتش تنها این است که این پول ها بر کمش کوفته می شود و این عزت ظاهری دو روزه تبدیل به ذلت همیشگی می شود ولی عمل کنید که برای همین ساخته شدید .
آقای sonofgod
فرمودید :
نقل قول:
آقا این سید احمد یمانی دیگه چه جونوریه! یک نوع Clone از خودم![=arial]
[=arial]عرض می کنم یکی مثل خود شماست که قصد و مقصودش در دنیا و مقصدش در آخرت با شما یکی می باشد.
نقل قول:
اصلا فکرشو نمیکردم به این زودی بشناسمش فکر میکردم آدم معمولیه!
فهمیده دجال آمریکاست ؟
[=arial]
بلی شما با دیدن فیلم های رائفی پور از روی جهالت تمام مثل جناب رائفی پور می گویید دجال آمریکاست و آقای رائفی پور هم از روی فیلم های عبد الله هاشم هم می گوید دجال آمریکاست و عبد الله هاشم هم جزو مبلغان اصلی آقای احمد الاسماعیل است پس چرا با هم اختلاف داشته باشند هر دو می گویند دجال آمریکاست !!! ولی کجا می توانند آن سه حدیث مرا با سخنانشان یکی کنند ؟؟
نقل قول:
این رو بگم که به نظر شما اگر یک روز یمانی واقعی ظهور کند چطور باید خودش را به دیگران بشناساند ؟![=arial]
[=arial]نشنیدید در این امر نباید عجله کرد ؟
فرقه حق همیشه وجود دارد از ابتدای غیبت تا پایان غیبت. حق با اشخاص شناخته نمی شود بلکه وقتی خود حق را بشناسی اهل حق را هم می شناسی .
وقتی فهمدیدی حقیقت دین چیست آنوقت است که تا یک کسی ادعای باطلی کرد مثل شما می فهمی که باطل است همینطوری که حقیر فهمیدم شما بطور کل باطلید
وقتی حق را بشناسی فرقه حق را میشناسی و در میان فرقه حق یک شخص میبینی که قبل از ادعایش می فهمی که او یمانی است. و میبینی طرفداران آن شخص بیش از ده هزار نفر نمی شود و بعد همین لشکر یمانی به لشکر سیصد و سیزده نفری قائم وصل می شود. بخدا قسم جواب سوالت بسیار آسان است خود حق را بشناس ،خود حق را بشناس، خود حق را بشناس او را می یابی مثل خورشید در میانه روز. [=arial]چرا توقع دارید یمانی قبل از خروجش ادعا کند ؟ کجا حدیثی دیدید که فرموده باشند یمانی از چند سال قبل ادعا کرده است ؟ هر کس حق را شناخته باشد براحتی او را می شناسد او در فرقه حق است هر وقت موقعش بود ادعا می کند و خروج می کند و طرفداران حق شناسش هم همراه او هستند و هر کسی از قبل حق و حقیقت را شناخته باشد براحتی به او ایمان می آورد
مثل اینکه جناب امام خامنه ای اگر سید خراسانی باشند هر وقت لازم شد ادعای سید خراسانی بودن می کنند و خروج می کنند و از قبل بدون ادعای سید خراسانی بودن طرفدار دارند و همینطور است برای یمانی وقتی کسی حق را بطور کامل شناخته باشد از قبل طرفدار او شده است و وقتی یک روز ادعا کرد اشخاص درون فرقه حق ادعایش را می پذیرند و در این میان تنها کسانی که دنبال حق و حقیقت بودند و حقیقت و حق را یافته بودند نجات می یابند و اوست کشتی نجات .[=arial]
نقل قول:
بعد "اگر ابوذر علم سلمان را می دانست هر آینه او را می کشت " چرا فکر میکنی خیلی ریز هستی و حساب نمیشوی در حالی که میگویی علم دین داری و از کسی تقلید نمیکنی؟ خوب این هم نهایت تواضع هست و هم اندکی خودکمبینی![=arial]
[=arial]همین سخنت دلیل بطلان توست . زیرا شان سلمان و ابوذر بسیار بالاست و بنده در حد یک سگ هم در مقابل آنها حساب نمی شوم. بخدا این حرف را از روی خود کم بینی نمی گویم و کاش می دانستید تواضع چیست و کاش می دانستید تکبر چیست ؟ تکبر در مقابل و برای دشمن است و تواضع در مقابل و برای بزرگان است این حقیقتی است که شکی در حقانیتش نیست آنها بسیار بزرگند و اگر روزی سلمان و ابوذر را ببینم خاک پای آنها را سرمه چشمانم می کنم .آه آه از این مردمان که نشناختند کسی را که از اهل بیت بود طبق حدیث و نشناختند کسی را که در امرش یک گناه از او سر نزد طبق حدیث و نشناختند کسی را که فرمودند بشناسید او را زیرا باب علی است و علی باب نبی است و نبی مدینه علم است و این در غیر کتاب هدایه الکبری است پس بهانه ی شما چیست . و نشناختند کسی را که ائمه فرمودند کسی که او را بشناسد مومن و کسی او را انکار کند کافر است ونشناختند کسی را که عالم بود زیرا از اهل بیت بود و نشناختند کسی را که ساقهایش را هیزم قرار می داد برای پختن غذا و شلاقش را مثل موسی تبدیل به اژدها کرد طبق حدیث تفسیر حضرت عسکری و نشانختند کسی را که به ابوبکر گناهش را بدون دیدنش گفت طبق حدیث و نشناختند کسی را که ملائکه در گوش سخن می فرمودند طبق حدیث و نشناختند کسی را که محدث این امت است طبق حدیث و نشناختند کسی را که آخرین وصی عیسی بود یعنی برده طبق حدیث و در مقام عیسی جز نبوت بود زیرا هر وصی وارث نبی است ونشناختند کسی را که بالاتر از پیامبران بنی اسرائیل یعنی آن دوازده نقیب بنی اسرائیل بود و نشناختند کسی را اگر بیشتر از فضل او بگویم کوه طور و ساعیر و فاران می پاشد و نشناختند کسی را که جزو مهدیون است
نقل قول:
چرا فکر میکنید بزرگوارانی مثل سلمان و ابوذر ادامه ندارند و خداوند هیچ بندهای رو بر دیگر بندگانش برتری نمیده ؟ شما معنی احسن تقویم که بالاترین جایگاه انسانی هست رو میدونید ؟
[=arial]بلی در حدیث است نظائر سلمان و ابوذر در هر عصری هستند و نظیر سلمان در این عصر احمد یا عیسی است زیرا حدیث صریح است او وزیر حجت بن حسن است و دیگر نباید در مقابل حدیث صریح سخن گفت حال گفتند او وزیر قائم است پس یعنی اسمش احمد است و موافق با کلام حضرت عیسی است که فرمودند فارقلیطا روح حقی است که به اسم من می آید یعنی هم اسم اوست پس یکی دیگر نامهای عیسی احمد است . ولی نظیر ابوذر معذورم از معرفی ایشان فقط باید دانست ایشان در این عصر نظیری دارند. ولی شما خواهشا دست از قیاس حقیر سرتاپاتقصیر با آن بزرگواران بردار. که اگر شما خجالت نمی کشید بنده خیلی شرمگین از این قیاس شما هستم که مربوط به بنده است. معنی احسن التقویم هم مربوط به من و شما نیست اگر به احادیث نظری کنید زیرا انسان معنی بزرگی دارد و شیعیان متوسط شبه انسان و بقیه مردم نسناس هستند.
نقل قول:
هر مدعی که راهی جهنم نیست! تنها مدعی گمراه در جهنم هست یعنی مدعی دروغین! چطور باید اصل رو از دروغ تشخیص داد؟[=arial]
[=arial]خیلی راحت زیرا خداوند مدعی دروغگو را رسوا می کند مثل اینکه شما عبارتی نوشتید که دلالت بر شنیدن آهنگ های شاهین نجفی می کند . اولا طبق احادیث شنیدن آهنگ حرام است مخصوصا شاهین نجفی که اون جای خود دارد !!!!! آخه از یک احمق دیگه گوش می کردی باز یک حرفی می توانستی بگی . همین سخنت ادعایت را کامل باطل کرد.
نقل قول:
رنگ عقل سفید هست چون سفید رنگ پاکی هست و عقل چون از طرف خداوند انسان رو به حقیقت (راستی) راهنمایی میکنه و میرسونه پس از هر شائبه و شبههای ذهن رو پاکیزه میکنه و برای همین ذهن پاک و سفید میشه یعنی از لکههای مشتبه باطل پاک میشه
[=arial] [=arial]اول اینکه هر چی که می گویم حدیث است و هر کدام احادیث را خواستی بگو برایت منبعش را کپی می کنم ولی فعلا می خواهم سریع جوابت را بدهم زیرا حوصله بحث با شما را ابدا ندارم با این بی سوادی که داری.
وقتی که می گویم بگو چرا عقل سفید است یعنی یا دلیل علمی بیار یا دلیل عقلی که هر کس بفهمدش یا دلیل حدیث و قرآنی نه اینکه از خودت جمله بسازی و بپرانی ولی دلیل حدیثی سفید بودن عقل این است . که در حدیث آمده اول خلق خدا نور الانوار است و رنگ آن سفید است و در حدیثی دیگر عقل هم اول خلق خداست پس رنگ عقل سفید است و در حدیث است که حضرت علی ع فرمودند عقل جوهری دراک محیط به همه اشیاء از همه جهات است عارف به اشیاء قبل از وجودشان که نهایت مطالب و علت کل علت هاست. و به ذهن هم می شود فهمید این توصیف اول خلق خداست و سفید بودش هم دلیلش این است که عقل در عالم مثال سفید دیده می شود و شکل آن مانند نقطه ای نورانی است زیرا در حدیث است اول خلق خدا نبی است و در حدیث است نبی مقام جمع است و علی مقام نشر است . پس در عالم مثال عقل جمع یعنی مثل نقطه و رنگش سفید است .و منظور از عبارت عقل یعنی شعور پنهانی که در همه جای جهان وجود دارد و همه خلایق از آن ایجاد شدند.همیطور عرش هم همان عقل است زیرا در حدیث است عرش اول خلق خداست پس او همان عقل است.[=arial]
نقل قول:
نَفَس منظورت هست ؟ رنگ سبز رنگ طبیعت هست, نمیبینید وقتی طبیعت (مثلا گیاه) میمیره سیاه و زرد و قهوهای میشه ولی وقتی گیاه سبز هست, یعنی اکسیژن در اون در جریان هست و نفس چیزی هست که اکسیژن رو به بدن بشر میرسونه و اکسیژن یعنی زندگی و زندگی سبز است![=arial]
[=arial black][=arial]عمدا سخت ترین مسائل حکمت را از تو پرسیدم که بفهمم که سوادت در چه حدی است ولی معلوم است بی سواد بی سوادی این علم تعبیر خواب ها یا تاویل احادیث است مربوط به عالم مثال است که هر حکیمی آنرا بطور جزئی یا کلی دارا است و یمانی هزار برابر حکیم است زیرا حکیم حجت کلی نیست و یک انسان غیر معصوم است و یمانی معصوم است مثل سلمان ولی حکیم معصوم نیست مثل بلوهر برای یوذاسیف حدیثش در اکمال دین صدوق است اگر چه حکیم هم هدایت کننده است در حد خودش پس حکیمی را بشناسی او نجیبی را به تو می شناساند و اگر نجیب را بشناسی او نقیبی را به تو نشان می دهد و یمانی جزو نقبا است .
نخیر منظورم
[=arial]نَفَس(nafas) نیست منظورم نَفس(nafs) است . شمایی فرق این دو را نمی دانی چه حقی به خودت می دهی که در این مسائل بدون هیچ علمی اظهار نظر کنی ؟؟و به تو راهنمایی کردم دارم از شما از عالم مثال می پرسم نه از طبیعت اگر چه رنگ طبیعت هم در عالم مثال سبز نیست بلکه شبیه قهوه ای است و قرمز با سبز مخلوط است. که قرمزش هم خیلی زیاد است.و حتی در احادیث به آن قرمز خالی می گویند بدلیل محو بودن سبزی در آن.
اما نفس مقام علی است طبق آیه قرآن و عقل مقام نبی است که اثبات کردم و عقل مقام جمع است و نفس یعنی علی مقام نشر طبق حدیث معروف نورانیت . و نشر در دو بعد اگر متعادل باشد بشکل دایره است مثل اینکه سنگی داخل اب می اندازی و موجش نشر پیدا می کند نقطه اول جمع و نشر موج را نفس می گویند .و در سه بعد به شکل کره است .
[=arial]رنگ آن سبز است زیرا سدره المنتهی سبز است و سدره المنتهی مقام نشر است زیرا درخت مقام شاخه شاخه شدن و نشر یافتن است و همانجا بود که نبی علی را در آنجا در مقام ایت الکبری باز دیگر مشاهده کرد زیرا آن مقام مقام پایان نشر بود و اگر از داخل کره بیرون بیایی صورت و روی کره را میبینی و در سدره المنتهی همه چیز هست همانطوری که در کرسی همه چیز هست و سدره المنتهی صورت کرسی است و کرسی ماده آن است و هر دو را با هم نفس می گویند و قاب قوسین بین عرش یا عقل و کرسی یا نفس است که آن مقام روح یعنی همان شدید القوی طبق ایه قرآن است .
برای همین روح مخروطی شکل است زیرا از یک طرف به عقل یا عرش وصل است که مقام جمع است و از یک طرف به مقام نفس یا نشر است وصل است و از یکطرف منقبض می شود و از یک طرف منبسط می شود و برای همین شکلش مثل مخروط است و یا شکلش مثل قلم است و آن قلم هم می گویند.
[=arial]اثبات اینکه رنگ روح زرد است خیلی طولانی و از حوصله خوانندگان خارج است و به بیان آن نمی پردازم
ولی در کل حدیث است که عرش دارای چهار نور است نورالانوار که همه نورها از آن است که رنگ آن سفید است و عرش رنگش همان است و عرش ماده است و نوالانوار صورت است و هر دو را عقل می گویند مثل کرسی و سدره المنتهی که آنها را نفس می گفتند.و چهار نور دیگر نور زرد و سبز و قرمز هستند .
[=arial]
این عرش را چهار حامل است امروزه و در قیامت هشت تا می شود و بر هر نوری ملکی موکل است . نور سفید میکائیل نور زرد اسرافیل نور سبز عزرائیل و نور قرمز جبرئیل به ان موکل است . که به شکلهای انسان یعنی میکائیل و گاو یعنی اسرافیل و عقاب یعنی عزرائیل و شیر یعنی جبرئیل است. و اینها موافق با احادیث است. ایا قادر به اثبات اینها هستی ؟؟
[=arial]تعداد نفس ها چهار تاست طبق حدیث نفس نامیه نباتیه و حسیه حیوانیه و ناطقه قدسیه و کلیه الهیه که اخری را نفس مطمئنه می گویند و تعداد روح ها پنج تا است در ظاهر .
روح القدس و روح الایمان و روح البدن و روح الشهوه و روح القوه.
ولی یک روح دیگر است که در احادیث به تقیه بیان شده و آن روح من امر الله است و امر خدا واحد است طبق ایه قرآن و امر همان عقل یا عرش است زیرا عرش وعقل تنها واحد است که حدیث است و آن روح آن شدید القوی بین عرش و کرسی است و او همان کسی که به مریم بصورت بشری متمثل شد و فرزندی از خودش به مریم داد و آن فرزند روح الله یعنی عیسی است .
عقل وسط کل است و تنها یکی است و عرش ایت وحدانیت است .طبق حدیث
[=arial]
نقل قول:
من در نمادشناسی و دانش تمثیل و افسانه (افسانه یعنی Myth و میدونید مثل همان Myth هست به عربی ؟ و به پارسی متل ؟) دانشم و خردم از همه مردم پس از امام زمان (ص) بیشتر هست! (این هم یک ادعا!)
[=arial]برای جهل تو بس که اینها را افسانه می پنداری همینطوری که در سایتت دجال را افسانه می دانی نخیر اینها اساطیر اولین نیست بلکه حقیقت است و تو یک بی سواد به تمام عیار هستی که مثل دیگر فاسقان به مقام شیعیانی چون سلمان طمع کردی و می خواهی آن را غضب کنی ولی بقصودت نمیرسی و مقصدت تنها جهنم است
حال که دوباره ادعا کردی این سوال که مربوط به عالم مثال نیست را جواب بده. [=arial]
تنها یک سوال ایا قادری بگویی چرا از اکوان دهمی اش عالم ذر است ؟؟ [=arial]
وصلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
[=arial]بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله الرب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
اما بعد خدایا تو میبینی که عده ای به نام محمد و آل محمد خون دوستان ال محمد را بشیشه می کنند و حرفهای شیرین تر از عسل با دلی تلخ تر از زهر می گویند و می خواهند با سخنان فریبنده مقدس نما بندگان ضعیفت را گمراه کنند ولی تو می دانی آنها در دل منکر فضائل ال محمد هستند و مثل وهابی ها توسل و نماز بر قبر را طبق روش آل محمد را انحراف می دانند و تهمت میزنند که شیعه صفوی یهودی است تا بندگانت را فریب بدهند و چون برادران یوسف اشک تمساح می ریزند و حرفهای دروغ مظلومانه میزنند تا بتوانند کاری کنند یوسف در چاه غیبت بماند و فراموش شود ولی خداوندا تویی که یوسف آخر الزمان را ظاهر می کنی و انتقام کسانی که تهمت سهو و بی علمی در تکلم به همه زبان ها و ... زدند را می گیری پس تو را قسم میدهیم به حق محمد و ال محمد که ظهور مولایمان را نزدیک کنی
خدایا تو میدانی ننوشتم جز برضای تو و دنبال پیروی کسی برای خودم نبودم و نخواهم بود و نه بزرگی از کسی خواستم و نه توقع احترامی از کسی داشتم بلکه چون پیغمبرت لعنت کرده بود در هنگام بدعت ها ساکت ننشینیم سکوت نکردم وگرنه نه مرا کاری به این جماعت است و نه آنها دنبال پیروی حق هستند پس خدایا اگر آنها تهمتی زدند به حقیر اگر دروغ گفتند من آنها را می بخشم و برایشان طلب هدایت می کنم و اگر تهمتشان راست بود خدایا تو مرا ببخش و مرا هدایت کن که تویی مهربانترین مهربانان.
آقای خادم مدعی یمانی
این را بدانید که طبق روش حضرت سجاد توهینهایی را که در قبل کردید البته جواب متناسبش را می دهم که طمع در توهین نکنی . و پیغمبر فرموده با اهل بدعت بتندی رفتار کنیم که حدیثش را شنیدی لذا حقیر برای خاموش کردن آتش غیض که ندارم کاری نمی کنم بلکه برای اجرای دستورات خدا به شما بتندی سخن گفتم .ولی شمایید که آتش غیض و غضبتان خاموش نمی شود جز با توهین و جسارت که در پستهای قبلیتان اشکار است و برای رضای خدا سخن نگفتی بلکه برای خاموش کردن غیض درونیت سخن گفتی که کاملا مشخص است والبته اجری نداری زیرا بقول خودتان تنها برای منیتت بوده . و دست از مقدس نمایی و مظلوم نمایی بردار که باطنت کاملا رو شده و همه شخصیتت را می شناسند و خوانندگان کور نیستند پس حداقل احترام ظاهری برای فهم خوانندگان قائل باش.
گفتی مولانا عارف بزرگی است البته در نظر تو عالم بزرگی است ولی در نظر بنده بسیار حقیر است زیرا وقتی شرابخواری شمس را میدید می گفت شراب به شمس اثر ندارد همانطوری که سرکه به دریا اثر ندارد و البته از همین قولش مشخص می شود شما دو نفر از یک سنخید آری بی مگس هرگز نماند عنکبوت .
[=arial]
این هم از اشعار مولانا گفت عیسی که به ذات پاک حق//مبدع تن خالق جان در سبق
بر تن مرده بخواندم گشت حی// بر سر لاشیء خواندم گشت شیء
خواندم آنرا بر دل احمق به ود//صد هزاران بار و درمانی نشد
ز احمقان بگریز چون عیسی گریخت//صحبت احمق بسی خون ها که ریختبنده هم تمایلی برای بحث با شما ندارم و سخنانم را پایان می دهم اگر شما پایان دهید و قضاوت را بخوانندگان واگذار می کنم آری شپره گر وصل افتاب نخواهد /// رونق بازار آفتاب نکاهد اما در مورد مناظره یا مباحثه اول شما و دوستانتان باید تناقضاتتان را بین یکدیگر حل کنید .
انصار الله در پالتاک فریاد زد که جناب احمد الحسن امام سیزدهم است و اماتش هیچ فرقی با ائمه ندارد
خانم یا عبد صالح هم همین را در سایت مهدیون به بنده گفتند
در همین سایت اسکدین بعضی از مبلغانتان همین را گفتند.
در مورد اینکه گفتید تمثیل فحش نیست اولا خداوند می تواند تمثیل کند زیرا خداوند از باطن اشخاص آگاه است ولی اگر شما بخواهید تمثیلی کنید باید سه شاهد دیگر غیر از خودتان برای این تهمت حیوان صفتی بیاورید که ندارید و فحش یعنی اثبات بی دلیل نقص بر کسی ، حال که معتقدید تمثیل فحش نیست خوب است حقیر با شما اینطوری سخن بگویم مثلا
(اینها همه بطور مثال است نه اینکه این حرفها را به شما بگویم )
خوب است بگویم قبلا همه شما را به مناظره و مباهله رو در رو دعوت کرده بودم و همه شما مانند شتر مرغان( تمثیل در نظر شما فحش نیست ) سر خود را در لانه کردید و خوب است بگویم مانند سگان( تمثیل در نظر شما فحش نیست ) به واق واق گفتن برای دور کردن بنده از این مناظره و مباهله اکتفا کردید و خوب است بگویم مانند کلاغان سیاه بخت (تمثیل در نظر شما فحش نیست ) قار قار کردید که افضلی چنین وچنان است .
اینطوری خوب است سخن گفتن ؟ برای امامتان اشکالی ندارد از این الفاظ استفاده کنم ؟ آنوقت نمی گویید فحاشی کردید؟
اولا بنده از شنبه حدود دو هفته یا بیشتر زیارت حضرت رضا علیه السلام می روم و در کرمان نیستم و به اینترنت دسترسی ندارم و آنجا هم فکر زیارت هستم و از این کار ها نمی کنم.
وبعد از آن اگر بخواهید با بزرگان مبلغتان مناظره می کنم نه با کسی مثل شما که بزرگترین لیدرها و مبلغانتان با شما اختلاف عقیده در امام سیزدهم دارند. آری شتر را چه به علاقه بندی ؟
و اگر آقای انصار الله بعد از حل کردن تناقضاتش با شما ( دقت کنید حتما باید تناقضش با شما حل شود )درخواست مناظره داد که در اعتقاد حقیر بزرگترین دعوت کننده شماست با کمال میل قبول می کنم
اگرچه او هم کوری عصا کش کورهایی چون شماست.
و همه شرایطی را که گفتید رعایت می کنم اگر چه می دانم خود شما ابدا رعایت نخواهید کرد و اگر کسی به همان سایت مهدیون و همین نوشته های شما در این سایت نظر کند بدون قطعه قطعه کردن جملات بنده و خودتان مشخص می شود که واقعا فحاش چه کسی است و در این باره هم قضاوت را بخوانندگان واگذار می کنم.
در مورد چیزهایی که در پست قبلی فرمودید اولا عرض می کنم که محدث بسیار جزئی معصوم نیست و البته محدث بسیار جزئی مثلا یک حکیم مانند بلوهر است که بارها مثالش را زده بودم و او با امام معصوم ابدا قیاس نمی شود. در مورد تحجر اگر تحجر بمعنی رها کردن ثقلین و احادیث است بنده متحجرم و بنده هم وظیفه ام تنها بیان حکم حق است که از آل محمد آمده و در آن موارد شطرنج و فقاع بحثش را کردم که ابدا جواب درستی به آن ندادید فقط با چند تا توهین غیض خود را خالی کردید و اگر جلوی تعصبت را می گرفتی میدیدی کاملا حدیث فقاع را برعکس ترجمه کردی که بر خوانندگان این امر واضح است. در مورد دخان عرض می کنم که بنده هم آنرا اشکار و در همین دنیا می دانمش اگر بار دیگر متنم را بدون عجله بخوانی متوجه خواهی شد
در مورد شطرنج و پروژه اسمبلی و درس طراحی الگوریتم گفتم آن درس ها را با کمال افتخار افتادم و به استادم گفته بودم و او هم ترم بعد از بنده سوالات دیگری کرد مثلا پروژه اسمبلی ام را بازی مین یاب قرار داد
در مورد اینکه زنان خوب باید در خانه باشند این حکم هنوز قابل اجراست و مادر خود بنده همینطوری است و امسال حتی یکبار هم یادم نمی آید بیرون رفته باشد جز برای رفتن خانه اقوام که ان هم با پدرم بیرون رفته باشند و مادرت را با مادران دیگران قیاس نکن لطفا و اینرا بگویم که در میان شیخیها این معروف است در کرمان که زنانشان اینطوری هستند و بیشترشان یعنی مردم خوبشان دخترانشان هم برای درس و دانشگاه بیرون نمی فرستند و در خانه درس می خوانند و دقیقا راه آل محمد را دنبال می کنند و مردانشان کار می کنند و زنانشان در تجارت و ... شریک مردان نیستند و زنانشان واقعا زن های خوبی هستند . و شیخی ها در تجارت هم از همه بهتر و راستگوتر و موفق ترند و به این معروف هستند الحمد لله . و این را هم بگویم قرآن و عترت با هم هستند و از هم جدا نمی شوند و باید تفسیر متشابهات را از آل محمد یاد بگیریم حتی باید متشابه و محکم آیات را از آل محمد یاد بگیریم بعد استدلال کنیم . قرآن با عترت و قرآن با عترت و قران با عترت است . اگر هر آیه متشابهی بیاوری بنده با احادیث تفسیرش می کنم و چون قبل رسوایت می کنم زیرا متشابه را نمیداند جز راسخان در علم و انها آل محمدند . پس سعی نکن برای گمراه کردن بندگان خدا تنها از آیات متشابه استفاده کنی که می دانی تنها کسانی که دنبال فتنه هستند متشابهات قرآن را دستاویز خود قرار می دهند.
اگر چه در همین سایت و در سایت مهدیین بطور کل رسوا شدید و دیگر هیچ نیازی به مناظره بیشتری مثل شما نیست همانقدری که آن آقای sonofgod رسوا شد همانقدر هم شما رسوا شدید و اگر هم فکر می کنید که رسوا نشدید از امثال توهمات همین مدعی جدید است که فکر می کند رسوا نیست در حالی که رسواییش مثل خورشید میانه روز است
پرسش: اگر کسی مدعی شد که فرزند امام زمان است آیا احادیثی در این زمینه وجود دارد که آن شخص دروغگو است؟ پاسخ: سلام به شما پرسشگر گرامی
صحبت از فرزند داشتن یا نداشتن امام زمان (علیه السلام)، فرع این مطلب است که ثابت شود ایشان در دوران غیبت ازدواج کرده اند یا نه؛ یعنی اول باید ثابت شود که ایشان در دوران غیبت کبری _با وجود اقتضائات خاصی که غیبتشان دارد_ ازدواج کرده اند، سپس از فرزند داشتن یا نداشتن ایشان سخن گفته شود.
وقتی درباره موضوع ازدواج ایشان به روایات مراجعه می کنیم، می بینیم که این موضوع _یعنی ازدواج امام زمان (علیه السلام) در دوران غیبت- در هاله ای از ابهام قرار دارد و برای ما دقیقا روشن نشده که آیا ایشان در دوران غیبت، ازدواج خواهند کرد و دارای همسر و فرزندان خواهند بود یا نه؛ برخی روایاتی هم که در این باب بدان ها استدلال شده _و در لینک های زیر ذکر شده_، از جهت سند یا دلالت بر مدعا، مخدوش و نارسا هستند و در اثبات این موضوع، کافی و قابل استناد نمی باشند.
با این توضیحات روشن می شود که اصل موضوع ازدواج امام زمان (علیه السلام) در دوران غیبت، در هاله ای از ابهام قرار دارد و ازدواج یا عدم ازدواج ایشان در این دوران، روشن و قطعی نیست، چه برسد به اینکه ثابت شود ایشان دارای فرزند هستند یا نه! بنابراین اگر کسی ادعا کند فرزند ایشان است، واهی و غیر قابل اثبات است.
روایتی هم نیافتم که بفرماید کسانی که ادعای فرزند بودن ایشان را بکنند دروغگو هستند، زیرا سست و بی اساس بودن چنین ادعایی روشن تر از آنست که نیاز به راهنمایی روایات داشته باشد. در عقل و خرد کسی که چنین ادعایی بکند، باید شک و تردید کرد! بله، درباره تعیین زمان ظهور _که داعی دارد و خیلی ها ممکن است از این موضوع سوء استفاده کنند_ به ما فرموده اند: «كَذَبَ الْوَقَّاتُون»* (کسانی که زمانی را برای ظهور حضرت اعلام می کنند، دروغگو هستند).
الحمد لله الرب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
آقای خادم مدعی یمانی بنده گفتم دیگران آن فیلم را دیدند و اخبار زیادی از افراد ثقه زیادی نقل شده است که فیلمی از ایشان دیده اند و اگر بخواهی خبرهای متواتر را انکار کنی باید اول همه معجزات پیامبران پیشین را انکار کنی زیرا بچشم هیچ کدام از پیامبران و معجزاتشان را که مختص به زمان خودشان بوده را ندیدی ولی بروایت های اشخاص ثقه چون متواتر بوده اطمینان کردی (مطابق با احتجاج امام رضا با صاحبان ادیان). حال سند این حرفهایم را از کتاب خودتان می آورم.
[=arial]از انصار در کتاب "پاسخ مختصر بر کتاب فتنه ی جدید یمانی " در زیر آمده :
صفحه 120 از قول مخالف نقل شده " در همان فيلم ، وقتى به عربى فصيح تكلم می کند ، در لحن كلام او اشتباهات زياد(نحوی و صرفى) وجود دارد، که نشان می دهد سواد كافى ندارد . اين واقعيت با ادّعاهای بزرگی که دارد سازگار نيست"
و شما( یعنی انصار ) در جوابش نوشتید" نحو وصرف راه شناخت حجت خدا نيست بلکه اهل بيت راه شناخت حجت را نشان می دهند حال شما می پذيريد يا نه مشكل شماست نه اهل بيت وراه شناخت حجت خدا در هر زمان يکی است وان ادعای وصيت و علم و حاكميت خداوند"[=arial]
خب معلوم است که فیلمی بوده که دوستانتان انکار نکردند و مخالفینتان هم از شیعیان هم معتقد بودند که او فیلمی داشته . حال من ندیده باشم همین جمله های درون کتابتان گواه است که فیلمی در کار بوده و امامتان اشتباه صرف و نحو داشتند و حتی انصار احمد الاسماعیل هم این موضوع را انکار نمی کنند.
[=arial]
ببنید موضوع تناسخ مولایتان قطعی است و روی آفتاب هم نمی توانید گل بگیرید زیرا آنچیزی که برای مولایتان اتفاق افتاده در عالم اجساد بوده و جسم ایشان بصلیب رفته و خون از آن آمده و بخاک رفته و مولایتان هم اقرار بر نازل شدن کردند دوستتان انصار الله هم اقرار کردند که مولایتان با جسد و روح آمدند که او گنده همه شما و بزرگترین دعوت کننده یتان اندازه آقای کهندل است پس بهتره خودت بری با بزرگترت بیای که این کار در حد و اندازه فهم تو نیست تو تنها یک شیطان ضعیف هستی و خدا فرموده قطعا کید شیطان ضعیف است.
اما در مورد دجال اکبر بگویم که دجال اکبر شخصی از اهالی اصفهان از قریه یهودیه است که طی الارض می کند و سحر بزرگی به کمک خورشید و دخان می کند . و چون موضوع دجال خیلی مربوط به دخان است ابتدا مساله دخان را بیان می کنم .
ولی بیا ایات و احادیث را در مورد دخان بخوان و از تفسیر به ظن بپرهیز تا حقیقت را در مورد دخان بدانی و حق را بیابی.
خداوند در قرآن می فرماید
فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبين***يَغْشَى النَّاسَ هذا عَذابٌ أَليم***رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُون***أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى وَ قَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مُبين***ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَليلاً إِنَّكُمْ عائِدُون
(ترجمه از خود انصار احمد الاسماعیل در کتاب بشارتی است)
منتظر روزی باش که در آسمان دودنی آشکار پدید آید***آن دود آسمانی که عذاب دردناکی است مردم را احاطه کند***(و کافران فریاد بر آورند که) پروردگارا این عذاب را از ما برطرف ساز که البته ما ایمان می آوریم***چگونه و[=arial]از کجا متذکر می شوند و ايمان می آورند در صورتی ک فرستاده ای آشكار با دلایلی روشن به سویشان آمد(ولی ایمان نمی آورند)***پس از او روی گردانیدند و گفتند او تعلیم یافته ای دیوانه است***ما عذاب را برای مدت اندکی بر می داریم شما باز به کفر خود بر می گردید
[=arial]ترجمه ای که آوردم از دوستانتان بود که توضیحاتی را در متن قرار داده بودند که برای خود شما مفید فایده است . اول چرا باید تنها برای مردم اروپا این دخان باشد ؟ در حدیث است که دخان همه جای را فرا می گیرد و آیا کسی از آن مردم بود که این دخان را عذاب بپندارد و بگوید خدایا این عذاب را بر دار که ما ایمان می آوریم ؟آیا چقدر از آن مردم خبر از آن رسول آشکار داشتند ؟ کجا مولای شما رسول اشکار برای آنها بوده ؟ مگر چند تا از آنها خبر از احمد الحسن داشته ؟ همین ایران هم بزور کسانی هستند که این دعوت شما را شنیدند با اینکه بسیار به شما نزدیک هستند و خود بنده با اینکه سالهای سال بود در به در دنبال فرقه حق بودم تازه پارسال سخنان این رسول غیر آشکار را شنیدم . ایا کدام از مردم سوئد و نروژ و روسیه و دیگر مردم اروپا گفتند که مولای شما تعلیم یافته ای دیوانه است و چرا باید فقط آنها عذاب بشوند ؟ و کدام فرد بود که بگوید این دخان عذاب است ؟ و کجا این عذاب عذاب دردناکی بود ؟
اما حال می رویم ببینیم دجال اکبر کیست و با دخان چه ارتباطی است. [=arial]بحار الأنوار، ج52، ص: 193
[=arial]خَطَبَنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ سَلُونِي أَيُّهَا النَّاسُ قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي ثَلَاثاِ[=arial] ....فَقَامَ إِلَيْهِ الْأَصْبَغُ بْنُ نُبَاتَةَ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَنِ الدَّجَّالُ فَقَالَ أَلَا إِنَّ الدَّجَّالَ صَائِدُ بْنُ الصَّيْدِ «1» فَالشَّقِيُّ مَنْ صَدَّقَهُ وَ السَّعِيدُ مَنْ كَذَّبَهُ يَخْرُجُ مِنْ بَلْدَةٍ يُقَالُ لَهَا أَصْبَهَانُ مِنْ قَرْيَةٍ تُعْرَفُ بِالْيَهُودِيَّةِ عَيْنُهُ الْيُمْنَى مَمْسُوحَةٌ وَ الْأُخْرَى فِي جَبْهَتِهِ تُضِيءُ كَأَنَّهَا كَوْكَبُ الصُّبْحِ فِيهَا عَلَقَةٌ كَأَنَّهَا مَمْزُوجَةٌ بِالدَّمِ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مَكْتُوبٌ كَافِرٌ يَقْرَأْهُ كُلُّ كَاتِبٍ وَ أُمِّيٍّ يَخُوضُ الْبِحَارَ وَ تَسِيرُ مَعَهُ الشَّمْسُ بَيْنَ يَدَيْهِ جَبَلٌ مِنْ دُخَانٍ وَ خَلْفَهُ جَبَلٌ أَبْيَضُ يَرَى النَّاسُ أَنَّهُ طَعَامٌ يَخْرُجُ فِي قَحْطٍ شَدِيدٍ تَحْتَهُ حِمَارٌ أَقْمَرُ «1» خُطْوَةُ حِمَارِهِ مِيلٌ تُطْوَى لَهُ الْأَرْضُ مَنْهَلًا مَنْهَلًا وَ لَا يَمُرُّ بِمَاءٍ إِلَّا غَارَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ يُنَادِي بِأَعْلَى صَوْتِهِ يَسْمَعُ مَا بَيْنَ الْخَافِقَيْنِ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الشَّيَاطِينِ يَقُولُ إِلَيَّ أَوْلِيَائِي أَنَا الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ قَدَّرَ فَهَدى أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى وَ كَذَبَ عَدُوُّ اللَّهِ إِنَّهُ الْأَعْوَرُ يَطْعَمُ الطَّعَامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ وَ إِنَّ رَبَّكُمْ عَزَّ وَ جَلَّ لَيْسَ بِأَعْوَرَ وَ لَا يَطْعَمُ وَ لَا يَمْشِي
[=arial]عرض می کنم از حضرت امیر پرسیدند که دجال کیست ؟[=arial] يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَنِ الدَّجَّالُ و حضرت جواب دادند که او[=arial]صَائِدُ بْنُ الصَّيْدِ است و فرمودند دجال از اصفهان خروج می کند از قریه ای که به آن یهودیه می گویند و چشم راستش ممسوح و دیگری در پیشانی اوست و آن میدرخشد و شبیه علقه ممزوج به خون است و دجال همراه خورشید حرکت می کند و همراهش کوهی از دود یا دخان است و پشت سرش کوهی سفید است که مردم آن را طعام می پندارند و دجال در قحط شدیدی خروج می کند[=arial] تَسِيرُ مَعَهُ الشَّمْسُ بَيْنَ يَدَيْهِ جَبَلٌ مِنْ دُخَانٍ وَ خَلْفَهُ جَبَلٌ أَبْيَضُ يَرَى النَّاسُ أَنَّهُ طَعَامٌ يَخْرُجُ فِي قَحْطٍ شَدِيدٍ و فرمودند دجال سوار بر الاغی عجیب غریب است و ... و می گوید که من خدا هستم ولی حضرت در انکار او می فرمایند که دروغ می گوید زیرا خدا نمی خورد و راه نمی رود.
[=arial]حدیث بعدی در مورد دجال و ارتباط آن با دخان
[=arial]كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص: 529
[=arial]إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص صَلَّى ذَاتَ يَوْمٍ بِأَصْحَابِهِ الْفَجْرَ ثُمَّ قَامَ مَعَ أَصْحَابِهِ حَتَّى أَتَى بَابَ دَارٍ بِالْمَدِينَةِ فَطَرَقَ الْبَابَ فَخَرَجَتْ إِلَيْهِ امْرَأَةٌ فَقَالَتْ مَا تُرِيدُ يَا أَبَا الْقَاسِمِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَا أُمَّ عَبْدِ اللَّهِ اسْتَأْذِنِي لِي عَلَى عَبْدِ اللَّهِ فَقَالَتْ يَا أَبَا الْقَاسِمِ وَ مَا تَصْنَعُ بِعَبْدِ اللَّهِ فَوَ اللَّهِ إِنَّهُ لَمَجْهُودٌ فِي عَقْلِهِ يُحْدِثُ فِي ثَوْبِهِ وَ إِنَّهُ لَيُرَاوِدُنِي عَلَى الْأَمْرِ الْعَظِيمِ فَقَالَ اسْتَأْذِنِي عَلَيْهِ فَقَالَتْ أَ عَلَى ذِمَّتِكَ قَالَ نَعَمْ فَقَالَتْ ادْخُلْ فَدَخَلَ فَإِذَا هُوَ فِي قَطِيفَةٍ لَهُ يُهَيْنِمُ فِيهَا فَقَالَتْ أُمُّهُ اسْكُتْ وَ اجْلِسْ هَذَا مُحَمَّدٌ قَدْ أَتَاكَ فَسَكَتَ وَ جَلَسَ فَقَالَ النَّبِيُّ ص مَا لَهَا لَعَنَهَا اللَّهُ لَوْ تَرَكْتَنِي لَأَخْبَرْتُكُمْ أَ هُوَ هُوَ ثُمَّ قَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص مَا تَرَى قَالَ أَرَى حَقّاً وَ بَاطِلًا وَ أَرَى عَرْشاً عَلَى الْمَاءِ فَقَالَ اشْهَدْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ فَقَالَ بَلْ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ فَمَا جَعَلَكَ اللَّهُ بِذَلِكَ أَحَقَّ مِنِّي فَلَمَّا كَانَ الْيَوْمُ الثَّانِي صَلَّى ص بِأَصْحَابِهِ الْفَجْرَ ثُمَّ نَهَضَ فَنَهَضُوا مَعَهُ حَتَّى طَرَقَ الْبَابَ فَقَالَتْ أُمُّهُ ادْخُلْ فَدَخَلَ فَإِذَا هُوَ فِي نَخْلَةٍ يُغَرِّدُ فِيهَا فَقَالَتْ لَهُ أُمُّهُ اسْكُتْ وَ انْزِلْ هَذَا مُحَمَّدٌ قَدْ أَتَاكَ فَسَكَتَ فَقَالَ النَّبِيُّ ص مَا لَهَا لَعَنَهَا اللَّهُ لَوْ تَرَكْتَنِي لَأَخْبَرْتُكُمْ أَ هُوَ هُوَ فَلَمَّا كَانَ فِي الْيَوْمِ الثَّالِثِ صَلَّى النَّبِيُّ ص بِأَصْحَابِهِ الْفَجْرَ ثُمَّ نَهَضَ وَ نَهَضَ الْقَوْمُ مَعَهُ حَتَّى أَتَى ذَلِكَ الْمَكَانَ فَإِذَا هُوَ فِي غَنَمٍ لَهُ يَنْعِقُ بِهَا فَقَالَتْ لَهُ أُمُّهُ اسْكُتْ وَ اجْلِسْ هَذَا مُحَمَّدٌ قَدْ أَتَاكَ فَسَكَتَ وَ جَلَسَ وَ قَدْ كَانَتْ نَزَلَتْ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ آيَاتٌ مِنْ سُورَةِ الدُّخَانِ فَقَرَأَهَا بِهِمُ النَّبِيُّ ص فِي صَلَاةِ الْغَدَاةِ ثُمَّ قَالَ أَ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ فَقَالَ بَلْ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ فَمَا جَعَلَكَ اللَّهُ بِذَلِكَ أَحَقَّ مِنِّي فَقَالَ النَّبِيُّ ص إِنِّي قَدْ خَبَأْتُ لَكَ خَبِيئاً فَمَا هُوَ فَقَالَ الدُّخْ الدُّخْ فَقَالَ النَّبِيُّ ص اخْسَأْ فَإِنَّكَ لَنْ تَعْدُوَ أَجَلَكَ وَ لَنْ تَبْلُغَ أَمَلَكَ وَ لَنْ تَنَالَ إِلَّا مَا قُدِّرَ لَكَ ثُمَّ قَالَ لِأَصْحَابِهِ أَيُّهَا النَّاسُ مَا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِيّاً إِلَّا وَ قَدْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ الدَّجَّالَ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أَخَّرَهُ إِلَى يَوْمِكُمْ هَذَا فَمَهْمَا تَشَابَهَ عَلَيْكُمْ مِنْ أَمْرِهِ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَيْسَ بِأَعْوَرَ إِنَّهُ يَخْرُجُ عَلَى حِمَارٍ عَرْضُ مَا بَيْنَ أُذُنَيْهِ مِيلٌ يَخْرُجُ وَ مَعَهُ جَنَّةٌ وَ نَارٌ وَ جَبَلٌ مِنْ خُبْزٍ وَ نَهْرٌ مِنْ مَاءٍ أَكْثَرُ أَتْبَاعِهِ الْيَهُودُ وَ النِّسَاءُ وَ الْأَعْرَابُ يَدْخُلُ آفَاقَ الْأَرْضِ كُلَّهَا إِلَّا مَكَّةَ وَ لَابَتَيْهَا وَ الْمَدِينَةَ وَ لَابَتَيْهَا
[=arial]و بلی خداوند به این دجال که اسم او صاید بن الصید هست عمری طولانی داده و بسیاری این دجال یا صاید بن الصید را می شناختند و بعضی ها هم گفتند که او مرده است ولی پیغمبر و حضرت علی می فرمایند او در آینده خروج می کند پس معلوم است او زنده است و عمری طولانی دارد و در آینده از قریه یهودیه اصفهان خروج می کند پیغمبر به او در مورد دخان خبر می دهند زیرا دجال از طریق دخان ظاهر می شود و در همین کوه دخان طبق احادیث کشته خواهد شد و برای همین پیغمبر خبر مرگ او را بعد از کلامش یعنی دود است دود را میدهد [=arial]وَ فَقَالَ الدُّخْ الدُّخْ فَقَالَ النَّبِيُّ ص اخْسَأْ فَإِنَّكَ لَنْ تَعْدُوَ أَجَلَكَ[=arial] .و درحدیث قبل دیدی همراه دجال دود یا دخان است و این نشان می دهد بین دخان و دجال ارتباطی عمیق است که حدیث بعد دلالتی آشکار بر این مطلب دارد.
حدیث زیر حدیثی است که آقای کورانی و طبرسی و علامه مجلسی در مورد آن سخن گفته اند و بزرگان شیعه و اهل سنت این حدیث را قبول کردند و اختلافی در آن نکردند که بگوییم حدیث اهل سنت پذیرفته نیست. وگرنه اگر بخواهیم احادیث اهل سنت را برعکس عمل کنیم که در احادیث آنها ولایت حضرت امیر هم آمده باید برعکس موارد اختلافی در احادیث شیعه عمل کنیم.
(البته این سخنان قبلیم مربوط به دوستان شیعه است
ولی انصار الله چون خود علم رجال را قبول ندارند و چون خود از اهل سنت روایت می کنند این حدیث بر آنها حجت است )
[=arial]فعند ذلك يظهر الدجال . قال : قلت يا رسول الله : وما آية الدجال ؟
قال : يسمع له ثلاث صيحات ودخان يملأ ما بين المشرق والمغرب فأما المؤمن فيصيبه زكمة ، وأما الكافر فيصير مثل السكران يدخل في منخريه وأذنيه وفيه ودبره
[=arial]آری حضرت پیغمبر نشانه دجال را سه صیحه و دخانی می گویند که مشرق و مغرب را فرا می گیرد یعنی کل زمین را و مومن از این دخان زکام می گیرد و کافر از این دخان دچار یک حالت شبیه سکران می شود .
رد بر قول خادم مدعی یمانی و مدعی یمانی
[=arial]همانطوری که در احادیث قبل دیدی متوجه شدی که این دخان آشکار مشرق و مغرب را فرا می گیرد یعنی کل زمین را نه فقط اروپا را و این دخان عذاب الیمی است که کافران با آن دچار حالت سکرانی می شوند و در اتش فشان ایسلند ابدا چنین چیزی یافت نمی شد.
[=arial]حقیقت دجال و دخان:
[=arial]دوستان عزیز حقیر بسیار حرفها در این مطلب دارم ولی مجبورم خیلی خلاصه و بزبان ساده توضیح بدهم و البته نمی توانم حقیقت این دخان را کاملا آشکار کنم بدلیل اینکه بسیار چیز عجیبی است. عرض می کنم گاز را هم دخان می گویند و این گاز یا دخان در آخر الزمان همه زمین را فرا می گیرد و توسط خورشید مقداری روشن می شود ولی گرمایی زیادی ندارد همانطوری که هر گازی با یک مقدار گرمایی آتش می گیرد ولی این گاز یک گاز غلیظ تری است که به آن دود یا دخان می گویند که فقط توسط خورشید مقداری روشن می شود خیلی خیلی کم و گرمای زیادی ندارد. دجال یک ساحر است که می داند روزگاری این دخان خواهد آمد طبق وعده خدا برای همین صبر می کند و صبر می کند تا دخان روزی آشکار شوند و سپس با سحر خودش توسط اجنه شکلهایی در این دخان یا گاز بوجود می آورد .زیرا اجنه از عالم آتش پنهانی یا نار یا فرو سرخ هستند برای همین مارها و گربه ها که قادرند فرو سرخ را ببیند اجنه را هم میبینند و اگر بدانی ساحران با آتش هستند که با اجنه در ارتباط می شوند زیرا هر آتش نیازمند به دود لطیف یا گاز یا دخان است و از طریق دخان است که می شود با عالم فروسرخ ارتباط بر قرار کنیم و به این راه ارتباطی با عوالم غیبی می گویند دخان . آسمان همان عالم لطیف است که در دخان ظاهر می شود و در حقیقت دخان ماده آسمان است و خداوند فرموده :[=arial]ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخان [=arial]منظور از آیه این است که ماده آسمان همان دخان است و در تفسیر این ایه آمده ً [=arial]ثُمَّ أَخْرَجَ مِنْهُ بُخَاراً كَالدُّخَانِ فَخَلَقَ مِنْهُ السَّمَاء [=arial]بحار الأنوار ، ج54، ص: 30
[=arial]اما ای دوستان من اینرا بدانید مراد از این دخان با آن دخان یا گازهایی که امروزه میبینید نیست و این دخان با آنها فرق می کند این دخان قبلا در زمان سلیمان بوده و اجنه از همان راه متجسد شدند و این دخان دخانی است که یاجوج و ماجوج از همین راه ظاهر می شوند که اگر احادیث یاجوج و ماجوج را بخوانید متوجه می شوید که این موضوع چقدر عجیب است . و همینطور این دخان عالم جابرسا و جابلقا را ظاهر می کند و همینطور سرزمین شمروخ و شمریخ و این سرزمین جابرسا و جابلقا دارای دو جنت ذکر شده در قرآن هستند که غیر از جنت آخرت هستند و این جنت همان جنتی بود که ابتدا آدم و حوا بر روی آن زندگی می کردند و آن جنت بر روی زمین است و در آن جنت است که ابلیس هم می تواند باشد برای همین آدم و حوا از ماری که ابلیس به آن تعلق گرفته بود فریب خوردند ولی در جنت آخرت ابلیس نیست.
[=arial]آری بزودی باید شیعیان آماده باشند که وقتی دخان آمد فریب دجال را نخورند زیرا دخان با فروسرخ و اجنه ارتباط دارد و با گرم شدنش توسط خورشید می تواند اثرات عالم فروسرخ را در خود توسط اجنه ظاهر کند برای همین است دجال با خورشید سیر می کند زیرا دجال اکنون در همان عالم دخان است و زنده است بمانند آدم و حوا که در بهشت دخانی زنده بودند و نازل شدند بلی دجال در عالم دخانی است و در زمین ظاهر می شود و شکل عجیب غریب و سری بسیار گنده دارد و چشمی عجیب غریب دارد و در همین دخان طی الارض می کند و در همین دخان اشکالی را به مردم نشان می دهد و مردم از این سحر فریب می خورند و فکر می کنند او خداست ولی خداوند نمی خورد و راه نمی رود و تنها راه بطلان او همین است زیرا او بسیار علمی عجیب و اعمالی غریب دارد و نباید شیعیان از این سحر غریب و عجیب تعجب کنند خداوند بر هر کار تواناست و این بزرگترین فتنه آخر الزمان است که هر پیغمبری امتش را از این شخص ترسانیده و حالا می فهمی واقعا او ترسناک است.
و والله و بالله و تالله اینها افسانه نیست و گذشگان هم بودند که مردمی احمق این موارد را افسانه می پنداشتند و خدا از سخن آنها آورده که گفتندَ[=arial] يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطيرُ الْأَوَّلين ولله بالله تالله آنچه گفتم از روی یقین است پس خواهش می کنم تعصب خود را کناری بگذار و سعی کن بفهمی چرا بین دجال و دخان ارتباط است و بفهمی تنها سوء استفاده دجال می تواند از راه فرو سرخ بر دخان یا گاز باشد و راه دیگری ندارد. خواهش می کنم فکر کن زیرا این مساله علمی است و با علم امروز هم قابل درک است . و خواهش می کنم این سخنان عجیب باعث نشود که فکر کنی من می خواهم ادعای بزرگی کنم نه والله من ذره ای بیمقدارم و دنبال هیچ چیزی نیستم ولی مجبور بودم که این حقیقت را برای بیان حق مطلب اشکار کنم پس بدون علم آنرا انکار نکن و در حدیث آمده مردم دشمن جهل خود هستند پس مراقب باش بی خودی دشمن این حقیقت نشوی .ببینید برادران بنده هر چیزی گفتم دقیقا با ظاهر حدیث تطابق داشت و ابدا معنی حدیث را عوض نکردم و همه علمی بود و ثابت کردم دقیقا ظاهر این حدیث درست است . حال سخن بنده بیشتر قابل پذیرش است یا سخن کسی که همه این حدیث را تاویل می کند و هیچ تاویلش ربطی به ظاهر این حدیث ندارد ؟
دجال از اصفهان از قریه یهودیه خروج می کند یعنی چی ؟؟؟ اسمش صائد بی الصید است یعنی چی ؟؟ این دخان که همه جا را می گیرد و نشانه دجال است یعنی چی ؟؟ این که پیغمبر با او صحبت کرده یعنی چی ؟؟ و ...
آخر اینها چه ربطی به آمریکا دارد ؟ این دجال مشخص است یک شخص است با ویژگی های تعریف شده در احادیث.
[=arial]ان شاء الله ادامه دارد ....
و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
به نام یزدان بخشاینده بخشیاشگر
آقا این سید احمد یمانی دیگه چه جونوریه! یک نوع Clone از خودم!
اصلا فکرشو نمیکردم به این زودی بشناسمش فکر میکردم آدم معمولیه!
فهمیده دجال آمریکاست ؟
بدلیجات با اصل کاملا توفیر دارند!
ولی چون اصل پنهان هست و دیده نمیشود مردم فقط بدل رو میبینند!
چون زمین برای بدل امن و برای اصل نا امن است! چون شیطان و دجال بر مردم سلطه دارند!
لطفا مقاله دجال بنده رو بخونید
[=arial]بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الرب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
با سلام در این پست ان شاء الله خیلی مختصر به جواب یکی از پست های آقای خادم مدعی یمانی می پردازم و سپس اگر خدا خواست ادامه بحث دجال را بیان می کنم و لا حول و لا قوه الا بالله
[=arial]برادر عزیز مگر خود ائمه دوازده گانه وصی برای ائمه قبلی نبودند ؟ خب دوازده مهدی وصی برای ائمه قبلیشان باشند مگر بقیه ائمه نبودند . در متنتان می بینیم که مثلا برای فریب دادن بندگان خدا فرق ائمه و مهدییون را در وصی بودن ائمه برای مقام نبی دانستید ولی در یک خط پایین تر تناقض گفتید.
[=arial]ببین برادر خوانندگان را احمق فرض نکن ، ببین چقدر رسوایی که به یک خط تناقضاتت نمی رسد اینجا که گفتی وصی نبی اند و بالا این امر را برای دوازده ائمه میدانستی !!!!!!!!!!!!!!. سبحان الله . گنده های دعوت کننده یتان هم در اسکدین هم در پالتاک و هم در سایت خودتان ایشان را امام سیزدهم می دانند شما برو با اونا تناقضاتتان را برطرف کن . تازه خودت گفتی مهدیون امام هستند وقتی امام باشند این مزخرفاتت چه معنی دارند ؟ وقتی امام باشند یعنی امام شما امام سیزدهم است بدون هیچ تعارفی مخالف حدیث صریحی که برات گفتم.
و خودت هم اقرار کردی که مهدیون جزو ائمه هستند که گفتی :
خب این گفته ات چه معنی دارد ؟؟؟ داری می گویی آنها امامند پس دیگر این خزعبلات چیست که میبافی ؟؟
در زیر هم کلام مولایت است که می فرمایند مهدی اول جزو ائمه هست بنابراین این احمد الاسماعیل شما مدعی است امام سیزدهم است بدون هیچ تعارفی پس حالا آن حدیث صریحی را که قبلا برات آوردم را کامل شرح کن تا رسواییت بیش از پیش آشکار شود
[=arial]فرمودی:
[=arial]عزیزم شمایی که ای مگس را جزو سور عمومی قرار دادی بی سوادتری یا من ؟
بنده هم اشتباه خود را در این زمینه می پذیرم زیرا حواسم نبود و دقت نمی کردم و این جملات جزو ثقلین نیست که اشتباه بودنش اشکالی داشته باشد ،حواس پرتی و بی دقتی که گناه نیست ، متونم را داشتم سریع می نوشتم این اشتباهات امری طبیعی و متداول در میان هر کس غیر معصومی هست ،بلی در ترم دوم هم ریاضایت گسسته را پاس کردم و این امور هم مطالب ساده ای است که فکر می کنم تنها با آوردن مدرک تحصیلی ام بهانه هایت تمام شود چون از طرز کلامت از قبل و الان مشخص است که می خواهی بگویی من دروغ می گویم که رشته ام کامپیوتر است و بارها مرا جوجه شیخ متحجر خطاب کردی که یعنی من درس حوزه و از این جور چیزها می خوانم که این عکس پایین نشان می دهد که حقیر راستگویم .خلاصه خجالت دارد کسی از بی دقتیهایی که مربوط به دین نیست سوء استفاده کند و دیگری را بطور کل بی سواد بخواند .آخر مگر حقیر امامم که سهو و بی دقتی نداشته باشم ، شما که برای مولایتان هم سهو قائل هستی خوب بود که من هم به مولایت توهین می کردم که خب حالا در صدای قرائت قرآنش تلفظ قرآن و در فیلمش صرف و نحو را بلد نیست بی سواد و اینجور چیزهاست ؟؟ این هم یک عکس برای راستگوییم.
[=arial]ببین یک کسی که کامپیوتر می خونه نه متحجره و نه جوجه شیخ از اون بالای شماره دانشجوییم هم میتونی ببینی که اولش 88 است یعنی دانشجوی سال 1388 . اسم و فامیلم رو هم میبینی که راست گفتم . اونم عکسم که میبینی قیافم هم به آدمای احمق و متحجر هم نمی خوره. هیچ وقت هم بکسی دروغ نمی گم . خلاصه یک ایرادی گرفتی جوابش اینه که حواس پرتی و بی دقتی بود اگر باز ایراد داری می گم اشتباه کردم خوبه ؟ این اشتباهات جزو ثقلین نیست و ربطی هم به بی سوادی نداره چون یک بی دقتی بوده و تمام
وصلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
خدایا بتو پناه میبرم از ایمان و علمی که باعث غرور و تکبر و منیت بنده شود و پناه میبرم بر تو از اینکه علم وایمان باعث شود عاقبتم مثل شیطان(لع) و بلعم باعورا باشد که جز تو پناهگاهی نمیشناسم. آنچه از مادیات و معنویات بمن عطا فرموده ای نعمت است و انچه نداده ای حکمت است و آنقدر بمن عطا کن که باعث طغیانم نشود پس توفیقم ده در شکر نعمتهایت و صبرم بده بر مصیبتهایت و نیتم را خالصم گردان برای خودت و خدمت بندگانت و برای رضای تو و ببخش بر من گناهان و تقصیراتی که داشتم و دارم و خواهم داشت بحق عزت و جلالت و بحق محمد و ال محمد(ص) و این بنده سراپا تقصیرت را یک لحظه هم به حال خودش رها نکن و بخصوص در رعایت حق الناس همیشه نگهبانم باش و تنها برحمتت امید دارم ای ارحم الراحمین.
و اما جناب افضلی شما مرا مجبور کردی و تاکید میکنم مجبور کردی به شیوه بحث و قلمی تند در صورتیکه در بحثهایم مطلقا اهل هیاهو و جنجال نیستم و نخواهم بود انشا الله چرا که اگر اهل جنجال بودم مثلا روی مساله فیلم مانوری میدادم که تمامی نداشت اما اینکار را نمیکنم و باور کنید تناقضاتی که نشانتان دادم بخش بسیار کوچکی از تناقضات شما بود و بسیاری را چشم پوشی کردم و میکنم ولی شما متاسفانه از کوتاه امدن و مدارا و صبر بنده سو استفاده کردید و میکنید !
مروری کنیم بر بحثهایمان درتالار مهدییون که مهمان ما بودید!
و جواب بنده بشما این بود:
"برادر عزیزم شخصا به شما احترام قائل هستم و هدف از بحث روشن شدن حقیقت است نه جدال و تخریب هویت و شخصیت افراد، بنابرین از بکار بردن عباراتی مانند عبارت بالا که بسیار تحقیر امیز ، توهین امیز و تخریب کننده و تحریک کننده است جدا خودداری کنید شما خواهشا ادب مباحثه و احترام متقابل را حفظ کنید و قضاوتهای شخصیتان را برای خودتان نگه دارید "
نمونه ای از ادبیات شما
و بشما عرض کردم:
"اولا برادر عزیزم در ادبیاتتان نگاه بالا به پایین و حق و عالم دانستن خود را اصلاح کنید فعلا از نظر بنده نه شما مرشد و معلم و استاد هستید و نه بنده نسبت بشما چنین ادعایی دارم و مباحثه آدابی دارد که اولین انها احترام ظاهریو نه لزوما قلبی ، به سطح علمی و عقاید طرف مناظره است."
و این بود جواب شما!!!:
و این اتشی بود که خود روشن کردید و هر چه بنده اصرار کردم فضای بحث ملایم و محترمانه باشد اثر نکرد! و بر ان اتش بنزین ریختید و حالا مظلوم نمایی میکنید که:
که اولا عرض کرده بودم آن قسمت پیام خصوصی بود تا شائبه توهین نباشد در ثانی همان هم خطاب مستقیمش شما نبودید و گفته بودم(هر مگسی که .....و شعر معروف "ای مگس عرصه سیمرغ ....." تابع همان کلیت و عمومیتی بود که با استفاده از کلمه "هر " لحاظ شده بود.
و ثالثا آن جمله و شعر معرف ، در مقام تشبیه بود و تشبیه به حیوان فحش نیست و در قران هم بکار رفته است:
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا
و سبحان الله! و کلام الله مجید از هر گونه فحش و زخرف و آلودگی منزه است و تشبیه به حیوان حداکثر در مقام تحقیر(همانند ایه فوق) است و نه فحش!
و اما ادعاهایتان!
برای چه مقامی؟
مشخص است که وصایت مقام نبی(ص) اما این جانشینی درجه نبوت را شامل نمیشود
و مهدیین هم وصی برای وصی نبی(ص) میباشند. یعنی جانشینان رسول الله(ص) و وارثین علم و عصمت ایشان اما با درجه و مرتبه ای کمتر از 12 امام!
و این نفی کننده خلیفه و حجت الله بودن انها را نمیرساند چرا که 12 امام هم همه در یک رتبه و درجه نیستند و بعضی از انها نسبت به بقیه افضلترند!
پس مهدیین(ع) امامند(همانگونه که در نص صریح احادیث و ادعیه خود معصومین(ع) منعکس است) ولی با درجه افضلیتی پایین تر از 12 امام .و البته همانگونه که جایگاه اولین امام یعنی امیر المومنین(ع) جایگاهی خاص و منحصر بفرد است بطوریکه امیرالمومنین(ع) بمنزله نفس رسول الله(ص) است همین سنت در اول مهدیین هم صادق است و مهدی اول(ع) جایگاهی خاص و منحصر بفرد نسبت به سایر مهدیین(ع) دارد(بدلیل وصایت مستقیم امام مهدی(عج) و زحماتی که در مراحل دعوت و قیام به امر پدرش متحمل میشود)
و این جایگاه تقریبا و تاکید میکنم تقریبا در حد 8 امام( بغیر از امیر المومنین(ع) حسنین(ع) و امام مهدی) است و به این دلیل است که مهدی اول(ع) در بعضی احادیث از جمله لوح فاطمه زهرا(س) و چند حدیث دیگر در درجه 12 امام ذکر شده است که اگر بخواهی این احادیث را منعکس میکنم و این لینک http://mahdyeen.org/ir/14-dalayel1/50-dalayele-shiayan/161-vasi13
را بخوان و اگر توضیحی بخواهی میدهم.
دوست عزیز کسی که ادعا میکند کلی حدیث حفظ دارد و محدث است و بطور غیر مستقیم ادعای حجیت بر مردم را میکند( محدث کوچک= حجت کوچک) و خود را مسلط به فلسفه و منطق معرفی میکند دیگر بعید است در الفبای این علوم دچار اشتباه شود و بعضی ها را بگوید سور عمومی!
در صورتیکه یک دیپلم ریاضی هم این مساله برایش جا افتاده و ملکه ذهنش شده چه برسد به دانشجوی کامپیوتر!
یک لحظه هم فکر نکردم در این مورد دروغ میگویی هزاران فارغ التحصیل و دانشجوی این رشته وجود دارد یکی هم شما
وقتی به استدلال بنده از طریق منطق ریاضی گفتی:
جواب دادم:
کل دانش کامپیوتر هم سخت افزار و مدارهای منطقی آن بر پایه منطق ریاضی است و هم اصول طراحی الگوریتم و برنامه نویسی آن! که از نظر شما علمی " [=arial]بر پایه گمان" است پس وقت و عمر خود را در دانشگاه و برای علمی که به اعتراف خودتان ظنی و گمانی است، تلف میکنید! و وقتی به حکم فتوی شطرنج یمانی شبهه وارد کردی گفتم چطور درس طراحی الگوریتم را پاس کردی که بعضی مسائل کلاسیک ان مربوط به شطرنج است؟؟!!یعنی چطور رشته ای میخوانی که واحد درسی ان به گمانت مطلب علمی حرامی را شامل میشود؟!
و این که گفتم متحجری بخاطر جوابی بود که دادی و بخاطر برداشتهای افراطی و ظاهری و بسته و دگمی هست که نسبت به روایات داری !
و حتما ان حدیث معروف حضرت زهرا(س) را میدانی که فرمود: بهترین چیز برای زن انست که مردی او را نبیند و او نیز مردی را نبیند"
و ایه قران که به زنان رسول الله(ص) میفرماید "در خانه هایتان بمانید" و زنان رسول الله(ص) ، بخصوص در اهلسنت ،الگوی زنان دیگر محسوب میشوند
اما عملا در زمان ما تطبیق و اجرای چنین احکامی تقریبا محال است مگر با مدیریت و تعدیل معصوم(ع) نسبت به شرایط زمان و مکان و فاکتورهای دیگر
و اتفاقا مانوس بودن با ثقلین حسن بسیار بزرگی است اما شدیدا و بصورت افراطی غرق احادیث شده ای و متاسفانه قران را به حاشیه کشاندی !!!
در صورتیکه معصومین(ع) تکلیف ما را با احادیثی که معارض با حقیقت قران است را مشخص فرموده اند:
نقل از احمد ابن خالد برقی: از ایوب بن حر گوید: از ابی عبدالله (ع) که: (همه چیز به کتاب خدا و سنت باز می گردد و هر چه موافق قران نباشد زخرف می باشد).
و از کلیب بن معاویه اسدی نقل از ابی عبدالله (ع): (هر چه از ما نقل شده که قران آن را تصدیق نمی کند باطل است).
و از ابی عمیر از هاشمیین جمیعاً و غیر آنها که پیامبر (ص) فرموده اند: (ای مردم آنچه از من نقل شده که موافق قران باشد پس من آن را گفته ام و آنچه که از من نقل شده و مخالف قرآن است پس من آن را نگفته ام).
و نقل از ابی عبدالله (ع) که رسول خدا (ص) فرمودند: (آنچه از من ایراد شده که موافق قران است از من است و آنچه مخالف کتاب خدا بود از من نیست). محاسن احمد بن محمد بن خالد برقی ج 1ص220
و فقط در مورد سوره دخان همینقدر بگویم که :
فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ
همین صفت مبین(اشکار) در توصیف دود نشان میدهد که دود قابل لمس و قابل دیدن و دود فیزیکی است.
و در ضمن شواهد دیگری هم وجود دارد که دود اتشفشان ایسلند حداقل یکی از مصادیق این ایات سوره دخان است و میدانی که ایات قران در طول زمان جاری است و میتواند در اینده مصادیق دیگری هم داشته باشد ولی این مصداق هم قابل رد به این سادگی نیست.
این لینک
http://www.askdin.com/thread27644-6.html#post353096
را بدقت بخوان و بخصوص بحث علم جفر انرا و حتما میدانی قران میفرماید:
لِّيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَىٰ كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا
وعلاوه بر ایه فوق ، روایات زیادی هم وجود دارد که اهمیت و حقانیت علم جفر را بیان میکند بخصوص در زمان و توسط قائم(ع).
و بنده دیگر تمایلی به ادامه بحث با شما ندارم مگر با شرایط زیر:
-حفظ احترام متقابل و عدم هرگونه تحقیر ،توهین ، رجز خوانی ، مقدس نمایی
- هرگونه ادعایی باید مستند به ثقلین باشد و اولویت با قران ( نص صریح قران نه تفسیر به رای) خواهد بود و هر گونه برداشت و نتیجه گیری از احادیث باید مخالف نص صریح قران نباشد.
- تمرکز بحث باید بر یک موضوع مشخص باشد و در یک کامنت فقط یک موضوع مشخص مطرح شود مثلا وصیت یا دخان یا سهو و بدون بسته شدن یک مبحث ، مبحث دیگری اغاز نشود و طبیعتا نظرات قبلی ارائه شده در هر مبحث معتبر و قابل ارجاع است و از صفر شروع نمیشود.
- صورت مسئله و شبهه ای که جواب داده شده دوباره مطرح نشود و در هر مرحله جوابیه نقد و پاسخ داده شود و در غیر اینصورت و عدم رعایت این اصل ، بعنوان عدم داشتن جواب و سعی در ایجاد دور و شکست در ان مبحث و پیروزی طرف مقابل محسوب خواهد شد.
-پیروزی و شکست در هر مبحث مربوط به ان مبحث است و طرف پیروز حق جنگ روانی با استفاده از پیروزی قبلیش را در مباحث بعدی نخواهد داشت و چنین رفتاری بمنزله سعی در انحراف مبحث فعلی و ناشی از بیجوابی تلقی شده و نتیجه شکست در مبحث فعلی خواهد بود.
- ازهر طرف (انصار و مخالفین ) فقط یک نماینده باشد، مثلا شما نماینده مخالفین باشید و بنده نماینده انصار.
- هر فرد فقط یک کامنت منتشر کند و منتظر جواب طرف مقابل حداکثر تا 48 ساعت باشد و اگر شخص بدلیل اضطرار امکان ارائه جواب را نداشته باشد باید در ظرف این 48 ساعت اعلام کند تا مباحثه از موعد دیگری (حداکثر 60 روز اینده )بتوافق طرفین آغاز شود و عدم جواب در این مدت بعنوان پیروزی تلقی میشود یعنی در این 48 ساعت طرف باید یا جواب ارائه کند یا طی کامنتی کوتاه حداقل وضعیت اورژانس خود را به اطلاع طرف مقابل برساند.
-طرفین در هر زمانی میتوانند مطابق توافق همدیگر ، بطور همزمان ترک مناظره کنند و این بمنزله شکست یا پیروزی هیچ یک از طرفین نخواهد بود .
این حداقل شرایط منصفانه برای بحثی علمی و بدور از جنجال است اگر مایلید بسم الله در غیر اینصورت شما مخاطب بنده نیستید!
الحمد لله رب العالمین
الحمد لله الرب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
اما بعد همانطوری که می بینید بازار مدعیان دروغین گرم است و هر کس طالب بشیشه کردن خون شیعیان و ارضای حس ریاست طلبی و گمراه کردن بندگان است ادعایی می کند و چون احمق الا ما شاء الله زیاد است چند روزه صاحب ریاست و پولی می شود و بیچاره نمی داند عاقبتش تنها این است که این پول ها بر کمش کوفته می شود و این عزت ظاهری دو روزه تبدیل به ذلت همیشگی می شود ولی عمل کنید که برای همین ساخته شدید .
آقای sonofgod
فرمودید :
[=arial]عرض می کنم یکی مثل خود شماست که قصد و مقصودش در دنیا و مقصدش در آخرت با شما یکی می باشد.
بلی شما با دیدن فیلم های رائفی پور از روی جهالت تمام مثل جناب رائفی پور می گویید دجال آمریکاست و آقای رائفی پور هم از روی فیلم های عبد الله هاشم هم می گوید دجال آمریکاست و عبد الله هاشم هم جزو مبلغان اصلی آقای احمد الاسماعیل است پس چرا با هم اختلاف داشته باشند هر دو می گویند دجال آمریکاست !!! ولی کجا می توانند آن سه حدیث مرا با سخنانشان یکی کنند ؟؟
[=arial]نشنیدید در این امر نباید عجله کرد ؟
فرقه حق همیشه وجود دارد از ابتدای غیبت تا پایان غیبت. حق با اشخاص شناخته نمی شود بلکه وقتی خود حق را بشناسی اهل حق را هم می شناسی .
وقتی فهمدیدی حقیقت دین چیست آنوقت است که تا یک کسی ادعای باطلی کرد مثل شما می فهمی که باطل است همینطوری که حقیر فهمیدم شما بطور کل باطلید
وقتی حق را بشناسی فرقه حق را میشناسی و در میان فرقه حق یک شخص میبینی که قبل از ادعایش می فهمی که او یمانی است. و میبینی طرفداران آن شخص بیش از ده هزار نفر نمی شود و بعد همین لشکر یمانی به لشکر سیصد و سیزده نفری قائم وصل می شود.
بخدا قسم جواب سوالت بسیار آسان است خود حق را بشناس ،خود حق را بشناس، خود حق را بشناس او را می یابی مثل خورشید در میانه روز.
[=arial]چرا توقع دارید یمانی قبل از خروجش ادعا کند ؟ کجا حدیثی دیدید که فرموده باشند یمانی از چند سال قبل ادعا کرده است ؟ هر کس حق را شناخته باشد براحتی او را می شناسد او در فرقه حق است هر وقت موقعش بود ادعا می کند و خروج می کند و طرفداران حق شناسش هم همراه او هستند و هر کسی از قبل حق و حقیقت را شناخته باشد براحتی به او ایمان می آورد
مثل اینکه جناب امام خامنه ای اگر سید خراسانی باشند هر وقت لازم شد ادعای سید خراسانی بودن می کنند و خروج می کنند و از قبل بدون ادعای سید خراسانی بودن طرفدار دارند و همینطور است برای یمانی وقتی کسی حق را بطور کامل شناخته باشد از قبل طرفدار او شده است و وقتی یک روز ادعا کرد اشخاص درون فرقه حق ادعایش را می پذیرند و در این میان تنها کسانی که دنبال حق و حقیقت بودند و حقیقت و حق را یافته بودند نجات می یابند و اوست کشتی نجات .[=arial]
[=arial]همین سخنت دلیل بطلان توست . زیرا شان سلمان و ابوذر بسیار بالاست و بنده در حد یک سگ هم در مقابل آنها حساب نمی شوم. بخدا این حرف را از روی خود کم بینی نمی گویم و کاش می دانستید تواضع چیست و کاش می دانستید تکبر چیست ؟ تکبر در مقابل و برای دشمن است و تواضع در مقابل و برای بزرگان است این حقیقتی است که شکی در حقانیتش نیست آنها بسیار بزرگند و اگر روزی سلمان و ابوذر را ببینم خاک پای آنها را سرمه چشمانم می کنم .آه آه از این مردمان که نشناختند کسی را که از اهل بیت بود طبق حدیث و نشناختند کسی را که در امرش یک گناه از او سر نزد طبق حدیث و نشناختند کسی را که فرمودند بشناسید او را زیرا باب علی است و علی باب نبی است و نبی مدینه علم است و این در غیر کتاب هدایه الکبری است پس بهانه ی شما چیست . و نشناختند کسی را که ائمه فرمودند کسی که او را بشناسد مومن و کسی او را انکار کند کافر است ونشناختند کسی را که عالم بود زیرا از اهل بیت بود و نشناختند کسی را که ساقهایش را هیزم قرار می داد برای پختن غذا و شلاقش را مثل موسی تبدیل به اژدها کرد طبق حدیث تفسیر حضرت عسکری و نشانختند کسی را که به ابوبکر گناهش را بدون دیدنش گفت طبق حدیث و نشناختند کسی را که ملائکه در گوش سخن می فرمودند طبق حدیث و نشناختند کسی را که محدث این امت است طبق حدیث و نشناختند کسی را که آخرین وصی عیسی بود یعنی برده طبق حدیث و در مقام عیسی جز نبوت بود زیرا هر وصی وارث نبی است ونشناختند کسی را که بالاتر از پیامبران بنی اسرائیل یعنی آن دوازده نقیب بنی اسرائیل بود و نشناختند کسی را اگر بیشتر از فضل او بگویم کوه طور و ساعیر و فاران می پاشد و نشناختند کسی را که جزو مهدیون است
[=arial]بلی در حدیث است نظائر سلمان و ابوذر در هر عصری هستند و نظیر سلمان در این عصر احمد یا عیسی است زیرا حدیث صریح است او وزیر حجت بن حسن است و دیگر نباید در مقابل حدیث صریح سخن گفت حال گفتند او وزیر قائم است پس یعنی اسمش احمد است و موافق با کلام حضرت عیسی است که فرمودند فارقلیطا روح حقی است که به اسم من می آید یعنی هم اسم اوست پس یکی دیگر نامهای عیسی احمد است . ولی نظیر ابوذر معذورم از معرفی ایشان فقط باید دانست ایشان در این عصر نظیری دارند. ولی شما خواهشا دست از قیاس حقیر سرتاپاتقصیر با آن بزرگواران بردار. که اگر شما خجالت نمی کشید بنده خیلی شرمگین از این قیاس شما هستم که مربوط به بنده است. معنی احسن التقویم هم مربوط به من و شما نیست اگر به احادیث نظری کنید زیرا انسان معنی بزرگی دارد و شیعیان متوسط شبه انسان و بقیه مردم نسناس هستند.
[=arial]خیلی راحت زیرا خداوند مدعی دروغگو را رسوا می کند مثل اینکه شما عبارتی نوشتید که دلالت بر شنیدن آهنگ های شاهین نجفی می کند . اولا طبق احادیث شنیدن آهنگ حرام است مخصوصا شاهین نجفی که اون جای خود دارد !!!!! آخه از یک احمق دیگه گوش می کردی باز یک حرفی می توانستی بگی . همین سخنت ادعایت را کامل باطل کرد.
[=arial]اول اینکه هر چی که می گویم حدیث است و هر کدام احادیث را خواستی بگو برایت منبعش را کپی می کنم ولی فعلا می خواهم سریع جوابت را بدهم زیرا حوصله بحث با شما را ابدا ندارم با این بی سوادی که داری.
وقتی که می گویم بگو چرا عقل سفید است یعنی یا دلیل علمی بیار یا دلیل عقلی که هر کس بفهمدش یا دلیل حدیث و قرآنی نه اینکه از خودت جمله بسازی و بپرانی
ولی دلیل حدیثی سفید بودن عقل این است . که در حدیث آمده اول خلق خدا نور الانوار است و رنگ آن سفید است و در حدیثی دیگر عقل هم اول خلق خداست پس رنگ عقل سفید است و در حدیث است که حضرت علی ع فرمودند عقل جوهری دراک محیط به همه اشیاء از همه جهات است عارف به اشیاء قبل از وجودشان که نهایت مطالب و علت کل علت هاست. و به ذهن هم می شود فهمید این توصیف اول خلق خداست و سفید بودش هم دلیلش این است که عقل در عالم مثال سفید دیده می شود و شکل آن مانند نقطه ای نورانی است زیرا در حدیث است اول خلق خدا نبی است و در حدیث است نبی مقام جمع است و علی مقام نشر است . پس در عالم مثال عقل جمع یعنی مثل نقطه و رنگش سفید است .و منظور از عبارت عقل یعنی شعور پنهانی که در همه جای جهان وجود دارد و همه خلایق از آن ایجاد شدند.همیطور عرش هم همان عقل است زیرا در حدیث است عرش اول خلق خداست پس او همان عقل است.[=arial]
[=arial black][=arial]عمدا سخت ترین مسائل حکمت را از تو پرسیدم که بفهمم که سوادت در چه حدی است ولی معلوم است بی سواد بی سوادی این علم تعبیر خواب ها یا تاویل احادیث است مربوط به عالم مثال است که هر حکیمی آنرا بطور جزئی یا کلی دارا است و یمانی هزار برابر حکیم است زیرا حکیم حجت کلی نیست و یک انسان غیر معصوم است و یمانی معصوم است مثل سلمان ولی حکیم معصوم نیست مثل بلوهر برای یوذاسیف حدیثش در اکمال دین صدوق است اگر چه حکیم هم هدایت کننده است در حد خودش پس حکیمی را بشناسی او نجیبی را به تو می شناساند و اگر نجیب را بشناسی او نقیبی را به تو نشان می دهد و یمانی جزو نقبا است .
نخیر منظورم
[=arial]نَفَس(nafas) نیست منظورم نَفس(nafs) است . شمایی فرق این دو را نمی دانی چه حقی به خودت می دهی که در این مسائل بدون هیچ علمی اظهار نظر کنی ؟؟و به تو راهنمایی کردم دارم از شما از عالم مثال می پرسم نه از طبیعت اگر چه رنگ طبیعت هم در عالم مثال سبز نیست بلکه شبیه قهوه ای است و قرمز با سبز مخلوط است. که قرمزش هم خیلی زیاد است.و حتی در احادیث به آن قرمز خالی می گویند بدلیل محو بودن سبزی در آن.اما نفس مقام علی است طبق آیه قرآن و عقل مقام نبی است که اثبات کردم و عقل مقام جمع است و نفس یعنی علی مقام نشر طبق حدیث معروف نورانیت . و نشر در دو بعد اگر متعادل باشد بشکل دایره است مثل اینکه سنگی داخل اب می اندازی و موجش نشر پیدا می کند نقطه اول جمع و نشر موج را نفس می گویند .و در سه بعد به شکل کره است .
[=arial]رنگ آن سبز است زیرا سدره المنتهی سبز است و سدره المنتهی مقام نشر است زیرا درخت مقام شاخه شاخه شدن و نشر یافتن است و همانجا بود که نبی علی را در آنجا در مقام ایت الکبری باز دیگر مشاهده کرد زیرا آن مقام مقام پایان نشر بود و اگر از داخل کره بیرون بیایی صورت و روی کره را میبینی و در سدره المنتهی همه چیز هست همانطوری که در کرسی همه چیز هست و سدره المنتهی صورت کرسی است و کرسی ماده آن است و هر دو را با هم نفس می گویند و قاب قوسین بین عرش یا عقل و کرسی یا نفس است که آن مقام روح یعنی همان شدید القوی طبق ایه قرآن است .
برای همین روح مخروطی شکل است زیرا از یک طرف به عقل یا عرش وصل است که مقام جمع است و از یک طرف به مقام نفس یا نشر است وصل است و از یکطرف منقبض می شود و از یک طرف منبسط می شود و برای همین شکلش مثل مخروط است و یا شکلش مثل قلم است و آن قلم هم می گویند.
[=arial]اثبات اینکه رنگ روح زرد است خیلی طولانی و از حوصله خوانندگان خارج است و به بیان آن نمی پردازم
ولی در کل حدیث است که عرش دارای چهار نور است نورالانوار که همه نورها از آن است که رنگ آن سفید است و عرش رنگش همان است و عرش ماده است و نوالانوار صورت است و هر دو را عقل می گویند مثل کرسی و سدره المنتهی که آنها را نفس می گفتند.و چهار نور دیگر نور زرد و سبز و قرمز هستند .
[=arial]
این عرش را چهار حامل است امروزه و در قیامت هشت تا می شود و بر هر نوری ملکی موکل است . نور سفید میکائیل نور زرد اسرافیل نور سبز عزرائیل و نور قرمز جبرئیل به ان موکل است . که به شکلهای انسان یعنی میکائیل و گاو یعنی اسرافیل و عقاب یعنی عزرائیل و شیر یعنی جبرئیل است. و اینها موافق با احادیث است. ایا قادر به اثبات اینها هستی ؟؟
[=arial]تعداد نفس ها چهار تاست طبق حدیث نفس نامیه نباتیه و حسیه حیوانیه و ناطقه قدسیه و کلیه الهیه که اخری را نفس مطمئنه می گویند و تعداد روح ها پنج تا است در ظاهر .
[=arial]روح القدس و روح الایمان و روح البدن و روح الشهوه و روح القوه.
ولی یک روح دیگر است که در احادیث به تقیه بیان شده و آن روح من امر الله است و امر خدا واحد است طبق ایه قرآن و امر همان عقل یا عرش است زیرا عرش وعقل تنها واحد است که حدیث است و آن روح آن شدید القوی بین عرش و کرسی است و او همان کسی که به مریم بصورت بشری متمثل شد و فرزندی از خودش به مریم داد و آن فرزند روح الله یعنی عیسی است .
عقل وسط کل است و تنها یکی است و عرش ایت وحدانیت است .طبق حدیث
[=arial]برای جهل تو بس که اینها را افسانه می پنداری همینطوری که در سایتت دجال را افسانه می دانی نخیر اینها اساطیر اولین نیست بلکه حقیقت است و تو یک بی سواد به تمام عیار هستی که مثل دیگر فاسقان به مقام شیعیانی چون سلمان طمع کردی و می خواهی آن را غضب کنی ولی بقصودت نمیرسی و مقصدت تنها جهنم است
حال که دوباره ادعا کردی این سوال که مربوط به عالم مثال نیست را جواب بده.
[=arial]
تنها یک سوال ایا قادری بگویی چرا از اکوان دهمی اش عالم ذر است ؟؟
[=arial]
وصلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
الحمد الله الرب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
اما بعد خدایا تو میبینی که عده ای به نام محمد و آل محمد خون دوستان ال محمد را بشیشه می کنند و حرفهای شیرین تر از عسل با دلی تلخ تر از زهر می گویند و می خواهند با سخنان فریبنده مقدس نما بندگان ضعیفت را گمراه کنند ولی تو می دانی آنها در دل منکر فضائل ال محمد هستند و مثل وهابی ها توسل و نماز بر قبر را طبق روش آل محمد را انحراف می دانند و تهمت میزنند که شیعه صفوی یهودی است تا بندگانت را فریب بدهند و چون برادران یوسف اشک تمساح می ریزند و حرفهای دروغ مظلومانه میزنند تا بتوانند کاری کنند یوسف در چاه غیبت بماند و فراموش شود ولی خداوندا تویی که یوسف آخر الزمان را ظاهر می کنی و انتقام کسانی که تهمت سهو و بی علمی در تکلم به همه زبان ها و ... زدند را می گیری پس تو را قسم میدهیم به حق محمد و ال محمد که ظهور مولایمان را نزدیک کنی
خدایا تو میدانی ننوشتم جز برضای تو و دنبال پیروی کسی برای خودم نبودم و نخواهم بود و نه بزرگی از کسی خواستم و نه توقع احترامی از کسی داشتم بلکه چون پیغمبرت لعنت کرده بود در هنگام بدعت ها ساکت ننشینیم سکوت نکردم وگرنه نه مرا کاری به این جماعت است و نه آنها دنبال پیروی حق هستند پس خدایا اگر آنها تهمتی زدند به حقیر اگر دروغ گفتند من آنها را می بخشم و برایشان طلب هدایت می کنم و اگر تهمتشان راست بود خدایا تو مرا ببخش و مرا هدایت کن که تویی مهربانترین مهربانان.
آقای خادم مدعی یمانی
[=arial]این را بدانید که طبق روش حضرت سجاد توهینهایی را که در قبل کردید البته جواب متناسبش را می دهم که طمع در توهین نکنی . و پیغمبر فرموده با اهل بدعت بتندی رفتار کنیم که حدیثش را شنیدی لذا حقیر برای خاموش کردن آتش غیض که ندارم کاری نمی کنم بلکه برای اجرای دستورات خدا به شما بتندی سخن گفتم .ولی شمایید که آتش غیض و غضبتان خاموش نمی شود جز با توهین و جسارت که در پستهای قبلیتان اشکار است و برای رضای خدا سخن نگفتی بلکه برای خاموش کردن غیض درونیت سخن گفتی که کاملا مشخص است والبته اجری نداری زیرا بقول خودتان تنها برای منیتت بوده . و دست از مقدس نمایی و مظلوم نمایی بردار که باطنت کاملا رو شده و همه شخصیتت را می شناسند و خوانندگان کور نیستند پس حداقل احترام ظاهری برای فهم خوانندگان قائل باش.
گفتی مولانا عارف بزرگی است البته در نظر تو عالم بزرگی است ولی در نظر بنده بسیار حقیر است زیرا وقتی شرابخواری شمس را میدید می گفت شراب به شمس اثر ندارد همانطوری که سرکه به دریا اثر ندارد و البته از همین قولش مشخص می شود شما دو نفر از یک سنخید آری بی مگس هرگز نماند عنکبوت .
این هم از اشعار مولانا
گفت عیسی که به ذات پاک حق//مبدع تن خالق جان در سبق
بر تن مرده بخواندم گشت حی// بر سر لاشیء خواندم گشت شیء
خواندم آنرا بر دل احمق به ود//صد هزاران بار و درمانی نشد
ز احمقان بگریز چون عیسی گریخت//صحبت احمق بسی خون ها که ریخت بنده هم تمایلی برای بحث با شما ندارم و سخنانم را پایان می دهم اگر شما پایان دهید و قضاوت را بخوانندگان واگذار می کنم
آری شپره گر وصل افتاب نخواهد /// رونق بازار آفتاب نکاهد
اما در مورد مناظره یا مباحثه اول شما و دوستانتان باید تناقضاتتان را بین یکدیگر حل کنید .
انصار الله در پالتاک فریاد زد که جناب احمد الحسن امام سیزدهم است و اماتش هیچ فرقی با ائمه ندارد
خانم یا عبد صالح هم همین را در سایت مهدیون به بنده گفتند
در همین سایت اسکدین بعضی از مبلغانتان همین را گفتند.
در مورد اینکه گفتید تمثیل فحش نیست اولا خداوند می تواند تمثیل کند زیرا خداوند از باطن اشخاص آگاه است ولی اگر شما بخواهید تمثیلی کنید باید سه شاهد دیگر غیر از خودتان برای این تهمت حیوان صفتی بیاورید که ندارید و فحش یعنی اثبات بی دلیل نقص بر کسی ، حال که معتقدید تمثیل فحش نیست خوب است حقیر با شما اینطوری سخن بگویم مثلا
(اینها همه بطور مثال است نه اینکه این حرفها را به شما بگویم )
خوب است بگویم قبلا همه شما را به مناظره و مباهله رو در رو دعوت کرده بودم و همه شما مانند شتر مرغان( تمثیل در نظر شما فحش نیست ) سر خود را در لانه کردید و خوب است بگویم مانند سگان( تمثیل در نظر شما فحش نیست ) به واق واق گفتن برای دور کردن بنده از این مناظره و مباهله اکتفا کردید و خوب است بگویم مانند کلاغان سیاه بخت (تمثیل در نظر شما فحش نیست ) قار قار کردید که افضلی چنین وچنان است .
اینطوری خوب است سخن گفتن ؟ برای امامتان اشکالی ندارد از این الفاظ استفاده کنم ؟ آنوقت نمی گویید فحاشی کردید؟
وبعد از آن اگر بخواهید با بزرگان مبلغتان مناظره می کنم نه با کسی مثل شما که بزرگترین لیدرها و مبلغانتان با شما اختلاف عقیده در امام سیزدهم دارند. آری شتر را چه به علاقه بندی ؟
و اگر آقای انصار الله بعد از حل کردن تناقضاتش با شما ( دقت کنید حتما باید تناقضش با شما حل شود )درخواست مناظره داد که در اعتقاد حقیر بزرگترین دعوت کننده شماست با کمال میل قبول می کنم
اگرچه او هم کوری عصا کش کورهایی چون شماست.
و همه شرایطی را که گفتید رعایت می کنم اگر چه می دانم خود شما ابدا رعایت نخواهید کرد و اگر کسی به همان سایت مهدیون و همین نوشته های شما در این سایت نظر کند بدون قطعه قطعه کردن جملات بنده و خودتان مشخص می شود که واقعا فحاش چه کسی است و در این باره هم قضاوت را بخوانندگان واگذار می کنم. در مورد چیزهایی که در پست قبلی فرمودید اولا عرض می کنم که محدث بسیار جزئی معصوم نیست و البته محدث بسیار جزئی مثلا یک حکیم مانند بلوهر است که بارها مثالش را زده بودم و او با امام معصوم ابدا قیاس نمی شود. در مورد تحجر اگر تحجر بمعنی رها کردن ثقلین و احادیث است بنده متحجرم و بنده هم وظیفه ام تنها بیان حکم حق است که از آل محمد آمده و در آن موارد شطرنج و فقاع بحثش را کردم که ابدا جواب درستی به آن ندادید فقط با چند تا توهین غیض خود را خالی کردید و اگر جلوی تعصبت را می گرفتی میدیدی کاملا حدیث فقاع را برعکس ترجمه کردی که بر خوانندگان این امر واضح است. در مورد دخان عرض می کنم که بنده هم آنرا اشکار و در همین دنیا می دانمش اگر بار دیگر متنم را بدون عجله بخوانی متوجه خواهی شد
در مورد شطرنج و پروژه اسمبلی و درس طراحی الگوریتم گفتم آن درس ها را با کمال افتخار افتادم و به استادم گفته بودم و او هم ترم بعد از بنده سوالات دیگری کرد مثلا پروژه اسمبلی ام را بازی مین یاب قرار داد
در مورد اینکه زنان خوب باید در خانه باشند این حکم هنوز قابل اجراست و مادر خود بنده همینطوری است و امسال حتی یکبار هم یادم نمی آید بیرون رفته باشد جز برای رفتن خانه اقوام که ان هم با پدرم بیرون رفته باشند و مادرت را با مادران دیگران قیاس نکن لطفا و اینرا بگویم که در میان شیخیها این معروف است در کرمان که زنانشان اینطوری هستند و بیشترشان یعنی مردم خوبشان دخترانشان هم برای درس و دانشگاه بیرون نمی فرستند و در خانه درس می خوانند و دقیقا راه آل محمد را دنبال می کنند و مردانشان کار می کنند و زنانشان در تجارت و ... شریک مردان نیستند و زنانشان واقعا زن های خوبی هستند . و شیخی ها در تجارت هم از همه بهتر و راستگوتر و موفق ترند و به این معروف هستند الحمد لله . و این را هم بگویم قرآن و عترت با هم هستند و از هم جدا نمی شوند و باید تفسیر متشابهات را از آل محمد یاد بگیریم حتی باید متشابه و محکم آیات را از آل محمد یاد بگیریم بعد استدلال کنیم . قرآن با عترت و قرآن با عترت و قران با عترت است . اگر هر آیه متشابهی بیاوری بنده با احادیث تفسیرش می کنم و چون قبل رسوایت می کنم زیرا متشابه را نمیداند جز راسخان در علم و انها آل محمدند . پس سعی نکن برای گمراه کردن بندگان خدا تنها از آیات متشابه استفاده کنی که می دانی تنها کسانی که دنبال فتنه هستند متشابهات قرآن را دستاویز خود قرار می دهند.
اگر چه در همین سایت و در سایت مهدیین بطور کل رسوا شدید و دیگر هیچ نیازی به مناظره بیشتری مثل شما نیست همانقدری که آن آقای sonofgod رسوا شد همانقدر هم شما رسوا شدید و اگر هم فکر می کنید که رسوا نشدید از امثال توهمات همین مدعی جدید است که فکر می کند رسوا نیست در حالی که رسواییش مثل خورشید میانه روز است
وصلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرینپرسش:
اگر کسی مدعی شد که فرزند امام زمان است آیا احادیثی در این زمینه وجود دارد که آن شخص دروغگو است؟
پاسخ:
سلام به شما پرسشگر گرامی
صحبت از فرزند داشتن یا نداشتن امام زمان (علیه السلام)، فرع این مطلب است که ثابت شود ایشان در دوران غیبت ازدواج کرده اند یا نه؛ یعنی اول باید ثابت شود که ایشان در دوران غیبت کبری _با وجود اقتضائات خاصی که غیبتشان دارد_ ازدواج کرده اند، سپس از فرزند داشتن یا نداشتن ایشان سخن گفته شود.
وقتی درباره موضوع ازدواج ایشان به روایات مراجعه می کنیم، می بینیم که این موضوع _یعنی ازدواج امام زمان (علیه السلام) در دوران غیبت- در هاله ای از ابهام قرار دارد و برای ما دقیقا روشن نشده که آیا ایشان در دوران غیبت، ازدواج خواهند کرد و دارای همسر و فرزندان خواهند بود یا نه؛ برخی روایاتی هم که در این باب بدان ها استدلال شده _و در لینک های زیر ذکر شده_، از جهت سند یا دلالت بر مدعا، مخدوش و نارسا هستند و در اثبات این موضوع، کافی و قابل استناد نمی باشند.
با این توضیحات روشن می شود که اصل موضوع ازدواج امام زمان (علیه السلام) در دوران غیبت، در هاله ای از ابهام قرار دارد و ازدواج یا عدم ازدواج ایشان در این دوران، روشن و قطعی نیست، چه برسد به اینکه ثابت شود ایشان دارای فرزند هستند یا نه! بنابراین اگر کسی ادعا کند فرزند ایشان است، واهی و غیر قابل اثبات است.
روایتی هم نیافتم که بفرماید کسانی که ادعای فرزند بودن ایشان را بکنند دروغگو هستند، زیرا سست و بی اساس بودن چنین ادعایی روشن تر از آنست که نیاز به راهنمایی روایات داشته باشد. در عقل و خرد کسی که چنین ادعایی بکند، باید شک و تردید کرد! بله، درباره تعیین زمان ظهور _که داعی دارد و خیلی ها ممکن است از این موضوع سوء استفاده کنند_ به ما فرموده اند: «كَذَبَ الْوَقَّاتُون»* (کسانی که زمانی را برای ظهور حضرت اعلام می کنند، دروغگو هستند).
پی نوشت
---------------------------------
* بحار الأنوار، ج 52، ص 118، ح 45
برای اطلاعات بیشتر درباره این موضوع، می توانید لینک های زیر را مطالعه فرمایید:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.ph...estion&id=1291
http://www.pasokhgoo.ir/node/715