اصرار زیاد بر خواسته های خود از خدا اشكالی دارد؟
تبهای اولیه
اصرار زیاد بر خواسته های خود از خدا اشكالی دارد؟
سلام
اشکالش این است که خداوند به خاطر اصرار زیاد ممکنه دعایمان ر ومستجاب کند ولی این دعا ممکنه خیر نباشد برای همینه که همیشه میگویند دعا کنید خدایا هر چه خیره در حقمان برآورده کن این مصداق امروزی دعاهای ما ادم هاست بعضی ها میگویند خدایا ما چرا هر چه دعا میکنیم تو پاسخ نمیدهی یا مثلا میگویند خدا حرفای ما ر ونمشنود که خودشان هم میدونند اینگونه نیست منتها چون ما ادم ها جاهل هستیم و علم نداریم نمیدانیم چی به صلاح هست و چی به صلاح نیست ولی خداوند که علم ش حظوری می باشد میبینید برای همین است که ممکنه بعضی دعاهایمان مستجاب نشود البت هدلایل دیگری هم دارد که در ین بحث نمیگنجد روی هم رفته ادم خوبه همیشه دعاهای کلی کنه و اگرم موردی دعا کرد اصرار ولجاجت نکنه و راضی به رضای خداومند باشه
در طرائف الحكم از حضرت رسول:sallallah: روايت شده كه :
«خداوند تبارك وتعالي سائلي را كه در دعا كردن اصرار مي ورزد دوست مي دارد».
امام صادق (ع) مي فرمايند:«خداوند عزّوجل خوشش نمي ايد كه بندگانش در خواسته هاي خود از يكديگر خواهش و تمنا كند ولي همين امر را در مورد خودش دوست مي دارد».
همچنين در تعقيبات مشترك نماز امده :
يا مَن لا يُبرِمُه اِلحاحُ المُلِحّين
يعني اي خدايي كه اصرار كسي او را خسته نكند وبه ستوهش درنياورد
پس اصرار بر دعا نه تنها ناپسند نيست بلكه سفارش هم شده است.
ما این وصف را در دعاها میبینیم و حتّی این یک تعلیم الهی است. یعنی وقتی خواستی دعا کنی، خدا را با آن صفت ربوبیّتش خطاب کن. من به عنوان نمونه چند آیه را عرض میکنم، اگر چه در جلسه گذشته آیه «وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنيباً إِلَيْه»[1] را گفتم؛ ولی حالا من به این مطلب تکیه میکنم، چون میخواهم آن را توضیح دهم.
در سوره مؤمنون میفرماید: «وَ قُلْ ربّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمين».[2] یعنی وقتی میخواهی دعا کنی، اینطور بگو. باز در همان سوره مؤمنون دارد: «وَ قُلْ ربّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطين».[3] یا در سوره طه میفرماید: «وَ قُلْ ربّ زِدْني عِلْماً».[4] خطاب به پیغمبراکرم است و میفرماید وقتی میخواهی دعا کنی و از خدا چیزی میخواهی، اینطور بگو. نمیگوید: «قل اللهم زدنی علما»؛ بلکه بر «ربّ» تکیه میکند.
آیات زیادی داریم و اینها فقط چند نمونه بود. این خطابها جنبه فردی داشت. در آیات دیگری میبینیم که جنبه عمومی مطرح است و دیگر جنبه فردی نیست. مثلاً میفرماید: «رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً»؛[5] یا در آیه دیگر دارد: «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّاب».[6] در همه اینها، چه فردی و چه جمعی، کلمه «ربّ» مطرح شده است.
«ربّ» در دعاهای انبیا
حالا میرویم سراغ انبیا و دعاهایی که آنها کردهاند. آنجا هم میبینیم که ایشان در دعاهایشان خطابی که به خدا میکنند، تحت همین وصف است. «وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعيلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليم»،[7] بعد هم میفرماید: «رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَك».[8] باز در آیه بعد میفرماید: «رَبَّنا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِك».[9] در همه این دعاها، خدا را با «ربّ» مورد خطاب قرار دادهاند.
وقتی حضرت ابراهیم مأمور بود همسر و فرزندش را در مکه بگذارد و برود، هنگام رفتن از آن بیابان بی آب و علف میگوید: «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ»؛ اینجا خبر است، امّا در ادامه دارد: «رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُون».[10] اینجا دیگر شروع به دعا کردن میکند. باز با همان خطاب «ربّنا» شروع میکند. «رَبَّنا إِنَّكَ تَعْلَمُ ما نُخْفي وَ ما نُعْلِن»[11] بعد هم در آخر میفرماید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي وَهَبَ لي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَميعُ الدُّعاء».[12] دوباره دارد: «ربّ اجْعَلْني مُقيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ».
(بر گرفته از سایت آیةالله مجتبی تهرانی):Gol:
بعدازاین مراحل باید دعا کرد:
الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ (191آل عمران)
آنان كه همواره خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مىكنند، و پيوسته در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند، [و از عمق قلب همراه با زبان مىگويند:] پروردگارا! اين [جهان با عظمت] را بيهوده نيافريدى، تو از هر عيب و نقصى منزّه و پاكى پس ما را از عذاب آتش نگاهدار
سلام
تا اینجا پس دو معنا از اصرار ارائه شد
یک معنا توسط گمنام
و یک معنا توسط کارشناس محترم
معنای اول اصرار در خواسته است! من یک خواسته ای دارم(یک ال نود) یه روز با گریه یه روز با نذر یه روز با گله خلاصه مصر باشم خدا خواسته ام رو برآورده کنه!
خیلی مواقع خدا خواسته کسی که اصرار داره رو میده(وجوائزالسائلین عندک موفرة)
چه بسا اگه نده طرف برگرده از دین و خدا!
حکایت همان فقیهی که گفت برایم یک مشکل علمی پیش آمده بود دنبال کتابی بودم! رفتم حرم امام(ع) و شروع کردم به استغاثه در همان حال عربی امد و با لحن بی ادبانه خواسته اش را از اقا خواست رو رفت...
فرداش دوباره رفتم برای دعا و استغاثه دیدم همان عرب آمد و از آقا شکر و سپاسگذاری کرد... ناراحت شدم و با آقا قهر کردم با خودم گفتم من برای دین و معارف شما خواسته ای دارم برآورده نمی کنید! حاجت این عرب گستاخ رو برآورده کردید...
بعد مدتی خجالت کشیدم ! این چه برخوردی با اقا بود! من که عالم هستم چرا باید همچین بی ادبی کنم... برگشتم و از آقا عذر خواستم
فرداش همسایه مون آمد گفت شیخ این چند تا کتاب بلا استفاده ماست گفتیم شاید به درد شما بخوره, یکیش همون کتابی بود که حقیرپی آن بودم
ظاهرا بعدا در رویا آقا رو خواب می بینه که به ابشان گفته اند: آن مرد اگر بی حاجت می رفت دینش کم رنگ میشد.
اما آنچه کارشناس محترم از اصرار معنا کردند! در خصوص نفس دعا کردن و اصرار در آن است. که این از کمالات و بهترین حالاتی است که خدا به هر بنده ای عطا نمی کند.
معنای اول اصرار در خواسته است! من یک خواسته ای دارم(یک ال نود) یه روز با گریه یه روز با نذر یه روز با گله خلاصه مصر باشم خدا خواسته ام رو برآورده کنه! خیلی مواقع خدا خواسته کسی که اصرار داره رو میده(وجوائزالسائلین عندک موفرة) چه بسا اگه نده طرف برگرده از دین و خدا!
اما آنچه کارشناس محترم از اصرار معنا کردند! در خصوص نفس دعا کردن و اصرار در آن است. که این از کمالات و بهترین حالاتی است که خدا به هر بنده ای عطا نمی کند.
ممنون از بحثتون
اما فرق این دوتا معنا چیه ؟منظورتون تفاوت در دنیایی و یا اخروی بودن خواسته هست ؟
گاهی آدم یه خواسته ای داره و برای بدست آوردنش دعا میکنه ، مثلا رفاه در زندگی ،ازدواج ،فرزند و... که بسته به نیت شخص میشه در گروه خواسته های دنیوی و یا اخروی قرار بگیره. برای اینا هم نباید زیاد اصرار کرد؟
در طرائف الحكم از حضرت رسول:sallallah: روايت شده كه :
«خداوند تبارك وتعالي سائلي را كه در دعا كردن اصرار مي ورزد دوست مي دارد».
امام صادق (ع) مي فرمايند:«خداوند عزّوجل خوشش نمي ايد كه بندگانش در خواسته هاي خود از يكديگر خواهش و تمنا كند ولي همين امر را در مورد خودش دوست مي دارد».
همچنين در تعقيبات مشترك نماز امده :
يا مَن لا يُبرِمُه اِلحاحُ المُلِحّين
يعني اي خدايي كه اصرار كسي او را خسته نكند وبه ستوهش درنياورد
پس اصرار بر دعا نه تنها ناپسند نيست بلكه سفارش هم شده است.
بنام خدا
سلام
ببخشید یه سوال
پس اون که میگن همیشه بگید خدایا هر چی به صلاحمه چی میشه؟؟؟؟
اون وقت این اصرار با هر چی رضای تو هست رضای منه بنده هست تناقضی نداره؟؟؟؟
یعنی مگه نمیگن بگم خدایا راضیم به رضای تو
که خدا بهترین رو بهت میده
ولی این طرفم میگن بر خواستتون اصرار کنید
من دقیقا الان یه همچین مشکلی دارم
ممنون
به نظر من دعا و براورده شدن حاجت خیلی بهم ربطی نداره
اگر هم این روایتها را ائمه فرمودند:
در طرائف الحكم از حضرت رسول روايت شده كه : «خداوند تبارك وتعالي سائلي را كه در دعا كردن اصرار مي ورزد دوست مي دارد». امام صادق (ع) مي فرمايند:«خداوند عزّوجل خوشش نمي ايد كه بندگانش در خواسته هاي خود از يكديگر خواهش و تمنا كند ولي همين امر را در مورد خودش دوست مي دارد». همچنين در تعقيبات مشترك نماز امده : يا مَن لا يُبرِمُه اِلحاحُ المُلِحّين يعني اي خدايي كه اصرار كسي او را خسته نكند وبه ستوهش درنياورد پس اصرار بر دعا نه تنها ناپسند نيست بلكه سفارش هم شده است.
این به این معنا نیست که اصرار کنید دعا کنید خدا هم حاجتتونو میده
فلسفه دعا کردن نزدیکی به خداست اگر هم این وسط حاجتی براورده شدتقدیر این بوده که اون جوری بشه یعنی ما چه دعا می کردیم چه نمی کردید اون اتفاق می افتاد
چون قبل از اینکه اصلا ما به دنیا بیایم سرنوشت ما (اتفاقات مهم و سرنوشت ساز) نوشته شده
البته این فقط اعتقاد شخصی من هست نمی دونم درسته یا نه پس فعلا کسی باور نکنه:ok:
در طرائف الحكم از حضرت رسول:sallallah: روايت شده كه :
«خداوند تبارك وتعالي سائلي را كه در دعا كردن اصرار مي ورزد دوست مي دارد».
امام صادق (ع) مي فرمايند:«خداوند عزّوجل خوشش نمي ايد كه بندگانش در خواسته هاي خود از يكديگر خواهش و تمنا كند ولي همين امر را در مورد خودش دوست مي دارد».
همچنين در تعقيبات مشترك نماز امده :
يا مَن لا يُبرِمُه اِلحاحُ المُلِحّين
يعني اي خدايي كه اصرار كسي او را خسته نكند وبه ستوهش درنياورد
پس اصرار بر دعا نه تنها ناپسند نيست بلكه سفارش هم شده است.
بنام خدا
سلام
ببخشید یه سوال
پس اون که میگن همیشه بگید خدایا هر چی به صلاحمه چی میشه؟؟؟؟
اون وقت این اصرار با هر چی رضای تو هست رضای منه بنده هست تناقضی نداره؟؟؟؟
یعنی مگه نمیگن بگم خدایا راضیم به رضای تو
که خدا بهترین رو بهت میده
ولی این طرفم میگن بر خواستتون اصرار کنید
من دقیقا الان یه همچین مشکلی دارم
ممنون
دعا در تعليمات اسلام جايگاه ويژه اى دارد، به گونه اى كه روح عبادت شمرده شده است .
در حديثى از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مى خوانيم:
«افزعوا الى اللّه عزّ و جلّ في حوائجكم، و الجئوا اليه في ملمّاتكم، و تضرّعوا اليه، فانّ الدّعاء مخّ العبادة!»،
«در حوائج خود و به هنگام بروز مشكلات از خداوند مدد بطلبيد، و در سختيها به او پناه ببريد، و در پيشگاه او تضرع و دعا كنيد، چرا كه دعا روح و مغز عبادت است».
بعضی ها می گویند وقتی همه چیز مقدر هست دیگر دعا کردن فایده ای ندارد ویا دعا کردن را عاملی می دانند که در واقع گویا انسان بر خلاف رضای خدا قدمی بر می دارد چون ممکن است رضای خدا در چیز دیگری باشد وخواسته ودعای ما واصرار بر آن خواسته ،چیز دیگر. در حالی که این نوع گمانها نادرست است والبته برای رفع آن لازم است فلسفه ی دعا روشن شود.
مفهوم صحيح دعا اين است كه ما منتهاى تلاش و كوشش خود را انجام دهيم، و آنچه را از توان ما بيرون است به لطف خدا بسپاريم، و با دعا حلّ مشكل را از او بخواهيم، ودر واقع به هنگام اضطرار و عقيم ماندن تلاشها و كوششها به در خانه خدا برويم و دست به دعا برداريم، به همين دليل در روايات اسلامى آمده است آنهايى كه بر اثر تنبلى و كوتاهى و ندانم كارى گرفتار محروميت مى شوند، دعايشان مستجاب نخواهد شد.
نکته ی مهم دیگر این است که ، دعا سبب افزايش قابليت و شايستگى ما مى شود زيرا وقتی مشکلی داریم به در خانه خدا مى رویم وتقرب ونزدیکی ما به او بیشتر می شود، و با اين امور قابليت بيشترى براى لطف پروردگار به دست می آوریم، و مشمول عنايت تازه اى مى شویم واز آنجا که خداوند مقدر كرده آنها كه شايسته ترند بهره بيشترى از لطف و عنايت او داشته باشند.این قانون نیز با دعا کردن شامل حال ما می شود.
خداوند نعمتها و بركاتى دارد كه شامل حال بندگانش مى شود اما مشروط به شرايطى است يكى از شرايط آن است كه به در خانه او بروند و دست به دعا بردارند .بنا بر اين در پرتو دعا شرايط رحمت الهى حاصل مى شود.
خدا مى خواهد از طريق دعا بندگانش به او نزديك شوند، ودر واقع رضایت خدا در دعا کردن ماست پس دعای ما هیچ منافاتی با رضای خداوند ندارد. منتها هرگاه که دعا می کنیم هدفمان باید تقرب به خدا باشد ونتیجه را به خداوند واگذارکنیم چرا که او به صلاحمان آگاهتر است.