جانم حسن جسم بی جان تو هم مظلوم بود ....................از محبت این خلق محروم بود
سنگ باد جسم تو ای تیر زن ........................تابوت حسن است فرزند آن شیر زن
بریده باد زبانت ای ملعون ...............................تقاص خواهیم ستاند هزاران خون
از سوز جگر ماه جگر سوز شدیم .....................با این همه اشک منتظر آن روز شدیم
شیعه ی حیدر نیستیم اگر قیامت نکنیم............از فکر انتقام تو به والله خیانت نکنیم
جسم بی جان تو هم مظلوم بود ....................از محبت این خلق محروم بود
سنگ باد جسم تو ای تیر زن ........................تابوت حسن است فرزند آن شیر زن
بریده باد زبانت ای ملعون ...............................تقاص خواهیم ستاند هزاران خون
از سوز جگر ماه جگر سوز شدیم .....................با این همه اشک منتظر آن روز شدیم
شیعه ی حیدر نیستیم اگر قیامت نکنیم............از فکر انتقام تو به والله خیانت نکنیم
با سلام و عرض ادب و اجازه از محضر بزرگان و ادیبان سایت
بازم در نبود آقا رضا من اینجا یه جمله بگم تا خود استاد تشریف بیارن
انشاء الله با خبرهای خوش و سلامتی همسر محترمشون
خب دوست عزیزمون تازه حاضر شدند
و فکر میکنم اولین غزشون رو تقدیم انجمن میکنند
البته منم تازه واردم
جسم بی جان تو هم مظلوم بود ....................از محبت این خلق محروم بود
سنگ باد جسم تو ای تیر زن ........................تابوت حسن است فرزند آن شیر زن
بریده باد زبانت ای ملعون ...............................تقاص خواهیم ستاند هزاران خون
از سوز جگر ماه جگر سوز شدیم .....................با این همه اشک منتظر آن روز شدیم
شیعه ی حیدر نیستیم اگر قیامت نکنیم............از فکر انتقام تو به والله خیانت نکنیم
خب شما با چند وزن متفاوت و رعایت ردیف سعی کردید در هر بیت ، غزلتون رو زیبا کنید
دستتون درد نکنه خوبه بهترم میشه
اگر رعایت موارد زیر رو جدی بگیرید
اول اینکه چند غزل از حافظ رو مرور کنید!!!
دوم ردیف و قافیه و .... رو در تایپیک مربوطه برید بخونید
سوم وزن شعریتون رو بهم نزنید
چهارم فقط در فکر این نباشید که جمله درون ذهنتون رو در یک بیت به مخاطب القاء کنید
شاید لازم بشه چندین بیت مختص یه موضوع باشه
بعدشم تخلص برای خودتون((نام شاعری ))
و اسم غزل فراموش نشه
باسلام
تشکر از عنایت حضرت عالی.
لازم به ذکر است این شعر درست است از نظر ظاهری آنچنان وزنی ازش دیده نمیشود ولی وزن این شعر زمانی حس میشود که بنده با نوع و لحن خواندنم برای شما بخوانمش. اون وقت که شعر را از زبان بنده و لحن خواندنم بشنوید وزن شعر خود را نشان میدهد.
این شعر وقتی خوانده شود بسیار شبیه شعر مرحوم آقاسی است. دیدید که چطور شعر امام زمان ع رو میخونه؟
این که میگه: خبر آمد خبری در راه است
سرخوش ان دل که از آن آگاه است
شعر بنده میتوان گفت برای خواندنش باید سبک آقاسی را برایش به کار برد.
با قافیه و ردیف و اسلوب شعر آشنایی چندین ساله دارم.
بازم میگم وزن شعر را زمانی میتوانید حس کنید که با لحن مرحوم آقاسی خوانده شود.
سلام به تمام دوستان گرامی ، خواهران و برادران حاضر در تاپیک
اول اینکه از دعاهای شما عزیزان تشکر میکنم و اینکه در صحبت های خودتون از من و همسرم هم یاد کردید
بخصوص شعر زیبای سرکار خانم "حبیبه":
حبیبه;760613 نوشت:
کی کند مردی چو شاعر جان فدا
جان فشاند بهر همسر با رضا
اگه خدا قبول کنه ، نظر سرکار حبیبه کاملاً درسته
خدا میدونه صد بار از خدا خواستم که همسرم رو شفا بده
اما اگر هم این ابتلا به بیماری برای خانواده ما قطعی هست ، از خدا خواستم که بیماری ایشون رو به من منتقل کنه
درمورد همسرم طبق نظر دکترها هنوز به رسیدگی بیشتری نیازه و باید مدتی بستری باشن
الان هم از من دور هستن چون با مادر من و والدین خودش در شهر دیگه ای هستن برای معالجه
اومدم فقط سری به اینجا بزنم تا در فضای معنوی اینجا کمی دلم آروم بشه
با عرض معذرت از شما بزرگواران ، فعلاً حال و هوایی ندارم که اشعار رو ببینم یا نظری بدم
اول اینکه از دعاهای شما عزیزان تشکر میکنم و اینکه در صحبت های خودتون از من و همسرم هم یاد کردید
بخصوص شعر زیبای سرکار خانم "حبیبه":
سلام
خيلي خوش اومديد
جاتون خيلي خيلي خالي بود
در غياب شما دعاگو بوديم
اميدواريم كه بيماري همسرتان به لطف اهل بيت عليهم السلام زود خوب شود
ان شاالله
:Gol::Gol:
خدا میدونه صد بار از خدا خواستم که همسرم رو شفا بده
اما اگر هم این ابتلا به بیماری برای خانواده ما قطعی هست ، از خدا خواستم که بیماری ایشون رو به من منتقل کنه
درمورد همسرم طبق نظر دکترها هنوز به رسیدگی بیشتری نیازه و باید مدتی بستری باشن
الان هم از من دور هستن چون با مادر من و والدین خودش در شهر دیگه ای هستن برای معالجه
بسمه الشافی
با سلام و احترام
خداوند همسر گرامیتان را شفای عاجل عنایت بفرماید.
امیدوارم با خبر سلامتی و بهبودی باز گردند ان شاالله.
نباشد حال و روزی تا بگویم وصف تابیدن
دلم سرگشته و حیران،امان در مرز ببریدن
امان از این پریشانی ،امان از دست این غم ها
چه طوفانی و آرام است خیز و افت آدمها
تاپیک شعر هم حالا برای من کمی تنگ است
رضا و حال و احوالش ،خدایا این چه آهنگ است
---------------------------
جناب رضای گرامی از شنیدن این خبر بسیار متاثرم و امیدوارم هر چه زودتر خبر سلامتی همسر عزیزتان را از زبانتان بشنویم.
بابت این نوع خطاب هم از جنابتان عذرخواهم.
سلام
خيلي خوش اومديد
جاتون خيلي خيلي خالي بود
در غياب شما دعاگو بوديم
اميدواريم كه بيماري همسرتان به لطف اهل بيت عليهم السلام زود خوب شود
ان شاالله
:Gol::Gol:
سلام وعرض ادب
استادگرامی من واقعااااااااازخوندن پست اقارضاکه شعری درموردهمسرگرامیشون نوشته بودنداشکم دراومد.
این پست شماوخیلی ازکاربرای دیگه هم ردیف وقافیه نداره وفقط دعاکردن برای سلامتی خانم اقارضا.
منم اومدم دعاکردم.همین فقط.:Ghamgin::Ghamgin::Ghamgin:
چشم دیگه اینکارونمیکنم.
خدایارتون[/]
سلام به تمام دوستان گرامی. ممنونم از لطف تک تک شما ، مرسی از محبتتون
سعی می کنم برای روحیه خودمم که شده ، کمی بیشتر در تاپیک حضور داشته باشم ، ولی خب در حدی که توانم یاری بده
greatlord;763658 نوشت:
دین و افلاک و جهان زنده به اولاد علیست
عشق عاشق به خدا زاده ارشاد علیست
سلام دوست عزیز ، خیلی خوش اومدید
دوستان دیگه هم حتماً نظرشون رو خواهند گفت ، از نظر من شعرتون خیلی خوب و زیباست. اجرتون با مولا علی(ع)
فقط یکی دو ایراد هست که البته به سادگی قابل رفع هستن
البته توضیحات کافی رو دوستان دیگر کاملتر به شما خواهند گفت (سرکار خانم شهره22 ، سرکار حبیبه و سایر شاعران عزیز)
greatlord;763658 نوشت:
روز محشر ، به صحرای قیامت در خوف
اینجا یا باید بجای ((شر)) هجای کشیده به کار می بردید ، یا اینکه از دو هجا استفاده می کردید
greatlord;763658 نوشت:
لطف حق بهر همه رهرو و افراد علیست
((رهرو)) مفرده و ((افراد)) جمع و خطاب جمع و مفرد همزمان با هم مناسب نیست. بهتره یا هر دو مفرد باشن یا هر دو جمع
greatlord;763658 نوشت:
همه از روشنی و جلوه نور ، یاد علیست
شما با کاما ، نور و یاد رو از هم جدا کردید ، درحالیکه هدف شما این بوده که بگید: ((نوری که از یاد علی داریم)). پس باید بعد از نور کسره میذاشتید (فکر میکنم نور و یاد مضاف و مضاف الیه باشن)
سلام و عرض ادب
باور کنید یا نه ، همون پست شما خیلی برام ارزشمند بود چون احساس کردم کسی باهام همدردی می کنه در حدی که اشکش جاری شده
استاد "حامی" هم حتماً منظور بدی نداشتن ، احتمالاً میخواستن فضا خیلی غم آلوده نشه
از شما بابت احساس پاکی که دارید خیلی خیلی زیاد تشکر می کنم خواهر گرامی :Gol:
واقعا هم همينه
يك شب خونه يكي از فاميل ها بوديم اتفاق افتاده بود كه بغض گلوشونو گرفته بود از جمله خودم
مجبور شدم بزنم فاز شوخي و جو رو عوض كنم
گفته بود خنده من از گريه غم انگيز تر است....
بله
زندگي دشوار است (لقد خلقنا الانسان في كبد)
بيماري هست،
گرفتاري هست
تورم هست
انسان هاي شريف و دعا و مهربوني هايشون هست ولي خدا هم هست
بله اميدمان به خدا است :Gol::Gol::Gol:
سلام و عرض ادب
باور کنید یا نه ، همون پست شما خیلی برام ارزشمند بود چون احساس کردم کسی باهام همدردی می کنه در حدی که اشکش جاری شده
استاد "حامی" هم حتماً منظور بدی نداشتن ، احتمالاً میخواستن فضا خیلی غم آلوده نشه
از شما بابت احساس پاکی که دارید خیلی خیلی زیاد تشکر می کنم خواهر گرامی :Gol:
گلت چون غنچه باز آید به منزل
مکن این تاپیک اشعار تعطیل
الهی کلبه ی تان شاد باشد
گل و گلخانه ات آباد باشد
دیروز کمی دیرتر از تنگ غروب
با خویش بگفتم چه بُوَد راز صُعوب؟
این محنت و زاری که رسد بر آدم
گر ظرف کمال است چرا نا شادم؟
گر غم بکند کار تلاش و کوشش
یا هجر دهد معرفتت آموزش
یا فقر بر آرد زتو فریاد و فغان
تا جسم شود بهر روانت قربان
یا تن چو شود لقمه ی امراض و مِحَن
تا روح شود مایلِ هجرت به وطن
یا قبض شود چونکه زتو مال و منال
خود بسط شود فیضِ وجودت در حال
پس نیست هراسی چه ز افزون و چه کم
أَر بود شکورم و گرم نیست چه غم؟
(( إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ))اون وقت دوستان گرامی در حضور کسانی مثل خانم "حبیبه" ، بنده رو استاد خطاب قرار میدن!خواهر گرامی سرکار خانم "حبیبه" ، یه پیشنهاد دارم و البته انتظار دارم به پیشنهاد برادر کوچکتون بطور جدی فکر کنید
چندین بار دیدم که در زمینه فلسفه و منطق مباحث زیبایی ارائه می کنید و از طرفی برخی اشعار شما دقیقاً تفسیر آیات کتاب خداست. از جمله همین شعر که عبارت مربوط به اون رو از قرآن نوشتم ، یا شعری که درمورد توبه نوشته بودید و بازگشت خدا به بنده و بنده به خدا رو به زیبایی در شعر تفسیر کرده بودید یا حکم ارتداد رو به خوبی با نظم توضیح داده بودید که مشخصه نتیجه اشراف همزمان شما به فلسفه ، تفسیر و شعر هست
خب حیف نیست که شما یک شعر تفسیری بلند نداشته باشید؟ البته نمی دونم شایدم تا الان نوشتید ، اما اگر اینطور نیست ، پیشنهاد میکنم تفسیر قرآن یا احکام رو به نظم دربیارید و در بین اون و جاهایی که نیازه (مثل برهان های اثبات وجود خداوند) از منطق و فلسفه هم استفاده کنید. یا اینکه یک منظومه بنویسید درمورد توضیح مسائل اسلامی که ترکیبی باشه از آیات ، روایات و فلسفه. دیگه انتخاب نوعش رو خودتون میتونید تصمیم بگیرید. به نظرم این کار شما میتونه خدمت بزرگی به اسلام باشه
الحمد لله که در این بی پیالگی
گاهی نسیم عشق و صفایی به سادگی،
از سمت دلبری به مشامم رسیده است
رازق مرا دهد تکه نانی همارگی
شاعری قوی ، با حضور کم!
کلاً همش غایب هستید! :Nishkhand:
سلام و عرض ادب
بدون شک شما هم مشغله های خودتون رو دارید و من انتظار نامعقول ندارم ، اما اگه بیشتر به تاپیک سر بزنید و اشعار زیبای خودتون رو بنویسید حتماً باعث خوشحالی خواهد بود. تشکر
اون وقت دوستان گرامی در حضور کسانی مثل خانم "حبیبه" ، بنده رو استاد خطاب قرار میدن!
خواهر گرامی سرکار خانم "حبیبه" ، یه پیشنهاد دارم و البته انتظار دارم به پیشنهاد برادر کوچکتون بطور جدی فکر کنید
چندین بار دیدم که در زمینه فلسفه و منطق مباحث زیبایی ارائه می کنید و از طرفی برخی اشعار شما دقیقاً تفسیر آیات کتاب خداست. از جمله همین شعر که عبارت مربوط به اون رو از قرآن نوشتم ، یا شعری که درمورد توبه نوشته بودید و بازگشت خدا به بنده و بنده به خدا رو به زیبایی در شعر تفسیر کرده بودید یا حکم ارتداد رو به خوبی با نظم توضیح داده بودید که مشخصه نتیجه اشراف همزمان شما به فلسفه ، تفسیر و شعر هست
خب حیف نیست که شما یک شعر تفسیری بلند نداشته باشید؟ البته نمی دونم شایدم تا الان نوشتید ، اما اگر اینطور نیست ، پیشنهاد میکنم تفسیر قرآن یا احکام رو به نظم دربیارید و در بین اون و جاهایی که نیازه (مثل برهان های اثبات وجود خداوند) از منطق و فلسفه هم استفاده کنید. یا اینکه یک منظومه بنویسید درمورد توضیح مسائل اسلامی که ترکیبی باشه از آیات ، روایات و فلسفه. دیگه انتخاب نوعش رو خودتون میتونید تصمیم بگیرید. به نظرم این کار شما میتونه خدمت بزرگی به اسلام باشه
سلام
ما هر قدر هم در دين تتبع و تحقيق كنيم
ادراك فلسفي به تنهايي موتور حركت (انگيزه ) خوبي نيست به سوي هدف غايي
خيلي ها هستند مي دانند ولي اهل عمل نيست چون باورهاي عقلي به تنها كافي نيست عقل از عقال است مي تواند از جهاتي مانند غل و زنجير باشد
وقتي باورهاي عقلي، قلبي شدند آن وقت است كه هم بينش داريم و هم انگيزش
هم موتور حركت و هم چراغ
و شعر باورهاي ما رنگ عاطفي مي زند[/]
یک منظومه بنویسید درمورد توضیح مسائل اسلامی که ترکیبی باشه از آیات ، روایات و فلسفه. دیگه انتخاب نوعش رو خودتون میتونید تصمیم بگیرید. به نظرم این کار شما میتونه خدمت بزرگی به اسلام باشه
بسمه المنعم
با سلام و احترام
از حسن ظن حضرتعالی سپاسگزارم.
گاهی بنا به مقتضای حال ابیاتی می نویسم،ولی پیشنهاد حضرتعالی کاری بسیار ارزشمند
و حساس است که نیاز به تخصص در دو حیطه ی شعر و علوم قران و حدیث و عرفان دارد
و چطور مثل منی جرأت چنین کاری را خواهد داشت؟
گرچه این نهایت آرزوی بنده و اگر توفیقش حاصل گردد محتاج مقدمات فراوانی است.
دین و افلاک و جهان زنده به اولاد علیست
عشق عاشق به خدا، زاده ارشاد علیست
راه کوتاه به سر منزل عرفان حبیب
یک نفس حب علی ، عشق علی ، یاد علیست
در نهان خانه عشاق میان دل و یار
فیض ، بی واسطه از جانب اولاد علیست
روز محشر ، به صحرای قیامت در خوف
لطف حق بهر همه رهرو و افراد علیست
در دل شب که به دیدار خدا مسروریم
همه از روشنی و جلوه نور ، یاد علیست
یا رب امشب به دعای سحری در خلوت
تحفه ای ده که دلم بنده آزاد علیست
به امید گوشه چشمی از مولا
سلام و عرض ادب زیبا بود
بسیار موزون و اهنگین بود
دستتون درد نکنه
در نبود اساتید در حد یه شاگرد دو نظر بدم و تمام
اول اینکه در بیت زیر فرمودید روز محشر ، به صحرای قیامت در خوف
لطف حق بهر همه رهرو و افراد علیست یه مشکل فنی در مصرع اول داره که خودتون هم نمیتونید براحتی اون مصرح رو بخونید درسته؟
بخونید یکبار:.......
خب یه ذره تغییر ... بهتر نشد؟ روز محشر ، که به صحرای قیامت در خوف
لطف حق بهر همه رهرو عشاق علیست
و دربیت دوم فرمودید
در دل شب که به دیدار خدا مسروریم
همه از روشنی و جلوه نور ، یاد علیست
در مصرع دوم هم باز یه سکته یا پله احساس میشه درسته؟
در دل شب که به دیدار خدا مسروریم
همه از روشنی و جلوه انوار علیست
خب فکر میکنم یکم بهتر شده باشه نه
بی زحمت این رو بخونید یکبار اگر خوبه تا تشریف فرمایی استاد منتظر نظرات نهایی ایشون بمونید
دین و افلاک و جهان زنده به اولاد علیست
عشق عاشق به خدا، زاده ارشاد علیست
راه کوتاه به سر منزل عرفان حبیب
یک نفس حب علی ، عشق علی ، یاد علیست
در نهان خانه عشاق میان دل و یار
فیض ، بی واسطه از جانب اولاد علیست
روز محشر ، که به صحرای قیامت در خوف
لطف حق بهر همه رهرو عشاق علیست
در دل شب که به دیدار خدا مسروریم
همه از روشنی و جلوه انوار علیست
یا رب امشب به دعای سحری در خلوت
تحفه ای ده که دلم بنده آزاد علیست
سلام
ممنون از دوستانی که نظر دادند .
دقیقا همون جاهایی که خودم متوجه اشکالش بودم رو فرمودید .
کاملا درسته و اولین فرصت اصلاحش می کنم .
بازم ممنون
یا علی
[=Microsoft Sans Serif][=times new roman]شب جمعه که میشود دلم را غم میگیرد
دلم کنار مادرت میان حرم ماتم میگیرد
پایین پایت درست کنار اکبرت
مادرت با سوز دل روضه و دم میگیرد
ذاکرت ارباب در محضر پدرت
با عشق و جنون ذکر شاه دلم میگیرد
آقاجان خوب میدانم با یک نظرت
نوکرت برات کرببلا را از شاه کرم میگیرد
دل خوشم به سلطان و رضای پسرت
میدانم در مشهد نوکرت برات حرم میگیرد
دعای کمیل مشهد میدهد بوی کرببلایت
از کمیل دلم دیدار گنبد صاحب علم میگیرد
سلام و عرض ادب
بله بسیار عالی است و فکر می کنم کمی هم جای کار روی وزن داشته باشد.
موفق باشید.
بنام حکیم
بنام خداوندِ جانانِ جــــــان
زمین و زمان گرد او در فغان
ثنای خداوند عالـــم بگویم
قدیرِ ازلْ در هـــفت آسِمان
ز نام خدا نام برتر خداست
بنام خدا ذکرِ ما عاشقان
بسمه الجبار
حکمت حکم مرتد
...............................
حکمِ مُرتد رحمتِ خوب خداست
جان مرتد مرده از کفر و جفاست
چون خدا جانی ز خویشش داده است
حرمتی در نزد کیشش داده است
چونکه حرمت را شکست و باد داد
هم خدا یش حفظِ حرمت یاد داد
خوفِ مُردن داد، او را از جفا
تا که بگریزد به زودی در وفا
تیغ رحمت بود، نی تیغ غضب
تیغ، از رحمت کشد بر بو لهب
جانِ او بِستانَد اَر کُفران کند
تا که کفر و شرکِ او جبران کند
گر بماند بیش از این در مردگی
جانِ خلقی را بُوَد افسردگی
چون یکی جانِ سیه برداشتند
صد هزاران جان به جایش کاشتند
جان چو باشد مشکل و درد و وبال
خود بگیرد زو خدایِ متعال
تا که دردی زو فزون ناید به خلق
تشنه را آبی نگیرد خود به حلق
تشنه ی دین است جان مردمان
مرتد است بر جان مردم خود زیان
چون که دفعِ شرّ بکردی چون بَد است؟
نی که چون یک شرّ بود همچون صد است؟
در زیانِ جان بُود صدها زیان
جان مردم، عرش باشد این بدان
چونکه عرشِ حق به کفر آلوده ای
پس چگونه از بلا آسوده ای؟
گر بلا آید تو را محذور نیست
بخشش جرمت زحق میسور نیست
صد هزاران جانِ عاشق کُشته ای
زان هزاران کُشته کردی پُشته ای
پُشته ی إدبار و احراز و فُسوس
بَر زَدِه در عمقِ ارواح و نفوس
این چنین جان مرگ را قابل بُود
چونکه جان را با خدا حائل بُوَد
از "نسیم" اکنون شنو یک حرفِ نیک
گر تو را گوشی است با اقبال، لیک
خود مگو حکم خدا ظلم است و بَد
زین سخنها می شوی نزد ش تو ردّ
هر چه باشد حکم او از حکمت است
حکم، با حکمت تو را خود نعمت است
نعمت است این گرچه ظاهر نیست این
عین رحمت دان همه احکام دین
دین ز ارکان جهان محکمتر است
از همه سود و زیان خود برتر است
سود در اجرایِ احکام خداست
ور نه ارکان جهان خود بر فناست
جانم حسن
جسم بی جان تو هم مظلوم بود ....................از محبت این خلق محروم بود
سنگ باد جسم تو ای تیر زن ........................تابوت حسن است فرزند آن شیر زن
بریده باد زبانت ای ملعون ...............................تقاص خواهیم ستاند هزاران خون
از سوز جگر ماه جگر سوز شدیم .....................با این همه اشک منتظر آن روز شدیم
شیعه ی حیدر نیستیم اگر قیامت نکنیم............از فکر انتقام تو به والله خیانت نکنیم
جانم حسن بن علی علیه السلام
بازم در نبود آقا رضا من اینجا یه جمله بگم تا خود استاد تشریف بیارن
انشاء الله با خبرهای خوش و سلامتی همسر محترمشونخب دوست عزیزمون تازه حاضر شدند
و فکر میکنم اولین غزشون رو تقدیم انجمن میکنند
البته منم تازه واردم
جسم بی جان تو هم مظلوم بود ....................از محبت این خلق محروم بود
سنگ باد جسم تو ای تیر زن ........................تابوت حسن است فرزند آن شیر زن
بریده باد زبانت ای ملعون ...............................تقاص خواهیم ستاند هزاران خون
از سوز جگر ماه جگر سوز شدیم .....................با این همه اشک منتظر آن روز شدیم
شیعه ی حیدر نیستیم اگر قیامت نکنیم............از فکر انتقام تو به والله خیانت نکنیم
خب شما با چند وزن متفاوت و رعایت ردیف سعی کردید در هر بیت ، غزلتون رو زیبا کنید
دستتون درد نکنه خوبه بهترم میشه
اگر رعایت موارد زیر رو جدی بگیرید
اول اینکه چند غزل از حافظ رو مرور کنید!!!
دوم ردیف و قافیه و .... رو در تایپیک مربوطه برید بخونید
سوم وزن شعریتون رو بهم نزنید
چهارم فقط در فکر این نباشید که جمله درون ذهنتون رو در یک بیت به مخاطب القاء کنید
شاید لازم بشه چندین بیت مختص یه موضوع باشه
بعدشم تخلص برای خودتون((نام شاعری ))
و اسم غزل فراموش نشه
هوالشاهد
باسلام
تشکر از عنایت حضرت عالی.
لازم به ذکر است این شعر درست است از نظر ظاهری آنچنان وزنی ازش دیده نمیشود ولی وزن این شعر زمانی حس میشود که بنده با نوع و لحن خواندنم برای شما بخوانمش. اون وقت که شعر را از زبان بنده و لحن خواندنم بشنوید وزن شعر خود را نشان میدهد.
این شعر وقتی خوانده شود بسیار شبیه شعر مرحوم آقاسی است. دیدید که چطور شعر امام زمان ع رو میخونه؟
این که میگه:
خبر آمد خبری در راه است
سرخوش ان دل که از آن آگاه است
شعر بنده میتوان گفت برای خواندنش باید سبک آقاسی را برایش به کار برد.
با قافیه و ردیف و اسلوب شعر آشنایی چندین ساله دارم.
بازم میگم وزن شعر را زمانی میتوانید حس کنید که با لحن مرحوم آقاسی خوانده شود.
از نکاتی که در بالا فرمدید خیلی استفاده کردیم.
موفق باشید.
به عشق مولا علی یاحیدر مدد
سلام به تمام دوستان گرامی ، خواهران و برادران حاضر در تاپیک
اول اینکه از دعاهای شما عزیزان تشکر میکنم و اینکه در صحبت های خودتون از من و همسرم هم یاد کردید
بخصوص شعر زیبای سرکار خانم "حبیبه":
اگه خدا قبول کنه ، نظر سرکار حبیبه کاملاً درسته
خدا میدونه صد بار از خدا خواستم که همسرم رو شفا بده
اما اگر هم این ابتلا به بیماری برای خانواده ما قطعی هست ، از خدا خواستم که بیماری ایشون رو به من منتقل کنه
درمورد همسرم طبق نظر دکترها هنوز به رسیدگی بیشتری نیازه و باید مدتی بستری باشن
الان هم از من دور هستن چون با مادر من و والدین خودش در شهر دیگه ای هستن برای معالجه
اومدم فقط سری به اینجا بزنم تا در فضای معنوی اینجا کمی دلم آروم بشه
با عرض معذرت از شما بزرگواران ، فعلاً حال و هوایی ندارم که اشعار رو ببینم یا نظری بدم
ببخشید :Gol:
سلام
خيلي خوش اومديد
جاتون خيلي خيلي خالي بود
در غياب شما دعاگو بوديم
اميدواريم كه بيماري همسرتان به لطف اهل بيت عليهم السلام زود خوب شود
ان شاالله
:Gol::Gol:
[="Tahoma"][="DarkGreen"]
[/]
ان شاالله که خداوند شفا دهد ایشان را
بسمه الشافی
با سلام و احترام
خداوند همسر گرامیتان را شفای عاجل عنایت بفرماید.
امیدوارم با خبر سلامتی و بهبودی باز گردند ان شاالله.
همه ی همراهان این تاپیک هم برای سلامتی ایشان
اگر قابل باشیم دعا خواهیم کرد.
برای همسرم
همسرم ، ای نور چشمم ، نعمت پروردگار
از چه تنهایم نهادی ، بی وفا ، در این دیار؟
بی نگاهت آسمانم خالی از خورشید گشت
زودتر باز آ که نورانی کنی این شام تار
سینه ام بی تو کویری خالی و خشکیده است
همسر ، ای باران رحمت ، بر دل شوهر ببار
بی تو دنیا را دگر هرگز نمی خواهد رضا
پیش من باز آ و دنیا را همه با خود بیار
هر نفس بودی کنارم در خوشی یا وقت غم
می شوم اینک من از بهر شما خدمتگذار
گر شوم خدمتگذارت نیست باکم نازنین
غیر خدمت بهر همسر ، بهترینم چیست کار؟
خدمتت سهل است ، حتی گر بدانم خِیرِ توست...
...می روم با جان و دل از شوق تو بالای دار
منتظر می مانم اینک با دلی مملو ز عشق
تا بیایی خانه ات ، تا این خزان گردد بهار
[="Navy"]اشک منکه دراومدباشعراقارضا برای همسرشون.:Ghamgin:
ان شاءلله هرچه زودترخبرسلامتی همسرتونوبدید:ok:[/]
نباشد حال و روزی تا بگویم وصف تابیدن
دلم سرگشته و حیران،امان در مرز ببریدن
امان از این پریشانی ،امان از دست این غم ها
چه طوفانی و آرام است خیز و افت آدمها
تاپیک شعر هم حالا برای من کمی تنگ است
رضا و حال و احوالش ،خدایا این چه آهنگ است
---------------------------
جناب رضای گرامی از شنیدن این خبر بسیار متاثرم و امیدوارم هر چه زودتر خبر سلامتی همسر عزیزتان را از زبانتان بشنویم.
بابت این نوع خطاب هم از جنابتان عذرخواهم.
یا شافی
دعایی کنمت که نظر کند آن دوست
خدایی که گشایش هر گره در اوست
ز معشــــــوق ازل طلبم شفایی را
طبیبی که دوایِ تمام داء در اوست
[="Tahoma"][="Black"] Reza-D;763414 نوشت:
چنان غم بارد از شعرت و آتش در نهان خیزد
که از پهنای درد تو خزان بی کران خیزد
شفای عاجلش را من ز معصومه[علیها سلام]همی خواهم
که تا بار دگر بینم سُرُورت در جهان خیزد[/]
[="Tahoma"][="DarkGreen"] زهرا73;763417 نوشت:
نه رديف داره نه قافيه:Nishkhand:[/]
نه ردیف داره نه قافیه
انگار یه متن خالیه
قصه درد و زاریه
چشمه اشکش جاریه
اشک منکه دراومدباشعراقارضا برای همسرشون.
ان شاءلله هرچه زودترخبرسلامتی همسرتونوبدید
حامی :
نه رديف داره نه قافيه:Nishkhand:
مولوی :
هیچ ترتبی و ادابی مجو
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
امیدوارم بزودی خداوند شفای عاجل رو به همسر محترمه عنایت فرمایند
دلبر زیبا
همچو آن طفلی که در بازار تنها گم شده است
مهربانی و وفا و دلربایی گم شده است
در ره سیل فنا باید بسازی مامنی
عاشقی های دلم، بی عشق نابش گم شده است
گفته شد حالش به یاد آن عزیزش، زار زار
گریه های زار زارش در خفایش گم شده است
گفت استادم ،که بودی در کنارم همدمی
اینک اما جان نثارم ، یادگارم گم شده است
خامشی با شور و حال عشق تو زیبنده نیست
شهره گفتا دلربایی راز زیبایی بوددر سرای خانه آن مهدیس زیبا گم شده است
دلربایش ، آفتابش ،ماهتابش گم شده است
[="Tahoma"][="DarkGreen"] شهره22;763643 نوشت:
رديف بر جاست وليكن باز هم قافيه ها گم شده است:Nishkhand:[/]
بسمه الجمیل
با سلام و ادب
بسیار زیبا بود سرکار شهره،أحسنت.
:Gol::Gol::Gol:
سلام
این شعر رو حدود یک سال پیش گفتم ، تا حالا هم جایی منتشر نکردم ، خوشحال میشم نظر اساتید گرامی رو جویا بشم :
عشق عاشق به خدا زاده ارشاد علیست
راه کوتاه به سر منزل عرفان حبیب
یک نفس حب علی ، عشق علی ، یاد علیست
در نهان خانه عشاق میان دل و یار
فیض ، بی واسطه از جانب اولاد علیست
روز محشر ، به صحرای قیامت در خوف
لطف حق بهر همه رهرو و افراد علیست
در دل شب که به دیدار خدا مسروریم
همه از روشنی و جلوه نور ، یاد علیست
یا رب امشب به دعای سحری در خلوت
تحفه ای ده که دلم بنده آزاد علیست
به امید گوشه چشمی از مولا
[="Navy"] حامی;763396 نوشت:
سلام وعرض ادب
استادگرامی من واقعااااااااازخوندن پست اقارضاکه شعری درموردهمسرگرامیشون نوشته بودنداشکم دراومد.
این پست شماوخیلی ازکاربرای دیگه هم ردیف وقافیه نداره وفقط دعاکردن برای سلامتی خانم اقارضا.
منم اومدم دعاکردم.همین فقط.:Ghamgin::Ghamgin::Ghamgin:
چشم دیگه اینکارونمیکنم.
خدایارتون[/]
سلام به تمام دوستان گرامی. ممنونم از لطف تک تک شما ، مرسی از محبتتون
سعی می کنم برای روحیه خودمم که شده ، کمی بیشتر در تاپیک حضور داشته باشم ، ولی خب در حدی که توانم یاری بده
دوستان دیگه هم حتماً نظرشون رو خواهند گفت ، از نظر من شعرتون خیلی خوب و زیباست. اجرتون با مولا علی(ع)
فقط یکی دو ایراد هست که البته به سادگی قابل رفع هستن
البته توضیحات کافی رو دوستان دیگر کاملتر به شما خواهند گفت (سرکار خانم شهره22 ، سرکار حبیبه و سایر شاعران عزیز)
سلام و عرض ادب
باور کنید یا نه ، همون پست شما خیلی برام ارزشمند بود چون احساس کردم کسی باهام همدردی می کنه در حدی که اشکش جاری شده
استاد "حامی" هم حتماً منظور بدی نداشتن ، احتمالاً میخواستن فضا خیلی غم آلوده نشه
از شما بابت احساس پاکی که دارید خیلی خیلی زیاد تشکر می کنم خواهر گرامی :Gol:
سلام بر شما
زهرا73;763691 نوشت:
Reza-D;763702 نوشت:
از دست بنده ناراحت نيشن
واقعا هم همينه
يك شب خونه يكي از فاميل ها بوديم اتفاق افتاده بود كه بغض گلوشونو گرفته بود از جمله خودم
مجبور شدم بزنم فاز شوخي و جو رو عوض كنم
گفته بود خنده من از گريه غم انگيز تر است....
بله
زندگي دشوار است (لقد خلقنا الانسان في كبد)
بيماري هست،
گرفتاري هست
تورم هست
انسان هاي شريف و دعا و مهربوني هايشون هست
ولي خدا هم هست
بله اميدمان به خدا است :Gol::Gol::Gol:
هو الرئوف
بین شعر و قافیه تنها شما را دیده ام
متنِ عالی شما را عینِ جان بُگزیده ام
عرضِ إِستشفاء کردید و دعایی از صفا
من به این قافیه ی لطف و صفا بالیده ام
:Gol::Gol::Gol:
الحمد لله که در این بی پیالگی
گاهی نسیم عشق و صفایی به سادگی،
از سمت دلبری به مشامم رسیده است
رازق مرا دهد تکه نانی همارگی
گلت چون غنچه باز آید به منزل
مکن این تاپیک اشعار تعطیل
الهی کلبه ی تان شاد باشد
گل و گلخانه ات آباد باشد
بسمه الحکیم
راز رنجها و سختی ها
دیروز کمی دیرتر از تنگ غروب
با خویش بگفتم چه بُوَد راز صُعوب؟
این محنت و زاری که رسد بر آدم
گر ظرف کمال است چرا نا شادم؟
گر غم بکند کار تلاش و کوشش
یا هجر دهد معرفتت آموزش
یا فقر بر آرد زتو فریاد و فغان
تا جسم شود بهر روانت قربان
یا تن چو شود لقمه ی امراض و مِحَن
تا روح شود مایلِ هجرت به وطن
یا قبض شود چونکه زتو مال و منال
خود بسط شود فیضِ وجودت در حال
پس نیست هراسی چه ز افزون و چه کم
أَر بود شکورم و گرم نیست چه غم؟
(( إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا )) اون وقت دوستان گرامی در حضور کسانی مثل خانم "حبیبه" ، بنده رو استاد خطاب قرار میدن! خواهر گرامی سرکار خانم "حبیبه" ، یه پیشنهاد دارم و البته انتظار دارم به پیشنهاد برادر کوچکتون بطور جدی فکر کنید
چندین بار دیدم که در زمینه فلسفه و منطق مباحث زیبایی ارائه می کنید و از طرفی برخی اشعار شما دقیقاً تفسیر آیات کتاب خداست. از جمله همین شعر که عبارت مربوط به اون رو از قرآن نوشتم ، یا شعری که درمورد توبه نوشته بودید و بازگشت خدا به بنده و بنده به خدا رو به زیبایی در شعر تفسیر کرده بودید یا حکم ارتداد رو به خوبی با نظم توضیح داده بودید که مشخصه نتیجه اشراف همزمان شما به فلسفه ، تفسیر و شعر هست
خب حیف نیست که شما یک شعر تفسیری بلند نداشته باشید؟ البته نمی دونم شایدم تا الان نوشتید ، اما اگر اینطور نیست ، پیشنهاد میکنم تفسیر قرآن یا احکام رو به نظم دربیارید و در بین اون و جاهایی که نیازه (مثل برهان های اثبات وجود خداوند) از منطق و فلسفه هم استفاده کنید. یا اینکه یک منظومه بنویسید درمورد توضیح مسائل اسلامی که ترکیبی باشه از آیات ، روایات و فلسفه. دیگه انتخاب نوعش رو خودتون میتونید تصمیم بگیرید. به نظرم این کار شما میتونه خدمت بزرگی به اسلام باشه
کلاً همش غایب هستید! :Nishkhand:
سلام و عرض ادب
بدون شک شما هم مشغله های خودتون رو دارید و من انتظار نامعقول ندارم ، اما اگه بیشتر به تاپیک سر بزنید و اشعار زیبای خودتون رو بنویسید حتماً باعث خوشحالی خواهد بود. تشکر
عنوان
راز رنج ها و سختي ها
يا
معناي رنج و سختي
مناسب تر باشد
سر كار خانم حبيبه ان شاالله در آينده يك مولوي خواهند شد
[="Tahoma"][="DarkGreen"] Reza-D;763917 نوشت:
ايشان به نظرم ي ارتباطي بايد با خانم حبيبه داشته باشند:ok:[/]
[="Tahoma"][="DarkGreen"] Reza-D;763911 نوشت:
سلام
ما هر قدر هم در دين تتبع و تحقيق كنيم
ادراك فلسفي به تنهايي موتور حركت (انگيزه ) خوبي نيست به سوي هدف غايي
خيلي ها هستند مي دانند ولي اهل عمل نيست چون باورهاي عقلي به تنها كافي نيست عقل از عقال است مي تواند از جهاتي مانند غل و زنجير باشد
وقتي باورهاي عقلي، قلبي شدند آن وقت است كه هم بينش داريم و هم انگيزش
هم موتور حركت و هم چراغ
و شعر باورهاي ما رنگ عاطفي مي زند[/]
رفتی بالابالابالا
شدی ستاره ی دلا
پست میذاری برای ما
میخندونی روح ماها
شادی بیادرولبات
تاشعربگی واسه ماها:Gol::Gol:
تقدیم به خواهرمهربونم:hamdel::Gol:
چشم تاپیک رو باز هم سر میزنم. البته تا جایی که بتونم ، ولی خب حضور خواهم داشت
حالا که اشاره فرمودید و سرکار خانم "حبیبه" هم شعری نوشتند ، بد نیست من هم اشاره ای کنم به یک موضوع:
مرا چندان غمی از بیش و کم نیست
اگر خون است قلبم یا که محزون
اگر اینک جگر گردیده پر خون
از این زاری مُرادم یار باشد
که من سالم ، و او بیمار باشد
اگر قلب رضا زار و پریش است
پریش از مشکل همنوع خویش است
کسی کز درد ناس او را غمی نیست
دگر لایق به نام آدمی نیست
مسلمان عاشقِ اقوام خویش است
که اسلام اینچنین آیین و کیش است
مسلمان دیگران را دوست دارد
به رنج دیگران طاقت نیارد
مسلمان جان فشان از بهر ناس است
مسلمان طینتش بر این اساس است
مسلمان بهر مردم این چنین است
یقیناً بخشی از ایمان همین است
بسمه المنعم
با سلام و احترام
از حسن ظن حضرتعالی سپاسگزارم.
گاهی بنا به مقتضای حال ابیاتی می نویسم،ولی پیشنهاد حضرتعالی کاری بسیار ارزشمند
و حساس است که نیاز به تخصص در دو حیطه ی شعر و علوم قران و حدیث و عرفان دارد
و چطور مثل منی جرأت چنین کاری را خواهد داشت؟
گرچه این نهایت آرزوی بنده و اگر توفیقش حاصل گردد محتاج مقدمات فراوانی است.
خداوند شما و همه ی ما را در خدمت دین، موفق دارد.
بسمه الشکور
با سلام و ادب
استاد گرامی از عنوان مناسبی که به شعر دادید سپاسگزارم.
صد سلام ای خواهر نیکو خصال
مرحمت فرموده ای با این مقال
چون شما بالا و بالا می پری
در پِیَت ما را به بالا می بری
ورنه ما اینجا همینجا در تَهیم
در تماشای نگاری چون مَهیم
:Gol::Gol::Gol:
بسمه الرئوف
قطعا اینگونه است،آنچه شما می فرمائید غم دنیا نیست
وفاداری و مهر است که پرتویی از مهر و وفای خداوند است.
[="Tahoma"][="DarkGreen"]سلام
داش Reza-D قدرت تلقين را كم نگيريد يه موقع جدي جدي عاشق خانم تون ميشدها از من گفتن:Nishkhand:[/]
سلام و عرض ادب زیبا بود
بسیار موزون و اهنگین بود
دستتون درد نکنه
در نبود اساتید در حد یه شاگرد دو نظر بدم و تمام
اول اینکه در بیت زیر فرمودید
روز محشر ، به صحرای قیامت در خوف
لطف حق بهر همه رهرو و افراد علیست
یه مشکل فنی در مصرع اول داره که خودتون هم نمیتونید براحتی اون مصرح رو بخونید درسته؟
بخونید یکبار:.......
خب یه ذره تغییر ... بهتر نشد؟
روز محشر ، که به صحرای قیامت در خوف
لطف حق بهر همه رهرو عشاق علیست
و دربیت دوم فرمودید
در دل شب که به دیدار خدا مسروریم
همه از روشنی و جلوه نور ، یاد علیست
در مصرع دوم هم باز یه سکته یا پله احساس میشه درسته؟
در دل شب که به دیدار خدا مسروریم
همه از روشنی و جلوه انوار علیست
خب فکر میکنم یکم بهتر شده باشه نه
بی زحمت این رو بخونید یکبار اگر خوبه تا تشریف فرمایی استاد منتظر نظرات نهایی ایشون بمونید
دین و افلاک و جهان زنده به اولاد علیست
عشق عاشق به خدا، زاده ارشاد علیست
راه کوتاه به سر منزل عرفان حبیب
یک نفس حب علی ، عشق علی ، یاد علیست
در نهان خانه عشاق میان دل و یار
فیض ، بی واسطه از جانب اولاد علیست
روز محشر ، که به صحرای قیامت در خوف
لطف حق بهر همه رهرو عشاق علیست
در دل شب که به دیدار خدا مسروریم
همه از روشنی و جلوه انوار علیست
یا رب امشب به دعای سحری در خلوت
تحفه ای ده که دلم بنده آزاد علیست
تشکر از شما. کاملاً ایرادها رو درست تشخیص دادید و به خوبی هم اونها رو رفع کردید :Gol:
فقط قافیه رو به هم زدید! :Nishkhand:
البته انشاالله جناب (greatlord) خودشون تنظیم میکنن و قافیه مناسب رو به کار خواهند برد :ok:
هو الحبیب
گر که دلتنگی برای اولیا//باز کن روی دلت سوی خدا
اولیا رنگ از خدا دارند و بس//هیچکس در دل نگنجانند،پس(1)
چونکه دل رنگ از خدا یابد یقین//انشراحش می دهد در راه دین(2)
دین به غیر از حُبّ نباشد نیک مرد//کی شود دیندار در گفتار سرد(3)
گفتگو را گرم کن با ربّ خویش//روز و شب با وی سخن گو بلکه بیش
أُذکُروا اللهَ کثیراً،غایت است//تنگیِ دل را نشان و آیت است
چونکه حق گفتت که ذکرم اکبر است// یاد حق از دو جهان هم برتر است(4)
دل رهین لطف و احسان خداست//هر که را لطفش فزون شد او رها است
بنده ی او، چون توئی آزاده ای//ورنه در بندِ هزاران بنده ای(5)
بند را بگشا و ذکر یار کن//ورنه رُو،این کار را انکار کن
بنده ی او راه بر خون می زند//نقش حبّ و عشق مجنون می زند
چونکه در راهی تو را رهبر بُوَد//ور که گمراهی رهَت أبتر بود
ذکر حق مقصد رساند دوست را//مغز می سازد هزاران پوست را
بر دلت هر روز ذکر حق بخوان//جمعیّت با ذکر، از او می ستان
وحدت دل را به بسم الله بساز//دل به بسم اللهِ تو دارد نیاز(6)
بسم الله گفت عیسی و بر آب شد//آب خود بازی بُد و بی تاب شد(7)
آب ظاهر گشته در وی، اسم یار//چون تجلّی کرده انوارِ نگار
أَشرَقَت،ارضُ بِنُورِ ربِّها//پس بِده نوری به دل ای مُرتجا(8)
بر دل تنگم نظر کن بی دریغ//همچو بارانی که بگریزد ز میغ
چشم دل جانا ببین باریده است//لطف و احسانت هزاران دیده است
با "نسیمت"یک نظر از مهر کن//زار و مجنوست وی را سِحر کن
سِحرِ عشقت گر به جان دارد زیان//ای زیانِ خوبِ من،جاوید مان
پ.ن
1-"صبغة الله و من احسن من الله صبغه"
2-"فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام"
3-حدیث امام صادق علیه السلام:"هل الدین الّا الحبّ"ایا دین چیزی جز محبت است؟
4-"....و لذکر الله اکبر..."عنکبوت/45 یاد خداوند بزرگتر است
5-"أ ارباب متفرقون خیر ام الله الواحد القهار"آیا خدای واحد بهتر است یا اربابهای گوناگون؟یوسف/39
6-وحدت دل را به بسم الله بساز:الله را به فتح لام بخوانید:لَه
7-الله را به فتح لام،عیسی:ایی،در حدیث آمده است حضرت عیسی بسم الله گفته و بر آب راه می رفتند.
8-"و اشرقت الارض بنور ربها"و زمین به نور پروردگارت روشن شود
سلام
ممنون از دوستانی که نظر دادند .
دقیقا همون جاهایی که خودم متوجه اشکالش بودم رو فرمودید .
کاملا درسته و اولین فرصت اصلاحش می کنم .
بازم ممنون
یا علی
[="Tahoma"][="Indigo"]دلم رنگ گل یاس و سپید است
[/]
تمام زندگیم غرق امید است
تبسم کن بیا خوشحال باشیم
که فردا روزی ، عید ربیع است
[="Microsoft Sans Serif"][="DarkGreen"] ashr;759069 نوشت:
با سلام و احترام
ممنون میشم ایراد این دو شعر هم گفته بشه....