رقت قلب

قساوت و کدورت قلب

انجمن: 
سلام خسته نباشد ببخشید من قلبم محبت داشتم مثلا حرف زدن با مادرم خیلی احساس محبت رو توی قلبم زیاد میکرد و گفتن جملات محبت امیز به پدر و مادرم به دوستان  و اشنایان هم با خوشحالی و لبخند و مودت رفتار میکردم ولی این احساس محبت از من ریشه کن شده یعنی کدورت قلب پیدا کردم به طوری که مثلا مادرم با من حرف میزنه و حتی جملات محبت امیز هم میگه هیچ حسی ندارم و قلبم مثل قبلا گرم نمیشه لطفا راهنمایی کنی ممنون

حزن در نزول و تلاوت قرآن

انجمن: 

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است : ان القران نزل بالحزن فاقروه بالحزن "قران با اندوه نازل گردیده ، پس آن را با صدای حزین قرائت کنید" . منظور از اینکه گفته شده نزول قرآن با حزن و اندوه بوده چیست؟ یعنی گفتن آیات از جانب خدا با اندوه بوده و دلیل آن است که کلام خدا بهمراه حزن تاثیر بیشتری بر بطن انسان دارد؟ یا این حزن و اندوه دلیل دیگری دارد؟

برخی از عوامل قساوت قلب

بسمه تعالی

قساوت دل، امر طبیعی نیست. راجع به خلقت نیست. بشری که به دنیا می آید قسی القلب متولد نمی شود. کسبی است. اگر دلش سخت می شود، کسب و کارش آن را قسی کرده است. لحظه به لحظه دل خودش را سخت تر می کند. خدا بشر را قسی القلب نیافریده بلکه به حسب وضع نخستینی، یک نوع آمادگی برای پذیرش حق دارد؛ چه رسد به این که قساوت داشته باشد. از اول هر مولودی بر فطرت آفریده می شود؛ یعنی استعداد پذیرش حق را دارند.
حالا ببینیم چطور می شود که شخصی به مرور ایام و به تدریج قساوت پیدا می کند. بی بند و باری، موجب قساوت قلب است. برای رسیدن به شهوات و هوسرانیها که همراه با بی بند و باری باشد.
چشم چرانی مثلا در این جهت، شبانه روز بدون پروا، زن و دختر هر کس، جوان چشم را رها کرده است. این بی بند و باری در هوسرانی چشم، با کمال بی اعتنایی، هر دفعه که نگاه شهوتی می کند، پرده ای روی دل می گذارد تا هزاران پرده روی دل می گیرد. این همان آدمی بود که سال قبل تا می گفتند یا الله! اشک چشمش جاری می شد، تا آیه ای از قرآن می شنید. تا بچه یتیمی را می دید تاب نمی آورد و ترحم می کرد. نمی توانست اشک یتیم را ببینید، اما حالا مال بچه یتیم را می خورد و باکی ندارد. این همان هوسرانیها و بی بند و باریهایش بود که قساوت برایش آورد. چشم چرانی، نتیجه اش همین است، همچنین است سایر گناهان.

حرامخواری و قساوت قلب

انسان، هوسش در شکمش است. از هیچ جنایتی به خاطر شکم باک ندارد. به قدری بی بند و بار است که تا خوراک لذیذی به شکمش برساند، دو روز که می گذرد، غلظت و سختی دلش بیشتر می شود. همتش این است که شکمش را از طعام لذیذ پرکند نمی گوییم حرام است، بخور؛ ولی حرام نخور، پر نخور، اسراف نکن.
تو می خواهی شکم پرستی بکنی، هوسرانی بکنی، آن وقت در دلت ایمان جا بگیرد. دلت به قدری سخت می شود که اگر بچه یتیم را جلویت بکشند، دلت متأثر نمی شود. خلاصه، حرامخواری قساوت می آورد.