چند پرسش و پاسخ در این رابطه:
اینکه گفته می شود بر خداوند لازم است (که خلق کند)، آیا با این بیان حکمی را برای خداوند صادر می کنیم؟ پاسخ است که: اینکه گفته می شود «بر خداوند لازم است» به معنی جبر و یا به معنی وجوب حکمی نیست، یعنی با بیان این جمله معاذ الله برای خداوند سبحان حکم صادر نمی کنیم؛ همان طور که می دانید برخی صفات برای برخی از اشیاء ذاتی است برای مثال شوری برای نمک ذاتی است، سوزاندن برای آتش ذاتی است نمی توان شوری را از نمک و گرما را از اتش جدا کرد تا زمانی که اتش هست گرما هم یقینا ملازم با اوست. خالقیت نیز برای خداوند سبحان ذاتی است، خدا یعنی موجود واجب الوجودی که آفرینش در ذات اوست، خالق است، فیاض است، معطی است و ... .
پرسش دیگر در این ارتباط این است که فرض کنیم فردی استعداد نویسندگی دارد ولی نویسندگی نمی کند حال این فرد استعدادش که از بین نرفته است؛ خدا هم خالق هست ولی خوب خلق نکنه آیا در این صورت بازهم فاقد یکی از کمالات بنام خالق هست؟
در پاسخ به این پرسش عرض می شود: کسی که استعداد نویسندگی دارد اما نمی نویسد، نمی گویند آن فرد نویسنده است بلکه می گویند استعداد نویسندگی دارد، اما اگر مقاله یاکتابی نوشت می گوینده نویسنده است. در ثانی نویسندگی از ضروریات ذاتی افراد نیست اما خالقیت برای خداوند ذاتی است چنانکه گرما و نور برای خورشید ذاتی است. از خورشید نمی پرسند که چرا نور می دهی چون واضح است که اگر خورشید نور ندهد دیگر خورشید نخواهد بود علاوه بر این، پرتو افکنی برای خورشید ذاتی است، همیشه با خورشید بوده و خواهد بود (مگر اینکه خود خورشید نابود شود)
..................................................................................................................
1. پرسشها و پاسخها – دفتر بیستم، ص 128
2. مطهری، مرتضی، معارف اسلامی، در آثار استاد مطهری، قم، معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، چاپ سوّم، ۱۳۷۷، ص ۱۷٫
3. نور آیه 35
4. مومنون آیه 15
5. ملک آیه 2
6. ذاریات 56
جمع بندی (3)
چند پرسش و پاسخ در این رابطه:
اینکه گفته می شود بر خداوند لازم است (که خلق کند)، آیا با این بیان حکمی را برای خداوند صادر می کنیم؟ پاسخ است که: اینکه گفته می شود «بر خداوند لازم است» به معنی جبر و یا به معنی وجوب حکمی نیست، یعنی با بیان این جمله معاذ الله برای خداوند سبحان حکم صادر نمی کنیم؛ همان طور که می دانید برخی صفات برای برخی از اشیاء ذاتی است برای مثال شوری برای نمک ذاتی است، سوزاندن برای آتش ذاتی است نمی توان شوری را از نمک و گرما را از اتش جدا کرد تا زمانی که اتش هست گرما هم یقینا ملازم با اوست. خالقیت نیز برای خداوند سبحان ذاتی است، خدا یعنی موجود واجب الوجودی که آفرینش در ذات اوست، خالق است، فیاض است، معطی است و ... .
پرسش دیگر در این ارتباط این است که فرض کنیم فردی استعداد نویسندگی دارد ولی نویسندگی نمی کند حال این فرد استعدادش که از بین نرفته است؛ خدا هم خالق هست ولی خوب خلق نکنه آیا در این صورت بازهم فاقد یکی از کمالات بنام خالق هست؟
در پاسخ به این پرسش عرض می شود: کسی که استعداد نویسندگی دارد اما نمی نویسد، نمی گویند آن فرد نویسنده است بلکه می گویند استعداد نویسندگی دارد، اما اگر مقاله یاکتابی نوشت می گوینده نویسنده است. در ثانی نویسندگی از ضروریات ذاتی افراد نیست اما خالقیت برای خداوند ذاتی است چنانکه گرما و نور برای خورشید ذاتی است. از خورشید نمی پرسند که چرا نور می دهی چون واضح است که اگر خورشید نور ندهد دیگر خورشید نخواهد بود علاوه بر این، پرتو افکنی برای خورشید ذاتی است، همیشه با خورشید بوده و خواهد بود (مگر اینکه خود خورشید نابود شود)
..................................................................................................................
1. پرسشها و پاسخها – دفتر بیستم، ص 128
2. مطهری، مرتضی، معارف اسلامی، در آثار استاد مطهری، قم، معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، چاپ سوّم، ۱۳۷۷، ص ۱۷٫
3. نور آیه 35
4. مومنون آیه 15
5. ملک آیه 2
6. ذاریات 56