دالـآن عـشق ( محـفلی برای عـآشقـانه ها )
تبهای اولیه
با اجازه ی بزرگان انجمن
بنده دیدم جـای این تاپـیک تو انــجمن خـالیسـت ( شایـدم وجود دارد و اینجانب بی اطلاع هستم
:دی )ان شاءالله قابل استفاده و مقبول از دیدگانتون باشه
!ورود همه به این تاپیـک بخصوص متاهــلـین محـترم آزاد است
!مجـردین هم میتونن ذخیـره کنن مطالب مد نظرشون رو
:دیمطـالب زیر و عاشقانتون رو اینجا قرار دهید تا در مواقع ضروری از آن استفاده کنــیم
:دی و اولـینش با خـودم ::hamdel:پیش من سَرکرده ای چَفیه به
جای روسری
با همین
حُجب و حَیایت هی دلاز من میبری
سمت تو
صورتت آزرده شد از بس که
نازکپیکری

در پنــاه بـي بی زیـنب (س)
التمـاس دعا
یا مهـدی عجخب
عاشق شدن طبق کدام آیه
[=arial]حَرام[=arial]است ؟
چون [=arial]دوستَت دارَم[=arial] ،قیامت با تو
هستم
این جمله میدانی روایت از
[=arial] اِمام[=arial]است !

[=arial]
همــــــراه منــــــــی همـسفر[=arial] [=arial]مشـهد[=arial][=arial] آقـــا
باریدن برف و حرم و دست تودردســــت
با سلام
در مصر جان زقصه ی کنعانیان هنوز// یوسف جداست غرقه به خون پیرهن جدا
کشید از دامن معشوق دست از بیم رسوائی// همین تقصیر بس . تادامن محشر زلیخارا
تغافل عاشق بی تاب را بی تاب تر سازد // به فریاد آورد خاموشی یوسف زلیخارا
به یک کرشمه زلیخاوشی دل ما را // چنان ربود که یوسف دل زلیخا را
به محفلی که بریدند دیگران کف دست// چه ها رسید ز حسرت دل زلیخا را
نهاد منت زندان به جان خود یوسف // برای آنکه کند خون به دل زلیخارا
صبور باش که اعجاز صبر هم یعقوب// به وصل یار رسانید هم زلیخارا
من از کافر نهادیهای عشق این رشک می یابم// که با یعقوب هم خصمی بود جان زلیخارا
اگر کنعان زسودای زلیخا باخبر میشد// زچشم کاروان مصر می پوشید چاهش را
ای آنکه کردی از غم یوسف ملامتم// برسرزن این زمان کف دست بریده را
تو بدین حسن و لطافت نروی از دل ما// یوسف از جرم نکوئیست که در زندانست
دامن کشیدن از کف عشاق سهل نیست// یوسف از این گناه به زندان نشسته است
[=arial] من [=arial]بچه حِزب اللهیاَم[=arial]، باشد ولیخب
عاشق شدن طبق کدام آیه
[=arial]حَرام[=arial]است ؟
[=arial]
چون [=arial]دوستَت دارَم[=arial] ،قیامت با توهستم
این جمله میدانی روایت از
[=arial] اِمام[=arial]است !
[=arial]
[=arial]
بسمه الجلیل
با سلام و ادب خواهر حزب اللهی:)
این پست شما احتیاج مبرم به نقد و تحلیل دارد
حالا یا خودتان توضیح و تفسیر مقبولی بفرمائید
یا نقادان دست به کار شوند.
:Gol:
پ.ن
ان شاالله که آقا و خانم ظاهرا حزب اللهی تصویر
محرم و یا تحت نظارت و کنترل از راه نزدیک والدین باشند.
بسمه الجلیلبا سلام و ادب خواهر حزب اللهی:)
این پست شما احتیاج مبرم به نقد و تحلیل دارد
حالا یا خودتان توضیح و تفسیر مقبولی بفرمائید
یا نقادان دست به کار شوند.
:Gol:
پ.ن
ان شاالله که آقا و خانم ظاهرا حزب اللهی تصویر
محرم و یا تحت نظارت و کنترل از راه نزدیک والدین باشند.
بـسم الله
سـلـام خواهر عزیز
ممـنون از توجـهتون ..
ان شاءالله همینطور و چیزی جز این نیـست بانو ..
عکـس هایی که تو این تاپیک قرار گرفته میشه توسط بنده ی حقـیر بیشتر از اینترنت هست و اینکه تا اطلاعـی از عـکس نداشته باشیـم نمیتونیم در مورد شخـٌی قضاوت صورت بگیره ...
و برای همین خوشبیــنانه فکر کردن امر مهمی هست ! :">
بنده کوچیــک تر از اونیــ هستم که بخوام نقـد صحیحی داشته باشم ان شاءالله بزرگان نظر میـدن در این باره ..
ممنونم از توجهتون
در پناه بی بی زیـنب (س) مستدام باشید
یا مهـدی عج
:Gol:
و برای همین خوشبیــنانه فکر کردن امر مهمی هست ! :">
ممـنون از توجـهتون ..ان شاءالله همینطور و چیزی جز این نیـست بانو ..
خواهش می کنم،دقت و توجه وظیفه ی ماست.
با توجه به قید "حزب اللهی" و با عنایت به "ظاهر امر" قطعا نوع رابطه ی دو بزرگوار
مشهود در تصویر،از دو فرض مذکور در پست بنده خارج نیست،که اگر باشد توجیهی
برای آن نیست.
:Gol:
عاقبت متفاوت ۷ دختر چادری :حتما بخونید
1.یکی از دختران که مانتویی بود ازدواج کرد شوهرش از او خواست که چادری شود و شد..
2. آن یکی به خواسته ی دوست پسرش چادری شد..
3. آن یکی دیگر پدرش گفته بود که اگر چادر سر نکند حق ندارد پایش را از خانه بیرون بگذارد...
4. آن یکی که خیلی هم تحصیل کرده بود به خاطر حجاب و پوشش نامناسبش کار مناسبی که در خور تحصیلاتش باشد گیرش نمی آمد...چادری شد و همزمان استخدام..!!!
5. آن یکی از خانواده ی اصیل و نجیبی بود ..با این که دختر صاف و دل پاکی بود..اما حجاب خوبی نداشت...خواستگاران فراوانی داشت..
ولی او از اینکه خواستگارها به اندام زیبا و لباس های زیبایش توجه می کردندخوشش نمی آمد...زیبایی هایش را با چادر پوشاند...و شاهزاده ی نجیب رویاهایش را یافت..
مردی نجیب و با اصالت...
6.آن یکی درسش زیاد خوب نبود...برای اینکه در چشم معلم و استاد باشد چادری شد...
و شاگرد اول کلاس..!!
7. آن یکی...
آن یک...
آن یکی چون خدایش گفته بود " بپوشان خود را از دید نامحرم " قربة الی الله گفت..
و چادر به سر کرد...
بعد از سالها....
1. دختری که به خواست همسرش چادری شد...
مدتی بعد ازعقدشان شوهرش به او گفت که هر وقت باردار شد می تواند دیگر چادر سر نکند...
عروس خانوم باردار شد...و برای اینکه چادر دست و بالش را نگیرد دیگر چادر سر نکرد...
2.دوست پسر دخترک دیگر او را نخواست و دخترک نیز چادر را...
3.آن یکی با مردی ازدواج کرد که از چادر خوشش نمی آمد...
و حالا نیز حرف شوهر ارجحیت داشت بر حرف پدر...
و دخترک هم از خدا خواسته...
4.آن دختر تحصیلکرده هم وقتی حسابی ریشه اش را در دولت محکم کرد...
دیگر چادرش به کارش نیامد...
5.دختر دل پاک بد حجاب بعدا چادری شده ...
آن چنان خودش را در دل مرد نجیب جا کرد ...
و مردک را چنان توجیه کرد که چادر نشان بی اعتمادی مرد نسبت به زنش است و یواش یواش...
6.دخترک چادری شاگرد اول کلاس ...
چادرش تا فارغ التحصیلی اش به زور دوام آورد..
و بعد از فارغ التحصیلی دیگر نیازی به چادر سر کردنش نبود...
7.آن دخترک که حرف خدایش را لبیک گفت...
چادرش معرفتش را بالا برد ...
اوج گرفت تا آسمان...
او دیگر شده بود کعبه ای میان خیابان...
تا آخر عمر رنگ عشق گرفت...
شده بود همرنگ کعبه...
"و سلام بر همه ی بانوان و دخترانی که همرنگ کعبه اند"
و کوچه و خیابان های شهرمان را پر از یاد خدا می کنند
سلام بر تمام دختر و پسرهایی که حرمت چادر را نگه می دارند
سلام بر دخترانی که این روزها دائما از هر گوشه ای خبر همرنگ شدن پوششان با کعبه می رسد.
چادرتان و همرنگی تان با کعبه مبارک .
دختران نجیب و بی نظیر مسلمان...