مسیح و مسیحیان در تنها کتاب تحریف نشده آسمانی "قرآن "
تبهای اولیه
سلام :Gol:
برای مسلمان که قرآن را معجزه جاویدان پیامبر اعظم محمد صلی الله علیه و آله و کلام الله می داند در هر نوع شناخت و علمی، مرجع و سندی معتبرتر از آن نیست .
از آنجا که مساله مسیح علیه السلام و عقاید مسیحیان یکی از مباحث شدیدا مورد اختلاف بوده و هست ، در این تاپیک سعی خواهیم کرد با آوردن آیات نورانی قرآن کریم نظر قرآن را در این دو مورد بیان کنیم تا هر مسلمانی بداند کتاب آسمانی او چه گفته و هر غیر مسلمانی و بخصوص مسیحیان نیز بدانند نظر قرآن و مسلمانان در مورد آنها چیست ؟
ادامه دارد انشاء الله
قدم اول
قرآن معجزه الهی پیامبر اعظم ص و مصون از تحریف
معجزه یعنی چیزی که بواسطه آیت خاص الهی بودنش ، دیگران از آوردنش عاجزند و آورنده اش آنرا برای اثبات حقانیت مدعای خود می آورد .
معجزه بودن قرآن در متن آن آمده است . همه منکران اعجاز بودن قرآن به آوردن مثل آن دعوت شده اند . کسی هم تا بحال نیامده است که بتواند کلامی مثل قرآن بیاورد بلکه تا آخر الدهر هم کسی نمی تواند مثل آن بیاورد .
البته منکران اعجاز الهی بودن قرآن با نداشتن حداقل شایستگی های لازم(مثل آشنایی با زبان عربی و احاطه بر علوم و معارف الهی ) برای فرار از مبارزه با قرآن ، بهانه های سردی می آورند که برای خنداندن پیرزنها خوب است .
آنچه که انسان اندیشمند را بدون مبارزه عبث با قرآن به معجزه بودن آن هدایت می کند آنستکه محمد صلی الله علیه آله در میان بی سوادترین ملتهای جهان متولد شد و رشد یافت . تاریخ و امت اسلامی هم شهادت می دهد او هیچ آموزگاری نداشته است و هیچگاه چیزی نخواند و ننوشت . با توجه به این مطلب و اینکه قرآن کتابی است که اندیشمندان بزرگ شرق و غرب در مقابل آن سر تعظیم فرود آورده اند نمی توان نتیجه ای جز معجزه بودن آن گرفت .
در قدم بعدی باید نحوه مصونیت قرآن را از تحریف را ثابت کنیم .
اول شاهد بر مصونیت قرآن از تحریف بیان واحد و منسجم خود قرآن است .
وقتی نویسنده یک کتاب بر موضوع تسلط کامل داشته باشد و در نویسندگی هم چیره دست باشد اغلب مطالب کتابش در یک سطح بوده و انسجام و وحدت خاصی بر آن حاکم خواهد بود .
اگر کسی با زبان عربی آشنا باشد و قرآن را مطالعه کند به سادگی در می یابد که قرآن یک مجموعه یکدست و یکنواخت است . این در حالی است که برعکس بسیاری نوشته ها ، قرآن به موضوعات متعدد و متنوعی پرداخته و اغلب ، این امر باعث فراز و نشیب لفظی و معنایی در متن می شود اما در قرآن کریم آنجا که از بالاترین معارف الهی سخن می گوید و آنجا که یک واقعه خارجی را نقل می فرماید بیان واحدی حاکم است . شکوه و جلال و فخافت بر تمام کلمات و آیات و سور قرآن حاکم است .
دوم دلیل بر مصونیت قرآن از تحریف ، وعده الهی در متن قرآن بر محافظت از آنست
سوم دلیل و شاید مهمترین دلیل برای یک غیر مسلمان آنستکه امت اسلامی به فرمان پیامبر ص از ابتدا کلام الله مجید را ثبت و ضبط نموده و بر محافظت از آن اهتمام ورزیدند . بگونه ای که اجماع امت اسلامی در همه ادوار بر مصونیت قرآن از تحریف بوده و است . یعنی در هیچ دوره ای از ادوار تاریخ اسلام نمی توانید حتی گروه اندکی ( که هماهنگ باشند ) بیابید که بگویند قرآن تحریف شده است . این مطلب برای اهل علم و انصاف دلیل محکمی بر عدم تحریف است .
در اینجا شایسته است به این مطلب هم اشاره ای بکنیم که تهمت قائل بودن به تحریف از سوی یک مذهب به مذهب دیگر صرفا جنبه تخاصم دارد و پیروان هیچ مذهبی در تاریخ اسلام قائل به تحریف نبوده اند . فهم تعداد انگشت شماری از علمای مسلمان از بعضی روایات متشابه در خصوص تحریف آیاتی معدود در قرآن هم محلی از اعراب ندارد .
تا اینجا آنچه که ثابت شد این است :
1- قرآن کلام و معجزه پیامبر اعظم ص است
2- قرآن از تحریف مصون است
با توجه به این دو نتیجه هرآنچه از آیات مبینات از ین به بعد خواهیم آورد حجتی الهی است بر آنکس که آنها را می شنود .
موفق در پناه حق
آيا حضرت محمد معجزه اي داشته است؟؟؟ نظر خود قران را ملاحظه نمائيد
1 – سوره الاعراف آيه 203 وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُواْ لَوْلاَ اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يِوحَى إِلَيَّ مِن رَّبِّي هَـذَا بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ{203}
ترجمه آيه: و چون نياري ايشان را ايتي ( معجزه اي ) گويند چرا اختيار نكردي آنرا ( معجزه ) بگو جز اين نيست پيروي ميكنم آنچه وحي ميشود بمن از پرودگارم اين نشانهاي بينش است از پروردگارتان و هدايت و رحمت مر گروهي را كه ميگروند
تفسير امام فخر رازي جلد 4 صفحه 499
اهل عرب از حضرت ايتي ( معجزه ) از جانب پروردگار طلبيدند و در اثبات اينكه او از جانب پروردگار رسول است – پس او مامور گشت كه در جواب گويد : قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يِوحَى إِلَيَّ مِن رَّبِّي هَـذَا بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ – زيرا اينكه او معجزه اي مقتدر نياورده بود آنچنانكه از وي طلب كردند فرضا باعث ملامت نيست زيرا ظهور قران ( در آن موقع كتابي با نام قران وجود نداشت ) بر وفق دعوايش معجزه بالغه قاهره بود پس چون فقط يك معجزه ظاهر شد براي صحت نبوتش كافي بود پس خواستن چيزي بيشتر از قبيل عناد بود
ملاحظه
چون اهل عرب از حضرت محمد ايتي ميخواستند كه اينرا ثابت كند كه وي از جانب خداست اين نشان از خلوص نيت انان است تا يقين كنند در نبوت محمد – و نه فقط اين بلكه ايتي خواستند كه ثابت كند خود قران نوشته اي از طرف خداست ايا اين درخواست غير منطقي بود؟ گويا يهود در خلوت گفتگو كرده و پرسيدند چرا ايتي اختيار نكرده است نظير ساير انبيا تا نبوتش بر ما عيان شود و حال در روبرو اين خواسته مطرح كردند و البته جواب محمد اين بود جز اين نيست كه من پيروي ميكنم آنچه وحي ميشود به من از پروردگارم – ايا اين جوابي منطقي است از سوي محمد؟
2 – سوره الرعد ايه 7
وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ{7}
ترجمه ايه : و ميگويند انانكه كافر شدند چرا فرو فرستاده نشد بر او ايتي ( معجزه اي ) از پروردگارش – جز اين نيست تو بيم دهنده و براي هر گروهي راه نماينده
تفسير امام فخر رازي جلد 5 صفحه 270
همانا مراد آن است كه گروهي از حضرت محمد ايتي خواستند به اثبات نبوتش – تا در معجزه برابري كند با انبيا گذشته – اما چون هر معجزه بر شرايط ان قوم مناسب بود به آن قسم كه جادوگري به زمان موسي و طب در زمان عيسي – در ايام محمد بلاغت و فصاحت رايج بود پس خداي تعالي معجزه وي بر موافق اهل عرب قرار دادو يهود نپذيرفتند لذا اگر معجزه اي ديگ نيز ميبود هر آينه از پذيرفتن آن روي گردان بودند
ملاحظه:
همانطور كه از معني هويداست هيچ كنايه اي از معجزه بودن قران در آن نيست كه قران به لحاظ فصاحت يا بلاغت به عنوان معجزه اشاره شود بلكه سلب مسئوليت است از محمد تا پرهيز كند از ارائه ايت و اكتفا كند به بيم دادن و رهبري كردن – در حاليكه موسي و جانشينان او چون يوشع و ايليا و اليشع و همچنين عيسي و حواريان به معجزاتعديده مجهز بودند تا ادعاي خويش ثابت كنند در حاليكه هم يهود و هم يونانيان نيز در زمان انبيا به نهايت در كلام و ادب فصيح و بليغ بوده اند چنان كه از تاليفات و خطبه ها و اشعار انان هويداست – چرا موسي و عيسي و جانشينان انان كتاب به جاي معجزه نياوردند و كتب خويش را معجزه ندانستند در حاليكه ايات متعدد را دليل ادعا قرار دادند
پس خواست يهود به نهايت منطقي مينمود كه ايتي هم سنخ با ساير انبيا ببينند تا ايمان اورند
طبق اظهار خود حضرت در قران او وظيفه آوردن معجزه نداشته و صرفا بيم دهنده و بشارت دهنده بوده است
ا سلام آيا حضرت محمد معجزه اي داشته است؟؟؟ نظر خود قران را ملاحظه نمائيد
سلام بر اهل حق
1- قرآن خود معجزه است
2- در سنت پیامبر دهها معجزه نقل شده که قرآن نیز به مواردی از آن اشارت دارد .
و دهها کرامت نیز ازجانشینانش نقل شده است .
حتی در کنار قبور مطهر ایشان نیز هنوز معجزاتی رخ می دهد که حقیقت جویان می توانند آنرا از اسناد موجود در حرمهای مطهره بیابند و خودافراد شفا یافته را هم ببینند .
2- مسیح علیه السلام معجزه داشت اما معجزاتش با خودش رفت اما معجزه جاودان پیامبر اعظم یعنی قرآن تا ابد ماندگار است .
3- جالب اینکه این فرد می خواهد اعجاز مسیح علیه السلام را ثابت کند در حالیکه اعجاز خاص انبیاء الهی است و این خود بنیان عقیده شرک آمیز آنان را که مسیح را خدا می دانند فرو می ریزد . آمده اشکال کند خود و عقیده اش را رسوا ساخته است .
4- اگر می توانی به ادله اعجاز قرآن جواب بده ما قرآن را بهتر از شما بلدیم
5- و اما اگر می خواهی با قرآن علیه نبوت پیامبر اعظم استدلال کنی:
یا باید راست بودن تمام قرآن را بپذیری که مستلزم قبول اعجاز بودن قرآن است به نص قرآن
یا باید بگویی ( نعوذ بالله ) قرآن دروغ است که استدلالت به قرآن مردود می شود
پس هیچ چیزی دستت را نمی گیرد
موفق آن اهل حق
[/]
[/]
توجه : ترجمه و تفسیرها از تفسیر نمونه در ذیل آیت مذکور است
ادامه دارد انشاء الله
با سلام
آيا حضرت محمد معجزه اي براي اثبات نبوتش داشت؟
وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفاً{59}
ترجمه ايه : و باز نداشت مارا كه فرستيم آيتها را مگر آنكه تكذيب كردند به ان پيشينييان .....
تفسير امام فخر رازي جلد 5 صفحه 607
خلاصه شان نزول ان است كه كفار قريش نزد نبي امدند و چون اديان گذشته درخواست آيت كردند كه در ميان انبيا بودند كه باد فرمانشان ميبرد و مردگان احيا نمودند – پس خداي چنين جواب داد : وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفاً و معني ايه اين است كه اگر آنها نپذيرتند همانا به غذاب قهر اميز چون گذشتگان گرفتار شدند – پس خداي معجزه اي نداد تا آنها گرفتار آن بلايا نشده و هلاك نشوند شايد از ميان آنها يا فرزندانشان كسي باشد كه در آينده ايمان آورد و خداي مسالت ايشان پاسخ نداد
ملاحظه:
همانطور كه از متن ايه مشخص است محمد براي قريش كه خواهان معجزه بودند چيزي عرضه نكرد به بهانه نزول بلا و هلاكت آنها در صورت عدم ايمان آوردن پس از ديدن معجزه – حال دو سوال پيش مي آيد:
1 – محمد از كجا ميدانست آنها پس از ديدن معجزه ايمان نخواهند اورد – ايا اين پيش داوري و قصاص قبل از جنايت نيست؟ حال اگر من نوعي ادعاي نبوت كنم و شما از من آيتي طلب كنيد ايا به اين بهانه عدم ارائه معجزه را دال بر صحت ادعاي من قبول ميكنيد؟ ايا اين اعتراف به نياوردن معجزه از يك سو و انتظار قبول دعوت و علم به اينكه طرف مقابل ايمان نخواهد آورد بطلان كل ادعا نيست؟
2 – در كدام سند تاريخي يا ديني چنين ادعايي موجود است كه مردم به واسطه ديدن معجزه و عدم قبول آن تماما هلاك شده اند؟؟
در همان دو مورد قوم ثمود و عاد كه البته وجود تاريخي نداشتند با اين حال دليل عدم پذيرش معجزه نبوده بلكه از حد گذراندن شرارت بيان شده است
ايا ايمان اوردن مردم بدون ارائه ايت مورد نظر خداي بوده است كه چون علي و خديجه بدون سوالي قبول ايمان كردند؟
4 – سوره عنكبوت آيه 50
وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ{50}
ترجمه آيه : و گفتند چرا فرو فرستاده نشد بر او آيات از پروردگارش – بگو – بدرستيكه آيات نزد خداست و جز اين نيست كه من بيم كننده اشكار هستم
تفسير اما فخر رازي جلد 6 صفحه 681
خلاصه اين است كه قوم به محمد گفتند كه تو ميگويي كه فرستاده از طرف خدا هستي و قران نيز كتاب توست در حاليكه به موسي 9 ايت داده شد تا مردم بدانند كه متاب موسي از طرف خداوند است و به تو چيزي از معجزه داده نشده است پس خدا به نبي گفت همانا بگو ايات نزد خداست و معجزه مقتدره شرط رسالت نيست پس الان من پيغمبر خدا هستم و اگر خدا بخواهد ايتها ميفرستد و اگر نخواهد نميفرستد – و اينكه امده است : إِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ يعني اينكه فرو فرستد يا نفرستد من كاره اي نيستم جز بيم دهنده و مرا بر وي در هيچ چيز امر نيست
ملاحظه :
همانطور كه از ترجمه وتفسير آيه پيداست ك اولا قوم به غايت با هوش بودند كه نه فقط براي اثبات نبوت ايتي طلب كردند بلكه براي اثبات كتاب او نيز ايتي طلب نمودند و سوال اول اين است كه ايا اين سوال آنان نشان از زيركي و باريك بيني آنان است يا از سر جهل و لجاجت و دوم اينكه ايا گفتن اينكه من فقط رسولم و كارم گفتن است و كاره اي نيستم جز بيم دهنده ايا جواب سوال قوم بوده است؟ و اگر چنين است ايا بيم دان را نياز به نبي بودن است ؟ آيا قوم در ميان خود بيم دهنده اي براي خدا نداشته است ؟ ايا ادعاي محمد فقط بيم دادن بوده است يا نسخ انبيا پيشين و آوردن ديني جديد؟
با سلام آيا حضرت محمد معجزه اي براي اثبات نبوتش داشت؟
سلام بر اهل حق
1- قرآن خود معجزه است
2- در سنت پیامبر دهها معجزه نقل شده که قرآن نیز به مواردی از آن اشارت دارد .
و دهها کرامت نیز ازجانشینانش نقل شده است .
حتی در کنار قبور مطهر ایشان نیز هنوز معجزاتی رخ می دهد که حقیقت جویان می توانند آنرا از اسناد موجود در حرمهای مطهره بیابند و خودافراد شفا یافته را هم ببینند .
2- مسیح علیه السلام معجزه داشت اما معجزاتش با خودش رفت اما معجزه جاودان پیامبر اعظم یعنی قرآن تا ابد ماندگار است .
3- جالب اینکه این فرد می خواهد اعجاز مسیح علیه السلام را ثابت کند در حالیکه اعجاز خاص انبیاء الهی است و این خود بنیان عقیده شرک آمیز آنان را که مسیح را خدا می دانند فرو می ریزد . آمده اشکال کند خود و عقیده اش را رسوا ساخته است .
4- اگر می توانی به ادله اعجاز قرآن جواب بده ما قرآن را بهتر از شما بلدیم
5- و اما اگر می خواهی با قرآن علیه نبوت پیامبر اعظم استدلال کنی:
یا باید راست بودن تمام قرآن را بپذیری که مستلزم قبول اعجاز بودن قرآن است به نص قرآن
یا باید بگویی ( نعوذ بالله ) قرآن دروغ است که استدلالت به قرآن مردود می شود
پس هیچ چیزی دستت را نمی گیرد
موفق آن اهل حق
[=tahoma][="]قدم سوم
[/][/]
ادامه دارد انشاء الله
[/]
مساله پنجم : مستمر چیست ؟ می گوییم معنایش دائم است پس همانا محمد صلی الله علیه و آله هر زمان معجزه ای قولی یا فعلی ، زمینی و آسمانی می آورد می گفتند : این سحر مستمر همیشگی است که برای پیامبر فرق نمی کند بر خلاف سحر ساحران که بر یک کار یا دوکار بیشتر قادر نیستند و از غیر آن عاجزند اما پیامبر ص بر همه قادر است
با سلام
آيا حضرت محمد معجزه اي براي اثبات نبوتش داشت؟3 – سوره بنس الاسرا ايه 59
وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفاً{59}ترجمه ايه : و باز نداشت مارا كه فرستيم آيتها را مگر آنكه تكذيب كردند به ان پيشينييان .....تفسير امام فخر رازي جلد 5 صفحه 607خلاصه شان نزول ان است كه كفار قريش نزد نبي امدند و چون اديان گذشته درخواست آيت كردند كه در ميان انبيا بودند كه باد فرمانشان ميبرد و مردگان احيا نمودند – پس خداي چنين جواب داد : وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفاً و معني ايه اين است كه اگر آنها نپذيرتند همانا به غذاب قهر اميز چون گذشتگان گرفتار شدند – پس خداي معجزه اي نداد تا آنها گرفتار آن بلايا نشده و هلاك نشوند شايد از ميان آنها يا فرزندانشان كسي باشد كه در آينده ايمان آورد و خداي مسالت ايشان پاسخ ندادملاحظه:
همانطور كه از متن ايه مشخص است محمد براي قريش كه خواهان معجزه بودند چيزي عرضه نكرد به بهانه نزول بلا و هلاكت آنها در صورت عدم ايمان آوردن پس از ديدن معجزه – حال دو سوال پيش مي آيد:1 – محمد از كجا ميدانست آنها پس از ديدن معجزه ايمان نخواهند اورد – ايا اين پيش داوري و قصاص قبل از جنايت نيست؟ حال اگر من نوعي ادعاي نبوت كنم و شما از من آيتي طلب كنيد ايا به اين بهانه عدم ارائه معجزه را دال بر صحت ادعاي من قبول ميكنيد؟ ايا اين اعتراف به نياوردن معجزه از يك سو و انتظار قبول دعوت و علم به اينكه طرف مقابل ايمان نخواهد آورد بطلان كل ادعا نيست؟
2 – در كدام سند تاريخي يا ديني چنين ادعايي موجود است كه مردم به واسطه ديدن معجزه و عدم قبول آن تماما هلاك شده اند؟؟در همان دو مورد قوم ثمود و عاد كه البته وجود تاريخي نداشتند با اين حال دليل عدم پذيرش معجزه نبوده بلكه از حد گذراندن شرارت بيان شده استايا ايمان اوردن مردم بدون ارائه ايت مورد نظر خداي بوده است كه چون علي و خديجه بدون سوالي قبول ايمان كردند؟4 – سوره عنكبوت آيه 50
وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ{50}ترجمه آيه : و گفتند چرا فرو فرستاده نشد بر او آيات از پروردگارش – بگو – بدرستيكه آيات نزد خداست و جز اين نيست كه من بيم كننده اشكار هستمتفسير اما فخر رازي جلد 6 صفحه 681
خلاصه اين است كه قوم به محمد گفتند كه تو ميگويي كه فرستاده از طرف خدا هستي و قران نيز كتاب توست در حاليكه به موسي 9 ايت داده شد تا مردم بدانند كه متاب موسي از طرف خداوند است و به تو چيزي از معجزه داده نشده است پس خدا به نبي گفت همانا بگو ايات نزد خداست و معجزه مقتدره شرط رسالت نيست پس الان من پيغمبر خدا هستم و اگر خدا بخواهد ايتها ميفرستد و اگر نخواهد نميفرستد – و اينكه امده است : إِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ يعني اينكه فرو فرستد يا نفرستد من كاره اي نيستم جز بيم دهنده و مرا بر وي در هيچ چيز امر نيستملاحظه :
همانطور كه از ترجمه وتفسير آيه پيداست ك اولا قوم به غايت با هوش بودند كه نه فقط براي اثبات نبوت ايتي طلب كردند بلكه براي اثبات كتاب او نيز ايتي طلب نمودند و سوال اول اين است كه ايا اين سوال آنان نشان از زيركي و باريك بيني آنان است يا از سر جهل و لجاجت و دوم اينكه ايا گفتن اينكه من فقط رسولم و كارم گفتن است و كاره اي نيستم جز بيم دهنده ايا جواب سوال قوم بوده است؟ و اگر چنين است ايا بيم دان را نياز به نبي بودن است ؟ آيا قوم در ميان خود بيم دهنده اي براي خدا نداشته است ؟ ايا ادعاي محمد فقط بيم دادن بوده است يا نسخ انبيا پيشين و آوردن ديني جديد؟
همانطور كه ميبينيد به شهادت قران حضرت محمد هيچ معجزه اي از طرف خدا نداشته است
همانطور كه ميبينيد به شهادت قران حضرت محمد هيچ معجزه اي از طرف خدا نداشته است
[="Tahoma"]با سلام و احترام
پیامبر اسلام معجزات گوناگونی داشته اند که در زمان ها و مکان های مختلف اتفاق افتاده است، این مطلب در قرآن نیز منعکس است، همانند حادثه شق القمر که هنوز ناسا nasa از وجود خط مدور مرکزی کره ماه در شگفت است ! [="DarkGreen"]اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَر[/](قمر 1) نزديك شد قيامت و شكافته شد ماه، که این همان شکافتنی است که مشرکین از حضرت رسول خواسته اند وایشان با انگشت خود به ماه که در بالای کوه ابوقبیس قرار داشت اشاره فرمود، در این معجزه مفسرین اتفاق نطر دارند. در کتب سیره از این مسائل بسیار امده.
فرضاً کسی شق القمر را توجیه و تعبیر کند، داستان معراج و سوره اسراء را چگونه می توان توجیه و تعبیر کرد؟
در کمال صراحت می فرماید: منزه است آن که شبی بنده خویش را از مسجدالحرام تا مسجدالقصی (بیت المقدس) برد تا برخی آیات خود را به او بنمایانیم. آیا این جریان یک خرق عادت، یک معجزه نیست؟ (اسراء 1)
آیات 93-90 سوره اسرا و بعضی دیگر از آیات تقاضای معجزه به معنی آیت و بینه خواستن از طرف مردمی که واقعاً تردید دارند و دنبال دلیل و برهان و بینه می گردند نیست. این آیات و آیه 50 سوره عنکبوت منطق خاص مشرکان را در معجزه خواهی و منطق خاص قرآن را در فلسفه معجزه پیامبران روشن می کند.
همانطور كه ميبينيد به شهادت قران حضرت محمد هيچ معجزه اي از طرف خدا نداشته است
[="tahoma"]اما خود قرآن از جهات گوناگون معجزه است; معجزهاي زنده و جاويدان كه پيامآور آن شخصي درس ناخوانده بوده و در مقابل تمام انديشهمندان جهان "تحدي" (مبارزهطلبي) كرده است. برخي از جنبههاي اعجاز قرآن عبارتند از:
1. "اعجاز ادبي" كه برجستهترين اديبان عرب را سخت شگفتزده كرده است. سرسختترين دشمنان پيامبر با شنيدن چند آيه به فرا بشري بودن قرآن اعتراف ميكردند. هيچكس مثل قرآن نياورده و نخواهد آورد.([="navy"]پيام قرآن، ا مكارم شيرازي، ج 8، ص 82 ـ 102، انتشارات: نسل جوان[/].)
2. اعجاز از نظر "اخبار غيبي"; مانند: وعده پيروزي (خداپرستان) روم در كمتر از 10 سال بر (آتشپرستان آن زمان) ايران، پيشبيني فتح مكه و دهها نمونه ديگر;([="navy"]همان، ص 275 ـ 303.[/]) البته ممكن است افراد ديگري نيز پيشگوييهايي بكنند و درست از آب درآيد; ولي نام آن معجزه نيست; زيرا غالباً كلي است و با عباراتي چند پهلو بيان ميشود و با ادعاي نبوت يا امامت همراه نيست.
3. اعجاز در "وضع قوانين اخلاقي": انديشهمندان غير مسلمان نيز به اين نكته معترفند كه "قرآن، كلام الهي، متقنترين قوانين و نسخه پر افتخار بشري و عهدهدار سعادت بشر است كه قوانين سعادت بشر از روي آن بايد نوشته شود.[="navy"]"(قرآن و ديگران، علياكبر صداقت، ص 46، نشر رو[/]ح.) تاريخ اسلام، گواه روشني براي اثبات اين ادعاست.
4. اعجاز از نظر "علوم جديد" و اكتشافات علمي: با اينكه قرآن، كتاب تربيت و هدايت است، در عين حال، اقيانوس بيكراني از علوم تجربي و انساني هم هست كه دانشمندان را به تحقيقات زيادي واداشته و آنها را وادار به اعتراف كرده كه قرآن، ساخته و پرداخته حضرت محمد9 نيست; بلكه از ناحية غيب به او وحي شده است.[="navy"](پيام قرآن، همان، ص 245.[/]) حركت و جاذبه زمين، حركت خورشيد و منظومه شمسي، گسترش روزافزون جهان، زوجيت عمومي و دهها نمونة ديگر، همگي از جنبههاي اعجاز علمي قرآن است.[="navy"](برهان رسالت، آيتاللّه سبحاني، ص 225 ـ 281، نشر كتابخانه صدر.)[/]
دكتر "لورا واكسيا" استاد دانشگاه نابل در اين باره مينويسد: "كتاب آسماني اسلام، نمونهاي از اعجاز است. قرآن كتابي است كه نميتوان از آن تقليد كرد. نمونه سَبْك و اسلوب قرآن در ادبيات سابقه ندارد. تأثيري كه اين سبك در روح انسان ايجاد ميكند، ناشي از امتيازها و برتريهاي آن است. چطور ممكن است اين كتاب اعجازآميز، ساخته محمد9 باشد; در صورتي كه او يك نفر عرب درس نخوانده بود؟ ما در اين كتاب گنجينهها و ذخايري از علوم ميبينيم كه فوق استعداد و ظرفيّت باهوشترين اشخاص، فيلسوفان و قويترين رجال سياست و قانون است."
معجزه پيامبر صلی الله علیه وآله از مقوله علم و معرفت بوده، براي همه بشر و تا ابد معجزه است. البته به حكم ضرورت، فهم مردم از دانش قرآن مختلف است و شدت و ضعف دارد; چنان كه درك انسان از مسائل و مشكلات روزمرهاش مختلف است. بنابراين همانطور كه انسان براي حل مشكلات روزانه زندگياش به ديگران مراجعه ميكند بايد براي فهم درست حقايق قرآن به اهل آن مراجعه كند. معجزه بودن قرآن براي فرد فرد بشر در همه اعصار است. و اگر كساني بلاغت و فصاحت قرآن را نفهمند، بايد از اهل آن بپرسند. قطعاً ميان اين معجزه و معجزه ديگر پيامبران مانند عصاي موسي كه از مقوله علم نبود و محدود به زماني خاص براي عدهاي خاص بود، تفاوت بسياري وجود دارد. فراگير بودن معجزه پيامبر گرامي اسلامچنين اقتضايي دارد.[="navy"](الميزان، همان، ج 1، ص 94.) [/]
[/]
سلام بر جویندگان حق
اقای سینای عزیز
معجزه از طرف پیامبر نیست بلکه از جانب خداست و ولی خداوند تبارک و یگانه معجزات فراوانی رو بیان کردند یکی اش این
موارد اعجاز پیامبر در قرآن به نقل از مفسرین تفسیر فخر رازی اقتربت الساعه وانشق القمر (1 ) و ان یروا آیه یعرضوا و یقولوا سحر مستمر 2 سوره قمر في الصحيح خبر مشهور رواه جمع من الصحابة، و قالوا: سئل رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم آية الانشقاق بعينها معجزة، فسأل ربه فشقه و مضى، ( ذیل آیه ) المسألة الخامسة: ما المستمر؟ نقول: دائم فإن محمدا صلى اللّه عليه و سلم كان يأتي كل زمان بمعجزة قولية أو فعلية أرضية أو سماوية، فقالوا: هذا سحر مستمر دائم لا يختلف بالنسبة إلى النبي عليه السلام بخلاف سحر السحرة، فإن بعضهم يقدر على أمر و أمرين/ و ثلاثة و يعجز عن غيرها و هو قادر على الكل درصحیح خبر مشهوری است که جماعتی از صحابه آنرا روایت کرده اند : و گفته اند : از پیامبر صلی الله علیه و آله معجزه انشقاق خواسته شد پس پیامبر از پروردگار خواست و ماه دو پاره شد و به حال اول بازگشت . مساله پنجم : مستمر چیست ؟ می گوییم معنایش دائم است پس همانا محمد صلی الله علیه و آله هر زمان معجزه ای قولی یا فعلی ، زمینی و آسمانی می آورد می گفتند : این سحر مستمر همیشگی است که برای پیامبر فرق نمی کند بر خلاف سحر ساحران که بر یک کار یا دوکار بیشتر قادر نیستند و از غیر آن عاجزند اما پیامبر ص بر همه قادر است ( دلالت واضح آیات بر تعجب کفار از معجزات متعدد پیامبر اعظم ص )
و اما بعد خود قران معجزه انحصاری پیامبر اسلام(ص) است
و در مورد آیاتی که نوشتید درست خدا آگاه به همه چیز است و از ذات هر آدمی آگاه است و هرجا اراده کند معجزه نازل می
کند و درمورد پدیده شق القمر(دو نیم شدن ماه) می توانید سری به کتاب های علمی بزنید و تحقیق کنید:Sham:
تفسیر صافی
تفسیر نمونه
نهج البلاغة-ترجمه دشتى، ص: 401
لسان صدق آخر الزمان امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید :
من با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودم آنگاه كه سران قريش نزد او آمدند و گفتند:«اى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تو ادّعاى بزرگى كردى، كه هيچيك از پدران و خاندانت نكردند، ما از تو معجزهاى مىخواهيم، اگر پاسخ مثبت داده، انجام دهى، مىدانيم كه تو پيامبر و فرستاده خدايى، و اگر از انجام آن سرباز زنى، خواهيم دانست كه ساحر و دروغگويى» پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود «شما چه مىخواهيد؟» گفتند: «اين درخت را بخوان تا از ريشه كنده شود و در پيش تو بايستد» پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: خداوند بر همه چيز تواناست. حال اگر خداوند اين كار را بكند آيا ايمان مىآوريد؟ و به حق شهادت مىدهيد؟
و به یاری خداوند متعال بیش از صد معجزه قولی و فعلی پیامبرص را به مرور در ضمن مطالب خواهیم آورد تا ادعای کذب سیه دلانی که می گویند پیامبر اسلام ص معجزه ای غیر قرآن نداشته بر همگان آشکار گردد
قدم چهارم
[/][/]
همانطور كه ميبينيد به شهادت قران حضرت محمد هيچ معجزه اي از طرف خدا نداشته است
البته عدم فهم شما در اینجا واضح است اما بگو ببینم :
شهادت قرآن را بعنوان گفتار صادق قبول داری ؟
داری یا نه ؟
اگر داری پس باید بقیه اقوال قرآن را هم قبول داشته باشی
مثل این گفتار قرآن :
نزل علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه و انزل التوراه والانجیل (آل عمران 3 )
خدا کتاب را بر تو نازل کرد در حالیکه تصدیق کننده کتب پیشین است و تورات و انجیل را نیز خدانازل کرد
هوالذی انزل علیک الکتاب ( آل عمران 7 )
او خدایی است که کتاب (قرآن ) را بر تو نازل کرد
و دهها آیه ای که به نبوت پیامبر ص تصریح می کند
اگر بگویی قول قرآن را به عنوان قول صادق قبول ندارم
شاهد گرفتن قرآن بر حرف خودت بی معناست
فهمیدی یا نه؟
اگر نفهمیدی اشکالی ندارد بعضی ها اینطوری خلق شده اند .
با سلام
جناب چرا مغلطه ميفرمائيد - مگر شما كه از انجيل و تورات آيه مي آوريد - به آنها و پيام آنها اعتقاد داريد - مگر اعلام تضاد گفته شما با سخن قران - مستلزم پذيرفتن شما يا قران است؟؟
الفباي بحث را هم نميدانيد - توصيه ميكنم اول اسلام و قران را فرا گيريد - بعد انجيل و تورات را مطالعه فرمائيد
با سلام جناب چرا مغلطه ميفرمائيد - مگر شما كه از انجيل و تورات آيه مي آوريد - به آنها و پيام آنها اعتقاد داريد - مگر اعلام تضاد گفته شما با سخن قران - مستلزم پذيرفتن شما يا قران است؟؟ الفباي بحث را هم نميدانيد - توصيه ميكنم اول اسلام و قران را فرا گيريد - بعد انجيل و تورات را مطالعه فرمائيد
قرآن کریم جمله واحده است نه کتاب تاریخ که یکجایی از آن سخن فلان حواری و جای دیگرش دستبرد فلان پاپ و ... باشد . اگر کسی از قرآن دلیل می آورد یا همه آنرا قول صدق می داند و بدان استدلال می کند یا اصلا آنرا قبول ندارد و نمی تواند بدان استدلال کند .
واما در مقابل یک فهم غلطت از دو آیه چندین آیه آوردم و باز حرف بی ارزش خودت را تکرار کردی از این به بعد هم بیش از 140 معجزه قولی و فعلی پیامبر ص را می آورم تا رویت سیاه شود .
با سلام
1 - تهمت ناروا زدن كار شماست كدام پاپ به كتابمقدس دستبرد زده است ؟ - سندي داريد ؟ اسمش را بگوئيد - كجاي كتابمقدس را عوض كرده است؟
2 - پاسخ به سوال و آيه دهيد نه اينكه ايات ديگري را كه كاملا بي ربط به آيات عدم معجزه حضرت محمد است كپي پست ميكنيد - در برابر همين چها ايه كه نوشتم پاسخ دهيد
3 - مستند به قران پاسخ بنويسيد نه اينكه فلاني گفته است فلانجا فلان شده است كه پدرش از فلان كسي شنيده كه فلاني در فلان جا داشته ميرفته و فلاني از قول فلاني اينگونه نقل كرده - من دليل از قران نوشتم دليل از قران ميخواهم - مگر اينكه شما قران را رد كنيد و بگوئيد بر عكس قران در فلان حديث يا روايت چنين آمده است
با سلام 1 - تهمت ناروا زدن كار شماست كدام پاپ به كتابمقدس دستبرد زده است ؟ - سندي داريد ؟ اسمش را بگوئيد - كجاي كتابمقدس را عوض كرده است؟ 2 - پاسخ به سوال و آيه دهيد نه اينكه ايات ديگري را كه كاملا بي ربط به آيات عدم معجزه حضرت محمد است كپي پست ميكنيد - در برابر همين چها ايه كه نوشتم پاسخ دهيد 3 - مستند به قران پاسخ بنويسيد نه اينكه فلاني گفته است فلانجا فلان شده است كه پدرش از فلان كسي شنيده كه فلاني در فلان جا داشته ميرفته و فلاني از قول فلاني اينگونه نقل كرده - من دليل از قران نوشتم دليل از قران ميخواهم - مگر اينكه شما قران را رد كنيد و بگوئيد بر عكس قران در فلان حديث يا روايت چنين آمده است
1- چه دستبردی بزرگتر از آتش زدن و بی اعتبار شمردن اناجیلی که تصریح به آمدن پیامبر اسلام داشته است مثل انجیل برنابا . این کار کار که بود ؟ کار پاپها نبود ؟ از بین بردن اسناد یا کتمان آن تحریف نیست . تو وامثال تو قربانی جنایت تحریفید وگرنه تثلیث و پایان نبوت به مسیح و فرزند داشتن خدا ، امروزه بیشتر به طنز شبیه است تا یک عقیده الهی .
2- قرار نیست بدفهمی شما از دو آیه قرآن که معنای روشنی برای مفسرین دارد برای من مسلمانی که چندین سال در خدمت قرآن و مطالعه آن هستم معیار باشد . آن چیزی که شما آورده اید مکررا در تاپیکها جواب داده شده است اما چون شما نمی فهمید هی این ور و آنور تکرارش می کنید
3- آیاتی که آوردم اگر می فهمیدی در اثبات آوردن معجزات متعدد ( غیر قرآن ) توسط پیامبر ص بود که تو نفیش می کنی پس بی ربط نیست عقل شما ربطش را درک نمی کند
4- سنت پیامبر و معصومین علیهم السلام تفسیر قرآن است . بطور مثال در هیچ جای قرآن نحوه اقامه نماز را بیان نکرده است و فقط فرمان به اقامه نمازو مواقع آن بیان شده است . اگر به قول شما تکیه کنیم و سنت را کنار بگذاریم که باید مثل شما روزی پنج بار به مسجد برویم و آهنگ بخوانیم .
5- تو شان آن را نداری که پایه های استنباط احکام و معارف اسلام را تایید را رد کنی
6- اگر این گفت و آن گفت ( در روایات ما ) اعتبار ندارد اناجیل مسیحیت که نقل از حواریون دو هزار سال پیش است که به بی اعتبار بودن اولی تر است . نیست ؟
ای عجب ای عجب بعد میگه من از مسیحیت خیلی می دانم و تو از مسلمانی چیزی نمی دانی . یعنی هرکس قربون صدقه ات رفت تورا محترم می شمارد و دوستت دارد ؟
در اسلام می فرماید : من احبک نهاک
هرکس تورا دوست دارد نهی می کند .
ما همینقدر دلسوزیم که بندگان را به اساس فلاح و رستگاری یعنی توحید دعوت کنیم .البته نه امثال تو چون مهر بر دلت خورده :
ان الذین کفروا سواء علیهم اانذرتهم ام لم تنذرهم لا یومنون (بقره6)
همانا آنانکه کافر شدند چه ایشان را بیم دهی چه ندهی یکسان است چون ایمان نمی آورند .
ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه ولهم عذاب عظیم (بقره 7)
خدای یگانه بر قلب و گوش و چشمهای ایشان پرده انداخته و برای آنان عذابی بزرگ است
هو حق
با سلام 1 - تهمت ناروا زدن كار شماست كدام پاپ به كتابمقدس دستبرد زده است ؟ - سندي داريد ؟ اسمش را بگوئيد - كجاي كتابمقدس را عوض كرده است؟ 2 - پاسخ به سوال و آيه دهيد نه اينكه ايات ديگري را كه كاملا بي ربط به آيات عدم معجزه حضرت محمد است كپي پست ميكنيد - در برابر همين چها ايه كه نوشتم پاسخ دهيد 3 - مستند به قران پاسخ بنويسيد نه اينكه فلاني گفته است فلانجا فلان شده است كه پدرش از فلان كسي شنيده كه فلاني در فلان جا داشته ميرفته و فلاني از قول فلاني اينگونه نقل كرده - من دليل از قران نوشتم دليل از قران ميخواهم - مگر اينكه شما قران را رد كنيد و بگوئيد بر عكس قران در فلان حديث يا روايت چنين آمده است
با سلام
شما ایه ای از قران رو بیان می کنید و ایات دیگر را رها و می گویید پیامبر ما معجزه نداشته اند و اما در مورد آیاتی که شما بیان کردید باید به شما بگویم که نحوه نزول قران با دیگر کتب آسمانی فرق دارد و به طور تدریجی نازل شده است و نه یکجا
2.پیامبر ما درس نخوانده بوده است و از کسی که درس نخوانده بوده نزول همچین کتابی بعید است و خود سندی است بر معجزه بودن قران
3.قران بر قوم بنی اسرائیل نازل نشده است
4.شما جوری حرف می زنید که انگار کتاب مقدس همان کتاب عیسی(ع) است اگر هست چرا نام حواریون رو برآن گذاشتید؟
و یا چرا 4 انجیل موجود است ؟
5.اگر هم این کتاب کتابی است که از جانب خدا آمده(منظورم کتاب حاضر است که شما به تحریف نشدنش اشاره می کنید) پس چه طور نحوه مصلوب شدن(حضرت عیسی (دز عقاید شما) در آن امده ؟:Sham:
برای روشنی چشم حق جویان و کوری چشم منکران به مرور معجزات متعدد قولی و فعلی پیامبر اسلام ص را که ادله قرآنی آن آمد اینجا می آوریم . منبع : کتاب جلوههاى اعجاز معصومين عليهم السلام .
ميلاد پيامبر (ص) و عزّت قريش
ادامه دارد انشاء الله
[سوره مريم (19): آيات 27 تا 33]
ادامه دارد انشاء الله
اهل عرب از حضرت ايتي از جانب پروردگار طلبيدند و در اثبات اينكه او از جانب پروردگار رسول است – پس او مامور گشت كه در جواب گويد : قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يِوحَى إِلَيَّ مِن رَّبِّي هَـذَا بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ – زيرا اينكه او معجزه اي مقتدر نياورده بود آنچنانكه از وي طلب كردند فرضا باعث ملامت نيست زيرا ظهور قران بر وفق دعوايش معجزه بالغه قاهره بود پس چون فقط يك معجزه ظاهر شد براي صحت نبوتش كافي بود پس خواستن چيزي بيشتر از قبيل عناد بود
ملاحظه
چون اهل عرب از حضرت محمد ايتي ميخواستند كه اينرا ثابت كند كه وي از جانب خداست اين نشان از خلوص نيت انان است تا يقين كنند در نبوت محمد – و نه فقط اين بلكه ايتي خواستند كه ثابت كند خود قران نوشته اي از طرف خداست ايا اين درخواست غير منطقي بود؟ گويا يهود در خلوت گفتگو كرده و پرسيدند چرا ايتي اختيار نكرده است نظير ساير انبيا تا نبوتش بر ما عيان شود و حال در روبرو اين خواسته مطرح كردند و البته جواب محمد اين بود جز اين نيست كه من پيروي ميكنم آنچه وحي ميشود به من از پروردگارم – ايا اين جوابي منطقي است از سوي محمد؟
وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ{7}
همانا مراد آن است كه گروهي از حضرت محمد ايتي خواستند به اثبات نبوتش – تا در معجزه برابري كند با انبيا گذشته – اما چون هر معجزه بر شرايط ان قوم مناسب بود به آن قسم كه جادوگري به زمان موسي و طب در زمان عيسي – در ايام محمد بلاغت و فصاحت رايج بود پس خداي تعالي معجزه وي بر موافق اهل عرب قرار دادو يهود نپذيرفتند لذا اگر معجزه اي ديگ نيز ميبود هر آينه از پذيرفتن آن روي گردان بودند
همانطور كه از معني هويداست هيچ كنايه اي از معجزه بودن قران در آن نيست كه قران به لحاظ فصاحت يا بلاغت به عنوان معجزه اشاره شود بلكه سلب مسئوليت است از محمد تا پرهيز كند از ارائه ايت و اكتفا كند به بيم دادن و رهبري كردن – در حاليكه موسي و جانشينان او چون يوشع و ايليا و اليشع و همچنين عيسي و حواريان به معجزاتعديده مجهز بودند تا ادعاي خويش ثابت كنند در حاليكه هم يهود و هم يونانيان نيز در زمان انبيا به نهايت در كلام و ادب فصيح و بليغ بوده اند چنان كه از تاليفات و خطبه ها و اشعار انان هويداست – چرا موسي و عيسي و جانشينان انان كتاب به جاي معجزه نياوردند و كتب خويش را معجزه ندانستند در حاليكه ايات متعدد را دليل ادعا قرار دادند
پس خواست يهود به نهايت منطقي مينمود كه ايتي هم سنخ با ساير انبيا ببينند تا ايمان اورند
وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفاً{59}
همانطور كه از متن ايه مشخص است محمد براي قريش كه خواهان معجزه بودند چيزي عرضه نكرد به بهانه نزول بلا و هلاكت آنها در صورت عدم ايمان آوردن پس از ديدن معجزه – حال دو سوال پيش مي آيد:
1 – محمد از كجا ميدانست آنها پس از ديدن معجزه ايمان نخواند اورد – ايا اين پيش داوري و قصاص قبل از جنايت نيست؟ حال اگر من نوعي ادعاي نبوت كنم و شما از من آيتي طلب كنيد ايا به اين بهانه عدم ارائه معجزه را دال بر صحت ادعاي من قبول ميكنيد؟ ايا اين اعتراف به نياوردن معجزه از يك سو و انتظار قبول دعوت و علم به اينكه طرف مقابل ايمان نخواهد آورد بطلان كل ادعا نيست؟
2 – در كدام سند تاريخي يا ديني چنين ادعايي موجود است كه مردم به واسطه ديدن معجزه و عدم قبول آن تماما هلاك شده اند؟؟
در همان دو مورد قوم ثمود و عاد كه البته وجود تاريخي نداشتند با اين حال دليل عدم پذيرش معجزه نبوده بلكه از حد گذراندن شرارت بيان شده است
وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ{50}
خلاصه اين است كه قوم به محمد گفتند كه تو ميگويي كه فرستاده از طرف خدا هستي و قران نيز كتاب توست در حاليكه به موسي 9 ايت داده شد تا مردم بدانند كه متاب موسي از طرف خداوند است و به تو چيزي از معجزه داده نشده است پس خدا به نبي گفت همانا بگو ايات نزد خداست و معجزه مقتدره شرط رسالت نيست پس الان من پيغمبر خدا هستم و اگر خدا بخواهد ايتها ميفرستد و اگر نخواهد نميفرستد – و اينكه امده است : إِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ يعني اينكه فرو فرستد يا نفرستد من كاره اي نيستم جز بيم دهنده و مرا بر وي در هيچ چيز امر نيست
همانطور كه از ترجمه وتفسير آيه پيداست ك اولا قوم به غايت با هوش بودند كه نه فقط براي اثبات نبوت ايتي طلب كردند بلكه براي اثبات كتاب او نيز ايتي طلب نمودند و سوال اول اين است كه ايا اين سوال آنان نشان از زيركي و باريك بيني آنان است يا از سر جهل و لجاجت و دوم اينكه ايا گفتن اينكه من فقط رسولم و كارم گفتن است و كاره اي نيستم جز بيم دهنده ايا جواب سوال قوم بوده است؟ و اگر چنين است ايا بيم دان را نياز به نبي بودن است ؟ آيا قوم در ميان خود بيم دهنده اي براي خدا نداشته است ؟ ايا ادعاي محمد فقط بيم دادن بوده است يا نسخ انبيا پيشين و آوردن ديني جديد؟
َوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ{51}
يعني اينكه اگر فرو فرستادن معجزات شرط بوده باشد و آن معجزه قران است كه نازل شد قران معجزه كامل است كه كاملتر از معجزات قبل است
در ايه َوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ – نه فقط از قران به عنوان معجزه ياد نشده است – علاوه بر آن قوم ايتي ميخواستند تا ادعاي محمد يعني قران را با معجزه به اثبات رساند چرا كه در واقع قران ادعاي محمد است و نه حجت وي - و مردم از وي جهت اثبات همين اعا آيتي ميخواستند و حضرت با تكرار مكررات طفره ميرفت
لازم به ذكر است در زمان نزول اين آيه كتاب قران با شكل و شمايل كنوني وجود نداشته و قران فعلي در زمان عثمان - يعني سالها پس از وفات حضرت جمع آوري شده است
آيا حضرت محمد براي اثبات نبوتش معجزه اي داشته است؟1
جناب سینا
با سلام
همانطور که عرض شد این آیات و آیه 50 سوره عنکبوت منطق خاص مشرکان را در معجزه خواهی و منطق خاص قرآن را در فلسفه معجزه پیامبران روشن می کند.
شما چرا از میان صدها تفسر مسلمانان به فخر رازی استناد می کنید؟ چرا از تفاسیر شیعیان مطلبی بیان نمی کنید؟ آیا المیزان از نظر شما معتبر نیست؟
جنبه های اعجاز قرآن بسیار و مختلف است، اعجاز ادبی آن، اعجاز عددی آن، اعجاز علمی قرآن،اعجاز تشریعی، پیش گویی های قرآن.
به عنوان مثال
در آيات متعددى از قرآن مجيد به حركت زمين به دور خورشيد اشاره شده است: «الم نجعل الارض كفاتا;(مرسلات 25) آيا زمين را پرنده اى سريع السير نيافريديم».
اين آيه، پرده از چهره دو اصل مهم علمى بر مى دارد:
1. حركت سريع زمين;
2. نيروى جاذبه زمين.
زيرا زمين در اين آيه به پرنده اى تشبيه شده است كه به هنگام پرواز بال هاى خود را جمع مى كند.
گرچه زمين بال ندارد، ولى داراى نيرويى بهتر و قوى تر از بال، يعنى نيروى جاذبه مى باشد كه اعتدال و نظم آن را در حركات گوناگون حفظ مى نمايد.
در آيه ديگرى آمده است: «الذى جعل لكم الارض مهدا».(طه 53) در اين آيه زمين به عنوان گهواره انسان ها بيان و حركت زمين تاييده شده است كه اين آيات، جزو معجزات علمى قرآن به شمار مى رود.
درباره معجزه شکافتن ماه توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله که در ابتدا سوره قمر آمده و به این مهم اشارتی کرده می توانید به نتایج علمی در زمینه شکافت حلقوی دور ماه به وب سایت سازمان فضانوردی امریکا مراجعه کنید، به ادرس:
http://lunarscience.arc.nasa.gov/ask-browse
ادامه دارد انشاء الله
ملاحظه: در ايه َوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ – نه فقط از قران به عنوان معجزه ياد نشده است – علاوه بر آن قوم ايتي ميخواستند تا ادعاي محمد يعني قران را با معجزه به اثبات رساند چرا كه در واقع قران ادعاي محمد است و نه حجت وي - و مردم از وي جهت اثبات همين اعا آيتي ميخواستند و حضرت با تكرار مكررات طفره ميرفت لازم به ذكر است در زمان نزول اين آيه كتاب قران با شكل و شمايل كنوني وجود نداشته و قران فعلي در زمان عثمان - يعني سالها پس از وفات حضرت جمع آوري شده است
آدم با دیدن این حرفها به یاد این آیه قرآنی می افتد که :
و لقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن والانس لهم قلوب لایفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم آذان لایسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل سبیلا اولئک هم الغافلون ( اعراف 179)
به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم آنها دلها [عقلها] يى دارند كه با آن (انديشه نمىكنند، و) نمىفهمند و چشمانى كه با آن نمىبينند و گوشهايى كه با آن نمىشنوند آنها همچون چهارپايانند بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همهگونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند)! (179)
با سلام
جنا زمزم
دوست عزيز معجزه اگر وقوع فعلي داشت و شاهد و بروز بيروني پس هر آينه حضرت در جواب يهود و مردم مكه ايتي بروز ميداد - اغلب اينها كه فرموديد جعليات است و گرنه خود حضرت به آنها مستمسك مي جست
با اين حال براي اينكه ثابت كنم چنين معجزاتي جعليات است تاپيكي تحت عنوان شق القمر باز كنيد ادله خود را بيان كنيد تا بحث كنيم - مشروط به رعايت ادب
با سلام جنا زمزم دوست عزيز معجزه اگر وقوع فعلي داشت و شاهد و بروز بيروني پس هر آينه حضرت در جواب يهود و مردم مكه ايتي بروز ميداد - اغلب اينها كه فرموديد جعليات است و گرنه خود حضرت به آنها مستمسك مي جست با اين حال براي اينكه ثابت كنم چنين معجزاتي جعليات است تاپيكي تحت عنوان شق القمر باز كنيد ادله خود را بيان كنيد تا بحث كنيم - مشروط به رعايت ادب
سلام دوستان
جناب سینا همان طور که جنابعالی پیشنهاد مباهله را نپذیرفتید و به کتاب خود استناد کردید و گفتید که به گفته ی حضرت عیسی پاک نمی تونید قسم بخورید ما نیز بانا به حکم کتاب خویش شما را به حال خود رها می کنیم تا زمانی که خواهان یافتن حق باشید و ما با ادله محکم ادعای شما رو رد کردیم ولی شما حتی توانایی از اثبات اینکه کتاب عیسی(ع) کجا است و چرا 4 کتاب(انجیل)و حتی بیشتر وجود دارد در ماندید
اگر کسی خواهان یافتن حقیقت باشد نه جنگ با ان قطعا رستگار می شود :Sham:
سلام دوستانجناب سینا همان طور که جنابعالی پیشنهاد مباهله را نپذیرفتید و به کتاب خود استناد کردید و گفتید که به گفته ی حضرت عیسی پاک نمی تونید قسم بخورید ما نیز بانا به حکم کتاب خویش شما را به حال خود رها می کنیم تا زمانی که خواهان یافتن حق باشید و ما با ادله محکم ادعای شما رو رد کردیم ولی شما حتی توانایی از اثبات اینکه کتاب عیسی(ع) کجا است و چرا 4 کتاب(انجیل)و حتی بیشتر وجود دارد در ماندید
اگر کسی خواهان یافتن حقیقت باشد نه جنگ با ان قطعا رستگار می شود :sham:
با سلام
دوست عزيز شما وارد نشده شمشير از رو بستيد- من استدلالي از شما نخوندم- اگر شناسه ديگري هم داريد بفرمائيد تا استدلال شما را بخونم - يك سوال كرديد كه چرا 4 انجيل ؟ - قبلا مفصل توضيح داده بودم كه عيساي مسيح هيچ كتابي ننوشته و كتابي هم به ايشان از طرف هيچكس نازل نشده و هيچ كتابي آسماني نيست - شما مدعي هستيد كتابي به نام انجيل هست كه بر وي نازل شده - بياريد ما هم بخونيم - حالا اين ادله محكم شما كجاست- نه من ميدانم و نه خدا - به هر حال خير پيش
با سلام دوست عزيز شما وارد نشده شمشير از رو بستيد- من استدلالي از شما نخوندم- اگر شناسه ديگري هم داريد بفرمائيد تا استدلال شما را بخونم - يك سوال كرديد كه چرا 4 انجيل ؟ - قبلا مفصل توضيح داده بودم كه عيساي مسيح هيچ كتابي ننوشته و كتابي هم به ايشان از طرف هيچكس نازل نشده و هيچ كتابي آسماني نيست - شما مدعي هستيد كتابي به نام انجيل هست كه بر وي نازل شده - بياريد ما هم بخونيم - حالا اين ادله محكم شما كجاست- نه من ميدانم و نه خدا - به هر حال خير پيش
با سلام دوستان
سینا جان از شما بابت این که اینجوری برخورد کردم پوزش می طلبم .
دوستان استدال هایی برای شما آوردند.که شما آنها را نادیده گرفتید و بهتر است کمی روی دلایل آنها تفکر کرده و با منطق با موضوع برخورد کنید (برای معجزه شق القمر به کتاب های فضا شناسی مراجعه کنید من مطلبی رو در سایتی خوندم اگر می خواهید به شما هم معرفی می کنم)
و اما در مورد کتاب حضرت عیسی (ع) سوالی از شما دارم شما مقام حضرت عیسی (ع) رو در بین 123998 پیامبر قبل از خودشان در چه جایگاهی میدانید بهتر است بگویم ایشان را صاحب شریعت می دانید یا خیر(البته برای ادامه بحث می خواهم هدفتان را از مشارکت در این بحث ها بدانم روشن و واضح لطفا:Sham:)
عيساي مسيح هيچ كتابي ننوشته و كتابي هم به ايشان از طرف هيچكس نازل نشده و هيچ كتابي آسماني نيست - شما مدعي هستيد كتابي به نام انجيل هست كه بر وي نازل شده - بياريد ما هم بخونيم - حالا اين ادله محكم شما كجاست- نه من ميدانم و نه خدا
1- هیچ کتاب آسمانی نیست .
به فرض محال مسیح خدا بود . پیامبران گذشته چی ؟ اونا هم خدا بودن ؟ اگه پیامبر بودن بر چه اساس نشر شریعت کردند ؟ از پیش خود ؟ خودسرانه یا به وحی الهی ؟
خوب البته این ادعا بخاطر بی اعتباری کتب مسیحیت است که نه به قول ایشان آسمانی بلکه کتاب تاریخ است .
2- مسیح هیچ کتاب ننوشته
بله ما هم قبول داریم که انجیل در زمان عیسی ع و تا مدتها بعد او نوشته نشد . اونهایی که نوشته شد تاریخ مسیح ع بود نه انجیل . اما
ما مسیح را باید به چه اعتباری قبول داشته باشیم .
ها حالا تو مسیحی و من بی اعتقاد بگو با چه سندی آمدن مسیح و اعتبار او و سخنان اورا ثابت می کنی . یوحنا گفت لوقا گفت چقدر ارزش علمی دارد ؟
به اعتبار کتاب تاریخی انجیل ؟
چطور می توانیم دنیا و آخرت خودمان را بدست چند کتاب تاریخی بدهیم که مبلغین مسیحیت مثل این آقا می گویند وحی نیست . الهی نیست . آسمانی نیست . خوب لنینیسم که از لحاظ اعتبار قابل قبولتر است چون شاید باشند کسانی که لنین را دیده اند .
یا به ادعای رنگارنگ مسیحیان ؟ حرف کدام را بپذیریم که هر مذهبی چیزی می گوید
حتی نعوذ بالله بعضی ها تهمت عمل منافی عفت به مریم طاهره می زنند .
می بینید که اعتبار و آبروی الهی مسیح ع در نزد ما مسلمانان ( یک و نیم میلیارد جمعیت جهان ) فقط و فقط بر اساس سند متقن قرآن است وگرنه به اقوال مسیحیان چه وقعی می توان نهاد .
یهودیها هم که کلا آمدن مسیح را انکار می کنند همانطور که مسیحیان آمدن پیامبری بعد مسیح را انکار می کنند .
3- شما مدعي هستيد كتابي به نام انجيل هست كه بر وي نازل شده - بياريد ما هم بخونيم
خوب نیست خوبه . ارزش و اعتبار مسیح ع و مسیحیت به چیست به ادعای شما ؟
4-نه من ميدانم و نه خدا
یعنی آنقدر بزرگی که با خدا یکسانی و عقیده بی ارزش خود در نزد این همه آدم مومن را به خدا می بندی .
چی داری می بافی ؟ وقت این همه آدم رو تلف می کنی . حالا هم به یک بهانه ای از جواب طفره می ره .
به مدیر محترم میگیم آقاجان اینا جز لجاجت و هتاکی و نشر افکار بی پایه و اساس کاری ندارن و از فضای سایت برای ترویج بی خردی خود سوء استفاده می کنن اما گوش نمی دن .
بنده باز هم با مدیر سایت اتمام حجت می کنم . که نگذارید این سیاه اندیشان معلق در هوا افکار تاریک خود را اینجا بنویسند . چون اگر صد دلیل هم براشون بیاری باز قبول نمی کنن . مشکل ذاتیه به خدای احد و واحد
یعنی آنقدر بزرگی که با خدا یکسانی و عقیده بی ارزش خود در نزد این همه آدم مومن را به خدا می بندی .
چی داری می بافی ؟ وقت این همه آدم رو تلف می کنی . حالا هم به یک بهانه ای از جواب طفره می ره .
به مدیر محترم میگیم آقاجان اینا جز لجاجت و هتاکی و نشر افکار بی پایه و اساس کاری ندارن و از فضای سایت برای ترویج بی خردی خود سوء استفاده می کنن اما گوش نمی دن .
بنده باز هم با مدیر سایت اتمام حجت می کنم . که نگذارید این سیاه اندیشان معلق در هوا افکار تاریک خود را اینجا بنویسند . چون اگر صد دلیل هم براشون بیاری باز قبول نمی کنن . مشکل ذاتیه به خدای احد و واحد
سلام بر شما
من به تازگی عضو این سایت شدم و الان هم کاملا از این طرز صحبت و دور از ادب در یک سایت مذهبی بهت زده شده ام
من حرف های جناب sina178 را تایید نمیکنم اما میدونم که خدا در قرانی که همه ی مسلمانان قبول دارند به حضرت موسی فرموده اند که وقتی به نزد فرعون (که ادعای خدایی میکرد) رفتید با نرمی سخن بگوویید
اذْهَبا إِلی فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغی فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّنًا لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشی. (طه: 43 و 44)
به سوی فرعون بروید که سرکشی کرده است. با او به آرامی و نرمی سخن بگویید، باشد که پند گیرد.
حالا سوال من از جناب حامد این است که ایا این دوست عزیز گناهی بزرگ تر از فرعون انجام داده که مستحق چنین برخوردی است؟
ایا ما بی گناه و معصوم و بی خطا هستیم که دیگران را به بی خردی و سیه اندیشی متحم کنیم؟
من به عنوان یک مسلمان از رفتار زننده ی شما خجالت زده شدم به شما توصیه میکنم اول به عنوان یک مسلمان اخلاقتان را عوض کنید بعد سعی کنید افکار دیگران را اصلاح کنید
سفارش اسلام به گشاده رویی و خوش اخلاقی و اینکه حسن خلق، رمز موفقیت انبیای الهی و مبلغان دینی است.
خداوند کریم، اخلاق نیکوی پیامبر را عنایتی از جانب خویش می داند و می فرماید:
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ. (آل عمران:159)
در پرتو رحمت و لطف خدا، با آنان مهربان و نرم خو شده ای و اگر خشن و سنگ دل بودی، از گردت پراکنده می شدند.
بسیار رخ می داد که افراد، با قصد دشمنی و آزار دادن پیامبر خدا به حضور ایشان می رسیدند، ولی نه تنها به ایشان اهانت نمی کردند، بلکه با کمال صمیمیت، اسلام را می پذیرفتند و از آن پس، رسول اکرم محبوب و مراد آنان می شد.
با سلام
1 - تهمت ناروا زدن كار شماست كدام پاپ به كتابمقدس دستبرد زده است ؟ - سندي داريد ؟ اسمش را بگوئيد - كجاي كتابمقدس را عوض كرده است؟
2 - پاسخ به سوال و آيه دهيد نه اينكه ايات ديگري را كه كاملا بي ربط به آيات عدم معجزه حضرت محمد است كپي پست ميكنيد - در برابر همين چها ايه كه نوشتم پاسخ دهيد
3 - مستند به قران پاسخ بنويسيد نه اينكه فلاني گفته است فلانجا فلان شده است كه پدرش از فلان كسي شنيده كه فلاني در فلان جا داشته ميرفته و فلاني از قول فلاني اينگونه نقل كرده - من دليل از قران نوشتم دليل از قران ميخواهم - مگر اينكه شما قران را رد كنيد و بگوئيد بر عكس قران در فلان حديث يا روايت چنين آمده است
با سلام
جناب سینا اگر سخن علمی باشد به دل مینشیند!!
اما دوست گرامی اینکه به زور میخواهید چیزی را ثابت کنید که فایده نداره؟!!
این مال موقعی که ۴ تا آدمی سخنان شما را گوش کنند که هیچ چیز از ادیان نمیدانند!و همینطور از مسیحیت و در کل محقق نیستند!!؟
در همان لندن خودتان زیاد به این آدمها بر می خورید!!
نگاه کنید چه کسانی به کلیساها می ایند؟!!قصد توهین ندارم !منظورم از لحاظ درک و فهم نسبت به دین مسیح ع است !با یک جمله مغلطه آمیز مشکل تمام شبهات آنها را حل میکنند!!جمله ای خود شما بارها و بارها شنیده اید!
درست این جمله (امیدوارم که نور مسیح قلبت را روشن کند!)این است پاسخ بزرگ پاستور و شعبان و ....تا ....!:Sham:
دوست عزیز شما که مدعی تحریف شدن در کتاب مقدس نیستید به این ۲ سوال ساده من جواب دهید!!:Sham::Sham:
هرچند در تاپیک خودتان مفصل از شما خواستم اما جوابی دریافت نکردم و رنگ آمیزی را بهانه کردید !!
اما این ۲ سوال:
آیا شائول در یک سالگی پادشاه شد ؟
آیا شائول واقعا دو سال حکومت کرد!! ?
امیدوارم با برسی کامل جوابی دهید که در خور ذهن عزیزان این سایت باشد !! :Sham:
...
ا سلام
1 - تهمت ناروا زدن كار شماست كدام پاپ به كتابمقدس دستبرد زده است ؟ - سندي داريد ؟ اسمش را بگوئيد - كجاي كتابمقدس را عوض كرده است؟
2 - پاسخ به سوال و آيه دهيد نه اينكه ايات ديگري را كه كاملا بي ربط به آيات عدم معجزه حضرت محمد است كپي پست ميكنيد - در برابر همين چها ايه كه نوشتم پاسخ دهيد
3 - [="red"]مستند به قران پاسخ بنويسيد[/] نه اينكه فلاني گفته است فلانجا فلان شده است كه پدرش از فلان كسي شنيده كه فلاني در فلان جا داشته ميرفته و فلاني از قول فلاني اينگونه نقل كرده - من دليل از قران نوشتم دليل از قران ميخواهم - مگر اينكه شما قران را رد كنيد و بگوئيد بر عكس قران در فلان حديث يا روايت چنين آمده است
سلام
طبق خواسته ی شما [="navy"]مستند بر قران مینویسم[/]
و این برای کسانی است که حقانیت قرآن کریم را به عنوان یک کتاب آسمانی پذیرفتهاند و این کتاب خبر از تحریف انجیل میدهد که
قرآن هم عقاید موجود در اناجیل مانند تثلیث و ابن لله بودن مسیح و... را انکار میکند و هم در [="green"]سوره مائده آیه 14[/] بیان می کند که
ب[="red"]خشی از انجیل واقعی، به وسیله مسیحیان به فراموشی سپرده شده است.
[/]
با سلام
جناب سینا اگر سخن علمی باشد به دل مینشیند!!
اما دوست گرامی اینکه به زور میخواهید چیزی را ثابت کنید که فایده نداره؟!!
این مال موقعی که ۴ تا آدمی سخنان شما را گوش کنند که هیچ چیز از ادیان نمیدانند!و همینطور از مسیحیت و در کل محقق نیستند!!؟
در همان لندن خودتان زیاد به این آدمها بر می خورید!!
نگاه کنید چه کسانی به کلیساها می ایند؟!!قصد توهین ندارم !منظورم از لحاظ درک و فهم نسبت به دین مسیح ع است !با یک جمله مغلطه آمیز مشکل تمام شبهات آنها را حل میکنند!!جمله ای خود شما بارها و بارها شنیده اید!
درست این جمله (امیدوارم که نور مسیح قلبت را روشن کند!)این است پاسخ بزرگ پاستور و شعبان و ....تا ....!:sham:
دوست عزیز شما که مدعی تحریف شدن در کتاب مقدس نیستید به این ۲ سوال ساده من جواب دهید!!:sham::sham:
هرچند در تاپیک خودتان مفصل از شما خواستم اما جوابی دریافت نکردم و رنگ آمیزی را بهانه کردید !!
اما این ۲ سوال:آیا شائول در یک سالگی پادشاه شد ؟
آیا شائول واقعا دو سال حکومت کرد!! ?
امیدوارم با برسی کامل جوابی دهید که در خور ذهن عزیزان این سایت باشد !! :sham:
...
با سلام
جناب اقاي رضا
اولا انتقاد من از رنگ آميزي شما پا برجاست - براي اينكه بهانه اي نداشته باشيد براي اخرين بار پاسخ ميدهم ولي اگر اين رويه را در بحث با من ادامه دهيد پاسخ نخواهم داد
دوم سوال شما
قبلا كاربر سايت رهگذر پاسخ شما را مفصل داده اند و نميخواهم از همان زاويه سخن بگويم - اما فرض كنيد اين تضادي كه شما كشف كرده ايد درست باشد
آيا تضاد نشانه و دليل تحريف است؟؟؟
فرض كنيد كسي دزدي كرده است و شما مچ او را بگيريد و بگوئيد آن فرد حرامزاده است و وقتي دليل و سند از شما خواسته شود بگويئد كه اگر حرام زاده نبود دزدي نميكرد - اگر چنين اتهامي به يك دزد بزنيد بايد به جرم افترا مجازات شويد
ايا هر دزدي حرامزاده است؟؟؟؟ آيا اين استدلال محكمه پسند است؟؟؟
شما ميتوانيد بگوئيد در كتابمقدس تضادي موجود است و بپرسيد دليل آن چيست- اما نميتوانيد بگوئيد تحريف شده است و در صورت چنين ادعايي بايد دليل تحريف و اصل متن مورد نظر خود را ارائه دهيد
تناقض و اختلاف در متن چه درست و چه نادرست دليل تحريف نيست - ادعاي هركدام سند و استدلال خاص خود را طلب ميكند
با سلام
جناب اقاي رضا
اولا انتقاد من از رنگ آميزي شما پا برجاست - براي اينكه بهانه اي نداشته باشيد براي اخرين بار پاسخ ميدهم ولي اگر اين رويه را در بحث با من ادامه دهيد پاسخ نخواهم داد
دوم سوال شما
قبلا كاربر سايت رهگذر پاسخ شما را مفصل داده اند و نميخواهم از همان زاويه سخن بگويم - اما فرض كنيد اين تضادي كه شما كشف كرده ايد درست باشد
آيا تضاد نشانه و دليل تحريف است؟؟؟
فرض كنيد كسي دزدي كرده است و شما مچ او را بگيريد و بگوئيد آن فرد حرامزاده است و وقتي دليل و سند از شما خواسته شود بگويئد كه اگر حرام زاده نبود دزدي نميكرد - اگر چنين اتهامي به يك دزد بزنيد بايد به جرم افترا مجازات شويد
ايا هر دزدي حرامزاده است؟؟؟؟ آيا اين استدلال محكمه پسند است؟؟؟
شما ميتوانيد بگوئيد در كتابمقدس تضادي موجود است و بپرسيد دليل آن چيست- اما نميتوانيد بگوئيد تحريف شده است و در صورت چنين ادعايي بايد دليل تحريف و اصل متن مورد نظر خود را ارائه دهيدتناقض و اختلاف در متن چه درست و چه نادرست دليل تحريف نيست - ادعاي هركدام سند و استدلال خاص خود را طلب ميكند
با سلام
جناب سینا اینطور سخن گفتن همان برازنده ایمانداران شماست!!
اینکه مارا به جایی دیگری میفرستید عجیب است!!شما که بر کرسی پاسخ و دفاع از تحریفات کتاب مقدس نشسته اید!
شما در فهم کلمه تحریف مانده اید چگونه دم از این میزنید که کتابهای که سراسر تناقضات در آنها هست دور از تحریف میباشد !
با استناد به چه میگوید تحریف نشده ؟
با بازی با کلمات؟
خداوند متعال در قرآن مجید میفرماید: «وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفاً كَثِیراً» (النساء82:)؛ اگر این كتاب از نزد غیر خدا بود هر آیینه در آن اختلاف فراوانی یافت میشد.
وجود تناقض در یك كتاب میتواند نشانه این باشد كه آن كتاب آسمانی نیست و یا حداقل مورد تحریف واقع شده است.:Sham::Sham::Sham:
دانشمندان مسیحی خود به وجود این تناقضات معترف اند، اما منشأ آن را اشتباه نسخه برداران می دانند و برخی از آنها را نیز توجیه میكنند.
جواب دهید به اینها :Sham::Sham:
یهوشافاط بتكده های روی تپه را خراب كرد یا خیر؟
چند مشاور پادشاه توسط نبوزردان دستگیر شدند: (5 عدد یا 7 عدد)
یهوهیاكین در چه روزی از زندان آزاد شد (بیست و هفتم ماه یا بیست و پنجم ماه)
مرگ هارون
داود چند سرباز دشمن به اسیری گرفت
این اشتباه از جانب خداوند است یا از جانب نسخه نویسان كتاب مقدس؟
1 داود چون این را شنید، همه سربازان اسرائیلی را جمع كرد و از رود اردن عبور كرده، به حیلام آمد. در آنجا با سربازان سوری وارد جنگ شد. ولی سوریها باز هم گریختند و داود و سربازانش هفتصد عرابه سوار و چهل هزار اسب سوار سوری را كشتند. (دوم سموئیل: 10) 17
2.... ولی سوریها باز هم گریختند و داود و سربازانش هفت هزار عرابه سوار و چهل هزار پیاده سوری را كشتند. (اول تواریخ: 19) 18
تعداد مردان جنگی مملكت اسراییل و یهودا چند نفر بود!
چند سال قحطی (سه سال یا هفت سال)
تعداد سرپرست كارگران حكومت سلیمان (550 یا) 250
گنجایش حوض خانه خدا چه قدر بود: (4000لیتر یا 6000 لیتر)
یهوهیاكین، چند ساله بود كه به پادشاهی رسید: (18 ساله یا 8 ساله)
چگونگی مرگ اخزیا
نسب حضرت مسیح (ع)
یكی از اشكالاتی كه به انجیل میشود بحث نسب نامه عیسی مسیح است در دو انجیل لوقا و متی نسب نامه حضرت عیسی ذكر شده و در هر دو عیسی فرزند داود شناخته میشود ولی در انجیل متی عیسی ناتان به داود می رسد و در انجیل لوقا از سلیمان به داود می رسد با وجود اینكه ناتان و سلیمان دو برادر بودند چگونه میشود یك نفر از نسل دو برادر با هم باشد؟
1. یسی پدر داود پیغمبر بود و داود پدر سلیمان بود. (متی 1: ) 6
2. پدر ناتان، داود بود. 32 پدر داود، عیسی بود. (لوقا 3: ) 31
چند روز بعد (شش یا هشت)
در اناجیل پس از نقل داستان غذا دادن عیسی به 5000 نفر با دو نقل متفاوت نقل میكنند كه چند؟ روز بعد عیسی در بالای كوهی با الیاس و موسی ملاقات كرد در اینكه این اتفاق ملاقات با موسی در كوه چند روز پس از غذا داده به 5000 نفر رخ داده دو انجیل لوقا و مرقس دو نقل متفاوت دارند.
1. شش روز بعد، عیسی با پطرس، یعقوب و یوحنا به بالای تپه ای رفت. كس دیگری در آنجا نبود. ناگاه صورت عیسی به طرز پرشكوهی شروع به درخشیدن كرد، 3 و لباسش درخشان و مثل برف سفید شد. (مرقس 9: ) 2
2. هشت روز پس از این سخنان، عیسی به همراه پطرس، یعقوب و یوحنا، بر فراز تپه ای برآمد تا دعا كند. 29 به هنگام دعا، ناگهان چهره عیسی نورانی شد و لباس و از سفیدی، چشم را خیره میكرد. (لوقا 9) 28:
پطرس عیسی را به چه كسانی انكار كرد.
اینجا را نگاه کنید این تصویر پیامبران در کتاب مقدس و در قرآن میباشد !!
ذهن کدام انسان حق جویی اینها را میپزیرد
خود نگاه کنید در این تاپیک
تصویر پیامبران در قرآن و کتاب مقدس
پیامبران در تورات چگونه معرفی میشوند ؟
تصویر دیگری از پیامبران در کتاب مقدس
ای کاش حداقل میگفتید که تحریف شده و توجیح میکردید
این است تصویر خدای یاد کرده در عهد عتیق
نگاه کنید
تورا به عیسی مسیح ع دست بردارید از این همه دروغگویی و تحریفات و سخنان بچه گولزنک!!!
با سلام
دوست عزيز
جناب رضا
در متن تاپيك آيا كتابمقدس تحريف شده است ؟ توضيح داده ام كه انجيل و تورات و هيچ كتابديگري آسماني نيست - شما اصرار داريد بگوئيد اين كتب آسماني هستند و ثابت كنيد تحريف شده اند
بار ديگر و براي آخرين بار تكرار ميكنم
1 - هيچ كتابي آسماني نيست - نه تورات و نه انجيل و نه هيچ كتابديگر - اين اعتقاد درون ديني شماست كه به كتاب آسماني ايمان داريد و شما هستيد كه بايد پاسخگو باشيد و نه من
2 - اگر شما معتقد به تحريف هستيد بايد سندي ارائه كنيد كه شامل اصل اين كتب باشد و بتوان متن فعلي را با متن اصلي مطابقت داد و موارد اختلاف را داوري كرد
3 - حال هر چه قدر دلتان ميخواهد نقاشي كنيد و متن را رنگ آميزي كنيد - اينكه رنگ آميزي كرديد دليلي است كه يا متن مرا نمي خوانيد و يا اينكه حداقل احترام را به مخاطب خود نداريد
ياد آوري - در متن پست قبلي يك اسم غلط تايپ شده است - كاربر سوسمي و توانگر بودند كه به اشتباه رهگذر نوشته شده است
جناب sina178s کسی که خواب است را میشود بیدار کرد اما کسی که خودش را به خواب زده هرگز...
این گونه که من متوجه شدم شما در سایت های دیگر هم چنین فعالیت هایی داشته اید و چنین سوال هایی را مطرح نموده اید. برای مثال:
http://forum.msadra.ir/thread-1241.html
به نظر شما مشکل از کجاست که در هیچ سایتی نتوانستید قانع بشوید؟؟؟ ایا پاسخگوها و کارشناسان نمیتوانند دلیل قانع کننده ای بیاورند یا مشکل از شماست که بدون اعتنا و تفکر به پاسخ ها فقط و فقط روی عقاید خود با تعصب پا فشاری میکنید؟؟!!!
با سلام
خوشحالم كه توانستم شما را بشناسم
و خوشحالم كه ادرس اين سايت را شما گذاشتيد
و خوشحالم كه قبول كرديد در هيچ سايتي كارشناسان شما نتوانستند با استدلال و منطق پاسخ دهند
و خوشحالم كه در منطق شما افشاري بر عقايد درست و منطقي برابر تعصب است
و خوشحالم كه شما هم كه با مطالعه اين همه مطلب در اين سايتها - تجاهل ميكنيد و سوال تكراري و با شناسه جديد ميفرستيد زحمت پاسخ به سوالتان را بر اين حقير معاف كرديد
1 - هيچ كتابي آسماني نيست - نه تورات و نه انجيل و نه هيچ كتابديگر - اين اعتقاد درون ديني شماست كه به كتاب آسماني ايمان داريد و شما هستيد كه بايد پاسخگو باشيد و نه من
با سلام به شما دوستان
دوست عزيز درست است كه عده اي از مسيحيان انجيل را وحياني نمي دانند اما عده اي هم هستند كه انجيل را وحياني مي دانند لذا خيلي هم درون ديني نيست:
شورای نخست واتیکان، باور کاتولیکها در عصر جدید درباره کتاب مقدس را چنین بیان کرد:
”... این کتابها چون با الهام از روحالقدس نگاشته شدهاند، مىتوان گفت نویسنده آنها خداوند است.“ (هیک، همان: ص120) ماورودس این نوع وحی را مدل مبتنی بر گفت و شنود مینامد. در این مدل، فرض آن است که خداوند از رهگذر سخن گفتنِ با ما، خود را بر ما مکشوف میسازد. (پترسون و دیگران، 1376: ص490)
قاموس کتاب مقدس در باب نگرش زبانی مىنویسد:
کلام خداوند بر انبیا و رسلى نازل شده است که ایشان نیز بنابر اصطلاح لغات بنىنوع بشر بر آن وحى مقدس متکلم شدند و وحى مسطور را یا خود نبى و رسول بنفسه مىنوشت و یا به کاتب دیگر رجوع مىفرمود. (هاکس، 1377: مدخل کتاب مقدس)
.
ا سلام خوشحالم كه توانستم شما را بشناسم و خوشحالم كه ادرس اين سايت را شما گذاشتيد و خوشحالم كه قبول كرديد در هيچ سايتي كارشناسان شما نتوانستند با استدلال و منطق پاسخ دهند و خوشحالم كه در منطق شما افشاري بر عقايد درست و منطقي برابر تعصب است و خوشحالم كه شما هم كه با مطالعه اين همه مطلب در اين سايتها - تجاهل ميكنيد و سوال تكراري و با شناسه جديد ميفرستيد زحمت پاسخ به سوالتان را بر اين حقير معاف كرديد
خوشحالم که انقدر شما را خوشحال کردم!!!!
کارشناسان نمیتوانند پاسخگو باشند یا شمابه دلیل منطقی که دارید نمیتواند هیچ کسی قانعتان کند!!
دوست عزیز پافشاری و لجبازی کار راحتی هست
باور نمیکنید؟؟؟
حاضرم تاپیک جدیدی بزنم با این موضوع : ((امروز شب است!!!))
انوقت هر کارشناس و دانشمند و فیلسوف و... بیارند تا من را قانع کنند من فقط حرف خودم را میزنم! (مثل الان شما)
پس فکر نکنید خیلی توانا هستید که هیچ گاه قانع نمیشوید چون هر کس با هر دینی منطق شما را ببیند پی به شخصیتتون میبرد
2 - اگر شما معتقد به تحريف هستيد بايد سندي ارائه كنيد كه شامل اصل اين كتب باشد و بتوان متن فعلي را با متن اصلي مطابقت داد و موارد اختلاف را داوري كرد
با سلام مجدد
دوست عزيز اين مسأله صرفا ادعاي مسلمانان نيست، بلكه متفكران وانديشمندان مسيحي بر اين مسأله اذعان دارند. يكي از علل پيدايش «پروتستانتيزم» همين مسأله بوده است. اعتبار کتاب مقدس در گذشته و حال مورد انتقاد شدید اندیشمندان بسیاری قرار گرفته است. گزارش های تاریخی نشان می دهد که در قرون ابتدایی مسیحیت نیز برخی منتقدان معتقد به تحریف و تبدیل کتاب مقدس بودند. در قرن نوزدهم میلادی، مباحث انتقادی مربوط به کتاب مقدس وارد مرحله ی جدیدی شد. برخی منتقدان قرن نوزدهم تحت تأثیر دیدگاه های لیبرال در الهیات، به نقد متون مقدس پرداختند. بولتمان (1876 ـ 1884 . م) که بزرگ ترین متخصص عهد جدید در قرن بیستم لقب یافته است، در اثر مهم خود، تاریخ سنت هم نظر (1921. م) به ارزیابی کتاب مقدس می پردازد. از نظر او، بسیاری از سخنان مکتوب عیسی (ع) گفته های خود او نیست، بلکه محصول حیات جوامع اولیه مسیحی به شمار می آید.(1)
آدولف فون هارناک، مورخ توانای قرن نوزدهم و بزرگ ترین متخصص آثار پدران در عصر خود، در مجموعه ی سه جلدی تاریخ اصول ایمان که بین سال های 1886 تا 1889 به نگارش درآمد، این باور را مطرح کرد که انجیل تحت تأثیر فلسفه ی یونان تغییر یافته است. وی در پی آن بود که تاریخ فرآیند یونانی شدن مسیحیت را نشان دهد. از نظر او، مذهب ساده ی عیسی (ع)، به ویژه به واسطه ی تعالیم پولس به مذهبی در مورد عیسی (ع) تغییر یافته و به اصل ایمانی تجسم خدای پدر تبدیل شده است.(2) نوسازی روز افزون روایت انجیل به نفع الوهیت عیسی (ع) مورد تأکید کانیبیِر و گوگِل نیز قرار گرفته است.(3) هورن نیز در جلد چهارم از کتابی که در سال 1882 به رشته تحریر درآورد به غلط بودن تاریخ تألیف اناجیل اشاره می کند.(4)
وی معتقد است پدران اولیه روایات موهوم را در مورد زمان تألیف اناجیل تصدیق کردند و علمای متأخر نیز برای حفظ احترام آنان روایات و مکتوباتشان را قبول کردند. این روایات راست و دروغ از کتابی به کتاب دیگر منتقل و پس از گذشت زمان، تصحیح و نقد آن مشکل و ناممکن شد.(5)جان الدر، مبشر آمریکایی کتاب مقدس که خود از مسیحیان معتقد به کتاب مقدس است، در کتاب خود می نویسد: «در ویرانه های اکسیر هنیکوس دو برگ پاپیروس به دست آمده که حاوی عباراتی است که به مسیح (ع) نسبت داده می شود ولی بیشتر این سخنان با آنچه در عهد جدید می خوانیم، متفاوت است.»(6)
«بسیاری از رهبران مسیحی، همچون ویلبرفورس اسقف انگلیسی، معتقدند که پس از کِنسیل (مجمع نیقیه) زمینه ی تغییرات زیادی در رسالات کانن برای انطباق با کلیسا داده شد. پروفسور نستله می نویسد که در این زمان برای انجام این تصحیح صاحب نظرانی را به نام مصححین برگزیدند تا عهد جدید را بر طبق نظریات کلیسا ترسیم کنند.»(7)
برخی از محققان، همچون روبرتسون، معتقدند که انجیل مرقس پس از انتشار رساله دوازده حواری، که مخالف نظریات پولس تنظیم شده بود، برای تقویت جبهه ی پولسیان تصنیف شد. در انجیل مرقس، عیسی (ع) روح انقلابی خود را از دست می دهد ... او حتی بهترین شاگرد خود، پطرس را آن قدر نادان می یابد که او را شیطان و دارای افکار ناپسند می خواند. عیسی (ع) در این انجیل شریعت یهودیان را نفی می کند و مانند پولس به شعایر آنان بی اعتنا می شود ... برخلاف نظر برخی که مرقس را مترجم پطرس می دانند، نویسنده ی این انجیل را بیشتر می توان از همفکران پولس دانست که نه اهل فلسطین بود و نه به جغرافیای آن آشنایی داشت.(8)
وجود نسخه های متعددی از اناجیل و رساله ها که هر کدام نیز طرفدارانی داشت، زمینه ی تأمل بیشتر در چگونگی معتبر شمرده شدن کتاب مقدس را فراهم می سازد.
آدام کلارک از محققان مسیحی می نویسد: « این مسئله ثابت شده است که اناجیل دروغین زیادی در قرون اول مسیحیت رایج بوده است و بسیاری از این وقایع دروغین لوقا را بر آن داشت که انجیلش را تحریر کند. نام بیش از هفتاد عدد از این اناجیل دروغین یافت شده است که قسمت هایی از این اناجیل هنوز باقی است و فابریسیوس، این اناجیل را جمع آوری و در سه جلد منتشر کرد. در برخی از این اناجیل بر وجوب اطاعت از شریعت موسوی و لزوم ختان تأکید شده است.»(9) این نکته بر وجود اختلافات فراوان در جامعه ی مسیحی اولیه بر سر رجوع به اناجیل مختلف و عدم اتفاق نظر بر اعتبار اناجیل خاص دلالت می کند. گزارش های متعدد دانشمندان مسیحی از تحولات صدر اول مسیحیت نیز حکایت از تحریف احتمالی کتب دارد: «یوسی بیل در کتاب 25، از جلد ششم تاریخ خود می نویسد: اوریجن (متولد 185. م) در مجلد پنجم از انجیل یوحنا گفته است که پولس، به هیچ کلیسایی مطلب ننوشت و آنچه به برخی کلیساها نوشت دو یا چهار سطر بیشتر نبوده است.»(10)«در قرن دوم طرفداران مارسیون از میان اناجیل، انجیل لوقا را قبول داشتند، اما انجیلی که مورد اعتماد آنان بود با انجیل لوقایی که امروزه رایج است متفاوت بود.»(11)
ادامه دارد...
ادامه بحث:
تا قرن سوم میلادی، انجیل یوحنا مورد تقدیس عمومی قرار نگرفته بود. گروه زیادی از رهبران کلیسا، مانند اپیفانوس، که به فرقه ی سینوپتیکر موسوم بودند، انجیل یوحنا را مردود می دانستند ایرنئوس از بزرگ ترین مدافعان این انجیل بود و بالاخره پافشاری وی مورد توجه کلیسا قرار گرفت و در قرن چهارم میلادی تأیید عمومی را به دست آورد.(12)
فرقه ابیّون، که از مسیحیان قرن اول میلادی بودند، تنها انجیل متّی را قبول داشتند و اناجیل دیگر را به رسمیت نمی شناختند اما انجیلی که در دست آنها بود با انجیلی که پس از ظهور کنسانتین رایج شد، متفاوت بود.(13)
لوسیان، دانشمند و محقق بزرگ، کتاب سپتواجنت را مورد تجدید نظر قرار داد و بسیاری از تغییراتی که به هنگام ترجمه به یونانی در اناجیل پیدا شده بود از میان برد و چهار انجیلی که به نظر او اناجیل واقعی بودند به وجود آورد، این اناجیل غیر از اناجیلی است که کلیسای پولسی پذیرفته است.(14) شیلسوس در کتاب خطاب حقیقی، نصاری را مورد سرزنش قرار داده، می گوید: «آنان با اناجیل بازی کردند. آنچه را امروز نوشته بودند فردای آن روز محو می کردند.» در سال 384 میلادی، پاپ داماسیوس دستور داد ترجمه ای از عهد قدیم و جدید به خط لاتینی بنویسند تا در کلیسا صورت قانونی داشته باشد.
تیودوسیوس پادشاه هم از خصومت هایی که بین روحانیون نصاری متداول شده بود خاطری سخت رنجیده داشت. بالاخره ترجمه ی نامبرده که موسوم به ترجمه ی وولگانا بود خاتمه یافت و مؤلف آن چنین اظهار داشت: «ما پس از آن که آن را با عده ای از نسخ یونانی قدیم مقابله کردیم ترتیبش دادیم؛ یعنی آنچه را مغایر با معنی بود تنقیح کرده، باقی را به حال خود گذاشتیم.» این ترجمه را مجمع تریدنتینی در سال 1546، پس از یازده قرن از تاریخ ترجمه، به رسمیت شناخت. سپس سیستوس پنجم در سال 1590 آن را تخطئه کرد و دستور داد نسخ جدیدی طبع کنند. پس از او، کلیمنضوس هشتم نسخه ی دومی را تخطئه کرد و فرمان داد تا آن را پس از تنقیح مجدداً طبع کنند. انجیل های چهارگانه ای که اکنون نزد کاتولیک ها متداول است، همان است.(15)
نتیجه آن که: مصونیت کتاب مقدس، نه در گذشته و نه در حال، مورد اتفاق نظر کارشناسان نبوده است و تنها تعبد در برابر آرای شوراها و رهبران کلیسایی است که به فرد مسیحی در مورد کتاب مقدس آرامش می بخشید.(16)
پاورقي: 1 . تونی لین، تاریخ تفکر مسیحی، ص 446.
2 . همان، ص 387.
3 . آرچیبالد رابرتسون، عیسی اسطوره یا تاریخ، ص 71.
4 . فیلیسین شاله و ارنست رنان نیز از دانشمندانی هستند که به بیان تحریف کتاب مقدس پرداخته اند. (فیلیسین شاله، تاریخ کوچکی از مذاهب بزرگ، محمد حسین کاشف الغطا، انجیل و مسیحیت، ص 20.)
5 . سید محمد رشید رضا، تفسیر المنار، ج 6، ص 36.
6 . جان الدر، باستان شناسی کتاب مقدس، ص 109.
7 . جلال الدین آشتیانی، تحقیقی در دین مسیح، ص 86.
8 . همان، ص 58. 9 . رحمة الله هندی، اظهار الحق، ص 170.
10 . محمد صادق فخر الاسلام، انیس الاعلام، ص 146.
11 . تفسیر المنار، ج 6، ص 36.
12 . جلال الدین آشتیانی، تحقیقی در دین مسیح، ص 73.
13 . تفسیر المنار، ج 6، ص 36.
14 . احمد بهشتی، عیسی پیام آور اسلام، ص 105.
15 . سید محمد حسین طباطبائی، ترجمه ی تفسیر المیزان، ج 3، ص 524، به نقل از تفسیر الجواهر، جزء دوم، ص 121.
16 . محمد رضا زیبائی نژاد، مسیحیت شناسی مقایسه ای، ص 185 – 188.
.
با سلام به شما دوستان
دوست عزيز درست است كه عده اي از مسيحيان انجيل را وحياني نمي دانند اما عده اي هم هستند كه انجيل را وحياني مي دانند لذا خيلي هم درون ديني نيست:شورای نخست واتیکان، باور کاتولیکها در عصر جدید درباره کتاب مقدس را چنین بیان کرد:
”... این کتابها چون با الهام از روحالقدس نگاشته شدهاند، مىتوان گفت نویسنده آنها خداوند است.“ (هیک، همان: ص120) ماورودس این نوع وحی را مدل مبتنی بر گفت و شنود مینامد. در این مدل، فرض آن است که خداوند از رهگذر سخن گفتنِ با ما، خود را بر ما مکشوف میسازد. (پترسون و دیگران، 1376: ص490)قاموس کتاب مقدس در باب نگرش زبانی مىنویسد:
کلام خداوند بر انبیا و رسلى نازل شده است که ایشان نیز بنابر اصطلاح لغات بنىنوع بشر بر آن وحى مقدس متکلم شدند و وحى مسطور را یا خود نبى و رسول بنفسه مىنوشت و یا به کاتب دیگر رجوع مىفرمود. (هاکس، 1377: مدخل کتاب مقدس)
.
با سلام
دوست عزيز
لطفا مغلطه نفرمائيد - در تاپيك تقدس كتب ديني كه در همين سايت گذاشتم به اين موضوع به طور كامل پرداخته بودم كه مدير سايت آن را حذف كردند - با اين حال در سايت اسك قران موجود است لطفا مطالعه فرمائيد
با اين حال بطور خلاصه - در مسيحيت به جز چند مورد خاص نظير بشارت تولد مسيح به مريم كه توسط جبرائيل داده ميشود ما چيزي شبيه به وحي به سنخي كه در قران است نداريم
الهامي بودن كتب در مسيحيت بسيار نزديك به نظريه دكتر سروش است كه در باره قران بيان شده است كه البته با برخورد بسيار حذفي از طرف علماي شيعه قرار گرفت
الهامي بودن به معني وحي نيست - وحي در ادبيات اسلامي سخن و نقل قول مستقيم خداست و هيچ اراده و جايگاه انساني در متن براي انسان نيست - اين در كتابمقدس وجود ندارد - علاوه بر آن سخن اصلي ما اين است كه كتابي به عنوان تورات يا انجيل به موسي و عيسي نازل نشده است
نويسنده كتاب تورات موسي نيست و نويسنده اناجيل اربعه هم عيساي مسيح نيست
اما سند معتبري كه در اثبات تحريف ميتواند موثر و محكمه پسند باشد اين است كه شما به عنوان مدعي اصل تحريف نشده را عرضه كنيد
اينكه كسي چنين نظر داده يا آن يكي چنين فكر ميكرده است اعتبار علمي ندارد - كما اينكه اگر در مورد قران نيز ما شهادت عمرابن الخطاب يا عايشه ام المومنين را بياوريم كه يكي يار و صحابي و معتمد و جانشين حضرت بود و آن ديگري ام المومنين - همسر سوگلي و معتمد و مورد علاقه حضرت و كاتب وحي كه ايه هايي متعدد در تطهير او در قران موجود است بياوريم شما نخوايد پذيرفت
با سلاماما سند معتبري كه در اثبات تحريف ميتواند موثر و محكمه پسند باشد اين است كه شما به عنوان مدعي اصل تحريف نشده را عرضه كنيد
اينكه كسي چنين نظر داده يا آن يكي چنين فكر ميكرده است اعتبار علمي ندارد -
با سلام و احترام
مسأله تحریف صرفا ادعاي مسلمانان نيست، بلكه متفكران وانديشمندان مسيحي بر اين مسأله اذعان دارند. يكي از علل پيدايش «پروتستانتيزم» همين مسأله بوده است. مارتین لوتر در مواردی به آن اشاره کرده است. در اينباره توجه به چند نكته لازم است:
الف) وجود مطالب تناقضآميز در اين متون بهترين گواه غير الهي بودن آن مطالب است.
ب ) اساسا در ميان انديشمندان غربي متون كتاب مقدس وحي ملفوظ نيستند، بلكه تجربه ديني حواريون است كه احتمالاً پس از قرنها به نگارش در آمده است.
ج ) تحقيقات زبانشناختي نشان ميدهد بسياري از الفاظ به كار رفته در متون مقدس، تا قرنها پس از زمان حضرت عيسي(ع) رايج نبوده و نشان ميدهد اين مطالب ربطي به ايشان نداشته است.
حالا سوال من از جناب حامد این است که ایا این دوست عزیز گناهی بزرگ تر از فرعون انجام داده که مستحق چنین برخوردی است؟ ایا ما بی گناه و معصوم و بی خطا هستیم که دیگران را به بی خردی و سیه اندیشی متحم کنیم؟ من به عنوان یک مسلمان از رفتار زننده ی شما خجالت زده شدم به شما توصیه میکنم اول به عنوان یک مسلمان اخلاقتان را عوض کنید بعد سعی کنید افکار دیگران را اصلاح کنید سفارش اسلام به گشاده رویی و خوش اخلاقی و اینکه حسن خلق، رمز موفقیت انبیای الهی و مبلغان دینی است. خداوند کریم، اخلاق نیکوی پیامبر را عنایتی از جانب خویش می داند و می فرماید: فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ. (آل عمران:159) در پرتو رحمت و لطف خدا، با آنان مهربان و نرم خو شده ای و اگر خشن و سنگ دل بودی، از گردت پراکنده می شدند. بسیار رخ می داد که افراد، با قصد دشمنی و آزار دادن پیامبر خدا به حضور ایشان می رسیدند، ولی نه تنها به ایشان اهانت نمی کردند، بلکه با کمال صمیمیت، اسلام را می پذیرفتند و از آن پس، رسول اکرم محبوب و مراد آنان می شد.
[="]سلام
[="]جوابتون اینه :
من به تازگی عضو این سایت شدم
[="]
بزودی متوجه خیلی چیزها میشین من خیلی خوشبینانه تر از شما وارد شدم . اما الان می بینم بعضی ها به نام گفتگو صرفا در حال نشر افکار سیاه خودشون هستن . طرف ما یک مسیحی سه گانه پرسته . که نه تنها اهل گفتگو نیست بلکه اهل هتاکی و لجاجت بی منطقه . اگر پستهای مختلفی که ایشون نوشته ببینید متوجه مطلب میشید .
او افتخارش اینه که کسی نتونسته اورا قانع کنه خوب افتخار خوبی برای دیوانگان هم هست که کسی نمی تونه به اونها عقل بده . خدا می تونه که نکرده .
:Gol:
ادامه دارد انشاء الله
باران در مدينه
ادامه دارد انشاء الله
[="]سلام [/]
[="]جوابتون اینه :[/]من به تازگی عضو این سایت شدم
[="]بزودی متوجه خیلی چیزها میشین من خیلی خوشبینانه تر از شما وارد شدم . اما الان می بینم بعضی ها به نام گفتگو صرفا در حال نشر افکار سیاه خودشون هستن . طرف ما یک مسیحی سه گانه پرسته . که نه تنها اهل گفتگو نیست بلکه اهل هتاکی و لجاجت بی منطقه . اگر پستهای مختلفی که ایشون نوشته ببینید متوجه مطلب میشید [/][="]. [/]
[="]او افتخارش اینه که کسی نتونسته اورا قانع کنه خوب افتخار خوبی برای دیوانگان هم هست که کسی نمی تونه به اونها عقل بده . خدا می تونه که نکرده . [/]
[="]:gol:[/]
با سلام
متاسفانه بحث در اين تاپيك به علت جملات موهن آقاي حامد - براي من ميسر نيست - لذا از نوشتن در اين تاپيك معذورم - در ساير تاپيك ها نيز از پاسخ به مطالب ايشان معذور خواهم بود
البته من تربيت ايشان را به حساب تربين ديني اسلام نميگذارم به هر حا هر كسي در خانواده اي به دنيا آمده ست و تربيت خاص خود را دارد
با عرض معذرت و سپاس از همه دوستان
متاسفانه بحث در اين تاپيك به علت جملات موهن آقاي حامد - براي من ميسر نيست - لذا از نوشتن در اين تاپيك معذورم - در ساير تاپيك ها نيز از پاسخ به مطالب ايشان معذور خواهم بود البته من تربيت ايشان را به حساب تربين ديني اسلام نميگذارم به هر حا هر كسي در خانواده اي به دنيا آمده ست و تربيت خاص خود را دارد با عرض معذرت و سپاس از همه دوستان
سلام به همه دوستان و آقا سینا
ببینید سوال جوابتون منطقی کنید می توانید تبادل اطلاعات کنیم وگرنه هیچ !!!؟؟؟
بهتر نیست به سوال جواب بدهید !