آيا اگر حضرت پيامبر(ص) عمر بيشتري داشتند به قرآن اضافه نميشد؟
تبهای اولیه
آيا اگر حضرت پيامبر(ص) عمر بيشتري داشتند به قرآن اضافه نميشد؟
هر چه از احكام و قوانين الهي قرار بود به بشر عرضه شود، توسط دين خاتمالانبيأ6 آمده و همگي طي مراحلي زمانبندي شده بر آن حضرت نازل و به اتمام رسيد. ظهور دين اسلام با علائم جاودانگي آن و پايان يافتن دفتر نبوت توأم بوده است. مسلمانان همواره ختم نبوت را امري واقع شده تلقّي كردهاند، قرآن نيز آيين اسلام را كاملترين دين الهي و خاتم اديان الهي دانسته و پيامبر اسلام را خاتم انبيأ معرفي نموده و كتاب او را جامعترين و كاملترين و جاودانه ميداند.(ر.ك: مجموعة آثار (ختم نبوت)، شهيد مطهري، ص 153 ـ 168، انتشارات صدرا / خاتميت، شهيد مطهري، ص 12 ـ 26، انتشارات صدرا.) از جمله آياتي كه بر مطلب فوق دلالت ميكنند عبارتند از: 1 ـ "وَ تَمَّت كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدقاً وَ عَدلاً لا مُبدل لِكَلِمَتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ العَلِيم;(انعام،115) و سخن پروردگارت به راستي و داد، سرانجام گرفته است; و هيچ تغيير دهندهاي براي كلمات او نيست، و او شنواي داناست." 2 ـ آية اكمال: "اليَومُ أَكمَلتُ لَكُم دِينَكُم وَ اَتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإسلَم ديناً..." (مائده،3). محصل معني آيه اين است: امروز (روزي كه كفار از دين شما مأيوس شدند) مجموع معارف ديني كه بر شما نازل كرده بودم را كامل نمودم و نعمتم را (يعني نعمت ولايت) كه عبارت است از اداره و تدبير الهي امور ديني بر شما تمام كردم; زيرا اين تدبير تا قبل از امروز با ولايت خدا و رسول صورت ميگرفت و روشن است كه ولايت خدا و رسول تا روزي ميتواند ادامه داشته باشد كه رسول در قيد حيات باشد و وحي خدا همچنان بر وي نازل شود; اما براي دوره بعد از انقطاع وحي ديگر رسولي ميان مردم نيست تا از دين خدا حمايت كند، بر خداست كه براي ادامه تدبير كسي را نصب كند ]و او همان ولي امر بعد از رسول است كه اداره كننده امور دين و سرپرست مردم ميباشد[.(ر.ك: الميزان، علامه طباطبايي، ج 5، ص 185، مؤسسه اعلمي للمطبوعات.) در اين زمينه آيات بسيارند كه جهت اختصار به ذكر آدرس آنها اكتفا ميكنيم (40/احزاب، 143/بقره، 68/آلعمران، 48/مائده، 13/شوري و...)
براي روشنايي بيشتر بحث به نكات زير كه مطلب را تأييد ميكند توجه فرماييد: 1ـ مدتي پس از آخرين آياتي كه بر حضرت نازل شد هنوز ايشان در قيد حيات بودند ولي نزول وحي به اتمام رسيده و به خاموشي گراييده بود.(ر.ك: التمهيد في علوم القرآن، آيتالله معرفت، ج 1، ص 96 ـ 98، نشر مركز مديريت حوزه علميه قم.) پس اگر بر فرض عمر شريف حضرت بيشتر از اين هم به طول ميانجاميد تأثيري در نزول و قطع شدن نزول وحي قرآني نداشت اگرچه وحي غير قرآني ممكن بوده و حضرت از طريق جبرائيل به منبع وحي مرتبط بود (نظير احاديث قدسي). 2ـ كليه آيات قرآن در دو مرحله و دو بار بر آن حضرت نازل شد، يكي نزول تدريجي و ديگري نزول دفعي، نخست تمام قرآن به صورت دفعي و به يكباره بر قلب آن حضرت نازل گرديد; يعني همه احكام يكجا نازل شدند، سپس طي مدت 23 سال به تدريج در مكانهاي مختلف و به مناسبتهاي مختلفي همان آياتي كه يكجا بر قلب آن حضرت نازل شده بود دوباره نازل گرديدند.(ر.ك: الميزان، همان، ج 2، ص.) و چون همه آنچه در نزول دفعي نازل شده بود در نزول تدريجي هم نازل شد (1/قدر، 185/بقره، 3/دخان و...) درمييابيم كه اگر عمر پيامبر بيشتر هم ميشد باز آيهاي نبود تا نازل شود. 3ـ آياتي كه در صورت ادامه عمر شريف ممكن بود نازل شود از دو حال خارج نيستند، يا در هدايت مردم نقش داشت يا خير، اگر نداشت پس نزول آنها لغو بود و اگر نقش داشت، امري است محال كه خداوند حكيم اسباب هدايت بشر را به طور كامل فراهم نكند و اين با برهان لطف ثابت شده است.(ر.ك: كشف المراد، برهان لطف.) بنابراين همانگونه كه از آيات نيز استفاده ميشود (115/انعام، 13/شوري و...) در اين دوره از زمان بشر به مرحلهاي از رشد رسيده كه بتواند همه احكام الهي را درك كند و ميتواند آزادانه بيانديشد، مسلمانانه بيانديشد و مسلمانانه زندگي كند. ديگر نيازي به پيامبر، دين يا كتاب آسماني ديگر نخواهد بود و همين كاملترين راه رستگاري است.(ر.ك: مجموعه آثار و خاتميت، همان و جهت اطلاع بيشتر به كتاب نقد 4، پلوراليزم ديني، مقاله 14، ص 318 ـ 319.) 4ـ سخنان گهربار اهلبيت: نيز ما را به همين امر راهنمايي ميكند به عنوان نمونه عليدر نهجالبلاغه ميفرمايد: همه پيامبران به حكم اينكه مقدمه ظهور نبوت كلي و ختمي و قانون اساسي يگانه الهي بودهاند موظف بودهاند كه نويد اكمال و اتمام دين را در اين دوره به امتهاي خود بدهند(ر.ك: خطبه اول نهجالبلاغه.) نتيجه اينكه قرآن كتابياست كامل و دين اسلام آخرين دين الهي و كاملترين آنهاست و پيامبر اسلام نيز خاتم پيامبران است و اگر عمر پيامبر اسلام هر قدر هم كه بيشتر ميشد ديگر بر قرآن افزوده نميشد.