افراط در ایمان
تبهای اولیه
با سلام.
من پسری 16 ساله هستم، قبل از سن تکلیف ایمان چندانی نداشتم، وقتی به سن تکلیف رسیدم تمام کارهای واجبم رو به طور کامل شروع کردم، بعد از مدتی که با اسک دین آشنا شدم، رو ایمان من خیلی تاثیر گذاشت و باعث شد من کلا عوض بشم و به مسائل دینی خیلی توجه کنم، به طوری که بیشتر اوقات تو خونه در مورد حدیث و قرآن و خدا و ... حرف میزنم، ولی مامان و بابام وقتی میخوام در این باره حرف بزنم، میگن زیاد به این جور چیزها فکر نکن و فقط به درس و مشقت فکر کن، اگه به بابا و مامانم باشه، میگن تو این 3 سالی که به کنکورت مونده فقط درس بخون و هیچ کار دیگه ای نکن (حتی کارهای مستحبی)، مثلا وقتی ذکر میگم یا قرآن میخونم و ...، میگن افراطی نباش، چون اگه افراطی باشی بعدا از ایمان و دین زده میشی، میخواستم نظر شما رو در مورد رفتار و حرف های پدر و مادرم بپرسم که آیا این حرف اونا (اینکه اگه افراطی باشی، بعدا از دین زده میشی) واقعا درسته؟ چه راه حلی رو بهم پیشنهاد میکنید؟
در پناه حق.
با سلام.من پسری 16 ساله هستم، قبل از سن تکلیف ایمان چندانی نداشتم، وقتی به سن تکلیف رسیدم تمام کارهای واجبم رو به طور کامل شروع کردم، بعد از مدتی که با اسک دین آشنا شدم، رو ایمان من خیلی تاثیر گذاشت و باعث شد من کلا عوض بشم و به مسائل دینی خیلی توجه کنم، به طوری که بیشتر اوقات تو خونه در مورد حدیث و قرآن و خدا و ... حرف میزنم، ولی مامان و بابام وقتی میخوام در این باره حرف بزنم، میگن زیاد به این جور چیزها فکر نکن و فقط به درس و مشقت فکر کن، اگه به بابا و مامانم باشه، میگن تو این 3 سالی که به کنکورت مونده فقط درس بخون و هیچ کار دیگه ای نکن (حتی کارهای مستحبی)، مثلا وقتی ذکر میگم یا قرآن میخونم و ...، میگن افراطی نباش، چون اگه افراطی باشی بعدا از ایمان و دین زده میشی، میخواستم نظر شما رو در مورد رفتار و حرف های پدر و مادرم بپرسم که آیا این حرف اونا (اینکه اگه افراطی باشی، بعدا از دین زده میشی) واقعا درسته؟ چه راه حلی رو بهم پیشنهاد میکنید؟
در پناه حق.
بسمهتعالي
دوست و برادر گرامي سلام عليكم
از اينكه شاهد اعتماد حضرتعالي هستيم خوشحاليم و از درگاه الهي توفيق روزافزون حضرتعالي را خواستاريم.
در رابطه با موضوع مذكور توجه شما را به مطالب زير جلب ميكنم:
- افراط به اين معناست كه زيادهروي در امري نه تنها با گذشت زمان سبب دلزدگي فرد از آن فعل ميشود بلكه باعث غفلت و يا كم گذاشتن در ديگر امور شود.
- به دنبال هر افراط، يك تفريط است لذا فرمايش والدين شما درست و منطبق بر واقعيت است.
- اينكه در ابتداي تكليف توفيق تقيد به فرامين الهي را پيدا كردهايد نعمت بزرگي است كه از سوي خداوند منان به شما عطا شده است و بايد همواره شاكر آن باشيد و ما نيز به شما تبريك ميگوييم. لكن در مسير رسيدن به كمال شتاب نكنيد چرا كه
رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود
رهرو ان است كه آهسته و پيوسته رود!
- تمركز خود را بر انجام واجبات و ترك محرمات قرار دهيد. اجتناب از محرمات بالاترين عملي است كه شما ميتوانيد انجام دهيد.
- يكي از بزرگترين واجبات رعايت حقوق والدين و احترام به ايشان است. با دعاي والدين و به دست آوردن دل ايشان شما و هر كس ديگري ميتواند پلههاي كمال را يكي پس از ديگري طي كند در صورتيكه اگر كسي شب وروزش به عبادت و...بپردازد اما والدين از او رنجيده خاطر باشند ...!
- يا گفتگو با والدين واستفاده از تجربيات ايشان سعي كنيد براي امور روزانه خود و از جمله عبادت برنامه داشته باشيد. بر اين اساس نه تحصيل و تفريح وديگر فعاليتهاي روزمره و لازم را فداي عبادت كنيد و نه اينكه با افراط در عبادت از ديگر امور غفلت كنيد.
- اينكه نماز خود را به جماعت بخوانيد و روزانه آيات و يا سورههايي از كلام الله مجيد را تلاوت كنيد افراط نيست و در رشد شما موثر است.
- در كنار افزايش سطح معلومات ديني خود سعي كنيد با دوستان مذهبي و يك روحاني فاضل ايجاد ارتباط نماييد.
- اينكه اهل مشورت هستيد صفت برجستهاي است. در ادامه نيز در مواجهه با موضوعات و شبهات جديد از مشورت با افراد ذي صلاح غفلت نكنيد.
- مراقب باشيد كه با سختگيري و به منظور جبران گذشته دچار سختگيري و وسواس نشويد.
- شما در دوره رشد قرار داريد، با استراحت كافي، تغذيه مناسب، ورزش، ارتباط اجتماعي دوستانه و سالم و... از جسم و سلامت خود محافظت كنيد چرا كه تعالي روح شما با سلامت جسمتان ارتباط مستقيم دارد.
مجدد براي شما جوان شايسته و متعهد از درگاه خداي متعال توفيق و سلامت را مسئلت دارم.
و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين
بسمه تعالی
دوست ارجمند و گرامی! از این که اهل عبادت، دعا و مناجات با پروردگار عالم هستید، جای خوشحالی و شکر گزاری است. در پاسخ سؤال شما مطالبی را به اختصار مطرح می کنم، امیدوارم مفید واقع شود.
از جمله دستورات اکید دین اسلام به مسلمانان این است که اعتدال و میانهروی را در همه امور زندگی رعایت کرده و آن را پیشه خود سازند و از افراطها و تفریطها اجتناب کنند. اعتدال و میانهروی، همان گونه که از نامش پیداست، به معنای گزینش و پیمودن راه میانه و وسط و عدم تمایل به دو طرف افراط و تفریط میباشد. این واژه در منابع اسلامی، با الفاظی مانند «قصد»،[1] «اقتصاد»،[2] و «وسط»،[3] استعمال شده است. با پژوهشی ژرف و عمیق میتوان دریافت، همان گونه که اصل توحید در تار و پود احکام و مقررات اسلام و آیات و روایات و سیره ائمه- علیهم السلام- پیچیده شده، اصل اعتدال نیز در تشریع احکام لحاظ گردیده است.[4] قرآن کریم، امت اسلام را امت میانه و وسط مینامد و میفرماید: «و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا»؛[5] و این چنین شما را امتی میانه (معتدل) ساختیم تا بر مردمان گواه باشید و پیامبر - صلی الله علیه و آله- هم بر شما گواه باشد .
اصل اعتدال، که در قرآن کریم به آن عنایت فراوانی شده است، در زندگی پر برکت پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله- و ائمه هدی- علیهم السلام- به روشنی دیده میشود. آنان در هیچ امری از اعتدال و میانهروی خارج نشدند. سیره رسول خدا- صلی الله علیه و آله- در همه وجوه، سیرهای معتدل بود. همانگونه که حضرت علی- علیه السلام- در مورد آن حضرت فرموده است: «سیرته القصد»؛[6] رسول خدا، سیره و رفتارش میانه و معتدل بود. رسول خدا- صلی الله علیه و آله- در رفتار فردی، خانوادگی، اجتماعی، اداره امور و سیاست، در رویارویی با دشمنان اسلام و حتی در میدان نبرد، اعتدال را پاس میداشت و از افراط و تفریط در هر کاری پرهیز میکرد و تاکید فراوان داشت که امتش نیز از او پیروی نموده و در زندگی میانهرو باشند. از این رو، میفرمود: «یا ایها الناس علیکم بالقصد، علیکم بالقصد، علیکم بالقصد»؛[7] ای مردم! بر شما باد به میانه روی، بر شما باد به میانهروی، بر شما باد به میانهروی.
قلمرو اعتدال و میانهروی در اسلام
اعتدال و میانهروی از دیدگاه اسلام، قلمرو وسیعی دارد و در همه جا به عنوان یک اصل خلل ناپذیر اسلامی مطرح میگردد و ابعاد فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، عقیدتی، از جزئیترین تا مهمترین موضوعات را در بر میگیرد. ابعاد گوناگون «میانهروی» در اسلام که به صورت اشاره بیان میشود، عبارت است از:
1- اعتدال در امور فردی
اسلام اعتدال را در زمینه امور فردی و شخصی، اعم از عبادت، گفتار، رفتار و... منظور داشته و بر آن تاکید میورزد. امور ذیل به عنوان نمونه ذکر میشود:
الف) اعتدال در عبادت: عبادت و پرستش خداوند متعال با این که از شریفترین مقولات محسوب میشود، اما از قلمرو اعتدال و میانه روی بیرون نموده و دین اسلام در این امر نیز مسلمانان را از هرگونه افراط و تفریط منع نموده است. افراط و زیادهروی در عبادت به این معناست که انسان علاه بر انجام واجبات به قدری به عبادات استحبابی بپردازد که از کار و زندگی و سایر وظایف و مسئولیتها باز مانده و زندگی آنان فلج شود.[8]
ب) اعتدال در راه رفتن: با این که به حسب ظاهر، راه رفتن، مساله جزئی و پیش افتادهای است، اما قرآن کریم رعایت اعتدال را در همین مساله جزیی نیز مورد توجه قرار داده و میفرماید: «و اقصد فی مشیک»؛[9] در راه رفتن میانهرو باش.
ج) اعتدال در سخن گفتن: سخن و بیان از نعمت های بزرگ الهی و مهمترین ابزار ارتباط و انتقال پیام است که خداوند آن را مایه امتیاز انسان از سایر موجودات قرار داده است، و میفرماید: «الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان»؛[10] خداوند رحمان، قرآن را تعلیم فرمود. انسان را آفرید و به او بیان را آموخت. با این حال، اگر حرف زدن از حد اعتدال خارج شد و به پرگویی مبدل گشت، به جای نعمت، نقمت خواهد شد. حضرت علی- علیه السلام- میفرماید: «الکلام کالدواء قلیله ینفع و کثیره قاتل»؛[11] سخنگفتن مانند داروست؛ کم آن نفع میرساند و زیادهروی در آن کشنده و مهلک است. باز آن حضرت در جای دیگر میفرماید: «من کثر کلامه کثر خطاؤه»؛[12] کسی که بسیار سخن میگوید، خطا و اشتباهش بسیار خواهد بود.
د) تعادل در خوراک: امام رضا - علیه السلام- میفرمایند: بدان که بدن انسان همانند زمین پاکیزهای است که برای آباد کردن آن، اگر اعتدال در آن رعایت شود و آب به مقدار لازم به آن داده شود، نه آن اندازه که زمین زیر آب غرق شود و نه آن اندازه که تشنه بماند، چنان زمین، آباد میشود و محصول فراوانی میدهد. ولی اگر از رسیدگی صحیح غفلت شود، آن زمین فاسد و تباه میگردد. بدن انسان نیز چنین است. با توجه، مراقبت و اعتدال در خوردنیها و نوشیدنی ها، بدن سلامت و صحت مییابد و نعمت و عافیت را به دست میآورد.[13]
ه) تعادل در دنیاطلبی: اسلام نه دنیاگرایی صرف را سفارش میکند و نه آخرتگرایی مطلق را؛ بلکه پیروان خویش را به اعتدال و بهرهبرداری متوازن فرمان داده است. امام صادق- علیه السلام- میفرماید: «راس کل خطیئة حب الدنیا»؛[14] محبت شدید به دنیا منشا همه گناهان است. قرآن مجید برای پیشگیری از تفریط میفرماید: «لاتنس نصیبک من الدنیا»؛[15] بهره خویش را از دنیا فراموش نکن. همچنین امام صادق- علیه السلام- میفرماید: «لیس منا من ترک دنیاه لآخرته و لاآخرته لدنیاه»؛[16] کسی که دنیای خود را به خاطر آخرت ترک کند، از ما نیست و آن که آخرت خویش را برای دنیا نادیده بگیرد، با ما وابستگی ندارد.
ح) میانهروی در اقتصاد: اندازه نگه داشتن و میانهروی در مخارج، یکی از وظایف حتمی و اجتناب ناپذیر هر فرد مسلمان است. این میانهروی در عین این که ارتباطی با کمی و زیادی درآمد ندارد، اما در مورد کسانی که درآمد کمتری دارند، از اهمیت بیشتری برخوردار است. تعادل و میانهروی در مخارج زندگی موجب میشود که بسیاری از مشکلات ساختگی انسانها برطرف شود.[17] پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله- فرمود: «الاقتصاد فی النفقة نصف المعیشة»؛[18] میانهروی در خرج کردن، نیمی از زندگی است. امام باقر- علیه السلام- فرموده است: «سه چیز است که نجات دهنده انسان است: 1- ترس از خدا در نهان و آشکار؛ 2- میانهروی در خرج در هنگام ثروتمندی و تهیدستی؛ 3- به عدل سخن گفتن، در حال خشنودی و هنگام غضب».[19]
2. اعتدال در امور اجتماعی:
در برخوردها و مناسبات اجتماعی باید اعتدال و میانهروی رعایت شود. آنچه در این بخش متذکر میشویم، عبارتند از:
الف) دوستی و دشمنی: حضرت علی- علیه السلام- میفرماید: «أحبِبْ حَبیبَکَ هونا مّا، عَسی أن یَکون بَغیضَکَ یوما مّا، و أبغِض بَغیضَک هونا مّا، عَسی أن یَکون حَبیبَکَ یَوما مّا»؛[27] با دوست خود در حد اعتدال دوستی کن؛ زیرا ممکن است آن دوست، روزی دشمن تو گردد و در دشمنی خود نیز معتدل باش؛ زیرا ممکن است همان دشمن، روزی دوست تو گردد.
ب) اعتماد: هر چند اعتماد به افراد یکی از ریشه دارترین پایههای حیات اجتماعی به شمار میرود و مورد تأیید اسلام و قرآن است، اما اعتماد بیش از حد به دیگران، به خصوص در مسائل خطیر و سرنوشت ساز، با موازین عقلی و شرعی ناسازگار است. شرع مقدس در این موارد، رعایت جانب احتیاط و اعتدال را توصیه نموده است. امام صادق- علیه السلام- میفرماید: «لاتثقنَّ بأخیک کلَّ الثقة فان صرعةَ الاسترسال لاتستقالُ»؛[28] به برادرت زیاد اطمینان و اعتماد مکن که در این صورت، قابل جبران نیست.
ج) دفاع: شکی نیست که در نظام حقوقی، حق دفاع، مسلم و قطعی است. در روایات اسلامی، مبارزه شخص با متجاوز به جان و مال، مقدس شمرده شده و جان باختن بر سر آن، به عنوان شهادت تلقی شده است؛ اما در عین حال، این دفاع نباید از حد تجاوز کند. قرآن کریم میفرماید: «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم»؛ کسی که به شما تجاوز کرد، به همان اندازه به او پاسخ دهید.
د) مدح و ذم دیگران: تحسین اگر از حد و مرز اعتدال خارج شود، به چاپلوسی و خارج شدن از حق منجر میشود، همان طور که خودداری از تحسین نیز ـ که ریشه در کم رویی یا صفات رذیلهای چون حسد دارد ـ موجب دلسردی و عدم کارایی افراد میشود. حضرت علی- علیه السلام- میفرماید: «الثّناءُ بأکثرِ من الاستحقاق ملق و التقصیرُ عن الاستحقاق یمیُّ او حسد»؛[29] ثنا گفتن بیش از حد شایستگی، تملق است و کمتر از آنچه سزاوارند، یا ناشی از عجز است یا منشأ آن حسد است.
[/HR][1]. «المؤمن سیرته القصد و سنته الرشد» (محمدی ریشهری؛ میزان الحکمه، ج10، ص489).
[2]. «من اقتصد اغناه الله» (همان).
[3]. «و نحن امة الوسط» (سیره نبوی، ج1، ص174).
[4]. ر.ک. عسکری اسلام پور کریمی؛ اعتدال و میانهروی در اسلام(1)، مجله شمیم یاس، اردیبهشت 1383، شماره14، ص6.
[5]. بقره، آیه 143.
[6]. نهج البلاغه، کلمات قصار، 67.
[7]. متقى هندى، علاء الدين على، كنز العمّال فى سنن الأقوال و الأفعال، تحقيق و تصحيح شيخ بكرى حيانى و شيخ صفوة الصفا، ج3، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1409 ھ .ق. ص 28.
[8]. ر.ک. عسکری اسلام پور کریمی؛ اعتدال و میانهروی در اسلام(2)، مجله شمیم یاس، خرداد 1383، شماره15، ص6.
[9]. لقمان، آیه 19.
[10]. الرحمن، آیه 4-1.
[11]. آمدی، عبدالواحد ابن محمد تمیمی؛ غررالحکم ودرالکلم، ج2، قم، دفتر تبلیغات اسلامی،1366، ص 159.
[12]. نهج البلاغه، حکمت 349.
[13]. مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، ج 59، لبنان، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404ھ ق، ص310.
[14]. کلینی رازی، محمد بن یعقوب؛ الکافی، ج2، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365 ھ ش، ص315، ح1.
[15]. قصص، آیه 77.
[16]. عاملی، حر؛ وسایل الشیعه، ج12، ص49.
[17]. ر.ک. عسکری اسلام پور کریمی؛ اعتدال و میانهروی در اسلام(3)، مجله شمیم یاس، تیر1383، شماره16، ص12.
[18]. نهج الفصاحه، حدیث 1057.
[19]. سفینة البحار، ج2، ص431 .
[20]. انعام، آیه 141.
[21]. طبرسی؛ مجمعالبیان، ج۴، ص۳۷۵.
[22]. فرقان، آیه 67.
[23]. اسراء، آیه 29.
[24]. عاملی، حر؛ وسائلالشیعه، ج۶، باب ۱۶ از ابواب زکات غلات.
[25]. همان، ج۶، ص۴۱۱.
[26]. همان، ج۶، باب ۲۳ از ابواب صدقه.
[27]. زمانی، مصطفی؛ شرح نهج البلاغه، ج4، کلمات274، ص283.
[28]. مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، ج 71، لبنان، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404ھ ق، ص174.
[29]. نهج البلاغه، کلمات قصار.
با سلام.من پسری 16 ساله هستم، قبل از سن تکلیف ایمان چندانی نداشتم، وقتی به سن تکلیف رسیدم تمام کارهای واجبم رو به طور کامل شروع کردم، بعد از مدتی که با اسک دین آشنا شدم، رو ایمان من خیلی تاثیر گذاشت و باعث شد من کلا عوض بشم و به مسائل دینی خیلی توجه کنم، به طوری که بیشتر اوقات تو خونه در مورد حدیث و قرآن و خدا و ... حرف میزنم، ولی مامان و بابام وقتی میخوام در این باره حرف بزنم، میگن زیاد به این جور چیزها فکر نکن و فقط به درس و مشقت فکر کن، اگه به بابا و مامانم باشه، میگن تو این 3 سالی که به کنکورت مونده فقط درس بخون و هیچ کار دیگه ای نکن (حتی کارهای مستحبی)، مثلا وقتی ذکر میگم یا قرآن میخونم و ...، میگن افراطی نباش، چون اگه افراطی باشی بعدا از ایمان و دین زده میشی، میخواستم نظر شما رو در مورد رفتار و حرف های پدر و مادرم بپرسم که آیا این حرف اونا (اینکه اگه افراطی باشی، بعدا از دین زده میشی) واقعا درسته؟ چه راه حلی رو بهم پیشنهاد میکنید؟
در پناه حق.
سلام
منظورشون اینه که ممکنه در شرایط کاری یا فکری اینده به این اندازه نتونی به امور دینی توجه کنی
ولی شما تا جایی که به امور زندگیتون ضرری نمیرسه این روند رو ادامه بدین
چون این کارها در این سن به منزله ظرفیت سازی است
والله الموفق
سلام
ضمن آرزوی توفیق برای شما و تبریک و تهنیت ارجاع می دوم به مطالعه با دقت عرایض استاد کارشناس عزیز
- به دنبال هر افراط، يك تفريط است لذا فرمايش والدين شما درست و منطبق بر واقعيت است.
- اينكه در ابتداي تكليف توفيق تقيد به فرامين الهي را پيدا كردهايد نعمت بزرگي است كه از سوي خداوند منان به شما عطا شده است و بايد همواره شاكر آن باشيد و ما نيز به شما تبريك ميگوييم. لكن در مسير رسيدن به كمال شتاب نكنيد چرا كه
رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود
رهرو ان است كه آهسته و پيوسته رود!
- تمركز خود را بر انجام واجبات و ترك محرمات قرار دهيد. اجتناب از محرمات بالاترين عملي است كه شما ميتوانيد انجام دهيد.
یکی از سفارشات همیشگی حضرت آیت الله بهجت انجام واجبات و ترک محرمات بود و به ویژه مداومت بر نماز اول وقت
عمل به تکلیف به همین مقدار(به ظاهر کم و کوچک) برکات معنوی بسیار بسیار شگرفی در زندگی مادی و معنوی خواهد داشت ان شالله...
موفق و شاکر باشید..
یاعلی
سلام....
مادر و پدر شما با این بهونه می خوان شما درستونو بخونین و اونا هم تا حدی راست می گن اگر در این سنین در این موارد زیاده رویی کنید در سنین بالا از دین زده می شید چون شاید خدایی نکرده با خودتون در اون سنین بگید من تو دوره جونیم کم عبادت نکردم حالا یکم سر کشی کنم عیبی نداره از اونجایی که حتی آدم نمی تونه حتی یه لحظه بعدش رو پیش بینی کنه شاید این اتفاق بیفته ....البته جسارت نشه به نظر من اگه سیراب نشی دفعه ی بعد علاوه بر این که تشنه تری آب خوردن لذت بیشتری داره و بازم هون عمل تکرار می شه .....نه که ول کنین نماز و نیازو بلکه منظورم اینه که اون طور که می خوان پدر و مادرتون عمل کنین ولی با عشق بیشتر تا نه سیخ بسوزه نه کباب....
قصد جسارت نداشتم .....
موفق و پیروز باشید....
:sun: