اگه میخوای خدا تو رو ببخشه،تو هم بقیه رو ببخش(پایگاهی برای بخشش دیگران)
تبهای اولیه
سلام و عرض ادب خدمت دوستان خوب اسک دینی
همه ی ما خوب میدونیم که ما فقیر مطلقیم و خداوند متعال هم بی نیاز مطلق هست.
و همه ی ما خوب میدونیم که اگر نگاه خدا به زندگیمون نباشه ثانیه ای زندگی برای هیییییییییییچ کدوم ما امکان نداره.
نه زندگی ، نه حرکتی ،نه بودنی، هییییییییییچی.
همه ی ما تا حالا خیلییییییییییییی گفتیم الهی العفو. گفتیم خدایا تو اگه ما رو نبخشی ما غفار الذنوبی جز تو سراغ نداریم. گفتیم خدایا همه ی امید ما بخشش و رحمت توست.
حالا میدونید مساله ی تعجب آور چیه؟؟؟؟
اینه که، ما این همه در حق خوبی های خدا بدی میکنیم . گستاخی میکنیم . نا فرمانی میکنیم ولی بعد توقع داریم خدا خیلی سریع، با دو تا الهی العفو ما رو ببخشه.
من نمیگم خدا نمی بخشه . چرا خدا خیلیییییییییییییی مهربون تر از این حرفهاست که کسی از ته قلبش بگه الهی العفو و اونو نبخشه.
ولی میگم دختر خوب ،پسر خوب شما که توقع داری خدا شما رو ببخشه . چرا دیگران رو نمیبخشی؟؟؟
درسته ،خیلیییییییییی بدی کردن در حقت . درسته قلبت رو بدرد آوردن. درسته حقت رو خوردن.
ولی آیا بدی اونها در حق تو ،بیشتر از بدی تو در حق خداست؟؟؟
آیا این حدیث رو شنیدی که به کوچیکیه گناه نگاه نکن بلکه ببین چه کسی رو داری نا فرمانی میکنی!!
حالا تو با عظمت تر از خدا هستی که بقیه رو نمیبخشی؟؟؟ ولی توقع داری خدا تو رو ببخشه!!!
اگه اینجوری نیستی.
اگه رحمت و غفران خدا رو میخوای.
اگه میخوای قلبت بشه جایگاه خدا.
اگه میخوای تجلی اسماء خدا بشی .
بیا بد ترین بدی ها رو درحق خودت ببخش.
بیا بذار نور رحمت و غفران خدا توی قلب تو هم متجلی بشه.
اون عزیزانی که با حرف های من موافقن و دلشون میخواد قلبشون بشه جایگاه خداو هییییییییییییچ گونه کینه و کدورتی توی قلبشون نباشه.
بیان اینجا اعلام کنن و تمام افرادی که در حقشون بدی کردن و در آینده بدی خواهند کرد رو به خاطر خدا ببخشن.
منتظر حضور نورانی شما هستیم.
اهل عفو و بخشش باشید چرا که گذشت جز بر عزت بنده نمی افزاید . از یکدیگر گذشت کنید تا خدا هم به شما عزت بخشد.
اصول کافی ج2 ص108
گرچه من قبلا همه رو بخشیدم ولی باز هم اینجا میگم که بخاطر خدای مهربونم و به خاطر نیازی که به خداجونم دارم همه رو میبخشم.
منتظر پست های شما هم هستیم!!
[="Arial"][="Black"]سلام علیکم
من هم همینجا اعلام میکنم که همه رو میبخشم:Kaf:، با اینکه چند نفری تو زندگی خیلی بدی کردن در حقم اما خب اگر قرار باشه مو رو از ماست بکشیم بیرون و بدی ها رو بشماریم این من بودم که بیشتر به دیگران بدی کردم تا دیگران به من! پس من لطف نمیکنم و منتی به سر کسی ندارم بابت بخششم! هرکسی تهمت و افترا، غیبت و استهزاء، و... پشت سر من انجام داده من میبخشم :ok:
[SPOILER] البته من هروقت از کنار افراد سیگاری عبور میکنم و دود سیگارشون تو حلقم میره با خودم میگم نمیبخشمت که حالمو بهم زدی اما خب ته دلم میگم انشالله آدم شی سیگار نکشی :Nishkhand:[/SPOILER]
[="Microsoft Sans Serif"][="Black"]
[="Microsoft Sans Serif"][="Black"] اگر با گذشت کردن، کسی کوچک می شد، خدا تا این اندازه بزرگ نبود! عفو هر کس به اندازه عشق اوست؛ بخشندهها عاشقند.
بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد.
با آنکه انتقام از دشمن حرام نیست...در عفو لذتی است که در انتقام نیست
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام سرکار سایه خورشید بزرگوار
خیلی ممنون بابت این موضوع خوبی که مطرح کردید .واقعا خیلی خوبه که همین جا به این بهونه هم که شده گوشه و کنار دلمون رو از گرد و غبار خاطرات تلخ و بد پاک کنیم
من همه رو میبخشم امیدوارم خدا هم از من بگذره ...راستی من وقتی هر کسی رو میبخشم بعد از مدتی اونقدر از دست خودم ناراحت میشم و یا مدتی باخودم کلنجار میرم که چرا اون اتفاقات بد افتاده بعد بیشتر از طرفم خوشم میاد مثل بعضی از همکارام اول فکر میکردم قلبمو سیاه میکنن !!!:Moteajeb!::Motehayer::Narahat: اما الان به لطف خدا حالمون خیلی خیلی خوبه الحمد لله بهتریم :ok:
یعنی میشه گفت اول دوستی های ما با یه کدورت آغاز شده و بعد شناختمون بیشتر میشه ،
نتیجه اخلاقی
بیشتر ببخشیم تا بیشتر دوستای خوب داشته باشیم مطمئناً اگر رابطمون رو درست کنیم خداهم کمکمون میکنه موفق باشیم:Gol:
[="Arial Narrow"][="Navy"]دیگران رو ببخش ؛ نه آنکه آنها مستحق بخشش هستند بلکه خود مستحق آرامشی
دوست عزيز جملتون خيلي قشنگه..دقيقا اولين اثر بخشش آرامش خود فرد هست..!![/]
[=arial black]نتایج عفواز زبان قرآن
[=book antiqua]برخی از نتایج عفو عبارت است از:
- رفع خیانت از دیگران؛ (بقره، 187)
رفع سختی از دیگران (بقره، 187)
جلوگیری از تخلف دیگران (بقره، 187)
یکی از نتایج عفو این است که اگر شخص عفو شده دوباره آن کار را تکرار کند، راه را برای انتقام کامل و شدید عفوکننده باز میکند (مائده، 95)؛
- داشتن اجر در نزد خدا (شوری، 40)؛
- عفو کردن مقدمه اصلاح کردن است، یعنی تا عفو نکنی (نادیده نگیری)، شرایط برای اصلاح آماده نمیشود (شوری، 40)؛
- افزایش احتمال سپاسگزاری و تشکر فرد عفو شده وجود دارد (بقره، 52)؛
- از نتایج عفو دیگران، مورد عفو قرار گرفتن فرد عفو کننده، توسط خداوند سبحان است (نساء، 149)؛
- عفو و صفح و غفران دیگران باعث میشود تحت شمول غفران و رحیم بودن خدا قرار بگیریم (تغابن، 14).
- عفو ایجاد راه چاره برای افراد بیچاره است (نساء، 99). - عفو خداوند باعث رفع مصیبت میشود (شوری، 30)؛
[=Arial Narrow]صفات مرتبط با عفو درآيات کلام الله..[=book antiqua]در قرآن کریم صفت عفو با صفات متعددی در ارتباط است؛
ازجمله، غفران و حلیم بودن (آلعمران، 155؛ مائده، 101)،
اصلاح و صلح (شوری، 40)،
کاهش انجام بیتقوایی (بقره، 237)،
قدرت و قادر بودن (نساء، 149)،
صفح و غفران و رحیم بودن (تغابن، 14)،
استغفار و مشاوره (آلعمران، 159)،
احسان (مائده، 13).
بصیرت (بقره، 237)،
نرمخویی (آلعمران، 159)،
کاهش خشم (آلعمران، 134).
[="Black"]بسم رب الشهدا
سلام و عرض ادب
تشکر میکنم از سرکار سایه خورشید بابت ارسال این تاپیک قشنگ:Gol:
بنده تو زندگیم از دست خیلیا رنجیدم و ناراحت شدم همونطور که خواسته یا ناخواسته خیلی ها را رنجوندم
اما مدتی بعد از اینکه کسی بهم ظلمی میکنه یا ناراحتم میکنه معمولا میبخشمش و تا الان کسی نبوده که نبخشیده باشمش
به این جمله هم واقعا اعتقاد دارم "ببخش تا خدا ببخشدت"
همچنین به نظرم اگر ببخشیم واقعا به آرامش میرسیم ...
التماس دعا[/]
سلام
خیلی وقتا خیلی جاها گفتم که میبخشم ولی با کوچکترین آزار بازم تمام خاطرات و ناراحتی ها به سراغم میاد
دوست دارم ببخشم ولی خیلی دل شکسته ام
هزاران بار گفته ام میبخشم چرا که محتاجم که خدا منو ببخشه
شما دوستان هم برام دعا کنید که بتونم از ته ته ته دل ببخشم و همه چیرو فراموش کنم
فقط یه نکته اینکه من اصلا موافق نیستم به کسی که بهمون تهمت زده و غیبتمون رو کرده بگیم که بخشیدیمش یا بگیم بابا هرکی غیبت ما رو کرد حلال
چون خود اینکار به نظر من علتی میشه برای تشویق دیگران به گناه:ok:
ببخشیم ولی فقط خودمون بدونیم
ودیگران رو همیشه در اضطراب نبخشیدن قرار بدیم :Nishkhand:
منم از همین تریبون اعلام میکنم(:Nishkhand:) همه رو میبخشم...
کسانی که در حقم بدی ای کردند و من نفهمیدم رو هم میبخشم!
اما بعضیا رو نمیشه بخشید.
اگه حقی داشته باشم بر گردنشون و بتونم نبخشم حتما این کارو میکنم....
مثل دکتری که پدر بزرگ من با این که اونقد مریض نبود رو عمل کرد و اون عمل باعث شد پدر بزرگ من مریض شه و زودتر فوت کنه!
:Ghamgin::Sham:
[="Microsoft Sans Serif"][="Black"] او همواره در حال بدست آوردن است . . .
[="Microsoft Sans Serif"][="Black"] خداوند فرمود : آنان که می توانند تلافی کنند اما ... به خاطر من ، می بخشند !
[=Microsoft Sans Serif] گاهی اوقات یک حس حالت تکرارشونده پیدا میکند و دائماً تکرار میشود و هیچوقت تمام نمیشود و به صفر نمیرسد.ممکن است به حداقل برسد ولی دوباره بعد از یکسری مسائل و اتفاقات آن حس زنده میشود و همانند امواج بالا و پایین میرود و اینگونه حسها انسان را بالا و پایین میبرد. اگر این حس خوب باشد تخریب چندانی ندارد ولی میتواند در انسان حالت رکود به وجود آورد و مانع از انجام کار روزمره شود همانند فردی که به فرد دیگری علاقهمند میشود و تمامی فکر و ذهنش به سمت این علاقه میرود و فرد را از کارهای دیگر بازمیدارد. اما وقتی این حس منفی میشود دیگر فقط اتلاف وقت نیست بلکه مسیر انسان را عوض میکند و به یک مرحله دیگری پرتاب میکند. این حسها وقتی به وجود میآید یکسری اتفاقات و رویدادها رخ میدهد. ممکن است این اتفاقات باعث به وجود آمدن آن حس نباشد ولی آن حس را از وجود فرد بیرون میکشد یعنی آن حس قبلاً در فرد وجود داشته ولی با این اتفاق خاص آن حس کاملاً تحت تأثیر قرار میگیرد مثل کسی که در جایگاهی قرار میگیرد و کس دیگری آن جایگاه را از آن فرد میگیرد. اگر این اتفاق بیفتد دیگر ناراحتی در حد جزئی و کوتاه مدت نیست و سریع از بین نمیرود. در این حالت چنان احساس ناخوشی به وجود میآید که اگر فرد عاقل نباشد و عاقلانه فکر نکند یک کاری دست خود و دیگران میدهد. در این حالات انسانها درجهبندی میشوند با اکثر افرادی که برخورد میکنیم در حد متوسط در رنج هستند و یک درصد از آنها قدرت تخریبی خیلی بالایی دارند و ممکن است اتفاقات خیلی بدی بیفتد و یک درصد دیگر وجود دارند که قدرت بخشش خیلی بالایی دارند. ولی نود و هشت درصد آنها در رنج و درجه متوسط قرار دارند. در افرادی که قدرت این حس بسیار بالا باشد و تخریب بسیار همراه دارد ممکن است این حس و تنفر چندین سال ادامه داشته باشد و مدام در حال کلنجار رفتن با خود هستند. برای حل این مسئله باید فرد زمان مجاز بیکاریام را حذف کند یعنی صحبتهایی که از یک شخص به شخص دیگر میشود و این حس را به وجود میآورد بدون اعتبار بداند مخصوصاً صحبتهایی که جنبه تخریبی دارند. در مرحله دوم این است که آن فرد را مورد بخشش قرار دهیم. حالا باید بگوییم که علت رخ دادن این اتفاقات در چیست؟ علتش این است که همه چیز صور آشکار و پنهان دارد یعنی افکار انسانها هم دارای یک صور آشکار و یک صور پنهان است یک بخش کوچکی از افکار فرد در دست خودش است و به آن اشراف دارد ممکن است بخش عظیمی از آن در دست خود فرد نباشد یعنی ما نسبت به راز دل خودمان شناخت کامل نداشته باشیم و در آینده از آنها با اطلاع شویم چون در صور پنهان افکار ما انسانهاست. در اینجا یک قانون قطعاً وجود دارد هر جا احساس ناخوشایندی به وجود میآید بین یک فرد با فرد دیگری برای مثال احساس ناخوشایند فرد با فرد یا یک فرد با خانواده یا اجتماع و... قطعاً یک صفت ناخوشایندی در خود فرد وجود دارد. همیشه باید احساس کنیم دو قطب وجود دارد وقتی ما از یک مجموعهای احساس ناخوشایندی داریم برای مثال کسی میآید و به ما میگوید که در این مجموعه باندبازی یا پارتیبازی انجام میشود و همین باعث میشود ما به آن مجموعه احساس بدی پیدا کنیم یا از دروغ گفتن دیگران احساس بدی پیدا میکنیم این ناخوشایندی نشاندهنده این است که خود ما هم این صفت را داریم و تنها شرایط و بستری وجود نداشته که ظاهر بشود و اگر شرایط و بستر مناسب به وجود بیاید ما هم دقیقاً این صفت و کار را انجام میدهیم. پس این به عنوان یک قانون مطرح میشود که هرگاه بین دو نفر درگیری پیش میآید این پیشفرض را باید داشت که من یا آن فرد با شخصی که درگیر شده صفات مشترک دارد مثل وقتی که ما میگوییم چرا من باید با این فرد دچار مشکل و روبرو شوم این علتش این است که دو فرد دچار مشکل صفات مشترکی دارند که خودشان هم نمیدانستند پس هرگاه ما نگاهمان در این مورد اینگونه باشد بعضی از مسائل برای ما قابلهضم تر میشود. مسئله دیگری که وجود دارد اینکه چرا انسان وقتی یک ضربه شدیدی میخورد نمیتواند ببخشد و بگذرد همانند اینکه فردی یکی از عزیزانمان مانند پدر یا مادر و... را به قتل برساند یا یک خانواده را از هم جدا و نابود کند فراموش کردنش خیلی سخت است ولی بخشیدنش غیرممکن و محال میشود و این علتش این است که وقتی این اتفاق افتاد همیشه دو مشکل وجود دارد یکی از آن این است که انسان حق زا به جانب خود میدهد و برای طرف مقابل آرزوی جزای الهی میکند در صورتی که ممکن است فرد مقابل هم همین دعا را بکند. ولی یک اشکالی که وجود دارد این است که فرد احساس میکند ضربهای شدید خورده که قابل جبران نیست. برای مثال میگوید میتوانی پدرم را به من برگردانی یا آسیبی که به من زدی را جبران کنی؟ و همین قابل جبران نبودن کار را سخت تر میکند. ولی یک نگاه دیگری که وجود دارد این است که خانهای که خرابشده دیگر نمیتوان همان را ساخت ولی در اینجا میشود خانه بهتری ساخت مقاوم تر و مستحکم تر ممکن است به آن خانه یک احساس و تعلقاتی وجود داشته باشد ولی برای این که بتوان یک خانه مستحکم تر ساخت باید حتماً بنای قبلی خراب شود. خداوند وقتی به انسانها چیز بهتری عطا کند آن چیزی که قبلاً به فرد داده از او میگیرد یعنی وقتی میخواهد قدرت فیزیکی بیشتری به بنده خود بدهد قدرت فیزیکی قبلیاش را میگیرد برای مثال در خرید ماشین اقساطی ما باید ماشین قدیمی قبلی خود را تحویل دهیم تا بتوانیم ماشین جدیدی را بگیریم. پس در به دست آوردن صفات اگر کسی بخواهد بخشندگی و عشق بیشتری را کسب کند عشق و بخشندگی قبلی از فرد گرفته میشود البته تا یک زمان موقت و بعد عشق و بخشندگی قویتری کسب میکند و در این حالت کسانی که به انسان ضربه و آسیب میزنند ممکن است از روی نادانی باشد و یا از روی آگاهی ولی در هر صورت آنها مأمور هستند تا صفتی را از انسان بگیرند و صفت جدیدتری به انسان داده شود. شاید خودشان هم به این مسئله آگاهی نداشته باشند و در پی قصد دیگری باشند.وقتی متوجه این قضیه مشویم و وقتی با بخشیدن چیز دیگر و جدیدتری به وجود میآید بخشیدن و گذشتن برای انسان سهل میشود. پس در نتیجه اگر اتفاقی برای ما میافتد صفت مشترکی بین خود و آن فردی که باعث این اتفاق شده وجود دارد و اگر چیزی را از دست میدهیم اگر بتوانیم از آن عبور کنیم و رهایش کنیم اتفاق جدیدی در زندگی ما رخ میدهد. این باعث میشود که قدرت بخشندگی در ما به وجود بیاید و انسانهایی که قدرت بخشندگی را دارند قطعاً علمش را هم دارند. زیرا بخشندگی اصلاً به ظرفیت فرد بستگی ندارد چون این ظرفیت دیر یا زود گنجایشش را از دست میدهد. در مورد مسئله درمان اعتیاد هم همین گونه است کسی که درمان میشود و مواد را میبخشد و رها میکند همین رها کردنش باعث میشود تا چیز بهتری به دست بیاورد یعنی سیستم طبیعی ضد افیونی بدنش ترمیم شود ولی در عوض کسی که مواد را رها نمیکند و نمیبخشد سیستم شبه افیونی بدنش را نمیتواند ترمیم کند و از آن استفاده کند. نتیجه می گریم اگر انسان حس بدی با خود به همراه داشته باشد هیچگاه نمیتواند مراحل دانایی را رد کند و همیشه در حال سکون میماند چون بارش خیلی سنگین است. در ادامه استاد امین درباره ماه رمضان صحبت کردند: کسی که روضه گرفته باشد و کسی که مواد مصرف میکند یک وجه اشتراکی دارند و آن این است که مصرفکننده وقتی سقوط آزاد داشته حس و حالش همانند فردی است که هشت تا نه ساعت روزه گرفته. روزه یک جور سقوط آزاد با حالت کمتر است کسانی که روزه میگیرند روزهای اول برایش خیلی سخت است و آرامآرام توانش بیشتر میشود حال خاصیت این امر در چیست؟ سیستم شبه افیونی بدن انسان یک دستگاه خیلی پیچیده و حیاتی است مثل هر سیستم دیگری نیاز به سرویس و تعمیر و نگهداری دارد هر دستگاه و سیستمی در طی مدت طولانی کاراییش کاسته میشود و نیاز به راهاندازی دارد در روزه هم همین گونه است یعنی یک سال وقتی سیستم شبه افیونی مدام کار میکند تولید و کاراییش کم میشود و نیاز به راهاندازی دارد و این سیستم با دو کار راهاندازی میشود یکی بیسیم و دیگری با سیم. بیسیم همان افکار و حسها و اندیشههای ماست و با سیم مواد خوراکی است که از جنس ماده است. این دو بر سیستم شبه افیونی یا سیستم ایکس ما تأثیر مستقیمی دارد در سیستم با سیم که گفته شد مربوط به خوراکی و خوردنی است روزه نام دارد که در سال یک ماه انجام میگردد شخصی که بتواند یک ماه کامل روزه بگیرد سیستم شبه افیونی در قسمت با سیم شروع به احیا و تقویت شدن میکند و راندمانش بالا میرود. سیستم بیسیم همان نماز عبادت و نیایش است که با حس و افکار و اندیشههای ما در ارتباط است برای مثال: فردی که افکارش مشوش است وقتی نماز میخواند افکار و مشغله ذهنیش کم میشود.در مسئله عبادت و روزه چیزی به عنوان مواخذه و گناه وجود ندارد یک فرصت است. یک امکانی است که اگر استفاده شود میتوانیم از سیستم شبه افیونی بدنمان به خوبی استفاده نماییم و اگر این سود و منفعت و فرصت را انسان درک کند و به آن پی ببرد هیچگاه نمیتواند ترکش کند و در روزه و عبادت زور و اجبار امکان پذیر نیست زیرا خصوصیتی که انسان را از موجودات دیگر متمایز میکند قدرت اختیار انسان است و اگر این اختیار از وی گرفته شود با آن مقابله میکند و برایش غیرقابلقبول میشود
من هم از همین جا میگم که میبخشم همه کسایی رو که خواسته یا ناخواسته به من ظلمی کردند و البته من هم از همه کسانی که خواسته یا ناخواسته بهشون بدی کردم،
و ممنون از سرکار سایه خورشید بخاطر تاپیک زیبا و عالیشون
البته سعی کردم همیشه که همون اول طرف رو ببخشم
میخوام که من رو ببخشن.
ان شاء الله
التماس دعا
دوستان سلام
بخشش خوب است، اما یادمان باشد که همه چیز را نمی شود بخشید، در بخشش هایتان استثنا کنید بعضی را.
مثلا خون به دل آقا کردن را نمی شود بخشید
سیلی به صورت حضرت مادر سلام الله علیها را نباید بخشید
و .....
این ها جدای از حق الله بودن، جدای از ظلم به همان شخص و حق الناس بودن،
ظلم به ما نیز هست و از این جهت نیز حق الناس است.
ما این حق خود را نمی بخشیم
علی علی
با این که خیلی ها بهم بدی کردند و خیلی ها دلم را شکستند
منم می بخشیم نه هرکسی را :Gig:
همه مومنین را تا زمانی که مومن اند :Kaf:
چون اگر انسان مومنین را ببخشید خود امام معصوم ضمانت کرده که جبران می کنه .
درقران هم آمده که
سلام
من از همین جا اعلام میکنم کسانی که در حق من ، ظلم معنوی و مادی کردند رو میبخشم
به امید اینکه فردای روز قیامت کسانی که در حقشون ظلم کردم منو ببخشن
من اغلب توی دعام میگفتم خدایا همه رو میبخشم تو هم منو ببخش ولی حس میکردم از صمیم قلب نیست
الان از صمیم قلب اعلام میکنم تمام کسانی رو که بهم بدی کردند رو میبخشم به امید اینکه خدا هم از گناه من بگذره
امیدوارم تمام کسانی که بهشون بدی کردم هم منو ببخشن :hamdel:
[="Navy"]
خیلی ممنون از این کار خیری که راه انداختین. اجرتون با خدا...
ببخشید اگه نظم تاپیک رو بهم می زنم، آخه نیومدم بگم که منم انقدری انسان شدم که بتونم همه رو ببخشم، اومدم بگم که ازتون یه خواهشی دارم...
برام دعا کنین یه روز تو همین نزدیکی ها بیام و اینجا اعلام کنم که منم همه رو بخشیدم از ته دلم
نه برای آرامش خودم
نه برای ثوابش
و نه برای هیچ چیز دیگه
فقط بخاطر خدا...
محتاج نفس های حق دوستان هستم.
سلام
بخشيدن ديگران
بخشيدن خودمون
بخشيدن خدا
آره
گاهي بايد خودتو ببخشي
گاهي هم بايد ديگران رو ببخشي
و هميشه اميد داشته باشي كه خدا تو رو ببخشه
ولي دقيقا بايد چه رفتارهاي ديگران رو بخشيد و چه رفتارهايي رو نه!؟
گاهي بخشيدن پلنگ تيز دندان ستمكاري است بر گوسفندان
اصلا بخشيدن يعني چي؟
يعني من تو رو بخشيدم كه فلان رفتار رو با من داشتي؟
فلان ستم رو در حق من روا داشتي؟
فلان خطا رو در مورد من مرتكب شدي؟
من تاب و عمل صالحا ثم اهتدي
من به هر کی بدی کردم ,امروز پیشیمونم و آرزوی بخشش دارم.
هر کسی که در حقم بدی کرده و امروز پشیمونه من هم می بخشمش ولی اگر پشیمون نیست, من هم نمی بخشمش!
از امام صادق علیه السلام درباره ی مکارم اخلاق سوال شد فرمودند:
گذشت از کسی که به تو ظلم کرده ، ارتباط با کسی که با تو بریده ، عطا به آنکه تو را محروم ساخته و گفتن حق اگر چه به ضرر خودت باشد.
وسائل الشیعه ج15 ص199
سلام علیکم.
از تاپیک خوبتان بسیار متشکرم.
چیزی که من میدانم و سعی کردم اجرا کنم این است:
1- بدی های دیگران را زود فراموش میکنم (سعی میکنم و حقیقتا همین می شود، یعنی در فرصتی بسیار کوتاه بدی های دیگران را فراموش میکنم) و این نکته را نیز هرگز به رویشان نمی آورم چرا که حقیقتا فراموش کرده ام... اگر آنها نیز بگویند، میگویم یادم نیست، اگر هم یادم بیاید، میگویم سر چه مسائل ساده ای نگرانی، آنکه چیزی نبود، همان موقع بخشیدم و یادم رفت.
2- خوبی های دیگران را تا انتها در در ذهنم نگه میدارم (حقیقتا در ذهنم می ماند) و بسیار بزرگ میدانم، و ابتدا از آنها و هم از خدا بخاطر خوبیشان بسیار تشکر می کنم و سعی در جبران آن می نمایم.
3- بدی های خودم به دیگران را خیلی دیر فراموش میکنم و بسیار در جهت جبران آن سعی میکنم و کار انجام میدهم هرچند جبران نشدنی میدانم، و بسیار عذرخواهی می کنم. هم از شخص، هم از خدا.
4- خوبی های خودم به دیگران را ناچیز و حقیر میدانم و زود فراموش میکنم و انتظار جبران ندارم، و منتی هم بر سر دیگران ندارم، بلکه اینگونه در نظر میگیرم که برای خدا انجام داده ام و خدا سر بنده منت دارد که آن کار خوب را طریقی فراهم کرد که بنده انجام دهم، و اجر آن را نیز برای من محفوظ داشته. گر خدا خواهد که غفاری کند، میل بنده جانب زاری کند. جالب است که هم کار خوب را خود خدا برای من جور کرد و کمکم کرد، و هم اینکه میخواهد مزد هم بدهد. این معامله پرسودی است.
البته این 4 مورد، سعی من است، در موارد بسیار موفق هستم، و در موارد بسیاری نیز نا موفق، ولی فکر میکنم اگر کامل در این 4 مورد موفق باشیم، هیچ مشکلی پیش نیاید.
اما این وسط مسئله ای هست که نباید با این 4 مورد خلط شود، و آن برائت از مشرکین و کافرین و شیطانیان است.
این 4 مورد که گفتم سهم خود شخص است در مواجهه با انسانهای مومن، مسلمان، و یا معمولی...
ولی وقتی پای مقدسات وسط باشد، با احدی کوچکترین معامله ای ندارم (فکر میکنم باید اینطور باشد)
موفق باشید.