مقصودتان این است که آنچه را در جهان خارج می بینیم موهوم بپنداریم؟
شما حاضرید همین الان اثر آتش را در سوزندگی انکار کنید و بگوئید،آتش
علت سوختن نیست،توکلت علی الله و داخل آتش شوید؟
نسبت به دو سوال اول چنین به نظر میرسد که تعریف علیت که سابق فرمودید را قبول ندارید.
فکر میکنم منظورتان این است
علت ان چیزی است که صاحب اثر باشد.
البته باز باید تکلیف خود را با این جمله نیز مشخص کنید
لاموثر فی الوجود الا الله
به هر حال من اصراری ندارم تعریف را چون شما ضیق کنم.
نسبت به دو سوال اول چنین به نظر میرسد که تعریف علیت که سابق فرمودید را قبول ندارید.
فکر میکنم منظورتان این است
علت ان چیزی است که صاحب اثر باشد.
البته باز باید تکلیف خود را با این جمله نیز مشخص کنید
لاموثر فی الوجود الا الله
سخن اخیر هیچ منافاتی با آنچه از ملا صدرا نقل کردم ندارد.
"هیچ موجودی در عالم نه در اصل وجود و نه در آثار وجودیش استقلال ذاتی ندارد گمان کنم بسیار روشن است."
اندیشه ی هر کس امام عمل اوست،اگر شما موجودات را دارای اثر ندانید،باید با اطمینان پاسخ سؤال بنده را در پست قبل بفرمائید.
سخن اخیر هیچ منافاتی با آنچه از ملا صدرا نقل کردم ندارد.
"هیچ موجودی در عالم نه در اصل وجود و نه در آثار وجودیش استقلال ذاتی ندارد گمان کنم بسیار روشن است."
اندیشه ی هر کس امام عمل اوست،اگر شما موجودات را دارای اثر ندانید،باید با اطمینان پاسخ سؤال بنده را در پست قبل بفرمائید.
من تعریف علت را ضیق نمیدانم
پس شیر آب علت چکه کردن است.
خدا علت چکه کردن است.
چون هر دو اثر گذار هستند.
سرکار حبیبه به ما بگویید بالاخره تعریف علیت ان چیزی بود که قبلا گفتید یا تغییر یافت؟
با تعریف شما، تنها خداوند علت است.
مگر اینکه تعریفتان را تعویض کنید.
من تعریف علت را ضیق نمیدانم
پس شیر آب علت چکه کردن است.
خدا علت چکه کردن است.
چون هر دو اثر گذار هستند.
سرکار حبیبه به ما بگویید بالاخره تعریف علیت ان چیزی بود که قبلا گفتید یا تغییر یافت؟
با تعریف شما، تنها خداوند علت است.
مگر اینکه تعریفتان را تعویض کنید.
پاسخ : باسلام وتشکر .
از نظر فلسفی جواب این پرسش دقت در برهان صدیقین است، یعنی برهان صدیقین همان طور که بهترین برهان برای اثبات وجود خداوند است، بهترین دلیل برای نیاز مداوم معلول به علت تامه و هستی بخش یعنی حق تعالى نیز میباشد، زیرا بر اساس آن برهان ملاک نیاز معلول به علت ربطی و تعلقی بودن وجود معلول نسبت به علت است .
به عبارت دیگر ضعف مرتبة وجود معلول سبب نیاز اوست . تا کمترین ضعف در موجودی باشد، بالضروره نیازمند به موجود عالیتری خواهد بود. بنابراین چون تمام مراتب وجود به غیر از عالیترین مرتبة آن که دارای کمال نامتناهی وبینیازی و استقلال مطلق میباشد، عین ربط و وابستگی است، و این وصف یعنی وابستگی و عین ربط بودن در حدوث و بقا همراه موجود ات امکانی و لازمة وجود آنهاست و هیچ گاه از آن جدا نمیشود،از این رو در حدوث و بقا نیازمند مبدأ تعالی است.
میان صاحبنظران این مسئله مطرح است که ملاک نیاز به علت چیست .برخی (متکلمان) معتقدند که ملاک احتیاج حدوث است.
طبق این نظریه ربط جهان با خدا مثل ربط ساختمان و بنّا است که بعد از حدوث ،نیاز آن از علت برطرف خواهد شد، ولی فلاسفه با رد این تصور ملاک نیاز به علت را امکان و یا فقر وجودی دانسته اند که همواره در حدوث و بقا همراه موجودات و جهان است.(1)
سیاه روی ز ممکن در دو عالم ** جدا هرگز نشد والله اعلم
سیاه روی جنبة امکانی و فقر وجودی است که همواره همراه با عالم و آدم است. از این رو در حدوث و بقا محتاج و فقیر بلکه عین فقر و احتیاج است.
در هر موردی اگر رابطه علی و معلولی بین دو موجود برقرار باشد ، تا زمانی که علت باشد ، معلول خواهد بود. اگر علت نباشد ، معلول نیز نخواهد بود. در مثال بنا و بنّا ، بنّا علت ساختمان نیست تا بگوئیم چرا با وجود اینکه بنّا می میرد ، ساختمان باقی است. حرکات دست بنّا باعث چیده شدن آجرها کنار هم بوده است . .قتی حرکت دست ها متوقف شد ، معلول (قرار گرفتن آجرها کنار هم) نیز تمام شد ، اما آنچه که ساختمان را حفظ می کند ، دیگر حرکات دست سازنده نیست تا بگوییم چرا با وجود تمام شدن حرکات دست و مردن سازنده ، هنوز ساختمان باقی است ، بلکه در این جا علت بقا چیزی دیگری است و آن استحکام یافتن ملاط ها و روی هم بودن آجرها است .
اگر علت های نگهدارنده از بین برود ، ساختمان نیز از بین خواهد رفت. اما خداوند نسبت به جهان مانند بنّا نیست ، بلکه طبق فلسفه اسلامی و صدرایی ، هر چیزی که در جهان وجود دارد ، در هر لحظه در حال وجود یافتن جدید است .هر وجودی نیز به علت هستی بخش که خداوند باشد ، نیاز دارد ، پس هر موجودی در هر آن و لحظه نیاز به خدا دارد.
پینوشت:
1. آموزش فلسفه، ج 2، ص 29، ص 342، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1368ش.
یعنی حضرتعالی موجودات را دارای اثر نمی دانید؟
مقصودتان این است که آنچه را در جهان خارج می بینیم موهوم بپنداریم؟
شما حاضرید همین الان اثر آتش را در سوزندگی انکار کنید و بگوئید،آتش
علت سوختن نیست،توکلت علی الله و داخل آتش شوید؟
نسبت به دو سوال اول چنین به نظر میرسد که تعریف علیت که سابق فرمودید را قبول ندارید.
فکر میکنم منظورتان این است
علت ان چیزی است که صاحب اثر باشد.
البته باز باید تکلیف خود را با این جمله نیز مشخص کنید
لاموثر فی الوجود الا الله
به هر حال من اصراری ندارم تعریف را چون شما ضیق کنم.
نسبت به سوال سوم به پست شماره 15 مراجعه کنید.
سخن اخیر هیچ منافاتی با آنچه از ملا صدرا نقل کردم ندارد.
"هیچ موجودی در عالم نه در اصل وجود و نه در آثار وجودیش استقلال ذاتی ندارد گمان کنم بسیار روشن است."
اندیشه ی هر کس امام عمل اوست،اگر شما موجودات را دارای اثر ندانید،باید با اطمینان پاسخ سؤال بنده را در پست قبل بفرمائید.
من تعریف علت را ضیق نمیدانم
پس شیر آب علت چکه کردن است.
خدا علت چکه کردن است.
چون هر دو اثر گذار هستند.
سرکار حبیبه به ما بگویید بالاخره تعریف علیت ان چیزی بود که قبلا گفتید یا تغییر یافت؟
با تعریف شما، تنها خداوند علت است.
مگر اینکه تعریفتان را تعویض کنید.
قبلا چه عرض کردم؟
معلوم شد در پدیده ها علیت وجود ندارد و تنها خداوند علت است.
بسمه الحلیم
با سلام و عرض ادب خدمت استاد صادق گرامی و استارتر محترم
از اینکه بین مباحث ارزشمند حضرات،با بحثهای فوق فاصله
و خلل ایجاد شد عذرخواهم.
http://www.askdin.com/showthread.php?t=54732
سوال :
نگاهی عمیق به علت و معلول
پاسخ :
باسلام وتشکر .
از نظر فلسفی جواب این پرسش دقت در برهان صدیقین است، یعنی برهان صدیقین همان طور که بهترین برهان برای اثبات وجود خداوند است، بهترین دلیل برای نیاز مداوم معلول به علت تامه و هستی بخش یعنی حق تعالى نیز میباشد، زیرا بر اساس آن برهان ملاک نیاز معلول به علت ربطی و تعلقی بودن وجود معلول نسبت به علت است .
به عبارت دیگر ضعف مرتبة وجود معلول سبب نیاز اوست . تا کمترین ضعف در موجودی باشد، بالضروره نیازمند به موجود عالیتری خواهد بود. بنابراین چون تمام مراتب وجود به غیر از عالیترین مرتبة آن که دارای کمال نامتناهی وبینیازی و استقلال مطلق میباشد، عین ربط و وابستگی است، و این وصف یعنی وابستگی و عین ربط بودن در حدوث و بقا همراه موجود ات امکانی و لازمة وجود آنهاست و هیچ گاه از آن جدا نمیشود،از این رو در حدوث و بقا نیازمند مبدأ تعالی است.
میان صاحبنظران این مسئله مطرح است که ملاک نیاز به علت چیست .برخی (متکلمان) معتقدند که ملاک احتیاج حدوث است.
طبق این نظریه ربط جهان با خدا مثل ربط ساختمان و بنّا است که بعد از حدوث ،نیاز آن از علت برطرف خواهد شد، ولی فلاسفه با رد این تصور ملاک نیاز به علت را امکان و یا فقر وجودی دانسته اند که همواره در حدوث و بقا همراه موجودات و جهان است.(1)
سیاه روی ز ممکن در دو عالم ** جدا هرگز نشد والله اعلم
سیاه روی جنبة امکانی و فقر وجودی است که همواره همراه با عالم و آدم است. از این رو در حدوث و بقا محتاج و فقیر بلکه عین فقر و احتیاج است.
در هر موردی اگر رابطه علی و معلولی بین دو موجود برقرار باشد ، تا زمانی که علت باشد ، معلول خواهد بود. اگر علت نباشد ، معلول نیز نخواهد بود. در مثال بنا و بنّا ، بنّا علت ساختمان نیست تا بگوئیم چرا با وجود اینکه بنّا می میرد ، ساختمان باقی است. حرکات دست بنّا باعث چیده شدن آجرها کنار هم بوده است . .قتی حرکت دست ها متوقف شد ، معلول (قرار گرفتن آجرها کنار هم) نیز تمام شد ، اما آنچه که ساختمان را حفظ می کند ، دیگر حرکات دست سازنده نیست تا بگوییم چرا با وجود تمام شدن حرکات دست و مردن سازنده ، هنوز ساختمان باقی است ، بلکه در این جا علت بقا چیزی دیگری است و آن استحکام یافتن ملاط ها و روی هم بودن آجرها است .
اگر علت های نگهدارنده از بین برود ، ساختمان نیز از بین خواهد رفت. اما خداوند نسبت به جهان مانند بنّا نیست ، بلکه طبق فلسفه اسلامی و صدرایی ، هر چیزی که در جهان وجود دارد ، در هر لحظه در حال وجود یافتن جدید است .هر وجودی نیز به علت هستی بخش که خداوند باشد ، نیاز دارد ، پس هر موجودی در هر آن و لحظه نیاز به خدا دارد.
پینوشت:
1. آموزش فلسفه، ج 2، ص 29، ص 342، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1368ش.