◆ اسلام و تجدد ◆ «مجموعه آثار غرب شناسي» ===== (دانلود كتاب)
تبهای اولیه
مقدّمه کتاب:
غرب عالَم، در قرون پانزده و شانزده ميلادي، آبستن رخدادها و دگرگونيهاي نظري و فلسفي شد كه مولود آن، مذهب و تمدني ويژه و از جهاتي متفاوت با همه مذاهب و تمدنهايي بود كه تاريخ بشريت نشان ميداد. آن مذهب و تمدن ـ كه اكنون موسوم به تجدد و تمدن جديد است ـ بيش از يك قرن است كه بسط و نفوذي عالمگير يافته و هيچ مذهب و جامعهاي از تأثير آن بركنار نمانده است. جامعه اسلامي و شيعي ما نيز از اين بسط و نفوذ، در امان نبوده و علاوه بر پذيرش مظاهر گوناگون تمدن غرب، پذيراي بسياري از انگارهها و آموزههاي تجدّد نيز بوده است.
اكنون بحث معارضه «سنت» و «مدرنيسم» يا «اسلام» و «تجدّد» به عنوان جديترين مبحث محافل روشنفكري ديني مطرح است كه پيوسته مُنتج به تراشيدن از پيكره اسلام، و انبساط و انعطاف دين به نفع «تجدّد» و «مدرنيته» ميشود و اين در حالي است كه مدافعان سنتي و اصولگراي اسلامي با پاي فشردن بر تفاهم فيالجمله اسلام و تجدد، و مطلوبيّت و مشروعيّت اوّلي و ذاتي.[1] وجوهي از تمدن جديد، عرصه را براي روشنفكران مزبور هموار كردهاند.
از آغاز ارتباط و تعامل ما با غرب، عمدتاً دو ديدگاه درباره نسبت جامعه ما با «تجدّد»، مطرح بوده است. يكي غربي شدن بدون قيد و شرط كه از سوي روشنفكراني چون تقيزاده اعلام شد[1]، و ديگري ديدگاه «تفصيل و تفكيك» بين وجه مادّي و مكانيكي تجدّد با وجه فرهنگي و معنوي آن؛ بدين معني كه اَخذ وجه مادّي و ابزارها و ساختارهاي معيشتي تمدن غرب را مفيد و بلكه لازم ميداند اما وجه اعتقادي، فرهنگي و اخلاقي آن را مردود ميشمارد. اين ديدگاه با مرحوم سيدجمالالدين اسدآبادي، آغاز و تا به امروز همچنان از سوي عموم متفكران و انديشمندان مسلمان، بر آن پاي فشرده ميشود. ديدگاهي كه نميپذيرد تجدّد و تمدن غرب را به عنوان يك مجموعه مرتبط و كليّتي با روح واحد، مورد مطالعه و بررسي قرار دهد.[2]
اما علاوه بر دو ديدگاه ياد شده، تلقي ديگري از تمدن جديد وجود دارد كه در مقام تحليل نظري، قائل به تفكيك و تجزيه تمدن جديد نيست و آن را كليتي با روح و جان واحد ميبيند، و تخطئه وجوهي و تصويب وجوهي ديگر از تجدّد را، غيرواقعي و اشتباه ميداند. اين ديدگاه، نسبت بين «اسلام» و «تجدّد» را تعارض به نحو كلي و ماهوي ميبيند و صرف تشابه جزيي در پارهاي از امور را، دليل وحدت و حتي تفاهم نسبي بين اين دو نميداند.
نگارنده اين دفتر، در پي دفاع از ديدگاه اخير و نقد نظريه غالب، با استناد به كتاب و سنت است و چكيده مدعايش اين كه:
تجدد و تمدن جديد با همه ابعاد و رهآوردهايش، محصول خودبنيادي بشر غربي و انحراف تمام عيار او از آموزههاي وحياني است و با فرض حضور حاكميت دين ـ به معناي جامع و حقيقي آن ـ هرگز تمدني از نوع تمدن جديد، ظهور نخواهد كرد. به بيان روشنتر، اگر حاكميت اسلامي با حضور معصوم عليهم السلام و بسط يد او، تحقق و تداوم پيدا ميكرد و حاكم اسلامي، در مقام تمدنسازي برميآمد، محصول آن، تمدني از نوع تمدن جديد و مشابه آن نبود، همانگونه كه با ظهور حضرت بقيةالله الاعظم(عج) و استقرار حاكميت صالحان، نشاني از اين نوع تمدن نخواهد بود.
نگارنده بر اين باور است كه تنها راه نجات از هيمنه و سيطره روزافزون غرب ـ حداقل در مقام نظر و اعتقاد ـ ، رسيدن به چنين ديدگاهي است، و پافشاري بر ديدگاه «تفصيل و تفكيك»، روز به روز بر انفعال و خودباختگي در برابر غرب ميافزايد و آخرين مقاومتهاي سياسي و فرهنگي جامعه را درهم ميشكند. پذيرش نظريه نفي كلي تجدّد و تمدن جديد، اگرچه در مقام عمل ـ به دليل اضطرارهاي ايجاد شده و عدم گريز از اَخذ وجوهي از تمدن جديد ـ دستاوردهاي نسبي و محدودي خواهد داشت، اما در مقام نظر و اعتقاد، ميتواند نجاتبخش باشد و افراد را از خطر ارتداد كه فتنه و بليهاي عام در آخرالزمان است، برهاند.
ديدگاه مطرح شده در اين اوراق، برخلاف عادت رايج فكري و در تضاد با مشهورات و مسلّمات فراواني است كه در يك قرن اخير، از سوي همگان ـ جز افرادي قليل ـ تلقي به قبول شده است؛ بر همين اساس، بروز واكنشهاي بعضاً تند با چاشني انگهايي چون ارتجاع و تحجّر، بعيد نمينمايد؛ اما اين انتظار وجود دارد كه قبل از مطالعه كتاب، در قضاوت شتاب ورزيده نشود.
نگارنده آماده پاسخگويي به پرسشها و پذيرش انتقادها براي تصحيح خطاها و لغزشهايش است كه در اين صورت، وامدار منتقدان و متذكران ارجمند، خواهد بود.
والحمد للّه رب العالمين
مهدي نصيري
پينوشتها:
[1]ـ سيدحسن تقيزاده به نمايندگي جمعي از روشنفكران ايراني، ديدگاه خود را درباره تجدّد، در شماره اول دوره دوم نشريه كاوه (22 ژانويه 1920) چنين اعلام داشت: «قبول و ترويج بلاشرط و قيد تمدن اروپا و تسليم مطلق شدن به اروپا، و اَخذ آداب و رسوم و تربيت و علوم و صنايع و زندگي و كل اوضاع فرنگستان را بدون هيچ استثنا (جز زبان)، و كنار گذاشتن هر نوع خودپسندي و ايرادات بيمعني كه از معني غلط وطنپرستي ناشي ميشود و آن را وطنپرستي كاذب ميتوان خواند»[2]
[2]- به عنوان نمونه، دهخدا خطاب به غربيها مينويسد: «تمدن را ما دو قسمت ميكنيم: يكي تمدن معنوي و روحي و يكي تمدن مكانيكي. از قسمت اول، شما بهرهور نيستيد و هيچ مددي هم به آن نكردهايد، بلكه براي اختلاط و امتزاجي كه با اقوام وحشي و آدمخوار در خون و اخلاق پيدا كردهايد، هرچه ممكن بوده سير تمدن را كندتر كرديد. دير يا زود او را مغرب بايد از مشرق اقتباس كند. اما در تمدن مكانيكي، كسي دست ما را نبسته است، مشغوليم و خيلي هم به سرعت.»[3]
[1] - در مشروعيّت اضطراري و ثانوي وجوهي از تمدن جديد، بحثي نداريم و در خلال مباحث كتاب بدان خواهيم پرداخت.
[2]- ايرانيان و انديشه تجدّد، ص 109
[3]- همان، ص
کتاب بسیار جالبی ست که باید بدور از تعصب و مشهور زدگی!(منظورم جمود فکر در دایره مشهورات زمانه است!) مطالعه شود.
البته ایرادی به این کتاب وارد است و آن استناد یا استفاده از بعضی از احادیث اهل سنت است که در منابع شیعی وجود ندارد ـ حتی مضمونش ـ و می دانیم اینگونه احادیث برای ما حجیت ندارد چون حداقل اینکه اطمینان به صدورش از معصوم نداریم!
کتاب بسیار جالبی ست که باید بدور از تعصب و مشهور زدگی!(منظورم جمود فکر در دایره مشهورات زمانه است!) مطالعه شود.
سلام علیکم
جناب سفیر شما هم این کتاب را بدون تعصب و مجانی خوانده اید ؟
این کپی ای از تمام صفحات کتاب به همراه پاورقی مطالب است/
سرکار آذربانو با سپاس از زحمت شما .
قیمت این کتاب 4000 تومان است و استفاده رایگان لزوما باید حرام بوده باشد مگر با رضایت نویسنده و مرکز نشرش ( انتشارات صبح ) .
(مجموعه آثار غرب شناسي)
یاحق
قیمت این کتاب 4000 تومان است و استفاده رایگان لزوما باید حرام بوده باشد مگر با رضایت نویسنده و مرکز نشرش ( انتشارات صبح ) .
:Gig::Gig::Gig:
آره؟! من گرفتمش اما الان عذاب وجدان گرفتم! :Ghamgin:
سرکار آذربانو با سپاس از زحمت شما .قیمت این کتاب 4000 تومان است و استفاده رایگان لزوما باید حرام بوده باشد مگر با رضایت نویسنده و مرکز نشرش (انتشارات صبح).
با سلام و احترام
خيلي عذر ميخوام منبعي رو كه قرار دادم مشاهده كردين؟!
منبع :
وبلاگ مهدي نصيري(البته بنده منبع رو به صورت بالا گذاشته بودم يكي از مديران محترم به اين صورت (http://nasiri1342.blogfa.com/post-32.aspx) تغيير دادند!
در مورد مركز انتشارات هم در توضيحات وبلاگ شون اشاره شده:
مدیریت مسئول انتشارات کتاب صبح که عمدتا به انتشار آثاری در زمینه غرب شناسی میپردازد نیز با مهدی نصیری است.
آره؟! من گرفتمش اما الان عذاب وجدان گرفتم!
سلام راحيل عزيز
خيال تون راحت باشه جناب مهدي نصيري تمام كتاب هاشون (حتي فصلنامه ي سمات) رو جهت دانلود و استفاده عمومي در فضاي اينترنت گذاشتند.
موفق باشيد.
البته ایرادی به این کتاب وارد است و آن استناد یا استفاده از بعضی از احادیث اهل سنت است که در منابع شیعی وجود ندارد ـ حتی مضمونش ـ و می دانیم اینگونه احادیث برای ما حجیت ندارد چون حداقل اینکه اطمینان به صدورش از معصوم نداریم!
با سلام و احترام
از تذكري كه اشاره فرمودين بسيار متشكرم.
جناب مهدي نصيري تمام كتاب هاشون (حتي فصلنامه ي سمات) رو جهت دانلود و استفاده عمومي در فضاي اينترنت گذاشتند.
بله و این هم سایت مجله سمات:
www.sematmag.com