عرفان مولانا

هدف از خلقت ما چيست؟

انجمن: 

با سلام و طلب خير براي همه دوستان.
آيا خلقت انسان هدفي رو دنبال ميكند يا فقط بايد در دنياي مادي خودش انگلي زندگي كند .و نبايد به حقيقت وجودي خودش پي ببره !؟

آنان که انکار مقامات عارفان و منازل سالکان کنند

ای زده بر بیخودان تو ذوالفقار

بر تن خود میزنی ای جان گوش دار


گوشه ای از نامه اخلاقی عرفانی امام به فاطمه طباطبایی


دخترم! سعى کن اگر اهلش نیستى و نشدى، انکار مقامات عارفین و صالحین را نکنى و معاندت با آنان را از وظایف دینى نشمرى، بسیارى از آنچه آنان گفته ‏اند در قرآن کریم به طور رمز و سربسته، و در ادعیه و مناجاتِ اهل عصمت بازتر، آمده است و چون ما جاهلان از آنها محرومیم با آن به معارضه برخاستیم.

گویند صدر المتألّهین دید در جوار حضرت معصومه- سلام اللَّه علیها- شخصى او را لعن مى‏کند، پرسید: چرا صدر را لعن مى‏ کنى؟ جواب داد: او قائل به وحدت واجب الوجود است، گفت: پس او را لعن کن!
این امر اگر قصه هم باشد حکایت از یک واقعیت دارد. واقعیت دردناکى که من خود قصه‏ هایى را دیده یا شنیده‏ام که در زمان ما بوده است.

من نمى‏ خواهم تطهیر مدعیان را بکنم که: «اى بسا خرقه که مستوجب آتش باشد».
مى‏ خواهم اصل معنى و معنویت را انکار نکنى، همان معنویتى که کتاب و سنّت نیز از آن یاد کرده ‏اند و مخالفان آن یا آنها را نادیده گرفته و یا به توجیه عامیانه پرداخته‏ اند. و من به تو توصیه مى‏ کنم که اول قدم، بیرون آمدن از حجاب ضخیم انکار است که مانع هر رشد و هر قدم مثبت است. این قدمْ کمال نیست، لکن راهگشاى به سوى کمال است چنانچه «یقظه» را که در منازل سالکان اول منزل محسوب شده است از منازل نتوان شمرد،بلکه مقدمه و راهگشاى منازل سالکین است. در هر صورت با روح انکار نتوان راهى به سوى معرفت یافت.

آنان که انکار مقامات عارفان و منازل سالکان کنند، چون خودخواه و خودپسند هستند هر چه را ندانستند حمل به جهل خود نکنند و انکار آن کنند تا به خودخواهى و خودبینى‏ شان خدشه وارد نشود «مادر بُتها بُتِ نفس شماست» تا این بت بزرگ و شیطان قوى از میان برداشته نشود راهى به سوى او- جلّ و علا- نیست، و هیهات که این بت شکسته و این شیطان رام گردد. از معصوم نقل شده که: شَیْطانى‏ آمَنَ بِیَدى‏ از این نقل معلوم شود که هر کس را هر چه بزرگ مرتبت باشد شیطانى است و اولیاى خدا موفق شده‏ اند به مهار کردن بلکه مؤمن نمودن آن.

لینک منبع نامه عرفانی امام


به کسانی که از خدا نترسیدند و داستان ساختگی و دروغین آیت الله بروجردی و مثنوی مولوی و.... را نقل کردند توصیه میکنم به لینک منبع این نامه مراجعه نکنند و آن نامه را کامل نخوانند!!!
وگرنه از حیرت اینکه نامه شاگرد آیت الله بروجردی با اشعار مولانا جلال الدین بلخی عجین شده، دهانشان وا ماند و در خود فرو روند!

خدایا از این جماعت معاند عاشقانت که تا آنجا پیش رفتند که کور دلی در وبلاگش به علامه ذوالفنون حسن زاده آملی توهین کرد فقط و فقط بخاطر اینکه اشعار مولانا را حفظ است و در سخنانش میخواند!

بتو پناه میبرم و با وجود همه کج فهمی ها و عنادشان، برای آنها، طلب هدایت و فهم و درک صحیح میکنم!


یا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ