آیا عجله کار شیطان است؟
تبهای اولیه
ما یک ضرب المثل داریم که میگه عجله کار شیطونه.
آیا این ضرب المثل ریشه مذهبی داره و واقعا عجله کار شیطان است؟ حدیثی آیه ای چیزی در این مورد گفته شده یا این حرف خرافات است؟
[h=2]مفهوم شناسی عجله
[/h] عجله به معنای سرعت و مخالف کُندی است[1]، و نیز به معنای خواستن و قصد چیزی قبل از مدّتش، که از مقتضیات میل و شهوت است (شتاب زدگی) همچنین گفته شده،اسْتِعْجَالًا [عجل] هُ؛ یعنی به او تأکید کرد تا در کار شتاب کند، بر او سبقت و پیشی گرفت.[2]
[h=2]اهمیت و جایگاه عجله در دین و عقل[/h] دین و عقل بر زشتی، زیان باری و محکومیت عجله نابجا، و مفید بودن عجله به موقع اتفاق نظر دارند و به نکاتی پیرامون آنها پرداختهاند. که در دو بخش کلی به آن میپردازیم.
جایگاه عجله در دین آیات و روایات زیادی پیرامون عجله و شتاب در کارها وجود دارد که خود نشان دهنده اهمیت این مسئله است.
برای نمونه به دو حدیث اشاره میکنیم:
1. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: پنج چیز را پیش از پنج چیز غنیمت بشمار، جوانیات را قبل از پیری، سلامتت را قبل از بیماری، ثروتت را قبل از تهی دستی، فرصتها را قبل از گرفتاری، زندگانیات را قبل از مرگ.[3]
2. امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمود: فرصتها مانند گذشتن ابرها از دست خواهند رفت.[4]
منشاء و فلسفه عجله راغب اصفهانی، منشأ شتابزدگی را هوا و هوس دانسته و همین موضوع را دلیلی بر منع آن در قرآن ارزیابی کرده است.[5]
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) منشأ تأنّی و عجله را چنین بیان میکند: درنگ، کاری خدایی و شتاب، کاری شیطانی است.[6]
امیرمؤمنان(علیه السلام) نیز، شتابزدگی را برخاسته از حماقت دانسته، میفرمایند: شتاب پیش از امکان (انجام کار) از ابلهی است.[7]
[h=2]عجلههای پسندیده[/h] عجله پسندیده آن است که انسان پس از فراهم شدن مقدمات و شرایط لازم در کارهای پسندیده، فرصت را از دست نداده و به انجام کار بپردازد؛ از این رو استفاده از فرصت در کارهای خوب مورد سفارش پیشوایان دین قرار گرفته است.
عجله به سوی امور خیر دین اسلام، دین خوبی و نیکی است، لذا سفارش به تعجیل در انجام کارهای خیر در آن بسیار دیده میشود.
3. امیر مؤمنان (علیه السلام): تأنّی و درنگ ستوده است در هر چیزی، مگر در کارهای نیک.[8]
4. امام باقر (علیه السلام): وقتی در صدد کار نیکی بر می آیی بی درنگ به آن اقدام کن؛ زیرا نمیدانی که بعدها چه پیش خواهد آمد.[9]
5. امام صادق (علیه السلام): هر که آهنگ خیری کند، باید در آن شتاب کرده و به تأخیرش نیندازد؛ زیرا بنده گاهی عملی نیک انجام داده که خداوند در پاسخ آن میفرمایند: ترا آمرزیدم و لغزشهای بعدی تو را نیز نادیده خواهم گرفت.[10]
[h=2]عجلههای مذموم [/h]
عجله مذموم و شتابزدگی به عنوان یک خوی ناپسند است که در رفتار انسان به صورتهای گوناگون آشکار می شود، به این معنا که انسان پیش از فراهم شدن مقدمات انجام کار، اقدام به آن کند، کاری که نتیجه آن چیزی جز شکست یا انجام ناقص نخواهد بود؛ این بدان می ماند که انسان میوه را پیش از رسیدن و قابل استفاده شدن از درخت بچیند. کاری که نتیجهاش ضایع شدن میوه یا کم شدن فایده آن است، یا این که قبل از آمادگی زمین، بذر افشانی کند که نتیجهاش نابودی بذر یا کاهش محصول خواهد بود.
امام علی (علیه السلام) میفرماید: کسی که میوه را پیش از رسیدن بچیند، همچون کسی است که بذر خود را در زمین نامناسبی (مانند شورهزار) بپاشد، (چنین شخصی نیرو و سرمایه خود را تلف کرده و نتیجهای عایدش نمیشود).[11]
[h=2]آثار و عواقب عجله مذموم [/h] خصلتهای شیطانی به طور قطع، مفسده انگیز و زیان آفریناند و هر یک از آنها علاوه بر این که خود، زشت و نکوهیدهاند، پیامدهای ناهنجاری را نیز سبب میشوند، که بر زشتی آنها میافزاید، در همین راستا به برخی از آثار عجله، که در کلمات کوتاه امیرمؤمنان علی (علیه السلام) آمده است اشاره میکنیم:
1. پشیمانی: «إِیاک وَ الْعَجَلَ فَإِنَّهُ عُنْوَانُ الْفَوْتِ وَ النَّدَم»؛ از شتابزدگی بپرهیز که سرآغاز از دست رفتن (فرصت) و پشیمانی است.[12]
کارهایی که بدون تدبّر و فکر و اندیشه، شروع شود، به طور معمول به شکست و بد فرجامی می انجامد و پشیمانی به بار می آورد، چنان که به همین دلیل، انسان فرصتهای طلایی و امکان انجام دوباره کار را نیز از دست میدهد.
2. ناکامی: «قَلَّ مَا تَنْجَحُ حِیلَةُ الْعَجُولِ»؛ بسیار کم اتفاق میافتد که تدبیر شتابگر، به پیروزی برسد.[13] تعجیل و شتابزدگی، سبب میشود که آدمی، همه جوانب کار را نسنجد و از این طریق، برخی از اسباب موفقیت را از دست میدهد و در نتیجه به پیروزی مورد نظر دست نمییابد و ناکام میماند.
3. لغزش و هلاکت: ”کَثْرَةُ الْعَجَلِ یزِلُّ”؛ شتابزدگی زیاد، انسان را میلغزاند.[14] و ”قَلَّ مَنْ عَجِلَ إِلَّا هَلَک”؛ کمتر کسی است که شتاب زده باشد و دچار هلاکت نشود.[15] بی تدبیری و شتاب، در بسیاری از امور سبب میشود که شتابگر، برخی از موانع و لغزش گاهها را مشاهده نکند و هنگام عمل، گرفتار آنها شود و در نتیجه بلغزد یا به هلاکت افتد.
4. غم و اندوه: «الْعَجَلُ قَبْلَ الْإِمْکَانِ یوجِبُ الْغُصَّة»، شتابزدگی پیش از امکان (کار) سبب اندوه میگردد.[16] شادابی و نشاط از ضروریات زندگی آدمی است و با غم و غصه بی مورد نمیتوان به مقصود خود رسید و نباید آدمی با دست خود شادی و نشاط زندگی را به اندوه تبدیل کند.
امام علی (علیه السلام) پیامدهای دیگری برای عجله ذکر میکنند؛ به جهت اختصار از ذکر آن خودداری کرده و مطالعه سر فصلی در همین زمینه که در کتاب ”غرر الحکم” موجود است پیشنهاد میشود. در این به اره، امام صادق (علیه السلام) نیز میفرماید: هر که در وقت نامناسب به کاری اقدام ورزد، تمام شدن آن نیز نابهنگام خواهد بود.[17]
[h=2]راههای درمان عجله منفی [/h] نقطه مقابل عجله، ”تثبت” و ”تأّنی” یعنی درنگ کردن، و با تفکر و تأمل و بررسی همه جوانب کاری انجام دادن است. توجه به پیامدهای زیان بار عجله سبب میشود که ما از این صفت دوری کنیم و آرامش و وقار که نقطه مقابل آن است را سر لوحه زندگیمان قرار دهیم. در حدیثی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است: مردم را عجله هلاک میکند، اگر مردم با تأمل بیشتری کارها را انجام میدادند کسی هلاک نمیشد.[18] از این روایت استفاده میشود که بیشترین ضرر و زیانهایی که متوجه انسانها میشود، در اثر عجله است.
راه علاج شتابزدگی آن است که ضررهایی که بدان اشاره شد را به یاد آورده و آن گاه ارزش و نیکویی نقطه مقابل آن یعنی وقار و آرامش را که از ویژگیهای پیامبران و نیکان است به خاطر آورد، پس تصمیم بگیرد که کاری را جز با تأمّل و اندیشه انجام نداده و بردباری را در هیچ وضعیتی از دست ندهد. بعد از آن که شخصی با زحمت و تلاش، مدّتی را به این شیوه عمل کرد، وقار و آرامش، عادت او شده و از عجول بودن دور خواهد شد.
پی نوشت ها :
[1]. ابن منظور محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 11، ص 425، دار صادر، چاپ سوم، بیروت، 1414 ق.
[2]. مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی، ص 60.
[3]. طوسی، محمد بن حسن، الأمالی، ص 525، انتشارات دار الثقافة، قم، 1414 ق.
[4]. آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ص 473، انتشارات دفترتبلیغات اسلامی، قم، 1366ش.
[5]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص 548، الدار الشامیة، بیروت، 1412 ق.
[6]. طبرسی، علی بن حسن، مشکاة الأنوار، ج 1، ص 334، کتابخانه حیدریه، نجف، 1385 ق.
[7]. آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ص 266، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1366ش.
[8]. آمدی، عبدالواحد، غررالحکم، ص473، انتشارات دفترتبلیغات اسلامی، قم، 1366ش.
[9]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 2، ص 142، ح 3، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 ش.
[10]. همان، ح 6.
[11]. نهج البلاغة، ص52، خ 5، انتشارات دار الهجرة، قم، بی تا.
[12]. آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ص 267، انتشارات دفترتبلیغات اسلامی، قم، 1366ش.
[13]. همان.
[14]. همان.
[15]. همان.
[16]. همان.
[17]. صدوق، محمد بن علی، الخصال، ج1، ص 100، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1403 ق.
[18]. برقی، احمد بن محمد، المحاسن، ص 215، دار الکتب الاسلامیة، قم، 1371 ق.
ما یک ضرب المثل داریم که میگه عجله کار شیطونه.آیا این ضرب المثل ریشه مذهبی داره و واقعا عجله کار شیطان است؟ حدیثی آیه ای چیزی در این مورد گفته شده یا این حرف خرافات است؟
[=Traditional Arabic]
امام باقر علیه السلام از رسول الله -صلی الله علیه و آله- نقل فرمود:
اَلْأَنَاةُ
مِنَ اَللَّهِ وَ اَلْعَجَلَةُمِنَ[=Traditional Arabic]اَلشَّيْطَانِتانی از خداوند و شتاب از شیطان است
وسائل الشیعه؛ ابواب صفات قاضی
[=Traditional Arabic][="Navy"] آیا این ضرب المثل ریشه مذهبی داره و واقعا عجله کار شیطان است؟ حدیثی آیه ای چیزی در این مورد گفته شده یا این حرف خرافات است؟ما یک ضرب المثل داریم که میگه عجله کار شیطونه.
عبارت [HL]"العجلة من الشیطان"[/HL] از طریق خاصه و عامه نقل شده است:
منابع شیعه:
المحاسن، ج1، ص: 215
الغارات (ط - القديمة)، ج1، ص: 179
تحف العقول، النص، ص: 43
مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، النص، ص: 334
وسائل الشيعة، ج27، ص: 169
هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، ج-1، ص: 36
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج68، ص: 340
نهج الفصاحة ، ص: 368
منابع اهل سنت:
سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها،ج4،ص:404،ح1795
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج6، ص: 83
المدخل إلى السنن الكبرى،ج1،ص:438
المعجم الكبير،ج6،ص:122
سنن الترمذى،ج3،ص435،ح2012
مسند أبي يعلى،ج7،ص:247
مكارم الأخلاق ومعاليها ومحمود طرائقها،ج1،ص:228
شعب الإيمان،ج6،ص:211
و السلام علي من اتبع الهدي[/]
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) منشأ تأنّی و عجله را چنین بیان میکند: درنگ، کاری خدایی و شتاب، کاری شیطانی است.
طبرسی، علی بن حسن، مشکاة الأنوار، ج 1، ص 334، کتابخانه حیدریه، نجف، 1385 ق.
عجله درخیر دربین روایات آمد که مطلوب است .درضمن این دعا است برای تعجیل در ظهور امام زمان (عج) که سرآغاز خوبیها است.
عجله یک اسیب اخلاقی است . مانع موفقیت و کمترین این کار مانع درک درستی میشود
قرآن میگه : انسان همیشه عجول بوده
به کار بردن جمله ی «عجله كار شیطان است» همه جا درست نیست، زیرا در كارهاى خیر به ما سفارش كرده اند كه عجله كنید، از جمله:
1 ـ سعى كنید جوانان و بخصوص دختران را خیلى زود به ازدواج در بیاورید.
2 ـ در سلام دادن به دیگران پیش دستى كنید.
3 ـ تا دیگران افكار انحرافى خودشان را به نسل شما تزریق نكردهاند، شما پیش دستى كنید و به تعلیم صحیح فرزندانتان مبادرت ورزید.
4 ـ در رفتن به مسجد و اقامهى نماز عجله كنید.
5 ـ در آشتى دادن میان كسانى كه با هم قهر و دشمنى دارند، عجله كنید.
6. در پذیرایى از مهمان عجله كنید.
7. در پرداخت زكات بهتر است همان روز برداشت، حق محرومان داده شود.
«و السابقون الاولون من المهاجرین و الانصار»
درقرآن کریم در مورد كارهاى خیر دستور سبقت و مسابقه میدهد. «فاستبقوا الخیرات» (بقره، 148)كسانى را كه در انجام كارهاى خیر از یكدیگر سرعت مىگیرند، ستایش كرده است. «یسارعون فى الخیرات» (انعام، 90)
رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله و سلّم :
إنَّ اللّهَ يُحِبُّ مِنَ الخَيرِ ما يُعَجَّلُ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم :
خداوند كار خيرى را كه با شتاب صورت گيرد ، دوست دارد .
الكافي : 2 / 142 / 4 منتخب ميزان الحكمة : 358
[="Navy"]سلام
العجلة من الشيطان الّا في خمس: إطعام الطعام اذا حضر ضيف و تجهيز الميّت اذا مات و تزويج البكر اذا أدركت و قضاء الدين اذا وجب و التوبة من الذنب اذا أذنب
سفينة البحار، ج5، ص: 180[/]
با سلام
استاد جوادي آملي در ذيل آيه «و لا يحزنک الّذين يسارعون في الکفر» (176 آل عمران) مطلب جالبي دارند که به استحضار ميرسد:
سرعت و عجله ميتوانند ممدوح يا مذموم باشند. سرعت در خير مانند «شرح صدر» است:
شرح صدر درباره ايمان، ممدوح است: «فمن يُرِدِ اللهُ أن يهديَه يشرح صدرَهُ للإسلام»
و درباره کفر، مذموم است: «ولکن مَن شَرَحَ بالکفر صدراً فعليهم غضب مِن الله»
عجله نيز هم در کار خير استعمال ميشود و هم در کار شر، بنابراين عجله همواره مذموم نيست.
عجله در خير مانند آنچه درباره وعده الهي مطرح است: «وعَدَکُم اللهُ مَغانمَ کثيرةً تأخذونها فعجّلَ لکم هذه» (فتح: 20)
عجلهي حضرت موسی(ع) که قبل از قوم خود به طرف ميقات خدا حرکت کرد: «وما أعجلک عن قومک يا موسی» (طه: 83)
و عجلهي آن حضرت براي جلب رضايت الهي: «و عجِلتُ إليک ربِّ لترضی» (طه: 84)
و عجلهي در شر مانند آنچه درباره وعيد خدا براي چشيدن عذاب طرح ميشود: «ويستعجلونک بالعذاب و لن يخلف الله وعده»
در آيه شريفه «ولو يعجّل الله للنّاس الشرّ استعجالَهم بالخير لقُضي إليهم أجلُهم» هر دو گونه عجله آمده است.
العجلة من الشيطان الّا في خمس:...
با سلام. اين جمله جزو احاديث نيست بلکه يکي از سخنان حکمت آميز از «حاتم اصم» است.
در قرآن با دو واژه از مردم خواسته شده است تا در کارهای نیک و پسندیده مشارکت فعال و سازنده داشته باشند. این دو واژه عبارتند از "سبقت" و "سرعت". بازشناسی مفهوم این واژگان در تبیین صحیح مشارکت نقش ویژهای را ایفا خواهد نمود.
"سبقت" در لغت به معنای پیشی گرفتن در راه، کار، فکر و علم است[1] و "سرعت" عبارت است از شتاب داشتن؛ این معنی هم در اجسام کاربرد دارد و هم در کارها.[2] نقطه مقابل آن، واژهی " بُطء" به معنای کندی است.
سبقت در کار خیر و سرعت داشتن در آن، از صفات پسندیده به حساب میآیند اما عجله در کارها چه کار خوب باشد و چه بد، از صفات نکوهیده و ناپسند است. دلیل آن هم نکتهی لطیفی است که در معنای عجله نهفته است. راغب میگوید: «مقصود از عجله، خواستن چیزی است که هنوز موعدش فرا نرسیده است.»[3]
تفاوت "سرعت" و "سبقت" در کارها
سرعت به معنای شتاب است. در این جا سخن از این است که بیتوجه به دیگران هر کسی خود میبایست در کارهای نیک و خیر شتاب ورزد و تأنّی و مکث و درنگ نکند. وقتی گفته میشود که در کاری باید شتاب داشت، توجه به خود فرد و عملکرد او نسبت به کاری است که باید انجام دهد و در حقیقت سرعت در کار، در حوزهی فردی مطرح میشود.
در مسابقه و پیشیگرفتن چنان که از خود واژه ظاهر است، نوعی نسبت در آن نهفته است. از این رو ارتباط نزدیکی با مسایل اجتماعی پیدا میکند. به این معنا که هر کسی میبایست خود را با دیگری مقایسه کرده و بسنجد و در کارهای نیک و پسندیده بکوشد تا از دیگری سبقت گیرد. به دیگر سخن اگر دو تن میتوانند کاری نیک و خیر انجام دهند، هریک میبایست تلاش کند که زودتر از دیگری به آن اقدام کند.[4]
آیات مربوط به سبقت در کارهای نیک
کسانی که برای رسیدن به قُرب خداوند لحظه شماری میکنند؛ کسانی که ایمان به روز واپسین دارند و معتقدند که بازگشت همه به سوی خداست و بلاخره کسانی که لحظههای غفلت و کوتاهی برای جلب رضایت معبود را جایز نمیشمارند و آن را عقب ماندن از غافلهی مشتاقان معبود میدانند، همواره خواهان پیشگام بودن در این مسیر هستند.[5]
به همین دلیل است که فرشتگان،[6] پیامبران[7] و بندگان صالح خدا[8] در قرآن به این ویژگی ستوده شدهاند که در کارهای نیک از پیشیگیرندگانند.
به جز گروه نخست که همواره جویای پیشگامی در این مسیر میباشند، خداوند دیگر بندگان و ایمانآورندگان را نیز تشویق به سبقت در کارهای خیر میکند:
سفارش قرآن به ایمانآورندگان این است که بهجای بحث و گفت و گو در مورد چیزهایی که ثمرات چندانی دربر ندارد، توجه خود را معطوف به کارهای خوب کنند و سعی کنند که در آن کارها از یکدیگر سبقت گیرند:
سیرهی پیشوایان(ع) در پیشگامی
روش و سیرهی پیامبر و پیشوایان دین(ع) اینگونه نبود که تنها دستورات و پیامهای الهی را به مردم برسانند؛ بلکه نخست خود به آنها عمل میکردند و سپس به دیگران میگفتند. بنابراین میتوان پیشبینی کرد که حتی در عمل به این توصیهی قرآنی نیز ایشان پیشگام همگان بودند
امیرمومنان و پیشوای متقیان(ع) در بیان ویژگیهای خود اینچنین میگوید:
آنکه افکارش تنها دنبال یافتن کارهای خوب باشد، به مرور زمان دارای شخصیتی میشود که حتی آنجایی که دیگران متوجه کارهای خوب نیستند، او پیش از دیگران به انجام دادن آن اقدام مینماید و این همان خصوصیّاتی است که در شخصیّت حضرت علی(ع) میتوان یافت.
دلایل شتاب در کارهای نیک
به چه علت باید در کارهای خیر شتاب نمود و از دیگران پیش افتاد؟ برای پاسخ به این سوال، باید روشن نمود که اصولا چرا انسانها در کارها –چه خوب و چه بد- شتاب میکنند؟ از دست ندادن فرصتها برای به دست آوردن منافع دنیوی یا اخروی جواب مناسبی است که به این پرسش میتوان داد. امیرمومنان(ع) در این باره چنین میفرماید:
اما چه چیزهایی میتواند موجب از دست رفتن فرصتها شود؟
أ) فقر
شخصی که دچار فقر گشته، به دلیل نداشتن بسیاری از امکانات، نمیتواند آنچنان که بایسته و شایسته است به وظایف خود عمل کند و در آرزوی انجام بسیاری از کارهای نیکی که میتوانست انجام دهد میماند، تاچه رسد به اینکه بخواهد در آنها پیشگام نیز باشد. کارهای خوبی از قبیل کمک به نیازمندان، از جهت مالی محتاج داشتن دارایی کافی است.
ب) ثروت
گاه پیش میآید که انسانی در اثر به دست آوردن مال و ثروت فراوان، روحیهی مالاندوزی و حرص و طمع در او به وجود میآید، که حاضر نیست به راحتی از سرمایهی فروانی که به دست آورده به دیگران ببخشد و در راه خیر و خوبی گامی بردارد.
این ثروت طغیانآور لذّت مشارکت در کارهای خوب و حتی شرینی عبادت پروردگار را نیز از انسان میگیرد.[13] حضرت عیسی(ع) فرمود:
ج) پیری
دوران پیری، دوران کاستیهای جسمی است. اگر انسان در زمانی که جوان است و از توانایی جسمی خوبی برخوردار است، از فرصتها به خوبی بهره نبرده و در انجام کارهای نیکی که نیاز به توانایی جسمی دارد، کوتاهی کند، دیگر پیری این اجازه را به او نخواهد داد تا به آن کارها مبادرت ورزد. شتاب در انجام کارهای نیک در جوانی این امکان را به انسان میدهد که بهترین بهره را از این دوران ببرد.
د) رخدادهای ناگوار
بعضی از حوادث اجتماعی و سیاسی نیز میتواند از عواملی باشد که فرصت های مناسب را از انسان بگیرد. انجام بسیاری از کارها نیازمند فضای مناسب اجتماعی و سیاسی است. اگر شخصی از فضای آرام اجتماعی، سیاسی و اعتقادی بهرهبرداری مناسب را نکند و با پیشتازی در امور خیر شخصیّت خوبی را برای خود ساخته و پرداخته نسازد، در معرض انحرافات اخلاقی و اعتقادی قرار دارد. رسول خدا(ص) فرمود:
ه) مرگ
از میان علل و عواملی که موجب از دست رفتن تمامی فرصتها میشود، مرگ را میتوان بزرگترین عامل دانست. پس از مرگ تنها کارهای خوبی که هرکس پیش از مرگ انجام داده باقی میماند و بس. بنابراین تا فرصت هست و تا این عمر کوتاه از دست نرفته، انسان باید در ذخیرهی اعمال برای روز واپسین بکوشد.
موانع شتاب در کار خیر
بعضی از عواملی که به قهر و اجبار جلوی شتاب و سبقت در کارهای خیر را میگیرد، به اختصار بیان گردید. اما علل و عوامل دیگری نیز در شخصیّت برخی از افراد وجود دارد که میتواند موجب سستی انسان در انجام سریع و به موقع کارهای خوب گردد. از این عوامل میتوان به:
خودکمبینی، توقع بیش از حد از خود، کمالطلبی وسواسگونه، اشتیاق به لذتجویی کوتاه مدت، عدم اعتماد به نفس، عدم تسلط بر کار، نگرش منفی به کار، نگرش غیر واقع بینانه از دیگران، احساس عدم مسؤولیت در برابر خود و دیگران، لجبازی با دیگران و ... اشاره نمود.[16]
هرگاه کسی این نقصان شخصیّتی را در خود درمان کند و متوجه باشد که فرصتها همیشه باقی نیستند؛ بلکه بسیاری از علل و عوامل اختیاری و قهری موجب از دست رفتن آنها میشوند، سعی و تلاشش در انجام کارها دو صد چندان خواهد شد. این تلاش با توجه به آثاری که شتاب و سبقت در کارهای نیک دربر دارد، سرعت بیشتری نیز به خود خواهد گرفت و چنین شخصی، با گذشت زمان جزء پیشگامان در کارهای خیر شناخته خواهد شد.
نتایج و ثمرات سبقت در خیرات
شتاب داشتن در کارهای خوب و پیشیگرفتن از دیگران در انجام آن دو نوع ثمره و نتیجه را دربر دارد:
أ) ثمرهی دنیوی
1) پیشرفت جامعه
از جمله نتایج دنیایی و مادی این کار میتوان به این موارد اشاره داشت: نخست آن که جامعه رو به پیشرفت مینهد؛ چراکه پیشرفت جامعه در گرو انجام گرفتن به موقع کارهای خوب است. اگر روحیهی مسابقه در انجام کارهای نیک در جامعه نهادینه شود، کارها با شتاب بیشتری پیش میرود.
2) ایجاد انگیزه در دیگران
نتیجه دیگر مسابقه، آن است که جامعه به انجام کارهای خیر تشویق میشود و هر کسی میکوشد تا نخستین کسی باشد که کار خوبی را انجام میدهد و در حقیقت جامعه با حالت عاطفی خاصی رو به رو میشود که هرکسی در جست و جوی یافتن کارهای خوب است.
3) ظهور و بروز کارهای خیر در جامعه
فایده دیگر مسابقه این خواهد بود که کارهای خیر علنی و آشکارا انجام و در چشم دیگران مطرح شود؛ زیرا در مسابقه، دست کم دو نفر مشارکت خواهند داشت و این گونه است که به صورت آشکار کارهای خیر مطرح و در جامعه منتشر و رقابت برای پیش تازی میان مردمان پدید میآید.
ب) نتایج معنوی و اخروی
در مورد نتایج معنوی و اخروی سبقت و شتاب در کارهای نیک نیز میتوان گفت: بسیاری از موارد تأخیر در انجام دادن کاری، موجب از دست رفتن فرصتها شده و ممکن است انسان دیگر آن میل اولیّه را برای انجام آن نداشته باشد. به همین سبب توصیه شده که هرگاه انسان خواهان انجام کار خوبی است، شتاب نموده و برعکس هرگاه قصد انجام کار ناپسندی را داشت، کمی درنگ کند.[17] بسیاری از موارد است که انجام یک کار خوب در زمانی مناسب، باعث عاقبت به خیری انسان میشود.[18]
از دیگرسو، خداوند از کارهای نیک، آنی را دوست دارد که در انجام آن شتاب شود.[19]البته باید یادآور شد که، تنها کسانی به این توفیق دست مییابند که به فرمودهی خداوند متعال اینگونه باشند:
[/HR] [1]. فراهیدی، خلیل؛ کتابالعین، قم، انتشارات هجرت، 1410ق، چ دوم، ج5، ص85 و مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن، تهران، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360ش، ج5، ص41.
[2]. قرشى، سید علىاكبر؛ قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1371ش، چ ششم، ج3، ص255 و راغباصفهانی، حسین؛ الفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان، دمشق-بیروت، انتشارات دارالعلم، 1412ق، چ اول، ص407.
[3]. راغب اصفهانی، همان، ص548.
[4]. ر.ک: طباطبایی، محمدحسین؛ تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقرموسوی همدانی، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1374، چ پنجم، ج19، ص290.
[5]. مومنون/57-61.
[6]. نازعات/4.
[7]. انبیاء/90
[8]. آلعمران/114 و توبه/100.
[9]. مائده/48.
[10]. بقره/148.
[11]. سیدرضی، محمد؛ نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، انتشارات مشهور، 1379، چ اول، ص91.
[12]. سیدرضی، همان، ص371.
[13]. ر.ک: مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، 1389ش، ج27، ص804- 805.
[14]. ابنفهدحلّی، احمد؛ عدة الداعی و نجاح الساعی، قم، دارالکتاب اسلامی، 1407ق، چ اول، ص106.
[15]. پاینده، ابوالقاسم؛ نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول(ص) ، تهران، دنیای دانش، 1382ش، چ چهارم، ص370-371.
[16]. آقاتهرانی، مرتضی؛ اهمال کاری (تعلل ورزیدن)؛ بررسی علل، راه کارها و درمان، مجله معرفت، شماره64، فروردین 82، ص40.
[17]. کلینی، محمد؛ الکافی، تهران، انتشارات اسلامیه، 1362، چ دوم، ج2، ص142-143.
[18]. همان.
[19]. همان.
[20]. مومنون/60-61.