چرا بهشتیان از نعمت های بهشت دلزده نمی شوند؟
تبهای اولیه
سؤال:
آيا جاودانگى در بهشت، يكنواختى و دلزدگى را به دنبال ندارد؟
فرق دنيا و آخرت
چنان كه ميان دنيا و عالم قيامت مشابهت هايى وجود دارد، تفاوت هايى نيز هست؛ بعضى از تفاوت ها از اين قرار است:
*ثبات و تغيير؛
در اين جهان حركت و تغيير هست؛ كودك، جوان مى گردد، كامل مى شود، به پيرى مى رسد و سپس مى ميرد. در اين جهان تازه ها، كهنه مى شوند؛ ولى در جهانِ آخرت پيرى و كهنگى وجود ندارد و مرگى در كار نيست؛ آنجا جهان بقا و اينجا جهان فنا است. آنجا خانه ثبات و قرار، و اينجا خانه زوال و بى ثباتى است.
* زندگى خالص و ناخالص؛
در اين جهان مرگ و زندگى با هم آميخته است؛ ولى در آخرت يكپارچه حيات است. زمينِ آخرت، جواهر و سنگ ريزه هاى آن، درخت و ميوه آن، همگى حيات دارند. حتى آتش آنجا درك دارد؛ قرآن مى فرمايد: «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ» (1)؛ همانا منحصراً خانه آخرت، خانهاى است كه زنده است.
در آخرت حتى اعضا و جوارح انسان فهم و درك دارند و سخن مىگويند. (2)
* كِشت و درو؛
دنيا خانه كِشت و بذر پاشيدن و آخرت جاى بهره بردارى و درو كردن است. امام على (ع) فرمود: «امروز كار است و محاسبه نيست و فردا محاسبه است و كار و عمل نيست». (3)
و «اى بندگان خدا! هم اكنون كه زبان ها آزاد و بدن ها سالم است و اعضا فرمان مى برد و ميدان فعاليت باز است؛ بكوشيد». (4)
بهشت و بهشتيان
ما در اين عالم تصور كامل و درستى از نعمت هاى بهشتى نداريم؛ آنچه هم مى دانيم، الفاظى است كه از قرآن و روايات شنيده ايم و براى ما به طور آشكار قابل درك نيست.
نمونه هايى از اوصاف بهشت در قرآن کریم
1. همه با هم با صفا و صميميت زندگى مى كنند؛ هيچ گونه دشمنى، حسادت و كينه وجود ندارد. (5)
2. در بهشت لغو، بيهودگى، دروغ، ناسزا، زخم زبان و ... نيست. (6)
3. نسيم بهشتى بسيار مطبوع و دلربا و ملايم است؛ نور و گرماى بهشت ناراحت كننده نيست و نه زمهريرى كه سرماى آن رنج دهد. (7)
در وصف هواى بهشت همين بس كه قرآن 36 مرتبه فرموده: «باغ هايى كه شاخه هاى آن بر هم گردن نهاده و در پاى درخت هايش نهرهاى آب زلال جارى است. درخت هايى كه خشك شدن و فاسد گشتن و كهنه شدن ندارند و انواع و اقسام ميوه وجود دارد». (8)
4. وسعت بهشت به مقدار پهنه آسمان ها و زمين است. (9) براساس احاديث جايگاه ساده ترين افراد بهشت به قدرى بزرگ است كه هرگاه جن و انس بر او وارد شوند؛ جا و وسيله پذيرايى هست. (10) بهشت نعمت هاى دائمى دارد، نه فصلى. (11) در يك كلام بهشت و نعمت هاى آن، براى هيچ كس قابل تصور نيست، نعمت هايى كه هيچ چشمى، نديده و هيچ گوشى نشنيده است. (12)
با توجّه به اين نكات بايد گفت: درست است كه انسان از يكنواختى ملول و خسته مى شود و طالب تجدد و تنوع می باشد؛ ولی برخى گفته اند: اين خصيصه ذاتى بشر بوده كه مشتاق چيزهايى است كه ندارد و داشتن و وصال، مدفن عشق و علاقه و خواستن است!.
اما نظر دقيق تر اين است كه اگر واقعاً چيزى مطلوب و محبوب غريزى و ذاتى و به خصوص فطرى انسان باشد، ممكن نيست كه وصال و رسيدن، او را سرد و افسرده كند.
نعمت هاى بهشتى همه مطابق خواسته هاى ذاتى و فطرى انسان است؛ از اين رو انسان هرگز از آن خسته و ملول نمى شود و هيچ گاه تمناى تعويض و تبديل آن را نمى كند. همچون علاقه طفل به دامان مادر كه هيچ گاه احساس خستگى نمى كند؛ بلكه نگران اين است كه مبادا مادر از او جدا شود. به همين جهت خداوند متعال در توصيف بهشت و بهشتيان مى فرمايد: «خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا» (13) جاودانه در آن خواهند بود و از آنجا درخواست انتقال نمى كنند.
هر انسانى در حدّ توان و استعداد خود به تمام خواسته ها و مطلوب هاى خويش مى رسد و هنگامى كه به هدف اصلى رسيده، ديگر به دنبال هدف ديگر نمى گردد.
مراتب و درجات بهشت
علاوه بر اينكه بهشت، داراى مراتب و درجاتى است و هر انسانى متناسب با استعدادها و مطلوب هاى خويش و زمينه هايى كه در دنيا فراهم كرده، از درجات و بهشت هاى گوناگون، بهره مند مى شود. از اين رو برخى در بهشت «رضوان»، گروهى در بهشت «فردوس» و عده اى در بهشت هاى ديگر جاى مى گيرند. هر انسانى به تناسب ويژگى هاى اخلاقى و تلاشى كه در اين دنيا انجام داده، به مراتبى از بهشت و بهشت ها دست خواهد يافت.
امام خمينى (ره) خطاب به رهروان نور و هدايت مى فرمايد: «بدان اى عزيز كه عزم و اراده قويّه در آن عالَم، خيلى لازم است و ... يكى از مراتب بهشت- كه از بهترين بهشت ها است- اراده و عزم است كه انسان تا داراى اراده نافذ و عزم قوى نباشد، داراى آن بهشت و مقام عالى نشود». (14)
بنا بر آنچه گفته شد، بهشت تنها جاى خوردن و آشاميدن و بهره مندى از لذت هاى مشهور نزد عموم مردم نيست؛ بلكه كسانىكه در اين دنيا لذت هاى عمومى براى آنها جاذبه نداشته و با همّت و تلاش به دنبال دست يابى به مراتب علمى و معنوى بوده اند و يا با حفظ ايمان در جهت اجراى طرح هاى عظيم، براى جامعه بشرى تلاش كرده اند؛ به طور يقين از بهشت ها و مراتب بهشتِ بالاتر بهره مند خواهند شد. هيچ گونه ركود، سكون و خستگى براى آنها پيش نمى آيد و آنان تحقّق آرزوهاى دست نيافته خود را به طور آسان تر و بدون مزاحمت در آنجا خواهند يافت.
پاورقی:
(1). عنكبوت (29)، آيه 64 ..
(2). يس (36)، آيه 65 و فصلت (41)، آيه 21 ..
(3). نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، خطبه 42، ص 94 ..
(4). همان، خطبه 196، ص 412 ..
(5). اعراف (7)، آيه 42 ..
(6). مريم (19)، آيه 62 و واقعه (56)، آيه 23 ..
(7). انسان (76)، آيه 13 ..
(8). واقعه (56)، آيات 28-/ 31 ..
(9). آلعمران (3)، آيه 132 ..
(10). بحارالانوار، ج 8، ص 120 ..
(11). رعد (13)، آيه 35 و واقعه (56)، آيه 33 ..
(12). سجده (32)، آيه 17 ..
(13). كهف (18)، آيه 108 ..
(14). شرح چهل حديث، ص 125، (مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى) ..
منبع كتاب: دفتر دوم(فرجام شناسى) اثر: محمدرضا كاشفى- سيدمحسن ديباجى + پرسمان دانشجویی
سپاس گزارم
با وجود این که من نپرسیده بودم ولی این سوال ذهنمو درگیر بودم ممنو ن جواب سوالم را گرفتم
با سلام و تشکر از توضیحات خوبتون
فکر میکنم یکی از علتهای دیگه ای که ما قادر به فهم و درک زندگی ابدی در بهشت نیستیم بدلیل این است که زندگی ابدی را با بعد زمانی و مکانی این دنیا میسنجیم . شاید فکر این که مثلا ملیونها سال قرار است آنجا زندگی کنیم و خسته نشویم غیر قبل باور باشد , به این دلیل که آن را با بعد زمان به صورتی که در این دنیا تجربه میکنیم مقایسه میکنیم , که صحیح نیست .
نعمت هاى بهشتى همه مطابق خواسته هاى ذاتى و فطرى انسان است؛ از اين رو انسان هرگز از آن خسته و ملول نمى شود و هيچ گاه تمناى تعويض و تبديل آن را نمى كند.
سلام و تشکر
اما یه سوال اساسی در این زمینه وجود دارد
وآن اینکه نعمت های بهشت به کدام قوای ادراکی تعلق میگیرد؟ خواسته های دنیایی یا اخروی؟ مسلما جواب شما این است که به ادراک اخروی تعلق میگیرد...
حال آنکه وجود و ادراکات اخروی برای ما نامعلوم است لذا ماهیت واقعی این نعمت ها برای ما مکشوف نیست
درست مثل عالم دنیا نسبت به رحم مادر
نتیجه اینکه اصولا این نوع سوالات پاسخی ندارند
بنا بر آنچه گفته شد، بهشت تنها جاى خوردن و آشاميدن و بهره مندى از لذت هاى مشهور نزد عموم مردم نيست؛
سلام علیکم
استاد این قسمت را بیشتر توضیح می فرمایید؟باتشکر
استاد این قسمت را بیشتر توضیح می فرمایید؟باتشکر
سلام
یقینا نعمت های بهشتی فقط مشمل بر خوردن اطعمه و اشربه نیست بلکه لذت های معنوی که شئونات آنها بالاتر از خوردن و آشامیدن است در بهشت وجود دارد مثل لذت مصاحبت با اولیاءالله و اهل بیت و پیامبر اکرم علیهم السلام و بالاترین نعمت که در قرآن کریم هم به اون اشاره شده که کسب رضایت خداوند متعاله.
آيا جاودانگى در بهشت، يكنواختى و دلزدگى را به دنبال ندارد؟
به نام خدا
با سلام
دلزدگی مربوط به اموری است که خارج از ذات انسان است،چیزی به انسان احساس لذت حقیقی می دهد که ملائم با ذات و فطرت او باشد
هر چیزی که عارض ذات و خارج از حقیقت وجود او باشد برای او لذتی ندارد اگر هم لذتی به او بدهد موقتی خواهد بود.لذا تکرارش برای او حس
بی میلی و گاهی رنج را در پی خواهد داشت.
در آخرت و در بهشت،نعمتها همان صورت باطن اعمال انسانند که جزئی از وجود او و متحد با او هستند بنابراین دلزدگی معنا ندارد.
یه سوال
اینکه حوری بهشتی همیشه باکره است یعنی چی؟ و چه لذتی دارد؟
یعنی هردفعه باید شب زفاف داشت
خب این چه ویژه گی مثبتی است
در ضمن در بعضی از احادیث آمده که مثلا هشتصدتا زن غیر باکره هم در کنار حوری میدهند
این را هم نمیفهمم
آیا این روایات صحیحند؟
درباره زندگی زندگی بهشت باید گفت:
اولاً با معیارهای جسمی و روانی این جهان درباره آن جهان نباید قضاوت کرد،چه بسا این حالت روانی که در این جهان در ما وجود دارد که با تکرار ،خسته و ملول و بی تفاوت میشویم ،در آن جا به عکس باشد، هرچه بیشتر انسان میبیند ،شوقش بیشتر میگردد، و هر قدر تکرار میکند، لذتش افزونتر میشود . به این ترتیب تکرارها مایه تشدید لذت معنوی و مادی میگردد. چه دلیلی داریم که وضع روحی انسان در آن جا از این جهت یکی است؟
دوم: در همین جهان نیز نعمتهایی وجود دارد که هیچ گاه انسان از آن سیر نمیشود.هر قدر هوای تازه و پر اکسیژن را استنشاق کنیم از آن خسته و ملول نخواهیم شد، بلکه دائماً از آن لذت میبریم و برای ما مایة نشاط است. آب یک نوشیدنی کاملاً ساده و یکنواخت است . اگر صدها سال عمر کنیم ،نوشیدن آب گوارا به هنگام تشنگی از همه چیز برای ما لذتبخشتر است، و همان است که میگوییم آب طعم حیات دارد، نه خسته میشویم و نه بی اعتنا بلکه آب گوارا همیشه برای تشنگان فوقالعاده و جالب و جذاب است.
چه مانعی دارد که در آن جا نیز خداوند حالتی شبیه تشنگی (تشنگی لذتبخش نه آزار دهنده) بر انسان مسلط سازد، و به خاطر آن دائماً از نعمتهای روحانی و جسمانی بهشت فوقالعاده درک لذت کند؟
سوم: از آن جا که ذات و صفات خدا بینهایت است، بدون شک جلوههای روحانی و معنوی او نیز پایان نمیگیرد. هر روز لطف و عنایت تازهای و هر دم رحمت و هدایت جدیدی بر بهشتیان و مقربان درگاهش میفرستد، به گونهای که اصلاً تکرار در آن نیست. مگر بینهایت ممکن است مکرر شود؟
چه مانعی دارد درختان بهشتی، نهرها، گلها، رنگ و بوها، شرابهای طهور، هر روز و هر ساعت رنگ و بوی تازهای، و شکلی و عطر جدیدی داشته باشند؟ دائماً رنگ عوض کنند، دائماً دگرگون شوند،چهرة نو پیدا کنند به گونهای که یک غذا و یک منظره فقط یک بار در تمام عمر بهشتیان دیده شود و مورد استفاده قرار گیرد.(1)
بنابر این بهشت هرگز خسته کننده و ملالآور نخواهد بود.
پینوشتها:
1. ر،ک: پیام قرآن، ج 6، ص 358، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران 1376.