جمع بندی تاثیر نماز و سایر عبادات از نظر علمی
تبهای اولیه
با سلام
آیا عبادت کردن (نماز خواندن، دعا و ...) از نظر علمی تاثیری بر انسان دارد
یعنی غیر از احساس رضایت و حالت سرخوشی که ممکن است برای
بعضی از افراد درپی داشته باشد آیا میتوان نشان داد که انرژی در این بین رد و بدل میشود.
یا اینکه صرفا همانند دیگر اعمال یک عادت است و اگر ترک شود
فرد بعد از مدتی آن احساس رضایت را می تواند از کارهای دیگر بدست آورد و با شرایط جدید سازگار می شود.
باسلام و تشکر
چند نمونه از تاثیرات عبادات بر روان انسان ها را یادآور میشوم البته به صورت تیتر وار که گر نیاز به تفصیل هست ارائه شود.
کسی که خدا را بشناسد و باور کند که تمام خیر و خوبی به دست اوست و او سرپرستی بندگان مومنش را به عهده گرفته و آنها را به سعادت میرساند، دیگر غم و غصه ای ندارند و دل و جانشان در آرامش کامل به سر میبرد. در حقیقت چنین انسانی به آرامش روانی خواهد رسید. قرآن در این خصوص این گونه بیان میدارد: ومَن أَعرَضُ عَن ذِکری فإِنَّ لهُ معیشةً ضَنکا *هر کس از من رویگردان شود زندگی (سخت) و تنگی خواهد داشت.طه/124. از طرف دیگر حل شدن مشکلات و رفع موانعی که انسان ها در دنیا بدان گرفتار میشوند با عبادات قابل حل است چنانچه قرآن کریم در این باره بیان میدارد که: و من یتق الله یجعل له مخرجا (طلاق 3) یعنی اگر کسی تقوا پیشه نمود برای او از جایی که خود نیز گمان نمیبرد راه هایی را قرار خواهیم داد. اگر به دنبال پرورش فضائل اخلاقی هستیم و علاقمندیم تا اوصافی همچون بخشندگی، مهربانی، خطا پوشی، توکل و ... در ما پدیدار شود این از طریق تقوا و عبادات انجام پذیر خواهد بود. پاکسازی درون، ارضای نیازهای احساسی، استقامت و پایداری، تکامل ایمان و ایجاد روابط اجتماعی از دیگر مولفه های مهم تاثیر گذاری عبادات بر روح و جسم انسان ها است.
[="Tahoma"][="Navy"] آیا عبادت کردن (نماز خواندن، دعا و ...) از نظر علمی تاثیری بر انسان داردبا سلام
یعنی غیر از احساس رضایت و حالت سرخوشی که ممکن است برای
بعضی از افراد درپی داشته باشد آیا میتوان نشان داد که انرژی در این بین رد و بدل میشود.
یا اینکه صرفا همانند دیگر اعمال یک عادت است و اگر ترک شود
فرد بعد از مدتی آن احساس رضایت را می تواند از کارهای دیگر بدست آورد و با شرایط جدید سازگار می شود.
سلام
اخیرا یک گروه محقق ایرانی تاثیر عبادت و ذکر را در ژنتیک بررسی کرده و بعنوان مقاله ای در یک نشریه معتبر چاپ کرده و قرار بود در یک کنفرانس علمی هم مطرح شود که در صدا و سیما هم پخش شد.
یا علیم[/]
آیا عبادت کردن (نماز خواندن، دعا و ...) از نظر علمی تاثیری بر انسان دارد
یعنی غیر از احساس رضایت و حالت سرخوشی که ممکن است برای
بعضی از افراد درپی داشته باشد آیا میتوان نشان داد که انرژی در این بین رد و بدل میشود.
یا اینکه صرفا همانند دیگر اعمال یک عادت است و اگر ترک شود
فرد بعد از مدتی آن احساس رضایت را می تواند از کارهای دیگر بدست آورد و با شرایط جدید سازگار می شود.
سلام
تنها اثر آن آرامش درونی هستش و فعال شدن نوار پاداش مغزی
احساس آرامشی دارید بخوانید!
This is your brain on God: Spiritual experiences activate brain reward circuits.
اعمال و تمرین های معنوی مدار های پاداش مغزی را فعال میکنند.
Summary:Religious and spiritual experiences activate the brain reward circuits in much the same way as love, sex, gambling, drugs and music, report researchers.
دین و تجارب روحانی سیستم پاداش مغزی را به اندازه ی راه هایی مانند احساس عشق, رابطه جنسی ,قمار بازی, مواد مخدر و موسیقی فعال می کند!
https://www.sciencedaily.com/releases/2016/11/161129085014.htm
ربطی هم به نماز ندارد!هر فردی با هر دینی همین بهره مندی را دارد
به کتاب فیزولوژی پزشکی گایتون هال برای برسی بیشتر میتوانید مراجعه کنید
در یک نشریه معتبر چاپ کرده
حوزه دات نیچر منظور شماست احتمالا
آن نشریه معتبر لینکش را قرار دهید
البته حرف شما معلوم نیست در ژنتیک تاثیر دارد یعنی چه؟
در اپی ژنتیک منظورتان است؟و بیان ژنی؟
در فعال کردن ژن های سرطانی؟ژن های اگرشن و... چه تاثیری بر کدام ژن و به چه صورت دارد؟
http://www.aparat.com/v/Wi3Gj
ببینید
درود
کلیپ تلوزیونی مقاله و نشریه معتبر نیست
ایشون اگر چنین چیزی رو کشف کردن خیلی راحت تاثیر بیان ژنی نماز رو با آزمایشات دو سو کور میتونن نشون بدن و فکتش کنن
دو گروه مبتلا به سرطان
یک گروه نماز بخوانند گروه دیگر نماز نخوانند
اگر آن گروهی که نماز خواندن بهبودی آنها نسبت به گروه دیگر بهتر بود که تائید میشود!
کلیپ تلوزیونی مقاله و نشریه معتبر نیست
سلام
در همان گزارش به مقالات و کنفرانس مربوطه اشاره شده بود
البته به شما حق می دهم چون گزارش بی بی سی یا سی ان ان نبود که باور کنید
یا هادی
فکر می کنم این مقاله باشه
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC4951763/#
برای ژورنال Iranian Journal of Cancer Prevention
فکر می کنم این مقاله باشه
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC4951763/#
برای ژورنال Iranian Journal of Cancer Prevention
درود بر شما
سپاسمندم
نشریه معتبریه
مثل اینکه ریجکتش هم نکردن تا الان پس مبنی بر معتبر بودن مقاله هستش
خب بپردازیم به محتوا
The Islamic Perspective of Spiritual Intervention Effectiveness on Bio-Psychological Health Displayed by Gene Expression in Breast Cancer
Patients
در مورد اثر بخشی سلامت بیوروانی هستش و کاهش سطح استرس و... که درست است و مسائل روانی
بعدش هم مسائل اپی ژنتیکی
که همانند اثرات پلاسیبو به اعتقاد بر میگردد
برای دیدن مثال های جالب و اینچنینی مستند میدان ذهن رو حتما ببینین این رفتار ها تحت تاثیر روان هستند و میزان القا پذیری نسبت به یک چیز
سلام
در همان گزارش به مقالات و کنفرانس مربوطه اشاره شده بود
سلام
تا زمانی که نشریه قرار نگرفته باشد از اعتبار ساقط است
البته به شما حق می دهم چون گزارش بی بی سی یا سی ان ان نبود که باور کنید
![گل](http://askdin.com/sites/all/modules/smiley/packs/yahoo/53.gif)
[="System"]با توجه به این که رسانۀ ملی که کاری به علم ندارد با آب و تاب این گزارش را پخش کرده است، فکر میکنم این مقاله بی ارتباط با سپاه نباشد. با توجه به سوابقشان حدس میزنم نهادهای وابسته به سپاه اطلاعات را دستکاری کرده باشند. همان طور که حمایت بی دلیلی از طب سنتی میکنند و چیزی که دورهاش گذشته بود را میخواهند به زور احیا کنند. این که این مقاله پذیرفته شده است دلیل کافی برای عدم دستکاری آن نیست. چه بسیار مقالاتی که گاهی دانشجویان ایرانی با اعداد ساختگی و بدون آزمایش ارسال میکنند و ژورنالها هم آنها رال میپذیرند (بنا بر اعتماد علمی).
50 درصد هم احتمال دارد نتایج درست باشد اما این ربطی به اعجاز نماز ندارد. بلکه به سبب آرامش روحی فرد دیندار است. افراد دیندار احتمالا به خاطر امید به خدا اضطراب کمتر تجربه میکنند. این به معنی معجزه نیست.
با توجه به این که رسانۀ ملی که کاری به علم ندارد با آب و تاب این گزارش را پخش کرده است، فکر میکنم این مقاله بی ارتباط با سپاه نباشد. با توجه به سوابقشان حدس میزنم نهادهای وابسته به سپاه اطلاعات را دستکاری کرده باشند. همان طور که حمایت بی دلیلی از طب سنتی میکنند و چیزی که دورهاش گذشته بود را میخواهند به زور احیا کنند. این که این مقاله پذیرفته شده است دلیل کافی برای عدم دستکاری آن نیست. چه بسیار مقالاتی که گاهی دانشجویان ایرانی با اعداد ساختگی و بدون آزمایش ارسال میکنند و ژورنالها هم آنها رال میپذیرند (بنا بر اعتماد علمی).
درود بر شما
اینکه ریجکت شود احتمالش هست
چندی پیش در مقاله نیچر فکتی در مورد فواید ادرار شتر خواندم
که چند سال بعد تازه رد شد
امیدوارم که اینطور گفتید نباشد چون آبروی علمی ما بیش از پیش خراب میشود
اما حرف من ربطی به پذیرش یا عدم پذیرش آن ندارد
کلا اعتقاد به هر چیزی شرایط روانی رو تغییر میده
50 درصد هم احتمال دارد نتایج درست باشد اما این ربطی به اعجاز نماز ندارد.
صد البته همینطور است!
زیرا اولا تلقینات مختص اسلام و این دین نیست
ثانیا اگر دوستان بر اساس علم بخواهند پیش بروند مقالات بسیاری وجود دارد کاملا ضد دینی
آنها را هم خواهند پذیرفت؟
اینکه سازمان بهداشت جهانی در مورد فواید مستوربیشن بیانیه داده و ریسک ابتلا به سرطان پروستات و... را کم میکند
اینکه مکان مذهبی در مغز مشخص شده و میتوان دسکاری کرد
و...
قطعا در علم موارد همسو با دین وجود دارد نمیشود انکار کرد
همانطور که موارد علیه آن وجود دارد
لکه به سبب آرامش روحی فرد دیندار است. افراد دیندار احتمالا به خاطر امید به خدا اضطراب کمتر تجربه میکنند. این به معنی معجزه نیست.
البته در مقالاتی که فروان اراجاع میشوند کلمه ای بنام روح استفاده نمیشود!
این مقاله رو خوندم بیشتر روایات و سخن مطهری و... بود!
اما در مورد روان بله
معجزه ای هم در کار نیست!
باسمه الذی لا مؤثر فی الوجود الّا هو
سلام علیکم
آیا عبادت کردن (نماز خواندن، دعا و ...) از نظر علمی تاثیری بر انسان دارد
یعنی غیر از احساس رضایت و حالت سرخوشی که ممکن است برای
بعضی از افراد درپی داشته باشد آیا میتوان نشان داد که انرژی در این بین رد و بدل میشود.
یا اینکه صرفا همانند دیگر اعمال یک عادت است و اگر ترک شود
فرد بعد از مدتی آن احساس رضایت را می تواند از کارهای دیگر بدست آورد و با شرایط جدید سازگار می شود.
اگر اقامه ی نماز همراه با تمرکز و حضور قلب باشد باعث تغییرات سلولی و مولکولی در مغز می گردد و نیز تغییرات مثبتی در رفتار،اخلاق
و بینش انسان ایجاد می کند.هر چه ادراکات معنوی بیشتر و قوی تر باشد می تواند در تغییر ساختار مغز اثر بیشتری داشته باشد.
از جهت دیگر هیچ چیز نمی تواند جای ادراکات معنوی را بگیرد چرا که اساسا این جنس از ادراکات مربوط به قسمت فرونتال مغز است و لذایذ
محسوس مانند لذات طبیعی و ابتدایی مربوط به قسمت گیجگاهی یا تمپورال مغز،یعنی در واقع برای برخورداری از احساسات متعالی
یا ادراکات انتزاعی نیاز به ساختار پیچیده تر مغزی است.
بنابراین کسی که با مواد مخدر احساس سر خوشی و سرمستی می کند به مغز خویش آسیب رسانده است و این مسئله آنقدر
واضح است که حتی لازم به توضیح نیست چه رسد به اینکه بخواهیم آن را با لذت حاصل از ادراکات عالی معنوی مقایسه کنیم.
لذا هیچ یک از لذات طبیعی نمی توانند جای لذات عقلی و معنوی را بگیرند چرا که جایگاه ادراکی آنها در مغز متفاوت است.
به عنوان مثال لذت حلّ یک مسئله پیچیده ی ریاضی(انتزاعی) در مقایسه با لذت خوردن یک غذای خوش مزه مساوی نیست.
و مثال ملموس دیگرش اینکه اگر لذت دیگری می توانست جای لذات عقلی و ادراکات عالی معنوی را بگیرد فرقی بین بزرگان علم
و معنویت با سایر مردم نبود.(به لحاظ تأثیری که احساسات طبیعی و ادراکات عقلی و معنوی در شکل گیری شخصیت انسان دارند).
آیا عبادت کردن (نماز خواندن، دعا و ...) از نظر علمی تاثیری بر انسان دارد
یعنی غیر از احساس رضایت و حالت سرخوشی که ممکن است برای
بعضی از افراد درپی داشته باشد آیا میتوان نشان داد که انرژی در این بین رد و بدل میشود.
یا اینکه صرفا همانند دیگر اعمال یک عادت است و اگر ترک شود
فرد بعد از مدتی آن احساس رضایت را می تواند از کارهای دیگر بدست آورد و با شرایط جدید سازگار می شود.
سلام
انسان یک هاله ای دارد به نام آورا (َAura) که در اصطلاح بهش میگن روح!
این روح دارای کانال هایی هست که بهش میگن چاکرا
وقتی گناه انجام میدیم این هاله پر از دود میشه
وقتی پیغمبر (ص) به معراج رفت خدا گفت اینطور که من میگم خم راست شو و نماز بخون!
الان که علم پیشرفت کرده ما می دانیم که یک منفذ برای خروج دود و غبار (یا ناشی از گناه شخصی یا تماس با ناخالصی های افراد دیگر ) بیشتر وجود ندارد و تنها فرمول هدایت اون غبار تاریک همین حرکت دقیق نماز هست!
مثل چرخوندن قفل گاوصندوق ها که باید دقیق و نوبتی به چپ و راست به تعداد معینی چرخونده شود!
فیلسوفان غرب این مراحل را هم به صورت تصویری دیدن (البته نه در حد علمای ما ولی اونا هم شهود قویی دارن) اما چون نمی دونن نماز چیه اومدن براش نرمش های تخلیه ناخالصی ها از کانال های چاکرا رو با روش شهود و ازمایش و خطا و تمرین ساختن که تا حدودی هم خوب جواب میده اما اصلا کار نماز را انجام نمیده!
وقتی هم حین خم راست شدن در نماز ذکر هم بگیم روح -یا اون هاله ی محیط بدن - شروع به تابش و تلالوء انوار میکنه و اطراف بدن ثانویه (که از لحاظ مختصات هندسی در عالم موازی با قلب ما مترادف هست) را روشن میکنه که اینطوری چشم برزخی درون انسان بینا میشه و می تونه مسیرها و سرزمین های فانتزی جالبی رو در در عالم رویا ببینه! (منظور پیامبر (ص) که می گفت نماز نور چشم من هست این هست)
وقتی اینطوری بشه یعنی روح سیر داشته باشه( مثلا به سرزمین های افسانه ای در خواب سفر کنه) دیگه ادم افسرده گی نمیگیره و این معنی این جمله هست که دانشمندان و فلاسفه در تلوزیون می گفتن که وقتی انسان به عالم فلسفه برود (عالم شهود) دیگر افسردگی نمیگیرد هم همین هست
[SPOILER]علت اینکه بعضی ها خواب نمیبینن هم همین هست گمون کنم
[/SPOILER]
بنابراین کسی که با مواد مخدر احساس سر خوشی و سرمستی می کند به مغز خویش آسیب رسانده است و این مسئله آنقدرواضح است که حتی لازم به توضیح نیست چه رسد به اینکه بخواهیم آن را با لذت حاصل از ادراکات عالی معنوی مقایسه کنیم.
درود بر بانو حبیبه
حرفی که شما میزنید رو به صورت ساده تببین کنم
آیا دیدن یک منظره زیبای طبیعی با آبشار و کوه و... با مشاهده یک آشغالخونه یکی هستش؟
صد البته که فیزیولوژی و مکانیسم آن کاملا یکسان است و تنها تصویر متفاوت است
در مورد پاداش مغزی به فیزیولوژی گایتون بخش ریوارد یا پاداش و مجازاتش مراجعه فرمایید
باعث تغییرات سلولی و مولکولی در مغز می گردد
نورون و سلول های تمایز یافته مغزی که دچار تغییر بشه ؛مغز از هم وامیپاشه که خواهر من
هر چه ادراکات معنوی بیشتر و قوی تر باشد می تواند در تغییر ساختار مغز اثر بیشتری داشته باشد.
تغییر در جهت انیشتین شدن نیست!و الا میان آیت الله هایمان بی شمار برنده نوبل داشتیم!
و فقط ممکن است کسب لذت دچار فزونی شود مانند یک معتاد که به دنبال لذت نئشگی است و ممکن است مقدار آن را زیاد کند در مورد تجربیات مغزی و ذهنی وجود دارد
یا ادراکات انتزاعی نیاز به ساختار پیچیده تر مغزی است.
منطقه شنوایی با بصری متفاوت است بنابراین محل استحصال لذت آن دو به همچنین
مکانیسم عمل پاداش، نورترنسمیتر دوپامین و... را در نظر بگیرید که برای همه یکسان است
ص 757
https://books.google.com/books?id=krLSCQAAQBAJ&pg=PA749&lpg=PA749&dq=guyton+reward%E2%80%9D+and+%E2%80%9Cpunishment&source=bl&ots=ZCgSntIEVY&sig=UJwXuoPYK2_BqJBTuctHAQupD0s&hl=fa&sa=X&ved=0ahUKEwj_xuq1vrHVAhXDVBQKHf-JBAIQ6AEIIzAA#v=snippet&q=reward%20and%20punishment&f=false
باسمه العلیّ
سلام علیکم
درود بر بانو حبیبه
حرفی که شما میزنید رو به صورت ساده تببین کنم
آیا دیدن یک منظره زیبای طبیعی با آبشار و کوه و... با مشاهده یک آشغالخونه یکی هستش؟
صد البته که فیزیولوژی و مکانیسم آن کاملا یکسان است و تنها تصویر متفاوت است
در مورد پاداش مغزی به فیزیولوژی گایتون بخش ریوارد یا پاداش و مجازاتش مراجعه فرمایید
بسیار متاسفم که از موضعگیرهای علمی تان عدول کرده و بدون تحقیق سخن گفتید!!!
مکانیسم دیدن یکی است امّا واکنش مغز به دیدن یک صحنه ی مشمئز کننده نسبت به یک صحنه ی زیبا یکی است؟
هر کودکی می داند که یکی نیست.تغییرات شیمیایی که در سلولهای مغز اتفاق می افتد باعث ایجاد حس نفرت از صحنه ی اول
و خوشایند بودن صحنه ی دوم می شود.
نورون و سلول های تمایز یافته مغزی که دچار تغییر بشه ؛مغز از هم وامیپاشه که خواهر من
فرمایش فوق هم بدون تحقیق است؛مغز انسان به طور طبیعی به محرکهای رفتاری پاسخ می دهد؛این پاسخ شامل تغییرات آناتومیکی
مثل افزایش در تعداد نرونها و افزایش در طول و تعداد دندریت ها(شاخه های متعدد سلولهای عصبی)است.
تغییرات شیمیایی مغز هم که نیازی به شرح ندارد.
تغییر در جهت انیشتین شدن نیست!و الا میان آیت الله هایمان بی شمار برنده نوبل داشتیم!
و فقط ممکن است کسب لذت دچار فزونی شود مانند یک معتاد که به دنبال لذت نئشگی است و ممکن است مقدار آن را زیاد کند در مورد تجربیات مغزی و ذهنی وجود دارد
عجب!!!
توصیه می کنم کمی راجع به انواع فعالیتهای مغز مطالعه کنید تا دقیقا متوجه شوید که آگاهی نسبت به قواعد کلی اخلاقی،زیبایی شناسی
احساسات عالی معنوی و تفکر،چگونه می تواند در تغییر آناتومیک مغز تأثیر بگذارد.البته تلاش زیادی هم برایم فهمش لازم ندارید کافی است
انسانهای نئاندرتال را با انسان امروز مقایسه کنید تا دریابید که چرا در بین آنها چیزی به نام معنویت یا تفکر وجود نداشته است!
منطقه شنوایی با بصری متفاوت است بنابراین محل استحصال لذت آن دو به همچنین
مکانیسم عمل پاداش، نورترنسمیتر دوپامین و... را در نظر بگیرید که برای همه یکسان است
ربطی بین عرایضم با فرمایش فوق نمی بینم!
بسیار متاسفم که از موضعگیرهای علمی تان عدول کرده و بدون تحقیق سخن گفتید!!!
درود و شب بخیر خدمت بانو
مکانیسم دیدن یکی است امّا واکنش مغز به دیدن یک صحنه ی مشمئز کننده نسبت به یک صحنه ی زیبا یکی است؟
بنابراین کسی که با مواد مخدر احساس سر خوشی و سرمستی می کند به مغز خویش آسیب رسانده است و این مسئله آنقدرواضح است که حتی لازم به توضیح نیست چه رسد به اینکه بخواهیم آن را با لذت حاصل از ادراکات عالی معنوی مقایسه کنیم.
This is your brain on God: Spiritual experiences activate brain reward circuits.
اعمال و تمرین های معنوی مدار های پاداش مغزی را فعال میکنند.Summary:Religious and spiritual experiences activate the brain reward circuits in much the same way as love, sex, gambling, drugs and music, report researchers.
دین و تجارب روحانی سیستم پاداش مغزی را به اندازه ی راه هایی مانند احساس عشق, رابطه جنسی ,قمار بازی, مواد مخدر و موسیقی فعال می کند!
https://www.sciencedaily.com/release...1129085014.htm
ایرادی گرفتین بر متن و فرمایشتون در نوشتاری با دیدگاه خودم منظورم رو گفتم
سیستم پاداش عملکرد یکسانی داره و مقاله که گفته شده
مکانیسم دیدن یکی است امّا واکنش مغز به دیدن یک صحنه ی مشمئز کننده نسبت به یک صحنه ی زیبا یکی است؟
وجه تسمیه مثال دیدن بود خواهر بزرگوار
عملکرد دیدن هر دو یکسان است
فرمایش فوق هم بدون تحقیق است؛مغز انسان به طور طبیعی به محرکهای رفتاری پاسخ می دهد؛این پاسخ شامل تغییرات آناتومیکی
فکر کنم منظور شما تغییرات فیزیولوژیکی باشه
عرض کردم که چیزی بیشتر از اثر پلاسیبو نیست
حداقل جوامع مسلمان باید در آیکیو و یا چیزی بالاتر باشند تا مشخص شود چه تغییری یافته
اگه تغییر در جهت دین منظورتان است که تبعیت بیشتری پیدا میکند و... که مشکلی نیست
ولی مشخصا اشاره فرمایید چه تغییری(مشخصه اسلام باشد فقط)
مثل افزایش در تعداد نرونها و افزایش در طول و تعداد دندریت ها(شاخه های متعدد سلولهای عصبی)است
خواهر گرانقدر
نورون تقسیم و دچار میتوز نمیشود و در مرحله G0 از تقسیم سلولی می ماند
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%A7%D8%B2_%D8%AC%DB%8C_%D8%B5%D9%81%D8%B1
در زیست شناسی دبیرستان هم اشاره شده
صیه می کنم کمی راجع به انواع فعالیتهای مغز مطالعه کنید تا دقیقا متوجه شوید که آگاهی نسبت به قواعد کلی اخلاقی،زیبایی شناسیاحساسات عالی معنوی و تفکر،چگونه می تواند در تغییر آناتومیک مغز تأثیر بگذارد
متشکرم از توصیه خوبتان
البته تلاش زیادی هم برایم فهمش لازم ندارید کافی استانسانهای نئاندرتال را با انسان امروز مقایسه کنید تا دریابید که چرا در بین آنها چیزی به نام معنویت یا تفکر وجود نداشته است!
اعمال مذهبی و معنوی چه در نئاندرتال ها و چه هموساپینس ها و... وجود داشته است
تفکر هم همچنین
اعمال خرافاتی هم همینطور
[SPOILER]خرافات
پرده اول
یک محقق پرنده باز که به کبوترهایش معروف بود و با کفتربازی روی رفتار کبوترها تحقیق میکرد نشان داد ، اگر شما حیوانی را تحت استرس قرار دهید( مثلا گرسنگی شدید بدهید ) و بعد بصورت کاملا رندم ( 50-50 ) به او غذا بدهید یا ندهید ، به مرور فرم های مختلفی از حرکات عجیب و غریب جبری-وسواسی و خرافی در او شکل میگیرد .
در این مورد ملاحظه شد کبوترها به مرور هر کدام یک جور ادا و اطوار خرافی از خود در میآورند .
مثلا یکی گردنش را سه بار خم میکند و بال چپش را تکان میدهد / یکی دو بار دور خودش میچرخد و نوکش را به زمین میساید / و هر یک به طریقی ...
این رفتارها عینا در شرایط اضطرابی برای باقی جانوران هم رخ میدهد و در انسان هم که مثال حرکات خرافی و جبری وسواسی فراوان است ...
پرده دوم
یک محقق نیمه دیوانه دیگر نشان داد که اگر شما یک موز را وسط قفسی که 5 تا میمون داخل آن هستند آویزان کنید و زیرش هم نردبانی بگذارید و هر بار که یک میمون میخواهد از نردبان بالا برود ، به تمامی میمونها از طریق کف قفس یک شوک الکترکی بدهید ، به مرور هیچ میمونی از نردبان بالا نمیرود .
حالا یکی از میمونها را خارج میکنیم و بجایش یک تازه وارد میگذاریم .
اتفاقی که می افتد این است که به محض اینکه میمون تازه وارد میخواهد از نردبان بالا برود ، باقی میمونها میریزند روی سرش و خلاصه مانع میشوند ...
ادامه میدهیم و کم کم همه میمونهایی را که سابقه شوک داشتند یک یک و به مرور خارج میکنیم و بجای هر یک میمون تازه وارد میگذاریم .
خواهیم دید بعد از جایگزین شدن همه میمونهای قبلی ، میمونهای جدید ، با آنکه هیچکدام هیچ شوکی تجربه نکرده اند و نمیدانند چرا نباید از نردبان بالا رفت ، نه خودشان از نردبان بالا میروند و نه به تازه وارد جدید اجازه بالا رفتن از نردبان میدهند !
درست مثل قوانین و عرف و فرهنگ ما که بسیاری از عادات آنرا اصلا نمیدانیم به چه درد میخورد و چرا وضع شده ولی به دقت و وسواس به بچه هایمان هم آموزش میدهیم !
این دو مثال نشان میدهد که اولا رفتارهای اولیه در شرایط نامساعد و اضطراب جانوران ، بصورت کاملا رندم و بی هدف و حتی خرافی بروز میکنند .
مثلا فرض کنید هزار تا گربه سان که در منطقه ای گرفتار مارها هستند به صورت رندم رفتاری را بروز میدهند ... یک دمش را بالا میبرد ، یکی دور خودش میچرخد ، یکی دستش را روی پوزه اش میمالد و ....
میشود توقع داشت در بستر زمان کافی ، یک رفتاری که بدوا کاملا تصادفی و بی ربط انجام میشده ( مثل داستان کبوتران ) بهینه از کار در آید و آن دسته که آن رفتار را دارند و آنهایی که آنرا بی آنکه بدانند به چه درد میخورد ( مثل داستان میمونها ) تقلید میکنند ، امکان بقای بیشتری پیدا میکنند و نهایتا از دل هزاران رفتار رندم و بیربط ، یک رفتار بهینه و فیت ، غالب میشود ...[/SPOILER]
behavioral patterns such as burial rites that one might characterize as religious — or as ancestral to religious behaviour — reach back into the Middle Paleolithic, as early as 300,000 years ago, coinciding with the first appearance of Homo neanderthalensis. It is speculated that religious behaviour may combine (for example) ritual, spirituality, mythology and magical thinking or animism — aspects that may have had separate histories of development during the Middle Paleolithic before combining into "religion proper" of behavioral modernity.
رفتار مذهبی و آیین های رسمی در نئاندرتال هموساپینس ها وجود داشته
https://en.wikipedia.org/wiki/Paleolithic_religion
بیشتر آثار دوره میانی پارینه سنگی در ایران از منطقه زاگرس به دست آمده اندعبارتند از: در این دوره سنت ابزارسازی موستری (Mousterien) پدیدار میشود که از ابزارهای پیشین پیشرفتهتر است و شامل تراشههای سنگی، رندهها، قلمها، متهها، چاقوهای دسته دار و انواع تبر بودهاست. در این دوره آیین تدفین وجود داشتهاست. انسان نئاندرتال به همراه فرد درگذشته درگ ابزار، گُل و گِل اخرا دفن میکردهاست.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C
[h=3]سال قبل از میلاد[/h]آغاز انقلاب نوسنگی،[۳۸] افزایش تصاعدی جمعیت، تأسیس حکومتهای پادشاهی، ظهور شهرها و کشورها و سازماندهی شدن ادیان در این برهه تاریخی روی داد. حکومتهای نخستین معمولاً دین سالار[۳۹] بودند و قدرت سیاسی خود را بوسیله دین توجیه میکردند.
[h=3]۹٫۱۳۰ الی ۷٫۳۷۰ سال قبل از میلاد[/h]کشف تپه گوبکلی در جنوب ترکیه امروزی، به عنوان دیرینهترین مکان پرستش و رسوم دینی.[۴۰]
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%A7%D9%82%D8%A8%D9%84_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE#cite_note-21
ربطی بین عرایضم با فرمایش فوق نمی بینم!
ان شاءلله که آن بخش از کتاب را التفاتی فرمایید وجه تسمیه آندو را میابید
باسمه العظیم
درود و شب بخیر خدمت بانو
سلام علیکم،عاقبت حضرتعالی بخیر
ایرادی گرفتین بر متن و فرمایشتون در نوشتاری با دیدگاه خودم منظورم رو گفتم
سیستم پاداش عملکرد یکسانی داره و مقاله که گفته شده
پاسخ یک مطلب علمی،بیانی علمی است مربوط به همان مطلب،موضوع بیان کارکرد سیستم پاداش و عمل نبود.
وجه تسمیه مثال دیدن بود خواهر بزرگوار
عملکرد دیدن هر دو یکسان است
مسئله چیز دیگری بود نه دیدن و نه سایر فرایندهای حسی.
فکر کنم منظور شما تغییرات فیزیولوژیکی باشه
عرض کردم که چیزی بیشتر از اثر پلاسیبو نیست
حداقل جوامع مسلمان باید در آیکیو و یا چیزی بالاتر باشند تا مشخص شود چه تغییری یافته
اگه تغییر در جهت دین منظورتان است که تبعیت بیشتری پیدا میکند و... که مشکلی نیست
ولی مشخصا اشاره فرمایید چه تغییری(مشخصه اسلام باشد فقط)
خیر منظورم همان تغییرات آناتومیکی بود.
اگر جوامع مغزی متحد داشتند می توانستم عملکرد مغز جامعه ی مسلمان را برایتان تشریح کنم!
مغز هر کس مال خودش است و عملکرد مغز هر کس نیز مربوط به خودش؛اینکه می فرمائید مغز چه تغییری کرده که مشخصه اسلام باشد
خیلی عجیب است!
امّا شاید بتوان جزئی تر به بررسی مسئله پرداخت.
مثلا رشد اخلاق برای کسی که به تعالیم اسلام عمل می کند همینطور
تفکر که اسلام روی آن تأکید فراوان دارد،غور در مسائل الهی و تدبر در آیات و تأمل بر آنها
باعث تغییرات سلولی و مولکولی در مغز می گردد.
خواهر گرانقدر
نورون تقسیم و دچار میتوز نمیشود و در مرحله G0 از تقسیم سلولی می ماند
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81...B5%D9%81%D8%B1
در زیست شناسی دبیرستان هم اشاره شده
حقیر راجع به تقسیم نورون مطلبی عرض کردم؟
تغییراتی که بیان گردید مربوط به سلولهای عصبی موجود در هیپوکامپ است که باعث تولید و افزایش نورونها می شود.
می توانید تأثیر ورزش های هوازی را در این رابطه مطالعه بفرمائید.
اعمال مذهبی و معنوی چه در نئاندرتال ها و چه هموساپینس ها و... وجود داشته است
تفکر هم همچنین
اعمال خرافاتی هم همینطورbehavioral patterns such as burial rites that one might characterize as religious — or as ancestral to religious behaviour — reach back into the Middle Paleolithic, as early as 300,000 years ago, coinciding with the first appearance of Homo neanderthalensis. It is speculated that religious behaviour may combine (for example) ritual, spirituality, mythology and magical thinking or animism — aspects that may have had separate histories of development during the Middle Paleolithic before combining into "religion proper" of behavioral modernity.
رفتار مذهبی و آیین های رسمی در نئاندرتال هموساپینس ها وجود داشته
https://en.wikipedia.org/wiki/Paleolithic_religion
بیشتر آثار دوره میانی پارینه سنگی در ایران از منطقه زاگرس به دست آمده اندعبارتند از: در این دوره سنت ابزارسازی موستری (Mousterien) پدیدار میشود که از ابزارهای پیشین پیشرفتهتر است و شامل تراشههای سنگی، رندهها، قلمها، متهها، چاقوهای دسته دار و انواع تبر بودهاست. در این دوره آیین تدفین وجود داشتهاست. انسان نئاندرتال به همراه فرد درگذشته درگ ابزار، گُل و گِل اخرا دفن میکردهاست.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE...86%DA%AF%DB%8C
سال قبل از میلادآغاز انقلاب نوسنگی،[۳۸] افزایش تصاعدی جمعیت، تأسیس حکومتهای پادشاهی، ظهور شهرها و کشورها و سازماندهی شدن ادیان در این برهه تاریخی روی داد. حکومتهای نخستین معمولاً دین سالار[۳۹] بودند و قدرت سیاسی خود را بوسیله دین توجیه میکردند.
۹٫۱۳۰ الی ۷٫۳۷۰ سال قبل از میلادکشف تپه گوبکلی در جنوب ترکیه امروزی، به عنوان دیرینهترین مکان پرستش و رسوم دینی.[۴۰]
اشاره نئاندرتالها فقط یک مثال بود برای تفاوت قائل شدن بین ادراکات حسی با ادراکات انتزاعی و عالی معنوی مغز
خرافات و چند خدایی جزء ادراکات پیشرفته و عالی نیستند.
سلام علیکم،عاقبت حضرتعالی بخیر
درود و وقت بخیر،اَن شاءلله
پاسخ یک مطلب علمی،بیانی علمی است مربوط به همان مطلب،موضوع بیان کارکرد سیستم پاداش و عمل نبود.
مقاله گفته شده که نوار پاداش را فعال میکند که یکی از عامل های ماندگاری دین همینست
ایرادی فرمودید مبتنی بر اینکه بین لذت های مواد مخدر رابطه جنسی و تجربیات دینی تفاوت وجود دارد
ببینید مکانیسم پاداش یکسان است اما در بخش های مختلف مغز پردازش صورت میگیرد
وقتی مکانیسم پاداش یکسان باشد میزان لذت رابطه جنسی مخدرات و عمل مذهبی را می توان مقایسه کرد
حالا من نمیدونم آناتومی گری پزشکی و زوبوتا و... رو دیدین یا نه!ولی این مکانیسم در حیطه نوروفیزولوژی هستش
مثالی ساده بزنم دو قاشق مختلف با اندازه مختلف یک قطره شربت میریزیم آن یک قطره پاداش است قاشق محل پردازش ایراد شما به مقاله به روی قاشق هست که میگویید تفاوت وجود داره ولی بحث مقاله روی پاداش است
و فاکتور های متعددی هم دارد(یک عمل چقدر وابستگی می آورد تمایل به آن چقدر است و...)
اگر جوامع مغزی متحد داشتند می توانستم عملکرد مغز جامعه ی مسلمان را برایتان تشریح کنم!
داشتن مغز برتر و ذهن ژرف تر نمودش بالاخره جایی فوران میکند!
مغز هر کس مال خودش است و عملکرد مغز هر کس نیز مربوط به خودش؛اینکه می فرمائید مغز چه تغییری کرده که مشخصه اسلام باشدخیلی عجیب است!
مغز هر کسی مال خودشه یعنی چی؟تاثیر مواد مخدر رو همه مغز ها یکسانه!با fmri هم قابلیت برسی رو داره
وقتی میفرمایید نماز اینطور است پس جوامع مسلمان برتری باید داشته باشد در چیزی لا اقل
مثلا رشد اخلاق برای کسی که به تعالیم اسلام عمل می کند همینطور
اخلاق اسلام با اخلاق علمی یکی نیست
5 اصل اخلاقی 1-عدالت و انصاف2آزادی و رهایی3واقعیت و حقیقت4محبت و عشق5حرمت و حیثیت انسانی از نظر علم اخلاقی هستند
یکی از افراد اخلاق مدار میتوانم به جناب گاندی اشاره کنم در نوع رهبریت
تفکر که اسلام روی آن تأکید فراوان دارد،غور در مسائل الهی و تدبر در آیات و تأمل بر آنها
باعث تغییرات سلولی و مولکولی در مغز می گردد.
تفکر رو آوردین زیر مجموعه اسلام
بعد مزایای تفکر رو برای اسلام میفرمایید
توجه کنید که تفکر مختص اسلام و در آورده اسلام نیست و مزایای آن برای خودش است
حقیر راجع به تقسیم نورون مطلبی عرض کردم؟تغییراتی که بیان گردید مربوط به سلولهای عصبی موجود در هیپوکامپ است که باعث تولید و افزایش نورونها می شود.
بزرگوارید ولی شما راجب افزایش نورون سخن راندید
خب نورون چگونه افزایش پیدا میکنه با نماز خواندن و این مسائل؟مقاله اش را لطف نمایید
می توانید تأثیر ورزش های هوازی را در این رابطه مطالعه بفرمائید
مقاله معتبرشو قرار بدین اگه ممکنه
اشاره نئاندرتالها فقط یک مثال بود برای تفاوت قائل شدن بین ادراکات حسی با ادراکات انتزاعی و عالی معنوی مغز
اشاره یا هر چیزی بود اشتباه بود
خرافات و چند خدایی جزء ادراکات پیشرفته و عالی نیستند
چند خدایی جزو ادراکات پیشرفته نیستند!
ولی تک خدایی هستند!
این کاملا نظر شماست
فرمودین نئاندرتال ها چنین چیزی ندارند(تا بتوانید این ویژگی را خاصه ما کنید) و بفرمایید که در سایر وجود ندارد
ولیکن هم در نئاندرتال وجود داشته و این خرافات از همان زمان تاکنون پیشرفته تر شده
هنر انتزاعی هم در آنان وجود داشته
باسمه المنّان
مقاله گفته شده که نوار پاداش را فعال میکند که یکی از عامل های ماندگاری دین همینست
ایرادی فرمودید مبتنی بر اینکه بین لذت های مواد مخدر رابطه جنسی و تجربیات دینی تفاوت وجود دارد
ببینید مکانیسم پاداش یکسان است اما در بخش های مختلف مغز پردازش صورت میگیرد
وقتی مکانیسم پاداش یکسان باشد میزان لذت رابطه جنسی مخدرات و عمل مذهبی را می توان مقایسه کرد
حالا من نمیدونم آناتومی گری پزشکی و زوبوتا و... رو دیدین یا نه!ولی این مکانیسم در حیطه نوروفیزولوژی هستش
مثالی ساده بزنم دو قاشق مختلف با اندازه مختلف یک قطره شربت میریزیم آن یک قطره پاداش است قاشق محل پردازش ایراد شما به مقاله به روی قاشق هست که میگویید تفاوت وجود داره ولی بحث مقاله روی پاداش است
و فاکتور های متعددی هم دارد(یک عمل چقدر وابستگی می آورد تمایل به آن چقدر است و...)
سیستم عمل و پاداش در جای خودش صحیح،اما حقیر از زوایه ی دیگری آن را بررسی نمودم
و تأکیدم بر این است که اگر مایل به بحث منطقی و اصولی هستید لطفا مطالب بنده را از همان
زاویه ای که عرض کردم تحلیل بفرمائید.
بنابراین یک بار دیگر مطالب را جمع بندی می نمایم:
1-نماز همراه با توجه و حضور قلب و تکرار باعث تغییر سلولی مولکولی در مغز می شود چرا که در بیولوژی سلولی ثابت شده است
که هر نوع فکر یا ایده یا فکر کردن به موضوع خاص موجب تغییرات سلولی مولکولی خاص در مغز می گردد.
2-
نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
باعث تغییرات سلولی و مولکولی در مغز می گردد
نورون و سلول های تمایز یافته مغزی که دچار تغییر بشه ؛مغز از هم وامیپاشه که خواهر من
در پاسخ به فرمایش شما که تغییرات سلولی مولکولی مغز را معادل واپاشی مغز دانستید(در پستهای فوق) عرض نمودم:
مغز انسان به طور طبیعی به محرکهای رفتاری پاسخ می دهد؛این پاسخ شامل تغییرات آناتومیکیمثل افزایش در تعداد نرونها و افزایش در طول و تعداد دندریت ها(شاخه های متعدد سلولهای عصبی)است.
تغییرات شیمیایی مغز هم که نیازی به شرح ندارد.
پس مغز با تغییر و رشد و تکامل از هم نمی پاشد.
زرگوارید ولی شما راجب افزایش نورون سخن راندید
خب نورون چگونه افزایش پیدا میکنه با نماز خواندن و این مسائل؟مقاله اش را لطف نمایید
بنده عرض کردم نورون با نماز خواندن افزایش می یابد؟!
لطفا مطالب را به دقت ملاحظه بفرمائید تا مشخص شود که هر بیان پاسخ کدام مطلب است تا مطالبی را که به اشتباه بهم ربط و پیوند داده اید به بنده
نسبت ندهید؛ملاحظه بفرمائید:
حقیر راجع به تقسیم نورون مطلبی عرض کردم؟تغییراتی که بیان گردید مربوط به سلولهای عصبی موجود در هیپوکامپ است که باعث تولید و افزایش نورونها می شود.
می توانید تأثیر ورزش های هوازی را در این رابطه مطالعه بفرمائید.
در واقع مطلب فوق در پاسخ برداشت اشتباه شما از سخن بنده مبنی بر تغییر سلولی مولکولی مغز با تقسیم نورون بیان گردید
نه تأثیر نماز در افزایش نورون!
داشتن مغز برتر و ذهن ژرف تر نمودش بالاخره جایی فوران میکند!
بله و نمونه های فراوانی از آن سراغ داریم؛اندیشمندان،علماء،فلاسفه،عرفاء و دانشمندان مسلمان.
مقاله معتبرشو قرار بدین اگه ممکنه
مقاله ی (مکانیسم مولکولی عملکرد نورو ترفین ها در بیماریهای دستگاه عصبی،ژنتیک در هزاره سوم،سال دوزادهم،شماره/4)
اشاره یا هر چیزی بود اشتباه بود
خیر اشتباه این است که بین ادراکات عالی معنوی و تفکرات انتزاعی با ادراکات ساده ی مغزهای تمپورالی تفاوتی قائل نشویم
و صد البته این یکسان انگاری برای طرفداران نظریه ی تکامل در نظرم بسیار جالب است.
چند خدایی جزو ادراکات پیشرفته نیستند!
ولی تک خدایی هستند!
این کاملا نظر شماست
فرمودین نئاندرتال ها چنین چیزی ندارند(تا بتوانید این ویژگی را خاصه ما کنید) و بفرمایید که در سایر وجود ندارد
ولیکن هم در نئاندرتال وجود داشته و این خرافات از همان زمان تاکنون پیشرفته تر شده
هنر انتزاعی هم در آنان وجود داشته
خیر نظر محققان علوم اعصاب است.
درک "وحدت" نیاز به ادراکات پیچیده ای دارد که حاصل مغز فرونتالی است که نئاندرتالها از آن بی نصیب بودند
چرا که دوران طلایی تکامل مغز به تدریج از آنها شروع شد(حدود صد هزار سال پیش).
تبصره:چند خط فوق تنها و تنها در مورد ادراک یگانگی خداوند در مقابل چند خدایی است.
در ارتباط با تأثیرات تجربیات دینی بر مغز و پیشرفت و تغییر آن می توانید مقاله ی(تجربیات دینی از دیدگاه علوم اعصاب شناختی به قلم دکتر صفیه
صوفیان) را مطالعه بفرمائید
راستی یک سؤال؛چرا حضرتعالی برای سخنان مخاطبینتان در مباحث مختلف طالب رفرنس به مقالات معتبرید
امّا خودتان اغلب به بی اعتبارترین منابع مانند ویکی پدیا ارجاع می دهید؟!
خواهر گرانقدر
نورون تقسیم و دچار میتوز نمیشود و در مرحله G0 از تقسیم سلولی می ماند
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81...B5%D9%81%D8%B1
در زیست شناسی دبیرستان هم اشاره شده
سال قبل از میلادآغاز انقلاب نوسنگی،[۳۸] افزایش تصاعدی جمعیت، تأسیس حکومتهای پادشاهی، ظهور شهرها و کشورها و سازماندهی شدن ادیان در این برهه تاریخی روی داد. حکومتهای نخستین معمولاً دین سالار[۳۹] بودند و قدرت سیاسی خود را بوسیله دین توجیه میکردند.
۹٫۱۳۰ الی ۷٫۳۷۰ سال قبل از میلادکشف تپه گوبکلی در جنوب ترکیه امروزی، به عنوان دیرینهترین مکان پرستش و رسوم دینی.[۴۰]
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7...E#cite_note-21
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE...86%DA%AF%DB%8C
سیستم عمل و پاداش در جای خودش صحیح،اما حقیر از زوایه ی دیگری آن را بررسی نمودم
درود بر شما
ایرادی بر مقاله ای که داده شد گرفته اید من خواستم رفع ایراد آن را انجام دهم و به برسی شما مطلفا کاری ندارم چون نظر و دیدگاه شماست پرسشگر میتواند گوش کند میتواند نکند
نوار پاداش به همان اندازه دیگری است
و تأکیدم بر این است که اگر مایل به بحث منطقی و اصولی هستید لطفا مطالب بنده را از همانزاویه ای که عرض کردم تحلیل بفرمائید
من قصدم برسی زاویه دید شما نبود
رفع ایرادی بود که بر مقاله اگماشتید
-نماز همراه با توجه و حضور قلب و تکرار باعث تغییر سلولی مولکولی در مغز می شود چرا که در بیولوژی سلولی ثابت شده استکه هر نوع فکر یا ایده یا فکر کردن به موضوع خاص موجب تغییرات سلولی مولکولی خاص در مغز می گردد.
خواهر من مسلم است هر فکری تغییرات شیمایی در ذهن را انجام میدهد
بحث سر این است که چه تغییری و به چه نحوی
بنده عرض کردم نورون با نماز خواندن افزایش می یابد؟!لطفا مطالب را به دقت ملاحظه بفرمائید تا مشخص شود که هر بیان پاسخ کدام مطلب است تا مطالبی را که به اشتباه بهم ربط و پیوند داده اید به بنده
نسبت ندهید؛ملاحظه بفرمائید:
هعی خدا
بحث سر بازی با کلمات هستش مگه؟
گفتم نماز و این مسائل
بله و نمونه های فراوانی از آن سراغ داریم؛اندیشمندان،علماء،فل اسفه،عرفاء و دانشمندان مسلمان.
مسیحیت و بی دینی هم اینهارا دارد بلکه بیشتر
خواهر بزرگوار میگویید نماز تاثیر دارد تاثیر شاخص و متمایزش را باید نشان دهید
اینکه در میان مسلمانان دانشمند وجود دارد از خاصیت نماز است؟
کافران دانشمند پس چه؟آنهم نماز است؟آیا تعداد دانشمندان مسلمان بیشتر است؟
نماز هیچ اثر خاص و متمایزی ندارد مخلص کلام من اینست
اثرات پلاسیبو و... در همه دین ها و باور ها وجود دارد
نتیجه گیری های شما مثل این است که نماز بدن حرکت میکند و حرکت بدن در 5 مرتبه ورزش است پس مزایای ورزش را برای نماز قرار میدهید
تاثیر شاخص و متمایز رو باید بفرمایید
شما در چه چیزی مسلمانان را بیشتر میدانید؟پزشکی؟فلسفه؟ریاضیات؟چی؟
در چه چیزی متمایز میدانید؟
خیر اشتباه این است که بین ادراکات عالی معنوی و تفکرات انتزاعی با ادراکات ساده ی مغزهای تمپورالی تفاوتی قائل نشویمو صد البته این یکسان انگاری برای طرفداران نظریه ی تکامل در نظرم بسیار جالب است.
سیستم عصبی انسان ها پیچیده تر است پس تفکرات انتزاعی به همچنین
ولی تفکرات دینی و انتزاعی و ... در همان نئاندرتال ها هم وجود داشته
خیر نظر محققان علوم اعصاب است.درک "وحدت" نیاز به ادراکات پیچیده ای دارد که حاصل مغز فرونتالی است که نئاندرتالها از آن بی نصیب بودند
خواهر من جسارتا رشته تحصیلی شما چیه؟
مغز فرونتالی که نئاندرتال ها از آن بی نصیب بودن کاملا جمله نادرست و بی معنی هستش
کتابای زیست دبیرستان رو ببینید و همچنین ویکی پدیا که دانشنامه عام هستش
برای این چیزایی بدیهی انتظار ندارید من از نیچر مقاله قرار بدم که فرونتال در پستانداران وجود دارد؟
لوب پیشانی یا فرونتال در پستانداران وجود دارد
در ارتباط با تأثیرات تجربیات دینی بر مغز و پیشرفت و تغییر آن می توانید مقاله ی(تجربیات دینی از دیدگاه علوم اعصاب شناختی به قلم دکتر صفیهصوفیان) را مطالعه بفرمائید
پیدا نکردم چنین مقاله ای رو
استی یک سؤال؛چرا حضرتعالی برای سخنان مخاطبینتان در مباحث مختلف طالب رفرنس به مقالات معتبریدامّا خودتان اغلب به بی اعتبارترین منابع مانند ویکی پدیا ارجاع می دهید؟!
عرض کردم که اینها از بدیهیات زیست شناسی هستش
واسه مرحله جی 0 میتوزی و... که بسیار ساده هستن تعریف درستی ارائه داده
حرف شما مثل این هستش که من تعریف سلول رو از مقالات نیچر بدم!
مقاله ی (مکانیسم مولکولی عملکرد نورو ترفین ها در بیماریهای دستگاه عصبی،ژنتیک در هزاره سوم،سال دوزادهم،شماره/4)
متشکر
و صد البته این یکسان انگاری برای طرفداران نظریه ی تکامل در نظرم بسیار جالب است.
صحبت شما هم در مورد نئاندرتال و ساپینس ها برای من جالب است
مقاله گفته شده که نوار پاداش را فعال میکند که یکی از عامل های ماندگاری دین همینست
ایرادی فرمودید مبتنی بر اینکه بین لذت های مواد مخدر رابطه جنسی و تجربیات دینی تفاوت وجود دارد
ببینید مکانیسم پاداش یکسان است اما در بخش های مختلف مغز پردازش صورت میگیرد
وقتی مکانیسم پاداش یکسان باشد میزان لذت رابطه جنسی مخدرات و عمل مذهبی را می توان مقایسه کرد
حالا من نمیدونم آناتومی گری پزشکی و زوبوتا و... رو دیدین یا نه!ولی این مکانیسم در حیطه نوروفیزولوژی هستش
مثالی ساده بزنم دو قاشق مختلف با اندازه مختلف یک قطره شربت میریزیم آن یک قطره پاداش است قاشق محل پردازش ایراد شما به مقاله به روی قاشق هست که میگویید تفاوت وجود داره ولی بحث مقاله روی پاداش است
و فاکتور های متعددی هم دارد(یک عمل چقدر وابستگی می آورد تمایل به آن چقدر است و...)
جناب حسام دریافت دوپامین بدون هیچ هزینه خاصی که خیلی خوب است. تازه انسان بعد از مدتی در مواد مخدر اینها نیاز به دوزهای بالاتری پیدا می کند تا دوباره دوپامین دریافت کند. ولی در عبادت یک خالق برتر با فرض صفاتی که وی را توصیف کرده اند ، اینطور نیست هیچوقت سیر نمی شود و هر بار راحت دوپامین دریافت می کند happy
نماز بطور کلی انسان را وظیفه گرا مسئولیت پذیر و تکلیف پذیر بار می آورد. همچنین انسان ها را متواضع می گرداند.
درباره آیه 171 سوره بقره هم نکته ای خدمت شما عرض کنم ، جناب حسام قران در اصل یک متن شفاهی می باشد نه یک متن کتبی. در متن شفاهی هرمنوتیک وجود دارد و هرمنوتیک ها باید رعایت شود. مثلا وقتی سوره توبه نازل شد و در آن می گوید با کافران پیکار کنید، هر جا آن ها را یافتید فلان و فلان کنید. همه شنوندگان آیات می فهمیدند که خطاب آیه و منظور آیه از کافران، کافران مکه می باشد. بعد وقتی که متن شفاهی کتبی می شود همه فکر می کنند منظور همه کافران در همه زمان ها و همه جا می باشد در حالیکه اینطور نیست. این آیه هم همینطور است. خطاب و طبق هرمنوتیک آیه، منظور از کافران، همه کافران در همه زمان ها و مکان ها نیستند. بلکه به جمع خاصی از آن زمان احتمالا کافران مکه بر می گشته که پیامبر هر چه می گفته گوش نمی کردند و خود را تقریبا به کور و کری زده بودند.
باسمه الذی کل یوم فی شأن
سلام علیکم
خواهر من مسلم است هر فکری تغییرات شیمایی در ذهن را انجام میدهد
بحث سر این است که چه تغییری و به چه نحوی
تغییراتی که نمازِ همراه با تمرکز(حضور قلب)در شخصیت،اخلاق،عمل و جهان بینی شخص مصلی ایجاد می کند برای کسانی
که با چنین افرادی معاشرت و برخورد دارد کاملا آشکار است ـ حتی اگر دلایل علمی آن را ندانند ـ و گمان نمی کنم کسی بتواند
آن را انکار کند.در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و اله نقل شده است که وقتی نماز می خوانید اگر می توانید.......
و اگر نمی توانید فکر کنید که او شما را می بیند(نقل به مضمون)
مغز یک محیط کوانتومی است لذا موضوعی برای مکانیک کوانتوم است؛یکی از این قوانین اثر تمرکز کوانتومه.
این اثر در سال 1977 توسط فیزیکدانی به نام "جرج سودارشان" در داشگاه تگزاس در شهر آئوستین ارائه گردید
و توسط آزمایشات متعدد مورد تأیید قرار گرفت.
در اثر تمرکز رفتار اتمها تغییر می یابد؛وقتی بر روی موضوعی تمرکز شود و این تمرکز و به دفعات تکرار گردد
نرخ تغییرات آن سیستم کاهش خواهد یافت(مثلا تمرکز بر روی ذکری خاص یا اذکار نماز).
در علم عصب شناسی عمل تمرکز کردن باعث ایستا شدن مدارات مغزی می گردد یعنی چنانچه یک فکر یا یک ذکر
یا هر موضوع دیگری ذهن شما را به خودش مشغول کند ذهن شما نسبت به آن موضوع فعال می شود و از موضوعات دیگر رها می گردد
(الا بذکر الله تطمئن القلوب)یعنی همان حالت آرامش ؛ با تکرار و تمرین و توجه و تمرکز کافی و در اثر گذشت زمان مدارات مربوطه به طور خود
خواسته فعال می گردد و نهایتا این مدارات نه تنها ارتباط شیمیایی بر قرار می کنند بلکه موجب تغییرات فیزیکی و پایدار در مغز می شوند.
از سوی دیگر مغز دارای چهار نوع موج الکتریکی است که یکی از آنها آلفا نام دارد.
وقتی در نماز به حالت تمرکز می رسید توانایی مغز برای ایجاد امواج آلفا افزایش می یابد.
افزایش امواج آلفا باعث کاهش تعداد ضربان قلب،مصرف اکسیژن توسط سلولهای بدن و دفع دی اکسید کربن می گردد
متبولیسم بدن آهسته تر می شود و سطح لاکتات خون پایین می آید در حالیکه سطح این ماده در خون افراد دچار تنش های عصبی
و اضطراب بالاست.در حالت مراقبه و تمرکز و حضور قلب یعنی زمانی که مغز امواج آلفا ساطع می کند فرایندی مخالف با سیستم ترشح
کننده ی آدرنالین اتفاق می افتد این فرایند باعث می شود که بدن آسوده تر و رهاتر عمل کند.
ادراکات فراحسی و متافیزیکی نیز باعث افزایش امواج آلفای مغز می شود.
ادامه دارد.....
پ.ن
عذر خواه نمی توانم مدت زیادی در سایت حضور داشته باشم لذا مجبورم
هر گاه وقت مناسبی پیش آمد مطالب را ادامه دهم.
پرسش:
آیا عبادت کردن (نماز خواندن، دعا و ...) از نظر علمی تاثیری بر جسم و جان انسان دارد؟
پاسخ:
در پاسخ به سؤال شما به نمونه هایی از تأثیرات نماز و عبادات بر جسم و جان آدمی اشاره می کنیم:
اساساً کسی که خدا را بشناسد و باور داشته باشد که تمام خیر و خوبیها به دست اوست و او سرپرستی بندگان مؤمن و با تقوایش را بر عهده گرفته و آنها را به کمال و سعادت میرساند، دیگر هیچ غم و غصه ای نداشته و در برابر انبوه مشکلات و پستی و بلندی ها، دل و جانش در آرامش کامل به سر میبرد. چنین انسانی بالواقع، به آرامش روحی و روانی دست یافته و متأثر از این آرامش درونی، جسمش نیز از حداکثر سلامتی برخوردار خواهد بود زیرا طبق نظر محققان و دانشمندان، بدلیل ارتباط جسم و روح و تأثیر و تأثر آنها بسیاری از نقصانها و بیماری های جسمانی که امروزه در بین جوامع بشری رایج شده، از روح و روان بیمار و ناآرام ناشی می شود. قرآن کریم در این خصوص می فرماید: «مَن أَعرَضُ عَن ذِکری فإِنَّ لهُ معیشةً ضَنکا *هر کس از من رویگردان شود زندگی (سخت) و تنگی خواهد داشت.»(1) بی شک فاصله گرفتن از ذکر و یاد خدا یعنی مرگ روح، که عوارض آن بر دنیای مادی و جسمانی انسان نمایان می شود. همچنین در آیات دیگر، رخداد هر بدی و شری را نتیجه و دستاورد عمل خود انسان شمرده(2) و نیز ظاهر شدن هر بدی و فسادی (شرور) را در خشکی و دریا نتیجه عمل خود انسان می داند.(3) که اینها نتیجه فاصله گرفتن از دستورات و برنامه های دین الهی است.
از سوی دیگر حل مشکلات و رفع موانعی که انسان ها در دنیا بدان گرفتار میشوند با عبادات، برنامه های معنوی و ارتباط دائمی با خدا که از مصادیق آن؛ نماز و دعا و ذکر هستند، قابل حل است. این برنامه ها و دستورات دینی نه تنها روح و روان آدمی را در مسیر آرامش و طمأنینه و سلامتی درون هدایت می کنند بلکه هر یک از آنها فلسفه و حکمتی را واجدند که با زندگی و وجود آدمی عمیقاً درآمیخته شده و پیوندی ناگسستنی بین جسم و روح وجود ما با سخت افزار و نرم افزار برنامه های حکیمانه خداوند برقرار است، که اگر انسان بطور منظم و همیشگی با این برنامه ها و دستورات الهی انس و ارتباط برقرار کند، گو اینکه بطور مدام با نسخه های کامل و متعالی حکیم علی الاطلاق، زندگی کرده و در پرتو آن، مسیر سلامت و سعادت را طی خواهد کرد. بعبارتی اگر اقامه ی نماز بطور مداوم و توأم با تمرکز و حضور قلب باشد باعث تغییرات سلولی و مولکولی در مغز و دیگر اجزاء وجودی انسان می گردد و نیز تغییرات مثبتی در رفتار، اخلاق و بینش انسان ایجاد می کند. بی شک، هرقدر ادراکات معنوی بیشتر و قوی تر باشد می تواند در تغییر ساختار مغز اثر بیشتر و ماندگارتری داشته باشد. قرآن کریم نیز در اینباره می فرماید: «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا(4) یعنی کسیکه تقوا پیشه کند برای او راه های خروج از مشکلات را قرار خواهیم داد.» بی شک اقامه نماز از نشانه های بارز متقین و پرهیزکاران است.(5)
بنابراین، اگر انسان، به دنبال پرورش فضائل اخلاقی و روحانی بوده و علاقمند است تا اوصافی همچون بخشندگی، مهربانی، خطا پوشی، توکل و ... در وی پدیدار شود همه اینها از طریق تقوا و عبادات قابل تحصیل است. پاکسازی درون و پرهیز از گناه، کاهش استرس، افزایش قدرت تمرکز و اعتماد بنفس، ارضای نیازهای احساسی و عاطفی، صبر و استقامت و پایداری، رشد و تعالی همت، تکامل ایمان، سلامت جسم و جان، پرهیز و دوری از خطرات و تهدیدهای گوناگون، تغذیه سالم و پاک، زندگی پاکیزه و عاری از حاشیه، کسب احترام و کرامت اجتماعی، زندگی منظم و پیشرفت، ایجاد روابط اجتماعی سالم و ... از دیگر مولفه های مهم تاثیر گذاری عبادات و رعایت تقوا بر روح و جسم انسان ها است.
بعنوان مثال، نماز که یکی از واجبات دینی و از نشانه های ایمان و تقواست، در حقیقت یک نسخه کامل برای سلامتی روح و روان آدمی و به تبع آن سلامت جسم است، از نظر علمی تأثیرات فوق العاده واجباتی چون روزه، وضو، غسل، نماز و ... و حتی مستحبات بر سلامتی وجود ما ثابت شده، بعلاوه ثابت گردیده که روح انسانی، دارای کانال ها و مراکز دریافت کننده و صادرکننده انرژی های مثبت و منفی است که همچون مراکز نیروگاهی، انرژی های حیاتی سیستم وجودی انسان را دریافت، تولید و تأمین و تزریق می کنند.(6) بر اساس آیات و روایات دینی، انسان وقتی گناه می کند، روحش را میدان تاخت و تاز شیطان و هوای نفس ساخته و آلودگیها را میهمان وجودش می کند. این آلودگیها می توانند زمینه ساز انواع و اقسام بیماری های روحی و روانی، نیز موجب بروز ناآرامی و افسردگی های روحی و حتی سرآغاز یک بیماری جسمانی شناخته و یا ناشناخته باشد. فلذا بطور مدام محتاج پاکسازی است. یکی از آثار و فواید بیشمار نماز، بعنوان ذکرخداوند، توبه و بازگشت و پاکسازی درون از آلودگیهاست، ازینرو خداوند فرموده است: « أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ، یاد خدا دلها را آرام می کند.»(7) آرامشی که با هیچ نگرانی توأم نیست. امروزه با پیشرفت علم، بر ما روشن است که تنها یک منفذ برای خروج آلودگیهای ناشی از گناه شخصی یا ناخالصی های دیگر، در نهاد آدمی وجود دارد و تنها فرمول هدایت آن آلودگیها و غبارهای تاریک به خارج از روح آدمی، توبه و بازگشت به طریق بندگی خدای متعال است که از مصادیق آن، همین حرکات دقیق نماز می باشد! دقیقاً مثل چرخاندن قفل گاوصندوق که باید دقیق و منظم و هماهنگ (به چپ و راست و به تعداد معینی) چرخانده شود تا باز شود و یا همانند استفاده دقیق، منظم و به اندازه از داروهای تجویزشده پزشک است که به سلامتی بیمار می انجامد.
پی نوشت ها:
1. طه/124.
2. «وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ»، نساء/79.
3. «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ»؛ روم/آیه 41.
4. طلاق/ 3.
5. بقره/ آیات 2 و 3.
6. «این کانالهای مولد انرژی را در اصطلاح آیین های شرقی «چاکرا» می گویند. چاکراها از جمله ادعاهایی است که در بعضی از مکاتب کهن مطرح شده، در مباحث مربوط به يوگا، معمولاً از هفت چاکرا نام برده مي شود که محل تجمع انرژي اند. يکي از انرژي هايي که اين گردابها را به کار مي اندازد، کنداليني است. ديگري نيروي روحاني نهفته در وجود آدميان است. چاکراها نسبت به دريافت انرژي هم توانمندند؛ چون انسان ها از ديگران انرژي مي گيرند. اين انرژي ممکن است مثبت باشد و به قدرت چاکرا کمک کند؛ نيز ممکن است نيرومند باشد و بعضي از چاکراها را از کار بيندازد و اثر منفي داشته باشد.» جهت آشنایی بیشتر با این مبحث و نقد آن مراجعه شود به کتاب کاوشی در معنویت های نوظهور، تألیف حمزه شریفی دوست، برگرفته از سایت پرسمان دانشجویی، با کمی تغییر و تصرف.
7. رعد/28.