اولین مجله اینترنتی «فقه اهل بیت (ع) و بیداری اسلامی»
تبهای اولیه
[="DarkGreen"]دانلود[/]
[="Blue"]یادداشت[/]
[="DarkGreen"]گفتگو 1[/]
[="Purple"]گفتگو 2[/]
[="Magenta"]چندرسانه ای[/]
[="Blue"]مباني و مستندات قانون اساسي[/]
[="DarkGreen"]«بيداري اسلامي»[/]
[="Magenta"] منویات و بیانات رهبر معظم انقلاب[/]
[="Blue"]صورت مشروح مذاكرات مجلس[/]
[="Blue"]كتاب بیداری اسلامی[/]
[="Purple"]همایش نظریه بیداری اسلامی[/]
[="Purple"]اگر فقه اهل البیت کاری نکند![/]
منبع ورود
[="blue"]
[="darkgreen"]بیداری فقه و بیداری اسلامی [/]
[="red"]علی الهی خراسانی [/]
1- در برخی كشورهای عربی موجی از خودآگاهی و هویتاندیشیِ اسلامی شكل گرفته كه به بیداری اسلامی شهرت یافته است. بهنظر میرسد ملتهای عربی به افقی از بینش تاریخی رسیدهاند و از هویت ناسیونالیستی كه سبب رشد دیكتاتوریها بود گذر كرده و به اسلام اجتماعی و سیاسی روی آورده و هویت اسلامی خویش را زنده كردهاند.
2- نقطه اشتراك این موج از اعتراض و قیام نسبت به تغییر مدیریتها، اسلامخواهی و استقلال طلبی است. ملتهای عربی در پی بیداری بینش خویش، به دنبال اسلامی هستند كه عدالت و رهایی از استبداد و وابستگی به بیگانه را تأمین سازد؛ نه اسلامی كه دیكتاتورها با در قالب رفاهبخشی و آزادیهای مصنوعی به دنبال آن بودند. ملتهای عربی، قیام و ریخته شدن خونهای خویش را بر امنیتِ برخاسته از دیكتاتوری و اسلامِ آمریكایی ترجیح دادهاند.
3- اسلامخواهی در بیداری ملتهای عربی از نوع نگرشی برتر به اسلام است كه میتواند الگویی از حكومتداریِ عادلانه و مدیریت دینی ارائه دهد. نگرش حداكثری به اسلام كه میتواند هویت جدید عربی را ارمغان دهد و قیام و انقلاب را نتیجه بخشد، نگاه ما به فقه را تغییر خواهد داد. در بیداری اسلامی، ملتها به دنبال اسلامی هستند كه از ایشان ذلت را نفی كند و به آنها اقتدار بخشد. بنابراین در بیداری اسلامی، عزت و اقتدار به یكدیگر پیوند میخورند و اسلامِ گوشهگیر به اسلام مقتدر تبدیل میشود.
4- فقهی كه خود را غیرمسئول نسبت به تكامل اجتماعی میداند و برای آن هیچ طرحی ندارد، حتی اگر فریاد بر سر برهنگی فرهنگی بكشد، در اقتدار جبهه كفر منحل میشود و فقه اعلامیه را نتیجه میدهد نه فقه برنامه! در بیداری اسلامی، فقهی كه كشتهها را میبیند و به طهارت و دیات میپردازد، در واقع قرنها از بیداری ملتها عقب است و فقه خاموش نمیتواند طرحی برای بیداری اسلامی داشته باشد! بیداری اسلامی سبب شده كه فقه بیدار گشته و مقیاس فقاهت خود را از فرد به جامعه و موضوعات كلان ارتقا دهد.
5- فقه موجود تا نگاه و رویكرد خویش را از فرد به جامعه و از موضوعات پراكنده به نظام ارتقا ندهد، سرنوشت بیداری اسلامی را تقدیم به تفكر لیبرال و سكولار كرده است و به جای ارائه طرحی برای اسلامی شدن و اسلامی ماندن قیامها و تشكیل حكومت اسلامی، با خاموشی فقه و نگاه گوشهگیرانه كمك به روند شكلگیری حكومت لائیك كردهایم. دیگر فقه حق ندارد لوازم حكومت لائیك را تقبیح كند و فریاد برآورد. فقهی كه تكامل را نبیند، فقهی است كه نمیتواند طاغوت را به زیر بكشد و اسلام را قدرت بخشد و فقهی راكد خواهد ماند كه طاغوت و كفر در آن میتوانند زیست كنند!
6- برای ورود به بیداری اسلامی و داشتن طرحی برای آن، فقه باید بیدار شود و به فقه نظام ساز برسد و به جای پرداختن به موضوعات اجتماعی كه هنوز روابط فرد را میبیند، موضوع فقاهت را به نظام برساند و بتواند از منابع دین، نظامهای اسلام را استنباط نماید و در این راستا قواعد نوین حجت را پدید آورد. با فقه نظامساز، میتوان اتحادیه بزرگ كشورهای اسلامی را با محوریت و نظارت اساسی ولایت فقیه رقم زد و نظامهای اسلامی را با سازوكارهای دینی برای تمام كشورهای رهایی یافته از استبداد طاغوتی، ارائه داد.
[/]
[="blue"]مهمترین مسئله در فقه شیعه، تعمیم ولایت فقیه به كشورهای اسلامی است
[="darkgreen"]مصاحبه با آیت الله شیخ محمد واعظ زاده خراسانی[/]
[="purple"]- فقه شیعه چه ظرفیتهایی برای ورود به بیداری اسلامی میتواند داشته باشد؟ [/]
مهمترین مسئله فقه شیعه، مسئلة ولایت فقیه است كه اگر آن را به دلیل روایات عام قبول كنیم، برای تصدی اموری كه مربوط به بیداری اسلامی است كاملاً ولی فقیه آمادگی خواهد داشت؛ زیرا این بیداری اسلامی راهنما لازم دارد وگرنه هر طایفهای قیام میكنند و همه را میكشند و اعتراضها بدون هدف میشود.
مهمترین مسئله در فقه امامیه همین میباشد كه امام، جانشین رسول است در كل امور كه برای اصلاح جامعه میتواند رأی خویش را اظهار كند و پس از او، فقیه جامع الشرایط در غیاب امام جایگاه او را میگیرد و میتواند در كل مسائل اسلامی نظر خویش را بیان كند نه آنكه فقط راجع به شهر خودش یا جمعیتی كه در اطرافش هستند توجه داشته باشد. امام در حقیقت، تصدی امور كل مسلمین را دارد، نائب او یعنی ولیفقیه نیز همینطور است، او هم تصدی امور كل مسلمین را دارد. بنابراین مهمترین مسئلهای كه در فقه شیعه وجود دارد به نظر من همین مسئله تعمیم ولایت فقیه به كشورهای اسلامی است.
[="#800080"]- با توجه به اینكه بیشتر این كشورها اهل سنت هستند ما چطور میتوانیم الگوی ولایت فقیه را به آنها عرضه كنیم؟ [/]
بالاخره امام علی(ع) در زمان خودش هیچ ارتباطی با اهل سنت نداشت؟! آنها را هدایت میكرد، دستور میداد، خلفا با وی مشورت میكردند، حقایق را میگفت. الان در حدی كه تحقق پیدا كرده است ما ولی فقیه داریم و در خود ایران نفوذ دارد، همه كاره و مرجع كل امور است، حالا چنین شخصی الآن میتواند نسبت به این بیداریها اظهار نظر كند كه البته بیان هم كردند، ببینید یك وقت میگوییم كه ولی فقیه بیاید همه را تحت سرپرستی خودش بگیرد كه این مربوط به آنها میشود و آنها باید قبول كنند. یا اینكه اگر آنها هم بخواهند برای خودشان یك ولی اسلامی و خلیفه، طبق عقیدهشان تعیین كنند ـ البته اگر انقلابشان به یك انقلاب اسلامی بیانجامد ـ این خلفایی كه آنها تعیین میكنند، آن هم بعد از انقلابی كه متاثر از انقلاب ایران است قهرا آنها باید با ولی فقیهی كه ما داریم رابطه برقرار كنند، مشورت كنند یا خود ولی فقیه اصلاً پیشنهاد كند یك شورایی برای این ولی فقیهها تشكیل بدهیم، شما ولی فقیهِ به اصطلاح اهل سنت هستید و ما هم در شیعه.
در هرحال ولی فقیه نمیتواند نسبت به این جریانهایی كه دارد اتفاق میافتد بی تفاوت باشد و مقام معظم رهبری هم بیتفاوت نبودند؛ من اطلاع دارم كه كاملاً در جریان مصر قرار دارند، توصیههایی به بعضیها كردند، آنها به ایشان مراجعه میكنند و از ایشان در مشكلاتشان راهنمایی میخواهند و اینها واقعیتهایی است.
[="#800080"]- الان بعد از سقوط این دیكتاتورها خلأیی در كشورهای عربی نسبت به تدوین قانون اساسی احساس میشود ، با توجه به تجربهای كه ما هم در مشروطه و هم در انقلاب اسلامی داریم فقه شیعه در تدوین قانون اساسی چه اقدامی میتواند داشته باشد؟ [/]
آنها هم همه شان قانون اساسی داشتند، شاید مصر قبل از ما قانون اساسی داشته است. بله اگر آنها انقلابشان را انقلاب اسلامی و صد درصد اسلامی قرار بدهند كه صد درصد قانونِ كشور یك قانون اسلامی باشد، حتماً به تجربه و فقه شیعه احتیاج دارند.
برای اینكه ما تجربه داریم، جلو رفتیم؛ آنها تازهكار هستند. درست است كه فقه ایشان غیر از فقه ماست اما در همان مسائل حكومت به ما احتیاج دارند و باید به ما مراجعه كنند چون ما تجربه داریم، اشتباهاتمان را تصحیح كردیم؛ به عنوان مثال ابتدا در قانون اساسی ما چنین بود كه یك رهبر باشد، یك رئیس جمهور و یك نخست وزیر، بعد عملاً معلوم شد پست نخست وزیری زیادی است. وقتی كه مقام معظم رهبری رئیس جمهور بودند همین آقای موسوی دائماً با ایشان دعوا میكرد حالا نخست وزیر بود، اما این را تغییر دادیم و برداشتیم.
ممكن است آنها هم همین فكر را بكنند؛ الآن كشورهای اسلامی غالباً رئیس جمهور دارند و نخست وزیر هم دارند. وقتی قانون، صد درصد اسلامی شد بالاخره باید مرجع نظارت وجود داشته باشد كه نه رئیس جمهور میتواند باشد نه خود ولی فقیه، مرجع نظارت باید علما باشند كه این ساختارهای حكومت همه تدریجاً شكل گرفته است و نیاز نظام باعث شد كه این مسائل انجام شود.
بنابراین آنها حتماً به تجربه ما نیاز دارند؛ مگر اینكه از اول اعلام كنند ما لائیك هستیم و قانون اساسی ما، اسلامی نیست؛ بله در مسائل جزئی و حقوقی، مسائل اسلامی رعایت میشود اما اصل قانون، اسلامی نیست. اگر اینطور باشد آنوقت آنها باید بروند سراغ كشورهایی كه لائیك هستند و ببینند آنها چه كردند. در خود مصر ممكن است این اتفاق بیافتد. با آنكه اخوان المسلمین در رأس همه احزاب است اما آنها نیامدند خود را مطرح كنند و بقیه را كنار بزنند؛ بلكه فقط به عنوان یك حزب آمدند. اما غالب نظرها به همان روش اخوان است كه یك حكومت اسلامی تشكیل بدهند ولی مخالف هم زیاد دارند.
افرادی كه طرفدار مبارك بودند اگر بخواهند به كسی رأی بدهند، كسی را انتخاب میكنند كه اسلامی فكر نكند و لائیك باشد و این افراد زیاد هم هستند. ولی در عین حال رجحان بر حكومت اسلامی است و الان این مسئله در كشورهای اسلامی خیلی مورد بحث است. اخوان المسلمین خودشان را مطرح نمیكنند تا اینكه دیگران را عقب بزنند ولی اكثریت جامعه مصر، به آنها توجه دارند. من یادم هست كه اخوان المسلمین از اول تاسیس شدنش، طرفدار یك حكومت اسلامی بودند و حالا هم هستند. در هر حال ارتباط ما با آنها این است كه از تجربیات خودمان به آنها تعلیم بدهیم و آنها خواهی نخواهی احتیاج دارند.
االان هم كاملاً از ابتدای بیداری اسلامی، دولت و رهبری، به این حوادث توجه داشتند و توجه دارند، افراد رفت و آمد میكنند، اینجا به آنها تعلیم میدهند، تذكر میدهند، منتها حالا مصلحت نیست كه در سطح بینالمللی دخالت فكری ما در مصر مطرح بشود؛ ولی لااقل حواسمان جمع است كه اینها دارند چه راهی را ادامه میدهند كه اگر در مسیر گمراه شوند هدایتشان كنیم. كما اینكه الان دائماً به آنها گفته میشود كه كاری نكنید كه دیگران بیایند این انقلاب شما را كنترل كنند؛ آمریكا الان مشغول است و شاید هم در یك جاهایی موفق بشود.
[="#800080"]- در اندیشه سیاسی اهل سنت، خروج بر حاكم پسندیده نیست و گفته میشود علیه حاكم اسلامی در هر حال نباید خروج كرد؛ چقدر فقه ما میتواند این اندیشه را تصحیح كند؟ [/]
این یك اشتباهی است كه غالباً شیعهها میكنند. آنها در كتابهایی كه درباره حقوق حكومت نوشتهاند میگویند خلیفه باید عادل و فقیه باشد؛ این عقیده اهل سنت است. ما میگوییم باید معصوم باشد آنها میگویند باید عادل باشد. و ما میگوییم باید معصوم و عالم باشد، آنها میگویند فقیه باشد. این مسلم است بین همه اهل سنت. ولی میگویند اگر كسی كه این شرایط را ندارد، مسلط بر حكومت شد به لحاظ مفاسدی كه قیام علیه او دارد، نباید علیه او قیام كرد. این یك مسئلة جدا است نه در اصل خلافت كه این شرایط لازم است و باید حاكم عادل و فقیه باشد، همه اهل سنت چنین میگویند.
ذیل آیه اولوالامر نگاه كنید كه شیخ محمد عبده چه میگوید؛ میگوید كه اولوالامر باید فقیه باشند، عادل باشند، مورد توجه و آگاه به اوضاع و احوال سیاسی باشند؛ ما هم همین را در غیاب امام میگوییم و عین همین حرف ما است. منتها این قضیه هست كه وقتی كسانی كه این شرائط را ندارند مثل خلفای بنی عباس و بنی امیه، آنها قبول ندارند كه همه این خلفا دارای این شرائط بودند؛ خیلی از ایشان اصلاً فقیه یا عادل نبودند، اما میگویند كسی كه مسلط شده و حكومت را قبضه كرد، نمیشود علیه او قیام كرد مگراینكه با اصل اسلام مخالف باشد؛ یعنی استثنا میكنیم كه اگر آمد گفت آقا ما اصلاً اسلام را قبول نداریم و باید اسلام ازبین برود، در اینجا مورد اتفاق میان اهل سنت است كه باید علیه او قیام كنیم تا هر جا بشود، تا از بین برود.
اما در غیر این صورت كه فرد خلیفه بود اما فاسق بود و یا عالم نبود اما خود را نماینده اسلام میدانست و برای اسلام كار میكرد، قیام مفاسدی دارد و به نتیجه نمیرسد؛ من عقیده دارم فتوحات در زمان بنیامیه به پیشرفت اسلام كمك كرد كه البته در جایی این را نوشتم و گفتم كه بسیار مورد اعتراض قرار گرفت. در بنی عباس هم مذاهب فقهی و فروعات فقهی بسیار رونق گرفت و ...
درهر حال تفاوت آنقدر كه ما تصور میكنیم نیست مخصوصاً بعد از غیبت امام كه شرایط حاكم از لحاظ اسلامی دقیقاً میان ما و اهل سنت مشترك است. و عجیب این است كه من مكرراً گفتم بیشتر علمای ما هم، همینطور فكر میكردند. در زمان ناصر الدین شاه به علما میگفتند آقا علیه شاه قیام كنید! میگفتند الان نمیشود. حتی حاج عبدالكریم حائری وارد سیاست نمیشد و علیه رضاخان هیچ كاری نمیكرد، سكوت داشت؛ در حالیكه حاج آقا حسین قمی اینجا مشهد، قیام كرد. در شهرها خیلی اعتراض به حاج عبدالكریم حائری میكردند، حاج عبدالكریم گفته بود "خراب كردن آسان است بله بیایم قیام كنیم و ازبین ببریم ولی چه كسی مرد این است كه بعد دومرتبه یك حكومت تشكیل بدهد"
بنابراین واهمه داشتن از اینكه همین حداقل امنیت كشور از بین نرود یك امر عقلایی است و برای همین تردید در قیام بود. به هرحال ظاهر كشورهایی مثل مصر و لیبی، اسلامی بود... نباید به اهل سنت ایراد گرفت و نباید تصور كرد كه اصل عقیدشان این است كه هركس روی كار آمد خلیفة شرعی است، خیر این اشتباهی است كه ما میكنیم. چون مباحث آنها را مطالعه نمیكنیم. این مسئله را هم نباید به آنها ایراد گرفت، باید كمی فكر كرد ببینیم خودمان چه كردیم، امام خمینی كه قیام كرد بسیاری مخالف بودند مانند آقای خوانساری در تهران، نه اینكه طرفدار شاه بود بلكه میگفت آخر این وضعِ آرام را شما بر هم میزنید بعد هم نمیتوانید كاری كنید! اما آنها نمیدانستند كه امام مرد این میدان است كه بعد میتواند مرتب كند.
در هر حال ما وظیفه داریم چون خودمان قیام كردیم، انقلاب كردیم و حكومت اسلامی تشكیل دادیم، وظیفه داریم كه در همة جهات قضیه بیداری اسلامی توجه كنیم كه حكومت آنها حكومت اسلامی بشود. اگر هم لائیك شد لائیكی مثل تركیه فعلی نباشد. به عنوان مثال غالباً اینها نوشتند كه اساس احكام ما از اسلام است یا اسلام مبدأ اصلی است كه البته مانند حكومت اسلامی كه ما داریم، نیست ولی اسلام را مبدأ احكام قرار میدهند. [/]
[="Blue"]چند رسانه ای:
[="#ff0000"]slamic Unity اتحاد اسلامی[/]
دانلود از آپارات
پخش مستقیم
[="Red"]بیداری اسلامی در قرآن[/]
دانلود
پخش مستقیم از آپارات[/]
[="blue"][="purple"]«بيداري اسلامي» عنوان كتابي شامل 30 مقاله كوتاه دانشجويي درباره بيداري اسلامي و انقلابهاي عربي است كه با گردآوري مهدي يزدانپناه به چاپ رسيد.-[/]
مهدي يزدانپناه، گردآورنده كتاب، در گفتگو با خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) عنوان كرد: كتاب بيداري اسلامي شامل 30 مقاله كوتاه دانشجويي در موضوع بيداري اسلامي و تحولات منطقه و كشورهاي عربي است.
وي گفت: از فعالان سياسي و فرهنگي دانشگاهها خواسته شد در 30 موضوع با محوريت بيداري اسلامي مقاله بنويسند و هر موضوع به دو نفر سفارش داده شد. از 60 مقالهاي كه توسط دفتر مطالعات فرهنگي وزارت علوم جمعآوري شد، 30 مقاله برگزيده و در اين كتاب گردآوري شدند.
در مقدمه كتاب آمده است: «اولین موج بیداری اسلامی در منطقه با پیروزی انقلاب اسلامی به وقوع پیوست. در واقع احیاگری و بیداری جهان اسلام با پیروزی انقلاب اسلامی معنا و مفهوم نو و تازهای پیدا كرد و از مرحله نظر و تئوری به مرحله عمل و واقعیت تبدیل شد. جنبش بیداری اسلامی، وارد مرحلهای جدید شد و جهش توأم با عمق فكری را در جغرافیای اسلام بویژه در میان تودهها و لایههای خفته جوامع اسلامی بوجود آورد.»
يزدانپناه گفت: مقالههاي «بيداري اسلامي از ديدگاه حضرت امام(ره)»، «نقش دانشگاهيان و انديشمندان در بيداري اسلامي»، «بيداري اسلامي؛ راديكاليسم و افراطگرايي» و «خاورميانه اسلامي و رژيم صهيونيستي» از جمله مقالههاي اين كتاب است.
كتاب «بيداري اسلامي» در 368 صفحه و 3000 نسخه توسط دفتر مطالعات فرهنگي وزارت علوم به چاپ رسيده و بهطور رايگان عرضه ميشود.[/]
[="Blue"][="Red"]كتاب “بیداری اسلامی” در منویات و بیانات رهبر معظم انقلاب كه به خاستگاه ها، عوامل و مولفه های بیداری اسلامی اشاره دارد، در قم منتشر شد. [/]
این كتاب به گزاره شناسی بیداری اسلامی در بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی) می پردازد ، كه مجموعه ای كامل از سخنان رهبر معظم انقلاب در این موضوع از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۹۰ می باشد.
كتاب بیداری اسلامی در شش فصل با عناوین؛ ضرورت های بیداری اسلامی، عوامل پیدایش بیداری اسلامی، شاخصه ها و مولفه های بیداری اسلامی ، وظایف، راهكارها و فرصت های بیداری اسلامی، آسیب ها و تهدید های بیداری اسلامی و تحقق بیداری اسلامی توسط محمد حسن رضایی جمع آوری و تنظیم شده است.
مجموعه مذكور با تلاش موسسه مستشهدین وصال و با همكاری نهضت جهانی مقاومت در ۱۲۰ صفحه در تیراژ ۳۰۰۰ نسخه منتشر گردیده است.
در قسمتی از این كتاب این چنین آمده است:
امروز دنیا در زیر بار سنگین تحمیلات ناشي از تمدن مادي به ستوه آمده است و دنبال راه نجاتي میگردد. آنچه كه شما امروز از بیداري اسلامي در برخي از كشورهاي اسلامي مثل مصر و تونس ملاحظه میكنید، یك نشانه و نمونهاي از بهستوهآمدگي بشریت است. وقتي شیاطین بر زندگي مردم غالب میشوند – كه شیاطین انس از شیاطین جن خطرناكترند – مستكبران عالم كه در زندگي اجتماعي مردم، زندگي خصوصي مردم، در اقتصاد مردم، در فهم و بینش مردم دخالت میكنند و آنها را به راههاي بیراهه میكشانند، زندگي فضاي تاریك پیدا میكند و این فضاي سنگین و تاریك با فطرت انسانها ناسازگار است و بالاخره فطرت انسان بیدار میشود؛ این آن چیزي است كه امروز دارد در دنیا اتفاق ميافتد. (بیانات در دیدار مسئولان نظام درروز میلاد پیامبر(ص( ۲/۱۲/۱۳۸۹
علاقه مندان برای تهیه این كتاب می توانند به سایت پاتوق كتاب به آدرس bookroom.ir مراجعه فرمایند یا با شماره ۰۲۵۱۷۷۴۶۹۹۲ تماس حاصل فرمایند[/]
[="Blue"]
[="Red"]صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران[/]
دانلود قانون اساسی1
دانلود قانون اساسی 2
دانلود قانون اساسی 3
دانلود قانون اساسی 4[/]
[="Blue"]
[="Purple"]بیداری اسلامی جوشیده از مبانی فقهی و فرهنگ شیعه است[/]
مصاحبه با آیت الله شیخ محسن اراكی عراقی
[="DarkGreen"]به عنوان اولین سوال در قبال مسأله بیداری اسلامی بطور كلی فقه شیعه چه ظرفیتها و مسئولیت هایی میتواند داشته باشد؟
[/]
به نظر بنده فقه اسلامی با بیداری اسلامی یك رابطه كاملاً بنیادین دارد، بدین معنا كه بنیاد بیداری اسلامی با فقه جعفری سازگار است و با اصول فقه جعفری كاملاً منطبق است. در حالیكه این سازگاری بین این حركت جدید و بین این بیداری اسلامی وفقه بسیاری از مذاهب سازگاری وجود ندارد. بنیادهای این بیداری اسلامی كه عرض كردم نه تنها با فقه اسلام بر مبنای مذهب اهل بیت (ع) و با فقه جعفری كاملاً سازگارست بلكه باید بگوییم به شكلی جوشیدهای از مبانی و اصول فقه جعفری است.
چند اصل كلی از اصولی كه ریشه این بیداری اسلامی است و بیش از هر فقهی در مبانی فقه جعفری تببین شده است بدین توضیح هستند:
- اصل اول اصل وجوب خروج بر ظالم و عدم جواز خضوع برای ولایت جائر است. این عدم خضوع برای ولایت جائركه یك مرتبه كار است و افزون بر این، وجوب خروج بر ظالم یك اصل یا دو اصلی از اصول بنیادین فقه جعفری است ودر سایر مذاهب این دو اصل هر دو وجود ندارد، بلكه عكسِ این دو اصل وجود دارد، ولایت جائر را تجویز میكند. غالب مذاهب اسلامی ولایت جائر را تجویز میكنند و مشروع میدانندو خضوع برای ولایت جائر را جائز میدانند و بعضی خروج بر ولایت جائر رو تحریم میكنند و روایاتی را از رسول خدا نقل میكنند كه ما معتقدیم بعضی از انها بد فهمیده شده و بعضی نیز جعلی است كه به رسول خدا نسبت میدهند و احادیث مجعول عمدتاً در اوایل دوران خلافت امویان آغاز شده و این فعال ترین دوره ی جعل است كه همان آغاز حكومت امویان كه دوره معاویه و آل مروان است.
در این دوره است كه این احادیث جعل شد كه «اسمع و اطع للحاكم و یا للامیر و ان ظلمك و ان اخذ مالك و ان ضربك»(از حاكم اطاعت كن حتی اگر به تو ظلم كند و تو را بزند)، كه در فقه ما نیست. بلكه فقه ما فقهی است كه كه میگوید از ظالم اطاعت نكن بلكه اصلاً قبول ولایت جائر از محرمات مسلم فقه ماست و شما میدانید كه مرحوم شیخ انصاری در مكاسب محرمه فصل مشبعی در رابطه با حرمت ولایت جائر دارد آن هم در حدی كه بحث میكند حتی اگر كسی برای جائر لباسی بدوزد و یا دواتی برای قلم آنها فراهم كند، كمك به جائر شده است. حتی در این حد در روایات ما تصریح به حرمتش شده و اصلاً حرمت ولایت جائر یكی از اصول اساسی فقه ماست. هم حرمت ولایت جائر و هم وجوب خروج بر ظالم و جائر كه خود سیره سید الشهدا(ع) و ان روایتی كه حضرت از رسول اكرم نقل میكنند كه «أيها الناس؛ إنّ رسول اللّه قال: «من رأي سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللّه؛ ناكثا لعهد اللّه؛ مخالفا لسنّه رسول اللّه؛ يعمل في عباد اللّه بالإثم و العدوان فلم يغيّر عليه بفعل و لا قول، كان حقّا علي اللّه أن يدخله مدخله»
این روایت پیش ما متواتر است چون در تمام مقاتل این روایت از سید الشهدا از رسول اكرم (ص) ذكر شده است.
این روایت و روایات دیگر زیاد است كه در كتب روایی ما ذكر شده و فقها به استناد این روایت و حتی به استناد آیات قرآنی زیاد مثل لا تركنوا للذین ظلموا قائل بر حرمت ولایت جائر و هم قائل بر وجوب خروج بر حكومت جائر شدهاند. این یك اصل بنیادین برای بیداری اسلامی جدید است و اصلاً بیداری اسلامی جدید مبنای آن عدم تحمل حكومت جائر است. این مبنا در هیچ یك از مذاهب دیگر به این شكل وجود ندارد. این مبنا، مبنایی است كه از فقه جعفری جوشیده و از معارف اهل بیت (ص) ریشه گرفته است.
- اصل دوم كه در فقه جعفری بیش از فقه سایر مذاهب به آن پرداخته شده است، حرمت قبول ولایت كفار و وجوب خروج بر ولایت كافرعلاوه بر ولایت جائر است. مسأله ولایت كفار بر مسلمین در قرآن كریم در قرآن نفی شده :و لن یجعل الله للكافرین علی مومنین سبیلاً و لا تتخذوا یهود و نصارا اولیاء و امثال این مطالب.
بحث ولایت، بحثی است كه در فقه جعفری بیش از هر فقه دیگری به آن پرداخته شده است و ضرورت اینكه ولایت ولایت الله باشد وتقابل بین ولایت الله و ولایت غیر خدا، و این كه ولایت غیر خدا از مصادیق شرك است. اینكه مسلمان نمیتواند ولایت غیر خدا رو بپذیرد اجمالاً در سایر فقه مذاهب هم وجود دارد منتها با آن تفسیر و جزئیاتی كه در فقه جعفری به آن پرداخته شده برابر نیست و اساساً مبنای فقه جعفری مبتنی بر ولایت معصوم است. ولایت معصوم بنیاد فقه ماست كه این ولایت معصوم هم مبنای توحیدی دارد.
توحید در طاعت مبنای فقه جعفری است. یكی از نكات و انگیزه های این بیداری اسلامی، نفی ولایت كافر است .آنچه در مصر اتفاق افتاد همین بود. مردم مصر احساس كردند كه ذلیل شدند در برابر صهیونیست ها، در برابر آمریكا و اینكه مصر تبدیل شده به یك كشور ذلیلی كه ارادهای برای مردم آن در برابر اراده آمریكا وجود ندارد و اراده آمریكاست كه آنجا حكومت میكند. مردم تونس هم همین احساس را داشتند كه ولایت آمریكا آنجا حكومت میكند. مردم یمن و بحرین نیز همین احساس را دارند. بنابراین یكی از انگیزههای بیداری اسلامی، خروج بر ولایت كافر است.
آنها ولایت ظالم را میبینند كه وسیلهای برای ولایت كافر شده است. یعنی ولایت ظالم در كشورهای اسلامی با ولایت كافر تقریباً ادغام شده وطریقی برای سیطره كفار بر بلاد اسلامی شده است. این اصل دوم، عدم پذیرش ولایت كافر است كه از اصول فقهی مهم ما میباشد كه مبنای آن وجوب توحید در طاعت است.
- اصل سوم از اصولی است كه به نظر ما بیداری اسلامی از این اصل برخاسته، اصل عزت است كه مؤمن باید عزیز باشد. باز هم عدم جواز اینكه مؤمن خود را به ذلت بیاندازد، در فقه ما به روشنی تبیین شده است. در كتب اهل سنت و سایر مذاهب، به این اصل كمتر پرداخته شده یا پرداخته نشده در حالی كه در فقه ما به طور كامل به آن پرداخته شده است.
در روایات است كه امور شخصی مؤمن را خدا به خود مؤمن سپرده كه چگونه لباس بپوشد، چگونه غذا بخورد، چه مسكنی انتخاب كند با چه كسی ازدواج كند و غیره. اینها اختیارش دست خود مؤمن است اما یك چیز دست خود مؤمن نیست اینكه بخواهد در این رفتارهای خودش ذلیلانه رفتار كند. حتی در روایات ما آمده است كه رسول اكرم (ص) تاكید داشته اند كه تا آنجایی كه آدم نیاز مبرم نداشته باشد درخواست و خواهش از دیگری نكند، زیرا عرضه نیاز به دیگری ذلت است. لذا انسان تا میتواند باید كاری كند تا از نیازمندی خود به دیگران خودش را آزاد كند و اگر نیاز دارد نباید آن را با ذلت مطرح كند. اصل عزت مؤمن در قرآن كریم شدیداً مورد تاكید قرار گرفته است : و لله العزه و لرسوله و للمؤنین. امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: مرگ با عزت بهتر از حیات با ذلت است یا فرمایش سید الشهدا (ع) كه شعار شیعه است: هیهات منّا الذله.
بنابراین از اصول بنیادین این بیداری اسلامی نوین، زیر بار ذلت نرفتن است. اگر خاطرتان باشد در ایام انقلاب شعارهای انقلاب اسلامی همین هیهات منا الذله بود یا زیر بار مذلت نرفتن. حتی شعارهایی كه مردم با همان ارتكاز دینی خودشان برای انقلاب میساختند در آنها همین مضامین بود.
این سه اصل اساسی به نظر بنده ریشه بیداری اسلامی نوین است.
[="#006400"]- با توجه به این كه بیداری اسلامی بیشتر در كشورهای اهل سنت اتفاق افتاده، الگوی ولایت فقیه چقدر میتواند برای این ملت ها كاركرد داشته باشد؟ [/]
ما معتقدیم كه اگر اصل ولایت فقیه به درستی تبیین شود خواهند دید كه تحقق این سه اصل بنیادین جز در چهارچوب ولایت فقیه ممكن نیست و این ولایت فقیه است كه تأمین كننده و تضمین كننده این سه اصل میباشد.
هم در بعد نظری كه وقتی در حوزه نظریه پردازی و تئوریك بحث می كنیم، مبنای ولایت فقیه همین سه اصل است. یعنی توحید در طاعت خدا، عدم خضوع برای ولایت جائر و عدم خضوع برای ولایت كافر و عزت مؤمن. این سه اصل هم از نظر تئوریك با ولایت فقیه رابطه نزدیك و منطقی دارد و هم از لحاظ تطبیق عملی باید گفت اگر بخواهیم این سه اصل یا چهار اصل را اجرا كنیم جز در چهارچوب ولایت فقیه قابلیت اجرا ندارد. خروج بر ولایت جائر و عدم قبول آن و خضوع در برابر ولایت خدا و توحید در طاعت خداوند متعال و توحید در ولایت الهی وعدم ذلت دربرابر ولایت كافرین، مبنای ولایت فقیه می باشد.
در آیات كریمه قرآن با تفسیر بر مبنای بینش مكتب اهل بیت و مذهب جعفری، این اصول اساسی از جمله عزت الهی تنها با ولایت الهی شكل میگیرد و تأمین میشود. بر همین اساس است كه این بیداری اسلامی كنونی جز بر مبنای اصول و مبانی فقه شیعی، اصلاً قابل تبیین نمیباشد.
تجربه عملی سی ساله انقلاب اسلامی ایران نیز در بیداری اسلامی تاثیر گذاشته است. یعنی همین نظریه كه آزادی ملتهای اسلامی جز در سایه ولایت خدا و رسول او و امام معصوم و نائب معصوم تحقق پیدا نمیكند. این را علاوه بر اینكه كتاب و سنت از نظر تئوریك بین این اصول و ولایت تبیین میكند، از نظر عملی هم منطقاً بدون آن یعنی ولایت تحقق پیدا نمیكند. تجربه تاریخی سی ساله ما همین را نشان داده است و دنیای اسلام و جوان ها دیدند كه آنجا كه ولایت است، عزت در مقابل كافر است و عدم خضوع در مقابل ولایت جائر قرار دارد. در ایران چنین است كه و در جنوب لبنان هم همین است. حتی در فلسطین مانند غزه و حماس و آن بخشی از فلسطین كه زیر پرچم ولایت جمهوری اسلامی هستند و در چهارچوب سیاستهای كلی جمهوری اسلامی حركت میكنند توانستند به عزتی دست یابند. این تجربه جمهوری اسلامی، تجربه عملی گران بهایی بود كه این بیداری اسلامی بر اساس آن شكل گرفت.
[="Magenta"]استفاده از این خبر تنها با ذكر منبع شبكه اجتهاد مجاز می باشد.[/][/]
[="Blue"]
كتاب بیداری اسلامی منتشر شد
[="Magenta"]چكيده: كتاب «بیداری اسلامی، تحول جغرافیای سیاسی ـ فرهنگی خاورمیانه» به همت معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی چاپ و منتشر شده است.[/]
به گزارش شبكه اجتهاد به نقل از اداره كل روابط عمومی و اطلاع رسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، كتاب «بیداری اسلامی» مجموعه مقالاتی برگزیده كنفرانس بین المللی یك روزه ای كه به مناسبت سالگرد عروج ملكوتی رهبر كبیر انقلاب اسلامی و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی «ره» در تهران برگزار شده است.
این كتاب توسط دكتر دهشیری معاون پژوهشی وآموزشی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و دكتر سعید خطیب زاده معاون مركز مطالعات بین الملل گردآوری و تدوین شده است.
كتاب «بیداری اسلامی، تحول جغرافیای سیاسی - فرهنگی خاورمیانه» به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی در 176 صفحه توسط انتشارات بین المللی الهدی چاپ و منتشر شده و در دسترس پژوهشگران و علاقمندان به موضوع بیداری اسلامی قرارگرفته است.
مشتركات انقلاب اسلامی ایران و انقلاب مصر، بیداری مذهبی، پیشینه تاریخی بیداری اسلامی، شرایط و علل آن، ماهیت تحولات منطقه ای، بیداری اسلامی و آینده جهان اسلام، مطالبات مردم بحرین، جنبش بیداری وعده الهی و... نمونه عناوین مقالات ارائه شده به كنفرانس یاد شده است كه در این كتاب به زیور طبع آراسته گردیده است.
شایان ذكر است به مناسبت سالگرد عروج ملكوتی رهبر كبیر انقلاب اسلامی و بنیانگار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی «ره» و تحولات در منطقه خاورمیانه و همچنین شمال آفریقا، كنفرانس بین المللی یك روزه ای 20 خردادماه سال جاری با همكاری سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی مؤسسه فرهنگ و اندیشه اسلامی و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در تهران برگزار شد.
منبع: شبكه اجتهاد[/]
[="Blue"]
همایش نظریه بیداری اسلامی در اندیشه سیاسی امام خمینی و رهبر معظم انقلاب»
[="DarkGreen"]چكيده: همایش«نظریه بیداری اسلامی در اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی(ره) و حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای مدظلهالعالی» بهمن ماه سال جاری با حضور اندیشمندان و صاحبنظران حوزوی و دانشگاهی برگزار خواهد شد.[/]
به گزارش شبكه اجتهاد به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، این همایش به همت مؤسسه فرهنگی پژوهشی انقلاب اسلامی و با هدف ارائه تحلیل علمی و تبیین عمیق از بیداری اسلامی در بهمنماه سال جاری برگزار خواهد شد.
دكتر «موسی نجفی» دبیر علمی این همایش با تأكید بر ضرورت بررسی علمی و آكادمیك بیداری اسلامی گفت: واقعیت این است كه اغلب تلاشهایی كه تاكنون در زمینهی بیداری اسلامی صورت گرفته، مانند برگزاری همایشها عمدتاً رویكردهایی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در عرصهی بینالمللی را دنبال میكرده كه در جای خود لازم بوده است. اما این همایش بنا دارد تا ضمن توجه به رویكردهای فوق با استفاده از ظرفیت محققین حوزه و دانشگاه و فضلا و اساتید صاحبنظر، نگاهی علمی و آكادمیك و عمیق به بیداری اسلامی بیندازد.
دكتر نجفی با اشاره به ارتباط انقلاب اسلامی ایران و بیداری اسلامی بر لزوم ارائهی تبیینی علمی از این ارتباط تأكید كرد و افزود: انقلاب اسلامی ایران از یك سو خودش معلول بیداری اسلامی و از سوی دیگر علت این بیداری محسوب میشود. همچنین بیداری اسلامی مقدمهی تشكیل تمدن نوین اسلامی است.
آسیبشناسی بیداری اسلامی، تاریخچهی بیداری اسلامی، مبانی بیداری اسلامی، چشماندازهای بیداری اسلامی، هویت بیداری اسلامی و نیز انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی از جمله محورهای اصلی این همایش است كه با توجه به افق اندیشهی حضرت امام رضواناللهعلیه و بر اساس اندیشه رهبر معظم انقلاب طرح شده است.
این استاد دانشگاه دربارهی ضرورت نظریهپردازی در باب بیداری اسلامی گفت: در حال حاضر یكی از مشكلات جدی این كشورها نداشتن نظریهای اسلامی برای انقلاب است. وقتی از برخی انقلابیون این كشورها میپرسیم كه برنامهی شما برای بعد از پیروزی در انقلاب چیست؟ پاسخ میدهند كه ما در انتخابات شركت میكنیم و سعی میكنیم كه آدمهای صالح را اگر پیروز شویم، روی كار بیاوریم. اینها میخواهند با همان قواعد دموكراسی جلو بروند. نكتهی قوت نظریهی بیداری اسلامی این است كه ما خودمان در آن صورت مسئله را مطرح میكنیم و دیگر نیازی به پاسخگو بودن به غرب نداریم.
علاقهمندان تا پایان آبانماه برای ارسال چكیده و تا پانزدهم دیماه برای ارسال متن كامل مقالات و آثار مكتوب خود به دبیرخانه این همایش به نشانی تهران، خیابان جمهوری اسلامی، خیابان دانشگاه جنوبی، كوچه عطارد، پلاك ۷، فرصت دارند.
پست الكترونیكی: تلفن: 66966812-021 صندوق پستی: 7676-15875
منبع: شبكه اجتهاد[/]
[="Blue"]
[="Purple"]اگر فقه اهل البیت (ع) كاری نكند، دلارهای عربستان و وهابیت كار خواهد كرد[/]
[="Blue"]چكيده: معاون آموزشی و عضو هیئت علمی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی در افتتاحیه نخستین رشته تخصصی رسمی سطح سه «فقه مقارن» گفت: در وضعیت كنونی و بیداری اسلامی این خلأ ایجاد شده را اگر فقه اهل البیت(ع) پر نكند، به یقین دلارهای عربستان و وهابیت كار خواهد كرد، زیرا فقه شیعه، فقه پیشرو و مدافع جدی برای معارف اسلامی بوده است.[/]
به گزارش شبكه اجتهاد، حجت الاسلام مجتبی الهی خراسانی در آغاز افتتاحیه نخستین رشته تخصصی رسمی سطح سه «فقه مقارن» در جمع علما و اساتید حوزه علمیه مشهد به تشریح شكل گیری این رشته پرداخت و اظهار داشت: باعث افتخار است رشته «فقه مقارن» اولین بار در مشهد تاسیس شد و این رشته با كمك و عنایت آیات اشرفی شاهرودی، قاضی زاده و مروارید و دیگر دوستان متولد شده است.
حجت الاسلام الهی افزود: بعد از طراحی رشته «فقه مقارن» از سال 83 سه دوره غیر رسمی دانشور پذیرفته شده است و از مهرماه سال جاری با توجه به رسمی شدن رشته تخصصی رشته «فقه مقارن» در حوزه علمیه خراسان این رشته دوره جدید خود را شروع خواهد نمود.
این مدرس سطوح عالی حوزه علمیه مشهد تصریح كرد: عمده هدف تشكیل رشته «فقه مقارن» در دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، تبیین فقه اهل البیت(ع)، تقویت جایگاه آن در جهان اسلام، پرورش تفكر و نقد و پژوهش در بین دانش پژوهان و همگرایی فقه اسلامی دربرابر تهاجم حقوقی غربی بوده است.
الهی خراسانی با اشاره به خصوصیات این رشته اظهار داشت: این رشته علاوه بر آن كه مبانی معاصر فقهی و اصولی مكتب اهل بیت علیه (ع) را محور آموزشی خود قرار داده، به بررسی و نقد مبانی فقهی و اصولی سایر مذاهب، و تحلیل نظامهای حقوقی، اقتصادی و سیاسی از نگاه اسلام می پردازد.
وی با اشاره به دیدار با آیت الله تسخیری و جرقه های شكل گیری رشته فقه مقارن افزود: در وضعیت كنونی و بیداری اسلامی این خلأ ایجاد شده را اگر فقه اهل البیت(ع) پر نكند، به یقین دلارهای عربستان و وهابیت كار خواهد كرد، زیرا فقه شیعه، فقه پیشرو و مدافع جدی برای معارف اسلامی بوده است.
گفتنی است، رشته «فقه مقارن» طی جلسه 590 شورای برنامه ریزی مركز مدیریت حوزه علمیه خراسان به عنوان رشته تخصصی سطح سه حوزه علمیه خراسان تصویب و به تأیید ریاست عالی آن رسیده است.
منبع: شبكه اجتهاد[/]