راههای کسب و تحصیل رضای الهی
تبهای اولیه
این نوشتار را با گفتار خداوند بزرگ آغاز می کنم:
قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ(1)
بشما رسيد از خداوند نور و كتاب آشكارى كه هدايت ميكند بآن خداوند كسى كه تبعيّت كند از رضايت او براههاى صلح و صفا و آنها را بيرون مىآورد از تاريكيها بسوى نور و آنها را هدايت ميكند براه راست اين آيه دلالت ميكند بر اينكه خداوند ادلّه يقينى در كتاب برقرار كرده است كه با آن هدايت كند كسى كه تبعيّت كند از رضايت او و تبعيّت از راههاى صلح و صفا و آن راههائى كه استفاده شود از آن احكام خداوند از روى يقين و چون ممكن نيست از كتاب و مجتهدين، پس آن براى معصومين است، پس يا اختصاص پيدا ميكند بخود پيغمبر (ص) پس لطفى كه حاصل مىشود براى مكلّفين مخصوص زمانش ميباشد و آن ترجيح بلا مرجّح است و يا اينكه اختصاص به پيغمبر (ص) پيدا نكند بلكه مشترك باشد ميان او ميان امام، پس ناچار در هر زمانى امام، معصومى بايد باشد كه طريق صلح و صفا را بشناسد و آن راههاى يقينى و آيات كتاب نسبت باو نور باشد براى اينكه نيست چيزى در هدايت مانند نور؛ زيرا آن بينائى يقينى را ميرساند كه هيچ شكّى را نميپذيرد بدين جهت است كه تشبيه كرده است بآن راههاى كتاب و آن ممكن نيست مگر براى معصومى كه نفسش قدسى باشد و علم نسبت بنفسش فطرى باشد و آن همان حقّ است.(2)
تلاش در راه کسب رضاي الهي
مقام معظم رهبری(مدظله العالی) می فرمایند:
خدا را بايد از خودمان راضي کنيم همه مان هم بايد اين کار را بکنيم هيچ کس نگويد که اول، فلان کسان خدا را از خودشان راضي کنند؛ اول و دوم ندارد؛ همه بايد در راه کسب و تحصيل رضاي الهي تلاش کنيم. رضاي خدا، با تقواي من و شماست .
علايم ايمان، گناه نکردن، از خدا ترسيدن، با بندگان خدا خوب بودن، با دشمنان خدا خصم و سرسخت بودن، از اختلافهاي کوچک برادران راحت صرف نظر کردن ، و با دشمنان ذره ذره را به حساب آوردن است. در مقابل مؤمنين، فروتن باشيد و خودتان را ذليل بگيريد؛ «اذله علي المؤمنين»(1) . اين، با شاخ و شانه کشيدن با همديگر، نمي سازد. اين، با محبت و گذشت و مدارا ايجاد مي شود. تقوا، اينهاست. تقوا در مسايل مالي، تقوا در مسايل ناموسي ، تقوا در مسايل شخصي، تقوا در مسايل سياسي، بخصوص تقوا در مسايل کاري را مهم بينگاريد. بدانيد که در حرکت تقوايي اين کشور و اين ملت، آن چنان اوج و رونقي به حرکت اين ملت داده خواهد شد که چشم دنيا را خيره خواهد کرد.
هر جايي که ما نمايشي از تقوا ديديم، همين اثر را هم ديديم . فتوحات ميدان جنگ، همين طور بود . خرمشهر، با تقوا به دست آمد. به وسيله ي تقوا و اتکال به خدا بود که دشمن در جنگ هشت ساله شکست خورد . هيچ شکستي، فضاحت بارتر از شکستي که دشمن در جنگ هشت ساله خورد، نيست. اينها، مبالغه نيست.
بارها اين نکته را عرض کرده ايم که اگر شرق، و غرب، اروپا و ناتو و ورشو، ارتجاع منطقه و همه و همه، پول و سلاح و تبليغات بريزند، براي اين که يک قسمت از کشور را جدا کنند، يا دولت را ساقط نمايند، يا جمهوري اسلامي را از بين ببرند و بعد از هشت سال نتوانند ، اين بزرگترين شکست آنهاست . ما با تقوا توانستيم اين پيروزي را به دست بياوريم؛ بعد از اين هم همين طور است. امام (رضوان الله تعالي عليه) ، براي ما آيت تقوا بود. هر چه موفقيت در کار اين انقلاب بود، در درجه ي اول، ناشي از تقواي قلبي آن رهبر و پيشوا و مجسمه ي تقوا بود.
پينوشتها:
1- سوره ی مائده؛ 15.
2 - برگرفته از كتاب ألفَين؛ ترجمه وجدانى، صفحه 506
3- سوره مائده؛ 54.
منبع: حديث ولايت ، جلد چهارم، ص 208-207.
از سوی دیگر تقوا امری نیست که انسان بتواند بر پایه عقل خویش به راه های دست یابی به آن برسد ؛ از این رو قرآن بیان می کند که تبیین راه های و زمینه های تحصیل تقوا از اموری است که می بایست از جانب خدا روشن و بیان گردد.(توبه آیه ۱۱۵) بنابراین به سراغ قرآن باید رفت تا از بر پایه آموزه های قرآنی راه های دست یابی به تقوا را به دست آوریم.
خداوند متعال در آیه ۸ سوره مائده به ارتباط تنگاتنگ میان تقوا و عدالت اشاره می کند. ناگفته پیداست که عدالت پیش از آن که به شخص و مباحث شخصی ارتباط داشته باشد به مسایل اجتماعی مرتبط است و عدالت در حوزه مسایل اجتماعی و در ارتباط با دیگری معنا و مفهوم می یابد.
در این آیه خداوند می فرماید: یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لایجر منکم شنئان قوم علی الاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی و اتقوا الله ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید برای خداوند بر پادارندگان باشید و به عدالت و داد گواهی دهید و مبادا دشمنی شما با گروهی وادارتان کند که به عدالت رفتار نکنید . به عدالت رفتار کنید که عدالت به تقوا نزدیک تر است و از خدا پروا داشته و تقوا پیشه کنید.
عدالت در یک تعریف کوتاه عبارت است از ترک گناهان کبیره و عدم اصرار بر گناهان صغیره، بنابراین لازم است تمام جوانب اوامر و نواهی خداوند متعال را در نظر بگیریم.
موارد دیگری هم می تواند زمینه ساز تقوای الهی شود که عبارتند از:
پیروی از آموزه های قرآن و حرکت در صراط مستقیم(انعام ایه۱۵۳) ایمان به غیب (بقره آیه 3) برپایی نماز (طه آیه ۱۳۲) پرداخت زکات (بقره آیه 3) یقین به آخرت و معاد (بقره آیه 3) ایمان به قرآن کریم و کتابهای آسمانی گذشته (بقره آیه 4) انفاق کردن و عفو و بخشش مردم (بقره آیه ۲۳۷ و آل عمران آیه 134) کظم غیظ (آل عمران آیه ی 134) استغغار (آل عمران 135) عدم اصرار بر کارها (آل عمران آیه 135) بهره گیری از الهامات و امدادهای الهی (شمس آیه ۸ و شعراء ایه ۱۳۲ و ۱۳۴) پذیرش انذارهای الهی (انعام آیه ۵۱) و غیره که از خداوند متعال توفیق کسب آنها را خواستاریم
از حضرت رضا عليه السّلام از پدرش موسى بن جعفر از پدرش جعفر بن محمّد از پدرش محمّد بن على از پدرش على بن الحسين از پدرش حسين بن على از پدرش على بن ابى طالب امير المؤمنين صلوات اللَّه و سلامه عليهم اجمعين روايت شده كه حضرت گفت شنيدم رسول خدا را كه ميفرمود:
دانشجوئى واجب است بر هر مسلمان، بجوئيد علم را از هر كجا كه گمان داريد و بپذيريد آن را از اهلش زيرا آموختن دانش براى خدا حسنه است و كسب علم عبادت است مذاكره و مباحثهى علمى تسبيح خداست و عمل كردن بعلم جهاد است و آموختن علم را بكسى كه ياد ندارد صدقه است و بخشيدن علم را بكسى كه ياد ندارد براى رضاى خدا سبب قرب بخداست زيرا كه علم وسيله دانستن حلال و حرام است و روشنكنندهى راه بهشت است و مونس در ترس و وحشت است و يار انسان در غربت و تنهائى است، همزبان مردمان است و رهنما در حالت سختى است، سلاح جنگندهى با دشمنانست،زينت پيش دوستان؛ و خدا به سبب علم مرتبه و درجه گروهى را بلند ميكند پس آنان را در خير قرار ميدهد، جلودارانى باشند كه مردم از آنان پيروى ميكنند و بكردارشان رهنمائى ميشوند و راى آنان را مىپسندند فرشتگان مايل دوستى با آنان باشند، پرهاى خود را بآنان بمالند در نمازهاى خود بر آنان درود فرستند و براى آنان طلب آمرزش كنند هر تر و خشكى از موجودات حتى ماهيان دريا و حشرات زمين و درندگان بيابان و چهارپايان. همانا علم سبب زنده شدن دل از نادانى، روشنى بخش ديدههاست از تاريكى، نيروى بدنهاست از ناتوانى، علم بنده را بسر منزل خوبان و همنشينى نيكوكاران و درجات بلند در آخرت ميرساند؛ و كسانى كه در بارهى علم انديشه ميكنند فكر آنان مساوى مىشود با ثواب روزه گرفتن و درس دادن آن مساوى عبادت شبهاست، بواسطه علم خدا پرستش مىشود، بواسطه علم پيوند خويشاوندى مىشود و حلال و حرام شناخته مىشود، علم پيشوا و عمل پيرو اوست خدا به خوشبختان الهام ميكند و بدبختان را از آن محروم مىنمايد خوشا بحال آنان كه از بهرهى علم محروم نمىشوند؛
و از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و اله روايت شده كه دانشمند در ميان مردم نادان مانند زندهايست كه در ميان مردگانست و همانا براى طالب علم تمام موجودات طلب آمرزش ميكنند طلب كنيد علم را كه سبب تقرب بين شما و خداى عز و جل مىشود و همانا طلب علم بر هر مسلمانى واجب است؛
و فرمود هر گاه روز قيامت شود مداد علما با خون شهيدان سنجيده مىشود پس مداد علما برترى پيدا مىكند بر خون شهيدان؛ و فرمود عملى براى مرد بعد از بپا داشتن واجبات بهتر از آشتى دادن بين مردم نيست كه نيتش خير است و خير را هم ميگويد؛
و نيز فرموده است كه بر شما باد بحفظ سنت من پس عمل در سنت بهتر است از عمل فراوان در بدعت؛
و نيز فرمود كه هر كس عالم را كوچك شمارد مرا كوچك شمرده و هر كس مرا كوچك شمارد كافر است؛
و فرمود از جبرئيل پرسيدم از حال علما گفت اينان چراغهاى امت تواند در دنيا و آخرت خوشا بحال كسى كه ايشان را بشناسد و دوست دارد ايشان را واى بر كسى كه معرفت ايشان را انكار كند و ايشان را دشمن دارد و هر كس آنان را دشمن دارد گواهى ميدهم كه در آتش است و هر كس آنان را دوست داشته باشد گواهى ميدهم كه در بهشت است؛
و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده فرمود كه هر گاه دانشجو در برابر استاد بنشيند خداوند هفتاد در رحمت برويش بگشايد آنگاه كه از مجلس استاد حركت كند گناهانش آمرزيده مىشود مانند روزى كه از مادر متولد شده و خدا در برابر هر حديثى كه ياد بگيرد ثواب يك سال عبادت باو دهد و براى هر وقتى كه بخواند شهرى مانند دنيا در بهشت برايش ساخته شود؛
و فرمود: نشستن يك ساعت در پيش دانشمند دوستتر است بسوى خدا از عبادت يك سال كه هيچ معصيت خدا را نكرده باشد و نگاه كردن به عالم دوستتر است بسوى خدا از اعتكاف يك سال در مسجد الحرام و زيارت دانشمند دوستتر است بسوى خدا از هفتاد حج و عمره و بهتر است از هفتاد مرتبه طواف خانهى خدا و خدا برايش هفتاد درجه بلند گرداند و خدا بهر حرفى كه از دانشمند مىآموزد ثواب هفتاد حج قبول شده در نامهى عملش مىنويسد و بر او رحمتش را فرو مىفرستد و فرشتگان گواهى دهند كه بهشت بر او واجب است؛
و فرمود زمانى كه روز قيامت شود خدا دانشمندان را گرد آورد سپس بايشان ميفرمايد بندگان من امروز من بشما خير فراوان عنايت فرمايم زيرا كه شما در راه من رنج و مصيبت زياد كشيديد مردم را بعبادت من وادار كرديد مژده باد شما را كه دوستان من باشيد و شما بهترين آفريدگان بعد از پيامبران باشيد مژده باد كه گناهان شما را آمرزيدم و اعمال شما را پذيرفتم و براى شما در ميان مردم شفاعتى است مانند شفاعت پيامبران و همانا من از شما خوشنودم رازهاى شما را آشكار نكنم و درين روز اجتماع شما را رسوا نكنم؛
و حضرت نبى اكرم فرمود: خوشا بحال استاد و شاگردان و عملكنندهى بعلم عرضكردند ثواب شاگرد چقدر است فرمود استاد و شاگرد پاداششان يكسانست؛
و نيز حضرت فرمود يا عالم باش يا شاگرد يا شنوندهى علم يا دوست اينان و مباش پنجمين كه نابود ميشوى همانا دانشمندان بزرگانند همنشينى با آنان سبب ثواب زياد و دست دادن بآنان زيارت است.
ارشاد القلوب- ترجمه رضايى، ج1، ص: 391 - 395
« دين و آيين چه كسى بهتر است از آن كس كه خود را تسليم خدا كند، و نيكوكار باشد، و پيرو آيين خالص و پاكِ ابراهيم گردد؟ و خدا ابراهيم را به دوستىِ خود، انتخاب كرد.»
نكتهاى كه در آيه مورد بحث است اين است كه جمله" يَهْدِي بِهِ اللَّهُ" را مقيد كرده به جمله:" مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ"، و خلاصه شرط كرده كه تنها كسانى را هدايت مىكند كه خوشنودى خدا را دنبال مىكنند، معلوم مىشود خداى هادى كه هدايت گر او است، وقتى هدايت بالقوهاش فعليت پيدا مىكند كه مكلف پيرو رضوان و خوشنودى او باشد، پس مراد از" هدايت" در اينجا هدايت به معناى رساندن به مقصد است، نه هدايت به معناى نشان دادن راه، و آن اين است كه پيرو رضوان خود را وارد در راهى از راههاى سلام خود و يا در همه راههاى سلام خود كند، و يا وارد در بيشتر آن راهها يكى پس از ديگرى بسازد.
:Gol::Gol: ترجمه الميزان، ج5، ص: 400