برادر صدرا: از شما سوال دارم شرق مکه و مدینه کجا می شود لطفا پاسخ دهید ؟؟؟؟ لابد چون خودتان در ایران هستید فکر کردید رسول خدا نیز در آنجا بوده است که می گویید بصره در غرب است هههههه سبحان الله با این جغرافیاتان به سوال پاسخ دهید برادر
برادران و خواهران عزیز لطفا از قرآن کریم و اهلبیت ع دلیل بیاورید و بخواهید و از مغالطه های بیهوده که فقط منجر به تحریف می شوند دست بردارید و واضح است که برادر بینا و صدرا از مغالطه استفاده می کنند و همچنان سوالات تکراری می کنند و دلیل را با دلیل بر نمی گردانند و ما همچان با دلیل و سنت خداوند سبحان با آنها برخورد می کنیم و منتظر دلیل هستیم، آیا قرآن و اهل بیت ع دلیل نیستند؟ پس با چه دلیل بعد از آنها ایمان می آورید؟ پس خواهشن فقط با دلیل و با انصاف قضاوت کنید
در کل عصور دعوت باطل موجود می باشد اما نمی شود با وجود باطل حق را نادیده گرفت پس دلیل بخواهید سوال کنید که با دلیل باشد نه سوال با مغالطه و سفسطه شیطانی، و الله المستعان علی ما تصفون
به میدان نبرد در نمی آید، مگر که پیروز از آن خارج شود.
شجاع ترین مردم است و از هیچ چیز نمی ترسد، مگر خدا.
پس این یمانی مدنظر جنابعالی از ترس چه چیز پنهان شده یا با نام مستعار به تبلیغ می پردازد؟!!
اگر این جناب مدعی یمانی بودن، راست می گوید باید صفات فوق را به اثبات برساند. به خدا قسم اگر چنین صفاتی را در او دیدم، اولین نفر از ایرانیان که به او ایمان می آورد من خواهم بود!
به میدان نبرد در نمی آید، مگر که پیروز از آن خارج شود.
شجاع ترین مردم است و از هیچ چیز نمی ترسد، مگر خدا.
پس این یمانی مدنظر جنابعالی از ترس چه چیز پنهان شده یا با نام مستعار به تبلیغ می پردازد؟!!
اگر این جناب مدعی یمانی بودن، راست می گوید باید صفات فوق را به اثبات برساند. به خدا قسم اگر چنین صفاتی را در او دیدم، اولین نفر از ایرانیان که به او ایمان می آورد من خواهم بود!
با سلام خدمت کلیه عزیزان
فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ . موسى ترسان و نگران از آنجا بيرون رفت [در حالى كه مى]گفت پروردگارا مرا از گروه ستمكاران نجات بخش (۲۱) القصص فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُّبِينٌ . صبحگاهان در شهر بيمناك و در انتظار [حادثهاى] بود ناگاه همان كسى كه ديروز از وى يارى خواسته بود [باز] با فرياد از او يارى خواست موسى به او گفت به راستى كه تو آشكارا گمراهى (۱۸) القصص
ملاحظه: آیا موسی ع که ترسان بود دلیل بر بطلانش می باشد؟ پس چرا موسی ع ترسید ؟؟؟ و همچنین رسول خدا از ترس قتل مشرکین به غار رفت و به مدت 3 روز در آنجا بود آیا رسول خدا ترسید ؟؟؟ اگر ترسش دلیل بر بطلانش است پس رسول خدا و موسی علیهم السلام باطلند چون از ترس مردم فرار کردند.
یمانی که جزو انبیاء نیست بلکه وصی و فرستاده وصی رسول خداست!!!
در ضمن یمانی فعلا در حال دعوت مردم است و قیام به اذن خداوند متعال از امام مهدی عج به فرزندش یمانی القا می شود لذا قیامی صورت نگرفته است
موفق باشید...
و الحمد لله وحده وحده وحده
اللهم صلی علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما
فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ . موسى ترسان و نگران از آنجا بيرون رفت [در حالى كه مى]گفت پروردگارا مرا از گروه ستمكاران نجات بخش (۲۱) القصص فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُّبِينٌ . صبحگاهان در شهر بيمناك و در انتظار [حادثهاى] بود ناگاه همان كسى كه ديروز از وى يارى خواسته بود [باز] با فرياد از او يارى خواست موسى به او گفت به راستى كه تو آشكارا گمراهى (۱۸) القصص
ملاحظه:آیا موسی ع که ترسان بود دلیل بر بطلانش می باشد نه نبوتش پس چرا موسی ع ترسید ؟؟؟ و همچنین رسول خدا از ترس قتل مشرکین به غار رفت و به مدت 3 روز در آنجا بود آیا رسول خدا ترسید ؟؟؟ اگر ترسش دلیل بر بطلانش است پس رسول خدا و موسی علیهم السلام باطلند چون از ترس مردم فرار کردند.
یمانی که جزو انبیاء نیست بلکه وصی و فرستاده وصی رسول خداست!!!
تو خودت جواب خودت را داری می دهی!
موسی (ع) و پیامبر (ص) در جایی مرتکب این افعال شدند که پیروانی زیادی نداشتند و مشرکان و کفار اگر از جایشان مطلع می شدند، قصد جانشان را می کردند و به مدد عدد و نفر تفوق داشتند بر مؤمنین.
اما الان بیش از یک میلیارد نفر مسلمان هستند، دیگر چه جای ترسی وجود دارد! همین الان اگر مسلمین بفهمند یمانی چه کسی است، اگر کسی یا حتی کشوری قصد جان او را بکند، همین مؤمنین شلوار او را درخواهند آورد!
دوماً آن بزرگواران انبیاء خدا بودند، پس هرچه می کردند، و به هر راه می رفتند، جز به هدایت و خواست خدا نبود،
اگر این جواب یمانی شما باشد، که پیامبران نعوذبالله از خلق ترسیده اند و گناهکارند!، پس از جاده ی عدل و حق خارج شده!
همین دلیل بر یمانی نبودن او کفایت می کند. کسی که قضاوت نادرست بر افعال پیامبران الهی بکند، خارج از صراط مستقیم حرکت می کند و اطاعت از او باعث گمراهیست، همانگونه که فعلا شما را گمراه کرده و همه دیدند چه قضاوت نادرستی در مورد بندگان صالح خدا کردید.
پنهان شدنش هم دلیل ترس و عدم شجاعت در او می باشد!.
آیا این انسان ترسو که بیش از یک میلیارد نفر حامی دارد علاوه بر حمایت خداوند متعال و امام زمان (عج) و ائمه اطهار (ع) باز هم می ترسد، لایق پیروی است؟! بخدا که نیست.
موسی (ع) و پیامبر (ص) در جایی مرتکب این افعال شدند که پیروانی زیادی نداشتند و مشرکان و کفار اگر از جایشان مطلع می شدند، قصد جانشان را می کردند و به مدد عدد و نفر تفوق داشتند بر مؤمنین.
اما الان بیش از یک میلیارد نفر مسلمان هستند، دیگر چه جای ترسی وجود دارد! همین الان اگر مسلمین بفهمند یمانی چه کسی است، اگر کسی یا حتی کشوری قصد جان او را بکند، همین مؤمنین شلوار او را درخواهند آورد!
دوماً آن بزرگواران انبیاء خدا بودند، پس هرچه می کردند، و به هر راه می رفتند، جز به هدایت و خواست خدا نبود،
اگر این جواب یمانی شما باشد، که پیامبران نعوذبالله از خلق ترسیده اند و گناهکارند!، پس از جاده ی عدل و حق خارج شده!
همین دلیل بر یمانی نبودن او کفایت می کند. کسی که قضاوت نادرست بر افعال پیامبران الهی بکند، خارج از صراط مستقیم حرکت می کند و اطاعت از او باعث گمراهیست، همانگونه که فعلا شما را گمراه کرده و همه دیدند چه قضاوت نادرستی در مورد بندگان صالح خدا کردید.
پنهان شدنش هم دلیل ترس و عدم شجاعت در او می باشد!.
آیا این انسان ترسو که بیش از یک میلیارد نفر حامی دارد علاوه بر حمایت خداوند متعال و امام زمان (عج) و ائمه اطهار (ع) باز هم می ترسد، لایق پیروی است؟! بخدا که نیست.
جوابی داری منتظرم!
با سلام شما در برابر قرآن ایستادگی کردید و قرآن را نقض کردید که خداوند متعال می فرماید ( سنه الله و لن تجد لسنه الله تبدیلا ) سنت خداوند متعال تغییر ناپذیر است حال خودتان به خودتان نیز جواب دادید سبحان الله چرا امام مهدی عج غیبت کرد و اگر شیعه مخلصی مثل شما هستند چرا ظهور نمی کند؟؟ امام صادق ع می فرماید: بخدا قسم اگر عدد 313 موصوف تکمیل شد آن چیزی که می خواهید شدنی است . غیبت نعمانی. پس الان که میلیونها شیعه هست چرا ظهور نمی کنند آیا این دلیل بر چیست؟ سید یمانی نیز حجتی از حجج خداوند متعال است و سنت خدا نیز بر آن جاری می شود و کسی به غیر از او به حق هدایت نمی کند و مسلماً مانند انبیاء بلکه سنت خداوند متعال عمل می کند که مبادا حکم به قتلش دهند و او را مانند عیسی ع تسلیم هیرودوس و بیلاطیس زمان ما کنند، و این بهترین و قویترین دلیل برای یمانی بودن آن است و یک بنده صالح است. سبحان الله شیعیان کل جهان به یک میلیارد نمی رسد و اگر هم برسند قسمتی از آنها مذاهب مختلف است. موفق باشید
شما در برابر قرآن ایستادگی کردید و قرآن را نقض کردید که خداوند متعال می فرماید ( سنه الله و لن تجد لسنه الله تبدیلا ) سنت خداوند متعال تغییر ناپذیر است حال خودتان به خودتان نیز جواب دادید سبحان الله چرا امام مهدی عج غیبت کرد و اگر شیعه مخلصی مثل شما هستند چرا ظهور نمی کند؟؟ امام صادق ع می فرماید: بخدا قسم اگر عدد 313 موصوف تکمیل شد آن چیزی که می خواهید شدنی است . غیبت نعمانی. پس الان که میلیونها شیعه هست چرا ظهور نمی کنند آیا این دلیل بر چیست؟
سید یمانی نیز حجتی از حجج خداوند متعال است و سنت خدا نیز بر آن جاری می شود و کسی به غیر از او به حق هدایت نمی کند و مسلماً مانند انبیاء بلکه سنت خداوند متعال عمل می کند که مبادا حکم به قتلش دهند و او را مانند عیسی ع تسلیم هیرودوس و بیلاطیس زمان ما کنند، و این بهترین و قویترین دلیل برای یمانی بودن آن است و یک بنده صالح است.
سبحان الله شیعیان کل جهان به یک میلیارد نمی رسد و اگر هم برسند قسمتی از آنها مذاهب مختلف است.
نکند که می گویی عیسی (ع) را به صلیب کشیده و کشته اند!!!!
شیعه بودن درجه دارد، و خداوند درجات مؤمنین را می داند، و به همین منظور برای بهشت درجات مختلف قرار داده.
اگر شخصی در کلاس نمره 20 نیاورد و 10 بیاورد هم قبول است، و او را تکفیر نمی کنند که دانش آموز نیست، اما:
« نخبگان به المپیاد می روند »
و کشوری به المپیاد دانش آموز می فرستد که از نخبه بودن او اطمینان داشته باشد. و اگر نفرستد، دلیل بر نداشتن دانش آموز نمی شود!
تو جواب مرا بده! این یمانی دروغگو مگر شک دارد که یمانی است؟!
اگر شک ندارد به او بگو از قول من که یمانی تا ظهور مهدی (عج) زنده می ماند و بی خود از مرگ نهراسد!!!
بگو ناصر به تو گفت از مخفیگاهت خارج شو که قبل از ظهور مهدی (عج) کشته نخواهی شد!
به میدان نبرد در نمی آید، مگر که پیروز از آن خارج شود.
شجاع ترین مردم است و از هیچ چیز نمی ترسد، مگر خدا.
پس این یمانی مدنظر جنابعالی از ترس چه چیز پنهان شده یا با نام مستعار به تبلیغ می پردازد؟!!
شیـ«علی»ـعه;264182 نوشت:
خب پاسخ بدید جناب مهدی! هنوز جوابی به این سوال ندادید!
با سلام
فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُّبِينٌ... صبحگاهان در شهر بيمناك و در انتظار [حادثهاى] بود ناگاه همان كسى كه ديروز از وى يارى خواسته بود [باز] با فرياد از او يارى خواست موسى به او گفت به راستى كه تو آشكارا گمراهى(۱۸) القصص
فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ... موسى ترسان و نگران از آنجا بيرون رفت [در حالى كه مى]گفت پروردگارا مرا از گروه ستمكاران نجات بخش(۲۱) القصص
موسی ع ترسان و هراسان است لذا به روایت زیر دقت کنید
عن أبي بصير قال : سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول : في صاحب الامر سنة من موسى وسنة من عيسى وسنة من يوسف وسنة من محمد صلى الله عليه وآله ، فأما من موسى فخائف يترقب ، وأما من عيسى فيقال فيه ما قيل في عيسى ، وأما من يوسف فالسجن والتقية ، وأما من محمد صلى الله عليه وآله فالقيام بسيرته وتبيين آثاره ، ثم يضع سيفه على عاتقه ثمانية أشهر ولا يزال يقتل أعداء الله حتى يرضى الله ، قلت : وكيف يعلم أن الله عزوجل قد رضي ، قال : يلقي الله عزوجل في قلبه الرحمة
ابی بصیر گوید : شنیدم امام باقر (ع) می فرمود : در صاحب این امر سنتی از موسی و سنتی از عیسی و سنتی از یوسف و سنتی از محمد (ص) است . اما از موسی ع که ایشان ترسان و نگران و مراقب است . و اما از عیسی که آن چه را درباره ی عیسی می گویند ، درباره ی او می گویند . و اما از یوسف که زندان و تقیه است . و اما از محمد (ص) که قیام به سیره ی ایشان و روشن کردن آثار ایشان است . سپس شمشیرش را هشت ماه بر دوشش حمل می کند و آن قدر از دشمنان خداوند را می کشد تا خداوند راضی شود . گفتم : چگونه متوجه می شود که خداوند راضی شده است ؟ فرمود : خداوند عزوجل در قلبش رحمت می اندازد . کمال الدین ص 329 . اثبات الهداة ج 3 ص 468 . بحار الانوار ج 51 ص
ملاحظه: یکی از سنتهای که در روایت فوق ذکر شده است ترس و نگرانی مانند موسی ع است و صاحب الامر نمی تواند امام مهدی عج باشد چرا که امام مهدی ع دو غیبت دارد یکی در آن ظهور کرده و دیگری تا کنون در غیبت است و اگر بگوییم که این صاحب الامر امام مهدی عج پس می گوییم که امام مهدی عج به چه دلیل ترس می دارد در صورتی که وقتی ظهور می کند کل عدالت الهی بر زمین جاری می شود!! و لذا آن همان کسی است که قبل از امام مهدی عج مردم را دعوت می کند همان یمانی میباشد که دعوتی دارد و مردم به دلیل تکذیب دعوت مبارکش از دیدگان معاندان مخفی می شود ولی از چشمان انصارش خیر بلکه توسط انصارش دعوتش را به مردم می رساند و همچنین خوب بدانیم که امام مهدی هشت ماه شمشیرش را بر دوش نمی کشد بلکه آن همان کسی است که از فرزندانش می باشد که وقتی خروج کند هشت ماه جنگ می کند و آن هم با سفیانی ملعون.
جالب ایجاست که می گوید سپس شمشیر را بر دوشش حمل می کند یعنی قبل از اینکه شمشیر را حمل می کند این سنن در هنگام دعوتش بر وی رخ می دهند.
عن أمير المؤمنين (ع) إنه قال: ( ... يخرج رجل قبل المهدي من أهل بيته من المشرق يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر) الممهدون للكوراني ص110.
از امير المومنين علی (ع) روايت است كه فرمودند : ( ...مردی قبل از مهدی از خاندانش از سمت مشرق خارج می شود سلاح را هشت ماه روی دوش حمل می كند) كتاب الممهدون – كورانی ص 110.
آن مرد از فرزندان امام می باشد از خاندان ایشان پس امام مهدی نیست که شمشیر را به مدت هشت ماه حمل می کند
برادر صدرا چرا موضعات بنده را حذف می کنید این است پاسخ شما ؟؟؟؟ برادر صدرا چرا موضعات بنده را حذف می کنید این است پاسخ شما ؟؟؟؟ برادر صدرا چرا موضعات بنده را حذف می کنید این است پاسخ شما ؟؟؟؟ برادر صدرا چرا موضعات بنده را حذف می کنید این است پاسخ شما ؟؟؟؟ برادر صدرا چرا موضعات بنده را حذف می کنید این است پاسخ شما ؟؟؟؟ برادر صدرا چرا موضعات بنده را حذف می کنید این است پاسخ شما ؟؟؟؟ برادر صدرا چرا موضعات بنده را حذف می کنید این است پاسخ شما ؟؟؟؟
علت حذف چیست؟؟؟؟
الحمد لله این هم نمونه ای از اتهامات مردم بر علیه خلفای خداوند جز اثبات حق چیزی در بر ندارد، دروغگو، دجال، ساحر، دیوانه و و و کسی که قرآن خوان باشد می داند جریان چیست ولی متاسفانه کسانی هستند که حتی قرآن را باز نمی کنند و نمی بینند که حال امم سابق چگونه است (( ان فی قصصهم عبره ))
با سلام و عرض ادب اين سخن شما هم كه در چند ستون آمده همانند پستهای طول ودرازی است که در بند بند آن اشکال و ایراد است که معمولا هم بدون آوردن متن اصلی و با اعمال نظر خاص صورت می پذیرد.
ما در این تایپیک مجموعا سه پست را حذف نمودیم ، دو پست مربوط به ایدی انصار 313، که ظاهرا ایدی دیگر خودتان است که علت آن نیز کپی برداری بود والبته بازگردانیده شد که جلوی بهانه گیری شما بسته شود دیگری پستی را که زده بودید که تکرا مطالب قبلی انصار 313 بود. که البته این پست نیز برگردانیده شد تا دوستان باز مطالب انرا بخوانند.
حرف حق نیازی به این همه رنگ و لعاب و تکرار ندارد. شما یک استدلال محکم ذکر نمائید ما نه اهل تعصبیم و نه اهل لجاجت، منتهی دین خود را با خرافه به دست نیاورده ایم تا با خرافات و سخنان باطل از دست بدهیم.
آسمان و ریسمان بافتن شما برای این بود که تبلیغ مدعی فرزندی؟!! امام زمان علیه السلام را بنمائید ادعایی کذاف و باطل که هر انسان خردمندی را به خنده وا می دارد. لابد فردا ادعا می نمائید به خدمت حضرت رسیدید و حضرت شما را به فرزندشان ارجاع فرمودند؟!
البته سرانجام این افراد و تابعین آنها (که در تاریخ تشیع کم نبودند) نیز جز انحراف و کفر چیز دیگری نخواهد بود همچون داستان باب و بهاء که حقیقتا جای عبرت برای اولی الالباب است که چگونه امر آنان از داعیه سفارت حضرت به کفر و خروج از اسلام و بنا نهادن مسلک دیگری ختم گردید.
آنچه از مجموع پستهای شما هم بر می آید کم رنگ شدن رنگ امامت ائمه اطهار علیهم السلام و امام زمان علیه السلام و پر رنگ شدن حواشی و ساختن امام و مرشد دروغین و پرهیز از علمای اسلام و دعوت به باطل چیز دیگری نیست .
لابد فردا ادعا می نمائید که من همان احمد و عبدالله و محمد هستم؟!
از امير مؤمنان(ع) در خبرى طولانى که در آن اصحاب قائم(ع) را ذکر مي کند آمده است كه : اولين آنها از بصره و آخرين آنها از ابدال مى باشد . بشارة الاسلام ص 148
ملاحظه: امیر المومنین ع ذکر کرده که اولین نفری که از انصار میباشد از بصره است ...
از امام صادق(ع) در روايتى طولانى که نام ياران قائم(ع) را ذکر مي کند آمده است : و از بصره ..... احمد . بشارة الاسلام ص 181
ملاحظه:امام صادق نیز ذکر کرده که اولین انصار امام مهدی عج از بصره است و نامش احمد لذا جای هیچ گونه اشکالی باقی نمی ماند که احمد الحسن ع فرزند امام مهدی عج و از بصره است و اول مومنین به پدرش قبل از ظهور می باشد و حکومت را بعد از پدرش در دولت عدل الهی تحویل می گیرد. و در حال حاضر سید احمد الحسن ع برای امام مهدی دعوت می کند و او همان یمانی موعود است که توضیح دادیم و از سمت مشرق ظهور می کند و صاحب پرچم امام مهدی عج می باشد، و وصیت رسول خدا نیز برای آن شهادت می دهد، وصیت در کتب موجود است.
با سلام و عرض ادب بی زحمت اصل روایت را برای دوستان بیان بفرمائید تا ببینیم مدعای شما از این روایت بیرون می آید یا خیر.
با سلام و عرض ادب بی زحمت اصل روایت را برای دوستان بیان بفرمائید تا ببینیم مدعای شما از این روایت بیرون می آید یا خیر.
سلام
راستش جناب mahdi 14 1 اینقدر اصرار دارند که روایات را به نفع این مدعی تحریف کنند؟!؟!
اصل روایت امیرمومنان علیه السلام که در کتاب نوائب الدهور آیت الله میرجهانی مشاهده کرده ام این است: گروهی از صاحبان فضل و علم و موجّهان یاران امیرالمؤمنین(ع) نزد ایشان رفتند و گفتند: یا امیرالمؤمنین برای ما این مهدی را وصف کن زیرا که دلهای ما مشتاق ذکر اوست. پس آن حضرت فرمود: اوست که صاحبِ رویی مانند ماه و نورِ پیشانی و درخشندگی دارد و صاحبِ نشانه و خالی است، داناست در حالتی که کسی از بشر او را تعلیم نداده و خبردهنده است به آنچه خواهد بود و خواهد شد پیش از آنکه تعلیم داده شود. گروه مردم، آگاه باشید به درستی که حدود دین در میان ما برپا شد و عهد آن از ما گرفته شد. آگاه باشید به درستی که مهدی طلب قصاص میکند از کسی که نمیشناسد حقّ ما را و او گواه بر حقّ و خلیفه خداست بر خلق او، نام او مانند نام جدّ او رسول خدا(ص) است پسر حسن بن علی [امام عسکری]، از اولاد فاطمه و از ذرّیة فرزندم حسین است... پس چون قیام کند جمع میشوند به سوی او یارانش، که به شمار اصحاب بدر و اصحاب طالوتند و ایشان 313 نفرند که همة آنها شیرانی هستند که از کمینگاههای خود بیرون آیند مانند پارههای آهن اگر ایشان اراده کنند که کوههای سخت را از جا بکنند هر آینه آنها را از جاهای خود میکنند، پس ایشانند کسانی که به یگانگی، خدا را پرستش میکنند. در شبها مانند زنان جوانمرده از ترس خدا و خشیّت او نمازگزارند و روزهدارانند در روز. دلهاشان با هم جمع و یکی است در دوستی کردن با همدیگر و پند دادن به یکدیگر، آگاه باشید که من هر آینه میشناسم نامهای ایشان و شهرهای ایشان را.
سپس به این صورت فرمودند:
از بصره: علی و محارب
از کاشان: عبدالله و عبیدالله
از مهجم (حدود یمن): محمّد، عصر و مالک
از سند: عبدالرحمن
از هجر: موسی، عبّاس
از کور (از توابع بصره): ابراهیم
از شیرز: عبدالوّهاب
از سعداوه (قریهای در حجاز): احمد، یحیی و فلّاح
از زید (از توابع شام یا محلی از لحسا): محمّد، حسن و فهد
از قبیلة حمیر: مالک و ناصر
از شیراز: عبدالله، صالح، جعفر و ابراهیم
از عَقر (نزدیک کربلا): احمد
از منصوریه: عبدالرّحمن و ملاعب
از سیراف: خالد، مالک، حوقل، ابراهیم
از خونج (قریهای میان مراغه و زنجان): محروز و نوح
از ثَقب: هارون
از سِنّ: مقداد و هود
از هونین: عبدالسّلام، فارس و کلیب
از رهاط: جعفر
از عُمّان: محمّد، صالح، داوود، هواشب، کوش، یونس
از عمّاره (یکی از شهرهای عراق): مالک
از جماره (از شهرهای عراق): یحیی و احمد
از کرمان: عبدالله
از صنعای یمن: جبرئیل، حمر، یحیی و سمیع
از عدن: عون و موسی
از تنجویه (جزیرهای بزرگ که در آن است پادشاه زنبگار): کوثر
از همدان: علی و صالح
از انطائف: علی، سبا و زکریّا
از هجُر: عبدالقدوس
از خط: علی و مبارک
از جزیرة اوال (بحرین): عامر، جعفر، نصیر، بُکیر و لیث
از کَبش(جانب غربی بغداد): محمّد یا فهد
از جدّه: ابراهیم
از مکّه:عمرو، ابراهیم، محمّد و عبدالله
از مدینه: علی، حمزه، جعفر، عبّاس، طاهر، حسن، حسین، قاسم، ابراهیم و محمّد
از کوفه: محمّد، غیاث، هود و عتاب
از مرو: حذیفه
از نیشابور: علی و مهاجر
از سمرقند: علی و مجاهد
از کازرون: عمر، معمّر و یونس
از شوش: شیبان و عبدالوّهاب
از شوشتر: احمد و هلال
از ضیق(از دهات یمامه): عالم و سهیل
از طائف یمن: هلال
از مرقیّه (قطعهای در ساحل حِمص): بشر و شعیب
از بَرعه (نزدیکیهای طائف): یوسف، داوود و عبدالله
از عسکر (از نواحی خوزستان): طیب و میمون
از واسط: عقیل
از بغداد: عبدالمطّلب، احمد و عبدالله
از سرّمن رای: مرائی و عامر
از سهم (از قراء اندلس): جعفر
از سیلان (جزیرهای بزرگ میان هند و چین): نوح، حسن و جعفر
از کرخ (بغداد): قاسم
از نَوبه: واصل و فاضل
از قزوین: هارون، عبدالله، جعفر، صالح، عمر، لیث، علی و محمّد
از بلخ: حسن
از مراغه: صدفه
از قم: یعقوب
از طالقان: صالح، جعفر، یحیی، هود، فالح، داود، جمیل، فضیل، عیسی، جابر، خالد، علوان، عبدالله، ایّوب، ملاعب، عمر، عبدالعزیز، لقمان، سعد، قبضه، مهاجر، عبدون، عبدالرحمن و علی
از سجار (دهی است از دهات نور در بیست فرسخی بخارا): اَبان و علی
از سرخس: ناجیه و حفص
از انبار (عراق): علوان
از قادسیّه: حصین
از دَورَق (از شهرهای خوزستان نزدیک رامهرمز): عبدالغفور
از حبشه: ابراهیم، عیسی، محمّد، حمدان، احمد و سالم
از موصل: هارون و فهد
از بَلقا (جلگهای از جلگههای دمشق میام شام و وادی القری): صادق
از نصیبین: احمد و علی
از سِنجار (از نواحی جزیره سه روز راه فاصله است تا موصل): صادق یا محمّد
از خِرشان (در بیضاء): تکیّه و مُسنون
از ارمنیه: احمد و حسین
از اصفهان: یونس
از ذهاب: حسین
از ری: مجمع
از دیار: شعیب
از هرات: نهروش
از سلماس: هارون
از تفلیس: محمّد
از کُرد: عون
از حبش: کثیر
از خلاط: محمّد، جعفر
از شوبک (از بلاد شام): عُمیر
از بیضا: سعد و سعید
از صیغه: زید، علی و موسی
از قبیلة اوس: محمّد
از انطاکیه: عبدالرّحمن
از حلب: صبیح و محمّد
از حِمص: جعفر
از دمشق: داود و عبدالرّحمن
از رمله: طلیق و موسی
از بیتالمقدّس: بُشر، داود و عمران
از عسقلان: محمّد، یوسف، عمر، فهد و هارون
از عرب عنیزه: عمیر
از عکّا: مروان و سعد
از عرفه(نام بلادی چند است): فرّخ
از طبریّه: فلیح
از بُلُست (از دهات اسکندریه): عبدالوارث
از فسطاط (نزدیک مصر):احمد، عبدالله، یونس و طاهر
از بالیس (شهری در شام میان حلب و رقّه): نصیر
از اسکندریه: حسن، محسن، شبیل، شیبان
از جبلاللکام (محلّی مشرف بر انطاکیه در لبنان): عبدالله، عبیدالله، بحر، قادم و طالوت
از سادَه (محلّی در یمامه): صلیب، سُعدان و شبیب
از افرنج (فرانسه): علی و احمد
از یمامه: ظافر و جمیل
از مُعاذه (محلّی نزدیک کوههای اُذقِیَه از بنی قُشیر): سوید، احمد، محمّد، حسن، یعقوب، حسین، عبدالله، عبدالقدیم، نعیم، علی، حیان، ظاهر، تغلب و کثیر
از اَلُومه (از دیار هذیل): معشر
از عبادان: حمزه، شیبان، قاسم، جعفر، عمرو، عامر، عبدالمهیمن،عبدالوارث، محمّد و احمد
از یمن: جبیر، حویش، مالک، کعب، احمد، شیبان، عامر، عمّار، فهد، عاصم، حَجرش، کلثوم، جابر و محمّد
از بادیهنشینهای مصر: عجلان و درّاج
از بادیهنشینهای اعقیل: منّبه، ضابط و غربان
از بادیهنشینهای اغیر: عمرو
از بادیهنشینهای شیبان: نهراش
از قبیلة تمیم: ریّان
از بادیهنشینهای قُسیّن (نواحی کوفه): جابر
از بادیهنشینهای کلاب: مطر
از موالی اهل بیت(ع): عبدالله، مخِنف و براک
از موالی انبیاء: صباح، صیاح، میمون و هود
از دو مرد غلام: عبدالله و ناصح
از حلّه: محمّد و علی
از کربلا: حسین، حسین و حسن
از نجف: جعفر و محمّد
شش نفر از ابدال که نام همة آنها عبدالله است.
البته روایتی هم هست که حضرت به نقل از رسول خدا صلوات الله علیه و آله و سلم فرمودند که اولین آنها از بصره است و آخرین آنها از یمامه (نه ابدال) ولی در آن حدیث هم نفرمودند که اسمش احمد است.
بعد هم در تاپیک دیگری بنده خدمت ایشان چند سوال مطرح کردم که پاسخ قانع کننده ای جز دریافت نکردم جز اینکه شما از احادیث اهل بیت علیهم السلام دارین به نفع این فرد استفاده می کنین.
اگه صرف نام میشد طرف ادعا کنه که ادعای مهدویت امثال مهدی عباسی هم درست بوده دیگه!!!!!!!!!!!!
نکته بعدی هم اینه که یکی از آسیبهای اصلی بحث مهدویت مصداق سازی است.
شما که ادعا می کنید این فرد سید یمانی است پس لطفا سفیانی و خراسانی رو هم معرفی کنید چون خودتون به خوبی می دونید که طبق روایات این سه نفر در یک سال و یک ماه و یک روز قیام می کنند...
اگر او را ندیده ام و با او بیعت نکرده ام و به دیدار او نرفته ام چگونه برای مردم تبیان امرش را می کنم دیگر چه بهانه ای دارید برادر بینا ؟؟؟؟
سلام عليكم
نمي دانم از چه بهانه اي صحبت ميكنيد
شهادت شما براي عامه شيعه كافي نيست
يماني اي كه ظهور نكرده
البته
مدعي يمانيتي اگر وجود داشته باشد هم تا به اكنون مجهول الهويه است
اگر قرار بود او هم ظهور نكند ( بقول استاد صدرا عكسش را هم ندهد ظاهر كند )
پس اين شخص چگونه ميتواند زمينه ساز ظهور كس ديگري باشد در حاليكه خودش در پس پرده غيبت است ؟
نشانه هايي همچون صيحه آسماني و كلام جبرئيل امين قبل از قيام سيد يماني
و همچنين قيام سفياني
را هم ندارد
شما از كجا فهميديد او همان فرد مذكور است بنده نميدانم .
نهايتا عرض ميكنم زيارت قبول
ياحق
عن أبي بصير قال : سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول : في صاحب الامر سنة من موسى وسنة من عيسى وسنة من يوسف وسنة من محمد صلى الله عليه وآله ، فأما من موسى فخائف يترقب ، وأما من عيسى فيقال فيه ما قيل في عيسى ، وأما من يوسف فالسجن والتقية ، وأما من محمد صلى الله عليه وآله فالقيام بسيرته وتبيين آثاره ، ثم يضع سيفه على عاتقه ثمانية أشهر ولا يزال يقتل أعداء الله حتى يرضى الله ، قلت : وكيف يعلم أن الله عزوجل قد رضي ، قال : يلقي الله عزوجل في قلبه الرحمة
ابی بصیر گوید : شنیدم امام باقر (ع) می فرمود : در صاحب این امر سنتی از موسی و سنتی از عیسی و سنتی از یوسف و سنتی از محمد (ص) است . اما از موسی ع که ایشان ترسان و نگران و مراقب است . و اما از عیسی که آن چه را درباره ی عیسی می گویند ، درباره ی او می گویند . و اما از یوسف که زندان و تقیه است . و اما از محمد (ص) که قیام به سیره ی ایشان و روشن کردن آثار ایشان است .
ببینید چه کسی می رود مسجد آنهم نماز شکر ههههههه بعد از سب و شتم و توهین و مغلطه و ثابت نکردی که شیعه بودن با مغلطه است یا با دلیل ؟؟؟؟؟؟؟؟
عزیزان آیا کسی که شیعه است مغلطه می کند؟ و مغلطه کار وهابیون است و مسیحیان و یهودیان الحمد لله اعتراف کرد که شیعه نیست چون مغلطه کار شیعیان نیست.
برو نمازت رو بخون قضا نشود و برسی به توهین های بعدیت .... سبحان الله فقط خودت انگار نماز می خوانی!!! بهتر است ثابت کنی برای مردم که شیعه با مغلطه دلیل می آورد یا قرآن و سنت رسول خدا و اهل بیت ع؟؟؟؟؟ خودت گفتی مغلطه!! پس شیعه نیستی بنده به شیعیانی که مغلطه نمی کنند و سوال منصفانه می کنند و منتظر جواب می مانند و متعصب نیستند و از سفسطه های شیطانی استفاده نمی کنند، جواب می دهم
و برای خودت بی خودی پیروزی نساز ههههههه نصرت فقط از خداوند متعال است. ان الله مع المتقین. خداوند با متقیان است. حال متقیان کیستند؟
فحش نمی دهند، سب نمی کنند، و دلیل را با دلیل بر می گردانند، در سوالشان منصف هستند و مهم تر از همه عاشق اهل بیت علیهم السلام هستند، که متاسفانه هیچ کدوم آنها را نداری کسانی که مباحث بین شما را خوانده اند می دانند.
یا علی مدد ....
موفق باشید.
شما مغالطه کردی و من کشف کردم و من مغالطه نکردم و شما چیزی را کشف نکردی.
من گفته هایم را با دلایل منطقی اثبات کردم، شما هم همینکار را بکن بجای اتهام بستن، اگر می توانی. معمولا در مباحثات یک طرف استدلال می آورد (طرف حق)
و طرف دیگر که از استدلال عاجز است، از جوابگویی به سؤالات طفره می رود و حاشیه پردازی می کند. (طرف باطل) من نمی گویم چه کسی چه کاری انجام داد. قضاوت با کاربران.
نکته ی دیگر:
یمانی واقعی اگر بیاید، شروع به دعوت می کند، به این ترتیب که می گوید ای شیعیان و ای قوم من و ای امت رسول الله (ص)، دعوت من طبق این دلایل حق است و با من بیعت کنید و مرا یاری کنید.
اما من تا به الان فقط از شما می شنوم که می گویید: شما شیعه نیستید! شما کافر هستید! شما دروغگو هستید! شما مسلمان نیستید! شما دشمن رسول خدا (ص) هستید! شما دشمن اهل بیت (ع) هستید! خدا فلانتان کند! و به مخاطبانتان فحش و ناسزا می دهید! و الی آخر! خوب تو که می دانی مخاطبانت اینگونه هستند! دیگر برای دعوت چرا به اینجا آمده ای تا بین این قوم فاسق! از دید خودت تبلیغ کنی!!!!!!!!!
آخر این چه قسم دعوتی است ای یمانی دروغین؟!
تو برای وصل کردن آمدی؟!!!
تو که داری همه را از گرد خودت فراری می دهی با تکفیر؟! دیگر چه جای شکی باقی می گذاری بر دعوت دروغین و بطلان گفته هایت؟!
آخر یک یمانی دروغین ترسو ناتوان از استدلال ناعادل و دور از مسیر حق به چه درد شیعه می خورد؟!
بخدا من یک چوپان می شناسم که از این یمانی دروغین شما شجاع تر و عادل تر و تواناتر است! ادعای یمانی بودن هم ندارد!
با سلام و عرض ادب اين سخن شما هم كه در چندستون آمده همانند پستهای طول ودرازی است که در بند بند آن اشکال و ایراد است کهمعمولا هم بدون آوردن متن اصلی و با اعمال نظر خاص صورت میپذیرد.ما در این تایپیک مجموعا سه پست را حذف نمودیم ،دو پست مربوط به ایدی انصار 313، که ظاهرا ایدی دیگر خودتان است که علت آن نیز کپیبرداری بود والبته بازگردانیده شد که جلوی بهانه گیری شما بسته شود دیگری پستی راکه زده بودید که تکرا مطالب قبلی انصار 313 بود. که البته این پست نیز برگردانیدهشد تا دوستان باز مطالب انرا بخوانند.حرف حق نیازی بهاین همه رنگ و لعاب و تکرار ندارد. شما یک استدلال محکم ذکر نمائید ما نه اهلتعصبیم و نه اهل لجاجت، منتهی دین خود را با خرافه به دست نیاورده ایم تا با خرافاتو سخنان باطل از دست بدهیم.آسمان و ریسمان بافتن شمابرای این بود که تبلیغ مدعی فرزندی؟!! امام زمان علیه السلام را بنمائید ادعاییکذاف و باطل که هر انسان خردمندی را به خنده وا می دارد. لابد فردا ادعا می نمائیدبه خدمت حضرت رسیدید و حضرت شما را به فرزندشان ارجاعفرمودند؟!البته سرانجام این افراد و تابعین آنها (کهدر تاریخ تشیع کم نبودند) نیز جز انحراف و کفر چیز دیگری نخواهد بود همچون داستانباب و بهاء که حقیقتا جای عبرت برای اولی الالباب است که چگونه امر آنان از داعیهسفارت حضرت به کفر و خروج از اسلام و بنا نهادن مسلک دیگری ختمگردید.آنچه از مجموع پستهای شما هم بر می آید کم رنگشدن رنگ امامت ائمه اطهار علیهم السلام و امام زمان علیه السلام و پر رنگ شدن حواشیو ساختن امام و مرشد دروغین و پرهیز از علمای اسلام و دعوت به باطل چیز دیگری نیست .لابد فردا ادعا می نمائید که من همان احمد و عبداللهو محمد هستم؟!
با سلام خدمت کلیه عزیزان برادر صدرا اگر دلیلی بر اینکه بنده از دو آیدی استفاده می کنم و آن انصار 313 و این یکی لطفاً ثابت کنید. و بنده بار دوم است که تکرار می کنم، من هم می توانم شما را بینا88 و حلما و ناصر و و و بپندارم و ظن و گمان نمی کنم و شما فقط دنبال بهانه هستید که مطالب دعوت یمانی را با قصاوت قلب حذف کنید تا دعوت را بد جلوه دهید بخدا قسم راهی جز این ندارید و شما تاکنون از هیچ دلیلی استفاده نکردید، برادر عزیز بیهوده با ادله نجنگید اگر دلیل دارید دلیل را با دلیل برگردان بسم الله و مطالب مردم را حذف نکن و چیزی که به نفع خودتان است را تقدس و چیزی که مخالف هوای شما است را حذف می کنید کافی است برادر شما فقط جواب بدهید اگر واقعاً بر عقیده خودتان راسخ هستید یا الله.... عزیزان!!! برادر صدرا دلیلی برای حذف مطالب بنده نداشتند و گفتند که بنده با انصار 313 یکی هستیم برادر عزیز شما نیز با ای دی های مختلف وارد می شوید و فکر می کنید نمی دانیم که خودتان یک نفر هستید؟؟؟؟ و خواهشن از تحریف موضوع کناره گیری کنید بخدا سودی برایتان ندارد جز دوری از حقیقت. موفق باشید.
برادر صدرا بنده از شما چندین سوال کردم که از موضوعات خودتان می باشد لطفا جواب بدهید 1) موضعتان را در برادر وصیت رسول خدا اعلام کنید آیا وصیت را قبول دارید ؟؟ 2) شرق مدینه و مکه کجا می شود؟ فعلا به این دو سوال جواب بدهید. خواهشن جواب بدهید.......... طفره نروید فقط جواب ممنونم و موفق باشید
این ههههههه یعنی چه؟! آقای بیعت کننده با یمانی دروغین؟!
داخل نقل قول خودت و با رنگ آبی جوابت را می دهم:
mahdi 14 1;264184 نوشت:
ببینید چه کسی می رود مسجد آنهم نماز شکر ههههههه بعد از سب و شتم و توهین و مغلطه و ثابت نکردی که شیعه بودن با مغلطه است یا با دلیل ؟؟؟؟؟؟؟؟ پاسخ: نمونه ی سب و شتم و توهین و مغلطه ی مرا بیاور و ثابت کن و به داوری کاربران بگذار و خودت بجای مردم فکر نکن! و قضاوت نکن!
عزیزان آیا کسی که شیعه است مغلطه می کند؟ و مغلطه کار و هابیون است و مسیحیان و یهودیان الحمد لله اعتراف کرد که شیعه نیست چون مغلطه کار شیعیان نیست.
برو نمازت رو بخون قضا نشود و برسی به توهین های بعدیت .... سبحان الله فقط خودت انگار نماز می خوانی!!! بهتر است ثابت کنی برای مردم که شیعه با مغلطه دلیل می آورد یا قرآن و سنت رسول خدا و اهل بیت ع؟؟؟؟؟ خودت گفتی مغلطه!! پس شیعه نیستی بنده به شیعیانی که مغلطه نمی کنند و سوال منصفانه می کنند و منتظر جواب می مانند و متعصب نیستند و از سفسطه های شیطانی استفاده نمی کنند، جواب می دهم
پاسخ: خودت گفتی مغلطه یعنی چه؟! من گفتم اگر فکر می کنی من مغلطه می کنم، خوب آن را کشف و افشا کن. تو چنین کاری نکردی و طوطی وار یکسری عبارات تکراری را که من بواسطه ی دلیل و برهان رد کرده ام، مجدداً عنوان می کنی! و برای خودت بی خودی پیروزی نساز ههههههه نصرت فقط از خداوند متعال است. ان الله مع المتقین. خداوند با متقیان است. حال متقیان کیستند؟
پاسخ: این ههههههه دیگر چه صیغه ایست؟! آنهم در یک انجمن گفتگوی دینی!
فحش نمی دهند، سب نمی کنند، و دلیل را با دلیل بر می گردانند، در سوالشان منصف هستند و مهم تر از همه عاشق اهل بیت علیهم السلام هستند، که متاسفانه هیچ کدوم آنها را نداری کسانی که مباحث بین شما را خوانده اند می دانند. پاسخ: خوب اینها که گفتی فقط ادعاست. ثابت کن ادعاهایت را،ادعا با تکرار اثبات نمی شود! با دلیل و برهان اثبات می شود! ادعای بی سند= حرف مفت! .
mahdi 14 1;264210 نوشت:
با سلام
فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُّبِينٌ... صبحگاهان در شهر بيمناك و در انتظار[حادثهاى] بود ناگاه همان كسى كه ديروز از وى يارى خواسته بود [باز] با فرياد از او يارى خواست موسى به او گفت به راستى كه تو آشكارا گمراهى(۱۸) القصص
پاسخ: آیا نمی شود که انسان از یاد خدا بیمناک و به انتظار حوادث آینده باشد؟! شیعه اعتقاد دارد پیامبران همه معصوم هستند. شما ادعا دارید که بعضی پیامبران (یا همه ی آنها) معصوم نبوده اند. نتیجه => شما شیعه نیستید.
فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ... موسى ترسان و نگران از آنجا بيرون رفت [در حالى كه مى]گفت پروردگارا مرا از گروه ستمكاران نجات بخش(۲۱) القصص
پاسخ: خوب خودت می گویی بیرون رفت! کجا گفته شده موسی (ع) رفت و قائم شد از ترس مردم؟!!!!!!!!!! آیا این مغلطه نیست؟! آیا این تفسیر به رأی قرآن نیست؟! آیا اتهام بستن به انبیاء نیست؟!
موسی ع ترسان و هراسان است لذا به روایت زیر دقت کنید
عن أبي بصير قال : سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول : في صاحب الامر سنة من موسى وسنة من عيسى وسنة من يوسف وسنة من محمد صلى الله عليه وآله ، فأما من موسى فخائف يترقب ، وأما من عيسى فيقال فيه ما قيل في عيسى ، وأما من يوسف فالسجن والتقية ، وأما من محمد صلى الله عليه وآله فالقيام بسيرته وتبيين آثاره ، ثم يضع سيفه على عاتقه ثمانية أشهر ولا يزال يقتل أعداء الله حتى يرضى الله ، قلت : وكيف يعلم أن الله عزوجل قد رضي ، قال : يلقي الله عزوجل في قلبه الرحمة
ابی بصیر گوید : شنیدم امام باقر (ع) می فرمود : در صاحب این امر سنتی از موسی و سنتی از عیسی و سنتی از یوسف و سنتی از محمد (ص) است . اما از موسی ع که ایشان ترسان و نگران و مراقب است .
پاسخ: شما انگار مثل طوطی یک چیزی یادگرفته اید و دائم آنرا تکرار می کنید! من 3 بار این را برای شما توضیح دادم، شما به توضیحات من توجه نمی کنید، و مرتباً ادعاهای مردودتان را تکرار می کنید!!! حرف جدید بزن، البته اگر داری. گفته های مرا رد کن، و ادعاهای مردود خودت را دوباره تکرار نکن اگر چیزی در دست داری!
و لذا آن همان کسی است که قبل از امام مهدی عج مردم را دعوت می کند همان یمانی میباشد که دعوتی دارد و مردم به دلیل تکذیب دعوت مبارکش از دیدگان معاندان مخفی می شود پاسخ: کدام منبع آورده که یمانی درست در زمانی که باید به تبلیغ علنی بپردازد، برود و مخفی بشود از ترس؟!!!!!!!!!
ناصر یوسف نژاد;264310 نوشت:
بله او مثل موسی (ع) ترسان و نگران و مراقب است.
ترسان از خداوند متعال
نگران از فتنه ی مدعیان دروغین
و مراقب احوال مسلمین
mahdi 14 1;264335 نوشت:
با سلام خدمت کلیه عزیزان
برادر صدرا اگر دلیلی بر اینکه بنده از دو آیدی استفاده می کنم و آن انصار 313 و این یکی لطفاً ثابت کنید. و بنده بار دوم است که تکرار می کنم، من هم می توانم شما را بینا88 و حلما و ناصر و و و بپندارم و ظن و گمان نمی کنم و شما فقط دنبال بهانه هستید که مطالب دعوت یمانی را با قصاوت قلب حذف کنید تا دعوت را بد جلوه دهید بخدا قسم راهی جز این ندارید و شما تاکنون از هیچ دلیلی استفاده نکردید، برادر عزیز بیهوده با ادله نجنگید اگر دلیل دارید دلیل را با دلیل برگردان بسم الله و مطالب مردم را حذف نکن و چیزی که به نفع خودتان است را تقدس و چیزی که مخالف هوای شما است را حذف می کنید کافی است برادر شما فقط جواب بدهید اگر واقعاً بر عقیده خودتان راسخ هستید یا الله....
همسایه ای داشتیم که بوقلمون داشت! روزی به من گفت اگر جلوی این بوقلمون بنشینی و بگویی غیرقابل قبول، آن بوقلمون هم می گوید غیرقابل قبول!
من بیش از نیم ساعت جلوی آن بوقلمون نشستم و می گفتم غیرقابل قبول! و بوقلمون هم می گفت غیرقابل قبول! در انتها من دیگر هرچه می گفتم! او فقط می گفت غیر قابل قبول!
بخدا که این مرد در صفت همانند بوقلمون است و بس!
بوقلمون یک صفت دیگر هم دارد! صبح که از خانه بیرون می رود، شب راه خانه را نمی تواند پیدا کند و صاحبش باید برود و او را به خانه هدایت کند، هرچند فقط چند متر با خانه فاصله داشته باشد!!!
تمام ادعاهایت با دلیل و منطق رد شد و بعضا بیش از دوبار و سه بار جواب گفته شد و همچنان آنها را تکرار می کنی! انگار نه می بینی و نه می شنوی!
از برادران خواهش می کنم پست های قبلی این مرد را حذف نکنند که بهترین دلیل بر دروغ بودن ادعاهایش، گفته های خودش می باشد. فقط از این به بعد اگر به تکرار ادعاهای مردود قبلی مشغول شد، آن ارسالهای اضافه! را حذف کنید تا کاربرانی که بحث را از این صفحهات پیگیری می کنند، گمان نکنند که چون آخرین پست از جانب ایشان بوده، جوابی بر آن داده نشده، بلکه بروند و صفحات قبل را مطالعه کنند و حقیقت باطل ایشان را درک کنند.
این بنده خدا مشکل روحی و روانی دارد و به توجه نیاز دارد. دوست دارد در کانون توجه قرار گیرد که اگر به یک روانپزشک مراجعه کند برایش بهتر است، زیرا ممکن است نیاز به بستری شدن داشته باشد.
من به او می گویم که اگر فکر می کنی من مغلطه می کنم، آن را کشف و رد کن.
او در جواب می گوید: دیدید که خودش اعتراف کرد مغلطه می کند!!!
بالاخره چکار می شود کرد. این هم یک مریضی است دیگر. خدا شفایش بدهد.
او می گوید: ههههههه و بعد می گوید من حامل دعوت یمانی هستم!!!!
او خودش می گوید و خودش هم از طرف من جواب می دهد و بعد می گوید من اثبات کردم!!!
[=arial black]برادر صدرا بنده از شما چندین سوال کردم که از موضوعات خودتان می باشد لطفا جواب بدهید
[=arial black]1) موضعتان را در برادر وصیت رسول خدا اعلام کنید آیا وصیت را قبول دارید ؟؟
[=arial black]2) شرق مدینه و مکه کجا می شود؟
[=arial black]فعلا به این دو سوال جواب بدهید.
[=arial black]خواهشن جواب بدهید.......... طفره نروید فقط جواب
[=arial black]ممنونم و موفق باشید
با سلام و عرض ادب
جواب شما درپست 80 آورده شد آنجا که در تبیین سخن شما گفتیم:
اما دلیل محکم شما بر امامت امام احمد الحسن
دلیل روایت وصیتی است که شیخ طوسی در کتاب غیبت خود آورده اند، واز آنجا که پیامبر صلی الله علیه و آله وصیت نموده اند ووصیت دیگری هم در شب رحلت وجود ندارد و در این روایت بحث مهدیون آمده پس آنها امام ما هستند هر چند که ما راویان این روایت را نشناسیم که مثلا برخی سنی مذهبند آنچه مهم است باید بدانیم که تکذیب روایت جایز نیست ولو اینکه از طرف فرد فاسقی باشد. واز طرف دیگر محتوای روایت نیزبا قران همسان است؟!لذا برای ما شکی باقی نخواهد ماند که امامان ما بیش از سیزده نفرند.
اما بیان روایت: با نگاهی اجمالی امامت امام سیزدهم را در این روایت می بینیم چون حضرت فرمودند بعد از دوازده امام دوازده مهدی وجود دارند وچون پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند امام زمان باید وصیت خود را به اولین مهدیون بدهد پس اوامام سیزدهم ما می باشد هر چند در هیچ جای دیگری تصریح به امامت او نشده باشد؟!
نقد:معتقدین به امام سیزدهم و به تبع آن امامان 24 گانه توجه نکردندکه برفرض، امر عظیمی همچون امامت و تعداد آنان با یک روایت که در غیر کتب معتمد اخباریون آمده ثابت شود؟! اما نهایت چیزی که این روایت بیان می دارد وجود دوازده مهدی و نه امام بعد از حضرت حجت علیه السلام خواهد بود همچنان که در متن روایت آمده:« فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْمُسْتَحْفَظِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ علیه السلام فَذَلِكَ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً».که در این قسمت روایت حصر امامت در عدد دوازده شده است.
ودر فقره دیگری از این روایت می خوانیم که:« ثُمَّ يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً (فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ) فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِينَ لَهُ ثَلَاثَةُ أَسَامِيَ اسْمٌ كَاسْمِي وَ اسْمِ أَبِي وَ هُوَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَحْمَدُ وَ الِاسْمُ الثَّالِثُ الْمَهْدِيُّ هُوَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِين». بعد از دوازده امام دوازده مهدی خواهند بود پس هنگاهی که زمان وفات او رسید باید انرا تسلیم نمایدبه اولین مقربین...که در این قسمت از روایت این افراد مهدی(هدایت کننده) نامیده شده اند و نه امام .
معتقدین به سیزده امام می گویند چون در روایت آمده «فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ»پس این فرزند امام خواهد بود؟در حالی که اثبات این امر در گروی این است که از این افراد به امام یاد شده باشد و نه مهدی و دیگر اینکه ضمیر به امر خلافت برگردد و نه متن وصیت نامه وبا وجوداین امور و از طرفی مخالفت با روایات کثیره و اجماع شیعه چنین استدلالی عقیم است. ودر ادامه گفتیم: توضیح: آنچه باید بدان توجه داشت این است که: امامت مجعول است به جعل الهى كه امری تکوینی است و غیر قابل واگذار به دیگری است که حقیقت این امر توسط پيغمبر، يا امام قبلى، يا خود آن امام به نصوص و معجزات بر مردم معلوم مىشود؛ زيرا اولا: اين منصب را خداوند در قرآن مجيد به عنوان جعل و انتصاب از جانب خویش معرفى مىكند چنانكه می فرماید:« قالَ انّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ اماماً».[1] و نیز:«وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ ائمَّةً يَهْدونَ بِامْرِنا لمَّا صَبَروا».[2]و نیز:«وَ جَعَلْناهُمْ ائمَّةً يَهْدونَ بِامْرِنا وَ اوْحَيْنا الَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ»[3]و یا «یا داود انا جعلناک خلیفة».[4]
وثانیا:امامت قوه الهيّهاى است در نفس امام كه با آن بر ملكوت و نفوس اشياء اطلّاع حاصل نموده، و بر آنها سيطره پيدا مىنمايد، چنانكه از جمله «يهدون بامرنا» استفاده می شود؛ و اين قوّه در هر كه باشد امام است و در هر كه نباشد امام نيست.
بنابراین آنچه از ظاهر روایت بدست می آید این است که امر قابل تسلیم متن وصیت نامه است و نه چیز دیگری، همچنان که در روایات دیگری نیز به این امر اشاره شده است وبا توجه به اینکه در اول روایت آمده است که این افراد مهدی و هدایت کننده هستند و نه امام، با صرف تسلیم وصیت نامه کسی به مقام امامت نخواهد رسید، البته باید توجه داشت که حتی اگر بپذیریم موضوع «تسلیم» انتقال امامت و خلافت الهی بوده است باز این احتمال با تصریح به مهدی بودن و نه امام بودن سازگار نخواهد بود علاوه بر اینکه مخالف روایات رجعت که مورد اتفاق شیعه امامیه است خواهد بود وبا این اوصاف برفرض پذیرش روایت این قسمت از آن قابل التزام نخواهد بود.
موید این سخن روایت علی بن ابی حمزه[5] است که نقل می کند: به حضرت صادق (علیه السلام) عرض كردم: من از پدرتان شنيدم كه: بعد از قائم دوازده مهدى هست، حضرت فرمودند پدرم فرمود: دوازده «مهدى» نه دوازده امام، اينان عدهاى از شيعيان ما هستند كه مردم را به ولايت و معرفت ما مي خوانند.[6]که این افراد مردم را به امام دعوت می کنند نه به خوشان که امام شوند.فافهم.
ودر روایت دیگری که مرحوم کلینی درکافی از امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه:«ثم رددنا لکم الکرة علیهم»[7] نقل می کندکه حضرت فرمودند: مقصود زنده شدن دوباره امام حسین علیه السلام و هفتاد تن از اصحابش در عصر امام زمان است; ...این در حالی است که حضرت حجت در میان مردم است; چون معرفت و ایمان به حضرتش در دل های مردم استقرار یافت، مرگ او فرا می رسد. پس امام حسین علیه السلام متولی غسل، کفن، حنوط و دفن ایشان می شود و هرگزغیر از وصی، وصی را تجهیز و خاک سپاری نمی کند.« والحجة القائم بين أظهرهم فإذا استقرت المعرفة في قلوب المؤمنين أنه الحسين عليه السلام جاء الحجة الموت فيكون الذي يغسله ويكفنه و يحنطه ويلحده في حفرته الحسين بن علي عليهما السلام ولا يلي الوصي إلا الوصي».[8]
البته باز برفرض اینکه این افراد امام باشند سوال این است که با توجه به روایات رجعت و اینکه ائمه علیهم السلام رجعت دارند چگونه دو امام در زمان واحد امامت خواهند داشت؟!شاید این هم لطف خدا بر مردم بعد از ظهور است؟!!!
[5].مراد علي بن أبي حمزة البطائني است، که در ترجمه او آمده: أبو الحسن الانصاري بالولاء، الكوفي(..بعد 183 ه) ، قائد أبي بصير يحيى بن القاسم، و اسم أبي حمزة سالم.روى عن: أبي بصير فأكثر عنه، و علي بن يقطين، و أبان بن تغلب، و إبراهيم ابن ميمون، و إسحاق بن عمار، و إسحاق بن غالب، و الحسين بن أبي العلاء، و صندل، و محمد بن مسلم الطائفي، و معاوية بن عمار البجليّ الدُّهني، و آخرين. موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحانی، ج2، ص394.
[6]. کمال الدین، صدوق، ص358.« حدثنا علي بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق قال : حدثنا محمد بن - أبي عبد الله الكوفي قال : حدثنا موسى بن عمران النخعي ، عن عمه الحسين بن يزيد النوفلي ، عن علي بن أبي حمزة ، عن أبي بصير قال : قلت للصادق جعفر بن محمد عليهما السلام يا ابن رسول الله إني سمعت من أبيك عليه السلام أنه قال : يكون بعد القائم اثنا عشر مهديا فقال : إنما قال : اثنا عشر مهديا ، ولم يقل : إثنا عشر إماما ، ولكنهم قوم من شيعتنا يدعون الناس إلى موالاتنا ومعرفة حقنا».
[8].الکافی، ج8،ص206.«عدة من أصحابنا ، عن سهل بن زياد ، عن محمد بن الحسن بن شمون ، عن عبد الله بن عبد الرحمن الأصم ، عن عبد الله بن القاسم البطل ، عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) في قوله تعالى : " وقضينا إلى بني إسرائيل في الكتاب لتفسدن في الأرض مرتين " قال : قتل علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) وطعن الحسن ( عليه السلام ) " ولتعلن علوا كبيرا " قال : قتل الحسين ( عليه السلام ) " فإذا جاء وعد أوليهما " فإذا جاء نصر دم الحسين ( عليه السلام ) : بعثنا عليكم عبادا لنا أولي بأس شديد فجاسوا خلال الديار " قوم يبعثهم الله قبل خروج القائم ( عليه السلام ) فلا يدعون وترا لآل محمد إلا قتلوه " وكان وعدا مفعولا " خروج القائم ( عليه السلام ) " ثم رددنا لكم الكرة عليهم " خروج الحسين ( عليه السلام ) في سبعين من أصحابه عليهم البيض المذهب لكل بيضة وجهان المؤدون إلي الناس أن هذا الحسين قد خرج حتى لا يشك المؤمنون فيه وإنه ليس بدجال ولا شيطان والحجة القائم بين أظهرهم فإذا استقرت المعرفة في قلوب المؤمنين أنه الحسين ( عليه السلام ) جاء الحجة الموت فيكون الذي يغسله ويكفنه و يحنطه ويلحده في حفرته الحسين بن علي ( عليهما السلام ) ولا يلي الوصي إلا الوصي».
با سلام و عرض ادب
جواب شما درپست 80 آورده شد آنجا که در تبیین سخن شما گفتیم:
اما دلیل محکم شما بر امامت امام احمد الحسن
دلیل روایت وصیتی است که شیخ طوسی در کتاب غیبت خود آورده اند، واز آنجا که پیامبر صلی الله علیه و آله وصیت نموده اند ووصیت دیگری هم در شب رحلت وجود ندارد و در این روایت بحث مهدیون آمده پس آنها امام ما هستند هر چند که ما راویان این روایت را نشناسیم که مثلا برخی سنی مذهبند آنچه مهم است باید بدانیم که تکذیب روایت جایز نیست ولو اینکه از طرف فرد فاسقی باشد. واز طرف دیگر محتوای روایت نیزبا قران همسان است؟!لذا برای ما شکی باقی نخواهد ماند که امامان ما بیش از سیزده نفرند.
اما بیان روایت: با نگاهی اجمالی امامت امام سیزدهم را در این روایت می بینیم چون حضرت فرمودند بعد از دوازده امام دوازده مهدی وجود دارند وچون پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند امام زمان باید وصیت خود را به اولین مهدیون بدهد پس اوامام سیزدهم ما می باشد هر چند در هیچ جای دیگری تصریح به امامت او نشده باشد؟!
نقد:معتقدین به امام سیزدهم و به تبع آن امامان 24 گانه توجه نکردندکه برفرض، امر عظیمی همچون امامت و تعداد آنان با یک روایت که در غیر کتب معتمد اخباریون آمده ثابت شود؟! اما نهایت چیزی که این روایت بیان می دارد وجود دوازده مهدی و نه امام بعد از حضرت حجت علیه السلام خواهد بود همچنان که در متن روایت آمده:« فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْمُسْتَحْفَظِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ علیه السلام فَذَلِكَ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً».که در این قسمت روایت حصر امامت در عدد دوازده شده است.
ودر فقره دیگری از این روایت می خوانیم که:« ثُمَّ يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً (فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ) فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِينَ لَهُ ثَلَاثَةُ أَسَامِيَ اسْمٌ كَاسْمِي وَ اسْمِ أَبِي وَ هُوَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَحْمَدُ وَ الِاسْمُ الثَّالِثُ الْمَهْدِيُّ هُوَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِين». بعد از دوازده امام دوازده مهدی خواهند بود پس هنگاهی که زمان وفات او رسید باید انرا تسلیم نمایدبه اولین مقربین...که در این قسمت از روایت این افراد مهدی(هدایت کننده) نامیده شده اند و نه امام .
معتقدین به سیزده امام می گویند چون در روایت آمده «فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ»پس این فرزند امام خواهد بود؟در حالی که اثبات این امر در گروی این است که از این افراد به امام یاد شده باشد و نه مهدی و دیگر اینکه ضمیر به امر خلافت برگردد و نه متن وصیت نامه وبا وجوداین امور و از طرفی مخالفت با روایات کثیره و اجماع شیعه چنین استدلالی عقیم است.
ودر ادامه گفتیم: توضیح: آنچه باید بدان توجه داشت این است که: امامت مجعول است به جعل الهى كه امری تکوینی است و غیر قابل واگذار به دیگری است که حقیقت این امر توسط پيغمبر، يا امام قبلى، يا خود آن امام به نصوص و معجزات بر مردم معلوم مىشود؛ زيرا اولا: اين منصب را خداوند در قرآن مجيد به عنوان جعل و انتصاب از جانب خویش معرفى مىكند چنانكه می فرماید:« قالَ انّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ اماماً».[1] و نیز:«وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ ائمَّةً يَهْدونَ بِامْرِنا لمَّا صَبَروا».[2]و نیز:«وَ جَعَلْناهُمْ ائمَّةً يَهْدونَ بِامْرِنا وَ اوْحَيْنا الَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ»[3]و یا «یا داود انا جعلناک خلیفة».[4]
وثانیا:امامت قوه الهيّهاى است در نفس امام كه با آن بر ملكوت و نفوس اشياء اطلّاع حاصل نموده، و بر آنها سيطره پيدا مىنمايد، چنانكه از جمله «يهدون بامرنا» استفاده می شود؛ و اين قوّه در هر كه باشد امام است و در هر كه نباشد امام نيست.
بنابراین آنچه از ظاهر روایت بدست می آید این است که امر قابل تسلیم متن وصیت نامه است و نه چیز دیگری، همچنان که در روایات دیگری نیز به این امر اشاره شده است وبا توجه به اینکه در اول روایت آمده است که این افراد مهدی و هدایت کننده هستند و نه امام، با صرف تسلیم وصیت نامه کسی به مقام امامت نخواهد رسید، البته باید توجه داشت که حتی اگر بپذیریم موضوع «تسلیم» انتقال امامت و خلافت الهی بوده است باز این احتمال با تصریح به مهدی بودن و نه امام بودن سازگار نخواهد بود علاوه بر اینکه مخالف روایات رجعت که مورد اتفاق شیعه امامیه است خواهد بود وبا این اوصاف برفرض پذیرش روایت این قسمت از آن قابل التزام نخواهد بود.
موید این سخن روایت علی بن ابی حمزه[5] است که نقل می کند: به حضرت صادق (علیه السلام) عرض كردم: من از پدرتان شنيدم كه: بعد از قائم دوازده مهدى هست، حضرت فرمودند پدرم فرمود: دوازده «مهدى» نه دوازده امام، اينان عدهاى از شيعيان ما هستند كه مردم را به ولايت و معرفت ما مي خوانند.[6]که این افراد مردم را به امام دعوت می کنند نه به خوشان که امام شوند.فافهم.
ودر روایت دیگری که مرحوم کلینی درکافی از امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه:«ثم رددنا لکم الکرة علیهم»[7] نقل می کندکه حضرت فرمودند: مقصود زنده شدن دوباره امام حسین علیه السلام و هفتاد تن از اصحابش در عصر امام زمان است; ...این در حالی است که حضرت حجت در میان مردم است; چون معرفت و ایمان به حضرتش در دل های مردم استقرار یافت، مرگ او فرا می رسد. پس امام حسین علیه السلام متولی غسل، کفن، حنوط و دفن ایشان می شود و هرگزغیر از وصی، وصی را تجهیز و خاک سپاری نمی کند.« والحجة القائم بين أظهرهم فإذا استقرت المعرفة في قلوب المؤمنين أنه الحسين عليه السلام جاء الحجة الموت فيكون الذي يغسله ويكفنه و يحنطه ويلحده في حفرته الحسين بن علي عليهما السلام ولا يلي الوصي إلا الوصي».[8]
البته باز برفرض اینکه این افراد امام باشند سوال این است که با توجه به روایات رجعت و اینکه ائمه علیهم السلام رجعت دارند چگونه دو امام در زمان واحد امامت خواهند داشت؟!شاید این هم لطف خدا بر مردم بعد از ظهور است؟!!!
[5].مراد علي بن أبي حمزة البطائني است، که در ترجمه او آمده: أبو الحسن الانصاري بالولاء، الكوفي(..بعد 183 ه) ، قائد أبي بصير يحيى بن القاسم، و اسم أبي حمزة سالم.روى عن: أبي بصير فأكثر عنه، و علي بن يقطين، و أبان بن تغلب، و إبراهيم ابن ميمون، و إسحاق بن عمار، و إسحاق بن غالب، و الحسين بن أبي العلاء، و صندل، و محمد بن مسلم الطائفي، و معاوية بن عمار البجليّ الدُّهني، و آخرين. موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحانی، ج2، ص394.
[6]. کمال الدین، صدوق، ص358.« حدثنا علي بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق قال : حدثنا محمد بن - أبي عبد الله الكوفي قال : حدثنا موسى بن عمران النخعي ، عن عمه الحسين بن يزيد النوفلي ، عن علي بن أبي حمزة ، عن أبي بصير قال : قلت للصادق جعفر بن محمد عليهما السلام يا ابن رسول الله إني سمعت من أبيك عليه السلام أنه قال : يكون بعد القائم اثنا عشر مهديا فقال : إنما قال : اثنا عشر مهديا ، ولم يقل : إثنا عشر إماما ، ولكنهم قوم من شيعتنا يدعون الناس إلى موالاتنا ومعرفة حقنا».
[8].الکافی، ج8،ص206.«عدة من أصحابنا ، عن سهل بن زياد ، عن محمد بن الحسن بن شمون ، عن عبد الله بن عبد الرحمن الأصم ، عن عبد الله بن القاسم البطل ، عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) في قوله تعالى : " وقضينا إلى بني إسرائيل في الكتاب لتفسدن في الأرض مرتين " قال : قتل علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) وطعن الحسن ( عليه السلام ) " ولتعلن علوا كبيرا " قال : قتل الحسين ( عليه السلام ) " فإذا جاء وعد أوليهما " فإذا جاء نصر دم الحسين ( عليه السلام ) : بعثنا عليكم عبادا لنا أولي بأس شديد فجاسوا خلال الديار " قوم يبعثهم الله قبل خروج القائم ( عليه السلام ) فلا يدعون وترا لآل محمد إلا قتلوه " وكان وعدا مفعولا " خروج القائم ( عليه السلام ) " ثم رددنا لكم الكرة عليهم " خروج الحسين ( عليه السلام ) في سبعين من أصحابه عليهم البيض المذهب لكل بيضة وجهان المؤدون إلي الناس أن هذا الحسين قد خرج حتى لا يشك المؤمنون فيه وإنه ليس بدجال ولا شيطان والحجة القائم بين أظهرهم فإذا استقرت المعرفة في قلوب المؤمنين أنه الحسين ( عليه السلام ) جاء الحجة الموت فيكون الذي يغسله ويكفنه و يحنطه ويلحده في حفرته الحسين بن علي ( عليهما السلام ) ولا يلي الوصي إلا الوصي».
سلام علیکم
عزیزان دیدید که برادر صدرا از تحریف استفاده می کنه و موراد تکراری استفاده می کند!؟ برادر اصلا موضوعی که نوشتی با سوال ربطی نداره سوال واضح هست
1) موضعتان در برادر وصیت رسول خدا چیست؟ قبولش دارید یا خیر یک کلام
سلام بر همه دوستان عزیز و گرامی بنده می خواستم مطالب رو از ابتدا بخوانم و اگر پاسخی بود خدمت دوستان ارائه نمایم ولی انقدر مسائل حاشیه ای مطرح شده بود که سعی می کنم از ابتدا با توجه به کتاب "الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة،" مطالبی را در این باره بیان کنم؛ باشد که مورد استفاده همه دوستان عزیز قرار گیرد. ان شاالله
حدیثی که در ابتدای این تاپیک مطرح شد در باب یازدهم این کتاب به آن پرداخته شده است تحت این موضوع که: آیا پس از دولت حضرت مهدی علیه السلام دولتی هست یا نه؟ در ابتدای این باب سخنان و روایات مختلفی آمده که آوردنش به اطاله بحث می کشد بنده فقط از این قسمت مطالب را بیان می کنم یعنی از صفحه 401 کتاب: اما راجع به حديث هائى كه مي فرمايد بعد از مهدى دوازده نفر امام ديگرند، رواياتى كه در اين زمينه وارد شده دلالت قطعى ندارد در روايات بسيارى هم وارد شده كه ائمه دوازده نفرند و دولتشان تا قيامت ادامه دارد، و دوازدهمين آخر اوصيا، و امامها، و جانشينان است، و ائمه تا قيامت از اولاد حسين (ع) اند و اگر بر ما لازم بود كه به امامت دوازده نفر بعد از آنها (كه در روايات ديگرى وارد شده) اقرار كنيم بايد حديث هاى متواترى هم در اين باره باشد كه در برابر حديث هاى معارض بتواند مقاومت كند و ملاحظه جمع بين آنها بشود. از سيد مرتضى هم نقل است كه فرموده: شايد بعد از حضرت حجت (ع) خلفائى باشند؛ و برطرف شدن تكليف بعد از آن جناب حتمى نيست، ممكن است پس از او امامانى باشند كه دين و مصالح مؤمنين را حفظ كنند، و اين با دوازده نفر بودن ائمه منافات ندارد، زيرا آنها كه ما بايد بشناسيم همين دوازده نفرند، و ما كتاب مستقلى در اين زمينه نوشته ايم «پايان كلام سيد مرتضى» مؤيد كلام مرحوم سيد اين است كه دليل عقلى قطعى نداريم كه بعد از امام دوازدهم خليفه اى نيست، دليل هاى نقلى هم قابل تصرف است- البته اگر حديث معتبرى در مقابل باشد- اما آن حديث اوّل (منظور همان حدیث وصیت است) كه از كتاب «غيبت» شيخ طوسى نقل كرديم چون از طريق سنيان نقل مى كند براى ما حجت نيست، فقط در تعيين عدد دوازده امام كه با ما موافقت دارد حجت است، مرحوم طوسى هم پس از چند حديث ديگر ميفرمايد اين حديث از حديث هاى سنيان است، ساير احاديث هم صراحتى ندارد، باقى مى ماند حديث نود و ششم باب سابق كه صريحا مي فرمايد: بعد از حضرت مهدى (ع) جانشينانش هستند، اما اين حديث هم چند احتمال دارد: يكى اينكه مراد بعد زمانى نيست بلكه رتبه اى است- نظير اينكه در قرآن مي فرمايد: «بعد از خدا كه او را هدايت مى كند؟» يعنى فرزندانش تحت نظر او حكومت ميكنند و نائب او هستند، و در رتبه بعدند. دوم اينكه مراد بعد از تولد يا غيبتش باشد، و اشاره به وكلاء و نمايندگان يا علماى شيعه باشد كه در زمان غيبت نائب امامند يا بعد از خروج كه ممكن است آن موقع نيز نيابت داشته باشند. مرحوم صدوق هم در كتاب «اكمال» از ابو حمزه نقل مى كند كه گفت: به حضرت صادق (ع) عرض كردم: من از پدرتان شنيدم كه: بعد از قائم دوازده مهدى هست، فرمود: دوازده «مهدى» فرمودهاند نه دوازده امام، اينان عدهاى از شيعيان ما هستند كه مردم را به ولايت و معرفت ما مي خوانند. مؤلف گويد: اين حديث با اين چند وجهى كه اخيرا ذكر شد مناسب است، و شايد با حديث هاى آينده هم موافق باشد، علاوه كه ممكن است- اگر مراد حضرت صادق (ع) نفى رجعت باشد- از باب تقيه فرموده باشد، چنانكه بعضى از محققان هم همينطور فهميدهاند. سوم اينكه مربوط به رجعت باشد، چنانكه در بسيارى از روايات بود كه ائمه عليهم السلام برمىگردند و در قسمتى از احاديث هم بود كه هر مؤمن خالص يا كافر خالصى برمىگردد. بنابراين امام هاى بعد از او همان ائمه سابقاند، پس اين با دوازده نفر بودن ائمه منافات ندارد و باين وجه بين روايتى كه مي فرمايد: ائمه دوازده نفراند و آنكه ميفرمايد يازده نفراند جمع ميشود، چون اگر خود آن جناب يا پيغمبر (ص) را هم حساب كنيم دوازده نفر مي شود، اگر حساب نكنيم يازده نفر مي شوند، منتهى يك نفر آنها نام برده نشده چنانكه در مكالمات معمولى هم گاهى از بين عدهاى چند نفر را نام مي برند و از بقيه صحبتى نمىكنند، و اين دليل بر انحصار نيست. اما اينكه در حديث كتاب غيبت مي گويد: دوازده نفر از فرزندان او ... بر فرض كه حديث صحيح باشد- با اين مطلب منافات ندارد، چون ممكن است كلمه «ابنه» (يعنى ولايت را به پسرش وامىگذارد) غلط باشد و اصلش «ابيه» باشد (يعنى به پدرش وامىگذارد) كه مراد حضرت امام حسين (ع) باشد، چون روايات بسيارى سابقا نقل كرديم كه ميفرمايد حضرت امام حسين (ع) برمىگردد و پس از وفات حضرت مهدى وى را غسل مي دهد، اما اينكه در حديث كتاب غيبت مي فرمايد: جانشين او سه نام دارد: احمد، عبد اللّه، و مهدى، آنهم با اين مطلب منافاتى ندارد، چون ممكن است هريك از ائمه چند نام و چند لقب داشته باشد، اگرچه بعضى اظهار شده باشد، و بعضى نشده باشد، علاوه ممكن است اين نامها- بحسب حكمت إلهى- آن وقت جعل شود، اما اينكه در حديث ابو حمزه ميفرمايد: دوازده مهدى از نسل حسين (ع)، شايد مراد اين باشد كه اكثرشان از نسل اويند، چنانكه غالبا وقتى كه مطلب معلوم باشد يا بخواهند مجملگوئى كنند، حكم مربوط به اكثر را به همه نسبت مي دهند، نظير اينكه مرحوم كلينى درباره تعيين دوازده امام حديثى نقل مىكند كه مي فرمايد: دوازده امام از نسل على و فاطمه سلام اللّه عليها هستند، با اينكه يازده نفرشان از نسل آنهايند، اما اينكه در آن دو دعائى كه از كتاب «مصباح» نقل كرديم، مي فرمايد: بر امامان از نسل او، يا امامان بعد از او درود فرست شايد مراد ائمه از نسل پيغمبر (ص) يا امام حسين (ع) باشد، دعاى دوم احتمال ديگرى هم دارد كه مراد امامان هنگام رجعت باشد، حديث وهب بن منبه و كعب الاحبار هم قابل همين تاويلها هست اما با رجعت مناسبتر است، با اينكه اصلا گفتار آنها حجت نيست، ولى ظاهرا آنچه گفته اند از بعض معصومين نقل كرده اند.
بنده در پستی که ارائه کردم جواب تک تک ادعاهای ایشان را دادم، اما ایشان باز مدام تکرار می کند، غیرقابل قبول!
mahdi 14 1;264431 نوشت:
با سلام خدمت کلیه عزیزان واقعاً خنده دار است بخدا قسم که از یک سوال ساده فرار و به بحث بی خودی روی می آوری ناصر خان !!!! برادر سوال واضح است شما مگر از مکتب اهل بیت علیهم السلام تبعیت نمی کنید؟ یک دلیل یک روایت حتی اگر ضعیف باشد که اهل بیت علیهم السلام که بنده و شما تابع آنها هستیم از مغلطه استفاده کرده اند!!! در عوض این کار وهابیون و مسیحیان و یهودیان است که در برابر شیعیان مسلمان دلیل آور و منطقی سر در مغلطه می کنند ناصر عزیز لطف کن جواب بده و حرفهای بیهوده استفاده نکن ممنونم. موفق باشید.....
خوب یعنی چه این که نوشتی؟! سؤال واضح شما بی ربط به بحث است! شما کجا مغلطه ای از مطلب کسی درآوردی که با این دلیل او را خارج از تشیع می دانی؟! اول مغالطه را ثابت کن، بعد تکفیر کن. چه کسی گفته هرچه شما بگویید درست است؟! بخدا قسم تو شیعه نیستی، شاید بهایی باشی شاید هم ...
mahdi 14 1;264437 نوشت:
سلام علیکم
ناصر یوسف نژاد عزیز!!! شما سوال کردید و جواب دادیم حال ما سوال داریم جواب بدهید لطفا همان سوال ماست که در مورد مغلطه، آیا کار اهل بیت علیهم السلام است یا خیر؟ که شما شیعه ای استفاده می کنید و این را می دانیم که کتاب خدا و اهل بیت علیهم السلام ما را گمراه نمی کنند حالا این شاخه سومی از کجا آمده نمی دانم نکنه بدعت است هههههههههه و حتی اگر باشد باز هم جهنم را در پی دارد... سبحان الله
قضاوت با خوانندگان :gol:
باز که نوشتی ههههههه !!!!!!!
من عزیز شما نیستم جناب!!!
کجا جواب دادید؟! فقط توهین کردید! اگر به فرض محال من مغلطه کرده باشم وظیفه ی شماست که آن را پیدا کنی، نه من!!! چه حرفیست که می زنی؟! می گویی من اعتراف کنم مغلطه کرده ام در حالی که نکرده ام؟! چه کسی ثابت کرده که من مغلطه کرده ام که شما بابت آن از من توضیح می خواهید؟! اول اثبات کن بعد طلبکار شو. شما مثل انسانهایی! که فقط سعی دارند بواسطه ی تکرار مطالب باطل آن را جا بیندازند، دائم یک ادعا را داری از صبح تا شب تکرار می کنی، فکر می کنی که هیچ کس نمی فهمد. بخدا همه دارند می بینند. حداقل 10 ارسال داشته ای، یا به من گفتی سفسطه ی شیطانی می کنم، یا مغلطه می کنم، یا فحاشی می کنم و ... . خوب یک مورد را بیاور نشان بده. فقط یک مورد. اما در مقابل من بیش از 20 مورد از اتهامات و افترائات و توهینات و مغالطات شما را اثبات کردم. اگر به قضاوت مخاطبان اعتقاد داری، دیگر تکرار نکن. دلیل این تکرار مکررات چیست؟!آیا جز این است که گفته های باطل خودت را قصد داری با تکرار به هر طریق ممکن جابیندازی؟!
شما فقط روی یک قضیه ثابت مانده اید و آنهم این است:
می فرمایید که: شخص مورد نظرتان یمانی است، زیرا ترسیده، فرار کرده و رفته یک گوشه ای قایم شده!!!!!!
آخه اینهم شد نشانه ی یمانی بودن؟!! این کار را که بلانسبت یک موش هم می تواند انجام بدهد!!!!!!
دلیل دیگر چه داری؟! مثلا این یمانی دروغین شما، از مدفن بانوی دو عالم، صدیقه ی کبری، فاطمه زهرا سلام الله علیها اطلاع دارد؟ از او بپرس و بیا بگو.
اما راجع به حديث هائى كه مي فرمايد بعد از مهدى دوازده نفر امام ديگرند، رواياتى كه در اين زمينه وارد شده دلالت قطعى ندارد در روايات بسيارى هم وارد شده كه ائمه دوازده نفرند و دولتشان تا قيامت ادامه دارد، و دوازدهمين آخر اوصيا، و امامها، و جانشينان است، و ائمه تا قيامت از اولاد حسين (ع) اند و اگر بر ما لازم بود كه به امامت دوازده نفر بعد از آنها (كه در روايات ديگرى وارد شده) اقرار كنيم بايد حديث هاى متواترى هم در اين باره باشد كه در برابر حديث هاى معارض بتواند مقاومت كند و ملاحظه جمع بين آنها بشود.
با سلام خدمت کلیه عزیزان. سوالی که شده است تا کنون جواب داده نشده مجددا نیز از برادر حلماء می پرسم و همچنین منتظر جواب برادر صدرا نیز هستیم که تا کنون جوابی دریافت نکرده ایم و امام سوال؟ آیا موضعتان در برابر وصیت رسول خدا چیست؟ قبولش دارید یا خیر؟
نقل قول:
دوم اينكه مراد بعد از تولد يا غيبتش باشد، و اشاره به وكلاء و نمايندگان يا علماى شيعه باشد كه در زمان غيبت نائب امامند يا بعد از خروج كه ممكن است آن موقع نيز نيابت داشته باشند. مرحوم صدوق هم در كتاب «اكمال» از ابو حمزه نقل مى كند كه گفت: به حضرت صادق (ع) عرض كردم: من از پدرتان شنيدم كه: بعد از قائم دوازده مهدى هست، فرمود: دوازده «مهدى» فرمودهاند نه دوازده امام، اينان عدهاى از شيعيان ما هستند كه مردم را به ولايت و معرفت ما مي خوانند.
خوب چه کسی منکر این است ما هم می گوییم دوازده مهدی بلکه وصیت دوازده مهدی می گوید سوال: آیا امام حسن و حسین علیهم السلام از شیعیان پدرشان نبوده اند ؟ خوب حتما آنها نیز بر موالی بودن پدرشان هدایت می کنند و همه می گویند ما باید شیعه امیر المومنین علیه علیه السلام باشیم غیر از این است؟ خوب حال اشخاص هدایت کننده باید چه خصوصیاتی داشته باشند؟ یکی از خصوصیات آنها باید (نص) دلیل و مردم را از حق خارج و به باطل نکشانند و معصوم باشند حال این وصیت که از زبان خود شخص رسول خدا نیست بلکه خداوند متعال به رسولش و رسولش نیز به مردم القا می کند و اکیدا کلام خدا معصوم است و کسانی که نام آنها در وصیت رسول خدا ذکر شده نیز معصوم هستند.
نقل قول:
اما اينكه در حديث كتاب غيبت مي گويد: دوازده نفر از فرزندان او ... بر فرض كه حديث صحيح باشد- با اين مطلب منافات ندارد، چون ممكن است كلمه «ابنه» (يعنى ولايت را به پسرش وامىگذارد) غلط باشد و اصلش «ابيه» باشد (يعنى به پدرش وامىگذارد) كه مراد حضرت امام حسين (ع) باشد، چون روايات بسيارى سابقا نقل كرديم كه ميفرمايد حضرت امام حسين (ع) برمىگردد و پس از وفات حضرت مهدى وى را غسل مي دهد، اما اينكه در حديث كتاب غيبت مي فرمايد: جانشين او سه نام دارد: احمد، عبد اللّه، و مهدى، آنهم با اين مطلب منافاتى ندارد، چون ممكن است هريك از ائمه چند نام و چند لقب داشته باشد،
سبحان الله برادر عزیز خودت جواب خودت را می دهی و می گویی ابنه ممکن است ابیه باشد خوب موردی نیست حالا ابیه نامش حسین است و اینها احمد و عبدالله و مهدی است امام حسین علیه السلام را در رجعت نام بردند که اولین نفری است که رجوع می کند چرا نگفتند وقتی وفات به نزد امام مهدی عج آمد خلافت را به پدرش حسین بدهد سبحان الله و تفسیر از خود ندهید عزیز نصیحت می دهم این بار چندم است که تکرار می کنید این مطلب را ..... مالکم کیف تحکمون راستی وصیت می گوید اول مومنین آیا معنی اول مومنان چیست ؟ یعنی امام حسین علیه السلام اولین نفری است که ایمان می آورد و آن هم قبل از ظهور پس باید قبل از ظهور امام مهدی عج رجعت انجام گیرد. قضاوت با منصفان موفق باشید
فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُّبِينٌ... صبحگاهان در شهر بيمناك و در انتظار [حادثهاى] بود ناگاه همان كسى كه ديروز از وى يارى خواسته بود [باز] با فرياد از او يارى خواست موسى به او گفت به راستى كه تو آشكارا گمراهى(۱۸) القصص
فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ... موسى ترسان و نگران از آنجا بيرون رفت [در حالى كه مى]گفت پروردگارا مرا از گروه ستمكاران نجات بخش(۲۱) القصص
موسی ع ترسان و هراسان است
موفق باشید.....
به مغلطه ی او دقت کنید:
در آیه 18 عبارت « خَائِفًا يَتَرَقَّبُ » را « بيمناك و در انتظار» معنا می کند اما،
در آیه 21 عبارت« خَائِفًا يَتَرَقَّبُ »را « ترسان و نگران » معنا می کند.
مشکل دقیقاً همینجاست. اگر بخواهند بگویند که در آیه 18 هم معنای ترسان و نگران می دهد، باید مشخص کنند ترس از چه؟! که می شود ترس از خدا، چون آنزمان موسی (ع) عملی انجام نداده بود تا بخواهد از مردم بترسد. و همین معنا را هم باید به آیه 21 تعمیم داد و اگر غیر از این بکنند، مغلطه است. زیرا دقیقاً همان عبارت آمده است. پس از هرچیزدر آیه 18 بیمناک بوده، در آیه 21 هم از همان بیمناک بوده است که همان ترس از خداوند متعال بوده است.
اما یک عبارت واحد را در دوجا به دو شکل معنا می کنند تا ثابت کنند پیامبران معصوم نبودند.
بعد که این نتیجه ی فاسد را گرفتند (موسی (ع) ترسان و هراسان از مردم بوده)، می گویند که یمانی هم ترسان و هراسان است و این اشکالی ندارد.
اما موسی (ع) ترسان و هراسان از یاد خدا بوده، (طبق آیه 18 همان سوره) زیرا با همان حالت ترس و بیم از خدا در خیابان ظاهر می شد و از آزار و گزند خلق به خدا پناه می برد، نمی رفت و خود را قایم نمی کرد و در زمان تبلیغ علنی با نامه و ... تبلیغ نمی کرد !!!
راستی این فرد مورد نظر شما آیا مرتب در یک گوشه ای می نشیند و به یک نقطه خیره می شود؟! آیا انگشت شصتش را هم می مکد؟! ناخن خوری دارد؟! اگر این نشانه ها را در او دیدید، او مبتلا به اضطراب فراگیر است که با گفتار درمانی مداوا می شود، و نیاز به دارو ندارد اگر در مراحل اولیه بیماری باشد.
در آیه 18 عبارت « خَائِفًا يَتَرَقَّبُ » را « بيمناك و در انتظار» معنا می کند اما،
در آیه 21 عبارت« خَائِفًا يَتَرَقَّبُ »را « ترسان و نگران » معنا می کند.
مشکل دقیقاً همینجاست. اگر بخواهند بگویند که در آیه 18 هم معنای ترسان و نگران می دهد، باید مشخص کنند ترس از چه؟! که می شود ترس از خدا، چون آنزمان موسی (ع) عملی انجام نداده بود تا بخواهد از مردم بترسد.
و همین معنا را هم باید به آیه 21 تعمیم داد و اگر غیر از این بکنند، مغلطه است. زیرا دقیقاً همان عبارت آمده است. پس از هرچیزدر آیه 18 بیمناک بوده، در آیه 21 هم از همان بیمناک بوده است که همان ترس از خداوند متعال بوده است.
اما یک عبارت واحد را در دوجا به دو شکل معنا می کنند تا ثابت کنند پیامبران معصوم نبودند.
بعد که این نتیجه ی فاسد را گرفتند (موسی (ع) ترسان و هراسان از مردم بوده)، می گویند که یمانی هم ترسان و هراسان است و این اشکالی ندارد.
اما موسی (ع) ترسان و هراسان از یاد خدا بوده، (طبق آیه 18 همان سوره) زیرا با همان حالت ترس و بیم از خدا در خیابان ظاهر می شد و از آزار و گزند خلق به خدا پناه می برد، نمی رفت و خود را قایم نمی کرد و در زمان تبلیغ علنی با نامه و ... تبلیغ نمی کرد !!!
راستی این فرد مورد نظر شما آیا مرتب در یک گوشه ای می نشیند و به یک نقطه خیره می شود؟! آیا انگشت شصتش را هم می مکد؟! ناخن خوری دارد؟! اگر این نشانه ها را در او دیدید، او مبتلا به اضطراب فراگیر است که با گفتار درمانی مداوا می شود، و نیاز به دارو ندارد اگر در مراحل اولیه بیماری باشد.
قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ...گفت پروردگارا من كسى از ايشان را كشتهام مىترسم مرا بكشند (۳۳) القصص
مناجات با خدا در مورد مردم که موسی کسی از آنها را کشت و از آنها ترسان بوده است، حال چگونه می گویی موسی علیه السلام چنین و چنان است و به رای خودت تفسیر و تاویل می کنی سبحان الله
نظرت و تاویلت را در مورد این آیه بگو لطفاً و خائفا یترقب را تفسیر و تاویل کن و بگو موسی علیه السلام چه کرده است !!!!!!!!!
[=arial black]عن أبي بصير قال : سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول : في صاحب الامر سنة من موسى وسنة من عيسى وسنة من يوسف وسنة من محمد صلى الله عليه وآله ، فأما من موسى فخائف يترقب ، وأما من عيسى فيقال فيه ما قيل في عيسى ، وأما من يوسف فالسجن والتقية ، وأما من محمد صلى الله عليه وآله فالقيام بسيرته وتبيين آثاره ، ثم يضع سيفه على عاتقه ثمانية أشهر ولا يزال يقتل أعداء الله حتى يرضى الله ، قلت : وكيف يعلم أن الله عزوجل قد رضي ، قال : يلقي الله عزوجل في قلبه الرحمة [=arial black]ابی بصیر گوید : شنیدم امام باقر (ع) می فرمود : در صاحب این امر سنتی از موسی و سنتی از عیسی و سنتی از یوسف و سنتی از محمد (ص) است . اما از موسی ع که ایشان ترسان و نگران و مراقب است . و اما از عیسی که آن چه را درباره ی عیسی می گویند ، درباره ی او می گویند . و اما از یوسف که زندان و تقیه است . و اما از محمد (ص) که قیام به سیره ی ایشان و روشن کردن آثار ایشان است . سپس شمشیرش را هشت ماه بر دوشش حمل می کند و آن قدر از دشمنان خداوند را می کشد تا خداوند راضی شود . گفتم : چگونه متوجه می شود که خداوند راضی شده است ؟ فرمود : خداوند عزوجل در قلبش رحمت می اندازد . کمال الدین ص 329 . اثبات الهداة ج 3 ص 468 . بحار الانوار ج 51 ص
[=arial black]ملاحظه: یکی از سنتهای که در روایت فوق ذکر شده است ترس و نگرانی مانند موسی ع است و صاحب الامر نمی تواند امام مهدی عج باشد چرا که امام مهدی ع دو غیبت دارد یکی در آن ظهور کرده و دیگری تا کنون در غیبت است و اگر بگوییم که این صاحب الامر امام مهدی عج پس می گوییم که امام مهدی عج به چه دلیل ترس می دارد در صورتی که وقتی ظهور می کند کل عدالت الهی بر زمین جاری می شود!! و لذا آن همان کسی است که قبل از امام مهدی عج مردم را دعوت می کند همان یمانی میباشد که دعوتی دارد و مردم به دلیل تکذیب دعوت مبارکش از دیدگان معاندان مخفی می شود ولی از چشمان انصارش خیر بلکه توسط انصارش دعوتش را به مردم می رساند و همچنین خوب بدانیم که امام مهدی هشت ماه شمشیرش را بر دوش نمی کشد بلکه آن همان کسی است که از فرزندانش می باشد که وقتی خروج کند هشت ماه جنگ می کند و آن هم با سفیانی ملعون.
[=arial black]جالب ایجاست که می گوید سپس شمشیر را بر دوشش حمل می کند یعنی قبل از اینکه شمشیر را حمل می کند این سنن در هنگام دعوتش بر وی رخ می دهند. [=arial black]...
با سلام و عرض ادب
صاحب الامر را هم به مرشد دروغین خودتان تفسیر و تاویل نمودید؟!
چرا اینگونه روایات را تاویل و تفسیر می کنید؟تاویل و تفسیری که هیچ حجتی بر آن نیست که اگر خیلی خوشبینانه به آن نگاه کنیم ،باید آنرا توصیف به عدم علم و جهل و یا سادگی افرادی بدانیم که گول قطاع الطریق را خورده اند.
جالب اینجاست که شما سخن احدی از علمای شیعه را نمی پذیرید و می گوئید آنچه حجت است روایات است، و بعد در حیطه روایات، کثیری از آنها را که با میل شما سازگار نیست را کنار می گذارید و در روایات دیگری با تفسیر غلط و ناشیانه خود در صدد مصادره آنها به نفع خود و مسلکتان برآمده اید؟! اگر مقداری تتبع می نمودید روایاتی می یافتید در توضیح خوف امام زمان علیه السلام همچون:
«... ويبعث السفيانى بعثاً إلى المدينة فينفى المهدى منها إلى مكة، فيبلغ أمير جيش السفيانى أنّ المهدى قد خرج إلى مكة، فيبعث جيشاً على أثره فلا يدركه حتى يدخل مكة خائفاً يترقّب على سنّة موسى بن عمران. قال: و ينزل أمير جيش السفيانى البيداء، فينادى مناد من السماء: يا بيداء أبيدى القوم فيخسف بهم، فلا يفلت منهم إلّاثلاثة»؛[2] و سفيانى لشكرى را به سوى مدينه مىفرستد. حضرت مهدى عليه السلام از مدينه به سوى مكه حرکت مىكند. خبر به امير لشكر سفيانى مىرسد كه مهدى به سوى مكّه حركت كرده است. لذا او لشكرى را به دنبال حضرت مىفرستند، ولى به حضرت نمىرسد مگر هنگامى كه به مكه رسيده است در حالى كه خائف و مراقب است همانند موسى بن عمران (كه وارد مدين شد) آن گاه امام باقر عليه السلام فرمود: و امير لشكر سفيانى وارد سرزمين بيداء مىشود و منادى از آسمان ندا مىدهد: اى سرزمين بيداء، اين قوم را در خود فرو بر! آن قوم در آن سرزمين زير و رو خواهند شد و به جز سه نفر، كسى از آنها نجات نخواهد يافت».
البته اگر تاریخ را خوانده باشید در مورد جد شجاعش حضرت سید الشهدا علیه السلام نیز آمده است که آنحضرت به هنگام ترک مدینه و حرکت به سوی مکه که در شب انجام پذیرفت این آیه را قرائت نمودند:«فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ، قالَ رَبِّ نَجِّنى مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ.القصص/23»؛[3]پس [موسى] از آنجا [مصر] بيرون شد و در حالى كه ترسان و مواظب بود، گفت: پروردگارا! مرا از دست گروه ستمگران برهان!
همچنین اگر مقداری تتبع می نمودید روایت را به صورت دیگری هم می دیدید؛ آنجا که تشابه حضرت را با عیسی علیهما السلام را بیان می دارد:
وعنه ، عن محمد بن عيسى ، عن سليمان بن داود ، عن أبي بصير ، قال : سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول : في صاحب هذا الأمر أربعة سنن من أربعة أنبياء : سنة من موسى ، وسنة من عيسى ، وسنة من يوسف ، وسنة من محمد صلى الله عليه وآله : فأما من موسى : فخائف يترقب ، وأما من يوسف : فالسجن ،وأما من عيسى : فقيل : إنه مات ، ولم يمت ، وأما من محمد صلى الله عليه وآله : فالسيف.[4]
سؤال: از کی صاحب الامر مصداق دیگری جز امام زمان علیه السلام پیدا نموده است؟[5] از کی تا به حال یمانی بصری؟! همسان امام عصر علیه السلام شده است؟ ظاهرا شان و منزلت یمانی آنقدر بالا بوده که امام صادق علیه السلام به جای پرداختن به آخرین ذخیره دوران محور را او قرار داده اند و امام زمان علیه السلام را فرع بر او؟! از کی تا به حال یمانی هم صاحب غیبت شده است؟ از کی تا به حال مردم به جای انتظار امام زمان علیه السلام انتظار خروج یمانی را کشیده اند؟
نکند او هم دارای دو غیبت بوده؟ نکند او هم به سان امام زمان علیه السلام عمر طولانی دارد؟ امام صادق علیه السلام به حازم فرمودند:«...يا حازم ان لصاحب هذا الامر غيبتين يظهر في الثانية ، فمن جاءك يقول : انه نفض يده من تراب قبره فلا تصدقه»؛[6]اي حازم صاحب اين امر را دو غيبت است و در غيبت دوم آشکار ميشود. پس اگر کسي نزد تو آمد و گفت هم اکنون دست خود را از خاک قبر او تکانيده است، باور مکن.
ودر روایت دیگری امام صادق می فرمایند:«إن لصاحب هذا الامر غيبة ، المتمسك فيها بدينه كالخارط للقتاد - ثم قال هكذا بيده - فأيكم يمسك شوك القتاد بيده ؟ ثم أطرق مليا ، ثم قال : إن لصاحب هذا الامر غيبة فليتق الله عبد وليتمسك بدينه» .[7] براي صاحب اين امر (حضرت مهدي علیه السلام) غيبتي خواهد بود. هر کس در روزگار غيبت او دين خود را حفظ کند، مانند کسي است که تيغهاي تيزگياه قتاد را با دستش صاف و هموار سازد؛ سپس حضرت با دست [مبارک] خويش اشاره فرمود که چگونه با دست، تيغهاي قتاد را بايد هموار ساخت. آنگاه افزود: کدام يک از شما تا به حال توانسته است، خارهاي خنجرگونه قتاد را به دست بگيرد؟ سپس حضرت سر به زير افکند و مدتي سکوت کرد؛ آن گاه افزود: براي صاحب اين امر، غيبتي است که در روزگار دشوار غيبت، هر بنده ای بايد تقوا پيشه کند و دينش را حفظ نمايد».
در روايتي ديگر، آمده است: «منْ ثَبتَ علي ولايتنا في غيبة قائمنا، اعطاه الله اجْر الف شهيد مثل شهداء بدر و احد؛ [8]کسي که در روزگار قائم ما، در امر ولايت ما ثابت قدم و استوار باقي بماند و نلغزد، چنان است که خداوند پاداش هزارشهيد مانند شهداي جنگهاي بدر و احد به آنان عطا ميفرمايد». حال ظاهرا صاحب الامر به جای امام زمان علیه السلام مراد شما شده اند؟ شاید فردا ادعا نمائید حضرت فرموده اند که به مرادتان صاحب الامربگوئید.
[1].النساء/46.بعضى از يهود، سخنان را از جاى خود، تحريف مىكنند و (به جاى اينكه بگويند: «شنيديم و اطاعت كرديم»)، مىگويند: «شنيديم و مخالفت كرديم! و (نيز مىگويند:) بشنو! كه هرگز نشنوى! و (از روى تمسخر مىگويند:) راعنا [ما را تحميق كن!]» تا با زبان خود، حقايق را بگردانند و در آيين خدا، طعنه زنند. ولى اگر آنها (به جاى اين همه لجاجت) مىگفتند: «شنيديم و اطاعت كرديم و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقايق را درك كنيم)»، براى آنان بهتر، و با واقعيت سازگارتر بود. ولى خداوند، آنها را بخاطر كفرشان، از رحمت خود دور ساخته است از اين رو جز عدّه كمى ايمان نمىآورند
[3].- ابن اعثم كوفى در كتاب الفتوح( 5/ 26) نقل كرده است حسين بن على علیه السلام شبى از منزل بيرون آمد و به آرامگاه جدّش رفت و گفت:« درود بر تو اى پيامبر خدا! من حسين، پسر فاطمه( س) هستم. من فرزند و فرزندزادهات، نوهات، هستم كه مرا در زمره ذخيرههاى خود براى امّت خويش جا گذاردى. اى پيامبر خدا! گواه باش كه ايشان مرا واگذاردند و تباهم كردند و حرمتم را پاس نداشتند! اين گله من به پيشگاه توست تا آنگاه كه ديدارت كنم. درود و سلام خدا بر تو باد! سپس برخاست و با كمال فروتنى به نماز ايستاد و پيوسته در ركوع و سجود بود. وليد شمارى از نوكرانش را به منزل امام علیه السلام فرستاد. تا ببيند كه آيا از مدينه بيرون رفته است، يا نه؟ آنان به منزل حضرت رفتند و او را در خانه نيافتند. پس برگشته و موضوع را به اطّلاع رساندند. ابن اعثم گفته است: امام حسين علیه السلام بامدادان به منزل بازگشت و شب دوم باز به آرامگاه پيامبر صلی الله علیه و آله رفت و دو ركعت نماز گزارد و چون از نماز فارغ شد چنين گفت:« بار خدايا! اين آرامگاه پيامبر توست و من پسر دختر پيامبرت هستم و برايم وضعيّتى پيش آمده است كه خود مىدانى. بار خدايا! من دوستدار نيكىام و از زشتكارى بيزارم. به حقّ اين آرامگاه و كسى كه در آن آرميده است، از تو، اى شكوهمند و اى گرامى! درخواست مىكنم كه آنچه را خشنودى تو و خشنودى پيامبرت در آن است برگزينم.» سپس تا سپيدهدم گريست. آنگاه سر را بر قبر نهاد و لحظهاى به خواب رفت. در خواب پيامبر صلی الله علیه و آله را ديد كه گويى گروهى از فرشتگان او را از چپ، راست، جلو و عقب در ميان گرفتهاند و پيش آمد و او را به سينه چسبانيد. ميان چشمانش را بوسيد و فرمود: اى پسركم! اى حسين! گويا تويى كه بهزودى در سرزمين كرب و بلا در ميان گروهى از امّتم كشته مىبينمت! در حالى كه تشنهاى و آبت نمىدهند، جگرت تفتيده است ولى سيرابت نمىكنند و با اين حال شفاعت مرا اميد دارند، امّا خداوند در روز قيامت شفاعت مرا نصيبشان نمىكند و هيچ بهرهاى هم نزد خدا براى ايشان نيست. اى حسين عزيز! پدر، مادر و برادرت نزد من آمدهاند و همه مشتاق تو هستند و براى تو در بهشت درجههايى است كه جز با شهادت بدانها نخواهى رسيد. در اين حال حسين علیه السلام به جدّش مىنگريست و به گفتارش گوش مىداد و مىگفت: اى جدّ بزرگوار! من هيچ تمايلى براى بازگشت به دنيا ندارم مرا نزد خود نگه دار و به منزلت ببر. پيامبر صلی الله علیه و آله گفت: اى حسين! ناگزير بايد به دنيا برگردى، تا شهادت و ثواب عظيمى كه خدا تو را سزاوار آن ساخته، نصيبت گردد. زيرا تو، پدر، برادر، عمو و عموى پدرت در روز رستاخيز در يك دسته محشور مىشويد، تا اين كه به بهشت درآييد. سپس امام علیه السلام دهشتزده و هراسان از خواب بيدار شد و آنچه را ديد براى خاندانش و فرزندان عبدالمطّلب باز گفت. در آنروز در شرق و غرب عالم كسى غمگينتر و گريانتر از خاندان پيامبر صلی الله علیه و آله نبود.( ر. ك: أمالى، شيخ صدوق، 135).
[=arial black]خواهران و برادران عزیز تا تاریخ 08/06/1391 تعداد صفحات این مطلب به 15 صفحه رسیده بود ولی در تاریخ 09/06/1391 تعداد صفحات به 14 تغییر یافت به نظر شما این نشانه چیست؟ و حتی اثری از پاک کردن مطالب موجود نیست و آن هم به طور حرفه ای حذف کرده اند تا بنده مورد مذمت بعضی از مردم واقع شوم ( مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین ) و ( و الله غالب علی امره )
[=arial black]صدرا و بینا 88 و همچنین حلما یک نفر هستند و شاید همان صدرا یوسف نژاد باشد و الله اعلم ولی در یکی بودن صدرا و حلما و بینا 88 شکی نیست!!!! و باز هم از جواب دادن امتناع نمی کنیم مثل بعضی ها نیستیم که ظن و گمان می کنند و می گویند: ( انصار313 و مهدی14 1 ) یکی هستند و از جواب دادن فرار می کنند، حال از برادر صدرا سوال شده است و تا کنون به غیر از طفره رفتن چیزی ندیده ایم
[=arial black]سوال:برادر صدرا شما به وصیت رسول خدا اعتقاد دارید یا خیر ؟؟؟؟ موضعتان را در برابر وصیت رسول خدا بیان کنید تا با گونه ای که خودتان ملزم هستنید بر شما احتجاج می کنیم!!! [=arial black]سوال:شرق مکه و مدینه کجاست ؟
[=arial black]در مورد روایتی که ذکر کردیم الحمد لله روایت خودش خودش را تفسیر می کند و کسی که چشم و دلش باز است تفسیرش را در تطابق روایی یافت می کند. ولی متاسفانه بعضی ها هستند که مانند بلعم بن باعورا عذرش در ندانم چیزی موجه می کنند، حال به روایتهای زیر خوب دقت کنید.
[=arial black]عن أبي بصير قال : سمعتأبا جعفر عليه السلام يقول : في صاحب الامر سنة من موسى وسنة من عيسى وسنة من يوسفوسنة من محمد صلى الله عليه وآله ، فأما من موسى فخائف يترقب ، وأما من عيسى فيقالفيه ما قيل في عيسى ، وأما من يوسف فالسجن والتقية ، وأما من محمد صلى الله عليهوآله فالقيام بسيرته وتبيين آثاره ، ثم يضع سيفه على عاتقه ثمانية أشهر ولا يزاليقتل أعداء الله حتى يرضى الله ، قلت : وكيف يعلم أن الله عزوجل قد رضي ، قال : يلقي الله عزوجل في قلبه الرحمة
[=arial black]ابی بصیر گوید : شنیدم امام باقر (ع) می فرمود : در صاحب این امرسنتی از موسیو سنتی ازعیسی و سنتی از یوسف و سنتی از محمد (ص) است . اما از موسی عکه ایشان ترسان و نگران و مراقب است . و اما از عیسی که آن چه را دربارهی عیسی می گویند ، درباره ی او می گویند . و اما از یوسف که زندان و تقیه است . واما از محمد (ص) که قیام به سیره ی ایشان و روشن کردن آثار ایشان است . سپس شمشیرشرا هشت ماه بر دوشش حمل می کند و آن قدر از دشمنان خداوند را می کشد تا خداوند راضیشود . گفتم : چگونه متوجه می شود که خداوند راضی شده است ؟ فرمود : خداوند عزوجل درقلبش رحمت می اندازد . کمال الدین ص 329 . اثبات الهداة ج 3 ص 468 . بحار الانوار ج 51 ص134
[=arial black]ملاحظه: روایت فوق می گوید صاحب الامر یکی از سنت های خداوند که بر جاری می شود سنت موسی علیه السلام و آن ترس و هراسانی است، حال این صاحب الامر کیست آیا شخص امام مهدی عج است یا خیر؟ اگر به روایت خوب دقت کنیم می بینیم که می گوید: سپس شمشیر را هشت ماه بر دوشش حمل می کند و در هیچ جایی در کتب روایی به نام صریح حضرت امام محمد بن الحسن ع نیامده است که بگوییم بله این محمد بن الحسن عج است و امر متشابه است ولی اگر به ورایتهای زیر مراجعه می کنیم و تطابق بدهیم معلوم می شود، لذا امام مهدی عج شمشیر را هشت ماه بر دوشش حمل نمی کند و سنت هایی که یکی از آنها ترس است بر امام مهدی عج تلقی نمی شود چرا ترس دلیل نمی شود که امام مهدی عج در غیبت باشد و آن هم در عین حال بترسد!!! و بعد از آن سنتها شمشیرش را بر دوشش حمل می کند، پس این صاحب الامر کیست؟ به روایت زیر دقت کنید.
[=arial black]قال عيسى الخشاب قلت للحسين بن علي (ع) أنت صاحب هذا الأمر قال(ع):- لا و لكن صاحب هذا الأمر الطريد الشريد الموتور بأبيه المكنى بعمه يضع سيفه على عاتقه ثمانية أشهر بحارالأنوارج133ص51 /كمالالدين ج30ص318
[=arial black]عیسی الخشاب گفت: به حسین بن علی علیه السلام گفتم: تو صاحب الامر هستی؟ فرمود: خیر ولی صاحب الامر همان فراری بی خانمان طالب خون پدرش و ملقب به عمویش شمشیر را هشت ماه بر دوشش حمل می کند.
[=arial black]ملاحظه: عیسی خشاب در مورد صاحب الامر از امام حسین علیه السلام سوال کرد، و امام حسین علیه السلام اوصاف آن شخص را داد که: فراری بی خانمان است و ملقب به عمویش، حال در کجا ذکر شده که امام مهدی عج ملقب به عمویش است؟ و همین شخص نیز شمشیر را هشت ماه بر دوشش حمل می کند و اگر در تطابق روایی قرار با روایت فوق می بینیم که همان کسی که شمشیر را هشت ماه بر دوشش حمل می کند همان کسی که سنن انبیاء بر او جاری می شود.
[=arial black]عن أبي جعفر الباقر (ع):(صاحب هذا الأمر أصغرنا سناً، وأخملنا شخصاً. قلت: متى يكون ذاك؟ قال: إذا سارت الركبان ببيعة الغلام، فعند ذلك يرفع كل ذي صيصية لواء، فانتظروا الفرج) (غيبة النعماني: 190).
[=arial black]از ابی جعفر علیه السلام فرمود: صاحب این امر کوچکترین سن نسبت به ما دارد، و شخص او نا معلوم و مجهول الهویه است گفتم: آن چه وقت می باشد ( فرج)؟ فرمود: اگر همه به آن غلام بیعت کنند....
[=arial black]ملاحظه: امام باقر علیه السلام صاحب الامر را با سنی کمتر از امامان اهل بیت علیه السلام بیان کرده لذا اگر این صاحب الامر را بر امام مهدی عج اطلاق کنیم مخالف سن امام مهدی عج است چرا که امام مهدی عج متولد سال 255 هجری و حال در سال 1433 هجری می باشیم چگونه امام مهدی عج کوچکترین سن را دارا می باشد؟ پس این صاحب الامر کیست که نسبش معلوم نیست؟ لذا معلوم نبودن نسب این غلام که بیعت را می گیرد به امام مهدی عج برگردد با مجهول بودن نسب او موافق است و آن هم به دلیل غیبت پدرش می باشد، و امام مهدی عج نیز نسبش مجهول نیست بلکه همه و همه می دانیم که او فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است و مادرش نرجس خاتون می باشد و متولد نیمه شعبان سال 255 هجری می باشد، پس مجهول بودن آن کجاست؟
[=arial black]( عن حمران بن أعين قال قلت لأبي جعفر الباقر(ع) جعلت فداك إني قد دخلت المدينة و في حقوي هميان فيه ألف دينار و قد أعطيت الله عهداً أنني أنفقها ببابك ديناراً ديناراً أو تجيبني فيما أسألك عنه، فقال: يا حمران سل تجب و لا تنفقن دنانيرك. فقلت: سألتك بقرابتك من رسول الله (ص) أنت صاحب هذا الأمر و القائم به؟ قال: لا، قلت: فمن هو بأبي أنت و أمي؟ فقال: ذاك المشرب حمرة الغائر العينين المشرف الحاجبين العريض ما بين المنكبين برأسه حزاز و بوجهه أثر رحم الله موسى). الغيبة للنعماني: ص 215
[=arial black]به حضرت امام باقر (ع) عرض کردم: فدايت شوم من داخل مدينه منوره شدم و در درون هميانم هزار ديناز است و با خدا عهد کرده ام که آنرا دينار دينار در جلو در خانه ات انفاق کنم يا آنچه مي پرسم جوابم فرمائي حضرت فرمود: اي عمران بپرس و پاسخ بشنو و دينارهاي خود را پراکنده مکن عرض کردم ترا قسم مي دهم به حق قرابتي که با حضرت رسول اکرم (ص) داري آيا صاحب و قائم امر تو مي باشي؟ فرمود: آن گندم گون و دو چشمش (از کثرت عبادت) به گودي فرو رفته و ابروانش باز و ميان دو شانه اش پهن و در سرش شوره و در صورتش علامتي موجود است، خداوند موسی را رحمت کند.
[=arial black]ملاحظه:صاحب اوصافش را امام باقر داده است که اوصاف ان ابروهای باز ( امام مهدی ابروهای پیوسته دارد )، این شخص رونگ صورتش متمایل به گندمی است ( امام مهدی عج چهره ای دارد سفید آن هم به دلیل اینکه مادرش مسیحی و رومی می باشد)، این شخص در سرش(پیشانی) شوره دارد (امام مهدی با صورتی صاف می باشد)، این شخص در صورتش اثر علامت است ( امام مهدی عج خال بر گونه دارد)، این شخص به حضرت موسی علیه السلام توصیف شده است ( امام مهدی نه قد بلند است و نه کوتاه قامت ) پس برای اثبات این کلمات به روایت زیر دقت کنید.
[=arial black]قال الصادق (ع) «في المهدي»: ليس بالطويل الشامخ، و لا بالقصير اللازق (اللاصق) بل مربوع القامة، مدور الهامة، واسع الصدر، صلت الجبين (بارزه) مقرون الحاجبين، علي خده الايمن خال کانه فتات المسک علي رضراخته العنبر.
[=arial black]حضرت امام صادق (ع) درباره ي حضرت مهدي (عج) فرمود: نه بسيار بلند قد و نه کوتاه اندام است بلکه چهارشانه و جمجمه اش گرد و سينه اش وسيع و گشاده و پيشاني بلند و ابروان پيوسته دارد و بر گونه ي مبارک راستش خالي است گويي خرده مشک بر خرده عنبر پاشيده.(عقدالدرر ص 226)
[=arial black]ملاحظه:دو روایت فوق را با دقت بنگرید و ببینید که این شخص نیز به صاحب الامر تلقی شده است.
[=arial black]عن عبد الله بن عطاء ، قال : " قلت لأبي جعفر الباقر ( عليه السلام ) : أخبرني عن القائم ( عليه السلام ) . فقال : والله ما هو أنا ، ولا الذي تمدون إليه أعناقكم ، ولا تعرف ولادته ). وفي كتاب الغيبة - محمد بن إبراهيم النعماني - ص 173 [=arial black]... به ابی جعفر باقر علیه السلام گفتم: خبرم کن از قائم علیه السلام: فرمود: بخدا قسم که او من نیستم، و نه کسی که چشمتان به سمت اوست، ولادت او معلوم نیست.
[=arial black]ملاحظه:در این روایت، همه می دانیم و در کتب ذکر شده است که امام مهدی عج در سال 255 هجری به دنیا آمده است پس این قائم چه کسی است که ولادتش شناخته شده نیست؟ و همچنان به قائم خطاب می شود !!
[=arial black]از امير المومنين علی (ع) روايت است كه فرمودند : ( ...مردی قبل از مهدی از خاندانش از سمت مشرقخارج می شود سلاح را هشت ماهروی دوش حمل می كند) كتابالممهدون – كورانی ص 110. [=arial black]عنأمير المؤمنين (ع) إنه قال: ( ... يخرج رجل قبل المهدي من أهل بيته من المشرق يحملالسيف على عاتقه ثمانية أشهر) الممهدون للكوراني ص110.
[=arial black]ملاحظه: لذا اگر به روایت فوق دقت کنیم می بینیم که همان شخصی که قبل از امام مهدی عج از خاندانش از سمت مشرق خروج می کند و شمشیر را بر دوشش حمل می کند همان صاحب الامر است و بله امام مهدی عج صاحب الامر است بلکه همه امامام صاحب الامر هستند ولی مراد در این روایت هیچ کدام از امامان دوازگانه نیستند چرا که این شخص از فرزندان امام مهدی عج می باشد و قبل از امام مهدی عج خارج می شود و اگر به روایت اول دقت کنید می گوید سپس خروج می کند و قبل از اینکه خروج کند سننی بر او جاری میشود و آن هم به دلیل تکذیب مردم به دعوتش و بعد از آن با شمشیر هشت ماه معاندان و جاحدان را می کشد.
[=arial black]نتیجه:
[=arial black]در یافتیم که صاحب الامر یکی نیست.
[=arial black]قائم یکی نیست.
[=arial black]اوصاف بر دو شخص و هر دوی آنها صاحب الامر هستند هر کدام در زمانش امام مهدی عج صامت است و کسی که قبل از اوست ناطق به حق است.
[=arial black]و از فرزندان امام مهدی عج میباشد.
[=arial black]موفق باشید...:Gol:
[=arial black]و الحمد لله وحده وحده وحده
[=arial black]اللهم صلی علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما
[quote=mahdi 14 1;264578] قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ...گفت پروردگارا من كسى از ايشان را كشتهام مىترسم مرا بكشند (۳۳) القصص
مناجات با خدا در مورد مردم که موسی کسی از آنها را کشت و از آنها ترسان بوده است، حال چگونه می گویی موسی علیه السلام چنین و چنان است و به رای خودت تفسیر و تاویل می کنی سبحان الله
نظرت و تاویلت را در مورد این آیه بگو لطفاً و خائفا یترقب را تفسیر و تاویل کن و بگو موسی علیه السلام چه کرده است !!!!!!!!!
چه تفسیری برای این آیه داری مفسر محترم ؟؟؟؟؟؟؟؟ [/quote]
جهت اطلاع شما عرض کنم که بنده مفسر نیستم، تنها چوپانی بی سواد هستم و آنچه می گویم دریافت شخصی من از آیات می باشد، نه نظر دیگران. پس اگر کسی نتوانست آن ها را رد کند به درستی دریافت هایم اطمینان پیدا می کنم و اگر با سند و منطق رد شد، اتفاقی نیفتاده، یک چوپان هم مثل دیگران جایزالخطاست!
حالا ببینیم در مورد این روایت قرآن کریم، منظور خداوند از ترس موسی (ع) چه بوده:
وقتی می گویم در موضع باطل قرار داری نگو نه، یا عمداً یا سهواً. اگر سهواً از پی باطل افتاده باشی، این ارسال من تو را بیدار می کند، اما اگر در مقابل این استدلال قاطع بازهم سر لجاج بلند کنی، عامد بودنت بر من اثبات می شود. حالا خوب گوش کن:
به آیه ی قبل از آن توجه کن:
«... اين دو از جانب پروردگارت حجتهای تو برای فرعون و مهتران اوست ، که آنان مردمی نافرمانند»
خداوند به موسی (ع) حجت هایی داد که چکار کند؟! آیا به او گفت این حجت ها را بردار و به گوشه ای فرار کن و قایم شو از ترس اینکه مبادا ترا بکشند؟!
یا فرمود با این نشانه ها به قلب کفر و شرک برو و تبلیغت را از آنجا شروع کن؟!
آیا خداوند به موسی (ع) نفرمود که به نزد فرعون برو در حالیکه فرعون آماده بود موسی (ع) را هرکجا که یافت، بکشد؟! بر فرض اگر موسی (ع) در دل خائف بوده باشد (از مردم) اما در عمل خائف نبوده و در میدان حاضر و ظاهر شده، درست برعکس یمانی شما که در عمل خائف است و در گفتار نه!
پس چگونه همان خدا به این یمانی دروغین گفته برو و قایم شو؟! در حالیکه موسی (ع) شناخته شده بود اما این یمانی دروغین شما مجهول الهویه است!!! و اصلا کاری نکرده که کسی قصد جان او را داشته باشد!!!!!!!
اگر این شخص مورد نظر شما همان یمانی باشد، حتما خداوند به او هم حجتی عطا کرده است ،همانگونه که حجت هایی که به موسی (ع) داد، مانع از کشتن وی به دست فرعون گردید.
اما در آیه ی بعد:
«و برادرم هارون به زبان از من فصيح تر است ، او را به مدد من بفرست تامرا تصديق کند ، که بيم آن دارم که دروغگويم شمارند» من شما را دروغگو شمردم و همینطور آن مرد مدعی یمانی بودن را. در پیام خصوصی که برایت ارسال کردم، جواب تو را با آیات قرآن دادم. اکنون همان آیات را به زبان فارسی به تو می گویم: اگر تو و آن مدعی دروغین واقعا از طرف خداوند هستید، چرا توان شکستن استدلال مرا ندارید؟ در حالیکه من چوپان بی سوادی بیش نیستم و ادعای یمانی بودن هم ندارم!!! آیا خداوند شما نعوذبالله عاجز است از اینکه زبان شما را فصیح بگرداند؟! یا شما دروغگو هستید و از طرف خداوند نیستید؟! آیه ی بعد را ببین که گفته های مرا تأیید می کند: «گفت : تو را به برادرت قويدست خواهيم کرد و برايتان حجتی قرار می دهيم به سبب نشانه هايی که شما را داده ايم ، به شما دست نخواهند يافت شما و پيروانتان پيروز خواهيد بود»
پس این شکست های پیاپی تو نشانه ی چیست ای مرد خدا؟!
[=Arial Black]اگر کسی در تاریکی مطلق باشد و می خواهد از آن خارج شود به امید اینکه یک سوراخ کوچکی که نور می دهد را ببیند و آن سوراخ کوچک نور را از همت و تلاش، تبدیل به درب نورانیت می کند، ولی اگر کسی خودش نمی خواهد از تاریکی خارج شود آن سوراخ کوچک نور را می بیند ولی می گوید شاید آن خطای چشم باشد و کاری برای نجاتش نمی کند.
[=Arial Black]انشاء الله خداوند متعال همه شما و ما را در نور هدایت محمد و آل محمد واقع گردد
[=Arial Black]:Gol: اللهم امین یارب :Gol:
صدرا و بینا 88 و همچنین حلما یک نفر هستند و شاید همان صدرا یوسف نژاد باشد و الله اعلم ولی در یکی بودن صدرا و حلما و بینا 88 شکی نیست!!!!
:Kaf: :Gol:
سلام عليكم جميعا
حال كه فهميديد من و سركار حلما و استاد صدرا يكي هستيم و احتمالا با جناب يوسف نژاد هم كلا يك نفر ممكن است باشيم و اين مطالبي كه ذكر ميكنيم عقايد 450 ميليون شيعه نيست و اين امكان وجود ندارد كه 3 يا 4 شيعه يكجا جمع شوند
و از يك يماني مجهول الهويه انتقاد كنند
و حتما همينطور سيد يماني حقيقي را شناخته ايد . بنده عرضي ندارم در اين رابطه
ولي نقدهائي كه شد
نقصهايي كه بر اين ادعا وارد است خيلي بيشتر از تشخيصي است كه شما ميدهيد.
در اين مورد عرض كنم
آقا مهدي جناب انصار 313 از شما باهوش ترو البته گمراه تر است .
اما اگر سوالي پاسخ داده نشده
بخاطر اين است كه سوال نقص دارد.
شما و جناب انصار از جناب صدرا مي پرسيد آيا وصيت نامه رسول الله را قبول داريد يا نه
مشخص است كه وصيت نامه ايشان را قبول دارند ولي نه تعبير اشتباهي كه شاما از وصيت نامه ميكنيد و قبلا بارها براي شما توضيح داده شد كه اين تعبير از وصيت نامه اشتباه است.
تفسير به راي است
تفسير معني به نفع عقيده خود است.
نظر علماي متاخر و متقدم اين چنين است. روايات هم دلالت بر 12 امامه شيعه اثني عشري ميكند :khaneh:
بعد دوباره همانها را تكرار ميكنيد.
چوپان سلام. ببین چوپان از توضیح این آیه فرار کردی و نگفتی که علت خوف در این آیا چیست؟ قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَنيَقْتُلُونِ...گفت پروردگارامن كسى از ايشان را كشتهام مىترسم مرا بكشند(۳۳)القصص البته فراموش نکنید این کلام خداست که بر رسول خدا محمد مصطفی صلی الله علیه و آله نازل شده و خداوند نیز شهادت می دهد که موسی چنین گفته ... و اگر موسی ترسی نداشته از مردم چرا خداوند این کلمات را به رسول خدا جاری می کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما لکم کیف تحکمون چرا چیزی نمی گویی؟؟؟ حال موسی علیه السلام ترسش از خداست قبول ولی شهادت این آیه را شما منکر شدی و می خواهی بر این آیه بنیان عقیده بکنی ولی وای بر تو که به بعضی ایمان می آوری و بعضی ها را منکر می شوی، البته شما نظر و رای شخصی دادید و نظر شخصی شما نباید در ملاء عام باشد در غیر این صورت می شود تفسیر، چون همه دارند می خوانند و فقط بنده و شما نیستم و اگر کسی بر تفسیر شما بنیان عقیده کرد شما گناهکار می شوی تظمینی دارید که تفسیر شما بر صواب باشد ؟؟؟؟ چوپان محترم بنده در موضع باطل قرار نگرفته ام این شما هستی که بر موضع باطل می باشی و از توضیح آیه ای که دادم فرار می کنی ؟ چرا توضیحش نمی دهی ؟ چرا نمی گویی که موسی برای چه چیزی ترسان گشته است؟ موسی علیه السلام با خدا مناجات کرد و بعد از مناجاتش خداوند متعال او را با برادرش فرستاد و اطمینان داد که آسیبی از فرعون و زباین او به شما نمی رسد حال شما به خواسته ی خودت می خواهی یمانی کسی را بکشد و تا موجب این روایت و آیه و این سنت واقع گردد!! بله یمانی دارد با نفس شیطانی باطلان مبارزه می کند و آنها را می کشد اگر به فیلم ملک سلیمان توجه کرده باشید می بینید آنها از نفس های خودشان پیروی می کنند و شیطان در وجود آنها است و سلیمان علیه السلام برای کشتن نفس اماره همان شیطان ملعون در باطن انسانهای معاند همت ورزیده است حال یمانی الا و بالله باید کسی را بکشد؟؟؟ به آیه زیر دقت کنید!! و یمانی بعد از خوفش این چنین به اذن خداوند متعال خروج می کند و آن هم به شهادت روایتی که ذکر شده است می گوید: ( سپس شمشیر را بر دوشش حمل می کند ) و مراد در این روایت این شخص بعد از اینکه این سنن بر او جاری می شود قیام می کند، لذا مراد از نفس کشتن چیست؟
وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ...و چون موسى به قوم خود گفت اى قوم من شما با [به پرستش] گرفتن گوساله برخود ستم كرديد پس به درگاه آفريننده خود توبه كنيد و [خطاكاران] خودتان را به قتل برسانيد كه اين [كار] نزد آفريدگارتان براى شما بهتر است پس [خدا] توبه شما را پذيرفت كه او توبهپذير مهربان است(۵۴) البقره ملاحظه: موسی علیه السلام گفت نفس تان ( جانتان ) را بکشید آیا منظورش همان جسد انسان است که اگر بمیرد به آن دنیا محشور می شود؟ خیر!! بلکه منظور موسی علیه السلام از همان نفس اماره خودتان را بکشید و بعد از اینکه نفس اماره کشته شود خداوند توبه آنها را می پذیرد، که منجر به تبعیت از سامری و گوساله اش شدید. لذا یمانی نیز شما را دعوت می کند که همان نفس اماره را بکشید و متاسفانه از بس تعصب بر چشمهایت سایه افکنده حتی نرفتی یکی از کتابهای علمی سید یمانی علیه السلام را بخوانی و ببینی آیا دعوتش باطل است یا خیر!؟ و مانند قوم بنی اسرائیل شدی که بدون آنکه تدبر و تحقیق کنی فورا تکذیب می کنی، و هر رسولی برای آنها ارسال می کنند یا حکم به قتلش می دهند یا او را تکذیب کرده اند فرق تو و آنها در چیست؟ ( سنت خدا تغییر ناپذیر است ) لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلًا كُلَّمَا جَاءهُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُواْ وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ... ما از فرزندان اسرائيل سخت پيمان گرفتيم و به سويشان پيامبرانى روانه كرديم هر بار فرستاده ای چيزى بر خلاف دلخواهشان برايشان آورد گروهى آن را تكذيب مىكردند و گروهى آن را مىكشتند (۷۰) مائده ملاحظه: خداوند متعال در آیاتش همیشه برای عبرت امم لاحق از امم سابق سخن می گوید ( ان فی قصصهم عبره ) و کما کان قرآن کریم در بین دستان ماست و همیشه آن را می خوانیم و سنت خدا تغییر نمی کند مبنی بر اینکه امثال ناصر خان چوپان هر فرستاده ای را برای آنها بفرستند یا حکم به قتلش را صادر و یا او را تکذیب می کنند ولی غافل از اینکه حتی یک نگاه اجمالی به کتاب های سید یمانی علیه السلام کنند، بخدا قسم حتی اگر شخص یمانی به زعم خودتان بیاید باز هم او را تکذیب می کنید و می گویید برو ببینم اشخاصی هستند ادعا می کردند یمانی و مهدی می باشند تو هم مانند آنهایی!! پس با چه دلیل بعد از این دلایل ایمان می آورید؟؟؟؟ الا لعنت الله علی قوم الکاذبین. موفق باشید...
و الحمد لله وحده وحده وحده
اللهم صلی علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما
علیکم السلام.
موسی (ع) ابتدا مأمور شد به تبلیغ، بعد کافری را کشت، و بعد خداوند به او حجت هایی داد و گفت به سوی قوم همان مقتول برو و آنها را به دین خدا دعوت کن، آنهم فقط به همراه برادرت.
یمانی مورد نظر جنابعالی، قبل از شروع مأموریت، و بدون اینکه قتلی مرتکب شده باشد، حتی جرأت ظاهر شدن در بین دوستانش را هم ندارد!
حالا او را با موسی (ع) مقایسه کن، ببین این مرد کجا و موسی (ع) کجا!
بحث بر سر ترسیدن و نترسیدن نیست، بحث بر سر پنهان شدن است. من می گویم چرا این مرد درست زمانی که باید تبلیغ بکند، مخفی شده!
اصلا بیا فرض کنیم یک شخص دیگری که همسایه ی اوست هم همین ادعا را داشته باشد! چطور مردم می توانند تشخیص بدهند که کدام یک درست می گویند؟!
وقتی نه تصویری از او دیده ایم، نه صدایی شنیده ایم، نه حجتی آورده، نه حتی نشانه ای از شجاعت و شهامت دارد که شجاعت اولین نشانه ی مردان خداست، چگونه به این مجهول الهویه می شود اعتماد کرد؟!! اصلا بیعت کردن با شخص مجهول الهویه اصل گمراهیست!
چه بسا این فرد مجهول الهویه، فردا عامل صهیونیست، یا بهائیت یا ...یت از آب درآمد!!! آنوقت ما جواب امام زمان (عج) را چه باید بدهیم که بی خود و بدون دیدن هیچ حجتی دنبال یک فرد مجهول افتادیم؟!!
این از این. اما این فرد اگر به فرض محال راست گفته باشد، اولین سؤالی که باید جواب بدهد، اشاره به مدفن صدیقه ی طاهره، فاطمه ی زهرا (س) است. اگر نداند، پس ارتباطی با ائمه (ع) ندارد. زیرا ائمه (ع) از این موضوع باخبرند، و تو چه میدانی، شاید خداوند حجتی را که به یمانی داده، همین نشانی باشد، چون هیچ کس دیگری در حال حاضر از آن محل خبر ندارد!!!
شاید مولای متقیان، امیرالمؤمنین علی (ع) چیزهایی در کنار مقبره آن بانوی بزرگوار قرار داده باشد، تا یک چنین روزی پرده از خیلی از مسائل کنار رود!!! تو چه می دانی؟
اما نشانه ی دیگر دروغین بودن او:
به تمام حق آگاهی نیافت، مگر کسی که از تمام باطل چشم پوشید،
و به تمام عدل دست نیافت، مگر کسی که از تمام ظلم دست کشید.
من از شما در ابتدای امر، (چند روز قبل)، یک سؤال ساده پرسیدم. شما در جواب بدون هیچ مقدمه ای مرا تکفیر کردی!!! مرا دشمن اهل بیت (ع) معرفی کردید!!!
این یعنی خروج از عدل، یعنی قضاوت عجولانه، یعنی رأی ناصواب.
حال شما خود را نماینده و مبلغ این فرد معرفی می کنید، بخدا قسم که این مرد هم به اندازه ی شما ناعادل است که شخصی ناعادل را برای تبلیغ فرستاده.
با همین قضاوت عجولانه ات کار برایت تمام شد و از جاده ی عدل خارج شدی. آن بندگان شایسته ی خدا از این کارهای ناشایست بدورند، و اگر آنها را اینقدر کوچک فرض کرده ای که اندازه ی تو و آن مراد دروغینت باشند، وای بر تو.
مابقی آیاتی را که آوردی هیچ ارتباطی به پنهان شدن این یمانی بدون حجت و مجهول الهویه ندارد که بخواهم در این تاپیک جواب بدهم. اگر دوست داری بحث قرآنی کنی، تاپیک جداگانه ای باز کن با موضوع مشخص و در آن یک به یک در تمام آیات قرآن بحث کنیم.
برای آخرین بار از تو می خواهم که بروی و از او مدفن فاطمه ی زهرا (س) را جویا شوی و بگویی که می داند. پس باید اعلام کند و بعد از اعلام، تمام شیعیان به گرد او جمع خواهند شد، و اگر اعلام نکند یا به هر نحو، از زیر بار این سؤال شانه خالی کند، اولین نفر که می فهمد او دروغگوست، خود تو هستی.
چوپان با تو خداحافظی می کند، از گرگ ها بترس!!!!!!!!!! مخصوصاً گرگ های یمانی نما!!!!!!!!!
[="Times New Roman"]يك مدت خدا توفيقي داد خدمت بزرگي ميرفتيم براي تلمذ
يكي از شاگردان ايشان از ابتداع نيت خالص نداشت و بعد همين باعث شد ادعاهاي منحرفي را به زبان آورد.
اين بزرگوار بارها با ايشان بحث كردند و در خلال بحث سعي ميكردند كه به نيت ناپاكش را به او تذكر دهند.
تا آنكه سماجت او در شكستن حريم دين خدا باعث شد اين بزرگوار اين سخن را بگويد كه
خداوند حريمي براي هر انسان اعم از مسلم يا كافر قرار داده تا حرمتشان حفظ شود و كسي از خطاهاي آنها خبر دار نشود مگر ايزد متعال و آنانكه او بخواهد
شما هم تا به همين الان حرمتت حفظ شده به خواست و اراده الهي
پس تو هم حرمت دين خدا را نگهدار و در دست درازي به دينش به خودت جرات نده
تا اگر از خدا شرم نداري حداقل حرمت خودت نشكند.والسلام
[=times new roman]در اين مورد عرض كنم [=times new roman]آقا مهدي جناب انصار 313 از شما باهوش ترو البته گمراه تر است . [=times new roman]اما اگر سوالي پاسخ داده نشده [=times new roman]بخاطر اين است كه سوال نقص دارد.
[=times new roman]شما و جناب انصار از جناب صدرا مي پرسيد آيا وصيت نامه رسول الله را قبول داريد يا نه
[=times new roman]مشخص است كه وصيت نامه ايشان را قبول دارند ولي نه تعبير اشتباهي كه شاما از وصيت نامه ميكنيد و قبلا بارها براي شما توضيح داده شد كه اين تعبير از وصيت نامه اشتباه است. [=times new roman]تفسير به راي است [=times new roman]تفسير معني به نفع عقيده خود است. [=times new roman]نظر علماي متاخر و متقدم اين چنين است. روايات هم دلالت بر 12 امامه شيعه اثني عشري ميكند :khaneh: [=times new roman]بعد دوباره همانها را تكرار ميكنيد.
[=times new roman]اين بار هر دو با هم. [=times new roman]خب جواب چه ميتواند باشد ؟
[=times new roman]ياحق
[=arial black]با سلام خدمت همگی
[=arial black]برادر بینا همان گمانی که برادر صدرا در حق بنده و برادر انصار الله 313 کرده، ممکن است بر شما هم اطلاق شود مبنی بر یکی بودن شخصی با چندین آی دی !!!!
[=arial black]بحث به حاشیه نرود!!! و اما در مورد سوال:
[=arial black]لطفا جواب بدهید:::: عقیده شما در مورد وصیت چیست؟ قبولش دارید یا خیر؟
[=arial black]براد بینا نظر علمای متقدم رو خواهشن درج کن ازت خواهش می کنم نظر علمای متقدم در مورد وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله را درج کن بی زحمت!!! می دانم درج نمی کنی چون تمام کلمات خودتون رو زیر سوال می برد پس درج کن ما هم منتظریم درج کنید... لطفاً
[=Arial Black]از عزیزانی که موضوع را پیگیری می کنند درخواست می شود که تقاضای جواب برادر بینا و صدرا را بکنند.
:Gol::Gol::Gol::Gol:
[=arial black]موفق باشید
[=arial black]و الحمد لله وحده وحده وحده
[=arial black]اللهم صلی علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما
يك مدت خدا توفيقي داد خدمت بزرگي ميرفتيم براي تلمذ يكي از شاگردان ايشان از ابتداع نيت خالص نداشت و بعد همين باعث شد ادعاهاي منحرفي را به زبان آورد.
اين بزرگوار بارها با ايشان بحث كردند و در خلال بحث سعي ميكردند كه به نيت ناپاكش را به او تذكر دهند.
تا آنكه سماجت او در شكستن حريم دين خدا باعث شد اين بزرگوار اين سخن را بگويد كه خداوند حريمي براي هر انسان اعم از مسلم يا كافر قرار داده تا حرمتشان حفظ شود و كسي از خطاهاي آنها خبر دار نشود مگر ايزد متعال و آنانكه او بخواهد
شما هم تا به همين الان حرمتت حفظ شده به خواست و اراده الهي
پس تو هم حرمت دين خدا را نگهدار و در دست درازي به دينش به خودت جرات نده تا اگر از خدا شرم نداري حداقل حرمت خودت نشكند.والسلام
ياحق
برادر عزیز مگر بنده چکارت کرده ام که حرمت خدا را خفظ نکرده ام مگر آوردن ادله برای شما شکستن حرمت است!؟ نمی دانم در کجای مذهب شیعه ادله آوردن از اهل بیت علیهم السلام می شود حرمت شکستن!!! خودت حرمت خدا را نگهدار که داری خلاف اهل بیت علیهم السلام عمل می کنی برادر بزرگوار چرا بی خودی چیزی می نویسی فقط می خواهی از جواب دادن فرار کنید و این کلمات را می نویسید یعنی می خواهید به هر طریقی بنده حرکتی ناپسند انجام دهم تا آی دی بنده مسدود شود!؟ خیر غلط فکر کردید الحمد لله باهوش تر از این حرفا هستیم عزیز من !!!
برادر عزیز مگر بنده چکارت کرده ام که حرمت خدا را خفظ نکرده ام مگر آوردن ادله برای شما شکستن حرمت است!؟ نمی دانم در کجای مذهب شیعه ادله آوردن از اهل بیت علیهم السلام می شود حرمت شکستن!!! خودت حرمت خدا را نگهدار که داری خلاف اهل بیت علیهم السلام عمل می کنی برادر بزرگوار چرا بی خودی چیزی می نویسی فقط می خواهی از جواب دادن فرار کنید و این کلمات را می نویسید یعنی می خواهید به هر طریقی بنده حرکتی ناپسند انجام دهم تا آی دی بنده مسدود شود!؟ خیر غلط فکر کردید الحمد لله باهوش تر از این حرفا هستیم عزیز من !!![/quote]
شما حداقل 4 کاربر را تا به الان دشمن اهل بیت (ع) معرفی کرده اید، من نمی گویم تشخیص تان اشتباه است. اما الدلیل علی المدعی.
باید اثبات کنی من و 3 نفر دیگر دشمن اهل بیت (ع) هستیم. این یک.
دوما شما از دایره ی تشیع خارج شدی. کجای مذهب تشیع آورده اند که پیامبران معصوم نبوده اند؟! این را به من نشان بده.
این دو ادعا را باید اثبات کنی. اگر نتوانستی چطور مابقی گفته هایت را کسی قبول کند! (ما که فهمیدیم چه کاره ای!).
باید اثبات کنی من و 3 نفر دیگر دشمن اهل بیت (ع) هستیم. این یک.
دوما شما از دایره ی تشیع خارج شدی. کجای مذهب تشیع آورده اند که پیامبران معصوم نبوده اند؟! این را به من نشان بده.
مورد دوم را اشتباهی قرار دادی فکر کنم درجه تعصبت از صد رد شده کجا بنده همچین چیزی گفتم ؟؟
این دو ادعا را باید اثبات کنی. اگر نتوانستی چطور مابقی گفته هایت را کسی قبول کند! (ما که فهمیدیم چه کاره ای!).
برادران و خواهران عزیز سلام
برادر ناصر یوسف نژاد نمی دانم مشکلش چیست و این یک نمونه می خواهی بی خودی ایراد بگیری بفرما بنده در کجا چنین چیزی گفته ام ؟؟؟؟؟
نقل قول:
دوما شما از دایره ی تشیع خارج شدی. کجای مذهب تشیع آورده اند که پیامبران معصوم نبوده اند؟! این را به من نشان بده.
دیدید عزیزان این آقای ناصر خان می خواهد موضوعات را تحریف دهد تا آوردن ادله از طرف بنده منع شود و وقت را صرف حرفهای بیهوده تلف کند لطف کنید از بحث علمی استفاده کنید و از مغالطه استفاده نکنید آقای ناصر خان شما این موارد را گذاشتید تا عذرتان را از عدم جواب دادن موجه کنید هههههه سبحان الله
برادر ناصر یوسف نژاد نمی دانم مشکلش چیست و این یک نمونه می خواهی بی خودی ایراد بگیری بفرما بنده در کجا چنین چیزی گفته ام ؟؟؟؟؟
دیدید عزیزان این آقای ناصر خان می خواهد موضوعات را تحریف دهد تا آوردن ادله از طرف بنده منع شود و وقت را صرف حرفهای بیهوده تلف کند لطف کنید از بحث علمی استفاده کنید و از مغالطه استفاده نکنید آقای ناصر خان شما این موارد را گذاشتید تا عذرتان را جواب دادن موجه کنید هههههه سبحان الله
آقا من چیزی نمی گویم. ایها الناس، آیا شما ندیدید که ایشان در ارسال خود مرا به خاطر یک سؤال ساده به دشمنی اهل بیت (ع) و پیامبر (ص) و خروج از اسلام متهم کرد؟! (در همان پست هایی که مدیر محترم (مشکاة)لطف کردند و حذف کردند! آقای مشکاة حالا فهمیدی چرا دوست نادان شیعه نامیدمت؟! تو دلایل من را حذف کردی ای نابرادر)
ایها الناس. آیا کسی که می گوید پیامبران معصوم نیستند شیعه است؟! آیا معصوم (ع) از مردم می ترسد؟! از غیر خدا؟! این مرد می گوید موسی (ع) از مردم ترسید! خوب اگر ترسید در بارگاه فرعون چکار می کرد؟! مگر فرعون قصد کشتن موسی (ع) را نداشت؟!پس نترسید نامرد نترسید.
نگرانی موسی (ع) و ترس ایشان از خداوند متعال را به ترس از غیرخدا که گناه است تحریف کرد.
بعد در همان پست هایی که جناب مشکاة حذف کرد، ایشان پا را از گلیم خود درازتر کرد و به نبی مکرم اسلام(ص) هم همین تهمت ترس از مردم را روا داشت. چه کسی گفته تو اصلا مسلمان هستی؟! تو که پیامبر (ص) را که در اوج تنهایی، با شجاعت در میان مشرکین و کفار به دعوت علنی اقدام کرد را ترسو می نامی؟!
به این دو سؤال جواب دهید. نمی گویم گفته ی مرا تأیید کنید، اما هرچه دیدید بگویید. اگر شیعه هستید که شیعه حق می گوید.
[="Teal"]من همه ی بحث رو خوندم! اما چون اطلاعاتم دراین زمینه کمه تو بحث شرکت نکردم!
اما اینجور که بوش میاد این برادرمون مهدی خان ادعای عجیبی کردن که تو اثباتش موندن!
اگر بخواییم منصفانه قضاوت کنیم و بحث های حاشیه ای رو کنار بذاریم و به اصل ادعای شما بپردازیم باید یک نکته رو مورد توجه خاص قرار بدیم:
اون نکته هم اینه که شما یک نشانه یا یک حرفی یک چیزی که اثبات کنه شما راست میگید رو هنوز ارائه نکردید!
الان من رو چه حساب حرف شما رو باور کنم؟
تازه با این حرفهایی که بین شما و ناصر خان ردوبدل شد بیشتر فکرم به این سمت میره که شما داری دروغ میگی!
جون یک ماموری که از طرف یمانی و امام زمان باشه اصلا و ابدا هرچی هم بهش توهین کنند جواب توهین رو با توهین نمیده و حرف زشت و ناروا از دهانش خارج نمیشه! (قبول دارید اینو؟ )
پس با این چیزایی که من تو این مناظره خوندم نه تنها نشانه ای برای باور کردن حرفهاتون پیدا نکردم که بیشتر به سمت دروغ بودن حرفهاتون متمایل شدم (به خاطر حرفهاتون)[/]
با سلام خدمت همگی عزیزان این جواب بنده است خوب دقت کنید
mahdi 14 1;264707 نوشت:
با سلام خدمت عزیزان
چوپان سلام.
ببین چوپان از توضیح این آیه فرار کردی و نگفتی که علت خوف در این آیا چیست؟ قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَنيَقْتُلُونِ...گفت پروردگارامن كسى از ايشان را كشتهام مىترسم مرا بكشند(۳۳)القصص
البته فراموش نکنید این کلام خداست که بر رسول خدا محمد مصطفی صلی الله علیه و آله نازل شده و خداوند نیز شهادت می دهد که موسی چنین گفته ... و اگر موسی ترسی نداشته از مردم چرا خداوند این کلمات را به رسول خدا جاری می کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما لکم کیف تحکمون
چرا چیزی نمی گویی؟؟؟ حال موسی علیه السلام ترسش از خداست قبول ولی شهادت این آیه را شما منکر شدی و می خواهی بر این آیه بنیان عقیده بکنی ولی وای بر تو که به بعضی ایمان می آوری و بعضی ها را منکر می شوی، البته شما نظر و رای شخصی دادید و نظر شخصی شما نباید در ملاء عام باشد در غیر این صورت می شود تفسیر، چون همه دارند می خوانند و فقط بنده و شما نیستم و اگر کسی بر تفسیر شما بنیان عقیده کرد شما گناهکار می شوی تظمینی دارید که تفسیر شما بر صواب باشد ؟؟؟؟
چوپان محترم بنده در موضع باطل قرار نگرفته ام این شما هستی که بر موضع باطل می باشی و از توضیح آیه ای که دادم فرار می کنی ؟ چرا توضیحش نمی دهی ؟ چرا نمی گویی که موسی برای چه چیزی ترسان گشته است؟ موسی علیه السلام با خدا مناجات کرد و بعد از مناجاتش خداوند متعال او را با برادرش فرستاد و اطمینان داد که آسیبی از فرعون و زباین او به شما نمی رسد حال شما به خواسته ی خودت می خواهی یمانی کسی را بکشد و تا موجب این روایت و آیه و این سنت واقع گردد!! بله یمانی دارد با نفس شیطانی باطلان مبارزه می کند و آنها را می کشد اگر به فیلم ملک سلیمان توجه کرده باشید می بینید آنها از نفس های خودشان پیروی می کنند و شیطان در وجود آنها است و سلیمان علیه السلام برای کشتن نفس اماره همان شیطان ملعون در باطن انسانهای معاند همت ورزیده است حال یمانی الا و بالله باید کسی را بکشد؟؟؟ به آیه زیر دقت کنید!! و یمانی بعد از خوفش این چنین به اذن خداوند متعال خروج می کند و آن هم به شهادت روایتی که ذکر شده است می گوید: ( سپس شمشیر را بر دوشش حمل می کند ) و مراد در این روایت این شخص بعد از اینکه این سنن بر او جاری می شود قیام می کند، لذا مراد از نفس کشتن چیست؟
وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ...و چون موسى به قوم خود گفت اى قوم من شما با [به پرستش] گرفتن گوساله برخود ستم كرديد پس به درگاه آفريننده خود توبه كنيد و [خطاكاران] خودتان را به قتل برسانيد كه اين [كار] نزد آفريدگارتان براى شما بهتر است پس [خدا] توبه شما را پذيرفت كه او توبهپذير مهربان است(۵۴) البقره
ملاحظه: موسی علیه السلام گفت نفس تان ( جانتان ) را بکشید آیا منظورش همان جسد انسان است که اگر بمیرد به آن دنیا محشور می شود؟ خیر!! بلکه منظور موسی علیه السلام از همان نفس اماره خودتان را بکشید و بعد از اینکه نفس اماره کشته شود خداوند توبه آنها را می پذیرد، که منجر به تبعیت از سامری و گوساله اش شدید. لذا یمانی نیز شما را دعوت می کند که همان نفس اماره را بکشید و متاسفانه از بس تعصب بر چشمهایت سایه افکنده حتی نرفتی یکی از کتابهای علمی سید یمانی علیه السلام را بخوانی و ببینی آیا دعوتش باطل است یا خیر!؟ و مانند قوم بنی اسرائیل شدی که بدون آنکه تدبر و تحقیق کنی فورا تکذیب می کنی، و هر رسولی برای آنها ارسال می کنند یا حکم به قتلش می دهند یا او را تکذیب کرده اند فرق تو و آنها در چیست؟ ( سنت خدا تغییر ناپذیر است )
لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلًا كُلَّمَا جَاءهُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُواْ وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ... ما از فرزندان اسرائيل سخت پيمان گرفتيم و به سويشان پيامبرانى روانه كرديم هر بار فرستاده ای چيزى بر خلاف دلخواهشان برايشان آورد گروهى آن را تكذيب مىكردند و گروهى آن را مىكشتند (۷۰) مائده
ملاحظه: خداوند متعال در آیاتش همیشه برای عبرت امم لاحق از امم سابق سخن می گوید ( ان فی قصصهم عبره ) و کما کان قرآن کریم در بین دستان ماست و همیشه آن را می خوانیم و سنت خدا تغییر نمی کند مبنی بر اینکه امثال ناصر خان چوپان هر فرستاده ای را برای آنها بفرستند یا حکم به قتلش را صادر و یا او را تکذیب می کنند ولی غافل از اینکه حتی یک نگاه اجمالی به کتاب های سید یمانی علیه السلام کنند، بخدا قسم حتی اگر شخص یمانی به زعم خودتان بیاید باز هم او را تکذیب می کنید و می گویید برو ببینم اشخاصی هستند ادعا می کردند یمانی و مهدی می باشند تو هم مانند آنهایی!! پس با چه دلیل بعد از این دلایل ایمان می آورید؟؟؟؟ الا لعنت الله علی قوم الکاذبین.
موفق باشید...
و الحمد لله وحده وحده وحده
اللهم صلی علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما
در کجای جواب فوق بنده مبنی بر غیر معصوم شمردن انبیاء است؟؟؟؟ بخدا قسم این آقا ناصر بجز مغالطه چیزی ندارد و بلد نیست توضیح دهد و آیه ای که برای او قرار دادم را منکر و آیه ماقبل از آن را می خواند سبحان الله بعد می گوید چیزی که نباید بگوید. بعد می گوید مهدی چرا می گویی سفسطه شیطانی چرا می گویی مغالطه خوب این است کار شما شیعه عزیز!!!!
نقل قول:
آقا من چیزی نمی گویم. ایها الناس، آیا شما ندیدید که ایشان در ارسال خود مرا به خاطر یک سؤال ساده به دشمنی اهل بیت (ع) و پیامبر (ص) و خروج از اسلام متهم کرد؟! (در همان پست هایی که مدیر محترم (مشکاة)لطف کردند و حذف کردند! آقای مشکاة حالا فهمیدی چرا دوست نادان شیعه نامیدمت؟! تو دلایل من را حذف کردی ای نابرادر)
ایها الناس. آیا کسی که می گوید پیامبران معصوم نیستند شیعه است؟! آیا معصوم (ع) از مردم می ترسد؟! از غیر خدا؟! این مرد می گوید موسی (ع) از مردم ترسید! خوب اگر ترسید در بارگاه فرعون چکار می کرد؟! مگر فرعون قصد کشتن موسی (ع) را نداشت؟!پس نترسید نامرد نترسید. نگرانی موسی (ع) و ترس ایشان از خداوند متعال را به ترس از غیرخدا که گناه است تحریف کرد.
به این دو سؤال جواب دهید. نمی گویم گفته ی مرا تأیید کنید، اما هرچه دیدید بگویید. اگر شیعه هستید که شیعه حق می گوید.
بنده نیز به او گفتم همان آیه ( 33 القصص ) را توضیح بده چرا توضیح نمی دهد؟؟؟؟ منتظر توضیح همان آیه هستیم هر چند آیه صریح است ولی باز هم به توضیح آقا ناصر بسنده می کنیم
یا ایها الناس دیدید چگونه ناسزا می گوید و می گوید ( نامرد ) و این هم نمونه ای از تعصب بی اساس هر چیزی می خواهی بر علیه بنده تحمیل بکن خدا جزایت شر تو را می دهد. موفق باشید...
در کجای جواب فوق بنده مبنی بر غیر معصوم شمردن انبیاء است؟؟؟؟ بخدا قسم این آقا ناصر بجز مغالطه چیزی ندارد و بلد نیست توضیح دهد و آیه ای که برای او قرار دادم را منکر و آیه ماقبل از آن را می خواند سبحان الله بعد می گوید چیزی که نباید بگوید. بعد می گوید مهدی چرا می گویی سفسطه شیطانی چرا می گویی مغالطه خوب این است کار شما شیعه عزیز!!!! بنده نیز به او گفتم همان آیه ( 33 القصص ) را توضیح بده چرا توضیح نمی دهد؟؟؟؟ منتظر توضیح همان آیه هستیم هر چند آیه صریح است ولی باز هم به توضیح آقا ناصر بسنده می کنیم یا ایها الناس دیدید چگونه ناسزا می گوید و می گوید ( نامرد ) و این هم نمونه ای از تعصب بی اساس هر چیزی می خواهی بر علیه بنده تحمیل بکن خدا جزایت شر تو را می دهد.
موفق باشید...
دیدی باز داری مغالطه می کنی! تو در آن تاپیکی که صبح آدرسش را می دادی و فریاد می زدی که چرا پست هایش حذف شد، مرا متهم به دشمنی اهل بیت (ع) و پیامبر (ع) کردی، بدون ذکر دلیل و فقط به خاطر یک سؤال.
آیا انبیا و اولیا خدا اینگونه دعوت به حق می کردند؟ با توسل به باطل؟!
بعد این آیه که تو آوردی چه ربطی به پنهان شدن این یمانی مجعولت دارد؟!
من که موظف نیستم دراین تاپیک به موضوعات متفرقه ی شما جواب بدهم! من که گفتم هر آیه ای خارج از موضوع یمانی را در تاپیکی جداگانه مطرح کن تا با هم بحث کنیم. من که نمی توانم تمام قرآن را اینجا با شما باز کنم و تک به تک آیه ها را بخوانم، آیه های مربوط به موضوع را بیاور نه تمام آیات قرآن را !!!!!!!!
من همه ی بحث رو خوندم! اما چون اطلاعاتم دراین زمینه کمه تو بحث شرکت نکردم! اما اینجور که بوش میاد این برادرمون مهدی خان ادعای عجیبی کردن که تو اثباتش موندن!
اگر بخواییم منصفانه قضاوت کنیم و بحث های حاشیه ای رو کنار بذاریم و به اصل ادعای شما بپردازیم باید یک نکته رو مورد توجه خاص قرار بدیم: اون نکته هم اینه که شما یک نشانه یا یک حرفی یک چیزی که اثبات کنه شما راست میگید رو هنوز ارائه نکردید! الان من رو چه حساب حرف شما رو باور کنم؟ تازه با این حرفهایی که بین شما و ناصر خان ردوبدل شد بیشتر فکرم به این سمت میره که شما داری دروغ میگی! جون یک ماموری که از طرف یمانی و امام زمان باشه اصلا و ابدا هرچی هم بهش توهین کنند جواب توهین رو با توهین نمیده و حرف زشت و ناروا از دهانش خارج نمیشه! (قبول دارید اینو؟ )
پس با این چیزایی که من تو این مناظره خوندم نه تنها نشانه ای برای باور کردن حرفهاتون پیدا نکردم که بیشتر به سمت دروغ بودن حرفهاتون متمایل شدم (به خاطر حرفهاتون)
با سلام ممنونم از اینکه مشارکت کردی بفرما کجا بنده توهین کردم در مقابل هزارها توهین به بنده شده ولی شما بخاطر دوستتون این رو می گویید و قضاوت شما ناعادلانه است و ناعادلانه بودن قضاوت شما را مبنی بر عدم داشتم اطلاعات می گذارم لذا توهینهایی که ناصر خان کرده را سرپوش نزاری، یک سوال از شما دارم!! شما چگونه به حقیقت اهل بیت پی بردید ؟ اصلا از کجا دانستید اهل بیتی وجود داشتند و از کجا می دانید که امام زمان عج در غیبت است؟ لطفا جواب بدهید. بازم ممنون
دیدی باز داری مغالطه می کنی! تو در آن تاپیکی که صبح آدرسش را می دادی و فریاد می زدی که چرا پست هایش حذف شد، مرا متهم به دشمنی اهل بیت (ع) و پیامبر (ع) کردی، بدون ذکر دلیل و فقط به خاطر یک سؤال.
آیا انبیا و اولیا خدا اینگونه دعوت به حق می کردند؟ با توسل به باطل؟!
بعد این آیه که تو آوردی چه ربطی به پنهان شدن این یمانی مجعولت دارد؟!
من که موظف نیستم دراین تاپیک به موضوعات متفرقه ی شما جواب بدهم! من که گفتم هر آیه ای خارج از موضوع یمانی را در تاپیکی جداگانه مطرح کن تا با هم بحث کنیم. من که نمی توانم تمام قرآن را اینجا با شما باز کنم و تک به تک آیه ها را بخوانم، آیه های مربوط به موضوع را بیاور نه تمام آیات قرآن را !!!!!!!!
سبحان الله بنده فقط یک آیه آورده ام و آن آیه 33 سوره قصص دیگه چه بهانه ای داری که می گی تمام قرآن !!!!! هههههه فقط همین آیه را توضیح بده کافیست. نمی خواهد تمام قرآن می ترسم از خودت تفسیر کنی بعد گناه بشه توضیح بده جناب ناصر خان
بفرما کجا بنده توهین کردم در مقابل هزارها توهین به بنده شده ولی شما بخاطر دوستتون این رو می گویید و قضاوت شما ناعادلانه است و ناعادلانه بودن قضاوت شما را مبنی بر عدم داشتم اطلاعات می گذارم لذا توهینهایی که ناصر خان کرده را سرپوش نزاری، یک سوال از شما دارم!! شما چگونه به حقیقت اهل بیت پی بردید ؟ اصلا از کجا دانستید اهل بیتی وجود داشتند و از کجا می دانید که امام زمان عج در غیبت است؟ لطفا جواب بدهید.
بازم ممنون
آقا این چه مدل دعوتیست؟!! شما آمدی برای وصل کردن مردم یا فصل کردن آنها؟! تک تک همه ی مومنان را مرتد می نامی و تفتیش عقاید می کنی!
کدام یک از انبیا آمدند و بر دعوت پیامبر پیشین مردم را مؤاخذه کردند که تو این مومن خدا را مؤاخذه می کنی؟ به توچه ربطی دارد که مردم دینشان را از کجا گرفته اند؟ از هرجا گرفته اند، از یمانی دروغین تو نگرفته اند که میگوید پیامبران از مردم می ترسیده اند!
خوب نادان اگر می ترسیده اند، چطور پس تبلیغ می کردند؟! اگر پیامبران هم مثل این یمانی مجعول تو ترسو بودند، الان که هیچ مومنی در سراسر دنیا وجود نداشت؟
ناصر خان بعد از اینکه موضوعات به مغالطه کشیده شد و خودت هر چی خواستی گفتی و خوانندگان عزیز بعضی ها بودند و بعضی ها نبودند الان می خواهی ربط را بدانی!!؟؟؟ بخدا داری مغالطه می کنی و بعد از این همه مدت و توضیح آیه فوق با روایت اهل بیت ع و ربط آن با یمانی مجددا می گی ربطش چیه با یمانی واقعاً که.... استغفر الله از لج بازانی مثل تو
بنده فقط یک آیه آورده ام و آن آیه 33 سوره قصص دیگه چه بهانه ای داری که می گی تمام قرآن !!!!! هههههه فقط همین آیه را توضیح بده کافیست. نمی خواهد تمام قرآن می ترسم از خودت تفسیر کنی بعد گناه بشه توضیح بده جناب ناصر خان
31عصايت را بينداز چون ديدش که همانند ماری می جنبد ، گريزان بازگشت و به عقب ننگريست ای موسی ، پيش آی و مترس تو در امان هستی 32 دست خود در گريبان ببر تا بيرون آيد سفيد بی هيچ آسيبی و تا از، وحشت بيارامی دست خود در بغل کن اين دو از جانب پروردگارت حجتهای تو برای فرعون و مهتران اوست ، که آنان مردمی نافرمانند 33 گفت : ای پروردگار من ، يکی از ايشان را کشته ام ، و می ترسم مرا بکشند 34 و برادرم هارون به زبان از من فصيح تر است ، او را به مدد من بفرست تامرا تصديق کند ، که بيم آن دارم که دروغگويم شمارند 35 گفت : تو را به برادرت قويدست خواهيم کرد و برايتان حجتی قرار می دهيم به سبب نشانه هايی که شما را داده ايم ، به شما دست نخواهند يافت شما و پيروانتان پيروز خواهيد بود 36 چون موسی آيات روشن ما را نزدشان آورد گفتند : اين جادويی است برساخته ،، ما از نياکانمان چنين چيزهايی نشنيده ايم
چرا چسبیدی به آیه 33 ؟ از قبل و بعدش چرا چیزی نمی گی؟! این گفتگوی خدا بود با موسی (ع) موسی (ع) می ترسم مرا بکشند، اگر می ترسید که نمی رفت. پس این ترس معنای آن ترس را که تو می خواهی القا کنی ندارد.
مثلا من به تو که رانندگی تازه یادگرفتی می گویم بنشین پشت فرمان. تو می گویی می ترسم تصادف کنم. من می گویم نترس من کنارت هستم و کمکت می کنم و تو می نشینی و رانندگی می کنی. آن خوف که آنجا آورده شده به این معناست نه استغفرالله ترسیدن موسی (ع) از مرگ که اگر شما راست بگویی موسی (ع) اصلا نباید به بارگاه فرعون می رفت، پس چرا رفت؟ چرا؟
منظورم از توهین این نبود که فحش بدید ! همین که ایشان را از تشیع خارج میدانید! یا همین که میگید چوپان! (درسته خودشون گفتن اما شما هم نباید میگفتید) یا همین که مینویسید ههههههه ! یا همین که فکر میکنید همه ی کاربران یک نفر هستند! یا همین که مدام به هم تیکه می اندازید و به جای بحث علمی بحث حاشیه ای میکنید (من با ناصر خان کاری ندارم چون هیج ادعایی ندارد و هر انسان معمولی اینکارها رو انجام میده اما
خب اینها چیزاییه که یک انسان امام زمانی اون رو انجام نمیده و با صبر و حوصله بیشتری برخورد میکنه! شما یک انسان معمولی نیستید ! مامور امام زمان هستید! پس این شیوه ی برخورد کمی ما را به شک می اندازد! (قبول کنید) قبول کنید که یک عمل مباح برای مردم ممکن است برای افراد خاص حرام باشد!
mahdi 14 1;264803 نوشت:
یک سوال از شما دارم!! شما چگونه به حقیقت اهل بیت پی بردید ؟ اصلا از کجا دانستید اهل بیتی وجود داشتند و از کجا می دانید که امام زمان عج در غیبت است؟ لطفا جواب بدهید.
الحمد لله الان ثابت شد که تو یک شیادی هستی که فقط داری با اهل بیت می جنگی بخدا قسم بنده، از اسد سوال کردم به تو چه ربطی داره مگر تو وکیل مردم هستی؟؟؟ مغالطه گر چرا دست از کارهای بی ارزشت بر نمی داری بخدا سرعت کار تو فقط دوری از حقیقترا در پی دارد خیلی آدم بی انصافی هستی.
برادر اسد از شما سوال کردم تا چیزی که باید به شما بگم را توضیح بدهم خدمتتان بخدا قسم مثل این ناصر بی انصاف نیستم که از جواب دادن فرار کنم بفرما خدمتت هستم. این سفسطه گر کاری بجز عداوت ظاهری با اهل بیت علیهم السلام را ندارد.
ناصر خان وقتی گفتن ..... بگو بله!! حالا به شما چیزی نگفتن پس ساکت شو ....
اینهم دلیل . دیگر چه می خواهید. بخدا از این توهین ها بیشتر خرسندم چون چهره ی تو را آشکار می کند. تو به برادر دینی من (اسد) توهین می کنی و توقع داری ساکت بمانم؟ کورخوانده ای.
ایها الناس. این مرد مرا به خاطر مخالفت با دروغهایش، دشمن اهل بیت (ع) معرفی می کند.
آیا این مرد از اهل بیت (ع) است ؟!!! که هرکه مخالف او باشد، مخالف اهل بیت (ع) باشد؟!!!!!!
برادر صدرا:
از شما سوال دارم شرق مکه و مدینه کجا می شود لطفا پاسخ دهید ؟؟؟؟ لابد چون خودتان در ایران هستید فکر کردید رسول خدا نیز در آنجا بوده است که می گویید بصره در غرب است هههههه سبحان الله با این جغرافیاتان به سوال پاسخ دهید برادر
سلام خدمت منصفان با ایمان
برادران و خواهران عزیز لطفا از قرآن کریم و اهلبیت ع دلیل بیاورید و بخواهید و از مغالطه های بیهوده که فقط منجر به تحریف می شوند دست بردارید و واضح است که برادر بینا و صدرا از مغالطه استفاده می کنند و همچنان سوالات تکراری می کنند و دلیل را با دلیل بر نمی گردانند و ما همچان با دلیل و سنت خداوند سبحان با آنها برخورد می کنیم و منتظر دلیل هستیم، آیا قرآن و اهل بیت ع دلیل نیستند؟ پس با چه دلیل بعد از آنها ایمان می آورید؟ پس خواهشن فقط با دلیل و با انصاف قضاوت کنید
در کل عصور دعوت باطل موجود می باشد اما نمی شود با وجود باطل حق را نادیده گرفت پس دلیل بخواهید سوال کنید که با دلیل باشد نه سوال با مغالطه و سفسطه شیطانی، و الله المستعان علی ما تصفون
موفق باشید...
موسى ترسان و نگران از آنجا بيرون رفت [در حالى كه مى]گفت پروردگارا مرا از گروه ستمكاران نجات بخش (۲۱) القصص
فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُّبِينٌ .
صبحگاهان در شهر بيمناك و در انتظار [حادثهاى] بود ناگاه همان كسى كه ديروز از وى يارى خواسته بود [باز] با فرياد از او يارى خواست موسى به او گفت به راستى كه تو آشكارا گمراهى (۱۸) القصص
و همچنین رسول خدا از ترس قتل مشرکین به غار رفت و به مدت 3 روز در آنجا بود آیا رسول خدا ترسید ؟؟؟ اگر ترسش دلیل بر بطلانش است پس رسول خدا و موسی علیهم السلام باطلند چون از ترس مردم فرار کردند.
تو خودت جواب خودت را داری می دهی!
موسی (ع) و پیامبر (ص) در جایی مرتکب این افعال شدند که پیروانی زیادی نداشتند و مشرکان و کفار اگر از جایشان مطلع می شدند، قصد جانشان را می کردند و به مدد عدد و نفر تفوق داشتند بر مؤمنین.
اما الان بیش از یک میلیارد نفر مسلمان هستند، دیگر چه جای ترسی وجود دارد! همین الان اگر مسلمین بفهمند یمانی چه کسی است، اگر کسی یا حتی کشوری قصد جان او را بکند، همین مؤمنین شلوار او را درخواهند آورد!
دوماً آن بزرگواران انبیاء خدا بودند، پس هرچه می کردند، و به هر راه می رفتند، جز به هدایت و خواست خدا نبود،
اگر این جواب یمانی شما باشد، که پیامبران نعوذبالله از خلق ترسیده اند و گناهکارند!، پس از جاده ی عدل و حق خارج شده!
همین دلیل بر یمانی نبودن او کفایت می کند. کسی که قضاوت نادرست بر افعال پیامبران الهی بکند، خارج از صراط مستقیم حرکت می کند و اطاعت از او باعث گمراهیست، همانگونه که فعلا شما را گمراه کرده و همه دیدند چه قضاوت نادرستی در مورد بندگان صالح خدا کردید.
پنهان شدنش هم دلیل ترس و عدم شجاعت در او می باشد!.
آیا این انسان ترسو که بیش از یک میلیارد نفر حامی دارد علاوه بر حمایت خداوند متعال و امام زمان (عج) و ائمه اطهار (ع) باز هم می ترسد، لایق پیروی است؟! بخدا که نیست.
جوابی داری منتظرم!
ای ترسو کجا فرار کردی؟!
این نتیجه ی پیروی از یک آدم ترسو و مدعی دروغین است.
این یمانی دروغین مگر خودش شک دارد که یمانی است؟؟؟؟؟؟؟؟
مگر در روایات نیامده که یمانی واقعی تا ظهور مهدی (عج) زنده می ماند و از یاران آن حضرت است؟؟؟؟
پس اگر این دروغگو یمانی است چرا از کشته شدن می ترسد؟؟؟
با سلام
شما در برابر قرآن ایستادگی کردید و قرآن را نقض کردید که خداوند متعال می فرماید ( سنه الله و لن تجد لسنه الله تبدیلا ) سنت خداوند متعال تغییر ناپذیر است حال خودتان به خودتان نیز جواب دادید سبحان الله چرا امام مهدی عج غیبت کرد و اگر شیعه مخلصی مثل شما هستند چرا ظهور نمی کند؟؟ امام صادق ع می فرماید: بخدا قسم اگر عدد 313 موصوف تکمیل شد آن چیزی که می خواهید شدنی است . غیبت نعمانی. پس الان که میلیونها شیعه هست چرا ظهور نمی کنند آیا این دلیل بر چیست؟
سید یمانی نیز حجتی از حجج خداوند متعال است و سنت خدا نیز بر آن جاری می شود و کسی به غیر از او به حق هدایت نمی کند و مسلماً مانند انبیاء بلکه سنت خداوند متعال عمل می کند که مبادا حکم به قتلش دهند و او را مانند عیسی ع تسلیم هیرودوس و بیلاطیس زمان ما کنند، و این بهترین و قویترین دلیل برای یمانی بودن آن است و یک بنده صالح است.
سبحان الله شیعیان کل جهان به یک میلیارد نمی رسد و اگر هم برسند قسمتی از آنها مذاهب مختلف است.
موفق باشید
نکند که می گویی عیسی (ع) را به صلیب کشیده و کشته اند!!!!
شیعه بودن درجه دارد، و خداوند درجات مؤمنین را می داند، و به همین منظور برای بهشت درجات مختلف قرار داده.
اگر شخصی در کلاس نمره 20 نیاورد و 10 بیاورد هم قبول است، و او را تکفیر نمی کنند که دانش آموز نیست، اما:
و کشوری به المپیاد دانش آموز می فرستد که از نخبه بودن او اطمینان داشته باشد. و اگر نفرستد، دلیل بر نداشتن دانش آموز نمی شود!
تو جواب مرا بده! این یمانی دروغگو مگر شک دارد که یمانی است؟!
اگر شک ندارد به او بگو از قول من که یمانی تا ظهور مهدی (عج) زنده می ماند و بی خود از مرگ نهراسد!!!
بگو ناصر به تو گفت از مخفیگاهت خارج شو که قبل از ظهور مهدی (عج) کشته نخواهی شد!
[="Black"] ناصر یوسف نژاد;264138 نوشت:
خب پاسخ بدید جناب مهدی!
هنوز جوابی به این سوال ندادید![/]
با سلام
عن أبي بصير قال : سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول : في صاحب الامر سنة من موسى وسنة من عيسى وسنة من يوسف وسنة من محمد صلى الله عليه وآله ، فأما من موسى فخائف يترقب ، وأما من عيسى فيقال فيه ما قيل في عيسى ، وأما من يوسف فالسجن والتقية ، وأما من محمد صلى الله عليه وآله فالقيام بسيرته وتبيين آثاره ، ثم يضع سيفه على عاتقه ثمانية أشهر ولا يزال يقتل أعداء الله حتى يرضى الله ، قلت : وكيف يعلم أن الله عزوجل قد رضي ، قال : يلقي الله عزوجل في قلبه الرحمة
ابی بصیر گوید : شنیدم امام باقر (ع) می فرمود : در صاحب این امر سنتی از موسی و سنتی از عیسی و سنتی از یوسف و سنتی از محمد (ص) است . اما از موسی ع که ایشان ترسان و نگران و مراقب است . و اما از عیسی که آن چه را درباره ی عیسی می گویند ، درباره ی او می گویند . و اما از یوسف که زندان و تقیه است . و اما از محمد (ص) که قیام به سیره ی ایشان و روشن کردن آثار ایشان است . سپس شمشیرش را هشت ماه بر دوشش حمل می کند و آن قدر از دشمنان خداوند را می کشد تا خداوند راضی شود . گفتم : چگونه متوجه می شود که خداوند راضی شده است ؟ فرمود : خداوند عزوجل در قلبش رحمت می اندازد . کمال الدین ص 329 . اثبات الهداة ج 3 ص 468 . بحار الانوار ج 51 ص
ملاحظه: یکی از سنتهای که در روایت فوق ذکر شده است ترس و نگرانی مانند موسی ع است و صاحب الامر نمی تواند امام مهدی عج باشد چرا که امام مهدی ع دو غیبت دارد یکی در آن ظهور کرده و دیگری تا کنون در غیبت است و اگر بگوییم که این صاحب الامر امام مهدی عج پس می گوییم که امام مهدی عج به چه دلیل ترس می دارد در صورتی که وقتی ظهور می کند کل عدالت الهی بر زمین جاری می شود!! و لذا آن همان کسی است که قبل از امام مهدی عج مردم را دعوت می کند همان یمانی میباشد که دعوتی دارد و مردم به دلیل تکذیب دعوت مبارکش از دیدگان معاندان مخفی می شود ولی از چشمان انصارش خیر بلکه توسط انصارش دعوتش را به مردم می رساند و همچنین خوب بدانیم که امام مهدی هشت ماه شمشیرش را بر دوش نمی کشد بلکه آن همان کسی است که از فرزندانش می باشد که وقتی خروج کند هشت ماه جنگ می کند و آن هم با سفیانی ملعون.
جالب ایجاست که می گوید سپس شمشیر را بر دوشش حمل می کند یعنی قبل از اینکه شمشیر را حمل می کند این سنن در هنگام دعوتش بر وی رخ می دهند.
عن أمير المؤمنين (ع) إنه قال: ( ... يخرج رجل قبل المهدي من أهل بيته من المشرق يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر) الممهدون للكوراني ص110.
از امير المومنين علی (ع) روايت است كه فرمودند : ( ...مردی قبل از مهدی از خاندانش از سمت مشرق خارج می شود سلاح را هشت ماه روی دوش حمل می كند) كتاب الممهدون – كورانی ص 110.
آن مرد از فرزندان امام می باشد از خاندان ایشان پس امام مهدی نیست که شمشیر را به مدت هشت ماه حمل می کند
امید است که جواب را دریافت کرده باشید.
موفق باشید.....
با سلام و عرض ادب
اين سخن شما هم كه در چند ستون آمده همانند پستهای طول ودرازی است که در بند بند آن اشکال و ایراد است که معمولا هم بدون آوردن متن اصلی و با اعمال نظر خاص صورت می پذیرد.
ما در این تایپیک مجموعا سه پست را حذف نمودیم ، دو پست مربوط به ایدی انصار 313، که ظاهرا ایدی دیگر خودتان است که علت آن نیز کپی برداری بود والبته بازگردانیده شد که جلوی بهانه گیری شما بسته شود دیگری پستی را که زده بودید که تکرا مطالب قبلی انصار 313 بود. که البته این پست نیز برگردانیده شد تا دوستان باز مطالب انرا بخوانند.
حرف حق نیازی به این همه رنگ و لعاب و تکرار ندارد. شما یک استدلال محکم ذکر نمائید ما نه اهل تعصبیم و نه اهل لجاجت، منتهی دین خود را با خرافه به دست نیاورده ایم تا با خرافات و سخنان باطل از دست بدهیم.
آسمان و ریسمان بافتن شما برای این بود که تبلیغ مدعی فرزندی؟!! امام زمان علیه السلام را بنمائید ادعایی کذاف و باطل که هر انسان خردمندی را به خنده وا می دارد. لابد فردا ادعا می نمائید به خدمت حضرت رسیدید و حضرت شما را به فرزندشان ارجاع فرمودند؟!
البته سرانجام این افراد و تابعین آنها (که در تاریخ تشیع کم نبودند) نیز جز انحراف و کفر چیز دیگری نخواهد بود همچون داستان باب و بهاء که حقیقتا جای عبرت برای اولی الالباب است که چگونه امر آنان از داعیه سفارت حضرت به کفر و خروج از اسلام و بنا نهادن مسلک دیگری ختم گردید.
آنچه از مجموع پستهای شما هم بر می آید کم رنگ شدن رنگ امامت ائمه اطهار علیهم السلام و امام زمان علیه السلام و پر رنگ شدن حواشی و ساختن امام و مرشد دروغین و پرهیز از علمای اسلام و دعوت به باطل چیز دیگری نیست .
لابد فردا ادعا می نمائید که من همان احمد و عبدالله و محمد هستم؟!
با سلام و عرض ادب
بی زحمت اصل روایت را برای دوستان بیان بفرمائید تا ببینیم مدعای شما از این روایت بیرون می آید یا خیر.
سلام
راستش جناب mahdi 14 1 اینقدر اصرار دارند که روایات را به نفع این مدعی تحریف کنند؟!؟!
اصل روایت امیرمومنان علیه السلام که در کتاب نوائب الدهور آیت الله میرجهانی مشاهده کرده ام این است:
گروهی از صاحبان فضل و علم و موجّهان یاران امیرالمؤمنین(ع) نزد ایشان رفتند و گفتند: یا امیرالمؤمنین برای ما این مهدی را وصف کن زیرا که دلهای ما مشتاق ذکر اوست. پس آن حضرت فرمود: اوست که صاحبِ رویی مانند ماه و نورِ پیشانی و درخشندگی دارد و صاحبِ نشانه و خالی است، داناست در حالتی که کسی از بشر او را تعلیم نداده و خبردهنده است به آنچه خواهد بود و خواهد شد پیش از آنکه تعلیم داده شود. گروه مردم، آگاه باشید به درستی که حدود دین در میان ما برپا شد و عهد آن از ما گرفته شد. آگاه باشید به درستی که مهدی طلب قصاص میکند از کسی که نمیشناسد حقّ ما را و او گواه بر حقّ و خلیفه خداست بر خلق او، نام او مانند نام جدّ او رسول خدا(ص) است پسر حسن بن علی [امام عسکری]، از اولاد فاطمه و از ذرّیة فرزندم حسین است... پس چون قیام کند جمع میشوند به سوی او یارانش، که به شمار اصحاب بدر و اصحاب طالوتند و ایشان 313 نفرند که همة آنها شیرانی هستند که از کمینگاههای خود بیرون آیند مانند پارههای آهن اگر ایشان اراده کنند که کوههای سخت را از جا بکنند هر آینه آنها را از جاهای خود میکنند، پس ایشانند کسانی که به یگانگی، خدا را پرستش میکنند. در شبها مانند زنان جوانمرده از ترس خدا و خشیّت او نمازگزارند و روزهدارانند در روز. دلهاشان با هم جمع و یکی است در دوستی کردن با همدیگر و پند دادن به یکدیگر، آگاه باشید که من هر آینه میشناسم نامهای ایشان و شهرهای ایشان را.
سپس به این صورت فرمودند:
از بصره: علی و محارب
از کاشان: عبدالله و عبیدالله
از مهجم (حدود یمن): محمّد، عصر و مالک
از سند: عبدالرحمن
از هجر: موسی، عبّاس
از کور (از توابع بصره): ابراهیم
از شیرز: عبدالوّهاب
از سعداوه (قریهای در حجاز): احمد، یحیی و فلّاح
از زید (از توابع شام یا محلی از لحسا): محمّد، حسن و فهد
از قبیلة حمیر: مالک و ناصر
از شیراز: عبدالله، صالح، جعفر و ابراهیم
از عَقر (نزدیک کربلا): احمد
از منصوریه: عبدالرّحمن و ملاعب
از سیراف: خالد، مالک، حوقل، ابراهیم
از خونج (قریهای میان مراغه و زنجان): محروز و نوح
از ثَقب: هارون
از سِنّ: مقداد و هود
از هونین: عبدالسّلام، فارس و کلیب
از رهاط: جعفر
از عُمّان: محمّد، صالح، داوود، هواشب، کوش، یونس
از عمّاره (یکی از شهرهای عراق): مالک
از جماره (از شهرهای عراق): یحیی و احمد
از کرمان: عبدالله
از صنعای یمن: جبرئیل، حمر، یحیی و سمیع
از عدن: عون و موسی
از تنجویه (جزیرهای بزرگ که در آن است پادشاه زنبگار): کوثر
از همدان: علی و صالح
از انطائف: علی، سبا و زکریّا
از هجُر: عبدالقدوس
از خط: علی و مبارک
از جزیرة اوال (بحرین): عامر، جعفر، نصیر، بُکیر و لیث
از کَبش(جانب غربی بغداد): محمّد یا فهد
از جدّه: ابراهیم
از مکّه:عمرو، ابراهیم، محمّد و عبدالله
از مدینه: علی، حمزه، جعفر، عبّاس، طاهر، حسن، حسین، قاسم، ابراهیم و محمّد
از کوفه: محمّد، غیاث، هود و عتاب
از مرو: حذیفه
از نیشابور: علی و مهاجر
از سمرقند: علی و مجاهد
از کازرون: عمر، معمّر و یونس
از شوش: شیبان و عبدالوّهاب
از شوشتر: احمد و هلال
از ضیق(از دهات یمامه): عالم و سهیل
از طائف یمن: هلال
از مرقیّه (قطعهای در ساحل حِمص): بشر و شعیب
از بَرعه (نزدیکیهای طائف): یوسف، داوود و عبدالله
از عسکر (از نواحی خوزستان): طیب و میمون
از واسط: عقیل
از بغداد: عبدالمطّلب، احمد و عبدالله
از سرّمن رای: مرائی و عامر
از سهم (از قراء اندلس): جعفر
از سیلان (جزیرهای بزرگ میان هند و چین): نوح، حسن و جعفر
از کرخ (بغداد): قاسم
از نَوبه: واصل و فاضل
از قزوین: هارون، عبدالله، جعفر، صالح، عمر، لیث، علی و محمّد
از بلخ: حسن
از مراغه: صدفه
از قم: یعقوب
از طالقان: صالح، جعفر، یحیی، هود، فالح، داود، جمیل، فضیل، عیسی، جابر، خالد، علوان، عبدالله، ایّوب، ملاعب، عمر، عبدالعزیز، لقمان، سعد، قبضه، مهاجر، عبدون، عبدالرحمن و علی
از سجار (دهی است از دهات نور در بیست فرسخی بخارا): اَبان و علی
از سرخس: ناجیه و حفص
از انبار (عراق): علوان
از قادسیّه: حصین
از دَورَق (از شهرهای خوزستان نزدیک رامهرمز): عبدالغفور
از حبشه: ابراهیم، عیسی، محمّد، حمدان، احمد و سالم
از موصل: هارون و فهد
از بَلقا (جلگهای از جلگههای دمشق میام شام و وادی القری): صادق
از نصیبین: احمد و علی
از سِنجار (از نواحی جزیره سه روز راه فاصله است تا موصل): صادق یا محمّد
از خِرشان (در بیضاء): تکیّه و مُسنون
از ارمنیه: احمد و حسین
از اصفهان: یونس
از ذهاب: حسین
از ری: مجمع
از دیار: شعیب
از هرات: نهروش
از سلماس: هارون
از تفلیس: محمّد
از کُرد: عون
از حبش: کثیر
از خلاط: محمّد، جعفر
از شوبک (از بلاد شام): عُمیر
از بیضا: سعد و سعید
از صیغه: زید، علی و موسی
از قبیلة اوس: محمّد
از انطاکیه: عبدالرّحمن
از حلب: صبیح و محمّد
از حِمص: جعفر
از دمشق: داود و عبدالرّحمن
از رمله: طلیق و موسی
از بیتالمقدّس: بُشر، داود و عمران
از عسقلان: محمّد، یوسف، عمر، فهد و هارون
از عرب عنیزه: عمیر
از عکّا: مروان و سعد
از عرفه(نام بلادی چند است): فرّخ
از طبریّه: فلیح
از بُلُست (از دهات اسکندریه): عبدالوارث
از فسطاط (نزدیک مصر):احمد، عبدالله، یونس و طاهر
از بالیس (شهری در شام میان حلب و رقّه): نصیر
از اسکندریه: حسن، محسن، شبیل، شیبان
از جبلاللکام (محلّی مشرف بر انطاکیه در لبنان): عبدالله، عبیدالله، بحر، قادم و طالوت
از سادَه (محلّی در یمامه): صلیب، سُعدان و شبیب
از افرنج (فرانسه): علی و احمد
از یمامه: ظافر و جمیل
از مُعاذه (محلّی نزدیک کوههای اُذقِیَه از بنی قُشیر): سوید، احمد، محمّد، حسن، یعقوب، حسین، عبدالله، عبدالقدیم، نعیم، علی، حیان، ظاهر، تغلب و کثیر
از اَلُومه (از دیار هذیل): معشر
از عبادان: حمزه، شیبان، قاسم، جعفر، عمرو، عامر، عبدالمهیمن،عبدالوارث، محمّد و احمد
از یمن: جبیر، حویش، مالک، کعب، احمد، شیبان، عامر، عمّار، فهد، عاصم، حَجرش، کلثوم، جابر و محمّد
از بادیهنشینهای مصر: عجلان و درّاج
از بادیهنشینهای اعقیل: منّبه، ضابط و غربان
از بادیهنشینهای اغیر: عمرو
از بادیهنشینهای شیبان: نهراش
از قبیلة تمیم: ریّان
از بادیهنشینهای قُسیّن (نواحی کوفه): جابر
از بادیهنشینهای کلاب: مطر
از موالی اهل بیت(ع): عبدالله، مخِنف و براک
از موالی انبیاء: صباح، صیاح، میمون و هود
از دو مرد غلام: عبدالله و ناصح
از حلّه: محمّد و علی
از کربلا: حسین، حسین و حسن
از نجف: جعفر و محمّد
شش نفر از ابدال که نام همة آنها عبدالله است.
منبع: میرجهانی طباطبایی، محمّد حسن، نوائب الدهور،ج2، صص 113-127.
البته روایتی هم هست که حضرت به نقل از رسول خدا صلوات الله علیه و آله و سلم فرمودند که اولین آنها از بصره است و آخرین آنها از یمامه (نه ابدال) ولی در آن حدیث هم نفرمودند که اسمش احمد است.
بعد هم در تاپیک دیگری بنده خدمت ایشان چند سوال مطرح کردم که پاسخ قانع کننده ای جز دریافت نکردم جز اینکه شما از احادیث اهل بیت علیهم السلام دارین به نفع این فرد استفاده می کنین.
اگه صرف نام میشد طرف ادعا کنه که ادعای مهدویت امثال مهدی عباسی هم درست بوده دیگه!!!!!!!!!!!!
نکته بعدی هم اینه که یکی از آسیبهای اصلی بحث مهدویت مصداق سازی است.
شما که ادعا می کنید این فرد سید یمانی است پس لطفا سفیانی و خراسانی رو هم معرفی کنید چون خودتون به خوبی می دونید که طبق روایات این سه نفر در یک سال و یک ماه و یک روز قیام می کنند...
سلام عليكم
نمي دانم از چه بهانه اي صحبت ميكنيد
شهادت شما براي عامه شيعه كافي نيست
يماني اي كه ظهور نكرده
البته
مدعي يمانيتي اگر وجود داشته باشد هم تا به اكنون مجهول الهويه است
اگر قرار بود او هم ظهور نكند ( بقول استاد صدرا عكسش را هم ندهد ظاهر كند )
پس اين شخص چگونه ميتواند زمينه ساز ظهور كس ديگري باشد در حاليكه خودش در پس پرده غيبت است ؟
نشانه هايي همچون صيحه آسماني و كلام جبرئيل امين قبل از قيام سيد يماني
و همچنين قيام سفياني
را هم ندارد
شما از كجا فهميديد او همان فرد مذكور است بنده نميدانم .
نهايتا عرض ميكنم زيارت قبول
ياحق
بله او مثل موسی (ع) ترسان و نگران و مراقب است.
ترسان از خداوند متعال
نگران از فتنه ی مدعیان دروغین
و مراقب احوال مسلمین
شما مغالطه کردی و من کشف کردم و من مغالطه نکردم و شما چیزی را کشف نکردی.
من گفته هایم را با دلایل منطقی اثبات کردم، شما هم همینکار را بکن بجای اتهام بستن، اگر می توانی.
معمولا در مباحثات یک طرف استدلال می آورد (طرف حق)
و طرف دیگر که از استدلال عاجز است، از جوابگویی به سؤالات طفره می رود و حاشیه پردازی می کند. (طرف باطل)
من نمی گویم چه کسی چه کاری انجام داد. قضاوت با کاربران.
نکته ی دیگر:
یمانی واقعی اگر بیاید، شروع به دعوت می کند، به این ترتیب که می گوید ای شیعیان و ای قوم من و ای امت رسول الله (ص)، دعوت من طبق این دلایل حق است و با من بیعت کنید و مرا یاری کنید.
اما من تا به الان فقط از شما می شنوم که می گویید: شما شیعه نیستید! شما کافر هستید! شما دروغگو هستید! شما مسلمان نیستید! شما دشمن رسول خدا (ص) هستید! شما دشمن اهل بیت (ع) هستید! خدا فلانتان کند! و به مخاطبانتان فحش و ناسزا می دهید! و الی آخر! خوب تو که می دانی مخاطبانت اینگونه هستند! دیگر برای دعوت چرا به اینجا آمده ای تا بین این قوم فاسق! از دید خودت تبلیغ کنی!!!!!!!!!
آخر این چه قسم دعوتی است ای یمانی دروغین؟!
تو برای وصل کردن آمدی؟!!!
تو که داری همه را از گرد خودت فراری می دهی با تکفیر؟! دیگر چه جای شکی باقی می گذاری بر دعوت دروغین و بطلان گفته هایت؟!
آخر یک یمانی دروغین ترسو ناتوان از استدلال ناعادل و دور از مسیر حق به چه درد شیعه می خورد؟!
بخدا من یک چوپان می شناسم که از این یمانی دروغین شما شجاع تر و عادل تر و تواناتر است! ادعای یمانی بودن هم ندارد!
با سلام خدمت کلیه عزیزان
برادر صدرا اگر دلیلی بر اینکه بنده از دو آیدی استفاده می کنم و آن انصار 313 و این یکی لطفاً ثابت کنید. و بنده بار دوم است که تکرار می کنم، من هم می توانم شما را بینا88 و حلما و ناصر و و و بپندارم و ظن و گمان نمی کنم و شما فقط دنبال بهانه هستید که مطالب دعوت یمانی را با قصاوت قلب حذف کنید تا دعوت را بد جلوه دهید بخدا قسم راهی جز این ندارید و شما تاکنون از هیچ دلیلی استفاده نکردید، برادر عزیز بیهوده با ادله نجنگید اگر دلیل دارید دلیل را با دلیل برگردان بسم الله و مطالب مردم را حذف نکن و چیزی که به نفع خودتان است را تقدس و چیزی که مخالف هوای شما است را حذف می کنید کافی است برادر شما فقط جواب بدهید اگر واقعاً بر عقیده خودتان راسخ هستید یا الله....
عزیزان!!! برادر صدرا دلیلی برای حذف مطالب بنده نداشتند و گفتند که بنده با انصار 313 یکی هستیم برادر عزیز شما نیز با ای دی های مختلف وارد می شوید و فکر می کنید نمی دانیم که خودتان یک نفر هستید؟؟؟؟ و خواهشن از تحریف موضوع کناره گیری کنید بخدا سودی برایتان ندارد جز دوری از حقیقت.
موفق باشید.
برادر صدرا بنده از شما چندین سوال کردم که از موضوعات خودتان می باشد لطفا جواب بدهید
1) موضعتان را در برادر وصیت رسول خدا اعلام کنید آیا وصیت را قبول دارید ؟؟
2) شرق مدینه و مکه کجا می شود؟
فعلا به این دو سوال جواب بدهید.
خواهشن جواب بدهید.......... طفره نروید فقط جواب
ممنونم و موفق باشید
این ههههههه یعنی چه؟! آقای بیعت کننده با یمانی دروغین؟!
داخل نقل قول خودت و با رنگ آبی جوابت را می دهم:
همسایه ای داشتیم که بوقلمون داشت! روزی به من گفت اگر جلوی این بوقلمون بنشینی و بگویی غیرقابل قبول، آن بوقلمون هم می گوید غیرقابل قبول!
من بیش از نیم ساعت جلوی آن بوقلمون نشستم و می گفتم غیرقابل قبول! و بوقلمون هم می گفت غیرقابل قبول! در انتها من دیگر هرچه می گفتم! او فقط می گفت غیر قابل قبول!
بخدا که این مرد در صفت همانند بوقلمون است و بس!
بوقلمون یک صفت دیگر هم دارد! صبح که از خانه بیرون می رود، شب راه خانه را نمی تواند پیدا کند و صاحبش باید برود و او را به خانه هدایت کند، هرچند فقط چند متر با خانه فاصله داشته باشد!!!
تمام ادعاهایت با دلیل و منطق رد شد و بعضا بیش از دوبار و سه بار جواب گفته شد و همچنان آنها را تکرار می کنی! انگار نه می بینی و نه می شنوی!
از برادران خواهش می کنم پست های قبلی این مرد را حذف نکنند که بهترین دلیل بر دروغ بودن ادعاهایش، گفته های خودش می باشد. فقط از این به بعد اگر به تکرار ادعاهای مردود قبلی مشغول شد، آن ارسالهای اضافه! را حذف کنید تا کاربرانی که بحث را از این صفحهات پیگیری می کنند، گمان نکنند که چون آخرین پست از جانب ایشان بوده، جوابی بر آن داده نشده، بلکه بروند و صفحات قبل را مطالعه کنند و حقیقت باطل ایشان را درک کنند.
این بنده خدا مشکل روحی و روانی دارد و به توجه نیاز دارد. دوست دارد در کانون توجه قرار گیرد که اگر به یک روانپزشک مراجعه کند برایش بهتر است، زیرا ممکن است نیاز به بستری شدن داشته باشد.
من به او می گویم که اگر فکر می کنی من مغلطه می کنم، آن را کشف و رد کن.
او در جواب می گوید: دیدید که خودش اعتراف کرد مغلطه می کند!!!
بالاخره چکار می شود کرد. این هم یک مریضی است دیگر. خدا شفایش بدهد.
او می گوید: ههههههه و بعد می گوید من حامل دعوت یمانی هستم!!!!
او خودش می گوید و خودش هم از طرف من جواب می دهد و بعد می گوید من اثبات کردم!!!
اینها نشانه های دعوت یمانی نیست! نشانه های بیماری روانی است!
خدا هدایتت کند ان شاءالله.
با سلام و عرض ادب
جواب شما درپست 80 آورده شد آنجا که در تبیین سخن شما گفتیم:
اما دلیل محکم شما بر امامت امام احمد الحسن
دلیل روایت وصیتی است که شیخ طوسی در کتاب غیبت خود آورده اند، واز آنجا که پیامبر صلی الله علیه و آله وصیت نموده اند ووصیت دیگری هم در شب رحلت وجود ندارد و در این روایت بحث مهدیون آمده پس آنها امام ما هستند هر چند که ما راویان این روایت را نشناسیم که مثلا برخی سنی مذهبند آنچه مهم است باید بدانیم که تکذیب روایت جایز نیست ولو اینکه از طرف فرد فاسقی باشد. واز طرف دیگر محتوای روایت نیزبا قران همسان است؟!لذا برای ما شکی باقی نخواهد ماند که امامان ما بیش از سیزده نفرند.
اما بیان روایت: با نگاهی اجمالی امامت امام سیزدهم را در این روایت می بینیم چون حضرت فرمودند بعد از دوازده امام دوازده مهدی وجود دارند وچون پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند امام زمان باید وصیت خود را به اولین مهدیون بدهد پس اوامام سیزدهم ما می باشد هر چند در هیچ جای دیگری تصریح به امامت او نشده باشد؟!
نقد:معتقدین به امام سیزدهم و به تبع آن امامان 24 گانه توجه نکردندکه برفرض، امر عظیمی همچون امامت و تعداد آنان با یک روایت که در غیر کتب معتمد اخباریون آمده ثابت شود؟! اما نهایت چیزی که این روایت بیان می دارد وجود دوازده مهدی و نه امام بعد از حضرت حجت علیه السلام خواهد بود همچنان که در متن روایت آمده:« فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْمُسْتَحْفَظِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ علیه السلام فَذَلِكَ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً».که در این قسمت روایت حصر امامت در عدد دوازده شده است.
ودر فقره دیگری از این روایت می خوانیم که:« ثُمَّ يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً (فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ) فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِينَ لَهُ ثَلَاثَةُ أَسَامِيَ اسْمٌ كَاسْمِي وَ اسْمِ أَبِي وَ هُوَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَحْمَدُ وَ الِاسْمُ الثَّالِثُ الْمَهْدِيُّ هُوَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِين». بعد از دوازده امام دوازده مهدی خواهند بود پس هنگاهی که زمان وفات او رسید باید انرا تسلیم نمایدبه اولین مقربین...که در این قسمت از روایت این افراد مهدی(هدایت کننده) نامیده شده اند و نه امام .
معتقدین به سیزده امام می گویند چون در روایت آمده «فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ» پس این فرزند امام خواهد بود؟در حالی که اثبات این امر در گروی این است که از این افراد به امام یاد شده باشد و نه مهدی و دیگر اینکه ضمیر به امر خلافت برگردد و نه متن وصیت نامه وبا وجوداین امور و از طرفی مخالفت با روایات کثیره و اجماع شیعه چنین استدلالی عقیم است.
ودر ادامه گفتیم:
توضیح:
آنچه باید بدان توجه داشت این است که: امامت مجعول است به جعل الهى كه امری تکوینی است و غیر قابل واگذار به دیگری است که حقیقت این امر توسط پيغمبر، يا امام قبلى، يا خود آن امام به نصوص و معجزات بر مردم معلوم مىشود؛ زيرا اولا: اين منصب را خداوند در قرآن مجيد به عنوان جعل و انتصاب از جانب خویش معرفى مىكند چنانكه می فرماید:« قالَ انّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ اماماً».[1] و نیز:«وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ ائمَّةً يَهْدونَ بِامْرِنا لمَّا صَبَروا».[2]و نیز:«وَ جَعَلْناهُمْ ائمَّةً يَهْدونَ بِامْرِنا وَ اوْحَيْنا الَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ»[3]و یا «یا داود انا جعلناک خلیفة».[4]
وثانیا:امامت قوه الهيّهاى است در نفس امام كه با آن بر ملكوت و نفوس اشياء اطلّاع حاصل نموده، و بر آنها سيطره پيدا مىنمايد، چنانكه از جمله «يهدون بامرنا» استفاده می شود؛ و اين قوّه در هر كه باشد امام است و در هر كه نباشد امام نيست.
بنابراین آنچه از ظاهر روایت بدست می آید این است که امر قابل تسلیم متن وصیت نامه است و نه چیز دیگری، همچنان که در روایات دیگری نیز به این امر اشاره شده است وبا توجه به اینکه در اول روایت آمده است که این افراد مهدی و هدایت کننده هستند و نه امام، با صرف تسلیم وصیت نامه کسی به مقام امامت نخواهد رسید، البته باید توجه داشت که حتی اگر بپذیریم موضوع «تسلیم» انتقال امامت و خلافت الهی بوده است باز این احتمال با تصریح به مهدی بودن و نه امام بودن سازگار نخواهد بود علاوه بر اینکه مخالف روایات رجعت که مورد اتفاق شیعه امامیه است خواهد بود وبا این اوصاف برفرض پذیرش روایت این قسمت از آن قابل التزام نخواهد بود.
موید این سخن روایت علی بن ابی حمزه[5] است که نقل می کند: به حضرت صادق (علیه السلام) عرض كردم: من از پدرتان شنيدم كه: بعد از قائم دوازده مهدى هست، حضرت فرمودند پدرم فرمود: دوازده «مهدى» نه دوازده امام، اينان عدهاى از شيعيان ما هستند كه مردم را به ولايت و معرفت ما مي خوانند.[6]که این افراد مردم را به امام دعوت می کنند نه به خوشان که امام شوند.فافهم.
ودر روایت دیگری که مرحوم کلینی درکافی از امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه:«ثم رددنا لکم الکرة علیهم»[7] نقل می کندکه حضرت فرمودند: مقصود زنده شدن دوباره امام حسین علیه السلام و هفتاد تن از اصحابش در عصر امام زمان است; ...این در حالی است که حضرت حجت در میان مردم است; چون معرفت و ایمان به حضرتش در دل های مردم استقرار یافت، مرگ او فرا می رسد. پس امام حسین علیه السلام متولی غسل، کفن، حنوط و دفن ایشان می شود و هرگزغیر از وصی، وصی را تجهیز و خاک سپاری نمی کند.« والحجة القائم بين أظهرهم فإذا استقرت المعرفة في قلوب المؤمنين أنه الحسين عليه السلام جاء الحجة الموت فيكون الذي يغسله ويكفنه و يحنطه ويلحده في حفرته الحسين بن علي عليهما السلام ولا يلي الوصي إلا الوصي».[8]
البته باز برفرض اینکه این افراد امام باشند سوال این است که با توجه به روایات رجعت و اینکه ائمه علیهم السلام رجعت دارند چگونه دو امام در زمان واحد امامت خواهند داشت؟!شاید این هم لطف خدا بر مردم بعد از ظهور است؟!!!
[1]. البقره: 124.
[2]. السجده: 24.
[3]. الانبياء: 73.
[4]. ص:26.
[5].مراد علي بن أبي حمزة البطائني است، که در ترجمه او آمده: أبو الحسن الانصاري بالولاء، الكوفي(..بعد 183 ه) ، قائد أبي بصير يحيى بن القاسم، و اسم أبي حمزة سالم.روى عن: أبي بصير فأكثر عنه، و علي بن يقطين، و أبان بن تغلب، و إبراهيم ابن ميمون، و إسحاق بن عمار، و إسحاق بن غالب، و الحسين بن أبي العلاء، و صندل، و محمد بن مسلم الطائفي، و معاوية بن عمار البجليّ الدُّهني، و آخرين.
موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحانی، ج2، ص394.
[6]. کمال الدین، صدوق، ص358.« حدثنا علي بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق قال : حدثنا محمد بن - أبي عبد الله الكوفي قال : حدثنا موسى بن عمران النخعي ، عن عمه الحسين بن يزيد النوفلي ، عن علي بن أبي حمزة ، عن أبي بصير قال : قلت للصادق جعفر بن محمد عليهما السلام يا ابن رسول الله إني سمعت من أبيك عليه السلام أنه قال : يكون بعد القائم اثنا عشر مهديا فقال : إنما قال : اثنا عشر مهديا ، ولم يقل : إثنا عشر إماما ، ولكنهم قوم من شيعتنا يدعون الناس إلى موالاتنا ومعرفة حقنا».
[8].الکافی، ج8،ص206.«عدة من أصحابنا ، عن سهل بن زياد ، عن محمد بن الحسن بن شمون ، عن عبد الله بن عبد الرحمن الأصم ، عن عبد الله بن القاسم البطل ، عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) في قوله تعالى : " وقضينا إلى بني إسرائيل في الكتاب لتفسدن في الأرض مرتين " قال : قتل علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) وطعن الحسن ( عليه السلام ) " ولتعلن علوا كبيرا " قال : قتل الحسين ( عليه السلام ) " فإذا جاء وعد أوليهما " فإذا جاء نصر دم الحسين ( عليه السلام ) : بعثنا عليكم عبادا لنا أولي بأس شديد فجاسوا خلال الديار " قوم يبعثهم الله قبل خروج القائم ( عليه السلام ) فلا يدعون وترا لآل محمد إلا قتلوه " وكان وعدا مفعولا " خروج القائم ( عليه السلام ) " ثم رددنا لكم الكرة عليهم " خروج الحسين ( عليه السلام ) في سبعين من أصحابه عليهم البيض المذهب لكل بيضة وجهان المؤدون إلي الناس أن هذا الحسين قد خرج حتى لا يشك المؤمنون فيه وإنه ليس بدجال ولا شيطان والحجة القائم بين أظهرهم فإذا استقرت المعرفة في قلوب المؤمنين أنه الحسين ( عليه السلام ) جاء الحجة الموت فيكون الذي يغسله ويكفنه و يحنطه ويلحده في حفرته الحسين بن علي ( عليهما السلام ) ولا يلي الوصي إلا الوصي».
سلام علیکم
عزیزان دیدید که برادر صدرا از تحریف استفاده می کنه و موراد تکراری استفاده می کند!؟ برادر اصلا موضوعی که نوشتی با سوال ربطی نداره سوال واضح هست
1) موضعتان در برادر وصیت رسول خدا چیست؟ قبولش دارید یا خیر یک کلام
2) مشرق مدینه و مکه کجا می شود؟
برادر ای کاش معنی اول مومنان را هم توضیح می دادید ممنون می شوم
سلام بر همه دوستان عزیز و گرامی
بنده می خواستم مطالب رو از ابتدا بخوانم و اگر پاسخی بود خدمت دوستان ارائه نمایم ولی انقدر مسائل حاشیه ای مطرح شده بود که سعی می کنم از ابتدا با توجه به کتاب "الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة،" مطالبی را در این باره بیان کنم؛ باشد که مورد استفاده همه دوستان عزیز قرار گیرد. ان شاالله
حدیثی که در ابتدای این تاپیک مطرح شد در باب یازدهم این کتاب به آن پرداخته شده است تحت این موضوع که: آیا پس از دولت حضرت مهدی علیه السلام دولتی هست یا نه؟ در ابتدای این باب سخنان و روایات مختلفی آمده که آوردنش به اطاله بحث می کشد بنده فقط از این قسمت مطالب را بیان می کنم یعنی از صفحه 401 کتاب:
اما راجع به حديث هائى كه مي فرمايد بعد از مهدى دوازده نفر امام ديگرند، رواياتى كه در اين زمينه وارد شده دلالت قطعى ندارد در روايات بسيارى هم وارد شده كه ائمه دوازده نفرند و دولتشان تا قيامت ادامه دارد، و دوازدهمين آخر اوصيا، و امامها، و جانشينان است، و ائمه تا قيامت از اولاد حسين (ع) اند و اگر بر ما لازم بود كه به امامت دوازده نفر بعد از آنها (كه در روايات ديگرى وارد شده) اقرار كنيم بايد حديث هاى متواترى هم در اين باره باشد كه در برابر حديث هاى معارض بتواند مقاومت كند و ملاحظه جمع بين آنها بشود.
از سيد مرتضى هم نقل است كه فرموده: شايد بعد از حضرت حجت (ع) خلفائى باشند؛ و برطرف شدن تكليف بعد از آن جناب حتمى نيست، ممكن است پس از او امامانى باشند كه دين و مصالح مؤمنين را حفظ كنند، و اين با دوازده نفر بودن ائمه منافات ندارد، زيرا آنها كه ما بايد بشناسيم همين دوازده نفرند، و ما كتاب مستقلى در اين زمينه نوشته ايم «پايان كلام سيد مرتضى»
مؤيد كلام مرحوم سيد اين است كه دليل عقلى قطعى نداريم كه بعد از امام دوازدهم خليفه اى نيست، دليل هاى نقلى هم قابل تصرف است- البته اگر حديث معتبرى در مقابل باشد- اما آن حديث اوّل (منظور همان حدیث وصیت است) كه از كتاب «غيبت» شيخ طوسى نقل كرديم چون از طريق سنيان نقل مى كند براى ما حجت نيست، فقط در تعيين عدد دوازده امام كه با ما موافقت دارد حجت است، مرحوم طوسى هم پس از چند حديث ديگر ميفرمايد اين حديث از حديث هاى سنيان است، ساير احاديث هم صراحتى ندارد، باقى مى ماند حديث نود و ششم باب سابق كه صريحا مي فرمايد: بعد از حضرت مهدى (ع) جانشينانش هستند، اما اين حديث هم چند احتمال دارد:
يكى اينكه مراد بعد زمانى نيست بلكه رتبه اى است- نظير اينكه در قرآن مي فرمايد:
«بعد از خدا كه او را هدايت مى كند؟» يعنى فرزندانش تحت نظر او حكومت ميكنند و نائب او هستند، و در رتبه بعدند.
دوم اينكه مراد بعد از تولد يا غيبتش باشد، و اشاره به وكلاء و نمايندگان يا علماى شيعه باشد كه در زمان غيبت نائب امامند يا بعد از خروج كه ممكن است آن موقع نيز نيابت داشته باشند. مرحوم صدوق هم در كتاب «اكمال» از ابو حمزه نقل مى كند كه گفت: به حضرت صادق (ع) عرض كردم: من از پدرتان شنيدم كه: بعد از قائم دوازده مهدى هست، فرمود: دوازده «مهدى» فرمودهاند نه دوازده امام، اينان عدهاى از شيعيان ما هستند كه مردم را به ولايت و معرفت ما مي خوانند.
مؤلف گويد: اين حديث با اين چند وجهى كه اخيرا ذكر شد مناسب است، و شايد با حديث هاى آينده هم موافق باشد، علاوه كه ممكن است- اگر مراد حضرت صادق (ع) نفى رجعت باشد- از باب تقيه فرموده باشد، چنانكه بعضى از محققان هم همينطور فهميدهاند.
سوم اينكه مربوط به رجعت باشد، چنانكه در بسيارى از روايات بود كه ائمه عليهم السلام برمىگردند و در قسمتى از احاديث هم بود كه هر مؤمن خالص يا كافر خالصى برمىگردد. بنابراين امام هاى بعد از او همان ائمه سابقاند، پس اين با دوازده نفر بودن ائمه منافات ندارد و باين وجه بين روايتى كه مي فرمايد: ائمه دوازده نفراند و آنكه ميفرمايد يازده نفراند جمع ميشود، چون اگر خود آن جناب يا پيغمبر (ص) را هم حساب كنيم دوازده نفر مي شود، اگر حساب نكنيم يازده نفر مي شوند، منتهى يك نفر آنها نام برده نشده چنانكه در مكالمات معمولى هم گاهى از بين عدهاى چند نفر را نام مي برند و از بقيه صحبتى نمىكنند، و اين دليل بر انحصار نيست.
اما اينكه در حديث كتاب غيبت مي گويد: دوازده نفر از فرزندان او ... بر فرض كه حديث صحيح باشد- با اين مطلب منافات ندارد، چون ممكن است كلمه «ابنه» (يعنى ولايت را به پسرش وامىگذارد) غلط باشد و اصلش «ابيه» باشد (يعنى به پدرش وامىگذارد) كه مراد حضرت امام حسين (ع) باشد، چون روايات بسيارى سابقا نقل كرديم كه ميفرمايد حضرت امام حسين (ع) برمىگردد و پس از وفات حضرت مهدى وى را غسل مي دهد، اما اينكه در حديث كتاب غيبت مي فرمايد: جانشين او سه نام دارد: احمد، عبد اللّه، و مهدى، آنهم با اين مطلب منافاتى ندارد، چون ممكن است هريك از ائمه چند نام و چند لقب داشته باشد، اگرچه بعضى اظهار شده باشد، و بعضى نشده باشد، علاوه ممكن است اين نامها- بحسب حكمت إلهى- آن وقت جعل شود، اما اينكه در حديث ابو حمزه ميفرمايد: دوازده مهدى از نسل حسين (ع)، شايد مراد اين باشد كه اكثرشان از نسل اويند، چنانكه غالبا وقتى كه مطلب معلوم باشد يا بخواهند مجملگوئى كنند، حكم مربوط به اكثر را به همه نسبت مي دهند، نظير اينكه مرحوم كلينى درباره تعيين دوازده امام حديثى نقل مىكند كه مي فرمايد: دوازده امام از نسل على و فاطمه سلام اللّه عليها هستند، با اينكه يازده نفرشان از نسل آنهايند، اما اينكه در آن دو دعائى كه از كتاب «مصباح» نقل كرديم، مي فرمايد: بر امامان از نسل او، يا امامان بعد از او درود فرست شايد مراد ائمه از نسل پيغمبر (ص) يا امام حسين (ع) باشد، دعاى دوم احتمال ديگرى هم دارد كه مراد امامان هنگام رجعت باشد، حديث وهب بن منبه و كعب الاحبار هم قابل همين تاويلها هست اما با رجعت مناسبتر است، با اينكه اصلا گفتار آنها حجت نيست، ولى ظاهرا آنچه گفته اند از بعض معصومين نقل كرده اند.
بنده در پستی که ارائه کردم جواب تک تک ادعاهای ایشان را دادم، اما ایشان باز مدام تکرار می کند، غیرقابل قبول!
خوب یعنی چه این که نوشتی؟! سؤال واضح شما بی ربط به بحث است! شما کجا مغلطه ای از مطلب کسی درآوردی که با این دلیل او را خارج از تشیع می دانی؟! اول مغالطه را ثابت کن، بعد تکفیر کن. چه کسی گفته هرچه شما بگویید درست است؟! بخدا قسم تو شیعه نیستی، شاید بهایی باشی شاید هم ...
باز که نوشتی ههههههه !!!!!!!
من عزیز شما نیستم جناب!!!
کجا جواب دادید؟! فقط توهین کردید! اگر به فرض محال من مغلطه کرده باشم وظیفه ی شماست که آن را پیدا کنی، نه من!!! چه حرفیست که می زنی؟! می گویی من اعتراف کنم مغلطه کرده ام در حالی که نکرده ام؟! چه کسی ثابت کرده که من مغلطه کرده ام که شما بابت آن از من توضیح می خواهید؟! اول اثبات کن بعد طلبکار شو. شما مثل انسانهایی! که فقط سعی دارند بواسطه ی تکرار مطالب باطل آن را جا بیندازند، دائم یک ادعا را داری از صبح تا شب تکرار می کنی، فکر می کنی که هیچ کس نمی فهمد. بخدا همه دارند می بینند. حداقل 10 ارسال داشته ای، یا به من گفتی سفسطه ی شیطانی می کنم، یا مغلطه می کنم، یا فحاشی می کنم و ... . خوب یک مورد را بیاور نشان بده. فقط یک مورد. اما در مقابل من بیش از 20 مورد از اتهامات و افترائات و توهینات و مغالطات شما را اثبات کردم. اگر به قضاوت مخاطبان اعتقاد داری، دیگر تکرار نکن. دلیل این تکرار مکررات چیست؟!آیا جز این است که گفته های باطل خودت را قصد داری با تکرار به هر طریق ممکن جابیندازی؟!
شما فقط روی یک قضیه ثابت مانده اید و آنهم این است:
می فرمایید که: شخص مورد نظرتان یمانی است، زیرا ترسیده، فرار کرده و رفته یک گوشه ای قایم شده!!!!!!
آخه اینهم شد نشانه ی یمانی بودن؟!! این کار را که بلانسبت یک موش هم می تواند انجام بدهد!!!!!!
دلیل دیگر چه داری؟! مثلا این یمانی دروغین شما، از مدفن بانوی دو عالم، صدیقه ی کبری، فاطمه زهرا سلام الله علیها اطلاع دارد؟ از او بپرس و بیا بگو.
آفرین پسر خوب.
با سلام خدمت کلیه عزیزان.
سوالی که شده است تا کنون جواب داده نشده مجددا نیز از برادر حلماء می پرسم و همچنین منتظر جواب برادر صدرا نیز هستیم که تا کنون جوابی دریافت نکرده ایم و امام سوال؟
آیا موضعتان در برابر وصیت رسول خدا چیست؟ قبولش دارید یا خیر؟
خوب چه کسی منکر این است ما هم می گوییم دوازده مهدی بلکه وصیت دوازده مهدی می گوید سوال: آیا امام حسن و حسین علیهم السلام از شیعیان پدرشان نبوده اند ؟ خوب حتما آنها نیز بر موالی بودن پدرشان هدایت می کنند و همه می گویند ما باید شیعه امیر المومنین علیه علیه السلام باشیم غیر از این است؟ خوب حال اشخاص هدایت کننده باید چه خصوصیاتی داشته باشند؟ یکی از خصوصیات آنها باید (نص) دلیل و مردم را از حق خارج و به باطل نکشانند و معصوم باشند حال این وصیت که از زبان خود شخص رسول خدا نیست بلکه خداوند متعال به رسولش و رسولش نیز به مردم القا می کند و اکیدا کلام خدا معصوم است و کسانی که نام آنها در وصیت رسول خدا ذکر شده نیز معصوم هستند.
سبحان الله برادر عزیز خودت جواب خودت را می دهی و می گویی ابنه ممکن است ابیه باشد خوب موردی نیست حالا ابیه نامش حسین است و اینها احمد و عبدالله و مهدی است امام حسین علیه السلام را در رجعت نام بردند که اولین نفری است که رجوع می کند چرا نگفتند وقتی وفات به نزد امام مهدی عج آمد خلافت را به پدرش حسین بدهد سبحان الله و تفسیر از خود ندهید عزیز نصیحت می دهم این بار چندم است که تکرار می کنید این مطلب را ..... مالکم کیف تحکمون
راستی وصیت می گوید اول مومنین آیا معنی اول مومنان چیست ؟ یعنی امام حسین علیه السلام اولین نفری است که ایمان می آورد و آن هم قبل از ظهور پس باید قبل از ظهور امام مهدی عج رجعت انجام گیرد.
قضاوت با منصفان
موفق باشید
به مغلطه ی او دقت کنید:
در آیه 18 عبارت « خَائِفًا يَتَرَقَّبُ » را « بيمناك و در انتظار» معنا می کند اما،
در آیه 21 عبارت « خَائِفًا يَتَرَقَّبُ » را « ترسان و نگران » معنا می کند.
مشکل دقیقاً همینجاست. اگر بخواهند بگویند که در آیه 18 هم معنای ترسان و نگران می دهد، باید مشخص کنند ترس از چه؟! که می شود ترس از خدا، چون آنزمان موسی (ع) عملی انجام نداده بود تا بخواهد از مردم بترسد.
و همین معنا را هم باید به آیه 21 تعمیم داد و اگر غیر از این بکنند، مغلطه است. زیرا دقیقاً همان عبارت آمده است. پس از هرچیزدر آیه 18 بیمناک بوده، در آیه 21 هم از همان بیمناک بوده است که همان ترس از خداوند متعال بوده است.
اما یک عبارت واحد را در دوجا به دو شکل معنا می کنند تا ثابت کنند پیامبران معصوم نبودند.
بعد که این نتیجه ی فاسد را گرفتند (موسی (ع) ترسان و هراسان از مردم بوده)، می گویند که یمانی هم ترسان و هراسان است و این اشکالی ندارد.
اما موسی (ع) ترسان و هراسان از یاد خدا بوده، (طبق آیه 18 همان سوره) زیرا با همان حالت ترس و بیم از خدا در خیابان ظاهر می شد و از آزار و گزند خلق به خدا پناه می برد، نمی رفت و خود را قایم نمی کرد و در زمان تبلیغ علنی با نامه و ... تبلیغ نمی کرد !!!
راستی این فرد مورد نظر شما آیا مرتب در یک گوشه ای می نشیند و به یک نقطه خیره می شود؟!
آیا انگشت شصتش را هم می مکد؟!
ناخن خوری دارد؟!
اگر این نشانه ها را در او دیدید، او مبتلا به اضطراب فراگیر است که با گفتار درمانی مداوا می شود، و نیاز به دارو ندارد اگر در مراحل اولیه بیماری باشد.
مناجات با خدا در مورد مردم که موسی کسی از آنها را کشت و از آنها ترسان بوده است، حال چگونه می گویی موسی علیه السلام چنین و چنان است و به رای خودت تفسیر و تاویل می کنی سبحان الله
با سلام و عرض ادب
صاحب الامر را هم به مرشد دروغین خودتان تفسیر و تاویل نمودید؟!
مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِي الدِّينِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً ؛[1]
چرا اینگونه روایات را تاویل و تفسیر می کنید؟تاویل و تفسیری که هیچ حجتی بر آن نیست که اگر خیلی خوشبینانه به آن نگاه کنیم ،باید آنرا توصیف به عدم علم و جهل و یا سادگی افرادی بدانیم که گول قطاع الطریق را خورده اند.
جالب اینجاست که شما سخن احدی از علمای شیعه را نمی پذیرید و می گوئید آنچه حجت است روایات است، و بعد در حیطه روایات، کثیری از آنها را که با میل شما سازگار نیست را کنار می گذارید و در روایات دیگری با تفسیر غلط و ناشیانه خود در صدد مصادره آنها به نفع خود و مسلکتان برآمده اید؟! اگر مقداری تتبع می نمودید روایاتی می یافتید در توضیح خوف امام زمان علیه السلام همچون:
«... ويبعث السفيانى بعثاً إلى المدينة فينفى المهدى منها إلى مكة، فيبلغ أمير جيش السفيانى أنّ المهدى قد خرج إلى مكة، فيبعث جيشاً على أثره فلا يدركه حتى يدخل مكة خائفاً يترقّب على سنّة موسى بن عمران. قال: و ينزل أمير جيش السفيانى البيداء، فينادى مناد من السماء: يا بيداء أبيدى القوم فيخسف بهم، فلا يفلت منهم إلّاثلاثة»؛[2] و سفيانى لشكرى را به سوى مدينه مىفرستد. حضرت مهدى عليه السلام از مدينه به سوى مكه حرکت مىكند. خبر به امير لشكر سفيانى مىرسد كه مهدى به سوى مكّه حركت كرده است. لذا او لشكرى را به دنبال حضرت مىفرستند، ولى به حضرت نمىرسد مگر هنگامى كه به مكه رسيده است در حالى كه خائف و مراقب است همانند موسى بن عمران (كه وارد مدين شد) آن گاه امام باقر عليه السلام فرمود: و امير لشكر سفيانى وارد سرزمين بيداء مىشود و منادى از آسمان ندا مىدهد: اى سرزمين بيداء، اين قوم را در خود فرو بر! آن قوم در آن سرزمين زير و رو خواهند شد و به جز سه نفر، كسى از آنها نجات نخواهد يافت».
البته اگر تاریخ را خوانده باشید در مورد جد شجاعش حضرت سید الشهدا علیه السلام نیز آمده است که آنحضرت به هنگام ترک مدینه و حرکت به سوی مکه که در شب انجام پذیرفت این آیه را قرائت نمودند:«فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ، قالَ رَبِّ نَجِّنى مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ.القصص/23»؛[3]پس [موسى] از آنجا [مصر] بيرون شد و در حالى كه ترسان و مواظب بود، گفت: پروردگارا! مرا از دست گروه ستمگران برهان!
همچنین اگر مقداری تتبع می نمودید روایت را به صورت دیگری هم می دیدید؛ آنجا که تشابه حضرت را با عیسی علیهما السلام را بیان می دارد:
وعنه ، عن محمد بن عيسى ، عن سليمان بن داود ، عن أبي بصير ، قال : سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول : في صاحب هذا الأمر أربعة سنن من أربعة أنبياء : سنة من موسى ، وسنة من عيسى ، وسنة من يوسف ، وسنة من محمد صلى الله عليه وآله : فأما من موسى : فخائف يترقب ، وأما من يوسف : فالسجن ،وأما من عيسى : فقيل : إنه مات ، ولم يمت ، وأما من محمد صلى الله عليه وآله : فالسيف.[4]
سؤال: از کی صاحب الامر مصداق دیگری جز امام زمان علیه السلام پیدا نموده است؟[5] از کی تا به حال یمانی بصری؟! همسان امام عصر علیه السلام شده است؟ ظاهرا شان و منزلت یمانی آنقدر بالا بوده که امام صادق علیه السلام به جای پرداختن به آخرین ذخیره دوران محور را او قرار داده اند و امام زمان علیه السلام را فرع بر او؟!
از کی تا به حال یمانی هم صاحب غیبت شده است؟ از کی تا به حال مردم به جای انتظار امام زمان علیه السلام انتظار خروج یمانی را کشیده اند؟
نکند او هم دارای دو غیبت بوده؟ نکند او هم به سان امام زمان علیه السلام عمر طولانی دارد؟
امام صادق علیه السلام به حازم فرمودند:«...يا حازم ان لصاحب هذا الامر غيبتين يظهر في الثانية ، فمن جاءك يقول : انه نفض يده من تراب قبره فلا تصدقه»؛[6]اي حازم صاحب اين امر را دو غيبت است و در غيبت دوم آشکار ميشود. پس اگر کسي نزد تو آمد و گفت هم اکنون دست خود را از خاک قبر او تکانيده است، باور مکن.
ودر روایت دیگری امام صادق می فرمایند:«إن لصاحب هذا الامر غيبة ، المتمسك فيها بدينه كالخارط للقتاد - ثم قال هكذا بيده - فأيكم يمسك شوك القتاد بيده ؟ ثم أطرق مليا ، ثم قال : إن لصاحب هذا الامر غيبة فليتق الله عبد وليتمسك بدينه» .[7] براي صاحب اين امر (حضرت مهدي علیه السلام) غيبتي خواهد بود. هر کس در روزگار غيبت او دين خود را حفظ کند، مانند کسي است که تيغهاي تيزگياه قتاد را با دستش صاف و هموار سازد؛ سپس حضرت با دست [مبارک] خويش اشاره فرمود که چگونه با دست، تيغهاي قتاد را بايد هموار ساخت. آنگاه افزود: کدام يک از شما تا به حال توانسته است، خارهاي خنجرگونه قتاد را به دست بگيرد؟
سپس حضرت سر به زير افکند و مدتي سکوت کرد؛ آن گاه افزود: براي صاحب اين امر، غيبتي است که در روزگار دشوار غيبت، هر بنده ای بايد تقوا پيشه کند و دينش را حفظ نمايد».
در روايتي ديگر، آمده است:
«منْ ثَبتَ علي ولايتنا في غيبة قائمنا، اعطاه الله اجْر الف شهيد مثل شهداء بدر و احد؛ [8]کسي که در روزگار قائم ما، در امر ولايت ما ثابت قدم و استوار باقي بماند و نلغزد، چنان است که خداوند پاداش هزارشهيد مانند شهداي جنگهاي بدر و احد به آنان عطا ميفرمايد».
حال ظاهرا صاحب الامر به جای امام زمان علیه السلام مراد شما شده اند؟ شاید فردا ادعا نمائید حضرت فرموده اند که به مرادتان صاحب الامربگوئید.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
[1].النساء/46.بعضى از يهود، سخنان را از جاى خود، تحريف مىكنند و (به جاى اينكه بگويند: «شنيديم و اطاعت كرديم»)، مىگويند: «شنيديم و مخالفت كرديم! و (نيز مىگويند:) بشنو! كه هرگز نشنوى! و (از روى تمسخر مىگويند:) راعنا [ما را تحميق كن!]» تا با زبان خود، حقايق را بگردانند و در آيين خدا، طعنه زنند. ولى اگر آنها (به جاى اين همه لجاجت) مىگفتند: «شنيديم و اطاعت كرديم و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقايق را درك كنيم)»، براى آنان بهتر، و با واقعيت سازگارتر بود. ولى خداوند، آنها را بخاطر كفرشان، از رحمت خود دور ساخته است از اين رو جز عدّه كمى ايمان نمىآورند
[2]. غيبت نعمانى، ص 149؛ الاختصاص، المفید،256.
[3].- ابن اعثم كوفى در كتاب الفتوح( 5/ 26) نقل كرده است حسين بن على علیه السلام شبى از منزل بيرون آمد و به آرامگاه جدّش رفت و گفت:« درود بر تو اى پيامبر خدا! من حسين، پسر فاطمه( س) هستم. من فرزند و فرزندزادهات، نوهات، هستم كه مرا در زمره ذخيرههاى خود براى امّت خويش جا گذاردى. اى پيامبر خدا! گواه باش كه ايشان مرا واگذاردند و تباهم كردند و حرمتم را پاس نداشتند! اين گله من به پيشگاه توست تا آنگاه كه ديدارت كنم. درود و سلام خدا بر تو باد! سپس برخاست و با كمال فروتنى به نماز ايستاد و پيوسته در ركوع و سجود بود. وليد شمارى از نوكرانش را به منزل امام علیه السلام فرستاد. تا ببيند كه آيا از مدينه بيرون رفته است، يا نه؟ آنان به منزل حضرت رفتند و او را در خانه نيافتند. پس برگشته و موضوع را به اطّلاع رساندند. ابن اعثم گفته است: امام حسين علیه السلام بامدادان به منزل بازگشت و شب دوم باز به آرامگاه پيامبر صلی الله علیه و آله رفت و دو ركعت نماز گزارد و چون از نماز فارغ شد چنين گفت:« بار خدايا! اين آرامگاه پيامبر توست و من پسر دختر پيامبرت هستم و برايم وضعيّتى پيش آمده است كه خود مىدانى. بار خدايا! من دوستدار نيكىام و از زشتكارى بيزارم. به حقّ اين آرامگاه و كسى كه در آن آرميده است، از تو، اى شكوهمند و اى گرامى! درخواست مىكنم كه آنچه را خشنودى تو و خشنودى پيامبرت در آن است برگزينم.» سپس تا سپيدهدم گريست. آنگاه سر را بر قبر نهاد و لحظهاى به خواب رفت. در خواب پيامبر صلی الله علیه و آله را ديد كه گويى گروهى از فرشتگان او را از چپ، راست، جلو و عقب در ميان گرفتهاند و پيش آمد و او را به سينه چسبانيد. ميان چشمانش را بوسيد و فرمود: اى پسركم! اى حسين! گويا تويى كه بهزودى در سرزمين كرب و بلا در ميان گروهى از امّتم كشته مىبينمت! در حالى كه تشنهاى و آبت نمىدهند، جگرت تفتيده است ولى سيرابت نمىكنند و با اين حال شفاعت مرا اميد دارند، امّا خداوند در روز قيامت شفاعت مرا نصيبشان نمىكند و هيچ بهرهاى هم نزد خدا براى ايشان نيست. اى حسين عزيز! پدر، مادر و برادرت نزد من آمدهاند و همه مشتاق تو هستند و براى تو در بهشت درجههايى است كه جز با شهادت بدانها نخواهى رسيد. در اين حال حسين علیه السلام به جدّش مىنگريست و به گفتارش گوش مىداد و مىگفت: اى جدّ بزرگوار! من هيچ تمايلى براى بازگشت به دنيا ندارم مرا نزد خود نگه دار و به منزلت ببر. پيامبر صلی الله علیه و آله گفت: اى حسين! ناگزير بايد به دنيا برگردى، تا شهادت و ثواب عظيمى كه خدا تو را سزاوار آن ساخته، نصيبت گردد. زيرا تو، پدر، برادر، عمو و عموى پدرت در روز رستاخيز در يك دسته محشور مىشويد، تا اين كه به بهشت درآييد. سپس امام علیه السلام دهشتزده و هراسان از خواب بيدار شد و آنچه را ديد براى خاندانش و فرزندان عبدالمطّلب باز گفت. در آنروز در شرق و غرب عالم كسى غمگينتر و گريانتر از خاندان پيامبر صلی الله علیه و آله نبود.( ر. ك: أمالى، شيخ صدوق، 135).
[4].الغیبة،الطوسی، ص60.
[7].الکافی، ج1،ص336.
عجب داستاني
شما تا به الان ميگفتيد و معتقد بوديد در زمان امامت يك امام معصوم امام ديگر مدعي امامت نميشود
و ميگفتيد يماني مردم را به سوي امام زمان راهنمائي ميكند و ادعاي امامت ندارد
پس اين صيغه صاحب الامر شدن سيد يماني مجهول الهويه معنايش چيست ؟
موضوع ترس براي موسي عليه السلام تنها ابتداعا ترس از روي غلبه عقل بر وحي بود
ولي بعد از ورود به سرزمين مصر و وقوع معجزات ترس از غلبه عقل بشري تبديل به خوف از حضرت حق شد .
حال منظور اين عبارت كدام يك از اين ترسهاست كه شايسته يك صاحب الامر ميتواند باشد؟
حال آنكه خوف اين مجهول الهويه واضح است كه ترسش از خدا نيست و ترس از بشر است كه هويتش بين مردم فاش نشده و خوف حضور در ملاء عام را دارد
[=arial black]با سلام خدمت کلیه عزیزان محترم
[=arial black]خواهران و برادران عزیز تا تاریخ 08/06/1391 تعداد صفحات این مطلب به 15 صفحه رسیده بود ولی در تاریخ 09/06/1391 تعداد صفحات به 14 تغییر یافت به نظر شما این نشانه چیست؟ و حتی اثری از پاک کردن مطالب موجود نیست و آن هم به طور حرفه ای حذف کرده اند تا بنده مورد مذمت بعضی از مردم واقع شوم ( مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین ) و ( و الله غالب علی امره )
[=arial black]صدرا و بینا 88 و همچنین حلما یک نفر هستند و شاید همان صدرا یوسف نژاد باشد و الله اعلم ولی در یکی بودن صدرا و حلما و بینا 88 شکی نیست!!!! و باز هم از جواب دادن امتناع نمی کنیم مثل بعضی ها نیستیم که ظن و گمان می کنند و می گویند: ( انصار313 و مهدی14 1 ) یکی هستند و از جواب دادن فرار می کنند، حال از برادر صدرا سوال شده است و تا کنون به غیر از طفره رفتن چیزی ندیده ایم
[=arial black]سوال:برادر صدرا شما به وصیت رسول خدا اعتقاد دارید یا خیر ؟؟؟؟ موضعتان را در برابر وصیت رسول خدا بیان کنید تا با گونه ای که خودتان ملزم هستنید بر شما احتجاج می کنیم!!!
[=arial black]سوال:شرق مکه و مدینه کجاست ؟
[=arial black]نمی دانم چرا برادر صدرا جواب نمی دهد....!!!
[=arial black]در مورد روایتی که ذکر کردیم الحمد لله روایت خودش خودش را تفسیر می کند و کسی که چشم و دلش باز است تفسیرش را در تطابق روایی یافت می کند. ولی متاسفانه بعضی ها هستند که مانند بلعم بن باعورا عذرش در ندانم چیزی موجه می کنند، حال به روایتهای زیر خوب دقت کنید.
[=arial black]عن أبي بصير قال : سمعتأبا جعفر عليه السلام يقول : في صاحب الامر سنة من موسى وسنة من عيسى وسنة من يوسفوسنة من محمد صلى الله عليه وآله ، فأما من موسى فخائف يترقب ، وأما من عيسى فيقالفيه ما قيل في عيسى ، وأما من يوسف فالسجن والتقية ، وأما من محمد صلى الله عليهوآله فالقيام بسيرته وتبيين آثاره ، ثم يضع سيفه على عاتقه ثمانية أشهر ولا يزاليقتل أعداء الله حتى يرضى الله ، قلت : وكيف يعلم أن الله عزوجل قد رضي ، قال : يلقي الله عزوجل في قلبه الرحمة
[=arial black]ابی بصیر گوید : شنیدم امام باقر (ع) می فرمود : در صاحب این امرسنتی از موسیو سنتی ازعیسی و سنتی از یوسف و سنتی از محمد (ص) است . اما از موسی عکه ایشان ترسان و نگران و مراقب است . و اما از عیسی که آن چه را دربارهی عیسی می گویند ، درباره ی او می گویند . و اما از یوسف که زندان و تقیه است . واما از محمد (ص) که قیام به سیره ی ایشان و روشن کردن آثار ایشان است . سپس شمشیرشرا هشت ماه بر دوشش حمل می کند و آن قدر از دشمنان خداوند را می کشد تا خداوند راضیشود . گفتم : چگونه متوجه می شود که خداوند راضی شده است ؟ فرمود : خداوند عزوجل درقلبش رحمت می اندازد . کمال الدین ص 329 . اثبات الهداة ج 3 ص 468 . بحار الانوار ج 51 ص134
[=arial black]ملاحظه: روایت فوق می گوید صاحب الامر یکی از سنت های خداوند که بر جاری می شود سنت موسی علیه السلام و آن ترس و هراسانی است، حال این صاحب الامر کیست آیا شخص امام مهدی عج است یا خیر؟ اگر به روایت خوب دقت کنیم می بینیم که می گوید: سپس شمشیر را هشت ماه بر دوشش حمل می کند و در هیچ جایی در کتب روایی به نام صریح حضرت امام محمد بن الحسن ع نیامده است که بگوییم بله این محمد بن الحسن عج است و امر متشابه است ولی اگر به ورایتهای زیر مراجعه می کنیم و تطابق بدهیم معلوم می شود، لذا امام مهدی عج شمشیر را هشت ماه بر دوشش حمل نمی کند و سنت هایی که یکی از آنها ترس است بر امام مهدی عج تلقی نمی شود چرا ترس دلیل نمی شود که امام مهدی عج در غیبت باشد و آن هم در عین حال بترسد!!! و بعد از آن سنتها شمشیرش را بر دوشش حمل می کند، پس این صاحب الامر کیست؟ به روایت زیر دقت کنید.
[=arial black]قال عيسى الخشاب قلت للحسين بن علي (ع) أنت صاحب هذا الأمر قال(ع):- لا و لكن صاحب هذا الأمر الطريد الشريد الموتور بأبيه المكنى بعمه يضع سيفه على عاتقه ثمانية أشهر بحارالأنوارج133ص51 /كمالالدين ج30ص318
[=arial black]عیسی الخشاب گفت: به حسین بن علی علیه السلام گفتم: تو صاحب الامر هستی؟ فرمود: خیر ولی صاحب الامر همان فراری بی خانمان طالب خون پدرش و ملقب به عمویش شمشیر را هشت ماه بر دوشش حمل می کند.
[=arial black]ملاحظه: عیسی خشاب در مورد صاحب الامر از امام حسین علیه السلام سوال کرد، و امام حسین علیه السلام اوصاف آن شخص را داد که: فراری بی خانمان است و ملقب به عمویش، حال در کجا ذکر شده که امام مهدی عج ملقب به عمویش است؟ و همین شخص نیز شمشیر را هشت ماه بر دوشش حمل می کند و اگر در تطابق روایی قرار با روایت فوق می بینیم که همان کسی که شمشیر را هشت ماه بر دوشش حمل می کند همان کسی که سنن انبیاء بر او جاری می شود.
[=arial black]عن أبي جعفر الباقر (ع):(صاحب هذا الأمر أصغرنا سناً، وأخملنا شخصاً. قلت: متى يكون ذاك؟ قال: إذا سارت الركبان ببيعة الغلام، فعند ذلك يرفع كل ذي صيصية لواء، فانتظروا الفرج) (غيبة النعماني: 190).
[=arial black]از ابی جعفر علیه السلام فرمود: صاحب این امر کوچکترین سن نسبت به ما دارد، و شخص او نا معلوم و مجهول الهویه است گفتم: آن چه وقت می باشد ( فرج)؟ فرمود: اگر همه به آن غلام بیعت کنند....
[=arial black]ملاحظه: امام باقر علیه السلام صاحب الامر را با سنی کمتر از امامان اهل بیت علیه السلام بیان کرده لذا اگر این صاحب الامر را بر امام مهدی عج اطلاق کنیم مخالف سن امام مهدی عج است چرا که امام مهدی عج متولد سال 255 هجری و حال در سال 1433 هجری می باشیم چگونه امام مهدی عج کوچکترین سن را دارا می باشد؟ پس این صاحب الامر کیست که نسبش معلوم نیست؟ لذا معلوم نبودن نسب این غلام که بیعت را می گیرد به امام مهدی عج برگردد با مجهول بودن نسب او موافق است و آن هم به دلیل غیبت پدرش می باشد، و امام مهدی عج نیز نسبش مجهول نیست بلکه همه و همه می دانیم که او فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است و مادرش نرجس خاتون می باشد و متولد نیمه شعبان سال 255 هجری می باشد، پس مجهول بودن آن کجاست؟
[=arial black]( عن حمران بن أعين قال قلت لأبي جعفر الباقر(ع) جعلت فداك إني قد دخلت المدينة و في حقوي هميان فيه ألف دينار و قد أعطيت الله عهداً أنني أنفقها ببابك ديناراً ديناراً أو تجيبني فيما أسألك عنه، فقال: يا حمران سل تجب و لا تنفقن دنانيرك. فقلت: سألتك بقرابتك من رسول الله (ص) أنت صاحب هذا الأمر و القائم به؟ قال: لا، قلت: فمن هو بأبي أنت و أمي؟ فقال: ذاك المشرب حمرة الغائر العينين المشرف الحاجبين العريض ما بين المنكبين برأسه حزاز و بوجهه أثر رحم الله موسى). الغيبة للنعماني: ص 215
[=arial black]به حضرت امام باقر (ع) عرض کردم: فدايت شوم من داخل مدينه منوره شدم و در درون هميانم هزار ديناز است و با خدا عهد کرده ام که آنرا دينار دينار در جلو در خانه ات انفاق کنم يا آنچه مي پرسم جوابم فرمائي حضرت فرمود: اي عمران بپرس و پاسخ بشنو و دينارهاي خود را پراکنده مکن عرض کردم ترا قسم مي دهم به حق قرابتي که با حضرت رسول اکرم (ص) داري آيا صاحب و قائم امر تو مي باشي؟ فرمود: آن گندم گون و دو چشمش (از کثرت عبادت) به گودي فرو رفته و ابروانش باز و ميان دو شانه اش پهن و در سرش شوره و در صورتش علامتي موجود است، خداوند موسی را رحمت کند.
[=arial black]ملاحظه:صاحب اوصافش را امام باقر داده است که اوصاف ان ابروهای باز ( امام مهدی ابروهای پیوسته دارد )، این شخص رونگ صورتش متمایل به گندمی است ( امام مهدی عج چهره ای دارد سفید آن هم به دلیل اینکه مادرش مسیحی و رومی می باشد)، این شخص در سرش(پیشانی) شوره دارد (امام مهدی با صورتی صاف می باشد)، این شخص در صورتش اثر علامت است ( امام مهدی عج خال بر گونه دارد)، این شخص به حضرت موسی علیه السلام توصیف شده است ( امام مهدی نه قد بلند است و نه کوتاه قامت ) پس برای اثبات این کلمات به روایت زیر دقت کنید.
[=arial black]قال الصادق (ع) «في المهدي»: ليس بالطويل الشامخ، و لا بالقصير اللازق (اللاصق) بل مربوع القامة، مدور الهامة، واسع الصدر، صلت الجبين (بارزه) مقرون الحاجبين، علي خده الايمن خال کانه فتات المسک علي رضراخته العنبر.
[=arial black]حضرت امام صادق (ع) درباره ي حضرت مهدي (عج) فرمود: نه بسيار بلند قد و نه کوتاه اندام است بلکه چهارشانه و جمجمه اش گرد و سينه اش وسيع و گشاده و پيشاني بلند و ابروان پيوسته دارد و بر گونه ي مبارک راستش خالي است گويي خرده مشک بر خرده عنبر پاشيده.(عقدالدرر ص 226)
[=arial black]ملاحظه:دو روایت فوق را با دقت بنگرید و ببینید که این شخص نیز به صاحب الامر تلقی شده است.
[=arial black]عن عبد الله بن عطاء ، قال : " قلت لأبي جعفر الباقر ( عليه السلام ) : أخبرني عن القائم ( عليه السلام ) . فقال : والله ما هو أنا ، ولا الذي تمدون إليه أعناقكم ، ولا تعرف ولادته ). وفي كتاب الغيبة - محمد بن إبراهيم النعماني - ص 173
[=arial black]... به ابی جعفر باقر علیه السلام گفتم: خبرم کن از قائم علیه السلام: فرمود: بخدا قسم که او من نیستم، و نه کسی که چشمتان به سمت اوست، ولادت او معلوم نیست.
[=arial black]ملاحظه:در این روایت، همه می دانیم و در کتب ذکر شده است که امام مهدی عج در سال 255 هجری به دنیا آمده است پس این قائم چه کسی است که ولادتش شناخته شده نیست؟ و همچنان به قائم خطاب می شود !!
[=arial black]از امير المومنين علی (ع) روايت است كه فرمودند : ( ...مردی قبل از مهدی از خاندانش از سمت مشرقخارج می شود سلاح را هشت ماهروی دوش حمل می كند) كتابالممهدون – كورانی ص 110.
[=arial black]عنأمير المؤمنين (ع) إنه قال: ( ... يخرج رجل قبل المهدي من أهل بيته من المشرق يحملالسيف على عاتقه ثمانية أشهر) الممهدون للكوراني ص110.
[=arial black]ملاحظه: لذا اگر به روایت فوق دقت کنیم می بینیم که همان شخصی که قبل از امام مهدی عج از خاندانش از سمت مشرق خروج می کند و شمشیر را بر دوشش حمل می کند همان صاحب الامر است و بله امام مهدی عج صاحب الامر است بلکه همه امامام صاحب الامر هستند ولی مراد در این روایت هیچ کدام از امامان دوازگانه نیستند چرا که این شخص از فرزندان امام مهدی عج می باشد و قبل از امام مهدی عج خارج می شود و اگر به روایت اول دقت کنید می گوید سپس خروج می کند و قبل از اینکه خروج کند سننی بر او جاری میشود و آن هم به دلیل تکذیب مردم به دعوتش و بعد از آن با شمشیر هشت ماه معاندان و جاحدان را می کشد.
[=arial black]نتیجه:
[=arial black]در یافتیم که صاحب الامر یکی نیست.
[=arial black]قائم یکی نیست.
[=arial black]اوصاف بر دو شخص و هر دوی آنها صاحب الامر هستند هر کدام در زمانش امام مهدی عج صامت است و کسی که قبل از اوست ناطق به حق است.
[=arial black]و از فرزندان امام مهدی عج میباشد.
[=arial black]موفق باشید...:Gol:
قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ...گفت پروردگارا من كسى از ايشان را كشتهام مىترسم مرا بكشند (۳۳) القصص
[/quote]
من شما را دروغگو شمردم و همینطور آن مرد مدعی یمانی بودن را.
در پیام خصوصی که برایت ارسال کردم، جواب تو را با آیات قرآن دادم.
اکنون همان آیات را به زبان فارسی به تو می گویم:
اگر تو و آن مدعی دروغین واقعا از طرف خداوند هستید، چرا توان شکستن استدلال مرا ندارید؟ در حالیکه من چوپان بی سوادی بیش نیستم و ادعای یمانی بودن هم ندارم!!!
آیا خداوند شما نعوذبالله عاجز است از اینکه زبان شما را فصیح بگرداند؟! یا شما دروغگو هستید و از طرف خداوند نیستید؟!
آیه ی بعد را ببین که گفته های مرا تأیید می کند:
«گفت : تو را به برادرت قويدست خواهيم کرد و برايتان حجتی قرار می دهيم به سبب نشانه هايی که شما را داده ايم ، به شما دست نخواهند يافت شما و پيروانتان پيروز خواهيد بود»
[=Arial Black] انشاء الله خداوند متعال همه شما و ما را در نور هدایت محمد و آل محمد واقع گردد
[=Arial Black]:Gol: اللهم امین یارب :Gol:
[=Times New Roman] mahdi 14 1;264686 نوشت:
:Kaf: :Gol:
سلام عليكم جميعا
حال كه فهميديد من و سركار حلما و استاد صدرا يكي هستيم و احتمالا با جناب يوسف نژاد هم كلا يك نفر ممكن است باشيم و اين مطالبي كه ذكر ميكنيم عقايد 450 ميليون شيعه نيست و اين امكان وجود ندارد كه 3 يا 4 شيعه يكجا جمع شوند
و از يك يماني مجهول الهويه انتقاد كنند
و حتما همينطور سيد يماني حقيقي را شناخته ايد . بنده عرضي ندارم در اين رابطه
ولي نقدهائي كه شد
نقصهايي كه بر اين ادعا وارد است خيلي بيشتر از تشخيصي است كه شما ميدهيد.
ياحق
[="Times New Roman"] mahdi 14 1;264710 نوشت:
در اين مورد عرض كنم
آقا مهدي جناب انصار 313 از شما باهوش ترو البته گمراه تر است .
اما اگر سوالي پاسخ داده نشده
بخاطر اين است كه سوال نقص دارد.
شما و جناب انصار از جناب صدرا مي پرسيد آيا وصيت نامه رسول الله را قبول داريد يا نه
مشخص است كه وصيت نامه ايشان را قبول دارند ولي نه تعبير اشتباهي كه شاما از وصيت نامه ميكنيد و قبلا بارها براي شما توضيح داده شد كه اين تعبير از وصيت نامه اشتباه است.
تفسير به راي است
تفسير معني به نفع عقيده خود است.
نظر علماي متاخر و متقدم اين چنين است. روايات هم دلالت بر 12 امامه شيعه اثني عشري ميكند :khaneh:
بعد دوباره همانها را تكرار ميكنيد.
اين بار هر دو با هم.
خب جواب چه ميتواند باشد ؟
ياحق
علیکم السلام.
موسی (ع) ابتدا مأمور شد به تبلیغ، بعد کافری را کشت، و بعد خداوند به او حجت هایی داد و گفت به سوی قوم همان مقتول برو و آنها را به دین خدا دعوت کن، آنهم فقط به همراه برادرت.
یمانی مورد نظر جنابعالی، قبل از شروع مأموریت، و بدون اینکه قتلی مرتکب شده باشد، حتی جرأت ظاهر شدن در بین دوستانش را هم ندارد!
حالا او را با موسی (ع) مقایسه کن، ببین این مرد کجا و موسی (ع) کجا!
بحث بر سر ترسیدن و نترسیدن نیست، بحث بر سر پنهان شدن است. من می گویم چرا این مرد درست زمانی که باید تبلیغ بکند، مخفی شده!
اصلا بیا فرض کنیم یک شخص دیگری که همسایه ی اوست هم همین ادعا را داشته باشد! چطور مردم می توانند تشخیص بدهند که کدام یک درست می گویند؟!
وقتی نه تصویری از او دیده ایم، نه صدایی شنیده ایم، نه حجتی آورده، نه حتی نشانه ای از شجاعت و شهامت دارد که شجاعت اولین نشانه ی مردان خداست، چگونه به این مجهول الهویه می شود اعتماد کرد؟!! اصلا بیعت کردن با شخص مجهول الهویه اصل گمراهیست!
چه بسا این فرد مجهول الهویه، فردا عامل صهیونیست، یا بهائیت یا ...یت از آب درآمد!!! آنوقت ما جواب امام زمان (عج) را چه باید بدهیم که بی خود و بدون دیدن هیچ حجتی دنبال یک فرد مجهول افتادیم؟!!
این از این. اما این فرد اگر به فرض محال راست گفته باشد، اولین سؤالی که باید جواب بدهد، اشاره به مدفن صدیقه ی طاهره، فاطمه ی زهرا (س) است. اگر نداند، پس ارتباطی با ائمه (ع) ندارد. زیرا ائمه (ع) از این موضوع باخبرند، و تو چه میدانی، شاید خداوند حجتی را که به یمانی داده، همین نشانی باشد، چون هیچ کس دیگری در حال حاضر از آن محل خبر ندارد!!!
شاید مولای متقیان، امیرالمؤمنین علی (ع) چیزهایی در کنار مقبره آن بانوی بزرگوار قرار داده باشد، تا یک چنین روزی پرده از خیلی از مسائل کنار رود!!! تو چه می دانی؟
اما نشانه ی دیگر دروغین بودن او:
مخصوصاً گرگ های یمانی نما!!!!!!!!!
[="Times New Roman"]يك مدت خدا توفيقي داد خدمت بزرگي ميرفتيم براي تلمذ
يكي از شاگردان ايشان از ابتداع نيت خالص نداشت و بعد همين باعث شد ادعاهاي منحرفي را به زبان آورد.
اين بزرگوار بارها با ايشان بحث كردند و در خلال بحث سعي ميكردند كه به نيت ناپاكش را به او تذكر دهند.
تا آنكه سماجت او در شكستن حريم دين خدا باعث شد اين بزرگوار اين سخن را بگويد كه
خداوند حريمي براي هر انسان اعم از مسلم يا كافر قرار داده تا حرمتشان حفظ شود و كسي از خطاهاي آنها خبر دار نشود مگر ايزد متعال و آنانكه او بخواهد
شما هم تا به همين الان حرمتت حفظ شده به خواست و اراده الهي
پس تو هم حرمت دين خدا را نگهدار و در دست درازي به دينش به خودت جرات نده
تا اگر از خدا شرم نداري حداقل حرمت خودت نشكند.والسلام
ياحق
[=arial black]با سلام خدمت همگی
[=arial black]برادر بینا همان گمانی که برادر صدرا در حق بنده و برادر انصار الله 313 کرده، ممکن است بر شما هم اطلاق شود مبنی بر یکی بودن شخصی با چندین آی دی !!!!
[=arial black]بحث به حاشیه نرود!!! و اما در مورد سوال:
[=arial black]لطفا جواب بدهید:::: عقیده شما در مورد وصیت چیست؟ قبولش دارید یا خیر؟
[=arial black]براد بینا نظر علمای متقدم رو خواهشن درج کن ازت خواهش می کنم نظر علمای متقدم در مورد وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله را درج کن بی زحمت!!! می دانم درج نمی کنی چون تمام کلمات خودتون رو زیر سوال می برد پس درج کن ما هم منتظریم درج کنید... لطفاً
:Gol::Gol::Gol::Gol:
[=arial black]موفق باشید
[=arial black]اللهم صلی علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما
برادر عزیز مگر بنده چکارت کرده ام که حرمت خدا را خفظ نکرده ام مگر آوردن ادله برای شما شکستن حرمت است!؟ نمی دانم در کجای مذهب شیعه ادله آوردن از اهل بیت علیهم السلام می شود حرمت شکستن!!! خودت حرمت خدا را نگهدار که داری خلاف اهل بیت علیهم السلام عمل می کنی برادر بزرگوار چرا بی خودی چیزی می نویسی فقط می خواهی از جواب دادن فرار کنید و این کلمات را می نویسید یعنی می خواهید به هر طریقی بنده حرکتی ناپسند انجام دهم تا آی دی بنده مسدود شود!؟ خیر غلط فکر کردید الحمد لله باهوش تر از این حرفا هستیم عزیز من !!!
برادران و خواهران عزیز سلام
برادر ناصر یوسف نژاد نمی دانم مشکلش چیست و این یک نمونه می خواهی بی خودی ایراد بگیری بفرما بنده در کجا چنین چیزی گفته ام ؟؟؟؟؟
دیدید عزیزان این آقای ناصر خان می خواهد موضوعات را تحریف دهد تا آوردن ادله از طرف بنده منع شود و وقت را صرف حرفهای بیهوده تلف کند لطف کنید از بحث علمی استفاده کنید و از مغالطه استفاده نکنید آقای ناصر خان شما این موارد را گذاشتید تا عذرتان را از عدم جواب دادن موجه کنید هههههه سبحان الله
نگرانی موسی (ع) و ترس ایشان از خداوند متعال را به ترس از غیرخدا که گناه است تحریف کرد.
بعد در همان پست هایی که جناب مشکاة حذف کرد، ایشان پا را از گلیم خود درازتر کرد و به نبی مکرم اسلام (ص) هم همین تهمت ترس از مردم را روا داشت. چه کسی گفته تو اصلا مسلمان هستی؟! تو که پیامبر (ص) را که در اوج تنهایی، با شجاعت در میان مشرکین و کفار به دعوت علنی اقدام کرد را ترسو می نامی؟!
[="Teal"]من همه ی بحث رو خوندم! اما چون اطلاعاتم دراین زمینه کمه تو بحث شرکت نکردم!
اما اینجور که بوش میاد این برادرمون مهدی خان ادعای عجیبی کردن که تو اثباتش موندن!
اگر بخواییم منصفانه قضاوت کنیم و بحث های حاشیه ای رو کنار بذاریم و به اصل ادعای شما بپردازیم باید یک نکته رو مورد توجه خاص قرار بدیم:
اون نکته هم اینه که شما یک نشانه یا یک حرفی یک چیزی که اثبات کنه شما راست میگید رو هنوز ارائه نکردید!
الان من رو چه حساب حرف شما رو باور کنم؟
تازه با این حرفهایی که بین شما و ناصر خان ردوبدل شد بیشتر فکرم به این سمت میره که شما داری دروغ میگی!
جون یک ماموری که از طرف یمانی و امام زمان باشه اصلا و ابدا هرچی هم بهش توهین کنند جواب توهین رو با توهین نمیده و حرف زشت و ناروا از دهانش خارج نمیشه! (قبول دارید اینو؟ )
پس با این چیزایی که من تو این مناظره خوندم نه تنها نشانه ای برای باور کردن حرفهاتون پیدا نکردم که بیشتر به سمت دروغ بودن حرفهاتون متمایل شدم (به خاطر حرفهاتون)[/]
با سلام خدمت همگی
عزیزان این جواب بنده است خوب دقت کنید
در کجای جواب فوق بنده مبنی بر غیر معصوم شمردن انبیاء است؟؟؟؟ بخدا قسم این آقا ناصر بجز مغالطه چیزی ندارد و بلد نیست توضیح دهد و آیه ای که برای او قرار دادم را منکر و آیه ماقبل از آن را می خواند سبحان الله بعد می گوید چیزی که نباید بگوید. بعد می گوید مهدی چرا می گویی سفسطه شیطانی چرا می گویی مغالطه خوب این است کار شما شیعه عزیز!!!!
بنده نیز به او گفتم همان آیه ( 33 القصص ) را توضیح بده چرا توضیح نمی دهد ؟؟؟؟ منتظر توضیح همان آیه هستیم هر چند آیه صریح است ولی باز هم به توضیح آقا ناصر بسنده می کنیم
یا ایها الناس دیدید چگونه ناسزا می گوید و می گوید ( نامرد ) و این هم نمونه ای از تعصب بی اساس هر چیزی می خواهی بر علیه بنده تحمیل بکن خدا جزایت شر تو را می دهد.
موفق باشید...
دیدی باز داری مغالطه می کنی! تو در آن تاپیکی که صبح آدرسش را می دادی و فریاد می زدی که چرا پست هایش حذف شد، مرا متهم به دشمنی اهل بیت (ع) و پیامبر (ع) کردی، بدون ذکر دلیل و فقط به خاطر یک سؤال.
آیا انبیا و اولیا خدا اینگونه دعوت به حق می کردند؟ با توسل به باطل؟!
بعد این آیه که تو آوردی چه ربطی به پنهان شدن این یمانی مجعولت دارد؟!
من که موظف نیستم دراین تاپیک به موضوعات متفرقه ی شما جواب بدهم! من که گفتم هر آیه ای خارج از موضوع یمانی را در تاپیکی جداگانه مطرح کن تا با هم بحث کنیم. من که نمی توانم تمام قرآن را اینجا با شما باز کنم و تک به تک آیه ها را بخوانم، آیه های مربوط به موضوع را بیاور نه تمام آیات قرآن را !!!!!!!!
با سلام
ممنونم از اینکه مشارکت کردی
بفرما کجا بنده توهین کردم در مقابل هزارها توهین به بنده شده ولی شما بخاطر دوستتون این رو می گویید و قضاوت شما ناعادلانه است و ناعادلانه بودن قضاوت شما را مبنی بر عدم داشتم اطلاعات می گذارم لذا توهینهایی که ناصر خان کرده را سرپوش نزاری، یک سوال از شما دارم!! شما چگونه به حقیقت اهل بیت پی بردید ؟ اصلا از کجا دانستید اهل بیتی وجود داشتند و از کجا می دانید که امام زمان عج در غیبت است؟ لطفا جواب بدهید.
بازم ممنون
سبحان الله
بنده فقط یک آیه آورده ام و آن آیه 33 سوره قصص دیگه چه بهانه ای داری که می گی تمام قرآن !!!!! هههههه فقط همین آیه را توضیح بده کافیست. نمی خواهد تمام قرآن می ترسم از خودت تفسیر کنی بعد گناه بشه توضیح بده جناب ناصر خان
آقا این چه مدل دعوتیست؟!! شما آمدی برای وصل کردن مردم یا فصل کردن آنها؟! تک تک همه ی مومنان را مرتد می نامی و تفتیش عقاید می کنی!
کدام یک از انبیا آمدند و بر دعوت پیامبر پیشین مردم را مؤاخذه کردند که تو این مومن خدا را مؤاخذه می کنی؟ به توچه ربطی دارد که مردم دینشان را از کجا گرفته اند؟
از هرجا گرفته اند، از یمانی دروغین تو نگرفته اند که میگوید پیامبران از مردم می ترسیده اند!
خوب نادان اگر می ترسیده اند، چطور پس تبلیغ می کردند؟! اگر پیامبران هم مثل این یمانی مجعول تو ترسو بودند، الان که هیچ مومنی در سراسر دنیا وجود نداشت؟
دست بردار از تکفیر مؤمنین.
ناصر خان بعد از اینکه موضوعات به مغالطه کشیده شد و خودت هر چی خواستی گفتی و خوانندگان عزیز بعضی ها بودند و بعضی ها نبودند الان می خواهی ربط را بدانی!!؟؟؟ بخدا داری مغالطه می کنی و بعد از این همه مدت و توضیح آیه فوق با روایت اهل بیت ع و ربط آن با یمانی مجددا می گی ربطش چیه با یمانی واقعاً که.... استغفر الله از لج بازانی مثل تو
31عصايت را بينداز چون ديدش که همانند ماری می جنبد ، گريزان بازگشت و به عقب ننگريست ای موسی ، پيش آی و مترس تو در امان هستی
32 دست خود در گريبان ببر تا بيرون آيد سفيد بی هيچ آسيبی و تا از، وحشت بيارامی دست خود در بغل کن اين دو از جانب پروردگارت حجتهای تو برای فرعون و مهتران اوست ، که آنان مردمی نافرمانند
33 گفت : ای پروردگار من ، يکی از ايشان را کشته ام ، و می ترسم مرا بکشند
34 و برادرم هارون به زبان از من فصيح تر است ، او را به مدد من بفرست تامرا تصديق کند ، که بيم آن دارم که دروغگويم شمارند
35 گفت : تو را به برادرت قويدست خواهيم کرد و برايتان حجتی قرار می دهيم به سبب نشانه هايی که شما را داده ايم ، به شما دست نخواهند يافت شما و پيروانتان پيروز خواهيد بود
36 چون موسی آيات روشن ما را نزدشان آورد گفتند : اين جادويی است برساخته ،، ما از نياکانمان چنين چيزهايی نشنيده ايم
چرا چسبیدی به آیه 33 ؟ از قبل و بعدش چرا چیزی نمی گی؟! این گفتگوی خدا بود با موسی (ع) موسی (ع) می ترسم مرا بکشند، اگر می ترسید که نمی رفت. پس این ترس معنای آن ترس را که تو می خواهی القا کنی ندارد.
مثلا من به تو که رانندگی تازه یادگرفتی می گویم بنشین پشت فرمان. تو می گویی می ترسم تصادف کنم. من می گویم نترس من کنارت هستم و کمکت می کنم و تو می نشینی و رانندگی می کنی. آن خوف که آنجا آورده شده به این معناست نه استغفرالله ترسیدن موسی (ع) از مرگ که اگر شما راست بگویی موسی (ع) اصلا نباید به بارگاه فرعون می رفت، پس چرا رفت؟ چرا؟
[="Teal"] mahdi 14 1;264803 نوشت:
منظورم از توهین این نبود که فحش بدید ! همین که ایشان را از تشیع خارج میدانید! یا همین که میگید چوپان! (درسته خودشون گفتن اما شما هم نباید میگفتید) یا همین که مینویسید ههههههه ! یا همین که فکر میکنید همه ی کاربران یک نفر هستند! یا همین که مدام به هم تیکه می اندازید و به جای بحث علمی بحث حاشیه ای میکنید (من با ناصر خان کاری ندارم چون هیج ادعایی ندارد و هر انسان معمولی اینکارها رو انجام میده اما
خب اینها چیزاییه که یک انسان امام زمانی اون رو انجام نمیده و با صبر و حوصله بیشتری برخورد میکنه! شما یک انسان معمولی نیستید ! مامور امام زمان هستید! پس این شیوه ی برخورد کمی ما را به شک می اندازد! (قبول کنید) قبول کنید که یک عمل مباح برای مردم ممکن است برای افراد خاص حرام باشد!
از قران و سنت[/]
اینهم دلیل . دیگر چه می خواهید. بخدا از این توهین ها بیشتر خرسندم چون چهره ی تو را آشکار می کند. تو به برادر دینی من (اسد) توهین می کنی و توقع داری ساکت بمانم؟ کورخوانده ای.
ایها الناس. این مرد مرا به خاطر مخالفت با دروغهایش، دشمن اهل بیت (ع) معرفی می کند.
آیا این مرد از اهل بیت (ع) است ؟!!! که هرکه مخالف او باشد، مخالف اهل بیت (ع) باشد؟!!!!!!