لا حول و لا قوة الا بالله سلام خدمت همه دوستان عزیز
موضوعی هست که همه ما کم و بیش در جریانش هستیم و اون بالا رفتن سن ازدواج هست
به جرات میشه گفت بزرگترین معضل اجتماعی کنونی ما حتی بزرگتر از شرایط اقتصادی و اجتماعی و اشتغال
این مشکل در خصوص خانم ها ناراحت کننده تر هست و دلایلش هم کاملا واضح
و البته در مورد افراد مذهبی که قشر اصلی افراد مجرد هستند ( علی الخصوص دختر مذهبی ) چه کاری میشه انجام داد ؟
یک سری حرف کلیشه ای هست که مثلا باید دولت شرایط ازدواج رو فراهم بکنه که البته خیلی هم درست هست
اما آیا فقط دولت باید شرایط رو ایجاد بکنه ؟
وظیفه ما چی هست ؟
حالا که دولت عملاً هیچ کاری نمیکنه هیچ بلکه در بعضی مواقع خود دولت یک مانع هست ما چه کار میتونیم بکنیم ؟
فکر کنم اولین نظرو دارم میدم:)خدایا شکرت.بالاخره ارزومو براورده کردی.من فقط دلیل خودمو میگم.قبلن که موقعیت ازدواجو نداشتم از نظر مالی هرچند خانواده میتونستن یکارایی بکنن ولی نیازشو شدید داشتم.چون خونواده قبلن کاری برام نکردن منم الان که تواناییشو دارم مجردی خونه بگیرم و زندگی کنم.تصمیم گرفتم باهاشون لج کنم.چون به فکرم نبودن.میرم یه خونه میگیرم واسه خودم زندگی میکنم.نیازمم دیگه اونقدر شدید نیست که به گناه کردن و زناکردن بیافتم.ای بود دلیل من.
سلام
به نظر من در درجه اول باید یک شبکه وسیعی از واسطین ازدواج مهیا بشه، یعنی یک سری افراد امین و مطمئنی که بشه روی حرفشون اعتماد کرد باید باشند و دیگران این افراد رو امین خودشون بدونند . مثلا مادر من بره پیش این واسطه و بگه مثلا پسر من چنین شرایطی داره و ملاک هاش هم برای ازدواج ایناست...مادر یک دختر خانم هم میره پیش این واسطه و میگه من دخترم شرایطش به این شکله،این واسطه میتونه این دختر رو به اون آقا معرفی کنه..به نظرم بهترین کاری که میشه کرد همینه...چون همونجور که خودتون گفتید این مشکل بیشتر در خانواده های مذهبی نمود داره و خب دختر یا پسر مذهبی که سراغ ازدواج های خیابونی نمیرن پس این واسطه نقش اساسی رو ایجاد میکنه.... اگر این واسطه در هر محله یا فامیلی ایجاد بشه خیلی عااالی میشه....
یک مشکلی هم که دامن زده به مشکلات ازدواج، توقعات دختر و پسرا هاست که میخوان بهترین موقعیت رو پیدا کنند که این امر شدنی نیست... پسر مذهبی باید به یک دختر با ایمان و نجیب اما شاید با چهره ای کاملا معمولی رضایت بده و دختر مذهبی هم باید به یک پسر که دارای شغلی هست و به دنبال کسب روزی حلال، ولو کم، با شرایط معمولی رضایت بده ...اینجوری که ما ها سخت میگیریم نه دختر و نه پسر ازدواج نمیکنیم....
یکی از اصلی ترین مشکلات پیش روی جوانان برای ازدواج، ضعف ایمان و البته ضعف در اعتماد به خداست!
در یک کلام: "خدا توی زندگی هامون کم رنگ شده!"
البته ناقض دیگر مشکلات نیستم ولیکن اگر به خدا اعتماد کنیم مشکلات کوچک می شود و یا حداقل کوچک دیده می شود. والا مشکلات دیگر پا برجا خواهد بود مثل مشکلات زیر:
1- نرخ بالای بیکاری در جامعه
2- سطح درآمد پایین کارگران و کارمندان و ... در اوضاع رکود تورمی
3- بالا رفتن سطح توقعات چه در بین دختران و چه در بین پسران
4- جدا دانستن مسیر تحصیل و ازدواج و میل به تحصیلات بالاتر
5- مادی شدن دیدگاههای بیشتر افراد جامعه و حتی در برخی موارد افراد به دنبال این هستند که تمام کسری ها و عقده های مادی خود را در ازدواج پاسخ دهند!
6- و ....
و اینکه بعضی خیلی ادعای فرد عالی بودن می کنند و بدون اینکه اطلاعی به دختری که از او خواستگاری شده بدهند.. بی جواب می روند..با اینکه فرد هیچ مشکلی از لحاظ ظاهر و باطن ندارد..
الان دیگه علما هم تو کف تفسیر این آیه موندن!!!!!!!!!!!!
سوره مبارکه النور آیه [FONT=Traditional Arabic]۳۲ [FONT=KFGQPC Uthman Taha Naskh]وَأَنكِحُوا الأَيامىٰ مِنكُم وَالصّالِحينَ مِن عِبادِكُم وَإِمائِكُم ۚ إِن يَكونوا فُقَراءَ يُغنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ ۗ وَاللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ[FONT=Traditional Arabic]﴿۳۲﴾ مردان و زنان بیهمسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بینیاز میسازد؛ خداوند گشایشدهنده و آگاه است!
چند تا از بیانات رهبری رو میذارم:
اطمینان به وعده الهی گشایش معیشت با ازدواج مسئلهى ازدواج جوانها مسئلهى مهمى است. من از این بیم دارم که نگاه بىتفاوت نسبت به مسئلهى ازدواج - که متأسفانه امروز کم و بیش این نگاه بىتفاوت وجود دارد - در آینده تبعات سختى را براى کشور بهوجود بیاورد. خب، حالا شما مسئلهى سربازى را مطرح کردید؛ بهنظر من، سربازى مسئلهى مشکلى نیست؛ میشود در آن زمینه هم فکر کرد، کار کرد؛ راه حل مشکل سربازى بهعنوان یک مانع در امر ازدواج، این نیست که ما مدت زمان سربازى را کوتاه کنیم؛ میتوان شیوههاى دیگرى را بهکار گرفت؛ لکن این یک مسئله است. انگیزه براى ازدواج، باید تبدیل بشود به یک اقدام عملى؛ یعنى ازدواج باید تحقق پیدا بکند. اینکه خداى متعال میفرماید: اِن یَکونوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه،(۱) این یک وعدهى الهى است؛ ما باید به این وعده، مثل بقیهى وعدههاى الهى که به آن وعدهها اطمینان میکنیم، اطمینان کنیم. ازدواج و تشکیل خانواده، موجب نشده است و موجب نمیشود که وضع معیشتى افراد دچار تنگى و سختى بشود؛ یعنى از ناحیهى ازدواج کسى دچار سختى معیشت نمیشود؛ بلکه ازدواج ممکن است گشایش هم ایجاد کند.۱۳۹۳/۰۵/۰۱ بیانات در دیدار دانشجویان
در ازدواج، خداوند افراد را از فضل خود بینیاز میکند
چرا سنّ ازدواج در كشور ما بالا رفته؟ مگر جوان هفده ساله، هجده ساله، نوزده ساله، احتیاج ندارد به اطفاء نیاز جنسی و غریزهی جنسی؟ ما باید به این فكر كنیم. خب، از آنطرف میگویند كه اینها خانه ندارند، شغل ندارند، درآمد ندارند؛ ببینیم چگونه میشود كاری كرد كه همهی اینها با هم جمع بشود. ما نباید تصوّر بكنیم كه حتماً بایستی یك نفری یك خانهی مِلكی داشته باشد، یك شغل درآمدداری داشته باشد، بعد ازدواج بكند؛ نه، اِنَ یَكونوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه؛(۱) این قرآن است [كه] با ما دارد اینجور حرف میزند.۱۳۹۲/۰۸/۰۸
اینا هم از بیانات رهبری هست، که واقعا قابل تامل می باشد
بیان نکاتی درباره ازدواج الحمدللَّه اقرارا بنعمته و لاالهالّااللَّه اخلاصا لوحدانیّته والصّلاة والسّلام علی اشرف بریّته و علیالاصفیاء من عترته. و بعد فقد کان من فضلاللَّه علیالانام ان اغناهم بالحلال عنالحرام و قال: «وانکحوا الایامی منکم والصّالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنهم اللَّه من فضله واللَّه واسع علیم»(۱)
«قال رسولاللَّه(صلّیاللَّهعلیهوالهوسلّم)النّکاح سنّتی فمن رغب عن سنّتی فلیس منّی»(۲) «و قال(صلّیاللَّهعلیهواله) من تزوّج احرز نصف دینه فلیتّق اللَّه فیالنّصف الاخر»(۳) «و قال(صلّیاللَّهعلیهواله) تناکحوا تکثروا فانّی اباهی بکم الامم یومالقیامة ولو بالسّقط»(۴)
قبل از اینکه صیغهی عقد را جاری بکنیم، چند جمله به عنوان تذکر برای عروسها و دامادها عرض میکنیم:
نکتهی اول این است که در کار ازدواج و این مراسم، و رسم و سنتی که در اسلام و در همهی ادیان و در بشریت وجود دارد، به نظر اسلام آن چیزی که اصل و محور است، تشکیل کانون خانوادگی است. از نظر اسلام، خانواده یک رکن بزرگ است. اگر باشد و سالمش باشد و تربیت درست باشد، در پیشرفت کار جامعه به صورتی که اسلام میخواهد، تأثیر زیادی دارد. اسلام میخواهد این کانون تشکیل بشود و به وجود بیاید.
هنر ادیان - و بیشتر از همه اسلام - در این است که غرایز جنسی و غریزهی زوجطلبی انسان را - که غیر از غریزهی جنسی است - در خدمت تشکیل خانواده قرار داده و کاری کردهاند که کانون خانواده، با پشتوانهی غریزهی جنسی، یا با پشتوانهی آن غریزهی دیگر - که از غریزهی جنسی عمومیتش بیشتر است - تحقق پیدا کند و باقی بماند. بعضیها ممکن است در سنین خاصی نیاز جنسی هم نداشته باشند، اما نیاز به زوجطلبی را دارند و میباید زوجی از جنس مخالف را داشته باشند؛ زن و مرد فرقی نمیکند. سکن، مایهی آرامش است. ادیان - و بیش از همه اسلام - اینها را پشتوانهی تشکیل خانواده قرار دادهاند. اگر انسانها رها بودند که غریزهی جنسی را هر طور میخواهند، اشباع کنند، یا خانواده تشکیل نمیشد، یا یک چیز سست و پوچ و تهدیدپذیر و ویرانیپذیر میشد و هر نسیمی او را به هم میزد. لذا در هر جای دنیا که میبینید آزادیهای جنسی هست، در آنجا به همان نسبت خانواده ضعیف است؛ چون مرد و زن برای اشباع این غریزه، احتیاجی به این کانون ندارند. اما در آنجاهایی که دین حاکم است و آزادی جنسی نیست، اینجا همه چیز برای مرد و زن هست؛ لذا این، حفظ و نگهداشته میشود. اصل قضیه این است که باید کانون خانواده به وجود بیاید؛ اسلام این را خواسته است. شما یک دختر از جایی و یک پسر از جای دیگری میآیید و با یکدیگر آشنا و متصل میشوید؛ یک خانواده به وجود میآید. این خانواده، منشأ خیراتی است. در ادارهی کشور و ادارهی انسانیت، کارهای عظیمی به عهدهی این خانواده است. این، چیز بسیار مهمی است. شما باید این را مواظب باشید و حفظ کنید.
با این کلمات عقدی که میخوانیم - که یک امر اعتباری است - یک علقهی اعتباری بین شما به وجود میآید. باید همهی همت دختر و پسر این باشد که این را حفظ کنند. مبادا با گلهها، با دلخوریها، با افزونطلبی و پُرتوقعیها، با بیمحبتیها، و گاهی با دخالتهای دیگران و از این قبیل، این کانون سست بشود. آن چیزی که مهم است، این است. هم دختر و هم پسر سعی کنند که این علقهی زوجیت را حفظ کنند. چگونه میتوانید این علقه را حفظ کنید؟ البته آدمهای عاقل و زیرک و با احساس و وجدان صادق، راهش را پیدا میکنند. این، با اطمینان و با محبت متقابل حفظ میشود. زن به مرد تحمیل نکند و زور نگوید؛ مرد هم به زن زور نگوید و افزونطلبی نکند؛ مثل دو رفیق و مثل دو شریک، با هم صمیمی باشند، تا این کانون خانواده حفظ بشود. نکتهی دوم این است که در ازدواج، اصل قضیه یک امر انسانی است؛ نه یک امر مادّی. اسلام مهریه را قرار داده است؛ اما مهریه این را بهصورت یک معاملهی دادوستدی نمیکند. اینجا دادوستدی نیست؛ بلکه طرفین در یک جای مشترک سرمایهگذاری میکنند. اینطور نیست که شما مثل خرید و فروش، یک چیز بدهید و یک چیز بگیرید. نه، اینجا چیزی دادن و چیزی گرفتن نیست؛ بلکه هر دو نفر موجودی خودشان را در صندوق و کاسهی مشترکی میگذارند و هر دو از آن استفاده میکنند. در ازدواج، قضیه این است. بنابراین، نقش مادّیات در اینجا باید خیلی ضعیفباشد. ما که میگوییم مهریهها را سنگین نکنند، از این بابت است. اگر ما گفتهایم که مهریه بیش از فلان مقدار نباشد، معنایش این نیست که اگر بیش از فلان مقدار بود، عقد باطل یا حرام است؛ نه، جایز هم هست، اما کار غلط است.بعضیها چند میلیون تومان مهریه میگذارند؛ یعنی ازدواج را که یک امر انسانی است، به یک دادوستد و به یک کار بازاری و معاملهگری تبدیل میکنند. این، تحقیر و توهین به نقش و شأن انسانیت در ازدواج است. این، کار غلطی است. بعضیها هم ازدواج را که یک امر عاطفی و انسانی و وجدانی است، به صحنهی تفاخر تبدیل میکنند.مثلاً میگویند که جهیزیهی ما اینچیزها را داشت؛ آیا جهیزیهی دختر شما هم اینها را دارد؟! تفاخر و تنافس! یا مثلاً میگویند که ما عقدمان را در فلان سالن گرفتیم. البته حالا که متأسفانه مرسوم شده است در هتلها میگیرند؛ که کار بسیار بدی است. حتّی گاهی شنیده یا دیده میشود، بعضی افرادی هم که از آنها توقع نیست، برای تفاخر به همدیگر، مراسم عقد خود را در هتلها و سالنها میگیرند! نه، مراسم عقد را در اتاق خانه و حیاط منزل خودتان و یا همسایهتان بگیرید و مردم را دعوت کنید؛ همینطور که همیشه بوده است. اینگونه محیطها، یک محیط انس خانوادگی است. عدهیی دوست، عدهیی قوم و خویش، عدهیی همردیفهای دختر یا پسر، دوستان مدرسه، دوستان پسر در محیط کار یا مدرسه، جمع میشوند و شادی و خوشی میکنند؛ این درست است.
اینکه ما اینجا را صحنهی تفاخر قرار بدهیم، غلط اندرغلط است. هم محیط ازدواج را آلودهی به مادّیات میکند، هم این صحنهی پاک و لطیف وجدانی را صحنهی تفاخرها و تنافسها و زیادهرویها میکند، بعد هم این دختر و پسر از اول عادت میکنند که بایستی زندگی آنان بر تجمل و تشریفات بگذرد؛ چرا؟ بگذارید از اول به یک زندگی متوسط عادت کنند.
تجملات برای یک جامعه، مضر و بد است. آن کسانی که با تجملات مخالفت میکنند، معنایش این نیست که از لذتها و خوشیهایش بیاطلاعند؛ نه، کار مضری برای جامعه است؛ مثل یک دارو یا یک خوراکی مضر. با تجملات زیادی، جامعه زیان میکند. البته در حد معقول و متداول ایرادی ندارد؛ اما وقتی که همینطور مرتب پای رقابت و مسابقه به میان آمد، اصلاً از حد خودش تجاوز میکند و به جاهای دیگری میرود؛ و این برای جامعه مضر است. حالا چنانچه ما آن کار مضر را درعرصهی ازدواج بیاوریم و بخواهیم از آن استفاده کنیم، این دیگر غلط اندرغلط خواهد شد؛ بسیار بد است. این میهمانیهای پُرسروصدا و هتلگرفتنها و خرجهای زیاد، کار آن طاغوتیها بود. اخیراً در روزنامه هم موردی را نوشته بودند، که چهقدر خوب کردند که نوشتند؛ تامردم بفهمند که این کارها زشت است. ماها همیشه در خانههای خودمان - یک اتاق، دو اتاق - عقد و عروسی میگرفتیم. اگر هم نداشتیم، از همسایه قرض میگرفتیم. مقداری شیرینی و میوه چیده میشد؛ میگفتیم، میخندیدیم، شوخی میکردیم؛ خیلی هم خوش میگذشت. البته آن طاغوتها و آدمهای بدی که بحمداللَّه ازاله شدند، اینطور برگزار نمیکردند. آنها به این وضع قانع نبودند؛ در آن هتلها میرفتند و میهمانیهای پُرخرج و چنین و چنان برپا میکردند. حالا ما که بر سر کار آمدهایم، نباید کار آنها را تکرار بکنیم. اگر تکرار بکنیم، ما هم مثل آنها میشویم؛ آن بد بود. نه اینکه وقتی آدم نمیتواند کار پُرخرجی بکند، نکند؛ ولی وقتی که توانست، برود بکند! پس چی شد؟! آن منطق صحیح، این را ایجاب نمیکند. باید بنا را بر سادگی گذاشت. جهیزیهها را ساده بگیرید. اگر جهیزیه نیازهای دختر را تأمین میکند، خوب است؛ اما به سمت تجملات نرود.
نکتهی سوم این است که بنای کار ازدواج، بر سازش دختر و پسر است؛ باید با هم بسازند. این «با هم بسازند»، معنای خیلی عمیقی دارد. من یکوقت خدمت امام رفتم، ایشان میخواستند خطبهی عقدی را بخوانند؛ تا من را دیدند، گفتند شما بیا طرف عقد بشو. ایشان برخلاف ما - که طول و تفصیل میدهیم و حرف میزنیم - عقد را اول میخواندند، بعد دو، سه جملهی کوتاه صحبت میکردند. من دیدم ایشان پس از اینکه عقد را خواندند، رویشان را به دختر و پسر کردند و گفتند: بروید با هم بسازید. من فکر کردم، دیدم که ما این همه حرف میزنیم، اما کلام امام در همین یک جملهی «بروید با هم بسازید»، خلاصه میشود! حالا ما هم عرض میکنیم که شما دختران و پسران، بروید با هم بسازید. سازش، اصل است. هر چیزی که با ساختن عروس و داماد، دختر و پسر، زن و شوهر منافات دارد، بایستی بیگانه تلقی بشود. این را اصل قرار بدهید، تا انشاءاللَّه خداوند متعال برکاتش را بر شما نازل کند.
امیدواریم که خداوند انشاءاللَّه این عقدهایی را که میخوانیم، مبارک کند؛ این دختران و پسران، محیطهای شادی را به خانوادهها بیاورند؛ و خداوند نسل طیب و طاهری هم به آنها عنایت کند.۱۳۷۰/۰۴/۲۰ بیانات در مراسم اجرای خطبهی عقد ازدواج
قرآن [/HR]۱ ) سوره مبارکه النور آیه ۳۲ وَأَنكِحُوا الأَيامىٰ مِنكُم وَالصّالِحينَ مِن عِبادِكُم وَإِمائِكُم ۚ إِن يَكونوا فُقَراءَ يُغنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ ۗ وَاللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ ترجمه:
مردان و زنان بیهمسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بینیاز میسازد؛ خداوند گشایشدهنده و آگاه است! ۲ ) جامع الأخبار، تاج الدین شعیری، ص ۱۰۱ ؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۰، ص ۲۲۰ ؛ كنز العمال، متقی هندی، ج ۱۶، ص ۲۷۱ ؛
وَ قَالَ ص النِّكَاحُ سُنَّتِي فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَيْسَ مِنِّي
ترجمه: پيامبر خدا (صلى اللّه عليه و آله) فرمودند: ازدواج، سنّت من است و هر كه از سنّت من روى گردانَد، از من نيست.۳ ) الكافی، شیخ كلینی، ج ۵، ص ۳۲۸ ؛ الأمالی، شیخ طوسی، ص ۵۱۸ ؛ مكارم الأخلاق، حسن بن فضل طبرسی، ص ۱۹۶ ؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۰، ص ۲۱۹ ؛
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ تَزَوَّجَ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ وَ فِی حَدِيثٍ آخَرَ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فِی النِّصْفِ الْآخَرِ أَوِ الْبَاقِی.
ترجمه: هر گاه آدمى ازدواج كند، نصف دين را به دست آورده است و در حدیث دیگر آمده است: براى نصف ديگر، بايد پروا از خدا را پيشه كند.۴ ) عوالی اللئالی، ابن ابی جمهور احسائی، ج ۳، ص ۲۸۶ ؛ السرائر الحاوی لتحرير الفتاوی، ابن ادریس حلی، ج ۲، ص ۵۱۸ ؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۰، ص ۲۲۰ ؛
وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص تَنَاكَحُوا تَكْثُرُوا فَإِنِّی أُبَاهِی بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى بِالسِّقْطِ
ترجمه: پیامبر خدا(صلّیاللهعلیهوآله) فرمودند: ازدواج كنيد تا جمعيت شما افزون شود؛ زيرا من در روز قيامت، به وجود شما، حتّى به فرزندان سقط شدهتان، بر ساير امّتها مىبالم.
سلام راستش راه حل خاصی به ذهنم نمیرسه جز اینکه واسطا یه حرکت اساسی بزنن و این صداسیما به خودش بیاد که به کجا داره میره
ولی با این اوضاع چاره ای جز بی خیال شدن از ازدواج نیست اینکه بشینیم سر جامون
سلام آقا محسن عزیز؛ این فکر اشتباهیه!!! بعدا از اینکه با خودت لج کردی!!!(نه با خانواده)، پشیمون می شی!!!
من شخصاً جز اون دسته هستم که پدر پولداری دارن و از هر جهت هم تأمینم میکنه ولی چون دوست دارم دستم توی جیب خودم باشه و الان کاری ندارم نمیتونم ازدواج کنم بالاخره ادم غرور داره و از اون مهم تر کسی قبول نمیکنه که بنده با پول پدر محترم زندگی کنم.نمیگن خودش بی عرضه است و کاری بلد نیست؟
با این حساب برای من خطر مرگه!!!، تا الان به این فک کردی چقدر طول می کشه که شرایط مالیت برای ازدواج ایده آل بشه،
این حرف خوبیه که نمی خوای روی کمک پدرت حساب باز کنی،
شما که می گی بچه مایه هستی!!! خوب با کمک پدر محترم یه کاری راه بنداز!!!، از پولشون نمی خوای استفاده کنی خوبه ولی از حمایتش که می تونی استفاده کنی
البته اگه می خواین:_loool:، بیاید تو خصوصی!!!، کارشناس بحث تذکر داده که بحث دو طرفه نباشه:ok:
بعدا اضافه شد:!!!
سلام راستش راه حل خاصی به ذهنم نمیرسه جز اینکه واسطا یه حرکت اساسی بزنن و این صداسیما به خودش بیاد که به کجا داره میره
ولی با این اوضاع چاره ای جز بی خیال شدن از ازدواج نیست اینکه بشینیم سر جامون
جوونیت داره تموم می شه، هنوز می خوای بشینی سر جات!!!!!!!!
البته اگه می خواین:_loool:، بیاید تو خصوصی!!!، کارشناس بحث تذکر داده که بحث دو طرفه نباشه:ok:
با این حساب برای من خطر مرگه!!!، تا الان به این فک کردی چقدر طول می کشه که شرایط مالیت برای ازدواج ایده آل بشه،
این حرف خوبیه که نمی خوای روی کمک پدرت حساب باز کنی،
شما که می گی بچه مایه هستی!!! خوب با کمک پدر محترم یه کاری راه بنداز!!!، از پولشون نمی خوای استفاده کنی خوبه ولی از حمایتش که می تونی استفاده کنی
البته اگه می خواین، بیاید تو خصوصی!!!، کارشناس بحث تذکر داده که بحث دو طرفه نباشه
این تاپیک برای همین ایجاد شده!
الان من جز دسته ی مشکل دارها هستم و اجازه میدم که هرچقدر دلتون میخواد درمورد من و مشکلاتم بحث کنید!:khaneh:
شاید همین نوع تفکر من خودش یکی از موانع ازدواجه!
با این حال اگر کارشناس اجازه نمیده بیشتر از این پیش بریم خب من دیگه حرفی نمیزنم.:Narahat:
نیازمم دیگه اونقدر شدید نیست که به گناه کردن و زناکردن بیافتم.ای بود دلیل من.
واقعا چه دلایل سنگین و غیر قابل انتقادی
ممنونم که زن فقط به همین چیزهایی منتهی شد که شما دیگه بهش احساس نیاز مفرط ندارین
ببخشید که زن فقط ماله زمانیه که شما ممکنه دچاره گناه بشید متاسفم
واقعا چه دلایل سنگین و غیر قابل انتقادی
ممنونم که زن فقط به همین چیزهایی منتهی شد که شما دیگه بهش احساس نیاز مفرط ندارین
ببخشید که زن فقط ماله زمانیه که شما ممکنه دچاره گناه بشید متاسفم
احتمالا خواستن پیش پیش جواب اونایی رو که میگن پس به گناه میفتی رو بدن
سلام راستش راه حل خاصی به ذهنم نمیرسه جز اینکه واسطا یه حرکت اساسی بزنن و این صداسیما به خودش بیاد که به کجا داره میره
ولی با این اوضاع چاره ای جز بی خیال شدن از ازدواج نیست اینکه بشینیم سر جامون
بي خيال شدن يعني صورت مسأله را از اساس پاك كردن كه مجددا از مجراي ديگري اين مسأله سر برخواهد آورد، پس بايد راه حل را يافت.
لا حول و لا قوة الا بالله سلام خدمت همه دوستان عزیز
موضوعی هست که همه ما کم و بیش در جریانش هستیم و اون بالا رفتن سن ازدواج هست
به جرات میشه گفت بزرگترین معضل اجتماعی کنونی ما حتی بزرگتر از شرایط اقتصادی و اجتماعی و اشتغال
این مشکل در خصوص خانم ها ناراحت کننده تر هست و دلایلش هم کاملا واضح
و البته در مورد افراد مذهبی که قشر اصلی افراد مجرد هستند ( علی الخصوص دختر مذهبی ) چه کاری میشه انجام داد ؟
یک سری حرف کلیشه ای هست که مثلا باید دولت شرایط ازدواج رو فراهم بکنه که البته خیلی هم درست هست
اما آیا فقط دولت باید شرایط رو ایجاد بکنه ؟
وظیفه ما چی هست ؟
حالا که دولت عملاً هیچ کاری نمیکنه هیچ بلکه در بعضی مواقع خود دولت یک مانع هست ما چه کار میتونیم بکنیم ؟
سلام به نظر من اول باید ریشه یابی بشه که مشکل چیه بعد راهکار بدیم واسه حلش مهمترین دلیل این مشکلات بدتربیت کردن جووناست و بعدش شرایط زندگیا که همه از هم دورن و شناختا کمه و تو این دوران خیلی سخت میشه و برای پسرا هم سخته که فرد مورد نظرشون رو پیدا کنن
پسرا رو شدیدا عین دخترا بار آوردن یعنی واقعا کجاست اون مردی و مردونگی تو پسرای این دوره زمونه؟
دخترا رو هم جاه طلب و دهن بین و ...
راهکارم نمیدونم
بي خيال شدن يعني صورت مسأله را از اساس پاك كردن كه مجددا از مجراي ديگري اين مسأله سر برخواهد آورد، پس بايد راه حل را يافت.
این همه آدم ازدواج نکردن تا آخر عمرشون چیزی هم نشد
واقعا تو جامعه الان ازدواج کردن مسخره شده یه جوونی بخواد ازدواج کنه از در و دیوار مشکلات میریزه هیچ مشکل خاصی هم نباشه بهونه خانواده ها هست نهایتا از اونی که تو خوشت میاد خوششون نمیاد و هزار تا مسخره بازی دیگه بهتره آدم خیلی سنگین بشینه سر جای خودش
سلام به نظر من اول باید ریشه یابی بشه که مشکل چیه بعد راهکار بدیم واسه حلش مهمترین دلیل این مشکلات بدتربیت کردن جووناست و بعدش شرایط زندگیا که همه از هم دورن و شناختا کمه و تو این دوران خیلی سخت میشه و برای پسرا هم سخته که فرد مورد نظرشون رو پیدا کنن
پسرا رو شدیدا عین دخترا بار آوردن یعنی واقعا کجاست اون مردی و مردونگی تو پسرای این دوره زمونه؟
دخترا رو هم جاه طلب و دهن بین و ...
راهکارم نمیدونم
در مورد پسرا ایرادتون تا حدودی واره ولی در مورد دخترا کم گفتینااا که نقطه چین باز جبرانش میکنه
راهکارتون هم خیلی خوب بود خسته نباشید واقعا
با این حال اگر کارشناس اجازه نمیده بیشتر از این پیش بریم خب من دیگه حرفی نمیزنم.:Narahat:
بعضی وقتا انعطاف نداشتن قانون، مشکل ساز می شه!!! من در جواب شما یه توضیحی میدم ولی سعی می کنم صحبتی که می کنم در جهت پیشرفت بحث باشه:Gig:
این تاپیک برای همین ایجاد شده!
الان من جز دسته ی مشکل دارها هستم و اجازه میدم که هرچقدر دلتون میخواد درمورد من و مشکلاتم بحث کنید!:khaneh:
نه تنها در مورد شما!!! بلکه در مورد تمام کسانی که با شما هم عقیده اند!!!
شاید همین نوع تفکر من خودش یکی از موانع ازدواجه!
دقیقا همین تفکر شما یکی از بزرگ ترین موانع ازدواجه!! بسم الله از زمانی که یادم میاد(سه چهار سال اخیر)، چه خودم چه دوستام، تا یه روحانی جوون و اهل دل پیدا می کردیم، مجبورش می کردیم یه جلسه بذاره و در مورد ازدواج باهامون صحبت کنه، تا ما هم قند تو دلمون آب شه!!!
تو اردو جهادی(تف ب ریا) یه طلبه جوون همراهمون بود که باهاش رفیق شده بودم، این بنده خدا که از میزان نیاز ما خبر داشت، شخصا حاضر بود پاشه بیاد شهرستان و با خانوادهامون صحبت کنه تا راضی شن!!!! از اون طرف: سر همین قضیه ازدواجم، زنگ زدیم 096400 برای مشاوره، مامانم گذاشت رو بلند گو!!!، روحانیه می گفت با این شرایطی که پسر شما داره(تموم نشدن درس، نداشتن کار و سربازی هم که نرفته!)، می گفت فعلا یه دو سالی بهش وعده و وعید بدین ولی براش زن نگیرید تا برسه به ماهای آخر سربازیش، می گفت باید از عقل هم کمک گرفت، ازدواج تو این شرایط رو تایید نمی کرد،
در کل این دو سبک طلبه رو خواستم با مثال معرفی کنم، تو همین سایت خودمون جناب (سید کربلایی) جز اون گروه اوله، یعنی شرط اصلی رو توکل می دونن
حالا ما تو یه مملکت اسلامی زندگی می کنیم که توقع داریم کسی که درس دین رو خونده(روحانیت حاضر در صحنه)، بهمون راهنمایی بده، ازدواج نکنیم، چیکار کنیم؟؟!!
حالا اصلا واسه چی این چند خط توضیح رو دادم؟!! واسه اینکه بگم هستند کسانی که وظیفه ی اصلی شون ترویج حرف دینه ولی حرفاشون واسه من یکی تناقض ایجاد می کنه
دلم می خواد انتقاد کنم،!! چرا این همه جوون رو مشغول درس کردین، بدون اینکه به فکر آینده ی شغلیشون باشید،
یکی از عوامل بالا رفتن سن ازدواج سو مدیریته(یعنی واقعا کسی که ما رو تو دانشگاه ثبت نام می کرد، خبر نداشت که به اندازه ی این فارغ التحصیل ها فرصت شغلی مناسب نیست)
یکی دیگه از عوامل بالا رفتن سن ازدواج، ورود خانوم ها به عرصه ی کار و تلاش بیرون از خونه س!!!(کلا اگه 4 تا فرصت شغلی هم بود، نصفشو خانوما اشغال کردن، تازه با حقوق کمتر!!)، این موضوع فی نفسه اشکال نداره، ولی وقتی که همین خانوم ها می گن دوست دارن به یکی تکیه کنن، خوب برای چی با تیشه میززنن به ریشه!!:_loool:( البته اگه خانوم های محترم این حرفو قبول ندارن، نظرشون کاملا محترمه)
یکی دیگه از عوامل بالا رفتن سن ازدواج،(نمی دونم بگم کی مقصره!!!)، 20 سال پیش، 30 سال پیش، پدر مادرای ما خیلی راحت تر و ساده تر ازدواج می کردن، ولی الان تا گوشکوب برقی(به خدا راست می گم،گوشکوب برقی هم اومده) تو جهیزیه نباشه، ازدواج سر نمی گیره!!!(حالا دیگه نمی دونم به فرض داشتن درآمد کی میتونیم از پس این هزینه های تحمیل شده بر بیایم)
البته عوامل دیگه ای هم باعث ایجاد مشکل شده، ولی ان شا الله به امید به ثمر رسیدن انقلاب و متصل شدن به قیام حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء)، اون موارد رو با جون و دل تحمل می کنیم
تو صفحه قبل دو تا پست از بیانات رهبری گذاشتم که پست دومی برای سال 1370 هست، واقعا با تمام وجود احساس می کنم اگه مردم ما، کلام گهر بار این شخصیت عزیز رو سر لوحه ی کارشون قرار می دادن، الان من به جای اینکه بشینم اینجا مطلب بذارم، داشتم برا بچم پوشک می خریدم!!!
حوصله کنید و اون دو تا پست اول منو تو این تاپیک بخونید، هم به درد دنیاتون می خوره، هم به درد آخرت(البته حرفای من نیست ، کلام رهبره)
ممنونم که زن فقط به همین چیزهایی منتهی شد
توجه داشته باشید که زن به همچین چیزایی منتهی نمیشه، ولی این چیزا زمینه ساز و نیروی محرکه برای ازدواجه در واقع بالاترین زمینه ی ازدواج نیست ولی اولین زمینه هست
منظور آقا محسن هم اینه که، زمانی که واقعا نیاز داشت و از سر خداترسی می خواست ازدواج کنه، کسی کاری نکرد، الان هم که نمیگه زن صرفا برای جلوگیری از به گناه افتادنه، میگه می خوام لج کنم و زن نگیرم!!!
الان می خوام ارسال کنم، خدا کنه کسی به نیت مجادله نقل و قول نکنه!!!
یکی از عوامل بالا رفتن سن ازدواج سو مدیریته(یعنی واقعا کسی که ما رو تو دانشگاه ثبت نام می کرد، خبر نداشت که به اندازه ی این فارغ التحصیل ها فرصت شغلی مناسب نیست)
یکی دیگه از عوامل بالا رفتن سن ازدواج، ورود خانوم ها به عرصه ی کار و تلاش بیرون از خونه س!!!(کلا اگه 4 تا فرصت شغلی هم بود، نصفشو خانوما اشغال کردن، تازه با حقوق کمتر!!)، این موضوع فی نفسه اشکال نداره، ولی وقتی که همین خانوم ها می گن دوست دارن به یکی تکیه کنن، خوب برای چی با تیشه میززنن به ریشه!!
بله کاملا موافقم.
زن جایگاهش رو از دست داده الان راننده تریلی هم دیده شده که خانوم هست...!!..خوبه در اجتماع باشه فعالیت بکنه ولی نه اینکه اسیر کار و اداره و .... باشه
باید کاری رو انجام بده که در شأن یک زن هست و براش دردسر ایجاد نکنه و وقتشو با کار کردن پر نکنه صرفا برای درآمد فراوان و مادیات و پول دارشدن
و در ادامه عقب نموندن از فلانی! در کل یک خانوم همونطور که دوست داره همسرش از نیازهای زنانه شامل هرچیزی اطلاع داشته باشه و هرچیزی که زن دوست داره
همسرش بدونه ، یک زن هم باید از مسائل اقتصادی،سیاسی و ... و مواردی که بعضی از زن ها اصلا سر در نمیارن و از جامعه عقب هستند کاملا مطلع و دانا باشه
نه اینکه بره از این طرف به طرف دیگه برای کار..یک زن اگر واقعا زن باشه با فکر و عقلش میتونه زندگی شو متحول کنه و پیشنهاد های مختلف و خلاقانه بده.
گوشکوب برقی هم اومده
آره واقعا اوج پیشرفته ! آخه این چه پیشرفت بیخودی میتونه باشه..زن و مرد هر دو باید فعال باشن به صورت سنتی هم فعال باشن ولی عقلشون پیشرفت کنه چون
بعضی چیزها که پیشرفت می کنه خطرساز میشه شدیدااااا...
در پایان میگم که باید تلاش کرد که ایمان رو افزایش داد اونوقت مرد نه برای نیاز و نه زن برای تأمین مادیات و خواسته هاش و
چیزهایی از این قبیل هم برای مرد و هم زن ازدواج نمیکنند..
امروزه فقط ملاحظه دارند که مرد معتاد نباشه به اصطلاح و وضع مالی خوبی داشته باشه همین تفکر که 10 سال گذشته الی15 سال هست که باب شده
وضع الان رو خراب کرده..در صورتی که این اصلا ملاک نیست اوج بی مغزی و بی عقلیه ...
ما باید راه انبیا ، اولیا و علما و فقها و عرفا رو یاد بگیریم و اندیشه کنیم و با کمک خدا و همسر ادامه بدیم تا به اوج کمال و خوشبختی برسیم..
اخه مرفه بی درد:khandeh!: شما که تو سن 16 سالگی زن گرفتی وسط این تاپیک چی میخوای:khaneh: اقا شوخی کردم میشه از شما سوال کنیم به عنوان کسی که بر خلاف جامعه زود ازدواج کرده؟:ok:
من:cry:..............، مرفه!!!!!:god:.......... بی درد!!!!:kill:........جامعه!!!:ghati:.......، زن!!!:dohkhtar:.........
هیییییییییییییییی روزگار:hey:
البته اگه خبری بشه:Moshtagh:، خبر می دم:khejalat::nishkand:
فکر کنم اولین نظرو دارم میدم:)خدایا شکرت.بالاخره ارزومو براورده کردی.من فقط دلیل خودمو میگم.قبلن که موقعیت ازدواجو نداشتم از نظر مالی هرچند خانواده میتونستن یکارایی بکنن ولی نیازشو شدید داشتم.چون خونواده قبلن کاری برام نکردن منم الان که تواناییشو دارم مجردی خونه بگیرم و زندگی کنم.تصمیم گرفتم باهاشون لج کنم.چون به فکرم نبودن.میرم یه خونه میگیرم واسه خودم زندگی میکنم.نیازمم دیگه اونقدر شدید نیست که به گناه کردن و زناکردن بیافتم.ای بود دلیل من.
داداش تبریک میگم. رمز موفقیتت چی بود؟ این موفقیتو به کی تقدیم میکنی؟:khandeh!::Khandidan!:
شوخی کردم. ولی منم با شما همدردم. یعنی الان که میخوام ازدواج کنم اگه نشه و بعدا وضع مالیم خوب شد بیخیال ازدواج میشم. حالتو میفهمم کامل
وظیفه ما چی هست ؟
به نظرم کاری که علی الحساب از دستتون برمیاد اینه که موردهای مناسبو به همدیگه معرفی کنین. اینم خودش معضل بزرگیه
یکی دیگه از عوامل بالا رفتن سن ازدواج، ورود خانوم ها به عرصه ی کار و تلاش بیرون از خونه س!!!(کلا اگه 4 تا فرصت شغلی هم بود، نصفشو خانوما اشغال کردن، تازه با حقوق کمتر!!)،
در مورد پسرا ایرادتون تا حدودی واره ولی در مورد دخترا کم گفتینااا که نقطه چین باز جبرانش میکنه
راهکارتون هم خیلی خوب بود خسته نباشید واقعا
باز خدا رو شکر نقطه چین گذاشتم حالا خوبه از خانوما دو تا ایراد نوشتم از آقایون یکی
آخه راهکاری نمیشه داد به قول پست قبلی خودتون هر کی یه دردی داره سیاه نمایی نیست ولی مشکلات انقدر متفاوته که باید نشست برا هر کدومش تخصصی راهکار داد تا موقعی هم که بخواد وضع درست شه دهه شصتیا موهاشون مثل دندوناشون سفید شده پس امید هست که بشینن شرایط رو درست کنن برای نسل بعد ان شاالله که کارساز باشه
باسلام:
البته ازدواج درقشری که مذهبی ترهستندسخت ترشده واین کاملادرست هست،درحالی که درسایراقشاراینگونه نیست،مثلاعده ای ازهمکلاسی های بنده بودندکه خیلی راحت وزودازدواج نمودندآن هم ازطریق آشنایی در فیس بوک!!!گرچه این نوع پیوندهااحتمال شکست فراوانی هم دارند.
واین درحالیست که بسیاری ازجوانان مذهبی که تمام عمرمراقب اعمال ورفتارخودبوده اندموردمناسب وهم کفوخودرانمیابند!ولی چرا؟
چون خوداینهابه دلیل رعایت مسائل محرم ونامحرمی ،معمولاباغیرهمجنس خودارتباط خاصی ندارندمگربه قدرضرورت که آن هم منجربه شناخت مناسب نمیشودکه بخواهندبه منظورازدواج اقدام خاصی انجام بدهند،وازطرفی هم شایددرفامیل وآشنایان که نسبتاشناخت بیشتری ازآنهاداشته باشندموردمناسب آنهاوجودنداشته باشد!
پس تنهایک راه حل می ماند،استفاده ازواسطه:که درموردآقایان می توانندواسطه ای که بیشترین قرابت فکری به انهاداردراانتخاب نموده معیارهای خود(آنچه هستند وآنچه میخواهند)رابرای واسطه شرح دهندوازاوبخواهندموردمناسب به انهامعرفی کند،ولی این مسئله درموردخانم هاصدق نمی کند:واسطه دخترخانم هامعمولاافرادخودجوشی هستندکه بعضاهیچگونه شناختی ازمعیارها روحیات خانم ندارند،وگاهاپیش آمده که این خانم های خیرخواه موردی راکه به نظرخودشان عالی بوده ولی درواقعیت 360 درجه بامعیارهای خانم متفاوت بوده را بدون هماهنگی قبلی !معرفی نمودند،که تکراراین اتفاقات واقعاخاطرخانم هاراآزرده می نماید،البته همه ی انسان هامحترم میباشند،ولی وجودتفاوت فرهنگی واخلاقی غیرقابل انکاراست.
پس ازنظربنده:تنهایک راه می ماند،مسئولین محترم،خیرخواهانه،درمراکزی همچون دانشگاه ها،حوزه های دانشجویی وعلمیه،به صورت جدی وهدفمندفرم هایی رادراختیاردانشجویان بگذارند،ویک بخش فرم مربوط به خصوصیات اخلاقی وشخصی فرد،ویک قسمت راجع به معیارهایشان باشد،وچندین نفرهم فقط مسئول همین کارباشند(تیمی متشکل ازروحانیون مشاوران و...)!نه اینکه هزاران فرم پرشده وجودداشته باشدولی کسی اهمیتی ندهد!چه بسادرحال حاضرهم این روندباسرعت بسیارکندی دربعضی مراکزدانشگاهی انجام میشود(توجه داشته باشیداحتمال پیداشدن فردهم کفودرمحیطی که افراددارای فعالیت مشرک هستندبیشترمیباشدلذابه صورت رسمی ازمسئولین دعوت می کنم درمقابل این معضل اجتماعی احساس مسئولیت بیشتری داشته باشند)
ومسئله ی بعدی اینکه خانواده های محترم توجه فرمایند اگرپس ازسالها!فردمناسبی رابرای ازدواج یافتیداوراصرفابه خاطراینکه،وضعیت مالی پدرخانواده زیادمناسب نیست یااینکه فرد درخانواده پرجمعیت زندگی می کند،وهزاران مسائل پیش پاافتاده ی دیگرموردمناسب ازدست ندهید...
سلام و عرض ادب مجدد
تشکر از همه وستانی که اعلام نظر کردند
و ممنون از جناب طاهر که تاپیک رو باز گذاشتند ، دیروز خواستم بگم که اگر بشه تاپیک قفل نشه که خدا رو شکر نشد
من فقط دلیل خودمو میگم.قبلن که موقعیت ازدواجو نداشتم از نظر مالی هرچند خانواده میتونستن یکارایی بکنن ولی نیازشو شدید داشتم.چون خونواده قبلن کاری برام نکردن منم الان که تواناییشو دارم مجردی خونه بگیرم و زندگی کنم.تصمیم گرفتم باهاشون لج کنم.چون به فکرم نبودن.میرم یه خونه میگیرم واسه خودم زندگی میکنم.نیازمم دیگه اونقدر شدید نیست که به گناه کردن و زناکردن بیافتم.ای بود دلیل من.
آقا محسن عزیز که اولین نظر رو دادید ، شما خودتون یکی از مشکلات اصلی هستید حالا میخوایید نظر بدید ؟:khaneh:
شما نمیتونید فقط از طرف خودتون تصمیم بگیرید چون کسی هستید که میتونید دختری رو خوشبخت کنید و فرزندان صالحی داشته باشید که با این کارتون دیگه این اتفاقات نمیفته
وقتی من و شما با دختر مذهبی ازدواج نکنیم یک بعد ماجرا این هست که چند نفر مجرد می مونن ، اما این فقط یک بعد هست
بجای من و شما دختر و پسرای خیابونی ازدواج میکنن و خیابونی هم طلاق میگیرند و آمار طلاق بالا میره و برکت از بین میره
فرزندان خوبی هم که میتونستی داشته باشی نداری و در عوض بچه های همون خیابونی ها فردا مملکت رو به دست میگیرن
خواهش میکنم اگر شرایط ازدواج رو دارید این کار رو نه بخاطر خودتون بلکه بخاطر خانواده آینده ای که میتونید داشته باشید انجام بدید
باسلام:
ازنظربنده:تنهایک راه می ماند،مسئولین محترم،خیرخواهانه،درمراکزی همچون دانشگاه ها،حوزه های دانشجویی وعلمیه،به صورت جدی وهدفمندفرم هایی رادراختیاردانشجویان بگذارند،ویک بخش فرم مربوط به خصوصیات اخلاقی وشخصی فرد،ویک قسمت راجع به معیارهایشان باشد،وچندین نفرهم فقط مسئول همین کارباشند(تیمی متشکل ازروحانیون مشاوران و...)!نه اینکه هزاران فرم پرشده وجودداشته باشدولی کسی اهمیتی ندهد!چه بسادرحال حاضرهم این روندباسرعت بسیارکندی دربعضی مراکزدانشگاهی انجام میشود(توجه داشته باشیداحتمال پیداشدن فردهم کفودرمحیطی که افراددارای فعالیت مشرک هستندبیشترمیباشدلذابه صورت رسمی ازمسئولین دعوت می کنم درمقابل این معضل اجتماعی احساس مسئولیت بیشتری داشته باشند)
ومسئله ی بعدی اینکه خانواده های محترم توجه فرمایند اگرپس ازسالها!فردمناسبی رابرای ازدواج یافتیداوراصرفابه خاطراینکه،وضعیت مالی پدرخانواده زیادمناسب نیست یااینکه فرد درخانواده پرجمعیت زندگی می کند،وهزاران مسائل پیش پاافتاده ی دیگرموردمناسب ازدست ندهید...
سلام
اینجا چند تا ایراد وجود داره
اول اینکه اکثر دخترا فرم پر نمیکنن
دوم اینکه دختر پسرایی که تو حوزه و دانشگاه نیستن برا اونا هم باید فکری بشه یعنی باید فرهنگسازی بشه
سوم اینکه مسئولین که نمیان نظرات مارو بخوننن از اینجا بهشون دعوت رسمی میفرستین:khandeh!:
در مورد این آخری هم مورد بوده پسره تو خواستگاری گفته مطمئنید این خونه واسه خودتونه؟پدرتون دیگه چه املاکی دارن
میگم به نظر من سریع ترین راهکار اینه که مراجع فتوا بدن همه باید بسیج بشن تا جوونایی که توانایی ازدواج دارن رو بهم معرفی کنن
به جون خودم تنهایی فکر کردم:Ealam:
میگم به نظر من سریع ترین راهکار اینه که مراجع فتوا بدن همه باید بسیج بشن تا جوونایی که توانایی ازدواج دارن رو بهم معرفی کنن
به جون خودم تنهایی فکر کردم:Ealam:
بعید میدونم دیگه فتوای مراجع مثل قدیم بین مردم نفوذ داشته باشه. فک نکنم اصلا تاثیری بذاره
سلام
به نظر من در درجه اول باید یک شبکه وسیعی از واسطین ازدواج مهیا بشه، یعنی یک سری افراد امین و مطمئنی که بشه روی حرفشون اعتماد کرد باید باشند و دیگران این افراد رو امین خودشون بدونند . مثلا مادر من بره پیش این واسطه و بگه مثلا پسر من چنین شرایطی داره و ملاک هاش هم برای ازدواج ایناست...مادر یک دختر خانم هم میره پیش این واسطه و میگه من دخترم شرایطش به این شکله،این واسطه میتونه این دختر رو به اون آقا معرفی کنه..به نظرم بهترین کاری که میشه کرد همینه...چون همونجور که خودتون گفتید این مشکل بیشتر در خانواده های مذهبی نمود داره و خب دختر یا پسر مذهبی که سراغ ازدواج های خیابونی نمیرن پس این واسطه نقش اساسی رو ایجاد میکنه.... اگر این واسطه در هر محله یا فامیلی ایجاد بشه خیلی عااالی میشه....
یک مشکلی هم که دامن زده به مشکلات ازدواج، توقعات دختر و پسرا هاست که میخوان بهترین موقعیت رو پیدا کنند که این امر شدنی نیست... پسر مذهبی باید به یک دختر با ایمان و نجیب اما شاید با چهره ای کاملا معمولی رضایت بده و دختر مذهبی هم باید به یک پسر که دارای شغلی هست و به دنبال کسب روزی حلال، ولو کم، با شرایط معمولی رضایت بده ...اینجوری که ما ها سخت میگیریم نه دختر و نه پسر ازدواج نمیکنیم....
سلام سرکار سوگل
مدتی بود به سایت سر نمیزدید ، چه خوب که برگشتید
این شد یک راه حل
خیلی عالیه اما یک سری محدودیت داره ، یکی اینکه متاسفانه خانواده دختر به این راحتی قبول نمیکنند که همچین کاری بکنند
مشکل دوم این هست که اگر این واسط از آشنایان و اقوام باشه به احتمال زیاد گزینه هایی که داره محدود هست
بخصوص بخصوص اگر سن دختر بالا باشه که البته اگر به قول شما بصورت شبکه باشه تا حدود خیلی زیادی مشکل حل میشه
چقدر خوبه که بجای اینکه اینهمه مسجد بلا استفاده داشته باشیم خیرین مسجد ساز به خیرین ازدواج تبدیل بشن
راست حسینی هدف من از این تاپیک بیشتر بخاطر دخترهای مجرد هست
وقتی اطرافم همچین دخترهایی میبینم که از همه نظر خوب هستن ولی به دلایلی مجرد موندن اعصابم کاملا بهم میریزه
بعید میدونم دیگه فتوای مراجع مثل قدیم بین مردم نفوذ داشته باشه. فک نکنم اصلا تاثیری بذاره
نه اینجوریا نیست نصف مردمم طبق فتوا عمل کنن زیادیه اصلا حداقلی ترین حالت و بدبینانه ترین حالت رو هم در نظر بگیریم که 10 درصد مردم طبق فتوا عمل کنن میتونه مشکل ازدواج رو حل کنه چون این 10 درصدی که اعتقاد دارن با جون و دل کار میکنن
نه اینجوریا نیست نصف مردمم طبق فتوا عمل کنن زیادیه اصلا حداقلی ترین حالت رو هم در نظر بگیریم که 10 درصد مردم میتونه مشکل ازدواج رو حل کنه چون این 10 درصدی که اعتقاد دارن با جون و دل کار میکنن
اخه فتوا بدن که چی؟؟فتوای چی بدن؟:Gig:
اون مرجعی که همچین فتوایی میده باید انقدر مستقل و آزاده باشه که وقتی قیمتها 100 درصد افزایش پیدا میکنه، یا تورم و بیکاری تو کشور بیداد میکنه یه حرکتی بکنه یه تذکری بده. که نیست...
من شخصاً جز اون دسته هستم که پدر پولداری دارن و از هر جهت هم تأمینم میکنه ولی چون دوست دارم دستم توی جیب خودم باشه و الان کاری ندارم نمیتونم ازدواج کنم بالاخره ادم غرور داره و از اون مهم تر کسی قبول نمیکنه که بنده با پول پدر محترم زندگی کنم.نمیگن خودش بی عرضه است و کاری بلد نیست؟
الان هم جا پام سفت نیست.نه کار درست و حسابی نه تحصیلات تکمیل نه آینده ی معلوم.عملاً رو هوا هستم.با تمام این تفاسیر معلومه امکان ازدواج وجود نخواهد داشت.
الان ازدواج برای من منطقه ی ممنوعه است که اگر یکسری مشکلات درون خانواده ای!!هم داشته باشی نور علی نور میشه و عمراً راهی برای ازدواج وجود داشته باشه.
البته من به شخصه مسائل مالی برام مهم نیست!ولی فقط من نیستم که.
اولاً که در شرایط کنونی تا بخوایید روی پای خودتون بایستید و پس اندازی داشته باشید باید موهاتون مثل دندوناتون سفید بشه
ثانیاً حمایت از فرزند وظیفه پدر و مادر هست
ثالثاً میتونید با پول پدرتون برای خودتون شغلی فراهم کنید و بعد به پدرتون پس بدید گرچه آخرش همین پول به خودتون میرسه
یکی از اصلی ترین مشکلات پیش روی جوانان برای ازدواج، ضعف ایمان و البته ضعف در اعتماد به خداست!
در یک کلام: "خدا توی زندگی هامون کم رنگ شده!"
البته ناقض دیگر مشکلات نیستم ولیکن اگر به خدا اعتماد کنیم مشکلات کوچک می شود و یا حداقل کوچک دیده می شود. والا مشکلات دیگر پا برجا خواهد بود مثل مشکلات زیر:
1- نرخ بالای بیکاری در جامعه
2- سطح درآمد پایین کارگران و کارمندان و ... در اوضاع رکود تورمی
3- بالا رفتن سطح توقعات چه در بین دختران و چه در بین پسران
4- جدا دانستن مسیر تحصیل و ازدواج و میل به تحصیلات بالاتر
5- مادی شدن دیدگاههای بیشتر افراد جامعه و حتی در برخی موارد افراد به دنبال این هستند که تمام کسری ها و عقده های مادی خود را در ازدواج پاسخ دهند!
6- و ....
خب برای این مشکل چه راهکاری میشه داد ؟
کسی که تا این سن اعتقاداتش ضعیف بوده رو چطور میشه تغییر عقیده داد
بهترین روش ها هم که جایی شنیدم آقای قرائتی در سخنرانی که داشتند خانواده ها خیلی در آن از مشکل ازدواج جوانان شکایت داشتند و همان جا اعلام میکنند
کسانی که دختر و پسر مجرد دارند دستشان بالا.. بعد هریک به خانه دیگری می رود برای امر خواستگاری و ازدواج.چه قدر راحت و چه قدر آسان.
خیلی ها قدرت ندارند و اعتماد به نفسشان پایین است که بگویند من دختر مجرد دارم یا بالعکس...
یک راهکار خیلی خیلی ساده و در عین حال کاربردی
چقد فکر خوبی هست
خیلی از مشکلاتی که دوستان میگن راهکاری به همین سادگی داره اما متاسفانه اصلاً دنبال راهکار نیستیم
همه فقط گله میکنند و منتظرند بقیه کار رو درست کنند
دولت مقصرهست ، خانواده ها هم هستند اما من این وسط چه کاری از دستم برمیاد ؟
دقیقاً به همین دلیل هم این تاپیک رو ایجاد کردم
تو همین سایت چند نفر دختر مجرد داریم که واقعاً قصد ازدواج دارن ؟
چند پسر مجرد ؟
خیلی زیاد
اصلاً نیازی نیست خانواده اعلام کنه من دختر یا پسر مجرد دارم
شما میتونید دوستتون رو معرفی کنید ، یا فامیلتون
چرا باید فقط خانواده چنین کاری بکنه ، مگر دوست در اغلب موارد نزدیکتر از خانواده نیست ؟
دختر و خانواده دختر بخاطر حجب و حیا این کار رو نمیکنن ، من که میتونم همچین کاری بکنم
توی این سایت ظاهراً همه دنبال ازدواج عاقلانه هستن!و فقط منم که مخم تعطیله و عاشق شدم!!
باور کنید مقصر فقط خانواده ها هستن و بس.اگر توقعات مسخرشونو از ما کنار میذاشتن و ی کم برای احساسات و غرورمون ارزش قائل بون این همه مشکل پیش نمیومد.
خب شما که کارتون از همه راحت تره برید با اونی که عاشقش شدید ازدواج کنید مشکلتون چیه؟
من یادمه استاد حامی گفتن کسی که عاشق بشه و اینجاش دقیق یادم نیست با عشقش ازدواج نکنه و بمیره حکم شهید رو داره فکر کنم
پس عاشق شدن که گناه نیست
یا اصلا اینم که از یکی برای ازدواج خوشتون میادم گناه نیست کی گفت مخ شما جسارتا تعطیله؟
یک راهکار خیلی خیلی ساده و در عین حال کاربردی
چقد فکر خوبی هست
خیلی از مشکلاتی که دوستان میگن راهکاری به همین سادگی داره اما متاسفانه اصلاً دنبال راهکار نیستیم
همه فقط گله میکنند و منتظرند بقیه کار رو درست کنند
دولت مقصرهست ، خانواده ها هم هستند اما من این وسط چه کاری از دستم برمیاد ؟
دقیقاً به همین دلیل هم این تاپیک رو ایجاد کردم
تو همین سایت چند نفر دختر مجرد داریم که واقعاً قصد ازدواج دارن ؟
چند پسر مجرد ؟
خیلی زیاد
اصلاً نیازی نیست خانواده اعلام کنه من دختر یا پسر مجرد دارم
شما میتونید دوستتون رو معرفی کنید ، یا فامیلتون
چرا باید فقط خانواده چنین کاری بکنه ، مگر دوست در اغلب موارد نزدیکتر از خانواده نیست ؟
دختر و خانواده دختر بخاطر حجب و حیا این کار رو نمیکنن ، من که میتونم همچین کاری بکنم
سلام راستش راه حل خاصی به ذهنم نمیرسه جز اینکه واسطا یه حرکت اساسی بزنن و این صداسیما به خودش بیاد که به کجا داره میره
سلام
خب واسطه کی هست ؟
واسطه من و شماییم
مگه واسطه چی داره که من و شما نداریم ؟
شما خودتونم نخوایید ازدواج کنید کسی اطرافتون هست که بخواد و نتونه
میتونید به کسی معرفی کنید
بهتره اول از خودمون شروع کنیم
ممنونم که زن فقط به همین چیزهایی منتهی شد که شما دیگه بهش احساس نیاز مفرط ندارین
ببخشید که زن فقط ماله زمانیه که شما ممکنه دچاره گناه بشید
خب زن نیاز عاطفی و نیاز جنسی همسر و خودش را برطرف میکنه.مرد هم همینطور.نیاز عاطفی من که اونقدر توی این مدت درون خودم کشتمش و از بینش بردم تقریبا چیزی ازش نمونده همینطور نیاز جنسی.نمیدونم به غیر از این دوتا نیاز دلیل دیگه ای هم واسه ازدواج؟اگه هست بگین ما هم بدونیم.نیاز به شریک زندگی و همدم و بقیه زیرمجموعه این دوتاهستن دیگه.
یعنی یک دختر به تنهایی در جستجوی همسر باایمان و با اخلاق.؟؟...نمی شود ...خدا دوست ندارد...اصلا درست نیست...
چه ایرادی داره دختر برای خودش دنبال همسر باشه ؟
اتفاقاً خیلی هم خوب هست
تا دنبال همسر گشتن چی باشه
بله اگر هر پسری که میبینه مستقیم بگه بیامن رو بگیر درست نیست ، خیلی هم بد هست
اما بوسیله یک رابط هیچ ایرادی نداره
این کار رو نه بخاطر خودتون بلکه بخاطر خانواده آینده ای که میتونید داشته باشید انجام بدید
مگه اون موقع که نیاز داشتم کسی واسه من کاری انجام داد که حالا من بکنم؟من یه زندگی بسازم بعد خانم راحت بیاد بشینه سر زندگیش.من یکی را میخاستم همراهم زندگی را بسازیم.با هم سختی ها را تحمل کنیم.اگه دختری باشه که مهریه و هیچ سهمی از خونه زندگی نخاد.اونموقع شاید نظرم عوض بشه.