جمع بندی سوال درباره آیت الله قاضی
تبهای اولیه
باسلام خدمت دوستان و اساتید محترم
بنده داشتم کتابی رو در مورد زندگی نامه آیت الله قاضی مطالعه میکردم و علاقه مند هم بودم دستورات سسر و سلوکی این بزرگوار رو دنبال کنم و بدونم ولی متاسفانه تو توضیحاتی در قسمتی از کتاب بهش اشاره شده ایشان اجازه ضبط و ثبت مطالبی که در کلاسهایشان مطرح میکردند رو نمیدادن و هر نوع دستوراتی که بصورت کاغذی هم بوده از بین میبردن ولی سوال اینجاست که چرا ؟ و الان پس گذشت چند دهه از فوت ایشان در عصر حاظرمن یا افرادی مثل من بخوان دستورات عملی چنین افرادی که قبلا جواب گرفتن رو در دسترس نداشته باشیم ؟
شاگردان
شاگردان آقای قاضی عموماً مجتهد بودند. یعنی محضرش عرصه سیمرغی بود که هر کبوتر دست آموزی را بدان راه نبود، او برای جولانگه وادی عشق و توحید، مرد جنگی می طلبید که: یکی مرد جنگی به از صد هزار
شاگردان ایشان هر کدام کسانی بودند که دریایی در سینه پنهان داشتند و فقط باید کسی می آمد و در این دریا می دمید و طوفانیش می کرد و با عصای موسایی اش از آن دریای بیکران راهی می گشود تا بی کران آسمان و او کسی نبود جز قاضی و عصای موسایی اش همان نفس و نفحات مسیحایی اش بود.
آشنایی با شاگردان ایشان و مجذوب شدنشان، برای هر کدام حکایتی جداگانه دارد که در بخش شاگردان به آن می پردازیم ولی هر چه بود، او صید عقابان تیز پرواز را خوب بلد بود و آن ها که دلشان به دنبال بهانه ای بود برای یافتن، به عبارتی و اشارتی، به آستانش سر می سپردند. آقای قاضی شاگردانش را بچه های خود می دانست و می فرمود: بچه های من این ها هستند.
-----------------------------------------------------------
دو ویژگی اصلی شاگردان آقای قاضی، که عموماً در همه آن ها دیده می شود یکی این بود که به پیروی از استاد، آن ها هم نماز جماعت اقامه نمی کردند و امام جماعت نمی شدند و دیگر این که عموماً از خود مکتوبی به جای نگذاشته اند با این که همگی انسان های بزرگ و صاحب مقامی بودند.
آقای قاضی بسیاری از دست نوشته ها یشان را از بین می بردند و هرگز نمی گذاردند که جلساتشان ضبط شود. و شاگردانشان همچون علامه و.... هم که هر کدام فرید عصر خود بودند، کمتر مکتوبی از آن ها بجای مانده و اگر هم مانده باشد، عموماً نوشته های عرفانی که در باب سیر و سلوک و کشف و شهودات معنوی شان باشد، نیست.
[="Tahoma"][="Blue"]با عرض سلام خدمت شما برادر ارجمند
همچنان که اشاره نمودید جناب سید علی آقای قاضی (ره) از عرفای شامخی بودند که در محضرشان بسیاری از مجتهدین و حکمای طراز اول الهی همچون آیت الله شیخ محمد تقی آملی(ره) آیت الله سید محمد حسین طباطبائی(ره) آیت الله سید محمد حسن طباطبایی(ره) آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری(ره) آیت الله نجابت شیرازی(ره) حاج سید هاشم حداد(ره) و ... کسب فیض نمودند.
البته به طور مطلق نمی توان گفت که شاگردان سید علی آقای قاضی(ره) اهل قلم نبوده و یا کمتر مکتوبی از آنها به جای مانده است زیرا یکی از همین شاگردان جناب علامه طباطبایی (ره) است که تالیفات بسیاری در تفسیر و فلسفه و عرفان دارد که تفسیر 20 جلدی المیزان یکی از آن عناوین است.
و اما در مورد عدم اجازه ایشان برای نگارش محتوای کلاسهای خصوصیشان و یا عدم اجازه نگارش دستورالعملها باید بگوییم که همانگونه که خود شما اشاره نمودید سطح کلاسهای عرفانی ایشان در حد بسیار بالایی بوده و هر کسی اجازه ورود به کلاسهای ایشان را نداشته و یکی از شروط لازم ورود در کلاسهایشان اجتهاد بوده است.
بدیهی است این چنین سطحی از کلاس، اسباب و شرایط و لوازم خاصی را می طلبد و هرکسی به صرف علاقه مندی به مباحث سیر و سلوک نمی تواند بدان راه یابد و برای رسیدن بدان مرتبه باید مقدمات بسیاری را طی کند. زیرا عدم آمادگی و عدم ظرفیت و عد پختگی لازم برای شنیدن آن معارف و دستورالعملها گاه نه تنها مفتاح مشکلات نخواهد بود بلکه به کرات موجبات انحراف و افراط و کج فهمی مخاطبین را به دنبال خواهد داشت خصوصا آنکه یکی از قلل مبانی ارائه شده در این کلاسها مساله توحید صمدی قرآنی است که عدم درک درست این حقیقت بسیاری از خوانندگان را دچار ابهام و سرگردانی می کند.
توصیه حقیر به حضرتعالی این است که حفظ مراتب نموده و به جای پروراندن آرزوی رویت مکاتیبی از کلاسهای سید علی آقای قاضی(ره)، به تقویت بنیه علمی و عملی خود همت گمارده و سعی در افزایش ظرفیت و قابلیت معنوی خود داشته باشید چرا که خداوند هرگز دهان به حقیقت باز شده را بیروزی نمی گذارد.
[/]
کسی که در پله دوم است ، وظیفه اش این است که به پله سوم برود. نه به پله صدم.
گرچه عشق به پله صدم ، خوب است تا داعی به سوی بالا رفتن باشد.
اما عشق داشتن به پله صدم ، به معنی اینکه از پله دوم مستقیما سراغ پله صدم برویم نیست. چرا که این اقدام ، عاقلانه نیست.
بلکه عشق به پله صدم ، اگر تحت هدایت عقل سلیم قرار داشته باشد ، برانگیزاننده ما به اقدام به حرکت سوی پله سوم خواهد بود.
خداوند جواد و کریم ، روزی هر مرزوقی را به حسب موقعیت خود او به او میدهد.
تا روی پله دوم هستیم ، استعداد و استحقاق رفتن به پله سوم را داریم و خداوند این را به ما عنایت می فرماید.
وقتی روی هر پله قرار گرفتیم ، خداوند خودش پله بعدی را به ما مرحمت خواهد فرمود.
هو العظیم
با سلام و عرض ادب
ما چگونه در راه سیر و سلوک و عرفان قدم برداریم ؟ استاد از کجا گیر بیاریم و امثال این سوالات؟
برای شخصی که واجبات رو انجام میده و محرمات رو ترک کرده و مستحبات هم انجام میده
تشکر
ما چگونه در راه سیر و سلوک و عرفان قدم برداریم ؟ استاد از کجا گیر بیاریم و امثال این سوالات؟
با سلام
خداقوت
توصیههای آیتالله بهجت(ره) درباره سیر و سلوک
حضرت آیتالله العظمی بهجت(ره) در کتاب «پرسشهای شما، پاسخهای آیتالله بهجت» به سؤالاتی در زمینه سیر و سلوک و تقرب به خداوند، پاسخ گفته است.
1- اولین مرحله سیر و سلوک به سوی خدا چیست؟
- این که حلال خدا را حلال بدانیم و حرام خدا را حرام!
2- بهترین ذکر چیست؟
- بهترین ذکر، ذکری است که من میگویم؛ ذکر خدا عندالحلال و الحرام
3- چگونه میتوان به عرفان دست یافت و عارف شد؟
اگر به آنچه میدانید عمل کنید و معلومات را زیر پا نگذارید این تمام عرفان است.
4- با توجه به اینکه داشتن استاد اخلاق و مربی برای فرد سالک، امری ضروری و اجتنابناپذیر است حال که ما از داشتن چنین استادی محروم هستیم چه کنیم؟
- اگر کسی طالب معرفت و قرب به حق تعالی باشد و در این راه، خلوص و جدیت (طلب حقیقی و واقعی) داشته باشد در و دیوار به اذن خداوند معلم او خواهد بود وگرنه سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله هم (چه برسد به استاد و مربی اخلاق) در او اثر نخواهد داشت چنانچه در ابوجهل اثر نکرد.
5- اگر کسی بخواهد به لحاظ معنوی به جایی برسد چه توصیهای دارید؟
- اگر کسی مقید باشد نماز را اول وقت بخواند به جایی که باید برسد خواهد رسید و نماز اول وقت برای وصول به مقامات عالیه، کافی است اگر چه هزار سال عمر کند.
سوال
تا آنجا که شنیده ام شاگردان آقا سید علی قاضی چندان اهل قلم نبوده و مکتوبات چندانی از ایشان در دسترس نیست. همچنین در کتابی در شرح آقا سید علی قاضی خوانده ام که ایشان اجازه ضبط و ثبت مطالبی که در کلاسهایشان مطرح می کردند را نمیدادند سوال این است که چرا ایشان اینچنین بودند؟
پاسخ:
جناب سید علی آقای قاضی (ره) از عرفای شامخی بودند که در محضرشان بسیاری از مجتهدین و حکمای طراز اول الهی همچون آیت الله شیخ محمد تقی آملی(ره) آیت الله سید محمد حسین طباطبائی(ره) آیت الله سید محمد حسن طباطبایی(ره) آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری(ره) آیت الله نجابت شیرازی(ره) حاج سید هاشم حداد(ره) و ... کسب فیض نمودند.
البته به طور مطلق نمی توان گفت که شاگردان سید علی آقای قاضی(ره) اهل قلم نبوده و یا کمتر مکتوبی از آنها به جای مانده است زیرا یکی از همین شاگردان جناب علامه طباطبایی (ره) است که تالیفات بسیاری در تفسیر و فلسفه و عرفان دارد که تفسیر 20 جلدی المیزان یکی از آن عناوین است.
و اما در مورد عدم اجازه ایشان برای نگارش محتوای کلاسهای خصوصیشان و یا عدم اجازه نگارش دستورالعملها باید بگوییم که همانگونه که خود شما اشاره نمودید سطح کلاسهای عرفانی ایشان در حد بسیار بالایی بوده و هر کسی اجازه ورود به کلاسهای ایشان را نداشته و یکی از شروط لازم ورود در کلاسهایشان اجتهاد بوده است.
بدیهی است این چنین سطحی از کلاس، اسباب و شرایط و لوازم خاصی را می طلبد و هرکسی به صرف علاقه مندی به مباحث سیر و سلوک نمی تواند بدان راه یابد و برای رسیدن بدان مرتبه باید مقدمات بسیاری را طی کند. زیرا عدم آمادگی و عدم ظرفیت و عد پختگی لازم برای شنیدن آن معارف و دستورالعملها گاه نه تنها مفتاح مشکلات نخواهد بود بلکه به کرات موجبات انحراف و افراط و کج فهمی مخاطبین را به دنبال خواهد داشت خصوصا آنکه یکی از قلل مبانی ارائه شده در این کلاسها مساله توحید صمدی قرآنی است که عدم درک درست این حقیقت بسیاری از خوانندگان را دچار ابهام و سرگردانی می کند.
توصیه حقیر به حضرتعالی این است که حفظ مراتب نموده و به جای پروراندن آرزوی رویت مکاتیبی از کلاسهای سید علی آقای قاضی(ره)، به تقویت بنیه علمی و عملی خود همت گمارده و سعی در افزایش ظرفیت و قابلیت معنوی خود داشته باشید چرا که خداوند هرگز دهان به حقیقت باز شده را بیروزی نمی گذارد.