یکی از دوستان میگفت همه شیعه ها وقتی عذاب گناهانشان را می بینند به بهشت میروند.وقتی فکر کردم و دیدم مردان شیعه ای که حجابشان را رعایت نمیکنند و با لباسی که میپوشند نامحرمان را تحریک میکنند و اگر مومنی را ببینند میخندند و زنان و دخترانی که به زیارتگاهها میروند و بی حجاب میگردند و (به آیات و روایات اعتقادی ندارند) و میگویند دلت پاک باشد یعنی اینکه پیامبر را قبول ندارند چون احادیث را قبول ندارند و وقتی میگویی قرآن گفته است باید حجابت را حفظ کنی میگویند اینها را آخوندها در آورده اند واقعا به بهشت میروند؟یاپیامبر نفرین کرده است این افراد را؟سوالم اینست که آیا تمامی شیعه ها به بهشت میروند؟
ایام فاطمیه فرصت مناسبی است تا با سجایای بیکران مادر شیعه بیشتر آشنا شویم.
ضمن تسلیت ایام شهادت مظلومانه حضرت زهرا(س) توجه کاربران ارجمند را به روایتی در خصوص اولین کلام حضرت در بهشت جلب میکنیم.
مرحوم علامه مجلسی در جلد5 بحارالانوار روایتی نقل میکند که مضمون آن این است:
سلمان فارسی از پيامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم چنين روايت كرده است: هنگامىكه فاطمه داخل بهشت میشود و آنچه خداوند برايش مهيا كرده مىبيند، اين آيه را تلاوت میکند:
(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ الَّذِي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ؛ الَّذي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فيها لُغُوبٌ ) (سوره فاطر، آيه 34و35)
آنها مىگويند: «حمد و ستايش براى خداوندى است كه اندوه را از ما برطرف ساخت؛ پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار است! همان كسى كه با فضل خود ما را در اين سراى اقامت جاويدان جاى داد كه نه در آن رنجى به ما مىرسد و نه سستى و واماندگى!
نورانی شدن بهشت از نور فاطمه سلاماللهعلیها ابن شهرآشوب مىنويسد: در بسياری از كتابها، از جمله كشف ثعلبی و فضائل ابوالسعادات، در معنای اين آيه (مُتَّكِئينَ فيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فيها شَمْساً وَ لا زَمْهَريراً) ؛(انسان، آيه13) اين در حالى است كه در بهشت بر تختهاى زيبا تكيه كردهاند، نه آفتاب را در آنجا مىبينند و نه سرما را! (ونمىبينند در بهشت نه آفتاب و نه سرمايی را. )
آوردهاند كه ابن عباس گفت: چنانكه بهشتيان در بهشت هستند، ناگاه نوری مىبينند كه باغهای بهشت را نورانی كرد. اهل بهشت اظهار مىدارند: خدايا! تو در كتابی كه بر پيامبرت فرستادی، فرمودی: (لايرون فيها شمسا) (بهشتيان در بهشتخورشيدی نخواهند ديد. ) ندا مىرسد: اين، نور آفتاب و ماه نيست، بلكه علی و فاطمه از چيزی تعجب كرده و خنديدند و از نور آن دو، بهشت روشن گرديد. (مناقبالابىطالب، ج3، ص329)
زيارت انبيا از فاطمه در بهشت آنگاه كه همه انبيا و اوليای خدا وارد بهشتشدند، آهنگ ديدار دختر پيامبر خدا مىكنند. رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم به فاطمه فرمود: هرگاه اوليای خدا در بهشت مستقر گرديدند، از آدم گرفته تا ساير انبيا همه به ديدارت مىشتابند. بحارالانوار، ج43، ص227
منابع تاریخی شیعی(تاریخ نگاران شیعه ) : شیعیان به موازات سایر مسلمانان در دانش تاریخ نگاری سهم بسزایی داشته و حرکت خوبی از خود نمایش دادند .در اینجا به معرفی آثار تاریخی شیعیان می پردازیم گر چه سعی ما براین است که از آثار غیر امامیان (شیعیان دوازده امامی چشم پوشی کنیم ) ولی اگر بنا بود از آن تالیف و تصنیفات هم نام ببریم،رقم خیلی بیشتر می شد .مثلا از کتاب هدایه الکبری خصیبی یا کتاب الشافی ابن حمزه زید ی و ... نام نیاوردیم . تک نگاری ها (کتابهایی که به یک واقع یا حادثه پرداخته اند ) : آنچه اکنون در دست ما هست ،وقعة الصفین از نصر بن مزاحم و کتاب الغارات از ثقفی است . اما در باب مغازی همانطور که می دانید ائمه می فرمودند ما به مغازی یعنی جنگهای رسول خدا از همه آگاهتریم و البته هم حق این است ،چرا که پیامبر جد اینها بود و اینان اخبار جدشان را بهتر از همه می دانستند . امام سجاد می فرمود : کنا نعلم مغازی رسول الله کما نعلم السورة من القرآن .[1] بخش هایی از کتاب ابن اسحاق از امام باقر علیه السلام است . در تتفسیر قمی از کتاب المبعث و المغازی ابان بن عثمان استفاده شده است .کتاب مبعث النبی و اخباره از عبدالله بن میمون القداح که راوی اخبار امام باقر و امام صادق است [2]. اصبغ ابن نباته کتابی در مقتل الحسین داشته است [3]. احمد بن عبیدالله ثقفی با کتاب « المبیضه فی اخبار مقاتل آل ابی طالب » و « کتاب فی تفضیل بنی هاشم و ذم بنی امیه و اتباعم »[4] . محمد بن زکریا بن دینار با کتابهای « الجمل الکبیر ،الجمل المختصر ، صفین الکبیر ، مقتل الحسین[5] ، کتاب النهر[ وان ] ، مقتل امیرالمومنین ، اخبار زید ، اخبار فاطمه »[6] . ابراهیم بن محمد ثقفی با کتابهای : کتاب المبتدا و المغازی و الردة، اخبار عمر ،اخبار عثمان ، کتاب الدار ، الغارات ، اخبار زید ، اخبار محمد [نفس زکیه و برادرش ]ابراهیم [7]. جابر بن یزید جعفی با کتابهای : کتاب الجمل ، کتال صفین ، کتاب النهروان ،کتاب مقتل امیرالمومنین ، کتاب مقتل الحسین [8]. علی بن حسن بن علی بن فضال با کتابهای : کتاب الدلائل ، کتاب الانبیاء ، کتاب البشارات ، کتاب الکوفه [9]. عبدالعزیز جلودی ازدی ، نفر بعدی است که کتابهایش عبارتند از : کتاب الجمل ، کتاب ا لصفین ، کتاب الحکمین ، کتاب الغارات ، کتاب الخوارج ، کتاب ذکر علی و فی حروب النبی ، کتاب مآل الشیعه بعد علی ، اخبار التوابین و عین الورده ، اخبار المختار ، اخبار علی بن الحسین ، اخبار ابی جعفر محمد بن علی ، اخبار محمد بن عبدالعزیز ، اخبار من عشق من الشعراء ، اخبار القریش و الاصنام ، کتاب طبقات العرب و الشعراء ، کتاب خطب النبی ، کتاب خطب عثمان ، کتاب رسائل عمر ، کتاب رایات الازد ، کتاب مناظرات علی بن موسی الرضا [10]. احمد بن اسماعیل بجلی با کتاب : کتاب العباسی [11]. علی بن احمد جوانی با کتابهای : اخبار صاحب فخ ، اخبار یحیی بن عبدالله بن حسن .[12]احمد بن محمد بن خالد برقی با کتاب : کتاب المغازی ،کتاب الشعر و الشعراء، کتاب البلدان و المساحة، کتاب التاریخ ، ،کتاب الانساب [13]. ابان بن عثمان احمر بجلی با کتابهای در موضوع اخبار الانبیاء ،سیره رسول الله [14] . [1] -البدایه و النهیة،ج 3 ،ص 242 . سبل الهدی والرشاد ،ج 4 ، ص 20 . [2] - رجال نجاشی ،ص 213 [3] - تنقیح المقال ،ج1 ،ص 150 [4] - الفهرست ابن ندیم ،ص 166 [5] - مقدمه مناقب الامام امیرالمونین ،ج1 ،ص 12 [6] - رجال نجاشی ،ص 347 [7] - رجال نجاشی ،ص 18 [8] - رجال نجاشی ، ص 129 [9] - رجال نجاشی ، ص 258 ،ش 676 . [10] - رجال نجاشی ، ص 244- 241 . [11] - رجال نجاشی ، ص 97 ،ش 242 . [12] - رجال نجاشی ، ص 263 . [13] - رجال نجاسی ، ص 76 ، ش 182 . [14] - الفهرست ، ص 18 و 19 .
انتظاراتامام حسن(ع)از شيعيان نوشتاری که پیش رو دارید بیان برخی انتظارات و توصیه های امام حسن مجتبی(علیه السّلام) است به امت اسلامی بخصوص شیعیان و کسانی که خواهان دستیابی به هدایت الهی و صراط مستقیم هستند. با هم این مطلب را که از سایت تبیان انتخاب شده، از نظر می گذرانیم.
1-خدا محوری از مهمترین انتظاراتی که تمام انبیا و اولیا از بندگان خدا، داشته اند و دارند این است که مردم در کارها و رفتارها خدا محور باشند و رضایت الهی و خداوندی را در تمام امور، محور و اساس قرار دهند.
امام حسن مجتبی(علیه السّلام) نیز که خود خدامحور و سراپا اخلاص بود، از امت اسلامی و شیعیان خویش انتظار دارد که رضایت الهی را محور فعالیت خویش قرار دهند. این توقع را گاه با بیان زیان مردم محوری و خارج شدن از محور رضایت الهی ابراز می دارد، آنجا که فرمود: «من طلب رضی الله بسخط الناس کفاه الله امور الناس و من طلب رضی الناس بسخط الله و کله الله الی الناس؛ (1) هر کس رضایت خدا را بخواهد هرچند با خشم مردم همراه شود؛ خداوند او را از امور مردم کفایت می کند و هر کس که با به خشم آوردن خداوند، دنبال رضایت مردم باشد، خدا او را به مردم وامی گذارد.»
حضرت گاه فوائد خدا محوری و در نظر گرفتن رضایت الهی را به زبان می آورد و می فرماید: «انا الضامن لمن لم یهجس فی قلبه الا الرضا ان یدعو الله فیستجاب له(2) من ضمانت می کنم برای کسی که در قلب او چیزی نگذرد جز رضا ]ی خداوندی[، که خداوند دعای او را مستجاب فرماید.»
راوی از حضرت امام حسن(علیه السّلام)این مهم را چنین نقل می کند: امام حسن روز عید فطر بر گروهی از مردم گذر کرد که مشغول بازی و خنده بودند، بالای سر آنها ایستاد و فرمود: «اتن الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه فیستبقون فیه بطاعته الی مرضاته فسبق قوم ففازوا و قصر آخرون فخابوا؛(3) به راستی، خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه برای خلق قرار داده است تا به وسیله طاعت او برای جلب رضایت خداوند بر یکدیگر سبقت گیرند. مردمی سبقت گرفتند و کامیاب گشتند و دیگران کوتاهی کردند و ناکام ماندند.»
رسیدن به رضایت الهی آرزوی تمام انبیا بود.لذا در روایت آمده است که «موسی(علیه السّلام) عرض کرد: خدایا! مرا به عملی راهنمایی کن که با انجام آن به رضایت تو دست یابم. خداوند وحی کرد که ای فرزند عمران! رضایت من در سختی و گرفتاری تو است که طاقت آن را نداری. موسی به سجده افتاد و مشغول گریه شد...، سرانجام وحی شد که ای موسی! رضایت من در رضایت تو به قضا و تقدیرات من است.»(4)
2-فراگیری دانش علم و دانش کلید خیرات و دستیابی به سعادت است. بدون دانش نه راه سعادت معلوم است و نه حرکت ممکن؛ به همین جهت از مهم ترین ماموریتهای انبیا در طول تاریخ، تعلیم کتاب و آموزش مسائل دینی و تربیتی بوده است. از مهمترین توقعات امامان معصوم علیهم السلام از مسلمانان این است که اهل دانش و فراگیری حکمت باشند.
امام حسن مجتبی(علیه السّلام) فرمودند: «علم الناس علمک و تعلم علم غیرک؛ (5) دانش خود رابه مردم بیاموز و دانش دیگران را یادگیر.»
خداوند تمام امکانات فراگیری دانش را در اختیار ما قرار داده است. لذا لازم است که از چشم و گوش و فرصتها بیشترین استفاده را ببریم و با فراگیری دانش، شک و شبهه را از دل و درون خویش بیرون برانیم.
چنانکه حضرت می فرماید: «ان ابصر الابصار ما نفذ فی الخیر مذهبه و اسمع الاسماع ما وعی التذکیر و انتفع به واسلم القلوب ما طهر من الشبهات؛ به راستی، بیناترین دیده ها آن است که در خیر نفوذ نماید، و شنواترین گوشها آن است که تذکرات ]دیگران[ را بشنود و از آن بهره مند شود و سالم ترین دلها آن است که از شک و شبهه پاک باشد.(6) ادامه دارد...