سلام
آقایی تعریف می کرد که مشکلی از نوع افسردگی پیدا کرده بود و ایشون به یک مشاور خدانشناس مراجعه کرده بود،حرفم رو خلاصه کنم که پس از بررسی این آقای مشاور به این شخص پیشنهاد داده بود که سعی کن معاشرت خودت رو با دیگران بیشتر کنی،سعی کنی با یک خانم دوست بشی و ...،همین مشاور زمانی که درباره ازدواج موقت از ایشون سوال شده بود شروع به علت تراشی کرده بودند که ازدواج موقت باعث تنوع طلبی می شود،ازدواج موقت باعث فروپاشی ازدواج دائم می شود،ازدواج موقت باعث تاخیر افتادن ازدواج دائم می شود ووووووو
در واقع در نظر این افراد روابط نامشروع و گناه ارجحیت دارد بر عمل مشروعی که مورد رضای خداست...
این افراد وقتی سخن از روضه امام حسین پیش می آید باز هم نگران مردم می شوند که روضه و گریه بر امام حسین باعث افسردگی می شود و چه ضرر هایی که ندارد
این ها همان هایی هستند که وقتی سخن از حجاب فاطمی پیش می آید می گویند چادر مشکی افسردگی می آورد و جالبتر آنکه دنبال حدیث و روایت می گردند که رنگ مشکی مکروه است.
اگر شما خودتان کمی فکر کنید با تفکر این قشر آشنا می شوید که زمانی که به عمل شرعی می رسند شروع می کنند با دلایلی که می آورند سعی بر آسیب زا بودن احکام الهی کنند و اگر دقیقا و همه جانبه آن مسئله نگاه شود و موشکافی شود سست بودن آن ادله مطرح شده کشف می شود اما به هر حال احاطه به تمام جوانب احکام الهی هم برای ما قابل درک نیست بنا بر این به عنوان یک مسلمان باید تسلیم احکام الهی نیز باشیم قران می فرماید:
وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و خدا میداند، و شما نمیدانيد. سوره بقره ایه 216
اگر فردی بگوید هر حکمی باید الزاما برای ما قابل درک و فهم باشد، منظورش این است که دانش و درک انسان در سطح دانش خداوند است. این تلقی از انسان و درک و فهم او با تعریف مسلمانی در قرآن سازگار نیست. خداوند در قرآن میفرماید «فما اوتیتم من العلم الا قلیلا» یعنی خداوند دانش اندکی در اختیار انسان قرار داده است. موردی هم که حساب کنیم، میبینیم در اسلام مسائلی وجود دارد که ما نمیفهمیم، در عیادات که فراوان است؛ حتی برخی مسائل غیرعبادی هم برای ما قابل درک نیست. در قرآن داریم «الله یعلم و انتم لاتعلمون» یا اینکه خداوند در ذیل آیه ارث مهر جهل بر فکر ما زده است. بنابراین ما نمیتوانیم تمام زوایای احکام الهی را دریابیم.
پس جواب کلی که ما به این آسیب تراشی های می دهیم این است که شارع مقدس در تشریع ازدواج موقت همه جوانب و لوازم آن را لحاظ کرده است. اگر ملاحظه مذکور، موجب محدودیت در توصیه به این ازدواج بود شارع هم استحباب آن را مطلق جعل نمی کرد.
حتی اگر برخی تبعاتی که برای یک حکم به نظر ما می رسد صحیح باشد ولی وقتی می بینیم شارع آن را مطلق جعل نموده است می فهمیم که مصالحی وجود داشته است که غالب بر این تبعات بوده و آن مصالح ایجاب کرده که آن حکم مطلق باشد.
ملاحظه مقاطعی که این ازدواج رایج بوده است نشان می دهد که هیچ گاه به طور عام منجر به ترک ازدواج دائم به گونه ای که تهدید بنیان خانواده باشد و بروز آسیب های مطرح شده توسط مخالفین نشده است.
ان شاء الله در ادامه مطالب دیگری مطرح خواهد شد اگر موضوع به یکی از کارشناس های بخش مشاوره ارجاع شود برای توضیح پیرامون اینکه آیا برخی از مشاورین فکر می کنند که احاطه آنها بر موضوعات بیشتر از خداوند است که برخی از آنها احکامی که خداوند با در نظر گرفتن همه جوانب توصیه نموده را توصیه نمی کنند و عمل نامشروع و خلاف شرع را توصیه می کنند؟ از نظر شما که روانشاس هستید چه علتی این کار آنها می تواند داشته باشد؟