سیر و سلوک

درس خواندن به قصد سیر و سلوک

انجمن: 

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:

نقل قول:

سلام
آیا درس خواندن در علوم طبیعی و تکنولوژیکی اگر به قصد پیشرفت جامعه مسلمین باشد می تواند در سیر وسلوک کمک کننده باشد؟

با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید :Gol:

معرفی کتاب هایی در موضوع اخلاقی ، عرفانی و سیر و سلوک

به نام خداوندپرورش دهنده ی دلها
خواهشمندم کتب دستورالعملهای سلوکی علمارامعرفی کنیین
علی یارتون

سلوک توحیدی

بسمه تعالی

روح دين اسلام توحيد است و عرفان آن هم در حقيقت آميخته با توحيد است.
دين اسلام که دستور زندگي انسان و راهکار سعادت او است با توحيد زنده و کارآمد مي شود و اگر انسان بخواهد به کمال و سعادت واقعي خود که قرب به خداي متعال است برسد بايد با اين اکسير احيا شود و با روش توحيد زندگي کند.
اين روش به گستره زندگي يک انسان مومن, بسيار گسترده است, لکن در اين مجال تنها به سرفصل هايي به صورت فهرست وار اشاره مي شود تا راهگشاي سالکان حقيقت براي برنامه ريزي بهتر باشد.


تعريف سير و سلوک توحيدي:

انسان موجودي خداگونه است. خداي متعال انسان را به صورت خويش زيبا و کامل آفريد. ان الله خلق آدم علي صورته. (عيون مسائل نفس و شرح آن ، ج 1 ص 82.) و خليفه خود در زمين قرارش داد. و اذ قال ربك للملائكة اني جاعل في الارض خليفة. (بقره, 30) به خاطر همين ملائکه بر او سجده کردند, قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس. ( بقره, 34) و براي او فراوان پيامبران فرستاد با کتاب هاي آسماني, تا اين خداگونگي را از مرحله استعداد به فعليت درآورند و انسان آينه تمام نماي خدا در روي زمين گردد. در اين راستا زندگي نيز فرصتي است براي خدايي شدن و عمر انسان اگر در اين مسير هزينه نشود, خسارت خواهد بود, ان الانسان لفي خسر الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات. انسان در زيانکاري است, مگر کساني که ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند. (عصر, 2و3)
بنابراين هدف از سير و سلوک, خدايي شدن يا خداگونه شدن انسان و فعليت بخشي به استعداد خليفه اللهي است که از طريق توحيد و خدامحوري حاصل مي شود. از طرفي هم خدايي شدن انسان با موانعي روبرو است که عمده آن غفلت است که خود معلول عواملي مانند شيطان و نفس است. با اين مقدمه در تعريف سير و سلوک مي توان گفت: سير و سلوک رفع غفلت از ياد خدا به وسيله مبارزه با شيطان و هواي نفس و تمرين خدامحوري در زندگي و روش مراقبت از خود در راستاي خدايي شدن و تقرب انسان به خداوند است.
انسان مانند بطري اي مي ماند که ابتدا پر از هوا است و بايد در طي مراحل سير و سلوک و تهذيب نفس, آن را از خدا پر کند و هوا را از وجود خويش تخليه نمايد. سير و سلوک چنين هويتي دارد. پرکردن خود از خدا و خالي شدن از هر چه غير خدايي است.

منظور از سیر و سلوک و کشف و شهود و مکاشفه چیست؟

با سلام و عرض ادب و احترام و تسلیت بمناسبت ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

سوال من این است که :

اولا منظور از سیر و سلوک و کشف و شهود و مکاشفه چیست و این حالات برای چه است و در آن چه اتفاقی رخ میدهد ؟ و این کشف و این سیر در چه چیزی انجام میگیرد ؟ ( یا بعبارتی در طی مکاشفه و کشف و شهود ، چه چیزی کشف میشود ؟ و در طی سیر و سلوک در چه چیزی یا جایی سیر صورت میپذیرد و چه اتفاقی می افتد ؟ )

در ثانی آیا این گونه اعمال ( مکاشفه و شهود و سلوک) ریشه ای در قرآن و سنت دارد یا خیر ؟

با تشکر ...:Gol:

مراحل و منازل سیر و سلوک عرفا

بسمه تعالی

عرفا براى رسيدن به مقام عرفان حقيقى، به منازل و مقاماتى قائلند كه عملا بايد طى شود و بدون عبور از آن منازل، وصول به عرفان حقيقى را غير ممكن مى‏ دانند.عرفان با حکمت الهى وجه مشتركى دارد و وجوه اختلافى. وجه مشترك اين است كه هدف هر دو «معرفة الله‏» است. اما وجه اختلاف اين است كه از نظر حكمت الهى، هدف خصوص معرفة الله نيست، بلكه هدف معرفت نظام هستى است آنچنانكه هست. معرفى كه هدف حكيم است نظامى را تشكيل مى ‏دهد كه البته معرفة الله ركن مهم اين نظام است، ولى از نظر عرفان هدف منحصر به معرفة الله است. از نظر عرفان معرفة الله معرفت همه چيز است، همه چيز در پوتو معرفة الله و از وجهه توحيدى بايد شناخته شود و اينگونه شناسائى فرع بر معرفة الله است.


ثانيا معرفت مطلوب حكيم، معرفت فكرى و ذهنى است، نظير معرفتى كه براى يك رياضيدان از تفكر در مسائل رياضى پيدا مى‏ شود. ولى معرفت مطلوب عارف، معرفت‏ حضورى و شهودى است، نظير معرفتى كه براى يك آزمايشگر در آزمايشگاه حاصل مى‏ شود. حكيم، طالب علم اليقين است و عارف، طالب عين اليقين.
ثالثا وسيله‏ اى كه حكيم به كار مى ‏برد عقل و استدلال و برهان است، اما وسيله اى كه عارف به كار مى‏ برد قلب و تصفيه و تهذيب و تكميل نفس است‏ حكيم مى‏ خواهد دوربين ذهن خود را به حركت آورد و نظام عالم را با اين دوربين مطالعه كند، اما عارف مى‏ خواهد با تمام وجودش حركت كند و به كنه حقيقت هستى برسد و مانند قطره اى كه به دريا مى‏ پيوندد، به حقيقت بپيوندد.


كمال فطرى و مترقب انسان از نظر حكيم در فهميدن است، و كمال فطرى و مترقب انسان از نظر عارف در رسيدن است. از نظر حكيم انسان ناقص مساوى است با انسان جاهل، و از نظر عارف، انسان ناقص مساوى است با انسان دور و مهجور مانده از اصل خويش. عارف كه كمال را در رسيدن مى ‏داند نه در فهميدن، براى وصول به مقصد اصلى و عرفان حقيقى، عبور از يك سلسله منازل و مراحل و مقامات را لازم و ضرورى مى‏ داند و نام آن را «سير و سلوك‏» مى ‏گذارد. سير و سلوك عبد به سوى خدا، سيرى عمودى است; نه افقى و منظور از «عمودى‏» در اين جا، عمودى در هندسه الهى است، نه در هندسه طبيعى; يعنى به «مكانت ‏برتر» راه يافتن است، نه به «مكان برتر» رفتن. از اين رو زاد و توشه اى طلب مى‏ كند تا انسان را در سير به مكانت‏ برتر كمك كند. خداوند از سير و سلوك به عنوان يك سفر صعودى و عمودى ياد مى‏ كند و در سوره «مجادله‏» مى ‏فرمايد: «
يرفع الله الذين امنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات‏» (سوره مجادله، آيه 11) : كسى كه سير صعودى كند، «مرتفع‏» مى‏ شود و ذات اقدس اله از اين سير به «رفع‏» ياد مى‏ كند، چنانكه در سوره «فاطر» از اين سير به «صعود» تعبير شده است: «اليه يصعد الكلم الطيب و العمل الصالح يرفعه‏» (سوره فاطر، آيه 10) .


بنابراين، از اين دو تعبير «رفع‏» و «صعود» ، معلوم مى‏ شود كه سير و سلوك، عمودى و مكانت طلبى است، نه افقى و مكان‏ خواهى; چون سير به طرف مكان، گرچه مكان برتر باشد باز افقى است; نه عمودى و خدا از رفعت كسانى مانند حضرت ادريس (عليه السلام) كه اين سفر را پشت ‏سر گذاشته ‏اند، چنين ياد مى ‏كند:«
و رفعناه مكانا عليا» (سوره مريم، آيه 57) كه منظور از آن، مكانت عاليه است، نه مكان صورى و ظاهرى، و ذات اقدس خداوند در وصف خود نيز به عنوان كسى كه داراى درجات رفيعه است ‏ياد مى‏ كند:«رفيع الدرجات ذو العرش‏» (سوره غافر، آيه 15) . بنابراين،سير الى الله يعنى سير به طرف درجات رفيعه، و مؤمنان، از درجات رفيعه و عالمان، از درجات برتر و بيشترى برخوردارند و «كلمه طيب‏» هم به آن سمت صعود مى‏ كند، و چون كلمه طيب كه همان معرفت و عقيدت صائب است، با روح عارف معتقد عجين مى‏ گردد، بازگشت صعود عرفان و عقيده صائب به صعود عارف معتقد است.

تازیانه های سلوک**فقط و فقط برای طالبان کمال و سالکان إلی الله**

انجمن: 

بسم الله الرحمن الرحیم

تازیانه های سلوک تلنگری است برای سالکان کوی دوست در بازار هزار رنگ دنیا،امید آنکه شهاب ثاقبی باشد بر دلهای زنگار گرفته ما.آمین

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بسمه تعالی

تمام كارهاى ما براى لذات نفسانى و براى اداره كردن بطن و فرج است . ما شكم پرست و شهوت پرستيم .
ترك لذت براى لذت بزرگ تر مى كنيم . وجهه نظر و قلبه آمال ما، راه انداختن بساط شهوات است . نماز كه معراج قرب الهى است ، ما بجا مى آوريم براى قرب به زن هاى بهشت . ربطى به تقرب حق ندارد. مربوط به اطاعت امر نيست . با رضاى خدا هزاران فرسنگ دور است .
اى بيچاره ! بى خبر از معارف الهيه كه جز اداره شهوت و غضب خود، چيز ديگر نمى فهمى . تو مقدس (مواظب ) به ذكر و ورد و مستحبات و واجبات و تارك مكروهات و محرمات متخلق به اخلاق حسنه و متجنب از سيئات اخلاق در ترازوى انصاف بگذار كارهايى را كه مى كنى از براى رسيدن به شهوات نفسانى و نشستن بر تخت هاى زمردين و هم آغوش شدن با لعبت هاى شوخ و شنگ بهشتى و پوشيدن لباس هاى حرير و استبرق و سكنا كردن در قصرهاى نيكو منظر و رسيدن به آرزوهاى نفسانى . آيا بايد اين ها را كه تمام براى خود خواهى و پرستش نفس است ، به خدا نسبت داد و پرستش حق دانست ؟ آيا شما با عمله اى كه براى مزدكار مى كند، چه فرقى داريد، كه اگر او بگويد من محض صاحب كار اين عمل را كردم او را تكذيب مى كنند؟ آيا شما دروغگو نيستيد كه مى گوييد نماز مى كنم براى تقرب به خدا؟ آيا اين نماز شما براى نزديكى به خدا است ، يا براى تقرب به زن هاى بهشت است و رسيدن به شهوات است ؟
فاش بگويم ، پيش عرفاى بالله و اولياى خدا، تمام اين عبادات ما از گناهان كبيره است . بيچاره در حضور حضرت حق جل جلاله و در محضر تمام ملائكه مقربين او، بر خلاف رضاى حق رفتار مى كنى ، و عبادتى كه معراج قرب حق است براى نفس اماره و شيطان مى كنى . آن وقت حيا نكرده ، در عبادت چندين دروغ در محضر ربوبيت و ملائكه مقربين مى گويى و چندين افترا مى زنى و منت گذارى هم مى كنى ، و عجب و تدلل هم مى نمايى و خجالت هم نمى كشى ، اين عبادت من و تو با معصيت اهل عصيان كه اشد آن ها (ريا) است ، چه فرق دارد؟ زيرا كه ريا، شرك است و بدى و بزرگى آن از جهت آن است كه عبادت را براى خدا نكردى . تمام عبادات ما شرك محض است و شائبه خلوص و اخلاق در آن نيست . بلكه رضاى خدا به طريق اشتراك هم در آن مدخليت ندارد. فقط براى شهوات و تعمير (و) اداره بطن و فرج است .
اى عزيز نمازى كه براى خاطر خواهى زن باشد - چه زن دنيايى يا بهشتى - اين نماز خدا نيست . نمازى كه براى رسيدن به آمال دنيا باشد يا آمال آخرت ، به خدا ارتباط ندارد. پس چرا اين قدر ناز و غمزه فروشى مى كنى ، و عشوه و غنج و دلال مى كنى ، به بندگان خدا به نظر حقارت نگاه مى كنى ، خود را از خاصان درگاه حق محسوب مى دارى ؟ بيچاره تو با همين نماز، مستحق عذابى و مستوب زنجير هفتاد ذراعى هستى .
پس چرا خود را طلبكار مى دانى ، و براى خود در همين طلبكارى و تدلل و عجب ، عذابى ديگر تهيه مى كنى ؟ اعمالى را كه مامورى ، بكن و متوجه باش كه از براى خدا نيست . و بدان كه خداى تعالى با تفضل و ترحم تو را به بهشت مى برد، و يك قسمت از شرك را خداى تعالى براى ضعف بندگانش ‍ به آن ها تخفيف مى دهد و به واسطه غفران و رحمتش ، پرده ستاريت به روى آن ها پوشيده است . بگذار اين پرده دريده نشود، و حجاب غفران حق به روى اين سيئات كه اسمش را عبادت گذاشتيم ، افتاده باشد، كه خداى نخواسته اگر اين ورق برگردد و ورق عدل پيش آيد، گند عبادات ما كم تر از معصيت هاى موبقه اهل معصيت نيست .


(امام خمینی/چهل حديث ، ص 62 و 63)

زنبور و طریق سالکان و عارفان

انجمن: 

با سلام و خسته نباشید خدمت کاربران و کارشناسان محترم

داشتم سوره نحل رو میخوندم تا به معلمم ارائه بدم به یه ایه رسیدم خیلی برام جالب بود هر چند اونهایی که اهل قران هستنن همه میدونن اما من که شاگردم فقط تازه دارم نگاه میکنم،

سوره نحل که خطاب به زنبورمیفرماید:
ثم کلی من کل الثمرات فاسلکی سبل ربک ذللا یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للناس ان فی ذلک لایه لقوم یتفکرون(69)

سپس از همه میوه ها بخور و راه های پروردگارت را مطیعانه طی کن. از شکم انها شربتی رنگارنگ بیرون می اید که در ان شفای مردم است . به راستی در این برای مردمی که تفکر می کنند نشانه هست.(69)

تو این ایه خطاب به زنبور بود اما خیلی با ظرافت راه سالک و عارفان رو نشون میداد هر چند خیلی تو این مسائل نیستم اما برام جالب بود که وقتی فردی به این روش پیش بره خداوند توی اون فرد برای ادمها شفا قرار میده مثل امام زاده ها که ایت الله بهجت فرموده اند امام زاده ها مثل ویتامین میوه ها هر کدوم خاصیتی دارند.

من توی این ایه یاد زنان مومنه هم افتادم که اگه همین راه رو طی کنند خداوند به اونها فرزندهای صالح میده و در شکم هاشون فرزندهای مختلف قرار میده که هر کدومشون به یه درد برا مردم میخورن ، و از همه اونها بالاتر حضرت فاطمه سلام الله علیها.

دوست دارم نظرات شما رو هم بدونم لطفا هر انچه میدونید از این ایه بزرگ بگیید.

با تشکر از همه دوستان:Gol:

مهلک ترین بیماری سالک إلی الله از نظر میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(ره)

[="Tahoma"][="Navy"]بسمه تعالی

اگر کسی اغلب اوقاتش را به عبادت مشغول باشد،مثل اکثر مردم به خصوص اهل علم که بیشتر اوقاتشان را به تحصیل علوم ربانی که از شریف ترین عبادت ها است می گذرانند، ولی در دل نور و صفائی ندید و معرفتش رو به فزونی نبود،به طور قطع و یقین بداند که اعمال معیوب است و او در زمره زیانکاران قرار دارد.
کسانی که به قول قرآن: سعی و کوششان در این زندگانی دنیا گم گشته و خود چنین می پندارند که در زمره نیکوکاران هستند.
چنین کسی باید از این برحذر باشد که در پیشگاه خداوند از اموری آشکار شود که خود خبر ندارد،و آن روز که پرده ها به کناری رود،او در میزان عمل خود به جای ثواب،گناه بیند.
مثلا نمازش را در کفه ی گناهانش و یا تحصیل علمش را تحصیل جاه و مقام و نام آوری مشاهده کند.
در مدت پنجاه یا شصت سال عمر،عملش عمل اهل الله باشد و خود را در زمره مقدسین و اهل تقوا بداند و مردم هم او را به این عنوان بشناسند و به مومن و متقی و مجاهد فی سبیل الله معروف باشد،ولی در آخرت،آدنی ریا کار و حیله گر و فاجر و بلکه منافق و کافر از کار درآید،که باید از غرور و شیطان به خدا پناه برد.[/][/]

پای درس استاد سلوک،آیت الله پهلوانی(ره)-منطق الطیر عطار

بسمه تعالی

یکی از اساتید بزرگ سیر سلوک که از علامه طباطبائی(ره) اجازه تربیت شاگرد سلوکی داشتند،آیت حق مرحوم شیخ علی سعادت پرور معروف به پهلوانی(ره) می باشند.
این استاد عظیم الشأن که عمر شریف خود را وقف انسان سازی کرده بود،یادگارهای مکتوبی نیز از خود به جا گذاشته اند که برای سالکان،چراغ راه و توشه ای برای سلوکشان می باشد.

در این تاپیک به لطف خدا قصد داریم که از یادداشتهای حضرت استاد درباره رساله منطق الطیر عطار،بیاناتی خدمت عزیزان تقدیم کنیم.
خواهش بنده اینست که عزیزان فقط در باب همین موضوع و سوالاتی که برایشان پیش می آید،پست بزنند.تا همگی از بیانات مرحوم پهلوانی استفاده کامل را ببریم.

به کلاس درس مرحوم سعادت پرور (پهلوانی) خوش آمدید.

نیازمند راهنمایی پیرامون سیر مطالعاتی دراخلاق و عرفان

انجمن: 

باسلام و دعای خیر
هفت ماهی میشه که با فوت پدر و دیدن غسل و کفن او روی سکوی غسالخانه،یکباره از خواب غفلت بیدار شده و با خواندن کتاب پرواز روح سیدحسن ابطحی با وادی سیر و سلوک و تهدیب و تزکیه نفس آشنا شدم.زبانم قاصر از اینه که حال و روزم رو شرح بدم.همین رو بگم که آواره و دربدر شدم.از آنجا که مرحوم پدرم جزء دراویش گنابادی بود در خصوص این گروه و مسلک مطالعه کردم اما ایراداتی مشاهده کردم.در خصوص آثار سید حسن ابطحی تحقیق کردم با هجوم اهل فن به ادعاهای ایشان مواجه شدم.از طرفی تو این دوره استاد دستگیر بسیار کمیاب و گمنامه،فقط باید در حسرت لطف خدا سوخت.با توجه به اینکه در اصفهان زندگی میکنم خواهشم اینه که بفرمایید :
1-چه راهنماییهای اساسی و اصولی دارید واسه کسی که 41 سالشه و تازه فهمیده بیخود معطله،چه خاکی تو سرم بریزم؟
2-طبیعیه که در این مسیر باید آگاه بود و سواد داشت،واسه کسی که تو این زمینه سواد کمی داره و میخواد از صفر شروع کنم و در موضوع عرفان نظری اطلاعات کسب کنم چه پیشنهاداتی دارید؟یک الگوی مطالعاتی میخوام با رعایت پیشنیازها و ملزومات آن.از آسان به مشکل،از سبک به سنگین،از ابتدایی تا پیشرفته.مثلا بگید از اعتقادات شروع کن با این منابع،بعد به فلسفه و کلام با این منابع برو تا در نهایت به عرفان نظری و عملی برسی.
3-از همان تاریخ شروع بیداری به نماز و نافله شب،ذکر و فکر مدام و ادعیه و زیارات،قرائت قرآن و . . . . بسیار اهمیت داده وبا کمال میل و اشتیاق به عباداتم سر وسامان دادم اما فکر میکنم هنوز دارای سامان مطلوب نیست.
نیاز به راهنمایی جامع دارم.اگه روشنم کنید شما را از دعای سحر فراموش نخواهم کرد.

کارشناس بحث : استاد