ازدواج

چرا پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) در زمان همسر اولشان ازدواج مجدد نکردند؟

انجمن: 

سلام
این شبهه ای است که در تاپیک های مختلفی ضمن موضوعات دیگر مطرح شده اما چون مستقلا به آن پرداخته نشده است و پاسخ های پراکنده ای داده شده این تاپیک را زدیم تا پاسخی به این شبهه داده شود و کارشناس محترم هم نظر خودش را ذکر کند:

طبق نظر مشهور فقها ازدواج مجدد مستحب است
( مسألة ) : الاستحباب لا يزول بالواحدة ، بل التعدد مستحب أيضا قال تعالى ( فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنى وثلاث ورباع ) والظاهر عدم اختصاص الاستحباب بالنكاح الدائم أو المنقطع ، بل المستحب أعم منهما ومن التسري بالإماء .
العروه الوثقی،ج5،ص:457

شبهه ای که مطرح می کنند این است که اگر ازدواج مجدد مستحب است پس چرا حضرت محمد در زمان حضرت خدیجه و حضرت علی در زمان حضرت فاطمه به این مستحب عمل نکردند؟!

جوابی که بنده از منابع مختلف جمع اوری نمودم به این شرح است که اگر کارشناس محترم مطلبی اضافه بر این دارد بیان کند:

[HL]اولاً[/HL]،سایر ائمه به این مسئله عمل نکردند که در تاپیک http://www.askdin.com/thread47822.html#post662815 بررسی شد که این شیوه فقط در زندگانی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و امام علی(علیه السلام) مشاهده می شود،آنهم به این صورت بوده است که با توجه به شخصیت و جایگاه ویژه حضرت خدیجه(سلام الله علیها) تا زمان حیات حضرت خدیجه(سلام الله علیها)پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) با زن دیگری ازدواج نکردند،همچنین با توجه به مقام عصمت حضرت زهرا(سلام الله علیها) امام علی(علیه السلام) هم تا زمانی که آن بانوی دو سرا زنده بودند با زن دیگری ازدواج نکردند اما مثلا امام صادق با وجود همسری مثل حمیده ازدواج مجدد داشته اند حمیده کسی است که امام صادق زنان را به برای پاسخ به سوالات به او ارجاع می داد و همچنین امام صادق(ع) نیز درباره او می فرماید: حمیده، پاکیزه از پلیدی ها و مانند شِمش طلاست. ملائکه، همواره از وی مراقبت می کردند تا کرامتی از سوی خداوند برای من و حجت بعد از من به دستم رسید.(کلینی، ج 1، ص 477) پس اگر همه امامان ما با وجود همسر اوّل همسر ديگري اختيار نمي كردند مي شد فهميد كه امامان ما هم با اين امر موافقند ؛ ولي اگر يك امام بزرگوار همچون علي عليه السلام با وجود حضرت زهرا سلام الله عليها به ازدواج دوم مبادرت نكرد حتماً شرايطشان اقتضاء نمي كرد . ولي مي دانيم كه ساير امامان ما كه عمل آنها نيز براي ما حجّت است به ازدواج دوم و سوم و ... با وجود همسر اوّل مبادرت نموده اند همچون امام حسين عليه السلام و امام كاظم عليه السلام و ساير ائمه عليهم السلام ...

[HL]ثانیاً[/HL]، ممکن است آنان در آن زمان با وجود خدیجه و فاطمه‏ علیهما السلام نیازى به این مسئله نداشته‏ اند؛ زیرا اگر زن داراى تمام کمالات و محاسن باشد، نیاز به چندهمسرى به وجود نخواهد آمد.

[HL]ثالثاً،[/HL] شاید امکانات و شرایط چندهمسرى در آن زمان براى آنها وجود نداشته است؛ زیرا همان‏گونه که گفته شد، چندهمسرى داراى شرایطى است و یکى‏ از آن شرایط، ایجاد عدالت بین آنهاست و اگر نتوان بین چند همسر عدالت برقرار نمود، باید به یک زن اکتفا کرد؛ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً. در نتیجه، ممکن است ایجاد عدالت بین شخصى مثل خدیجه و حضرت زهرا علیها السلام با سایر زنان مشکل بوده باشد و حتى در نظام خانواده، ایجاد خلل نماید؛ زیرا اگر بین آنها به تساوى برخورد شود، ظلم است (تساوى با عدالت فرق دارد). عدالت آن است که با هر کس طبق شأن خود رفتار شود و اگر به عدالت واقعى و طبق مقامات و شئونات آنان عمل شود، چه بسا زنان دیگر، تحمل نداشته، شدت حسادت زنانگى و بشرى آنها، نظام خانواده پیامبر و على‏ علیه السلام را مختل مى‏کرد.

[HL]رابعاً[/HL]، هر حکم عامى، مى‏تواند داراى تخصیص باشد؛ یعنى با وجودى که چندهمسرى به خودى خود و فى نفسه مباح است، ولى گاهى برخى موارد، خصوصیت خاص دارد؛ به عنوان مثال، خدیجه کسى بود که پیامبر در شأن او فرمود:

خدیجه و اَینَ مثل خدیجه، صَدَّقَتْنى حینَ کَذَّبنى الناس و ازرتنى على دین‏اللَّه و اَعانَتْنى بمالها؛
خدیجه و کجا مانند خدیجه پیدا مى‏شود؟ او در زمانى که همه مرا تکذیب مى‏کردند، تصدیقم نمود و بر دین خدا یارى‏ام کرد و با همه مال خود کمکم نمود.

همچنین در روایت دیگرى رسول خدا صلى الله علیه وآله و سلم فرمودند: انّ جبرئیل‏ علیه السلام قال لىِ لیلةً اُسْرِىَ بى‏حین رَجَعتُ و قلت یا جبرئیل هل لک مِن حاجةٍ؟ قال حاجتى اَنْ تقرأ على خدیجه من اللَّه و مِنّى السلام؛
هنگامى که از معراج برمى‏گشتم، به جبرئیل گفتم: آیا درخواستى دارى؟ جبرئیل گفت: درخواست من از تو این است که از طرف من و خداوند به خدیجه سلام برسانى. در تاریخ نیز ثبت شده که پیامبر در روز دوشنبه به رسالت مبعوث گشت و نماز خواند و خدیجه در آخر همان روز به نماز ایستاد. و در مورد حضرت فاطمه؛ هم که قلم از توصیف فضایل و خصوصیات حضرت زهرا علیها السلام عاجز است. او کسى است که پیامبر او را «ام ابیها» خواند و در شأنش فرمود: او سیده نساء عالمین است و سوره انسان، در شأن او و شوهر و فرزندانش نازل شد. در نتیجه، نمى‏توان زن دیگرى را پیدا کرد که شرایط شراکت در زندگى با آن دو بزرگوار را داشته باشند.

[HL]
خامساً
[/HL] شیخ طوسی در امالی از امام صادق علیه السّلام نقل کرده:«تا زمانی که حضرت فاطمه علیها السّلام زنده بود خداوند متعال زنان دیگر را برای علی علیه السّلام حرام کرده بود.»
ابو بصیر اسدی که راوی این حدیث است، می گوید: پرسیدم: چگونه؟ امام علیه السّلام فرمود: «چون فاطمه علیها السّلام همیشه طاهر بود و هرگز حائض نمی شد»
علامه مجلسی در باره این حدیث دو احتمال داده است:
اوّل: چون حائض نمی شد؛ لذا علی علیه السّلام عذری برای ازدواج با زنان دیگر نداشته است.
دوم: جلالت و عظمت شأن فاطمه مانع از ازدواج مجدّد علی علیهما السّلام بوده است.(مجلسی، بحار الأنوار، ج ‏43، ص 153)

بنابر این با توجه به روایت می توان گفت:

1- حضرت زهرا علیها السّلام یک زن عادی نبود. بلکه به فرموده پیامبر صلّی الله علیه و آله ایشان حوریه انسیه،(طبرسی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج ‏2، ص 409.) برترین زن جهان،[مجلسی، بحارالأنوار، ج 25، ص 361] برترین زن بهشتی بودند؛[مجلسی، بحار الأنوار، ج ‏43، ص 37.] از این رو علی علیه السّلام جهت احترام به حضرت فاطمه علیها السّلام با زن دیگری ازدواج نکردند. هم چنان که پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله با وجود حضرت خدیجه علیها السّلام با زن دیگری ازدواج نکردند.

یا اینکه چون حضرت زهرا عادت زنانگی نداشتند؛ لذا حضرت علی با وجود ایشان، نیاز به همسر دیگری نداشت. و یا احتمال داشت، همسر دوم، نتواند حرمت حضرت فاطمه علیها السّلام را نگهدارد.


[HL]سادساً [/HL]روایت داریم که شیخ صدوق نقل کرده است هنگامی که خدیجه در بستر بیماری و وفات بود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در بالین او فرمود: وقتی بر هووهایت وارد شدی سلام ما را به آنان برسان!
خدیجه گفت: هووهای من چه کسانی هستند ای رسول خدا!
پیامبر فرمود:
مریم دختر عمران، کلثم خواهر موسی و آسیه همسر فرعون
خدیجه گفت:
به خیر و خوشی ای رسول خدا!
متن روایت چنین است:
«دخل رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) علی خدیجة و هی لما بها، فقال لها: بالرغم منّا ما نری بک یا خدیجة، فاذا قدمت علی ضرائرک فأقرئیهنّ السلام فقالت: من هنّ یا رسول اللّه ؟ قال(ص): مریم بنت عمران، و کلثم أخت موسی، و آسیة امرأة فرعون، قالت:بالرفاء یا رسول اللّه
منبع:بحارالانوار، ج19، ص24. بیان شباهتها با استفاده از ساره، همسر ابراهیم خلیل الرحمن، احمد حیدری، پیام زن، شماره42 (سال چهارم)، ص24.

[HL]سابعاً [/HL] اگر پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله زندگي خود را با دو يا چند همسري آغاز مي كرد برخي دوستان نادان و دشمنان دانا او را انساني ( نعوذ بالله ) زن باره و هوسران معرفي مي كردند و با استفاده از اين نقطة ضعف ! علاقه مردم و مخصوصاً زنان جوامع مختلف را نسبت به دين مقدس اسلام ، كمرنگ كرده و يا از بين مي بردند . چون به خوبي از احساس ناخوشايند هوو داشتن زنان آگاهي داشتند .
[HL]
ثامناً
[/HL] اگر شرايط سالهاي آخر بعثت و سالهاي آغازين هجرت را ملاحظه كنيم خواهيم دانست كه كثرت اشتغالات علي عليه السلام در امر دفاع از اسلام اجازه و فرصتي به آن حضرت نمي داد تا به اين حكم عمل نمايد ؛ هر چند خوب مي دانيم كه تشريع حكم تعدّد زوجات در دو سال پاياني عمر حضرت زهرا سلام الله عليها بود كه آن دو سال نيز در اوج سختيها و دغدغه هاي علي عليه السلام بود ( زيرا موضوع فتح مكه و غدير خم و رحلت پيامبر اكرم پيش آمد ) . ولي وقتي آن حضرت در بيست و پنج سال سكوت تلخ ؛ فراغتي يافت با ازدواجهاي متعدد به اين حكم عملاً مبادرت فرمود و فرزندان زيادي ( مجموعاً 27 فرزند ) از خود به يادگار گذاشت .

[HL]عاشراً[/HL] مي دانيم كه حضرت خديجه سلام الله عليها در سال دهم بعثت رحلت كردند ولي آية تشريع تعدّد زوجات در اواخر سال هشتم هجري نازل شد يعني حدود يازده سال پس از رحلت حضرت خديجه سلام الله عليها . بنابراين وقتي تا زمان رحلت حضرت خديجه سلام الله عليها ، شريعت و قانوني از جانب خداوند در زمينة تعدّد زوجات بر پيامبر و مسلمانان نازل نشده بود ، پيامبر به چه چيزي مي بايست عمل مي كرد ؟
شايد بگوييد پس چرا پيامبر صلوات الله عليه و آله قبل از نزول آيه ، به چند همسري روي آوردند ؟
در جواب بايد گفت : هر چند آية تجويز و تشريع چند همسري در اواخر سال هشتم هجري نازل شد يعني در دو سال پاياني عمر پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله ، ولي از آنجا كه عمل پيامبر صلوات الله عليه و آله نيز به عنوان شارع مقدس براي مسلمانان حجّت است آنچنانكه خداوند مي فرمايد :
ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ( حشر / 7 )

آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد ( و اجرا كنيد ) ، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد ؛

ايشان بعد از رحلت حضرت خديجه سلام الله عليها وقتي شرايط لازم به وجود آمد به چنين امري اقدام كردند و نزول اين آيه نيز به منزله تأييد عمل پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله و تشريع چنين حكمي براي همة مسلمانان بود .

[HL]عاشرا+1(شماره کم امد:Nishkhand:)[/HL]:خداوند تشريع يك حكم را معلّق بر شخصيت افراد نمي كند ، بلكه اگر حكمي به مصلحت جامعه باشد همه بايد در عمل به آن يا اعتقاد به آن پايبند باشند . بر فرض اگر آية تشريع تعدّد زوجات در زمان حيات حضرت خديجه سلام الله عليها نازل مي شد و اين حكم به مصلحت جامعه مسلمانان بود پيامبر صلوات الله عليه و آله خود را ملزم مي دانست تا با عمل به اين حكم ، راه را براي عمل ساير مسلمانان هموار سازد و در اين امر شخصيت والاي حضرت خديجه و ملاحظه ايشان ، ملاك عمل نبود . همچنانكه پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله از طرف خداوند مكلّف شد با همسر مطلّقة پسرخوانده خود ازدواج كند تا توهّم حرمت ازدواج با همسر پسر خوانده كه در ميان عرب همچون فرزند شمرده مي شد از بين برود . و اين امر هر چند بر رسول خدا صلوات الله عليه و آله سخت و دشوار بود ولي به خاطر مصلحت چنين حكمي به فرمان خداوند عمل كرد .

[HL]عاشرا+2: [/HL]اکثر قریب به اتفاق انبیا تعدد زوجات شیوه آنها بوده که سنت انبیا تعدد زوجات هست در روایت صحیح السندی آمده:
«ثلاث من سنن المرسلين العطر و اخذ الشعر و كثره الطروقه؛ محمر بن خلاد مي گويد شنيدم حضرت رضا(ع) مي فرمود: سه چيز از سنت پيامبران است: عطر زدن، زدودن موهاي زائد بدن و كثرت طروقه». طروقه در اين روايت به فتح طاء به معني همسران خواهد بود بنابراين مراد از آن كثرت همسران و ازدواج خواهد بود(بحار، ج 62، ص 5)

و دلایل دیگر ...

آیا گرفتن حق طلاق توسط زن کار درستی است؟

انجمن: 

با سلام خدمت كارشناس محترم
سؤالي داشتم
بنده هنگام عقد مهريه خيلي پايين انتخاب كردم ولي از همسرم حق طلاق رو گرفتم ، ايشون هم مخالفتي نكردن چون شناخت كامل از هم داشتيم
اما اطرافيان و به خصوص والدين همسرم خيلي من رو بابت اين مساله سرزنش ميكنن
بنده اين كار رو به عنوان پشتوانه زندگي زناشوييم إنجام دادم ولي حالا همين مساله باعث اختلاف شده البته بگم خود همسرم اصلا مشكلي ندارن و رضايت من رو مهم دونستن ولي اطرافيان !....
كار من مگه خلاف شرع بوده ؟ از لحاظ اخلاقي مگه بد بوده ؟ چرا اينهمه سرزنش حتي دوستهاي خودمم سرزنش كردن
حالا واقعا برام سؤال شده چه ايرادي داره حق طلاق با زن باشه چرا مردم ما با اين مساله كنار نميان ؟
وقتي مهريه پايين باشه زن هيچ پشتوانه اي نداره همسر من توان دادن مهر بالا رو نداشتن منم به خاطر رعايت حالشون و البته اعتقاد قلبي خودم مهر پايين زدم ، حق طلاق رو هم براي محكم كاري انتخاب كردم ولي الان همه حتي والدين خودمم مخالف هستن
اين هم بگم حق طلاق رو وقتي همسرم بهم دادن اولش به كسي نگفتيم و همه بي خبر بودن بعدش كه اعلام كرديم مخالفت ها جدي شد
كار من خيلي بد بوده ؟:Ghamgin:

365 سخن تربیتی (هر روز يك سخن)

انجمن: 

[=Tahoma][=Tahoma][=Tahoma]

[B][=&amp]به نام خدا

[/]



[/][/][=Tahoma][=Tahoma][=&amp]در زندگی پر تب و تاب روزمره مان هر روز با وقایع و رویدادی جدید مواجه هستیم که با اندکی آگاهی و دانش در زمینه های گوناگون به راحتی میتوان از هر روز زندگیمان لذت و بهترین بهره را ببریم.
[/]

[=&amp]در کتاب حاضر برای هر روزمان یک هدیه معنوی در نظر گرفته شده است که هر صفحه آن یک روز زندگیمان می باشد تا با محکم کردن این صفحات به یکدیگر بتوانیم صحافی ماهر باشیم.[/]
[/]
[/]

[=Tahoma][=Tahoma]

[=&amp]معرفی کتاب

کتاب 365 سخن تربیتی (هر روز یک مطلب )

[/]


[/]فصل اول:
فروردین
اردیبهشت
خرداد
[=Tahoma][=&amp]
[/]

[=&amp]فصل دوم:[/]
[=&amp]تیر[/]

[=&amp]مرداد[/]
[=&amp]شهریور
[/]

[=&amp]فصل سوم:[/]

[=&amp]مهر[/]
[=&amp]آبان [/]
[=&amp]آذر
[/]

[=&amp]فصل چهارم:[/]
[=&amp]دی [/]
[=&amp]بهمن[/]
[=&amp]اسفند
[/]
[=&amp]منبع : تقویم شمیم یار93[/][/][/][/B][/]



دانلود: جلد
(1)و(2)

تحفه های تربیتی روزانه

انجمن: 

به نام خدا


با فصل بهار همراه با تازه شدن درختان و طبیعت فصل جدید زندگیمان آغاز می شود با این تفاوت که فصل جدید برای درختان و طبیعت هر سال تکرار می شود اما فصلهای زندگی ما تکرار شدنی نیست بلکه یکی از مراحل رشد را پشت سر خواهیم گذاشت بدون هیچ برگشتی ...

تولد.. کودکی ... جوانی... پیری

با چه ذهنی و چه نگرشی میخواهیم ادامه بدهیم ؟! خوب است تا فرصت ویرایش هست صفحات خوب را پررنگ کرده تکرار نماییم در غیر اینصورت خودمان را اصلاح کنیم.


کتاب حاضر تحفه هایی تربیتی است حاصل دسترنج اندیشمندان، نویسندگان و استادان گرانقدر که معلومات چندین ساله خود را با قلمی روان که ارزشش بالاتر از خون شهید است در چند سطر بطور روزانه در اختیار مان می گذارند تا در اصلاحیه کتاب زندگیمان از آن بهره ببریم.



معرفی کتاب

تحفه های تربیتی روزانه



فصل بهـار:
فروردین

اردیبهشت
خرداد

فصل تابستـان:
تیر

مرداد
شهریور

فصل پـاییز:
مهر

آبان
آذر

فصل زمستـان:
دی
بهمن
اسفند

منبع:تقویم شمیم یار 94

الان خواستگاری کنم یا در آینده؟

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:

نقل قول:

با سلام و وقت بخیر
پسری هستم 27 ساله
به دختری علاقمند شدم بهشون هم گفتم و ایشون هم نظرشون مثبت بود ولی گفتن اول نظر خانواده م بعد خودم ( یعنی اگه اونا بگم نه جواب منم نه )
وضع مالیم به دلیل تغییر شغل و ... بدجور خراب شده
بهشون گفتم چند ماه صبر کنید تا یه کم وضع مالیم بهتر بشه تا بتونم با خیال راحت بیام خواستگاری
چون میدونم اگه الان خواستگاری کنم به احتمال زیاد جواب خانواده ایشون نه هست
حالا ایشون میگن که نه همین الان باید خواستگاری کنید چون من عذاب وجدان دارم که واسه شما پیام میدم چون بدون الاع خانواده ست
تو بد وضعیم
بهشون میگم الان نمیتونم میگن منو دوس نداری و عاشق نیستی و ...
نمیدونم راه درست چیه
اگه الان خواستگاری کنم و نه بشنوم چی ؟
ممنون میشم راهنمایی کنید




با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

:Gol:

رعایت احکام شرعی در خواستگاری

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:

نقل قول:

با سلام

دختری هستم 27 ساله محجبه معتقد و مومن ، خواستگاری دارم 33 ساله که 3 ماه پیش در دوران عقد از خانمی جدا شده است.
یک جلسه نیز به روانشناس مراجعه کردیم و گفتند این آقا از نظر روحی و روانی سالم هستند.
حدود یک ماه در چندین جلسه مختلف با یکدیگر صحبت کردیم ولی در جلسه آخر از بنده درخواست می کند که دستم را بگیرد !!!
این حرکت او مرا به شک انداخته، به او گفتم این کار خلاف شرع و دین است. ولی او می گوید نمی تواند جلوی احساسات خود را بگیرد.
به نظر شما با این آقا باید چه کار کنم ؟ خانواده ام از این موضوع بی خبر هستند.

لطفا هر چه زودتر راهنمایی کنید.

تشکر

با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

:Gol:

خواستگاری از دختری که 60 تا خواستگار رد کرده!

با سلام

خدا قوت

یه دختری هست تو شهرمون از نظر اخلاق بیست زیبایی بیست رفتار همچیش عالیه شاید به جرات بگم 60 تا خواستگار تا حالا داشته

منم خیلی قبولش دارم ولی شنیدم یه خواهری داره از نظر چهره خوب نیست نمی زاره این دختر ازدواج کنه هر کی اومده نذاشته یه مشکلی براش بوجود میاره تا ازدواج نکنه

دختر خیلی با عقل و فهمه حالا نمی دونم برم خواستگاری یا نه /

البته اینو بگم قبلا به صورت پنهانی با دختر صحبت کردن ولی اسم منو نیووردن گفتن بهش کسی هست کارش عالیه خونه هم داره خانواده شونم خیلی مشهور همه قبولشون دارن

اینقدر دختر با عقلی هست که گفته خونه نداشته باشه مشکلی نیست فقط یه کار آبرومندانه

همه جور خواستگاری داشته حتی یکی از قم اومده بود استاد دانشگاه بگیر و برو

البته اینو بگم منم از نظر شغلی شغلم خیلی خاصه حقوقم خوبه خونه هم دارم تکمیل حتی با وسایل چون دختر مورد نظر خیلی فقیرن

ممنون میشم راهنمایی کنید برم خواستگاری یا نه ؟

آیا من و همسرم به آخر خط رسیده ایم؟

سلام دوستان.ببخشید سوالم کمی طولانیه ولی واقعا به کمکتون احتیاج دارم. من خانمی 22 ساله هستم که حدودا 4 ماهی میشه که عقد کرده ام، احساس میکنم در انتخابم اشتباه کردم.بذارید اول خودمو همسرم رو تو چند کلمه براتون آشنا کنم. من دانشجوی ترم آخر کارشناسی هستم.هیچگونه روابط خارج از عرف تا الان نداشته ام.بین اقوام و فامیل از همه مقیدتر هستم.یک خواهر کوچکتر از خودم دارم و برادری ندارم پدر و مادرم اختلاف سنی زیادی با من و خواهرم دارند.تا قبل از ازدواجم محبتی از جنس مخالف ندیدم و همیشه جای خالی یک مرد که بتونم بهش تکیه کنم و مایه آرامشم باشه رو حس میکردم با خودم میگفتم اشکال نداره صبر میکنم تا همسرم برام اون فرد باشه. همسرم 28 سالشونه تک پسر هستن و دیپلمه و شغلشون کارگریه.نه خونه نه ماشین و نه حتی پس اندازی ندارن (ملاک هام این چیزا هم نبود میگفتم خدا خودش درست میکنه)تو بچگی یتیم ش.چند سال پیش برای خواستگاری اقدام کردند که بهم خورد.بعد چند سال دوباره خواستگاری کردند با این تفاوت که تو این 4 سال ایشون با دخترخانمی به قصد ازدواج 2.5 سال نمیدونم بگم دوست یا نه.ولی با هم بودن و این خانم به همسرم پیشنهاد ازدواج دادند اون زمان همسرم تو یک کارگاه خیاطی با این خانم کار میکردند اما خانواده ها قبول نمیکردند حدودا همه فامیل از این رابطه خبر داشتند حتی خودم.دلیلش هم این بود که پدر این خانم از افغانستان بودند.تا اینکه همسرم حدود 4 ماه قبل از انکه به خواستگاری من بیان رابطه شون با این خانم رو تموم کردند.و وقتی خانواده شون بهشون گفتن ازدواج کن ایشون من رو پیشنهاد دادن.اما من چون از این قضیه خبر داشتم و تقریبا خودم و ایشون رو دو قطب مخالف میدیدم قبول نمیکردم ولیاونا خیلی رفت و آمد کردند و من جواب مثبت دادم دلیلش هم این بود که با صداقت جلو اومدند و ماجرای رابطه شون رو تعریف کردند.پسر سالمیه اهل دود و قلیون نیست.خصوصیات اخلاقی خوبی دارن.فقط کمی اخلاقشون تنده. اوایل محبت میکردند پیام عاشقانه میفرستادند اما الان حدودا 2-3 ماهی هست که ابراز علاقه نمیکنن و میگن دوستم دارن ولی ولی رفتارشون چیز دیگه ای میگن.قبل ازدواج گفتم یکی از شرایطم اینه که فیلم و عکس مستهجن تو گوشیشون نباشه و آهنگ حرام گوش ندن و ققبول کردن.ولی بعد از ازدواج گفتن خودم فقط گوش میدم و برای لذت گوش نمیکنم جلوی تو گوش نمیکنم بازم کنار اومدم ولی الان تو گوشیش عکس داره اهنگ جلوی من گوش میده خیلی کم محبت شده باهام بیرون نمیاد.4 ماهه عقد کردیم تا حالا دوبار با من اومده حرم همش میگه پول ندارم راست هم میگه جیبش خالیه ولی من ازش چیزی نمیخوام حتی بهش میگم بیا بریم تو محله مون قدم زنیم بریم پار نزدیک خونمون که نیازی به کرایه ماشین نباشه.همه جوره کنار میام هر روز که سرکاره بهش پیام عاشقانه میدم و ...مادر و خواهراشون منو بسیار دوست دارن و همیشه طرفم هستن من سعی میکنم بهشون احترام بذارم. الان به جایی رسیدم که کارم شده هرشب گریه.یکی دو مورد هم که خواستم با حرف زدن حلش کنم به دعوا ختم شد تو دعوا معمولا ساکت میشم تا عصبانیتش بخابه بعدش صحبت کنم ولی همش دعوا میشه. با تمام این تعاریف از کارشناس محترم و دوستان اسک دینی عاجزانه تقاضای راهنمایی دارم.با تشکر

مخالفت مادرم با ازدواج من به خاطر مسائل مالی

با سلام، اینطور که من فهمیدم، اسلام گفته احترام و گوش به حرف بودن نسبت به پدر و مادر همیشه لازم الاجراست مگه اینکه یه کار خلاف دین اسلام رو ازت بخوان.
بنده جوان 26 ساله هستم، دیپلم کامپیوتر، خدمت رفته و شاغل. با حقوق ماهیانه 2 تومن.
مدتی میشه شدید احساس میکنم نمیتونم جلوی به گناه افتادن خودم رو بگیرم و واقعا داره بهم فشار وارد میشه.
هرچی به مامانم میگم باید ازدواج کنم و...، مخالفت میکنن. میگن خونت آماده نیست. خونه ای که الان فقط زمینه.
نمیتونن به همین شکل توکل کنن و با ازدواج من موافقت کنن. ترس از مال دارن. یعنی میترسن من کم بیارم بعد از عقد.
در صورتی که من بهشون میگم خود خدا گفته توی قران هم هست، که جووناتون رو زن بدید یا شوهر بدید، من خودم روزیشون رو میرسونم.
خودم به شدت اعتقاد دارم، اما مادرم اصلا نمیتونه توکل کنه و موافقت کنه.
الان تکلیف من چیه؟
جوری شده که به صراحت میبینم مامانم حرف خدا رو پس میزنه و قبول نداره.
من باید چیکار کنم؟
ممنون.

اگر جواب دختر مورد علاقه ام در خواستگاری منفی باشد ...

انجمن: 

سلام و عرض ادب و احترام

من دو روز پیش رفتم خواستگاری یکی از اقوامهای دورمون خیلی دختر خوبی بود قبلا هم خواستگار داشته همه رو رد کرده

خانواده اش هم با این ازدواج موافق اند خیلی
خلاصه ما رفتم نشستیم دختر اومد پدرم گفت من موافقم خانواده ات هم موافق اند ولی خودت اگر موافق نیستی اجبرار نیستش

از چهره دختر معلوم بود که مشکلی نداره خلاصه گفتن برین صحبت کنید رفتیم نشستیم خیلی دختره خوشحال خنده رو طوری صحبت میکرد میگفتی تمومه
بعد از 40 دقیقه صحبت گفتش شماره همراهتون بدین من سه شنبه که امروز باشه نهایتا تماس میگیرم شایدم هم همون شب تماس بگیرم
صحبتهای که کردیم هیچ مشکلی نداشتیم منم بهش گفتم تو صحبت های که کردیم هر کدوم از صحبت هام شما مخالف اید بگید منطقی با هم حلش میکنیم میگفت که نه من هیچ مشکلی با حرفهاتون ندارم
من بهش گفتم من قبلا رفتم خواستگاری از نظر زیبایی هم مشکلی نداشتن مشکلات دیگه ی بوده که رد کردم این دختر از نظر زیبایی متوسطه
من خیلی راضی ام به این ازدواج یعنی طوری عاشقش شدم که نمی تونم یه جا بشینم
من هم کارم کاره خوبیه هم خونه دارم حتی وسایل خونه هم در حد توانم خریدم

حالا مسئله من اینه :

امروز صبح به پدر و مادرم گفتم اگر خدای نکرده جواب دختر منفی بود میخوام از مادرش اجازه بگیرم بگم میخوام باهاش صحبت کنم شاید مشکلی باشه که من بتونم حلش کنم ولی پدر و مادرم با اینکه خیلی دختره قبول دارن میگن اینطوری زشته من میگم تنها موردی بوده که خیلی دلم میخواد باهاش ازدواج کنم خودتون هم میدونید دختره خیلی خوبه بزارید کنم ببینم شاید موردی باشه که بشه راحت حلش کرد که موقع خواستگاری یادمون رفته باشه در موردش صحبت کرده باشیم

نظرتون چیه که من صحبت کنم اگر خدای نکرده خدای نکرده خدای نکرده خدای نکرده جوابشون منفی بود

ازتون خواهش کینم جواب بدین امروز عصر شاید خبر بدن

با تشکر

برچسب: